آخرین خبرها
تعداد بازدید : 1,216

مي‌خواهم رئيس جمهور شوم،‌ نه پيامبر

به گزارش آخرین نیوز، «مي‌خواهم رئيس جمهور شوم» يادداشتي از سردبير روزنامه اطلاعات، عليرضا خاني است که در شماره امروز اين روزنامه به چاپ رسيده است. آن را در ادامه مي‌خوانيد:

بازار رقابت و تبليغات انتخابات داغ و داغ‌تر که مي‌شود، ‌همه چيز در آن مي‌توان يافت. از حرف‌هاي عجيب تا وعده‌هاي عجيب‌تر تا افراط‌ها در شعار و اغراق‌ها در کلام و استعدادها در تخريب همديگر و… به هرحال آنچه بايد نباشد و هست و بايد باشد و نيست…

بعضي وعده مي‌دهند که بيکاري و تورم را الساعه يک‌رقمي مي‌کنند و حتي صفر! و فراموش مي‌کنند که چند دوره و حتي چند دهه است اين وعده توسط قبلي‌ها گفته و نخ‌نما شده است. برخي مي‌گويند مسائل هسته‌اي را زود حل و فصل مي‌کنند و توضيح نمي‌دهند موضوعي که دست‌کم يک سويش طرف ديگري است، چگونه توسط يک طرف حل و فصل مي‌شود. بعضي مي‌گويند اگر من بيايم مشارکت را صد درصدي مي‌کنم و نمي‌دانند که مشارکت صد درصدي در عالم واقع امکان وقوع نمي‌يابد و يادشان نيست که قبل از مشارکت و برگزاري انتخابات و پيروزشدن در آن، هنوز رئيس جمهور نيستند که بتوانند مشارکت را صد درصدي کنند. يکي مي‌گويد خدمت سربازي را لغو مي‌کند و انگار نمي‌داند که اساساً نيروهاي نظامي اختيارشان با رئيس جمهور نيست که چنين کنند. ديگري مي‌گويد به دانشجويان يارانه ويژه مي‌دهد و نمي‌گويد که از کجا مي‌آورد و برمبناي کدام قاعده عدالتمندانه‌اي اين کار را مي‌کند و آن يکي مي‌گويد که فلک را سقف مي‌شکافد و طرحي نو درمي‌اندازد و گل برمي‌افشاند و بهار را زنده مي‌دارد… و تو گويي نمي‌بينند که در اين ساليان دراز، هر آنکه وعده بيشتر و گزاف‌تري داده ناکامي درشت‌تري برجا گذاشته است. آنکه مي‌خواست باغ ويلاي 1000 متري به همه جمعيت کشور بدهد، سر که برگرداند قيمت آلونک 60 متري به همان ويلاي هزار متري رسيد و آنکه مي‌خواست عدالت‌مند باشد و فاصله فقير و غني را کم کند، چشم که برهم زد

ارزش پول ملي يک‌سوم شد و قدرت خريد فقيران، با همان 45 هزار توماني که مي‌گيرند، باز از قبل پايين‌تر رفت و پرتاب موجود زنده به فضا نيز نتوانست مسأله روغن نباتي را در اين سرزمين بالاخره حل کند.

چه مي‌شد اگر نامزدهاي انتخابات، پرانسيب اخلاق را رعايت مي‌کردند و با رفتار جهان سومي، وعده‌هاي نشدني‌تر را با صداي بلندتر فرياد نمي‌کردند و در هنگامه‌اي که مرغ و تخم‌مرغ هنوز در اين مملکت «مسأله» است، سخن‌هاي گزاف از رؤياهاي تعريف نشده ـ همچون مديريت جهان ـ بر زبان نمي‌راندند و خيلي صادقانه، در چارچوب اختيارات يک رئيس جمهور ـ و نه باريتعالي ـ و با اذعان به همه محدوديت‌ها و حدود و ثغور داخلي و بين‌المللي، برنامه‌هايي واقع‌بينانه و محدود براي يک دوره زماني تعريف شده ارائه مي‌دادند و آن برنامه‌ها را به رأي مي‌گذاشتند نه اينکه همچون اکنون، هيچ برنامه‌اي نباشد و شعارها به رأي گذاشته شود و در رقابت «شعار» به سخنان گزاف و اغواگرانه و بعضاً نامربوط رو آورند.

چه مي‌شد اگر نامزدها، دست‌کم براي طرفداران فرضي خود ابتدا تعريف مي‌کردند که رئيس جمهوري چيست و رئيس جمهور چه کارهايي احياناً مي‌تواند بکند و چه کارهايي در حوزه اختياراتش نيست و براي همان کارهايي که در حوزه اختياراتش هست چه محدوديت‌هاي عيني و واقعي و بالفعل و بالقوه وجود دارد و چه ناکامي‌هايي در انتظار است.

چه خوب مي‌شد اگر کانديداها، به جاي بالا بردن سطح انتظارات فزاينده و دادن وعده‌هاي بلندبالا، تلاش مي‌کردند «واقع‌بيني» را در ميان مردم به عنوان يک ارزش رواج دهند. اگر اين‌طور بود، مي‌شد انتظارات مردم را با شعار و رؤيا و وعده بالا نبرد، بلکه با واقع‌بيني و منطق و عينيت پايين آورد. چه خوب مي‌شد اگر کانديداي رياست جمهوري پشت تريبوني مي‌رفت و اين‌گونه سخن مي‌راند:

مي‌خواهم رئيس جمهور شوم. رئيس جمهور يعني نماينده يک ملت براي اداره امور اجرايي همان ملت. رئيس جمهور موجود آسماني نيست که هرچه بگويد و بپندارد، درست‌تر و بحق‌تر از گفته‌ها و پنداشته‌هاي ديگران باشد. او وظيفه‌اش اين است که بهترين افکار و درست‌ترين روش‌ها را از ميان انديشه‌ها و روش هاي برتر نخبگان ايراني و جهاني برگيرد و براساس آن، کشور را اداره کند.

مي‌خواهم رئيس جمهور شوم. وقتي رئيس جمهور شدم ناگهان همه فرزندان بيکار شما سر کار نخواهند رفت. اين يک معجزه است و من معجزه‌گر نيستم. «کار» ايجادکردن هزار مقدمه مي‌خواهد. فکر و دانش و سرمايه و همت مي‌خواهد و من سعي خواهم کرد همه فکرهاي خوب را گرد آورم و همه دانش‌هاي بالا را برگزينم و از همه صاحبان سرمايه و همت کمک بخواهم تا به ياري همديگر و به کمک مديريتي لايق از ميان مديران موجود زميني ـ و نه آسماني ـ مقدمات «کارآفريدن» را فراهم آورم و آنگاه امکانات دولت را ـ که مال شما مردم است و من نماينده شمايم ـ بسيج کنم تا به مدد همه عوامل پيش‌گفته، کم‌کم کارهاي بيشتري خلق و شغل‌هاي مفيدي آفريده شود و به تدريج، فرزندان شما را در آن شغل‌ها مشغول کار کنم تا توليد افزون شود و سرمايه‌هاي حاصل از توليد صرف ساختن کارهاي بيشتري شود. همه اينها، در کنار هم و با استمرار و استدراج زمينه کاسته شدن تدريجي و آرام از نرخ بيکاري را فراهم مي‌آورد تا شايد در دولت‌هاي بعدي بشود نرخ بيکاري را تا حدي که شدني است، کمتر کرد.

مي‌خواهم رئيس جمهور شوم. تورم را نمي‌توانم يکباره صفر کنم. اگر کس ديگري هم گفت که مي‌تواند باور نکنيد. اصلاً تورم نبايد صفر باشد اما بايد از رقم وحشتناک کنوني به رقم معقول‌تري تنزل يابد. اين کار هم ناگهاني ممکن نيست. من رئيس جمهورم. نه دست عيسي را دارم و نه عصاي موسي را. تورم حاصل هزار عامل تو در تو و درهم تنيده است که در طول دهها سال خلق شده است و من در طول 4 سال دوره رياست جمهوري نمي‌توانم آن را از 30 درصد موجود به 2 درصد مطلوب برسانم. ديديد که آنها هم که وعده داده بودند که مي‌توانند، نتوانستند. من نيز نخواهم توانست. اين کار قطعاً به بيش از 10 سال زمان نياز دارد، تازه اگر همه شرايط مطلوب باشد. دوره رياست جمهوري من فقط 4 سال است. من بخشي از کار را با همه توانم انجام مي‌دهم بقيه‌اش مي‌ماند براي بعدي‌ها، که حتماً بهتر از من خواهند بود. چون قرار است ملت روند رشد و شکوفايي را طي کند و رئيس جمهور بعدي که از همان ملت رشديافته‌تر و شکوفاتر برخواهد آمد، از من بهتر و تواناتر است.

مي‌خواهم رئيس جمهور شوم. تلاش مي‌کنم با بهره‌مندي از همه سياستمداران کاربلد و مبرّز، تنش را از کشور دورتر و کم‌تر کنم. البته که نمي‌توانم آن‌را به کلي از بين ببرم. شما گمان نبريد که من رئيس جمهور جهان شده‌ام من رئيس جمهور ايران هستم و بنابراين نمي‌توانم به همه جهان دستور بدهم که الزاماً با ما دوست باشند. حتماً شرهايي در جهان هست و يقيناً بخشي از آن هم به ما خواهد رسيد. منتها من همه سعي و تلاشم را به کار مي‌گيرم تا با همفکري و ياري گرفتن و درس آموختن از سياستمداران پيشين ايران و جهان، تا حد امکان کشورم را از کيد اغيار و خبث‌طينت دشمنان محفوظ بدارم. همه تلاشم را مي‌کنم تا منافع و کرامت شما را در همه جهان حفظ کنم و امتيازات از دست رفته را، تا حد ممکن، به شما برگردانم. الان نمي‌دانم که چقدر موفق خواهم شد و بنابراين قول نمي‌دهم که الزاماً موفق خواهم بود،‌ فقط قول شرف مي‌دهم که همه سعي و تلاشم را به کار گيرم.

مي‌خواهم رئيس جمهور بشوم. وقتي رئيس جمهور شدم حتماً تلاش مي‌کنم نظام آموزش و پروش را از وضع رقّت‌بار فعلي بيرون آورم. البته عذر مي‌خواهم که الان مي‌گويم. اين را بايد در صدر برنامه‌ها مي‌گفتم يعني حتي قبل از تورم و بيکاري. چون اعتقاد دارم که آموزش و پرورش در رأس همه اولويت‌هاست. اما فراموش کردم اول بگويم. ديديد که من بي‌عيب و ضعف نيستم. لااقل يکي از ضعف‌هايم همين فراموشکاري است که براي رئيس جمهور ضعف کمي نيست. اولويت اول آموزش و پرورش است. شايد اگر آموزش و پرورش در دهه‌هاي پيش بهتر از اين بود که هست، الان شما مجبور نبوديد به من رأي بدهيد. حتماً انسانهاي بزرگتر و تواناتر و دانشمندتر از من بودند که شما يکي از آنها را براي رياست جمهوري برگزينيد. اما چه مي‌شود کرد چون آموزش و پرورش ضعيف بوده است اکنون مجبوريد يا به من رأي دهيد يا کسي مانند من.

من اگر رئيس جمهور شدم به نمايندگي از شما اين آموزش و پرورش را از بنياد تغيير مي‌دهم. يعني اگر با اين نظر موافقيد به من رأي دهيد و اگر مخالفيد که لازم نيست من را رئيس جمهور کنيد. براي تغيير آموزش و پرورش نه خودرأيي مي‌کنم و نه خودمحوري. کارشناسان بزرگ آموزش و پرورش و مديريت آموزشي را از ميان خود شما و حتي از کشورهاي ديگر جمع مي‌کنم تا به صورت دقيق همه ضعف‌ها و نقص‌هاي اين نظام آموزشي را بکاوند و بيابند و براي اصلاح اساسي آن برنامه و نقشه ارائه دهند و آن‌گاه، اين برنامه و نقشه را به مجلس مي‌برم. وقتي کار علمي و دقيق و همه‌جانبه و ميهن‌دوستانه و با حکمت و درايت باشد، طبيعي است که مجلس هم تأييد خواهد کرد. آموزش و پرورش بايد طوري باشد که يک کودک بيسواد از آن بيرون نماند و يک نوجوان بيسواد از آن بيرون نيايد. شأن معلم در جامعه بايد از شأن من که رئيس جمهورم، بيشتر باشد. اين کار هر چقدر طول بکشد و هرچه هزينه ببرد مي‌ارزد. اگر همين يک اتفاق بيفتد، شما در آينده قطعاً رئيس جمهورهايي بهتر از من خواهيد داشت.

مي‌خواهم رئيس جمهور شوم. وقتي شدم براي آموزش عالي نيز همان کاري را مي‌کنم که براي آموزش و پرورش. بايد آموزش عالي از اين وضع غم‌انگيز نجات يابد. دانشگاههاي زيرپله‌اي با کلاس‌هاي 50 نفري فقط به درد بالا بردن آمار براي نمايش مي‌خورد. من با «نمايش» مخالفم. دانشگاه بايد محل «آموزش» باشد. اگر اين نظر را قبول نداريد به من رأي ندهيد.

مي‌خواهم رئيس جمهور شوم. با تداوم الي الابد پرداخت يارانه نقدي هرگز موافق نيستم. بايد مردم توانمند شوند و مزد کار خود را بگيرند. چرا مردم کشورهايي که يارانه نمي‌گيرند بهتر از مردم ما زندگي مي‌کنند؟ چون به اندازه ارزش کارشان درآمد و قدرت خريد دارند. مي‌گويند يارانه پول نفت است که متعلق به مردم است و ما به خودشان مي‌دهيم. مگر بقيه کشورهاي نفتي، مردمشان را حقوق‌بگير دولت کرده‌اند؟ اگر مردم توانمند و اقتصاد بسامان شود درآمد خود مردم، بسيار بيشتر از اين يارانه‌هاي مستقيم خواهد بود و کرامتشان نيز. البته که کاري است که شده و نمي‌شود يکروزه آن‌را قطع کرد، اما همه برنامه‌ها بايد به سمت توانمندسازي مردم و اقتصاد و قطع پرداخت پول از طرف دولت باشد. نگوييد اين سخن، به اين عرياني، رأي‌هايت را مي‌ريزد. صداقت بهتر از رأي است. مگر شما رئيس جمهوري صادق نمي‌خواهيد؟ وانگهي، اگر فردا روزي بهاي نفت به 20 دلار رسيد يا اصلاً نفت‌مان تمام شد ـ که مي‌شود ـ مردم بايد گرسنه بمانند؟ کدام عقل سالمي مي‌گويد مردم را وابسته و نان‌خور منبعي کنيم که از روز روشن‌تر است تمام مي‌شود؟

مي‌خواهم رئيس جمهور شوم. خيلي حرف‌هاي ديگر دارم که وقتش نيست بگويم اما همين قدرش کافيست تا به من رأي ندهيد! چون من نه تورم و بيکاري را في‌الفور صفر مي‌کنم، نه يارانه‌ها را چند برابر مي‌کنم، نه خدمت سربازي را لغو مي‌کنم، نه به گروههاي خاص ـ که پرتعداد هم هستند و به درد رأي دادن مي‌خورند، نظير دانشجويان ـ يارانه ويژه مي‌دهم، نه اعتياد را به طرفةالعيني از پهنه کشور محو مي‌کنم، نه در عرض شش ماه يا يک سال يا 4 سال،‌کل کشور را به بهشت موعود تبديل مي‌کنم. شما به من رأي مي‌دهيد که رئيس جمهور شوم، نه پيامبر معجزه‌گر. من يک آدم معمولي هستم و هيچ حلقه نوري بر سرم نيست و با هيچ امر قدسي، بيشتر از شما ارتباط ندارم و معجزه نخواهم کرد. اما اگر، احياناً،‌ به من رأي داديد، کار شما تمام نشده است. بدانيد که از آن جايي که من بشرم و هر بشري جايزالخطا است،‌ حتماً بايد نمايندگاني در مجلس بگماريد که بر من نظارت کنند. من هر لحظه ممکن است دچار غرور يا توهّم يا خودمحوري يا استبدادگري شوم و قول‌ها و عهدهايم را زير پا گذارم و به سويي، جز آنچه قرارمان نبود، بروم. براي هر کسي ممکن است اتفاق بيفتد. از اين حرف دچار شبهه نشويد، هرکس ديگري هم انتخاب کنيد اين احتمال درباره او هم هست. پس بايد بر من نظارت کنيد. يادتان نرود من يک آدم معمولي‌ام. نه معصومم نه معجزه‌گر.

مي‌خواهم رئيس جمهور شوم،‌ نه پيامبر.

کانال تلگرام آسمانیها۹۰

۵ نظر

  1. اگر پیدا کردید سلام برسانید.در سابقه تاریخی مردم ایران هویداست که ایشان در کارهای هیجانی و احساسی قوی عمل می کنند ولی در باره کارهای کارشناسی و علمی و زمان بر صبر ندارند.شاید یکی از علل نداشتن رئیس جمهوری مانند مدل بالا همین است.مثلا در ترکیه تورم به چهارصد درصد رسید ولی با دانش و حوصله در مدت ده سال به زیر ده درصد ملموس و نه شعاری رسید.قسمتی از آن برمیگردد به سرمایه گذاری ترکیه در توریسم که ایران می گوید توریسم آن جا بر اساس کارهای بی ناموسی و…است وقسمت عمده آن بر می گردد به تولیدات لباس و پارچه و حضور خوب با حمایت دولت از بازرگانان در کشورهای آسیای میانه و افغانستان و عراق و…

    • شهروز-كارشناس خبرهاي سايت

      حمايت از صنايع پارچه و نساجي داخلي رو هستم
      اگه پارچه قاچاق نشه و عده اي بزارند تو همين ايران ما پارچه هاي توپپپپپپ توليد و عرضه ميشه
      اگه نميدونيد بدونيد
      خيلي از اين پارچه هايي كه مارك تركيه و كره دارند
      تو ايران خودمون توليد ميشن
      حتي تو تركيه هم فروش ميرن
      چرا ؟
      چون مردم به مارك توجه دارند و خودمون رو باور ندارند
      اينا رو پاش بيفته با مدرك بهتون ثابت ميكنم

      دلتونو به خارجي بودن لباستون خوش نكنيد
      خيلي هاش تو مشهد و تهرون داره دوخته ميشه و پارچه اصلي اون هم تو يزد و … توليد ميشه
      مارك خارجي ميخوره و شما هم چند برابر قيمت پول ميدي و جنسي رو ميخري كه مثلاً صد هزار تومن اگه پولشو داده باشي
      60هزار تومنش سود فروشنده و عمده فروش هست

  2. دوستان حتما بخونید. کاش همه صادق باشن ولی مشکل اصلی رئیس جمهور نیس

  3. مقاله خوبيه ولي خيلي دارن بازار گرمي ميكنن

    بايد مواظب بود از دشمنان ايران

  4. کاش همه این حرفا حقیقت داشت هر چند که از همین الان رئیس جمهور انتخاب شده و اینا همش جوسازیه.حرفایی که زده شد همش قشنگ بود کاش یکی پیدا میشد که فقط 1درصد دلش واسه مردم و کشورش می سوخت

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*