آخرین خبرها
تعداد بازدید : 2,456

خودکشی دختر مدل ایرانی پس از تجاوز کارگردان در تهران! +عکس

خودکشی دختر مدل ایرانی پس از تجاوز کارگردان

خودکشی دختر مدل ایرانی ،ماجرا از این قرار بود که شامگاه هشتم خرداد ۹۴ دختر جوانی،
وحشت زده و با صدای بلند از کارکنان یک سفره خانه در فردیس کرج برای نجاتش از دست یک پسر کمک خواست.
همان موقع چند مرد با شنیدن فریادهای او به طرف پراید مشکی دویدند،
به همین خاطر راننده نتوانست دختر جوان را همراه خود ببرد و با سرعت پا به فرار گذاشت.
با اعلام این ماجرا به مرکز فوریت های پلیس ۱۱۰، بلافاصله گشت پلیس،
برای تحقیق و بررسی در این باره به سفره خانه اعزام شد.

دختر جوان در حالی که بشدت اشک می ریخت،
مدعی شد که از جنوب کشور به کرج سفر کرده اما طعمه هوس های شوم پسر شیطان صفت شده است.

به دلیل حساسیت موضوع، شاکی به کلانتری منتقل و تحت بازجویی قرار گرفت.
نگار -۲۶ ساله- که خود را مدل لباس معرفی می کرد،
گفت: دوستم «سارا» به بهانه بازی در ویدئو کلیپ یک خواننده سرشناس زیرزمینی،
مرا با پسر ۲۵ ساله ای به نام «پاشا» آشنا کرد و ما از طریق پیام های تلگرامی با هم ارتباط گرفتیم.

تنها ۳ روز پس از آشنایی مان، «پاشا» مرا به بهانه بازی در فیلم به تهران دعوت کرد.
حتی برایم بلیت هواپیما هم فرستاد.

بعد هم با یکی از بستگانم در تهران قرار گذاشتم تا چند روزی میهمان شان باشم.
به همین خاطر با خیالی آسوده در فرودگاه مهرآباد از هواپیما پیاده شدم.

طبق هماهنگی قبلی پاشا در فرودگاه منتظرم بود،
بعد هم به بهانه بازی در کلیپ با خودروی او راهی محل فیلمبرداری شدیم.
پس از طی ۴۵ دقیقه او مرا به آپارتمانی رساند که ادعا می کرد محل فیلمبرداری است.
همان موقع با تعجب پرسیدم چرا سایر هنرمندان و عوامل فیلم نیامده اند که او گفت: تا آماده شوی، بقیه از راه می رسند.

خودکشی دختر مدل ایرانی

حدود نیم ساعت در پذیرایی منتظر ماندم که این سکوت مرموز باعث وحشتم شد.
تا اینکه «پاشا» با وضعیتی نامناسب در برابرم ظاهر شد و در حالی که در را قفل کرد،
مرا با ضرب و شتم به یکی از اتاق ها کشاند و به طور وحشیانه ای مورد آزار و اذیت قرار داد.

دختر جوان با ناراحتی ادامه داد:

من و او هیچ رابطه دوستی و آشنایی نداشتیم و فقط به عنوان هنرور،به تهران سفر کردم.
بعد از آن «پاشا» مرا با تهدید سوار خودرواش کرد و می دانستم سرنوشتی شوم در انتظارم است.
با این حال لحظه خروج از آپارتمانش، مخفیانه از نمای بیرون ساختمان عکس گرفتم.
تا اینکه در خیابان وقتی سرعت خودرو کم شد،
از فرصت استفاده کردم و از ماشین بیرون پریدم و فریاد زنان کمک خواستم.

بدین ترتیب با دستور بازپرس شعبه اول دادسرای فردیس،
«نگار» به پزشکی قانونی کرج معرفی شد که آزار و اذیت اش و چندین مورد جراحت وی مورد تأیید قرار گرفت.
این در حالی بود که او از پسر شیطان صفت به اتهام آزار و اذیت،
به عنف و تهدید به انتشار فیلم شکایت کرد و در حالی که هویت واقعی،
و محل دقیق زندگی «پاشا» را نمی دانست، خواستار دستگیری او شد.

با این حال محل زندگی «پاشا» در منطقه فردیس شناسایی شد،
و دختر جوان با بیان جزئیات داخل آپارتمان،
وضعیت آن محل را شرح داد و پرینتی از چت های چند روز گذشته خود با وی،
را در اختیار بازپرس پرونده قرار داد و به شهر خود بازگشت.
سپس آپارتمان پاشا به طور نامحسوس تحت نظر پلیس قرار گرفت،
تا اینکه حدود یک ماه بعد او دستگیر و با قرار وثیقه ۲۰۰ میلیون تومانی بازداشت شد.

از سوی دیگر «نگار» که پس از بازگشت به خانه پدری به خاطر ضربه شدید روحی بشدت افسرده شده بود، یک شب خود را حلق آویز کرد و دچار مرگ مغزی شد، اما زندگی نباتی او در بیمارستان، ۲ ماه طول کشید و سرانجام پزشکان، مرگ قطعی اش را اعلام کردند.

با مرگ غم انگیز دختر جوان پرونده در اختیار شعبه اول دادگاه کیفری (۱) کرج قرار گرفت. سپس قاضی «هدایت رنجبر» رئیس دادگاه به لحاظ حساسیت موضوع دستور بررسی دقیق ماجرا را صادر کرد.

خودکشی دختر مدل ایرانی

خودکشی دختر مدل ایرانی
بازجویی از واسطه آشنایی

با درخواست وکیل خانواده نگار، دستور نیابت قضایی برای تحقیق از «سارا» و چگونگی آشنایی اش با «پاشا» و معرفی «نگار» به وی صادر شد. دختر جوان نیز اظهار کرد: «پاشا» از بستگان یکی از دوستانم بود و ۲ سال پیش در تهران با هم آشنا شدیم. او در نخستین دیدارمان از من خواستگاری کرد و قرار شد شرایط ازدواج مان را فراهم کند.

«پاشا» ادعا می کرد در زمینه تهیه و تولید ویدئوکلیپ برای خوانندگان زیرزمینی فعالیت دارد و برای مدل نیاز به دختری جذاب و خوش قیافه دارد. از آنجا که «نگار»، مدل مانتو بود با او تماس گرفتم و بعد هم او را به «پاشا» معرفی کردم و ۳ روز بعد راهی تهران شد، اما همان شب با پیام هایی تلخ وتکان دهنده، ادعا کرد مورد تجاوز قرار گرفته و مرا نفرین کرد.

این در حالی است که وقتی از «پاشا» سراغ «نگار» را گرفتم، گفت او را به کارگردان و گریمور معرفی کرده و در حال آماده شدن است.

محاکمه متهم ,خودکشی دختر مدل ایرانی

همزمان با تکمیل تحقیقات جنایی، متهم پرونده برای محاکمه از زندان به دادگاه منتقل شد.در ابتدای جلسه، اولیای دم دختر جوان خواستار اعدام عامل جنایت سیاه شدند.

سپس قاضی «هدایت رنجبر» – رئیس شعبه یکم دادگاه کیفری کرج خطاب به متهم گفت:
«نگار» شب حادثه پیام هایی با «سارا» مبادله کرده که حکایت از آزار و اذیت دارد، ضمن اینکه پزشکی قانونی هم تأیید کرده است. پس از دستگیری نیز اقرار کردی او را به خانه ات بردی و «نگار» نیز جزئیات داخل خانه ات را بازگو کرده است. حالا چه دفاعی داری؟

– «پاشا»: من در زمینه خرید و فروش ملک فعالیت دارم و گاهی نیز در کار موسیقی ام.

آیا مجوز ساخت فیلم و کلیپ داری؟

زیرزمینی فعالیت دارم و کسی مجوز نمی دهد.

چرا دختر جوان را به خانه ات کشاندی؟

وقتی در فرودگاه او را دیدم، با عکس های اینستاگرامش تفاوت داشت و او را نپسندیدم. پشیمان شدم و به او گفتم به شهرش برگردد اما او گفت: من مدلم و وقتم را گرفتی و باید هزینه هایم را بدهی. حالت عادی نداشت به همین خاطر او را به خانه ام بردم تا استراحت کند.

اما در همان شب به یکی از دوستانت در فضای مجازی پیام داده ای که «نگار» را آزار داده ای؟

قصد داشتم سربه سر دوستم بگذارم تا حساس شود.

جراحت های «نگار» حکایت از مقاومت او در برابر خواسته ات دارد.

من بی خبرم.,خودکشی دختر مدل ایرانی

در ادامه دادگاه، وکیل مدافع «پاشا» ادعای تازه ای را مطرح کرد. وی برای نجات موکلش از مجازات گفت: «پاشا» از سال ۸۸ به دلیل اختلال خلقی در بیمارستان های مختلف روانپزشکی تحت درمان بوده و به دلیل مشکلات روحی از خدمت سربازی معاف شده است. در سال ۹۰ هم پزشکی قانونی اعلام کرده وی مبتلا به افسردگی و اختلال شخصیت مزمن است که می تواند دوره های جنون کوتاه مدت ایجاد کند. بنابراین «پاشا» در این ماجرا مسئول اعمال و رفتار خود نبوده و به خاطر وضعیت روحی اش، درخواست فوری آزادی و درمانش را دارم.

پس از پایان جلسه محاکمه، قاضی رنجبر، «پاشا» را با قرار بازداشت موقت به زندان فرستاد و از کمیسیون روانپزشکی خواست در خصوص وضعیت روحی متهم و اینکه زمان وقوع جرم مسئول اعمال خود بوده یا خیر نظر بدهند.

همچنین دادگاه دستور تشکیل پرونده شخصیت متهم را صادر کرد تا از وضعیت خانوادگی، اجتماعی و اقتصادی اش هم گزارشی تهیه شود.

ترنج نیوز

مجله اینترنتی آسمانیها۹۰

کانال تلگرام آسمانیها۹۰

۴ نظر

  1. فقط سه روز پس از اشنایی پا شده رفته خونه پسره؟اون هم تنها؟
    دختر ساده بیچاره
    دلم سوخت واسش

    • یعنی مثلا اگه بعد از سه ماه آشنایی دختره با دخترخالش میرفت خونه پسره دیگه مشکلی نبود ؟؟
      نازنین فکر کنم در خصوص یه موضوع مشابه این جریان قبلا بحث کرده باشیم البته اگه اشتباه نکنم .
      من کاری به شیطان صفت بودن اینجور پسرها ندارم و دقیقا موافقم که باید با این جور حیوان های انسان نمابه شدت برخورد بشه. ولی به نظرم خود دخترا تو این اتفاق های هولناک که براشون میفته و آخر کار هم چهره یه قربانی مظلوم و بی گناه را به خودشون میگیرن همچین بی تقصیر نیستن .

      • خب سه ماه هم خیلی زوده … باید یه سالی میگذشت 😆 اون وقت تنها هم میتونست بره تازه ممکن بود ماجرا به جاهای خوب هم برسه ….خخخخ
        خب از شوخی بگذریم حق با شماست … این دختر خانم اشتباه بزرگی مرتکب شده و در نهایت فقط به خودش اسیب زده .
        ولی گاهی به اسم کار کردن و غیره بعضیها رو فریب میدن و به جاهای پرت میکشونن.
        من یادمه برای انجام یه کار اداری باید به یه شرکتی که معرفی کردن میرفتم…از یه شرکت بزرگ و معتبر آدرس گرفتم و رفتم. توی خیابون فلسطین شمالی بود … یه آپارتمان در بسته ، در که زدم وارد یه محیط اداری خیلی کوچیک شدم ، فقط یه نفرو دیدم و همش فک میکردم تنهام …خیلی استرس داشتم … تا اینکه صدای دو سه نفری رو هم شنیدم که داخل اتاقهاشون بودن و یه ذره خیالم راحت شد . بگذریم که کارمندهاش تیپ اداری نداشتن ولی خودم وحشت داشتم و هر لحظه دلم میخواست فرار کنم ، کارم انجام شدو اومدم بیرون.
        به هر حال در این محیطها هر اتفاقی ممکنه پیش بیاد ، مخصوصا اگه شرکتها خصوصی باشن و نظارتی هم روشون نباشه این خطرات همیشه هست . من خودم اصلا فکر نمیکردم وارد همچین محیطی شم.ولی برای انجام قسمتی از کارم مجبور بودم که اونجا برم. شاید هم من زیادی ترسو هستم ولی نباید بیگدار به اب زد.

  2. نازنین اتفاقا این ترسی که میگی اصلا واسه یه دختر نه تنها عیب محسوب نمیشه بلکه به نظر من یه نقطه قوت خیلی بزرگه.
    اگه دیده باشی بعضی از بچه های کوچیک هیچ ترسی از تاریکی ندارند و یا هر غریبه ایی به راحتی دوست میشن و برعکس بعضی از بچه های دیگه حتی با تشویق و یا تنبیه هم حاضر نمیشن تو یه محیط تاریک برن و یا اگر یه فرد غریبه بخواد بغلشون کنه به شدت گریه میکنن .پدر و مادر اینجور بچه ها معمولا از این رفتار بچه هاشون راضی نیستن و حسرت داشتن بچه هایی مثل گروه اول را میخورن .و دقیقا اشتباه بزرگ را همینجا مرتکب میشن .روانشناس ها میگن بچه هایی که ضریب هوشی متوسط و یا بالایی را دارند با تحلیل موقعیت و خطرات احتمالی که تو اون محیط تاریک ممکن براشون اتفاق بیفته از وارد شدن یه اون محیط پرهیز میکنن که البته با هوشیاری پدر و مادر این ترس کاملا قابل برطرف شدنه .ولی بچه هایی که کند ذهن تر هستن هیچ پیش بینی از شرایط و خطرات احتمالی نمی تونن داشته باشند.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*