آخرین خبرها
تعداد بازدید : 7,710

ارضای نیاز جنسی در خیابان؟!

 ارضای نیاز جنسی

ممکن است در زندگی هر زنی پیش بیاید که از طرف یک جنس مذکر، مورد مزاحمت قرار بگیرد. این مزاحمت می تواند تلفنی باشد، می تواند حضوری باشد؛ ممکن است در یک محل عمومی مثل خیابان باشد، ممکن است در محیط کار باشد؛ می تواند در حد نگاه های آزاردهنده یا چند کلمهٔ ناپسند باشد، می تواند بسیار جدی تر از این ها باشد. اما مسلماً نتیجهٔ این مزاحمت ها، سلبِ آرامش روانی و خدشه به شخصیتِ جنسِ زن است.

مزاحمت، مسئله ای است مبتلابهِ  زنان که کمتر به آن پرداخته شده و راه کارهای مواجهه با آن کمتر بررسی شده است. از این رو عموم زنان و دختران در این موارد به ندرت آموزش دیده اند و کمتر آمادگیِ مواجهه با آن را دارند. اغلب توصیه هایی که در این مورد می شود به این نکته ختم می شود که خانم ها سعی کنند با رعایت پوشش و رفتار مناسب، از مزاحمت ها جلوگیری کنند. با اینکه این حرف، فی نفسه، کلام صحیحی است؛ اما واقعیت جامعه نشان می دهد که انواعی از این مزاحمت ها ارتباطی به پوششِ خانم ها ندارد و می تواند همه گیر باشد.

مزاحمان از تصورِ ایجاد مزاحمت لذت می برند

مزاحم، اغلب سعی دارد با ایجاد مزاحمتش، تفریح کند. اما چه چیز ایجاد مزاحمت، برای او می تواند مفرح باشد؟ جواب این سؤال می تواند نمایندهٔ راهِ حل آن باشد.

متلک پرانی را شاید بتوان یکی از رایج ترین و دم دستی ترین شکل های مزاحمت در ایران دانست. گرچه مردان هم در تیررس انواع متلک ها از سوی زنان قرار می گیرند اما بیشترین قربانیان متلک ها در کشور ما خانم ها هستند. به نظر باید جالب باشد که بدانیم هدف برخی آقایان از حرکاتی که از آن به عنوان مزاحمت های خیابانی برای زنان یاد می شود، از چه انگیزه ای نشأت می گیرد. شاید در نگاه اول به نظر برسد، هدف سوء استفاده است، اما مطالعات گوناگونی که در کشورهای متفاوت روی این نوع مزاحمت ها انجام شده و نظر بسیاری از روان شناسان و جامعه شناسان، حاکی از آن است که حقیقت این است که هدف افراد از ایجاد مزاحمت، ارضای نیازهای جنسی نیست!

در واقع نتایج این تحقیقات نشان می دهد که بیشترین لذت مردانی که قصد ایجاد مزاحمت های خیابانی را دارند، احساسِ قدرت و برتری و تحقیر جنسی طرف مقابل است که در قالب کلام یا تماس کوتاهی بروز پیدا می کند. این تحقیر کردن از ویراژ دادن در مقابل دخترخانم ها برای به رخ کشیدن به اصطلاح توانایی هایشان، ترمز کردن و متلک پرانی و تمسخر و گاهی هم فحاشی شروع می شود تا تنه زدن و تعرض های جسمی در حد و حدود مختلف. این مزاحمت ها، از تنها یک صدا و آوای آزار دهنده یا یک کلام تا آزار های جسمی و جنسی، احساس نامطلوبی را در زنان ایجاد می کند و احساس آرامش و امنیت روانی آنان را دستخوش تزلزل می کند. در حقیقت ایجاد مزاحمت امری غیرعادی محسوب می شود.

نقش زنان در مزاحمت های خیابانی
تحصیل و اشتغال غیر مناسب دختران و به تبع آن بالا رفتن سن ازدواج، متلاشی شدن خانواده ها، احساس بی هویت بودن، تعهد پذیر نبودن زن و مرد در محیط خانواده، سرخوردگی در دوران کودکی و مشکلاتی از این قبیل به بروز عقده های جنسی در افراد و میل به ایجاد مزاحمت منجر می شود که بر همین اساس برخی از مردان از طریق آزاررسانی خیابانی سعی می کنند به نوعی نیاز خود را برطرف کنند.

در این راستا شاید زنان نیز بی تقصیر نباشند. مزاحمان خیابانی در بیشتر موارد مزاحم زنانی می شوند که پوشش و رفتاری مغایر با عرف جامعه دارند و حتی در موارد غیر ضروری، در زمان و مکان نامناسب تردد می کنند. رفتار مردی که برای زن یا دختری مزاحمت ایجاد می کند، توجیه پذیر نیست، اما برخی از زنان نیز خودشان زمینه این مزاحمت ها را فراهم می کنند.

راهکارهای مقابله با آزار خیابانی

*بسیج عمومی و احیای غیرت اسلامی
وقتی نیروی انتظامی به جهت کثرت و شیوع مزاحمتها نتواند به طور کامل پاسخگو باشد، بسیج عمومی میتواند فرهنگ موجود را تحت تأثیر قرار دهد. نقطه شروع این بسیج همگانی، زنده کردن غیرت و حمیّت اسلامی است که ریشهای عمیق در تاریخ و فرهنگ مسلمانان دارد و میتواند بی تفاوتیها را کاهش دهد.

*امر به معروف و نهی از منکر

ولتکن منکم امه یدعون الی الخیر، باید برخی از شما (مردم را) به خیر و صلاح دعوت کنند. علم و آگاهی به خیر، از دعوت به خیر متفاوت است. علم و آگاهی، یکباراتفاق میافتد، اما تعبیر یدعون الی الخیر نشانه استمرار فرهنگسازی خیرات و نیکی ها در جامعه است.

در ادامه این آیه میفرماید: و یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر. بعد از مرحله دعوت به خیر و تغییر فرهنگ عمومی باید به وسیله امر به معروف و نهی از منکر به تعمیق و محافظت از فرهنگ اقدام نمود. احیای امر به معروف و نهی از منکر باعث به حاشیه راندن اشرار و بزهکاران میشود و ترک این اصل، اشرار را بر امور مؤمنین مسلط می کند.

*کارآمدی سیستم قضایی
علاوه بر قوانین مربوط به حدود و دیات که درصدد ایجاد نظم و کنترل اجتماعی است، در بخش تعزیرات هم قانونگذار در ماده ۶۱۹ قوانین مجازات اسلامی، مجازات مربوط به مزاحمت خیابانی را تا ۷۴ ضربه شلاق و دو تا شش ماه حبس تعزیری تعیین کرده است.

در برخی موارد هنگام برخورد مردم با مزاحمین خیابانی حرکات ناشایست و گستاخانه نظیر بکارگیری الفاظ رکیک، زشت، درگیری فیزیکی ایجاد میشود که ضروری است زمینه نهی از منکر از سوی حکومت به طور قانونی فراهم شود تا دفاع از حریم جامعه به همراه حفاظت از حقوق شهروندان، سیستم قضائی را کارآمدتر کند.

محروم کردن فرد مزاحم از حقوق اجتماعی، به تناسب نوع مزاحمتهای خیابانی توسط وی، میتواند ضمن اجرای مجازات، در پیشگیری از وقوع موارد مشابه در جامعه مؤثر باشد.

*فرهنگسازی رسانه ای
به اعتقاد صاحبنظران ارتباطات، مطبوعات و تلویزیون در ایجاد و حفظ عفت عمومی و احیای روحیه دفاع از ارزشها و مقابله با بزهکاران، نقش مؤثری دارند.

لزوم تغییر نگرش به سوی آنچه که بایسته است، مهمترین رسالت رسانه ای است. ضروری است برای تغییر نگرش ها در مسأله آزار خیابانی با استفاده از رسانه های جمعی به موارد ذیل توجه نمود:

مخاطب رسانه می تواند شامل عموم مردم، افراد بزه دیده و مزاحمین باشد. در هر صورت به اقتضای مخاطب، شیوه تغییر نگرش متفاوت است. برای تغییر نگرش افراد مزاحم و بزهکار، باید ماهیت زشت عمل و پیامدهای مختلف خانوادگی، هویتی و دینی در قالب هنر ارائه شود. در مورد زنان بزه دیده باید اطلاعاتی درباره خطرات رفتارهای انفعالی و پذیرش مزاحمت، پیامدهای عدم اطلاع به خانواده و مراکز قانونی و شیوه های نجات ارائه شود. تغییر نگرش مردم باید درباره قباحت این رفتار، وظیفه عمومی جامعه در حراست محیط از آلودگیهای اخلاقی و ضرورت فریضه امر به معروف و نهی از منکر باشد.

نگرش مردم در مورد دختری که امداد میجوید، باید تغییر کند و او را باید زن مسلمان بی پناهی بدانند که از مردم استمداد میجوید.

کتمان مزاحمتها از سوی بانوان باید در دستور کار قرار گیرد و از آن به عنوان زمینه های تشدید آزارها یاد شود. این موضوع آموزش داده شود که گزارش مزاحمت به خانواده یا مراجع قانونی عیب نیست، بلکه رفع عیب است.

تبیان

 

مجله اینترنتی آسمانیها ۹۰

کانال تلگرام آسمانیها۹۰

۱۸ نظر

  1. این خانه از پایه ویران است

  2. وا مگه خودمون چمونه مگه چلاقیم البته به دور از جونه خانمها ………
    من که تا حالا مزاحم نداشتم اگر هم داشته باشم بعداچنان ………..
    خفش میکنم که ننش هم نشناسدش خخخخخخخخخخخ

  3. کسی که اینو نوشته تو ایران امروزی یا زندگی نکرده یا خواب بوده …

  4. من منتظر نظر امیر علی و لوبیا چشم بلبلی هستم .
    اتفاقا با یه خانم نویسنده و پژوهشگر آشنا شدم که چندین مقاله و کنفرانس داخلی و خارجی در مورد مزاحمتهای خیابانی انجام داده بود و نظرش این بود که این افراد از این راه به ارضای جنسی میرسن ، در واقع یه جور اختلال جنسی دارن .

  5. خاک توی سر اون کسی که بخواد اینجوری به ارضای جنسی برسه

  6. نمونه این مزاحمت ها برای اکثر خانم ها پیش اومده. حتی برای خانم هایی که پوشش و رفتار کاملا مناسبی داشته باشند. واقعا عذاب آور و آزار دهنده است. 🙁
    خاک بر سر این جور مردا که اسم مرد حتی انسان را نباید روشون گذاشت. لعنت به همشون!!

  7. لوبیا چشم بلبلی

    اینکه هدف همشون ارضای جنسی باشه، خیلی افراطیه. بنظرم دلایل اصلی، یکی القای حس تحقیر جنسی هست. یکی هم تحریک طرف مقابل به اینکه از سر عصبانیت، جواب بده، ولو اینکه فحش باشه!! چون در حالت عادی، خودش هم میدونه اونقدر از لحاظ شخصیتی دون مایه و حقیر هست که محاله مورد توجه و هم کلامیه یه خانم قرار بگیره. بخاطر همین، سعی میکنه حتی شده به قیمت شنیدن فحش، دهان طرف مقابل رو باز کنه! و در تفکرات حقیر خودش فکر کنه که من رو مخاطب قرار داد! یعنی به حرف من اهمیت داده! یعنی حرف من ( کما اینکه مزخرفات متلکی باشه که در دنیای ذهنی متلک پرون، خیلی هم شیک و دندان شکنه مثلا!!) برای اون خانم ارزش جواب دادن داشته!! مزاحم، همین جواب رو، به مثابه چراغ سبز میدونه. بنابراین قبیح تر میشه، متلک های بیشتر، مزاحمت ها و تعقیب های بیشتر…
    اما وقتی هیچ پاسخی دریافت نکنه، بقولی سگ محلی ببینه، تخریب میشه! چون نداره که از گنجینه ادب و شخصیتش استفاده کنه، مجبوره از دخمه حقارت و پستی ش خرج کنه!! وقتی حتی این هنرش هم به بن بست میخوره، تنها میمونه. این اختلال شخصیتی که مورد توجه قرار نگرفته، راهی برای فروکش کردن نداره جز فرافکنی اینکه من تونستم با ۲ تا کلمه، کلی مورد توجه قرار بگیرم! کلی فحش جدید بشنوم! پس مهمم!!!
    بنظرم سگ محلی بهترین جوابه. البته هستند کسانی که قدرت کلامی و برخورد قاطعانه شون، بالاست و میتونن جواب این جماعت رو درجا بدن. اما یادتون باشه، با خوک کُشتی نگیرین! چون خوک برد و باخت براش مهم نیست، بلکه از این کار لذت میبره!! شما هم وقتی جواب این جماعت رو میدین، مهم این نیست که چقدر فلسفه اخلاقی تو حرفتون موج میزنه، اون که نمیفهمه!! فقط از این که تونسته توجه شما رو جلب کنه، لذت میبره. این دروغ و دَوَنگ ها رو هم باور نکنین که مثلا جواب دندان شکن بدین که مزاحم رو جلوی رفقاش ضایع کنین. اینطوری به بقیه هم ثابت کردین که شطحیات این لوده براتون ارزش فکر و پاسخ داشته… خسته شدم!

  8. خسته نباشی، لوبیا چشم بلبلی.. اول یه سوال ازتون دارم… شما همون قناری خودمون نیستی؟از کاربرای قدیمی…
    در مورد مزاحمت بصورت متلک و مزه پرانی باهاتون موافقم، باید سگ محل شن… ولی همه کسانی که از اینکارا میکنن آدمهایی نیستن که مورد توجه نباشن، گاهی برای خودم پیش اومده که یه فرد که در ظاهر خیلی شیک و جنتلمن و مورد توجه بنظر اومده حتی از کوچیکترین فرصت استفاده کرده و متلکشو گفته و یا در نهایت به علت ضیق وقت یه چشمک نثارت کرده و رفته در حالی که از تعجب میخکوب شدی… منظورم اینه که این افراد انگار مریضن و اینجوری تربیت شدن و یاد گرفتن…
    ولی در مقابل آزار و اذیت لمسی اصلا نباید کوتاه اومد و باید با این خوک صفتان برخورد کرد و حدا اقل با داد و بیداد آبروشونو باید برد… تا دفعه بعد از این غلطا نکنن…. خیلی وقت پیش زمان دانشجویی سوار اتوبوس بودم تا به شهری که درس میخوندم برم…یک دفعه یه دست از بغل صندلی پشت منو لمس کرد، اولش باور نکردم گفتم خیالاتی شدم ولی تکرار شد…خیلی ترسیده بودم تنها کاری که از دستم میو مد این بود که با سنجاق چند بار محکم روی دستش کوبیدم، ولی آخ نگفت و باز ادامه داد..داشتم قبض روح میشدم، میترسیدم از اینکه داد بزنم و مردم منو متهم کنن که تقصیر خودشه و حمایت نشم…ولی در نهایت از جام بلند شدم و به پشت سرم نگاه کردم و دیدم که یه فرد به ظاهر با شخصیت وبا کلاس اینکارو میکنه،شاید هم متاهل بود، بخاطر سن و سالش…با کیفم محکم کوبیدم تو سرش و داد و بیداد کردم، خوشبختانه چند تا مشت محکم از چند نفر با غیرت خورد و وسط راه انداختنش پایین، آقایی که همردیفش نشسته بود گفت من حس میکردم این آقا داره یه غلطایی میکنه ولی مطمئن نبودم…خب اگه من داد و بیداد نمیکردم احتمالا اون آقا فک میکرد، عجب انگار دختره هم خوشش اومده..ولی نمیدونست که تو دل من چه آشوبیه….بنظرم اگر این مزاحمتها گزارش بشه و شکایتی صورت بگیره، خانواده ها در جریان قرار بگیرن تا حدودی میشه از تکرارش جلوگیری کرد.

  9. آره نازنین دقیقا نظر اون خانوم درسته این افراد دچاریک نوع اختلال روانی و جنسی هستند .
    خیلی از این اختلالات جنسی از غرب سرچشمه میگیره و ریشه بیشتر این فسادها آزادی های بی حساب کتاب جنسی تو جهان غربه
    چندتا از مهم ترین اختلالات جنسی
    خویشتن نمائی
    چشم چرانی (وابوریسم )
    شی دوستی (فنی شیسم)
    حیوان دوستی (زوفیلیا)
    دگر آزاری (سادیسم)
    خود آزاری (مازوخیسم)
    و چند تا مورد دیگه اگه توضیح بدم بحث طولانی میشه اما افرادی که موضوع بحث ما هستند تو دو تا گروه آخر یعنی افراد سادیسمی و مازوخیسمی قرار می گیرند .
    افراد سادیسمی از طریق وارد کردن رنج و آزار جنسی اهانت کردن کتک زدن و حتی تو بعضی از موارد خیلی حاد یا کشتن شریک جنسی کام جویی میکنن و لذ میبرند
    اما یه بیمار مازوخیسمی یا خود آزار کاملا نقطه مقابل یه بیمار سادیسمی قرار داره یعنی این افراد از طریق تحقیر شدن ‏کتک خوردن فحاشی و تو بعضی موارد شکنجه شدن و آسیب جسمی از طرف شریک جنسی به اوج لذت جنسی میرسند
    به نظر من همون جور که قبلا در موردش بحث کردیم این بیماران روانی قربانیان خودشون رو از بین افرادی انتخاب میکنن که از لحاظ ظاهری معمولا لباسها و آرایشهای نامتعارف و تحریک کننده دارن .و این موضوع دقیقا مثل یه جعبه شرینی هست که اگه روی اون رو نپوشونی باعث جلب مگس های کثیف میشه
    منم با نظر نویسنده مطلب کاملا موافقم و ریشه حل کردن که نمیشه گفت کم رنگ تر کردن این مشکل رو نظرات پیشنهاد شده از طرف نویسنده میدونم .

  10. امیر علی فکر نمیکنی یه خورده با تعصب به این موضوع نگاه میکنی…اینکه همه این اختلالات ریشه در فرهنگ غربی داره…همین سرزمینهای اسلامی فساد و چشم چرانی و آزار و اذیت غوغا میکنه…. من مصاحبه نوه امام خمینی بنیانگذار حجاب اجباری در ایران – خانم اشراقی رو خوندم که در کانادا زندگی میکنه ، میگفت من دخترم ساعت ۱۱ شب با مترو خونه برمیگرده ولی اصلا نگرانش نمیشم چون میدونم صحیح و سالم بر میگرده ولی جرات ندارم توی تهران ساعت ۷ غروب تنها بفرستمش بیرون، چون دایم در معرض خطره…. پس میبینید که در غرب اونچه که مایه امنیتشون هست قوانینشو و نه اسلام… البته منکر ناهنجاریهای اونجا نیستم ولی اونجا تقریبا همیشه همه چیز در کنترله و موانع باز دارنده وجدان و قوانینشون هست و نه اسلام.
    در کل بقول مریم این ازار و اذیت شامل حال همه زنان ایرانی هست وبه نوع حجاب و پوشش و سن و سال ربطی نداره.

  11. ترس دارد

    وقتی …

    تنت را ،

    در هجوم سایه ها به ودیعه می گذاری

    تا مبادا دختر کوچکت ،

    هم ، راهِ تو باشد … !!

    و خوب میدانی

    که تو را هرزه می نامند ،

    همان هایی که هم کیش سیاهی اند …

    آری ،

    این ها …

    همان ” آدم ” های کوچه و بازار هستند !!

    که فخر می فروشند و فقر می خرند !

    خواهرم ؛

    میدانی چیست ؟

    ما آدم ها ، یادمان نیست آدمیم !!!

    دیگر ،

    اینجا ،

    روی زمین …

    همه چیز تخفیف خورده ست !!

    هم نجابت تو ،

    و هم …

    آدمیت آدم …

  12. سلام بچه ها …ماشالله شما هنوز فعالید؟؟؟؟دلم براتون تنگ شده بود….همگی خوبید؟؟؟

    • عماد ( در گوش من سابق )

      تــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــســـــــــــــــــــــــــــنــــــــــــــــــیـــــــــــــــــــــــــــم ؟ ؟ ؟

      سلام دوست آسمانی

      امیدوارم قلبت سرشار از آرامش و خوشی باشه ……………………

      کجا بودی تسنیم ؟ کم پیدا بودی ؟

      ما چند تا از بچه های آسمان بعد از گذشت یک سال ، دوباره به آسمان اومدیم .

      تو هم باش …

      مواظب خودت باش ………..
      .
      .
      .
      .

      آسمانت آبی و دلت از تمام غصه های دنیا خالی ***

    • سلام تسنیم …خوش اومدی

  13. نازنین دیدی دقت نکردی دوباره .
    من اختلالات روانی جنسی را گفتم که منشا اونها جهان غربه .
    متاسفانه کشورهای غربی با توجه به آزدی های بی حسابی که از لحاظ جنسی برای شهروندان خودشون قائل شدن و این آزادی های جنسی را هم مثل خیلی دیگه از کارهاشون براش قاعده و قانون گذاشتن و اصطلاحا کانالیزش کردن .زمینه پیدایش این بیماریها را به وجود اوردن .به عنوان مثال بعضی از افراد که زمینه برخی از اختلالات را دارند به خاطر هرزگی بیش از حد دیگه یه رابطه معمولی با جنس مخالف براشون هیچ جذابیتی نداره و دچار اون بیماریهای که در قسمت بالا به اونها اشاره شد میشن .نازنین اسلام هم یه نوع قانون خیلی کامله که منشا الهی داره و کاملا با فطرت انسانها هماهنگه حالا اگه ما مسلمونها یه قانون خیلی جامع و کامل به اسم اسلام عمل نمی کنیم و غربی ها یه قانون ناقصی که خودشون مثلا در مورد حمایت از حقوق همجنس بازها درست کردن عمل میکنند و به یه کار زشت و پلید یه قیافه شیک و مجلسی میدن دیگه ایراد از مسلمونی مااست نه اسلام .بعضی از مردم فکر میکنن که اروپاییها ژنتیک انسانهای قانونمند و با کلاسی هستن و این نظم و امنیت به خاطر مثلا ژن برتر اونهاست ولی اصلا اینجوری نیست مردم اروپا همونجور که خودت گفتی به خاطر کنترل شدید دستگاههای قضائی و امنیشون مجبور به تمکین از قانون هستن اگه دقت کرده باشین تو استادیوم های انگلستان فاصله ای بین تماشاگرها با زمین مسابقه وجود نداره و تقریبا هیچ وقت هم حادثه و اتفاقی به وجود نمیاد این در حالیه که تماشاچی های انگلیسی جز اوباش ترین تماشاچی های فوتبال دنیا هستن و تو دنیا هروقت تیم های انگلیسی تو کشورهای دیگه بازی دارند با ورود تماشاچی های انگلیسی به اون کشورها معمولا پلیس به حالت آماده باش در میاد و آشوب های خیابانی بعد از مسابقه یه چیز عادی محسوب میشه .حالا چرا این تماشاچی های اوباش تو استادیوم های انگلستان مثل دونه های انار اینقدر مرتب و منظم کنارهم نشستن و هیچ بی نظمی را مرتکب نمیشن به خاطر اینه که با کوچکترین ایجاد مشکلی ممکنه تا سالهای متمادی یا حتی تا آخر عمر از ورود اونها به استادیوم جلوگیری بشه و یا خیلی از حقوق اجتماعی خودشون را برای همیشه ازدست بدن .
    حالا اگر تو کشور خود ما هم همه در برابر قانون یکسان باشند و ترازوی عدالت به نفع هیچ مجرمی بالا یا پایین نره و مجرمین مطمئن باشند که در صورت ارتکاب جرم هیچ راه فراری ندارند و حتما مجازات میشن بعد از یه مدت تو کشور ما هم خانوم اشراقی تو هرساعت از شبانه روز میتونه به پارک سر خیابونشون بره و با آرامش کامل بدون مزاحمت قدم بزنه یا ورزش کنه .
    انگشتام درد گرفت چقدر زیاد شد

    • مرسی که جواب دادی …خب میبینی که ما نزده میرقصیم وای به حال اینکه دیسکو هم بریم.
      کاملا قبول دارم که عیب از مسلمانی ماست ….ما عادت نکردیم که به قوانین پابند باشیم ، قوانینمون ناقصه …
      جای فرهنگ سازی سرمون گرم چیزای بیخوده …اینجا کسی دلش واسه نسلهای بعد نمیسوزه …هرکی فقط به فکر اینه که بار خودشو ببنده…من اصلا خوشبین نیستم به آینده ، گاهی حس میکنم ما از لحاظ ژنتیکی مشکل داریم …باور کن روزی که شنیدم وندی شرمن گفته که ژن فریبکاری و دروغگویی در ایرانیها نهادینه شده ، اصلا ناراحت نشدم چون من سالهاست به این نتیجه رسیده بودم …کاری به حرفش ندارم که یه جور بهره برداری سیاسی بوده در مورد مساله هسته ای …ولی من این فریب و دروغ رو در اکثر مردم ایرانی میبینم …متاسفم که اینطوره …از بازاری گرفته تا اقتصاد دان و معلم و شاگرد و کارمند و رئیس و نماینده مجلس تا برو بالاتر همش در حال دروغ گویی هستن ، انگار اگه دروغ نگن روزشون شب نمیشه …علتش ترسی هست که افشا شدن واقعیت و درونشون هست …چی باعث میشه که ما خودمون رو طوری دیگه نشون بدیم …چرا عدم صداقت رو ترجیح میدیم …حتی در مورد پیش پا افتاده ترین مسائل هم من دروغ میشنوم که اگه راستش هم بشنوم اتفاقی نمیفته ! مطمئنم حرفهای منو قبول داری چون غیر ممکنه در اطرافت دروغگو و فریبکار ندیده باشی …چرا این همه بودجه برای فرهنگ و اخلاق جونها تو این سالهای بعد از انقلاب فایده نداشته …چرا تا حالا نتیجه عکس گرفتیم …من فکر میکنم اصولی رو رها کردیم و به فروعات چسبیدیم .یه جای کار ایراد داره و به این زودیها درست نمیشه …اینجا کسی با صداقت کار نمیکنه …تا وقتی دروغ هست وجدان نیست و هیچی نخواهیم داشت .
      ما راه زیادی در پیش داریم …یه مطلب جالب خوندم که واست میذارم .

      خاطره ای از یک مهندس نفت

      ﺳﺎﻝ ۸۱ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺗﺒﻌﯿﺪ ﺷﺪﻡ ﺑﻨﺪﺭ ﻋﺴﻠﻮﯾﻪ ﯾﺎ ﻫﻤﻮﻥ ﭘﺎﺭﺱ ﺟﻨﻮﺑﯽ. ﺳﺎﻟﻬﺎﯼ ﺍﻭﺝ ﮐﺎﺭ ﺗﻮ ﭘﺎرﺱ ﺟﻨﻮﺑﯽ ﺑﻮﺩ ﻭ ﮐﺎﺭ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺷﺒﺎﻧﻪ ﺭﻭﺯﯼ ﺍﻧﺠﺎﻡ می شد. ﺭﺍﺣﺖ ﺑﻮﺩﻡ، ﮐﺴﯽ ﮐﺎﺭﯼ ﺑﻪ ﮐﺎﺭﻡ ﻧﺪﺍﺷﺖ، ﻫﻤﯿﻨﻘﺪﺭ ﮐﻪ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺳﺎﻋﺖ ۹ ﺩﻓﺘﺮ ﺭﻭ ﺗﻮ ﭘﺎﺳﮕﺎﻩ ﺍﻣﻀﺎ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ، ﮐﺎﻓﯽ ﺑﻮﺩ.

      ﺑﺎ ﯾﻪ ﻣﻬﻨﺪﺱ ﮊﺍﭘﻨﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﺷﺪﻡ، ﻣﺮﺩ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﺑﯽ ﺑﻮﺩ، ﻣﻬﻨﺪﺱ ﺗﺎﺳﯿﺴﺎﺕ ﺩﺭﯾﺎﯾﯽ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻣﺜﻞ ﺑﻘﯿﻪ ﮊﺍﭘﻨﯽ ﻫﺎ ﺳﺨﺖ ﮐﻮﺵ، ﻭ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﺏ ﻓﺎﺭﺳﯽ ﺻﺤﺒﺖ ﻣﯿﮑﺮﺩ، ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﭼﻨﺪ ﻭﻗﺖ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﯽ ﻭ ﺍﺭﺗﺒﺎﻃﻤﻮﻥ ﭘﺎ ﮔﺮﻓﺖ، ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺘﻢ ﺩﻟﻢ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﯾﻪ ﺑﺎﺭ ﺳﺎﮐﯽ ﺑﺨﻮﺭﻡ ﻭ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﮐﻨﻢ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﭼﯿﻪ.
      ﮔﻔﺖ باشه. یه ﺷﺐ ﺩﻋﻮﺗﺖ ﻣﯿﮑﻨﻢ، ساکی ﻭ ﺳﻮﺷﯽ ﻣﻬﻤﻮﻧﻢ ﺑﺎﺷﯽ.
      ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﻋﺼر ﺑﻬﻢ ﺯﻧﮓ ﺯﺩ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﻡ ﺍﺯ ﮊﺍﭘﻦ ﻣﺎﻫﯽ ﻣﺨﺼﻮﺹ ﺁﻭﺭﺩﻥ ﻭ ﺍﻣﺸﺐ ﺑﯿﺎ ﺧﻮﻧﻪ ﻣﻦ.
      ﺧﻮنه ﺶ ﯾﻪ ﮐﺎﻧﮑﺲ ﺑﺰﺭﮒ ﻭ ﻣﺠﻬﺰ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺩﺍﺷﺖ. ﺣﻤﺎﻡ، ﺁﺷﭙﺰﺧﻮﻧﻪ، ﮐﻮﻟﺮ ﺍﺳﭙﻠﯿﺖ ﻭ …
      ﭘﺸﺖ ﻣﯿﺰ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﻭ ایشون ﺩﺍﺷﺖ ﺗﻮ ﺁﺷﭙﺰ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺮﺍﻡ ﭼﺎﯼ ﺳﺒﺰ ﮊﺍﭘﻨﯽ ﺩﺭﺳﺖ ﻣﯿﮑﺮﺩ.
      ﯾﻪ ﻇﺮﻑ ﺷﮑﻼﺕ ﺭﻭ ﻣﯿﺰ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﯾﻪ ﺩﻭﻧﻪ ﺍﺯﺵ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻢ ﮐﻪ ﺑﺨﻮﺭﻡ،
      ﺧﯿﻠﯽ ﺑﺪﻣﺰﻩ ﺑﻮﺩ! ﺧﯿﻠﯽ!!
      ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺘﻢ ‏(ﮐﻮﺟﻮ) ﺍﯾﻦ ﭼﻪ ﺷﮑﻼﺗﯿﻪ؟ﺧﯿﻠﯽ ﺑﺪﻣﺰﻩ ﺍﺳﺖ.
      ﮔﻔﺖ ﺍﺯ ﮊﺍﭘﻦ ﺁﻭﺭﺩﻡ.
      ﮔﻔﺘﻢ ﺧﺐ ﭼﺮﺍ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺍﺯ ﺳﻮﭘﺮ ﻣﺎﺭﮐﺖ ﺷﮑﻼﺕ نمیخری؟
      ﺍﯾﻦ ﭼﯿﻪ ﺗﻮ ﻣﯿﺨﻮﺭﯼ ﺁﺧﻪ ‏(ﺑﺎ ﻫﻢ ﺷﻮﺧﯽ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ)
      ﺑﺎ ﺳﯿﻨﯽ ﭼﺎﯼ ﺍﻭﻣﺪ ﭘﯿﺸﻢ، ﻫﻤﯿﻨﺠﻮﺭ ﮐﻪ ﭼﺎﯼ می ریخت گفت:
      ﻣﻠﺖ ﮊﺍﭘﻦ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺟﻨﮓ ﺭﻭﺯﯼ ۱۶ ﺳﺎﻋﺖ ﮐﺎﺭ ﮐﺭﺩ، ﺑﺎﺑﺖ ۸ ساعتش ﻣﺰﺩ ﻣﯿﮕﺮﻓﺖ ﻭ ۸ ﺳﺎﻋﺖ دیگه شو ﺭﺍﯾﮕﺎﻥ ﮐﺎﺭ ﻣﯿﮑﺮﺩ، ﺗﺎ ﮐﺸﻮﺭﻣﻮﻥ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺑﺸﻪ.
      ۲ ﻧﺴﻞ ﺍﺯ ﻣﻠﺖ ﮊﺍﭘﻦ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﻭ ﻓﺪﺍ ﮐﺮﺩ، ﻣﻦ ﺑﺎ ﻣﺎﻟﯿﺎﺗﯽ ﮐﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﮊﺍﭘﻦ ﭘﺮﺩاﺧﺖ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺭﻓﺘﻢ ﻭ ﺍﻻﻥ ﻣﻮﻇﻔﻢ ﺩﺭﺁﻣﺪﻡ ﺭﻭ ﺗﻮ ﮐﺸﻮﺭ ﺧﻮﺩﻡ ﺧﺮﺝ ﮐﻨﻢ.
      ﻣﻦ ﻧﯿﻮﻣﺪﻡ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺷﮑﻼﺕ ﺑﺨﺮﻡ
      من ﺍﻭﻣﺪﻡ ﻟﻄﻒ ﻣﺮﺩﻡ ﮐﺸﻮﺭﻡ ﺭﻭ ﺟﺒﺮﺍﻥ ﮐﻨﻢ …
      ﻣﻦ ﺣﻖ ﻧﺪﺍﺭﻡ مالیات و ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﻣﻠﺖ ﮊﺍﭘﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﭘﺮﺩﺍﺧﺘﻪ ﺭﻭ ﺧﺎﺭﺝ ﺍﺯ ﮊﺍﭘﻦ ﺧﺮﺝ کنم!
      ﺩﺭﺳﯽ ﮐﻪ ﺍﻭﻥ ﻣﻬﻨﺪﺱ ۱ ﻣﺘﺮ ﻭ ۶۵ ﺳﺎﻧﺘﯽ ﮊﺍﭘﻨﯽ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺍﻭن روز ﺩﺍﺩ ﺭﻭ ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻧﻤﯿﮑﻨﻢ.
      ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﻡ ﻣﯿﮕﻢ ﮐﺪﻭﻡ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺣﺎﺿﺮﯾﻢ ﺳﺨﺘﯽ ﺑﮑﺸﯿﻢ؟
      ﮐﺪﻭﻡ ﻧﺴﻞ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺣﺎﺿﺮﻩ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﻭ ﻗﺮﺑﺎﻧﯽ ﮐﻨﻪ ﺗﺎ ﻧﺴﻠﻬﺎﯼ ﺑﻌﺪﯼ ﺑﻪ ﺭﻓﺎﻩ ﺑﺮﺳﻦ …

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*