آخرین خبرها
تعداد بازدید : 6,530

سام درخشانی ۴۰ ساله و همسر ۳۲ ساله اش چگونه آشنا شدند؟! عکس

ماجرای ازدواج سام درخشانی و همسرش

سام درخشانی، بازیگری کهنه‌کار و محبوب است و قطعا شناخت زیادی روی او دارید ولی بد نیست درباره همسر او بدانید که عسل امیرپور نام دارد و متولد سال ۱۳۶۲ است؛ او به عنوان مربی بدنسازی مشغول به کار است ولی تحصیلاتش را در رشته نقاشی تا مقطع لیسانس پشت‌ سر گذاشته؛ بنابراین  نقاشی می‌کند و اتفاقا جالب است بدانید که خواهر سام‌ درخشانی هم نقاش است و به گفته سام، حالا خانه آنها تبدیل به یک گالری نقاشی شده است.

اما ماجرای آشنایی این زوج چگونه بود؟

 

زنگ آشنایی من و عسل

سام: من و عسل یک دوست خانوادگی مشترک داشتیم که ما را برای یک ‌مهمانی خانوادگی دعوت کرد. در آن ‌مهمانی با عسل آشنا شدم و این آشنایی ادامه پیدا کرد. بعد از مدتی خانواده‌های ما نیز با هم رفت‌و‌آمد پیدا کردند و این باعث شناخت بیشتر ما نسبت به اخلاق و روحیات همدیگر و در نهایت منجر به ازدواج ما شد.

عسل: در ابتدا اصلا فکر نمی‌کردم آشنایی من و سام به مرحله ازدواج برسد ولی رفته‌ رفته این حس در ما به وجود آمد که می‌توانیم زندگی مشترک‌مان را در کنار هم تشکیل بدهیم.

 

گارد مخالفی که شکست

سام: یک‌بار تنهایی نزد پدر و مادر عسل رفتم و با آنها درباره ازدواج‌مان صحبت کردم. لطف داشتند و گفتند با شناختی که نسبت به من دارند، با این ازدواج موافقت می‌کنند. چون با توجه به شرایط کاری قشر ما، آن اوایل کمی نسبت به این موضوع گارد داشتند ولی با توجه به رفت‌وآمدهایی که بین دو خانواده شکل گرفته و باعث شناخت دو خانواده از هم شده بود، در نهایت بار این مسوولیت را به دوش من و عسل انداختند و تصمیم‌گیری نهایی را به عهده خودمان گذاشتند. بالاخره یک روز با خانواده به منزل عسل رفتیم، شامی خوردیم، گپی زدیم و در پایان تمام قرارها را گذاشتیم که منجر به عقد من و عسل شد.

عسل: همانطور که سام هم گفت ناخودآگاه نسبت به حرفه او کمی حس تردید و گارد وجود داشت ولی آنقدر همه چیز سریع اتفاق افتاد که شاید باورتان نشود. سام آدمی است که خیلی فوری تصمیم می‌گیرد. بعد از اینکه به خوبی با یکدیگر و خانواده‌های هم آشنا شدیم و دوران آشنایی‌مان سپری شد، یک روز سام به من گفت: «دو روز دیگر برای خواستگاری می‌آیم» و واقعا همین کار را کرد و اتفاقات بعد از آن هم در عرض یک هفته رخ داد و. . .

 

عکس سام درخشانی و همسرش عسل

عکس سام درخشانی و همسرش عسل
عجله ولی با شناخت کافی

سام: اصلا این‌طور نبوده که بخواهیم در تصمیم برای ازدواج یا حتی در تصمیم برای مسائل دیگر زندگی‌مان، احساساتی عمل کنیم. ما به شناخت کافی از یکدیگر دست پیدا کرده بودیم و به این نتیجه رسیدیم که می‌توانیم زندگی خوبی را در کنار هم تشکیل دهیم. من حتی خواستگاری اصلی‌ام را از عسل در روز تولدش انجام دادم و در مقابل دوستانم او را سورپرایز کرده، شخصا از او خواستگاری کردم و حلقه‌ای به او دادم ولی به هرحال برای ما سنت‌ها و مراسم مرسوم این کار نیز مهم بود و مراسم خواستگاری ما با حضور خانواده‌ها نیز برگزار شد و از آنجا که قبل از آن تصمیم اصلی را گرفته بودیم، کارها به سرعت انجام شد.

 

فرار از یک ازدواج سنتی

سام: شرایط امروز دیگر شرایطی نیست که خواستگاری‌ها خیلی به صورت سنتی برگزار شود؛ یعنی بشخصه ازدواج سنتی را برای خودم در نظر نداشتم. دوست داشتم وقتی قرار است ازدواج کنم، همراه با شور و عشق و علاقه‌مندی باشد. اینکه فرد مورد نظرم را پیدا کنم، اشتراکات و تفاهم‌ها را بین خودمان پیدا کنیم و با علاقه‌ای که بین‌مان به وجود می‌آید، ازدواج کنیم.

گردآوری:گروه سرگرمی سیمرغ

منبع: زندگی ایده آل

 

مجله اینترنتی آسمانیها۹۰

کانال تلگرام آسمانیها۹۰

۱۴ نظر

  1. اسمونی چه خبره.همش مطالب مرتبط با ازدواج و عروسی و نامزدی و…. میذاری.نکنه میخوای دل ما رو ببری.
    حالا خوبه میدونی من خیلی حساسم و زود دلم میره و هوس میکنم.چرا با احساسات بچه مردم بازی میکنی.
    الان دوباره هوایی شدم.خواهشا یکم مراعات کن.از این فضا بیا بیرون

  2. زنش از خودش رشت تره

  3. خودش از خانومش سر تره

  4. اتفاقا بهم میان خدارا شکر با نرگکس محمدی ازدواج نکرد.اصلا نمیومدند.بهم.

  5. سلام آیلین خانوم . نه بخدا . بی منظور چیزی که دیدم رو گفتم

    • سلام . اتفاقا منم با نظرتون موافقم. شایدم خانومه از خونواده خیلی پولداریه و ما نمیدونیم و یا اینکه صفتها و امتیازات قابل توجهی داره که آقای سام درخشانی بالاخره تسلیم ازدواج شدن

  6. آآآآآرمان . میخواستم ببینم کیا جواب سلام منو میدن . چیزی نمیخوام بگم تو ببخش

    • دیدی که من، ارمان، بنفشه، رضا، گیتا، ملیکا جوابتو دادیم….
      ولی برای من و بقیه جالب بود که بعد از مدتها برگشتی مثل پسر بچه های خجالتی وکم رو و یه کم شیطون توی همه پستها سرک کشیدی و فقط سلام کردی و اروم یه گوشه نشستی و چیزی نمیگی!
      خب یه خورده به آرمان حق بده!

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*