آخرین خبرها
تعداد بازدید : 4,302

من در یک سال ۱۰ بار ازدواج کردم + تصاویر

۱۰ بار ازدواج در یکسال

تمام اعضای این خانواده‌ی ۱۶۷ نفره در یک ساختمان چهار طبقه زندگی می‌کنند. ساختمانی که ۱۰۰ اتاق داشته و در روستای کوهستانی در ایالت میزورام هند واقع شده است. گقتنی است این منطقه با برمه و بنگلادش مرز مشترک دارد.

زیونا چانا می‌گوید: «من در یک سال ۱۰ بار ازدواج کردم.»

همسران این مرد ۶۶ ساله از یک خوابگاه در مجاورت اتاق خصوصی زیونا به طور اشتراکی استفاده می‌کنند. افراد محلی می‌‎گویند که او تمایل دارد همیشه هفت یا هشت زنش در کنارش باشند.

پسران و همسرهایشان و تمامی فرزندانشان هم در اتاق‌های اختصاصی خود در همان ساختمان زندگی می‌کنند، اما آشپزخانه‌‎ی آن‌ها مشترک است.

من در یک سال 10 بار ازدواج کردم + تصاویر

همسران این مرد به نوبت آشپزی می‌کنند. دختران او نیز همیشه مشغول نظافت خانه و شستن ظرف‌ها هستند. مردان خانواده نیز کارهای خارج خانه نظیر کشاورزی و دامداری را انجام می‌دهند.

میزان مصرف مواد غذایی این خانواده نیز درخور توجه است؛ مصرف روزانه ۹۰ کیلوگرم برنج و حدود ۵۹ کیلوگرم سیب زمینی به طور قطع یکی از دغدغه‌های اصلی آن‌ها است. البته آن‌ها به منابع خودشان دل بسته‌اند و هرز گاهی نیز دیگران به آن‌ها کمک می‌کنند.

زیونا می‌گوید: «حتی همین حالا هم آماده‌ام که خانواده‌ام را بسط دهم… من برای ازدواج حاضرم هر کاری انجام دهم. تعداد کسانی که باید از آن‌ها مراقبت کنم زیاد است و به همین خاطر خودم را فردی خوش‌شانس می‌‎دانم.» مسن‌ترین همسر آقای چانا سه سال از او بزرگتر است.

من در یک سال 10 بار ازدواج کردم + تصاویر

آقای چانا در ۱۷ سالگی با او آشنا شده بود. او یک فرقه‌ی مسیحیت به نام «چانا» را اداره می‌کند که چندهمسری را مجاز می‌داند. این فرقه که در ژوئن ۱۹۴۲ شکل گرفت، باور دارد که به زودی به همراه عیسی مسیح بر جهان حکومت خواهد کرد. گفتنی است حدود ۴۰۰ خانواده در این فرقه عضویت دارند.

من در یک سال 10 بار ازدواج کردم + تصاویر

فرادید

 

مجله اینترنتی آسمانیها۹۰

کانال تلگرام آسمانیها۹۰

۲۲ نظر

  1. مردک واسه خودش امپراطوری درست کرده.تازه هنوزم ول کن ماجرا نیست و به دنبال ازدواجه.
    ما پسرای ایرانی حتی یه بار ازدواج کردن هم برامون رویا شده بعد این ده تا ده تا زن میگیره.
    مصرف موادغذاییه یک روز اینا تقریبابرابر مصرف یکسال ماست.
    یکی نیست بهش بگه تو این خانواده تو مدیریت کنی کافیه.خودش یه مملکته. دیگه نمیخواد حکومت جهان رو بدست بگیری.

  2. حالا این تونسته و گرفته . سوال اینجاست زنهاش چجوری راضی شدن با هم زندگی کنن . این آقا بخاطر اینکه بتونه عشقشو به زنهاش نشون بده هر روز صبح باید بره نون تازه بخره ( ببخشید نونوایی بخره ). همه ی ظرفهای خونه رو خودش بشوره . همشونو هر روز ببره بیرون . سورپرایز کنه هروز واسشون کادو بخره و… آخه به گفته ی آسمونی و تایید بعضی از اعضای گروه اینجوری شاید بتونه عشقشو به خانوماش نشون بده . با این تفاصیر بد بخت شد رفت پی کارش . خخخخخخ
    به قول قاسم مردک امپراتوری درست کرده . خدا اون روزو نیاره کسی بخواد با یکی از اعضای خانوادش دعوا کنه فاتحش خوندس

  3. مرتیکه اومدی دل جونای ما رو بسوزونی؟؟؟ سالی دو سه بار هم نه ده بار!
    خوش اشتها هم هست همیشه دوست داره ۷-۸ تا رو کنار خودش داشته باشه!
    حالا کوفتش بشه … میگن آب که از سر گذشت چه یه وجب چه صد وجب! زن اولش بدبخت چی کشیده !
    عیسی مسیح نگهدارت باشه و کمرتو حفظ کنه!

  4. اولا من فکر کنم این آقا با این قیافه ای که من دارم می بینم به کمر احتیاج نداره به نظرم با قاشق کار می کنه خخخخ
    دوما خلایق هر چه لایق . تمام زنهاشو اگه جمع کنی به پایه یه دونه از دخترها و زنهای کشورم نمی رسن . حالا روی دست پدراشون مونده بودن ترشیده شده بودن گفتن ناکام از دنیا نریم این که آب از سرش گذشته بزار به یکی از زنهاش اضافه بشیم . به قول معروف گفتن حالا که سفره پهنه بزار یه لقمه هم ما بخوریم . ۷ .۸ تا که هیچی همشونم کنارش باشن با طناب طرفن .
    یاد یه جک افتادم پیر مردی میره پیش دکتر واسه چکاپ . دکتره می بینه این پیرمرده خیلی خوشحاله . هی بشکون می زنه می خنده . ازش می پرسه خیلی خوشحالی پدر جان . چیزی شده ؟
    پیرمرده میگه چرا خوشحال نباشم توی این سن زن دوم گرفتم خدا بهم یه بچه داده
    دکتره یه نگاه به پیرمرد می کنه و لبخند می زنه می گه اجازه می دین یه داستان واستون تعریف کنم . پیرمرده می گه بگو فرزندم
    دکتره می گه یه نفر تصمیم می گیره بره شکار . صبح زود قبل از روشن شدن هوا بلند می شه تمام وسایل شکار رو برمی داره . ولی توی اون تاریکی بجای تفنگ اشتباها چتر برمی داره
    می ره جنگل یه دفعه می بینه یه شیر داره میاد سمتش . میاد تفنگو برداره یه دفعه متوجه می شه ای بابا این که چترههههه
    به ناچار چتررو می گیره سمت شیره همین که ضامن چتر رو میزنه و چتر باز می شه شیره یه دفعه میوفته میمیره . پیرمرده که داشت با اشتیاق گوش می کرد یه دفعه به خودش اومد گفت آقای دکتر مارو گرفتی ؟ دکتر گفت واسه چی ؟
    پیرمرده گفت مگه میشه با چتر بزنه شیره بمیره ؟” حتما یکی دیگه زده
    دکتره می خنده می گه منم ۱ ساعته می خوام به شما همینو بگم زیاد خوشحال نباشین حتما یکی دیگه زده

  5. آقای زیونا چانا ؛کاه از خودت نیست کاهدون که از خودته پدره خودتو در اوردی .

  6. خدایی توی عکس سوم نگاش کنین چجوری داره نگاه می کنه . شک ندارم عکاس خانومه . نقشه ی اونم کشیده

  7. نازنین بانو
    این سا تا کامنتت واقعا محشر بود.خیلی خیلی خوشم اومد.یعنی هرچقدر تعریف کنم و لایک بدم بازم کمه.کولاک کردی کولاک
    هرنکته ای رو که تو این مطلب پنهان بود به زیبایی و با ادیبات مخصوصتون گفتین.دیگه حرفی نمیمونه.
    من کشته مرده این ادبیات شمام.هم حق مطلب رو ادا میکنین و هم شیرین کاری میکنین.
    ضمنا تازگیا خیلی خیلی بانمک شدین.میگم چشم بد دور.خدایی نکرده یه وقت چشم نخورین.مواظب خودتون باشین.

    • جدی قاسم؟ قابلتو نداشت!
      نمیدونستی من انقد با نمکم؟ بابا من همیشه شیرین کاری میکردم ، منتها همیشه منو جدی دیدی فک کردی من اهل مقولات طنز نیستم …اتفاقا من خیلی نکته بینم .خخخخخ
      بعضی وقتا دوست دارم بی پرده بنویسم ولی چه کنم اسلام دستمو بسته! و نگران برداشتهای دیگرانی میشم که رهگذرن و منو نمیشناسن….وگرنه شیرینکاری بلدم در حد المپیک!
      قربونت برم یه لا حول ولا قوه الا بالله العلى العظیم بگو چش نخورم !

      • اره واقعا عالی بود.میدونستم خیلی بانمکین ولی یه مدتی بود یکم دوزش کمتر شده بود و منم از یادم رفته بود.شما از اول همینجوری بودی.اصلا به خاطر همین شخصیت شیرین و بانمکتونه که همه مثل من مجذوب شما میشن.
        خواهش میکنم اصلا به نظرات این اجنه که بعضی وقتا سر و کله شون پیدا میشه توجه نکن.مثلا من خودم روزی نیست که تو این سایت بهم فحشی ندن یا تیکه ای نندازن یا قضاوت اشتباهی نکنن ولی من……………….
        این که از این.نگران اسلام هم نباشین.اگه اتفاقی افتاد مسئولیتش با من.
        حیفه که ما از این همه هنر و نمک و شیرینی شما محروم بشیم.واقعا حیفه.مگه ما چندتا نازنین بانو داریم که اینقدر هنرمند و دوست داشتنی باشه.
        خدا نکنه.لا حول ولا قوه الا بالله العلى العظیم.هزار قل هو الله . هزار الله اکبر
        یه قل هو الله هم برات خوندم و اسپند هم دود کردم.کور بشه چشم حسود

  8. مگـــــــــــــــه میشـــــــــــــــــــه؟؟؟
    پرو واس خودش یه حرم سرا درست کرده
    حتما میخواد روی فتحعلی شاه مارو رو کم کنه…..!

  9. آقا قاسم من موندم شما بااین همه پاچه خواری و این سروزبون تو این سایت چیکار می کنی داری هرز می ری برادر . توی این مملکت کسی مثل تو رو روی هوا مزنن و حد اقلش رئیس جمهوره . این همههههه تملق گویی ؟ آفرین . شک دارم مرد باشی . چون مثل یه نامرد داری زیرابی میری .
    در کل نون بازوتو بخور . این سایت شاید واسه شما معنیه دیگه داشته باشه ولی واسه ی من یه تفریهه .
    سعی کن مودب باشی و در مورد مطالبی که آسمونی میزاره نظر بدی . واگه من یا هر عضوی مطلبی گفت که از دید شما خوب نبود انتقاد کنی . نه اینکه … بگی

  10. خانومی که خودتو صاحب سایت و همه کاره ی گروه می دونی و بقیه رو رهگذر ( نازنین خانوم ) . این جا یا هرجای دیگه وقتی کسی وارد شد میشه عضو اون سایت . شما اگه ناراحت حضور بعضی ها هستی می تونی بری . شما که خودتو قدیمی می دونی و بعضی ها رو رهگذر و تازه وارد خودتم روز اولی که اومدی اینجا رهگذر و تازه وارد بودی .
    من کاری به چت بین دونفر ندارم اصلا به هیچکس مربوط نیست که دو نفر بخوان باهم صحبت کنن ولی اگه قرارباشه به شخص سومی که شما ها ازش رهگذر و اجنه یاد می کنین بی احترامی بشه اونوقته که اینجا میشه محل جنگ و جدل و بی احترامی .
    آره اگه من حرفی زدم و نظری دادم که باب نظر شما نبود می تونیم انتقاد کنیم یا مطلب بهتر بزاریم همه استفاده کنن . نه چیز دیگه

    • برادر من زود قضاوت کردی ….مساله اجنه و رهگذر مربوط به گذشته هاست و شما در جریانش نیستی …منظور قاسم هم اصلا با شما و یا هر عضو محترم دیگر سایت نیست …منظور افراد نامحترمی هستن که با اسامی مختلف و به قصد خاصی یه دفعه ظاهر میشن .

      روی چه حسابی منو قدیمی میدونی؟ چون خیلی ها هستن که از من قدیمی ترن و من نمیتونم در مقابلشون اظهار قدمت کنم ….هر چند این قضیه قدمت اصلا یه امتیاز محسوب نمیشه ولی باعث میشه که کمتر قضاوت غلط کنیم . و با شناخت بیشتری با هم صحبت کنیم .
      شما چجوری تشخیص دادی که من خودمو صاحب سایت میدونم؟ اینجا سایت بابای من نیست که احساس مالکیت نسبت بهش داشته باشم ، حالا قاسم از کامنت من تعریف کرده ناراحتی نداره …قاسم جان دیگه تعریف نکن ، بعضیا دوست ندارن …دقیقا نگرانی من همین برداشتها ی بعضی از افراد بود…بعدش هم نه من نیازی به پاچه خواری دارم و نه قاسم پاچه خواره …وگرنه قاسم ایمیل منو داره و هنوز هم به خودش اجازه نداده که تملق منو بگه…شما نه منو میشناسی و نه قاسمو پس بهتره که قضاوت نکنین …
      نه من تشنه شنیدن تملق هستم و نه قاسم اینکارس ، شما هم این صحبتا رو فقط در حد یه شوخی بدون و بیخود هم جو الکی درست نکن…
      ضمنا” این سایت افراد ثابت داره که ممکنه کامنت بذارن یا نذارن و همچنین افراد رهگذر هم ممکنه از طریق تلگرام وارد سایت شن …اینجا جا برای همه هست و من هم هیچ وقت به خودم اجازه ندادم که به کسی بگم چرا تو کامنت میذاری و یا نباید کامنت بذاری ولی بهتره یه چیزیو بدونی خیلی از بچه ها به خاطر ارادت به من ( که البته متقابل هم هست ) میان و کامنت میذارن پس بهتره با این قضیه کنار بیای و وجود منو تحمل کنی !اگر هم دلمون بخواد چت میکنیم تو همین صفحات. شماا چطوری به خودت اجازه میدی که به من میگی برو ! من با حرف شما نیومدم که بخوام با حرف شما برم ؟

  11. اولا اگه با من نبودین من عذر خواهی می کنم ( ممکنه که شما بی منظور گفته باشین ولی در مورد آقا قاسم اگه یه نگاهی به همین جوابهای تیتر بالا که با همدیگه داشتیم دقت کنین می بینین که هر جوابی که شما در پاسخ نوشته های من دادین بی دلیل یه لایک فرستاده . اونم پس از هرجواب شما به من . چرا توی هر تیتر دیگه که شما مطلب می زاری راه به راه نمیاد لایک بده . الکی حمایت نکن دقت کنی می فهمی که اونقد هم بی راه نمی گم . یا نظر بده یا وسط حرف ۲ نفر نیا پاره آجر ول نکن ) دقیقا بعد جوابهایی که می دادین اومده می گه آفرین خوشم اومد . ببخشید اونوقت من دارم جو می دم ؟
    قدیمی دونستن شما هم بخاطر قدمت طولانیه شما نبود بخاطر این بود که نوشتی هر رهگذری میاد و میره ولی هنوز منو نشناخته .
    من از اینکه ایشون ازت تعریف کرده ناراحت نیستم اگه نوشته هامو خونده باشی نوشتم چت کردن ۲ نفر و صحبت و تعریف کردن از همدیگه به هیچکس ربطی نداره . ولی نباید به شخص سوم ( حالا هرکسی که باشه ) توهین بشه . اینقدر قربون صدقه ی هم برید تا از حال برین . بازم تاکید می کنم به کسی ربطی نداره شما راحت باشین . منی که حتی شما رو نمی شناسم چه دلیلی داره که بخواد کسی از شما تعریف کنه و من ناراحت بشم . شاید تعریف کردنی باشی شایدم برگرده به همون تملق
    مگه شما علم غیب داری ؟ دیدی داری یه طرفه به قاضی میری ؟ از کجا مطمئنی آقا قاسم شما احتیاجی به پاچه خواری نداره ؟ بعضی از مطالب دوستان واقعا زیباست و آدم لایک میده . یه نگاه به نوشته هات بنداز خودت بودی لایک می دادی به این نوشته ها ؟
    الان دلیل این کار آقا قاسمو بهتون می گم تا از طرف کل بچه های سایت صحبت نکنی . اگه کسی در مورد شما برداشت اشتباهی داشت ( مثل الان ) در مورد خودت از خودت و شخصیتت دفاع کن نه کس دیگه
    من چند مورد توی تیترهای دیگه از کامنت ایشون انتقاد کردم . ایشون هم عوض اینکه بیاد از مطالبی که نوشته بود دفاع کنه چاره رو اینجوری دید که پشت شما قایم بشه و جوردیگه حرفشو بزنه . این بدترین کار یه آنسانه . در صورتیکه این کار کاملا غلطه .
    چون هیچکس عالم برتر نیست ممکنه شما مطلبی بدونی که من ندو.نم ممکنه قاسم مطلبی بدونه که شما ندونی و ووو… اگه از من انتقاد کنین خوشحال هم می شم و یا قبول می کنم یا سر مطلبی که نوشتم پافشاری . ( چون انتقاد سازنده رو دوست دارم نه انتقاد مخرب )
    آفرین ایشون که میلتونو داره تا حالا از خودت پرسیدی چرا اونجا نمیاد از این حرفها بزنه ؟ چون احتیاجی نداره . پس چرا الان و دقیقا بعد از هر مطلب رد وبدل شده بین منو شما بی دلیل میاد و لایک و….. می ده ؟
    منم فقط در حد شوخی می دونستم همه ی اینا رو ولی مثل اینکه ….
    من نمی دونم خانوم شما چند تا و چقدر ارادتمند داری . من جزوی از این گروه هستم و نه به کسی ارادت دارم نه دوست دارم ارادتمند داشته باشم و نه عقده ی اینکارها رو دارم. من از ۹صبح که میام اداره تا ۴ اداره هستم و پشت میزم مشغول کارم . هر وقت وقت کنم یه سر میام توی سایت مطلب می خونم مطلب می زارم . و وقتموپر می کنم همین . دنبال این چیزهایی هم که شما می گی نیستم . در ضمن مجبور هم نیستم کنار بیام . ولی در مورد تحمل کردنتون من به کسی جسارت نمی کنم . شما هر جور راحتی فعالیت کن . گفتم که اگه به کسی توهینی نباشه همه داریم تفریح می کنیم قرارهم نیست همدیگر رو تحمل کنیم یا نکنیم .همونطور که خودت گفتی ارث پدریه کسی نیست
    من نگفتم چت نکن . گفتم که از الان تا هر وقت دلت میخواد چت کن فقط به کسی ناخواسته توهین و درشتی نکن . چون هر کسی واسه خودش شخصیت داره چه رهگذر چه اجنه چه ثابت . توی این مدته چت کردنت هم اگه پولی بهت دادن نوش جونت ( واسه این گفتم که اینقد حرص اگه دلم بخواد اگه دلم نخواد رو می زنی واسه اون گفتم )

  12. من متوجه شدم شما آدم بدبینی هستی، نظر قاسم و لایکهاش همونطور که خودش گفته و برداشت من هم همینه به خاطر طنز و نکته کلام من بود و نه جبهه گیری علیه شما، راستش من اگه زیر کامنت شما کامنت گذاشتم، رد کامنت شما نبود، چون بطور غیر مستقیم به من اشاره کرده بودی. شاید اصلا اشتباه کردم و دیگه هم تکرار نمیشه وگرنه قاسم نیازی نداره که پشت من قایم بشه، ماشاءالله قاسم با وجودیکه سنش کمه ولی به خوبی تونسته از خودش و نظراتش و عقایدش دفاع کنه، اینو قدیمی تر های سایت میدونن که چجوری یه نفرو نفله کرد وروشو واسه همیشه کم کرد. ، اون هم کسی که خیلی ادعاش میشد… و به راحتی به دیگران توهین میکرد، بنابراین چنین شخصی اهل توهین و بد دهنی نیست، لا اقل من ازش ندیدم…من هم احترام زیادی براش قایلم بخاطر افکار و ادبش…. اینکه من گفتم رابطه دوستانه ای با دوستانم دارم ؟یعنی من عقده ایم؟ با این حرفت نشون دادی که بی ادبی.
    مهم نیست که چی فکر میکنی، فقط خواستم بگم چند بار کامنتت رو بخون تا توهینهای خودت رو ببینی….
    انگار شما بیشتر حرصت گرفته از من و دوستانم، نگران قلب خودت باش! بفکر درامد من هم نباش.
    این هم بدون برای اجنه های سایت هیچ ارزشی قایل نیستیم.
    امیدوارم این بحث تموم بشه…از قاسم هم میخوام دنبال قضیه رو نگیره…ممنون

  13. آره راست می گی بهتره تمومش کنیم چون تا الان فکر می کردم که با یه آدم منطقی دارم صحبت می کنم . ( از نوع کامنتهایی که می زاشتی میشه به شخصیت تقریبی افراد پی برد ) چون معتقد بودم تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد . ولی مثل اینکه اشتباه می کردم . یا شایدم اشتباه نمی کردم شاید شما مطالبی که میزاشتی مال خودت و از فکر خودت نبود . شاید از جایی کپی می کردی
    آره راست می گی من آدم بد بینی هستم اونوقت شما تصور کردی که من ممکنه غیر مستقیم روی سخنم با شما باشه
    آره راست می گی من آدم بی ادبی هستم اونوقت از طرز نگارش شما بهتر میشه به این نتیجه رسید ( یه نفر رو نفله کردو روشو کم کردو … ) اینو بدون فقط یه آدم نفله می تونه اینکار رو واین الفاظ رو بکار ببره
    ولی اینو بدون خانم من نه روم زیاده نه به کسی توهین میکنم که کسی بخواد رومو کم کنه کسی این جرات و جسارتو نداره ( یکبار گفتم هرکسی واسه خودش شخصیت داره . توی نوع گفتارتون دقت کنین )
    کامنتامو بخونم ؟ خخخ . من قبل از گذاشتن هر کامنتی اول فکر می کنم بعد می نویسم . ( شما رو نمی دونم )
    حرصم بگیره ؟ از شما ؟ حرف خنده دار می زنی . مثل اینکه خودتو زیادی تحویل می گیری . فکر کنم خود بزرگ بینی داری
    من نمی دونم منظورتون از اجنه های سایت دقیقا کیا هستن ولی خانوم محترم به هرکس احترام بزاری احترام می بینی .احترام نزاری کسی هم واسه شما ارزشی قائل نخواهد بود
    از قاسم هم می خوام دنبال قضیه رو نگیره خخخخخخ

  14. این هندیام چه عجوبه هایی از توشون در میاد

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*