آخرین خبرها
تعداد بازدید : 3,129

۳ نظر

  1. کمان ابرو

    مرا چشمی است خون افشان ز دست آن کمان ابرو

    جهان بس فتنه خواهد دید از آن چشم و از آن ابرو

    غلام چشم آن ترکم که در خواب خوش مستی

    نگارین گلشنش روی است و مشکین سایبان ابرو

    هلالی شد تنم زین غم که با طغرای ابرویش

    که باشد مه که بنماید ز طاق آسمان ابرو

    رقیبان غافل و ما را از آن چشم و جبین هر دم

    هزاران گونه پیغام است و حاجب در میان ابرو

    روان گوشه گیران را جبینش طرفه گلزاری است

    بر طرف سمنزارش همی گردد چمان ابرو

    دگر حور و پری را کس نگوید با چنین حسنی

    که این را این چنین چشم است و آن را آن چنان ابرو
    تو کافردل نمی بندی نقاب زلف و می ترسم

    که محرابم بگرداند خم آن دلستان ابرو

    اگر چه مرغ زیرک بود حافظ در هواداری

    به تیر غمزه صیدش کرد چشم آن کمان ابرو

  2. بهش میاد گریمش…قیافشو بهتر کرده !

  3. سلام

    بی زبون اینقدر جوگیر شده که یادش رفته چن شنبس

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*