آخرین خبرها
تعداد بازدید : 6,172

پای درد دل همسر هادی نوروزی + تصاویر

یکی از خبرنگاران حاضر در آخرین تمرین پرسپولیس  گفت: یکی از افراد نزدیک به پرسپولیس به هادی نوروزی چیزی داد و گفت این برای رفع مصدومیت ات تبرک دارد وآن را به پایت بزن.

در آخرین حضور این بازیکن فقید در تمرین قرمزها یک اتفاق عجیب رخ داد که حالا مصاحبه همسرش اشاره ای مستقیم به صحتش می کند.

در آخرین روزی که هادی نوروزی در تمرین تیمش شرکت کرد یکی از افراد حاضر در تمرین برای دقایقی با او صحبت کرد و ضمن دادن یک بسته کوچک به او تاکید کرد که انشاالله به زودی مصدومیت ات خوب می شود.

در همین حین یکی از خبرنگاران حاضر در تمرین وارد بحث دو نفره می شود و به شوخی به این فرد نزدیک به باشگاه می گوید:نکند قصد دوپینگی کردن هادی نوروزی را داری؟ آن فرد هم در پاسخ می گوید: این مسائل شوخی بردار نیست چرا که تربت کربلاست و مطمئنم حتما جواب می دهد.

اما اینکه آن بسته که به گفته آن فرد، تربت کربلا بوده را کاپیتان فقید پرسپولیس به پایش زده یا نه را می شود از آخرین مصاحبه همسرش رمزگشایی کرد.

از آن اتفاق تلخ تعریف می کنید؟
تنها شبی بود که هادی برعکس تمام شب ها که تا ساعت ۱۱ شب چه مهمان داشتیم چه نداشتیم می خوابید اما آن شب تا ۳:۳۰ بیدار ماند دلتنگ تمرین و بازی بود به من می گفت می خواهم از فردا بروم تمرین کنم و من هم می گفتم دکتر تیم گفته تو به خاطر مصدومیت نمی توانی تا سه هفته تمرین کنی اما هادی قبول نمی کرد و می گفت من فردا می روم.

جالب اینجاست که همان شب دختر کوچک مان را خواباند و خودش هم حوالی ساعت ۳:۳۰ خوابید نیم ساعت بعد با صدای نفس های عمیق او از جایم پریدم فکر کردم دارد خواب بد می بیند نگو که نفس های آخرش است چنان نفس می کشید که دختر کوچکم از خواب پرید و روی سینه پدرش رفت و هادی در حالی که هانا را روی سینه اش بود از دنیا رفت مرگی که هنوز نتوانستم باور کنم و با آن کنار بیایم. البته فکر می کنم خود هادی هم یک جورهایی متوجه شده بود که شب آخرش است.

اصلا چنین چیزی نبود اینکه تصور کنید او به عنوان یک کاپیتان مغرور شده بود اصلا این طور نبود و هادی از قبل هم خاکی تر و حواسش به همه چیز بود و هیچ وقت به روی ما نیاورد که کاپیتان شده بود. او به عنوان کاپیتان دنبال مطالبات همه بازیکنان بود وکمتر به خودش می پرداخت

چطور؟
دلتنگ کربلا بود می گفت خیلی دوست داشتم به زیارت امام حسین علیه السلام بروم اما مصدومیت اجازه نداد. یادمه همان شب بعد از نماز مغرب و عشا تربت کربلا را با آب خورد و دلتنگ کربلا بود انگار می دانست شب آخرش است.
کدام خصوصیات اخلاقی هادی یادتان مانده؟

او صبور بود و به من هم یاد داد که چطور صبور باشم و با این واقعه کنار بیایم. الان من مسوولیت سنگینی دارم و باید بچه های او را در خور شأن و جایگاه پدرشان بزرگ کنم.

اجازه می دهید هانی پسر هادی دنبال فوتبال برود؟
شما می دانید فوتبالی ها خیلی بهتر می توانند تشخیص دهند که چه کسی فوتبالیست می شود یا نمی شود هادی، هانی را زیاد به تمرین برده بود و همیشه به من می گفت هانی بازیکنی بهتر از من خواهد شد.

هادی کاپیتان پرسپولیس بود آیا این مساله روی اخلاق او در خانه تاثیر گذاشته بود؟
اصلا چنین چیزی نبود اینکه تصور کنید او به عنوان یک کاپیتان مغرور شده بود اصلا این طور نبود و هادی از قبل هم خاکی تر و حواسش به همه چیز بود و هیچ وقت به روی ما نیاورد که کاپیتان شده است.

او به عنوان کاپیتان دنبال مطالبات همه بازیکنان بود و کمتر به خودش می پرداخت البته ما هم در کارش دخالت نمی کردیم چون خود هادی بازیکن بزرگی بود و می دانست که چه کار کند. دعا کنید که بتوانم شأن و جایگاه او را حفظ کنم.

توقع دارید شماره ۲۴ بایگانی شود؟
این پیشنهاد را خود بزرگان پرسپولیس دادند و خیلی خوشحال شدم که می خواهند این شماره را نگه دارند.
مرگ هادی یک جورهایی هم باعث اتحاد پرسپولیسی های قدیم و جدید شد؟
فقط می توانم بگویم حالت معجزه داشت و همه پرسپولیسی ها از بزرگان این تیم، بازیکنان، هواداران و لیدرها در کنار ما بودند.
یک عکسی از شما در فضای مجازی منتشر شده که عدد ۶ را نشان دادید؟
می دانم منظورتان چیست. من بعد از مرگ هادی بلافاصله حلقه او را در دستم کردم و حلقه خودم هم هست به این عکس که دقت کنید هیچ اثری از حلقه ها نیست و به خوبی نشان می دهد که ساختگی است.
البته شما در آن فضا و شرایط فکر نمی کنم دنبال چنین حرف هایی بودید؟
اتفاقا اشاره خوبی کردید تا از استقلالی ها تشکر کنم که نگاه نکردند هادی برای پرسپولیس است و در تمام مراسم کنارمان بودند. این نشان داد که هادی برای ایران بود و جا دارد از مدیریت استقلال، بازیکنان این تیم، هواداران و لیدر های این تیم تشکر کنم که در تشییع جنازه هادی حضور داشتند و هیچ وقت ما را تنها نگذاشتند.
حرف آخر؟
از همه خواهش می کنم برای من دعا کنند تا قوی باشم. من عزیزی را از دست دادم که دختر کوچکش نمی داند که پدر از دست داده و با عکس او بازی می کند دعا کنید بتوانم فرزندان هادی را طوری بار بیاورم که هادی دوست داشت.

 پای درد دل همسر هادی نوروزی

پای درد دل همسر هادی نوروزی

 پای درد دل همسر هادی نوروزی

پای درد دل همسر هادی نوروزی

 پای درد دل همسر هادی نوروزی

پای درد دل همسر هادی نوروزی

تبیان

مجله اینترنتی آسمانیها۹۰

کانال تلگرام آسمانیها۹۰

۲۴ نظر

  1. خدا بیامرزه …از طریقه مرگش خیلی ناراحت شدم ،
    عکاسش فتوشاپ بودن عکسو تکذیب کرده!

  2. پشتِ این ثانیه ها … سفری هست مرا … تا به فراسوی خیال !!! تا بدانجا … که تویی … تو همانی که هنوز … غصه ات٬ غصهٔ من … قصه ام٬ قصهٔ توست … گرمی هر نفست … تپشِ نبضِ تنِ سردِ من است!

    وسعتِ بودنت اما هر روز … قدّ ویرانیِ اندیشهٔ من … نام تو … در گذرِ ثانیه ها …
    بر لبِ من … هوسِ قلبِ پریشانِ من اما هرشب
    گذر از خاطر توست !!!
    خاطِرم را مبر از یاد … که من …
    بی تو و خاطره ات …خواهم مرد !!!

  3. ببخش نشد دیروز جواب بدم
    واااا ؟ آرمان ؟؟؟ منو نیگاه کن …. یعنی چه که اصلا ازش خبر نداری ؟؟؟؟ اون که از تو خبر داشت ! نگران نباش حالش خوبه ….گفت که فعلا به یه محل جدید منتقل شده و نمیتونه تو سایت بیاد و نت سر کارش هم خیلی کنده ولی کامنتها رو میاد میخونه !البته همش بهونه بود …. فهیمه هم یکی از بچه ها که رفت ، در جهت همبستگی با اون دیگه نیومد … اون هم بهونه آورد که چون دو تا شب قدر کاربرای دیگه بهش توهین کردن دیگه دوست نداره تو سایت بیاد( حالا ربطش چی بود نمیدونم) …. و اما امیر حسین هم فک کنم سرش خیلی شلوغ شده و بالاخره اون کلاس زبانه و اون همکلاسیهاش کار دستش دادن …ولی گاهی ایمیل میده …امیر و عماد و کاپیتان و فرشته و قاسم و سایه هم گاهی میان …خودت هم که کلا نیستی و بعضی وقتا میای …خودت چرا نمیای؟ کجایی؟ چیکار میکنی؟راستی تولد مونی نزدیکه چی میخوای کادو براش بگیری؟

    • تنکیو …ناز نازی…از گزارش مشروح و کاملت
      .
      سلام گرم منو به همه دوستان برسون..ارادت داریم خدمت همشون مثه همیشه
      منم کمافی سابق گرفتار توام با بی حوصلگی ولی قلبم همیشه اینجاس پیش همه دوستان خوبم توسایت.راسیتش یجورایی نمک گیر آسمونی شدیم.
      .
      نگران کادو تولد مونی نباش ..یه قلب عاشق…پر ازعشق..بسشه ..نیست؟
      حالا کی تولدشه..آبان یا آذر..؟فک کنم یبار تو سایت نوشت آذرماهیه

      • هی میگم بذار چیزی تو سایت نگم …نمیذاری که ! یعنی تو نمیدونی تولدش کی هست ؟؟؟
        برو عامو … برو مو خودمون ذغال فروشیم ….یادت بندازی یادت میاد که چندم آبان بوده …
        قلب عاشق پر از عشق هم خوبه …کافی نیست ولی لازمه!
        اره آسمونی نمک گیرمون کرده ولی از اون روزهای شلوغ قبل خبری نیست .

    • نازنین خانم خیلی ببخشید که پریدم وسط بحثتون
      فـــــــــــــــــــــــــــــــــــرشـــــــــــــــــــتـــــــــــــــــــــــــه؟؟؟؟؟؟
      این فرشته خانم کیه که ما تا حالا افتخار نداشتیم زیارتشون کنیم؟
      ما اینجا فرشته داشتیم و بی خبر بودیم.
      فرشته؟؟؟

      • سلام حاج قاسم..خوبی داداش…سرحالی؟

        • سلام ارمان جان
          خووووووووووووووووووووووووب خوبم و ســـــــــــــــــــــــرحــــــــــــــــال
          دوستان قدیمی مثل شما رو هم که میبینم خوب تر و سرحال تر میشم.
          شما چطوری گل پسر؟نیستی کم پیدایی؟خوش میگذره؟

  4. باریکلا قاسم ، آفرین به هوشت ….خواستم ببینم کسی میاد بگه ما فرشته نداشتیم؟ متوجه شدم که تو خیلی باهوشی …جالب قضیه اینه که آرمان اصلا نفهمید…ههههه…منظورم خانم بنفشه بود نه که سه تا حرفشون مشابه هم هستن احتمالا متوجه شدی که منظورم همون خانم بنفشه هست !

  5. نه دیگه آرمان این سوتی نبود این یه تست هوش بود که تو رد شدی ! و قاسم هم برنده! منظورت از حاج قاسم ، حاج قاسم سلیمانی که نیست ؟

    • نازنین خانم این که من خیلی باهوشم طبیعیه.چون اسفندی ام.ولی شما با این که فروردینی هستی خیلی از من باهوش تری.
      با این که سوتی دادین خیلی شیک و مجلسی جمع و جورش کردین و از این سوتی به نفع خودتون استفاده کردین.
      انصافا این حرکتتون ایول داره.این همه نبوغ و استعدادو از کجا اوردین؟
      بله میدونستم منظورتون خانم بنفشه است ولی قبول کن سوتی دادی؟
      ولی به ندرت پیش میاد که شما سوتی بدی؟نه که خیلی باهوشی احتمالش خیلی خیلی خیلی کمه.

  6. یکی از عکاسان گفت این عکس اقعی بوده وساختگی نیست بعد هم این خانم شاید تو شوک از دست دادن عزیزش یه حرکتی کرده اینقدر سین جیمش می کنید ؟

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*