آخرین خبرها
تعداد بازدید : 13,208

احسان علیخانی شیفته‌ این مهمان ماه عسل شد !

مهمان ماه عسل

هفدهمین روز از ماه مبارک رمضان، در لحظات منتهی به افطار برنامه «ماه عسل» پنجره ی خود را مقابل چشمان مشتاقان خود گشود.

احسان علیخانی پس از سلام و احوالپرسی خطاب به مخاطبان و طرفداران این برنامه عنوان کرد: از همه ی شما به خاطر ابراز محبت بی کران و لطفی که به ما و آدم هایی که در قاب شما می نشینند، داشتید، تشکر و قدردانی می کنم. همه ی ما انرژی فوق العاده گرفتیم.

دکور «ماه عسل» در روز هفدهم ماه رمضان هم گشوده شد تا روایت دیگری در قاب کهکشانی رقم بخورد.

احسان علیخانی با این عنوان که روایت عجیب و غریب داریم  با باز شدن دکور از پله ها بالا رفت و با خنده افزود: ورود من از این پله خنده دار و فوق العاده است و موجب ابتهاج و شادی عوامل پشت صحنه می شود و آنها قهقهه سر می دهند.

عباس مهمان شیرازی برنامه از سن هفت سالگی به دست فروشی و نان خشکی مشغول بوده تا اینکه عاشق دختری می شود. در اینجا علیخانی باتوجه به انتقادات روزهای اخیر با لحنی کنایه آمیز و شیطنت گونه به همراه خنده به مهمان گفت: نهایت رعایت را هنگام تعریف   قصه ی عاشقانه ات انجام بده، از شما خواهش کردم با حفظ همه ی شئونات تعریف کن.

و مهمان ادامه داد: زمانی که به خواستگاری دختر مورد علاقه ام رفتم به من گفتند ما دختر به نان خشکی نمی دهیم باید مکانیک شوی تا دختر به تو بدهیم. بنابراین من هم برای اینکه در مدت یکسال  مکانیک ماهری شوم به تهران آمدم و در یک مکانیکی مشغول کار شدم و با تمام تلاشم کار می کردم و زمانی هم که سختی به من فشار می آورد، چهره ی دختر مورد علاقه ام یادم می افتاد. بنابراین بیشتر کار می کردم.

علیخانی باز با کنایه و خنده گفت: تا همین حد که چهره ی دختر به ذهنت می آمده اشکالی ندارد.

ماجرا بدین شرح ادامه  پیدا می کند که عباس بعد از یکسال تلاش مضاعف به شهر خود برمی گردد، اما همان شب، شاهد مراسم ازدواج دختر مورد علاقه اش می شود. بنابراین از آن شب به بعد دست به آچار نمی زند و سراغ همان شغل قبلی خود یعنی نان خشکی می رود و تا آن زمان خدا را خدای بدی ها می دانسته اما بعد با دختر دیگری ازدواج می کند و دنیای عباس تغییر می کند و به پیشنهاد همسرش شغل دیگری را انتخاب می کند تا اینکه روزی در خانه ی روستایی اش یک مهمان خارجی علاقمند به نوع غذا و سبک زندگی آنها می شود و اینگونه سبب جذب توریست به آن منطقه ایجاد می شود به گونه ای که در عرض یک سال و نیم ۶٠٠توریست به آن منطقه می آیند، عباس بابت جذب توریست موفق به کسب مدال هم می شود و از آن روز به بعد عباس خود را باور می کند.

علیخانی که جذب صحبتهای عباس با بیان شیوای او شده بود رو به مهمانان دیگر گفت: عباس خیلی خوب حرف می زنه ما پاشیم بریم.

صادق مهمان بعدی فردی بود که برای رفتن به مریخ ثبت نام کرده بود و تا ٩سال آینده به این سفر بی بازگشت می رفت. صادق به همراه دو نفر از دوستانش به «ماه عسل» آمده بودند.

در ادامه برنامه علیخانی که خیلی مجذوب و شیفته ی صحبتهای عباس در حین ادامه ی روایت قصه ی زندگی اش شده بود، خطاب به عباس گفت: تو را می شود بعد از افطار خورد اینقدر شیرین و خوشمزه ای.

مهمان بعدی فردی بود که همراه نه نفر از اعضای خانواده اش حدود ٧۴سال در کوههای راوال زندگی می کردند و تاکنون شهر و حتی روستا را ندیده بودند.

قاب هفدهم «ماه عسل» هم با روایت سه قصه بسته شد.

موبنا

مجله اینترنتی آسمانیها۹۰

کانال تلگرام آسمانیها۹۰

۷ نظر

  1. سلام

    از اول ماه رمضان و با شروع برنامه ماه عسل مثل گذشته انتقادها هم به این برنامه شروع شد و سایت ها و خبرگذاری های مختلف هم شروع کردن به ایرادگیری و هر روز یه اتهامی به احسان علیخانی زدن.این سایت هم مثل همیشه این اخبار بی اساس و زرد رو سریعا منتشر میکرد و اکثر افراد سایت هم مثل گذشته بدون داشتن اطلاع از صحت اون مطالب شروع میکردن به توهین و فحاشی به علیخانی و عقده هاشونو خالی میکردن.
    اوج این ناسزاها و فحاشی ها هم به موضوع درامد علیخانی مربوط میشد.یکی از سایت ها تیتر زده بود که طبق شنیده هاش علیخانی یک میلیارد و دویست میلیون تومن بابت اجرای این برنامه پول گرفته و این خبر هم سریعا در همه سایت ها بازنشر شد و اغلب کاربران هم شروع کردن به اظهار نظرهای فوق العاده عجیب.
    اکثر کاربران این سایت و بقیه سایت ها شروع کردن به فحاشی بدون این که حتی یه ذره راجع به این موضوع فکر کنن و ببینن اصلا این خبر درسته یا نه.توی این سایت هم انواع و اقسام بی احترامی ها و فحاشی ها صورت گرفت.
    بعضیا گفتن این برنامه غمگینه وماهیتی جز گریه کردن نداره.بعضیا گرسنگی مردم و مشکلت جوونا و خالی بودن خزانه دولت و مشکلات معیشتی مردم و کلا ریشه همه معضلات اجتماعی و اقتصادی کشور رو رو ماه عسل میدونستن.
    یه سری هم گفتن علیخانی نونش رو میزنه توی اشک مردم و میخوره و یه عده گفتن این برنامه اسراف در بیت الماله.
    صحبت از اسراف در بیت المال شد یاد یه چیزی افتادم که صحبتی هم ازش نشد.
    همین چندوقته پیش سالگرد امام خمینی بود که از بارگاه جدیدشون که اونجوری درست کردن هم رونمایی شد.
    چرا باید چند ده میلیارد- شاید هم بیشتر- برای ساخت این بارگاه هزینه بشه و عنوان گران ترین مقبره جهان بنام ما ثبت بشه؟؟؟؟ چرا اونایی که این همه انتقاد میکنن و فقط ایرادگیری رو یاد گرفتن چیزی در این باره نگفتن؟؟؟؟
    انصافا این کارها و هزاران هزار کار مشابه این که انجام میشه و کسی به روی خودش نمیاره اسراف نیست؟؟؟؟
    در پایان بحث هم یه زوج تشکیل داده شد که این زوج مثل… شروع کردن به انتشار مطالب توهین امیز به برنامه ماه عسل که توی سایت های دیگه منتشر شده بود و خیلی قشنگ با هم پاسکاری کردن.
    اخه یه ادم—اااادم— چقدر میتونه بد ذات و بدطینت باشه که بدون اطلاع این تعابیر رو به یه فرد نسبت بده و با نهایت حقارت شروع به فحاشی کنه و بگه این ادم نونش رو میزنه توی اشک مردم و میخوره. اخه انصافا این چه تعبیره؟؟؟
    مگه شماها مسلمون نیستین.اخه این چجور مسلمونیه که شما رو به این کارا ودار میکنه.
    همون روز که اون کامنتا رو میخوندم میخواستم یه توضیحی بدم که این خبر دروغه ولی چون میدونستم مثل همیشه مورد لطف و محبت این افراد قرار میگیرم . چیزی نگفتم با این که میدونستم این مبلغ به هیچ عنوان درست نیست.
    بالاخره خود علیخانی در برنامه جمعه هفته قبل به درخواست اون جانباز بامعرفت گفت که دستمزدش برای اجرای این برنامه ۴۵ میلیون تومنه و با بغض زیاد خیلی حرفای دیگه هم زد که شنیدش برای این افراد که بالفطره منتقد هستن بد نیست.هرچند که فایده ای نداره.
    بعضی از سایت ها تکذیب این خبر رو اعلام کردن اما این سایت حداقل تا الان این کارو نکرده.
    بعد از این واکنش که نظرات رو توی سایت هامیخوندم اکثرا ۱۸۰ درجه تغییر موضع داده بودن و از قضاوتشون پشیمون بودن.این یعنی که هر سایتی هر چیزی رو منتشر کرد ما سریعا میپذیریم بدون کمی تحقیق که تاسف اوره.
    مشکل اینجاست که این افراد حتی بدون نگاه کردن برنامه شروع به انتقاد کردن میکنن و صرفا با شنیدن یه جمله و یا دیدن چند دقیقه از برنامه این کارهارو میکنن.فقط یه چیز یاد گرفتن و دائما میگن این برنامه فقط برای گریه کردنه.کلا این افراد صرفا دهانشون برای ایرادگیری باز میشه و خوبیها رو نمیبینن.
    اینجا جایی نیست تا از کارهای خوب و اثرات مثبت این برنامه و نکات اموزنده اش که شخصا یاد گرفتم حرف بزنم.
    البته این موضع تنهامختص به این برنامه نیست.در گذشته هم نمونه های زیادی رو دیدیم مثل در حاشیه.الان سریال پایتخت هم پخش میشه و این موضوع برای محسن تنابنده هم رخ داده.جالبه همه هم کارشناس شدن.مثلا یه مداح به خودش اجازه برای مردم تعیین تکلیف کنه و بگه این سریال رو نببینن و تنابنده رو ملعون خطاب کرده.خب با توجه شرایط کشور ما این افراد میتونن توی همه مسائل کشور در حین کارشون اظهار کنن و برای مردم و مریداشون نسخه بپیچن و اونا رو راهنمایی کنن.

    ساده ترین راه نگاه نکردنه.تا جایی که یادم میاد علیخانی براتون دعوت نامه ارسال نکرده که برنامشو نگاه کنین.

    در کل به نظر میرسه این بی فرهنگی ها از کشور ما که خودش صاحب تمدنه نتیجه سیاست گذاری مسئولانه.
    یعنی حکومت سعی داره مردم رو با سریال های ماهواره ای که خودش تولید میکنه و فضای مجازی وشبکه های اجتمائی و راه انداختن اینجور بحثا ذهن مردم و جوونا رو مشغول کنه تا به اهداف خودش برسه که واقعا موفق هم بوده.
    اگه یه نگاهی به صفحات اینترنتی—اینستاگرام فیسبوک و ..— پورن استار های معروف جهان بندازید میبینید که همه ایرانین و درباره اون عکسایی که اون خانم میذاره مشغول نظر دادن و تحلیل و تفسیر اون عکسا هستن و از ارزوها و رویاهاشون درباره دیدار با اون خانم حرف میزنن و حتی اونجا با دوستانشون چت میکنن و با هم قرار ملاقات میذارن و مشکلاتشونو با خانم پورن استار مطرح میکنن و باهاش درد دل میکنن و کلی کار دیگه.
    این یکی از هزاران هزار نمونه بی فرهنگی مردم ماست که روز به روز در حال افزایشه.
    .
    .
    .

    ای کاش با دیدن یک فریم عکس و یا خوندن یک کامنت از یه فرد و یا خوندن یه خبر و یاهرچیز دیگه اینقدر زود راجع به همدیگه قضاوت نکنیم و شخصیت و هویت افراد رو به لجن نکشیم و براشون حکم صادر نکنیم.
    ای کاش یکم باهم مهربون تر باشیم و به همدیگه احترام بذاریم و تحمل همو داشته باشیم.
    چیزی که این روزا به ندرت پیدا میشه.
    .
    .
    .
    .
    .

    ……..خداحافظ………..

  2. این مهمان برنامه علیخانی واقعا شیرین و جذاب حرف میزد و میتونست درسی باشه برای جونهای ما که از فرصت هاشون استفاده کنند و به این نتیجه برسن که با تکیه به خودشون قدم بردارتد و تلاش کننو نتیجه اینکه خدای ما همیشه خدای خوبیهاست و نه بدیها ! این ما هستیم که راهمونو گم کردیمو بدیهای خودمونو به اون نسبت میدیم …نکته های جالبی توی بحث این میهمان بود که شنونده و بیننده رو میخکوب میکرد …مهمان فرداش هم که یه زوج ایرانی – امریکایی بودن که از نظر من جالب بودن ! اینکه خداوند به قول خود مهمان برنامه ” خدای ابلهان هم هست و مواظبشونه “. امسال من فقط این دو قسمت رو دیدم و حقیقتا از این دوقسمت راضی بودم …
    یکبار هم دو سال پیش یه برنامه شو دیدم که خیلی احساساتی شدم و گریه کردم در مورد یه محکوم به اعدام بود که در پای چوبه دار بخشیده شد و فیلمهای مستند اون صحنه واقعا آدمو منقلب میکرد …در عین حال که گریه های مادر مقتول رو نشون داد ، دریایی از گذشت و مهربانی رو به ما یاد داد! اینکه گاهی لازمه افرادی رو که به ما بد کردن رو ببخشیم، حتی اگه قاتل فرزندمون باشه!

    با حرفهای قاسم هم کاملا موافقم. گاهی یک موج در کشورمون راه میفته که گردانندگان اون موج یه عده از افراد رو با خودشون همراه می کنن تا مردمو مشغول کنن تا به خواسته هاشون برسن !
    آسمونی هم که متاسفانه یا از قافله عقبه یا در خوابه!

  3. چقدر با لهجه ی غلیظ شیرازی صحبت میکرد
    کلا شیرازی ها باحالن

  4. با سلام
    نمیدانم چرا آقای علیخانی اینمهه مخالف داره.
    به نظر من برنامه ایشان خیلی خوب و آموزنده است.
    مخصوصا موارد درگیریها که به قصاص منجر میشه که میتواند برای مردم ما خصوصا جوانان درس عبرتی باشد تا خشم خود را کنترل کنیم.
    یا آقای عباس از استان فارس که من را یاد شعر کار و کوشش دوران دبستان میاندازد:
    ز کوشش به هر چیز خواهی رسی به هر چیز خواهی کمایی رسی
    حالا شاید گاه وقتی هم اشتباهاتی رخ دهد که بجای توهین و تهمت به ایشان بهتر است برادرانه به ایشان گوشزد کرد. دین ما “اسلام” دین خیلی کامل، لطیف و زیبایست.
    بهر حال ۱۰۰ صفحه دیکته بنویسی غلط هم داره.
    به نظر من اسم برنامه ایشان “آینه عبرت” باشد بهتر است.

  5. منم این قسمتو دیدم واقعا عباس خیلی خوب صحبت می کرد از اون آدماییه که تجربیاتشو خیلی خوب میتونه ارائه بده…واینکه امید واری چقدر می تونه توی تلاش کردن ورسیدن به هدف موثر باشه.
    ای کاش هرکس هر کاری میکنه با عشق وعلاقه انجام بده

  6. منم این آقا رو دیدم نمونه خواستن توانستن است بود و با هدف زندگی میکرد

  7. این برنامه رو من ندیدم!
    در باره صحبت های آقای قاسم
    که روی بسیاری از صحبت هاشون به من بود وبه تیربار بستن حقیقتا
    برادر عزیزم اگه بخوایم در مورد بهانه ی خالی بودن خزانه حرف بزنیمو اسراف از بیت المال که توی این مملکت داره انجام میشه ساعت ها و حتی جلسه ها بحث و تحلیل وبرسی وجود داره ومن فقط و فقط چون به اخبار سایت اعتماد داشتم از این صحبت کردم که بوجه ای به این گزافی نیاز نیست خرج یه برنامه مناسبتی بشه و بهتره کاهش پیدا کنه
    که توی دوتا صفحه هم صفحه ای که مربوط به در آمد آقای علیخوانی بود هم صفحه ای که در باره جنگ احسان علیخوانی توی فضای مجازی بود عذر خواهی کردم و از آسمانی خواستم مطلب رو تکذیب کنه با فحاشی و توهین کردن هم به شدت مخالفم و عقیده دارم کسی که فحاشی میکنه فقط شخصیت خودشو زیر سوال میبره
    بازم میگم من به خاطر برداشت اشتباهی که نویسنده اون مطلب سایت بهم القا کرده بود معذرت خواهی میکنم و دیگه به هیچ وجه همینطوری یه حرف رو باور نمیکنم و همچنین از اینکه کسی به راحتی بخواد برام تاسف بخوره به شدت بیزارم و ساکت نمیشینم!!!!
    از اولتیماتوم دادن متنفرم ولی از اونجایی که هشتاد درصد روی صحبتتون با من بود و از نظر شما گناهاکبیره و بسیار نابخشودنی انجام دادم که با مشاهده کردن عذر خواهی من مثل اینکه داغ دلتون تازه شد و شروع کردید به محکوم کردن بقیه از جمله من
    از نظر من محکوم کردن و شعار دادن کار خیلی راحتیه و وقتی پای عمل میرسه باید ببینیم هر کسی چیکارس
    حداقلش این بود که انقدر شجاعت داشتم که بگم اشتباه کردم و عذر خواهی میکنم و تاکید میکنم با اینکه هیچ توهینی نکرده بودمو فقط سعی داشتم منطقی این حرف رو که چنین بودجه ای نباید بیخودی حروم بشه به تصویر بکشم
    خیلی از حرفای شما آقای قاسم درست و بجاست وقبول دارم و بهتون احترام میذارم و این سر تیر باری رو هم که روی من گرفتید به این دلیل میذارم که عصبانی بودید و نمیتونستید حواشی رو در مورد برنامه مورد نظر و مجری مورد علاقتون تحمل کنید
    ولی من برای دفعات بعد تحمل گوشه و کنایه ندارم ومیتونم مثل خودتون خیلی چراغ خاموش شخصیت تخریب کنم و دلیل این دشمنی افلاطونی رو هم نمیتونم درک کنم شاید بخاطر این بوده باشه که بعضی از صحبت های آقای رهام رو میپذیرفتم و با ایشون هم عقیده بودم (فقط در مورد یه سری مسائل!) و شما هم با ایشون پدر کشتگی داشتید و این به من هیچ ربطی نداره چون صرفا یه سری از دیدگاهاشون برای من مورد مورد تاید بود و پرونده ی رهام برای من کاملا مخدومه هستش یه بار دیگه هم خیلی نا محسوس سعی کرده بودید به من یه سری حرفایی حالی کنید که نشنیده گرفتم ولی اگه دوست داشته باشید همینطور ادامه بدید برای من هم هیچ مسئله ای نداره که فقط ناظر باشم و کامنت ثبت نکنم چون از وارد شدن به یه سری حواشی که از قضا خیلی بچگانه و پیش پا افتاده هم هست به شدت بیزارم
    روز و روزگار بکام
    التماس دعا توی این شب ها …..

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*