آخرین خبرها
تعداد بازدید : 4,884

ماه عسل ۹۴ نیامده حاشیه‌ساز شد !

«ماه عسل» همزمان با نخستین روز ماه مبارک رمضان به روی آنتن رفت. به همین مناسبت احسان علیخانی در بخشی از برنامه‌اش مروری بر قسمت‌های قبلی «ماه عسل» در سال‌های گذشته داشت.

در این برنامه همچنین یادی از مرتضی پاشایی خواننده پاپ شد که سال پیش ترانه تیتراژ «ماه عسل» را خوانده بود. به همین دلیل قطعه «نگران منی» با همخوانی مردم در این برنامه پخش شد.

امسال اما خوانندگی تیتراژ این برنامه را احسان خواجه‌نوری و امیرعلی بهادری برعهده دارند.

علیخانی در این برنامه با اشاره به انتقاداتی که به «ماه عسل» می‌شود گفت بیاید امسال از ناظر و دانای کل بودن استعفا دهیم. ما یکسری طرفدار داریم و یک سری هم هستند که ما را دوست ندارند اما نگاه‌مان می‌کنند. دسته سوم هم نه ما را دوست دارند نه نگاه‌مان می‌کنند. با این حال من نای جنگیدن ندارم و می‌خواهم به برنامه برسم.»

نخستین قسمت «ماه عسل» ۹۴ اما با حضور مردی همراه بود که برای اثبات عشق به همسر از بالکن خانه به پایین پریده بود. ماجرا این بود که مرد بعد از یک مشاجره با همسرش از او پرسیده بود می‌خواهی برای اثبات عشقم به تو خودم را از بالکن پایین بیندازم و زن هم موافقت کرده بود. مرد هم از فاصله دو متر و نیم خود را از بالکن به پایین پرت کرده بود. هنوز برنامه ماه عسل» تمام نشده بود که لطیفه‌ها و شوخی‌هایی با این موضوع در شبکه‌های اجتماعی شروع به منتشر شدن کرد. لطیفه‌هایی که در آن با اشاره به این ماجرا، کاربران نظرات مختلفی را نسبت به آن ابراز کرده بودند.

باید دید احسان علیخانی امسال با چه حاشیه‌هایی «ماه عسل»‌را به پایان می‌رساند.

خبرآنلاین

مجله اینترنتی آسمانیها۹۰

کانال تلگرام آسمانیها۹۰

۸ نظر

  1. با اینکه خودم از بینده های پرو پا قرصش هستم ولی تم و هدف ش زیاد مشخص نیست مخاطب در همه حال وجه مشترک غم و ناراحتی تو برنامه شریک غم و حماقت و بدبختی مدعوه حالا دیگه تا چه حد سرگرم کنندس مهم نیست برنامه یک ساعت پر بشه بینده یک روز ذهنش درگیر بشه حالا مثبت و منفی مهم نیسن مهم مجری جذاب صدای خوب محتوای گنگ و ناراحت کننده و اعصاب خوردکن !!! اصلاً بینده با زبان روزه که منتظر یه برنامه امید بخشه و شاده مهم نیست مهم ساعته که پربشه

  2. قراره احسان علیخانی اسم برنامه اش رو بذاره ” گریه وانه”
    تا به این وسیله مشت محکمی بر دهان رامبد جوان و سایر سازندگان “خندوانه” بکوبه!!!!!

    • سلام فهیمه جون به نکته بسیار جالبی اشاره کردی … یادمه ماه رمضون دو سال پیش شمال بودم ، از شانس من تو اون چند روز بارون میبارید به شدت و سیل آسا و نمیشد جایی رفت . ،خلاصه توفیق اجباری شد که تو خونه پای برنامه ماه عسل باشم ….آی گریه کردم …آی گریه کردم … داشتم از شدت گریه خودمو میکشتم …واقعا گریه وانه ای بود واسه خودش! اصّن نمیدونی چقد روحیه گرفتم اون چند روز! تا مدتها اثرش باهام بود!!

    • سلام نازنین جان
      خوبی؟؟؟؟؟
      آره به خدا ….. به نظر من که یکی از مسخره ترین برنامه های دنیاست..
      البته هیچ وقت نگاه نمی کنم مگه به قول شما توفیق اجباری بشه..
      بدبختی اینجاست که گریه می کنی اما نمی دونی برای چی؟؟؟
      مثلا یکی رفته دنبال گنج، افتاده تو چاه؛ ما باید گریه کنیم….!!!!

  3. ماه عسل: برخورد تحقیرآمیز احسان علیخانی با دو کارگر زحمتکش

    آیا به نظر شما این درست است که به یک کارگر زحمتکش مملکت گفت که: «شما را به چه نام هایی در بازار خطاب می کنند؛ “باربر” ، “چرخی” ».

    یا از فرزندان او جلوی چشم میلیون ها بیننده پرسید که: «شما به کسانی که شغل پدرتان را می پرسند چه پاسخی می دهید و آیا شرمسار نیستید که بگویید او کارگر است»؟ آیا چنین سخنانی در حضور آن پدر و دیدن شرمساری او در یک برنامه تلویزیونی کار درستی است؟

    احسان علیخانی که خودش رو خیلی بزرگ ، موجه و جذاب میبینه ، شان و منزلت والای کارگر رو در اون روز پایین اورد به طوری که از شدت عصبانیت داشتم منفجر میشدم . با خودم میگفتم اگر روزی تمامی این کارگران تصمیم بگیرند که دست از کار بکشند و دنبال حق ضایع شده خود بروند آیا در اون روز هم علیخانی شل گوش میتونه فردی رو با این مقام و منزلت به تمسخر بگیره و یا کوچک و پست بشمردش و یا در سیل عظیم اونها غرق میشه و دهنش بسته میشه و خفه میشه و فدای سر خانوادهای کارگران میشه ؟

    خواستم شعری برایت بگویم کارگر

    شعری از پر پینه دستت،

    شعری از پر کینه قلبت،

    درد و رنجت.

    شعری از کاخ ستم گر،

    شعری از کوخ تو رنج بر،

    شعری از گرمای آتش پای کوره،

    شعری از سنگینی زنجیر

    شعری از تاریکی دخمه،

    و اندر معدون و خانه.

    شعری از برخورد با آهن،

    به جای گل،

    تمام صبح و شب هایت،

    شعری از نابودی ایمانت،

    شعری از شرمت به پیش خرد فرزندت،

    به پیش بی گنه همسر،

    تمناشان لباسی نو.

    … شعری از احساس مردن زیر بار زندگی،

    و آن پتکی که می کوبی

    نه بر آهن،

    که بر فرق تمام بی شرافت ها،

    که بر اندیشه ناپاک غارت گر

    شعری از کارگر ظلم و ستم،

    شعری از کارگر خشم و خروش

    شعری از وحدت با محرومان،

    شعری از خشم فراوان،

    شعری از چالش با مترف ها،

    شعری از …

    اما…

    خبر رسید…

    خبر رسید که ظلمت به سوی نابودی است،

    نبرد ما به سوی پیروزی است.

    خبر رسید که دنیا به کام ما شده است،

    و روز فتح و ظفر بر همه عیان شده است.

    خبر رسید که دست خدا از آستین امت،

    بریده است دست ستم گران ضد امت.

    خبر رسید که سرمایه دار بی ایمان،

    بگشت فنا به دست مردان.

    خبر رسید کاخ مزدوران،

    گشته مسخر دست مستضعفان و محرومان.

    خبر رسید که غارت گر پر تزویر،

    شدند اسیر مردم به یک زنجیر.

    خبر رسید که روز آبادی است.

    و روز جشن و سرور و آزادی است.

    خبر رسید که ایمان برنده شد بر زور،

    رسید موسم شادی و جشن و سرور.

    خبر رسید که روز کارگر برپا شد،

    جهان دگر شد و حال کارگر دیگر شد.

  4. دوستان گلم تمام برنامه های ماه عسل حقیقت های تلخو شیرینی که اطراف ما داره اتفاق میوفته ولی ما توجهی بهشون نداریم این برنامه فقط داره یادمون میندازه مثلا اون خانومی که توی چاه افتاده بود خیلی شجاعت داشت که اومده بود و این اشتباهشو جلوی میلیون ها انسان گفته هزاران نفر چوب حرسشو خوردن جرات ندارن با خودشون تکرار کنن چه برسه جلوی همه بگن……کاش بتونیم یاد بگیریم دیگران رو و حتی خودمون رو قضاوت نکنیم

    • کاش یاد میگرفتید و یک مقدار چشماتون رو باز میکردید و نظرات دیگران رو از رو میخوندید و بعد قضاوت میکردید خانم ساناز
      من این همه مینویسم که شما بخونی نه این که هر چه تو تخیلت هست رو به عنوان موافق و مخالف منتشر کنی
      شما معلومه حداقل نظر بنده رو اصلا از رو یک بار هم نخوندی که اینطور معصومانه واکنش نشون میدی . بحث اصلا توجه و عدم توجه ، چاه و چاله ، خانم و آقا ، شجاعت و بزدلی نیست . بحث این که راهکاری که برنامه ماه عسل تو این چندین سال ارائه کرده چیه ؟ سود این برنامه در چیه ؟ در اینه که حس ترحم شما رو قلقلک بده ؟
      کار درست و اصولی این که ببینیم چطور میشه آمار این صدمات و اتفاقات در مملکتمون پایین بیاد و گرنه بقیه همش شعار و متل گویی و عوام فریبی ست و این نیاز به دو جف چشم بینا و دو جفت گوش شنوا و یک عقل و یک جسم سلیم داره که امیدوارم در وجود شما پیدا بشه
      باید کار و تلاشی انجام بشه و نه این که هرسال بگردیم در این وانفسای سومدیریت ، بدبدختی دیگران رو جستجو کنیم و حس ترحم خودمون رو که به نوعی مرض به شمار میره با گریه و آخی آخی و ایشاله ماشاله تموم کنیم و دست آخر فردی مثل علیخانی با یک لبخند مصنوعی و تمسخرانگیز میلیاردها پول بزنه به جیب و آب هم از آب تکون نخوره . سال بعد بدتر از امسال
      کاش بتونیم یاد بگیریم که یک خورده از بالا به پایین نگاه کنیم ، یک خورده عمیق به مسائل فکر کنیم ، نظرات دیگران رو عمیق گوش بدیم و از رو بخونیم و بعد قضاوت ، موعظه کنیم .

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*