آخرین خبرها
تعداد بازدید : 2,547

پاسخ زیباکلام به حسین شریعتمداری

صادق زیباکلام با نگارش نامه ای سرگشاده به حسین شریعتمداری مدیرمسئول روزنامه کیهان به یادداشت روز گذشته در رد تفاهم لوزان واکنش نشان داد.

جناب آقای حاج حسین شریعتمداری
مدیرمسئول روزنامه وزین کیهان دامت افاضاته

با سلام و عرض ادب، سرمقاله دیروزکیهان به خامه حضرتعالی تحت عنوان”دستاوردها یا از دست داده ها؟!” که در مخالفت تمام و کمال با توافق هسته ایی لوزان بود را خواندم. نه تعجب کردم و نه شگفت زده شدم. اتفاقا مشابه با مطالب پیشین تان بود. معتقدم بحث پیرامون جزییات آنچه در خصوص توافق هسته ایی می فرمایید عبث است. چرا که اگرغربی ها بجای مفاد آن توافقبه یکی از محضر خانه های رسمی لوزان می رفتند و شش دانگ مملکت سوئیس را هم بنام ما سند منگوله دارمیزدند بازهم جنابعالی آنر کافی نمی دانستید. چرا که اساسا جنابعالی در قضیه هسته ایی چندان بدنبال اینکه چه چیزی بخیر و صلاح کشور وآینده مملکت است نمی باشید.

هسته ایی، و یا درست تر گفته باشم مناقشه هسته ایی برای حضرتعالی صرفا ابزار یا مستمسکی بیش نیست برای گرم نگه داشتن تنورغرب ستیزی و استکبار ستیزی. اینکه کشور چه هزینه گزافی برای هسته ایی می پردازد و اینکه حاصل این هزینه ها برای مملکت چه بوده، خیلی برای جنابعالی اهمیتی ندارند.

مهم آنست که مناقشه هسته ایی کمک می کرد تا پرچم پیکار و دشمنی با غرب را می توانستیم برافراشته تر در اهتزاز در آوریم. مشکل جنابعالی با توافق هسته ایی این نیست که آیا “توافق” است یا “تفاهم”،”سند همکاری” است یا “بیانیه”؛ مشکل شما با لوزان این نیست که آیا تحریم ها در یک مرحله برداشته خواهند شد یا در چند مرحله؛ فردو قراراست دایر باشد یا بایر؛ “حق بازرسی” فقط محدود به تاسیسات هسته ایی شده یا جاهای دیگر را هم می توانند  تفتیش نمایند و قس علیهذا. نه جناب شریعتمداری عزیز، همه دلخوری شما از توافق هسته ایی آنست که بخشی از فرش غرب ستیزی را دارد از زیر پاهایتان بیرون می کشد.

البته بنده جنابعالی را همچون تخم چشمانم مبرا از شائبه “کاسبان تحریم” می دانم. اما آیا به مردم حق نمی دهید که برخی مخالفت ها با توافق را متاثر از تعطیلی کاروکسب “کاسبان تحریم” تصور کنند؟ درعین حال از این واقعیت تلخ هم نمی توان گریخت که برای برخی مراکز قدرت مناقشه هسته ایی و لاجرم تحریم ها و بالا رفتن فضای تنش و دشمنی با غرب ابزار سیاسی مناسبی فراهم می آورد تا فضای سیاسی کشور را بسته نگه دارند. همچون احتمال تعطیلی “کسب و کار تحریمی ها” بعنوان انگیزه نیرومندی برای مخالفت با توافق هسته ایی، چرا نبایستی انگیزه های سیاسی در مخالفت با این توافق را هم محتمل ندانیم؟

می رسم به آخرین حرفم. مرقوم فرموده بودید که “متاسفانه نتیجه مذاکرات لوزان کام ملت را تلخ کرد”. فکر نمی کنید اگر مردم همچنان خواهان تداوم مناقشه هسته ایی می بودند در آنصورت بجای رای دادن به آقای روحانی به آقای دکتر سعید جلیلی رای می دادند؟ آیا بنظر شما میلیونها نفر از هموطنانمان که با شور و اشتیاق همراه با بیم و امید ماه ها و هفته ها شبانه روز مذاکرات را دنبال می کردند چه می خواستند؟ آیا آن شور و نشاط حکایت از آن می کرد که آرزو می کردند توافق صورت بگیرد یا نه مایل بودند تا غل و زنجیری که هسته ایی بر دست و پای اقتصاد مملکت بسته بودهمچنان بسته می ماند؟ احتمالا جنابعالی شادی و پایکوبی ملت را شبی که توافق اعلام شد را نخواستید ببینید.

واقعا اگر همچنان باوردارید که” توافق لوزان کام ملت را تلخ کرد” یک نظر سنجی ساده می تواند به جنابعالی نشان دهد که چه کسر قابل توجه ایی از مردم خواهان رهایی کشور از مخمص هسته ایی شده بودند.

ایام بکام باد
صادق زیباکلام
شانزدهم فروردین ماه یکهزاروسیصدونودوچهار

مجله اینترنتی آسمانیها۹۰

کانال تلگرام آسمانیها۹۰

۸ نظر

  1. چون دارو ندار هسته ای وا دادند جایش سبدی به ما زکالا دادند

    آن حق مسلم که بجایی نرسید این حق سکوت است که حالا دادند

  2. نطق آزاد و بیان آزاد است

    روح آزاد و روان آزاد است

    همه جا زمزمه ی آزادی است

    پیر آزاد و جوان آزاد است

    در هدف ساختن سینه ی خلق

    تیر آزاد و کمان آزاد است

    از پی ریختن خون بشر

    تیغ آزاد و سنان آزاد است

    اگر از وضع جهان نالانی

    ناله آزاد و فغان آزاد است

    بر سر خود بزن و نعره بکش

    دست آزاد و دهان آزاد است

  3. گفت دانایى که گرگى خیره سر

    هست پنهان در نهاد هر بشر

    لاجرم جارى است پیکارى بزرگ

    روز و شب مابین این انسان و گرگ

    زور بازو چاره این گرگ نیست

    صاحب اندیشه داند چاره چیست

    اى بسا انسان رنجور و پریش

    سخت پیچیده گلوى گرگ خویش

    اى بسا زورآفرین مردِ دلیر

    مانده در چنگال گرگ خود اسیر

    هرکه گرگش را دراندازد به خاک

    رفته رفته مى‌شود انسان پاک

    هرکه با گرگش مدارا مى‌کند

    خلق و خوى گرگ پیدا مى‌کند

    هرکه از گرگش خورد دائم شکست

    گرچه انسان مى‌نماید ،گرگ هست

    در جوانى جان گرگت را بگیر

    واى اگر این گرگ گردد با تو پیر

    روز پیرى گرکه باشى همچو شیر

    ناتوانى در مصاف گرگ پیر

    اینکه مردم یکدگر را مى‌درند

    گرگهاشان رهنما و رهبرند

    اینکه انسان هست این سان دردمند

    گرگها فرمان روایى مى‌کنند

    این ستمکاران که با هم همرهند

    گرگهاشان آشنایان همند

    گرگها همراه و انسانها غریب

    با که باید گفت این حال عجیب

  4. یه خطم من ضمیمه می کنم آقایه شریعتمداری اگه خاموش بنشینی گناه است !!!!!!!!!!

  5. نمیدونم چرا بعضیا رو میبینم یاد اون سگهایی میفتم که فقط دارن واق واق میکنن و کار مثبتی هم نمیکنن و فقط جو رو بیخودی به هم میریزن!
    این نکات خیلی جالب بود!
    مناقشه هسته ایی برای حضرتعالی صرفا ابزار یا مستمسکی بیش نیست برای گرم نگه داشتن تنورغرب ستیزی و استکبار ستیزی. اینکه کشور چه هزینه گزافی برای هسته ایی می پردازد و اینکه حاصل این هزینه ها برای مملکت چه وده، خیلی برای جنابعالی اهمیتی ندارند.

    مهم آنست که مناقشه هسته ایی کمک می کرد تا پرچم پیکار و دشمنی با غرب را می توانستیم برافراشته تر در اهتزاز در آوریم. مشکل جنابعالی با توافق هسته ایی این نیست که آیا “توافق” است یا “تفاهم”،”سند همکاری” است یا “بیانیه”؛ مشکل شما با لوزان این نیست که آیا تحریم ها در یک مرحله برداشته خواهند شد یا در چند مرحله؛ فردو قراراست دایر باشد یا بایر؛ “حق بازرسی” فقط محدود به تاسیسات هسته ایی شده یا جاهای دیگر را هم می توانند تفتیش نمایند و قس علیهذا. نه جناب شریعتمداری عزیز، همه دلخوری شما از توافق هسته ایی آنست که بخشی از فرش غرب ستیزی را دارد از زیر پاهایتان بیرون می کشد.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*