آخرین خبرها
تعداد بازدید : 3,900

برداشت اوباما از رهبر معظم انقلاب

فرادید| باراک اوباما رییس جمهور آمریکا در گفت و گویی با توماس فریدمن به بیان برداشت خود از مقام معظم رهبری پرداخت.

به گزارش فرادید، رئیس جمهور آمریکا در پاسخ به سوال توماس فریدمن دایر بر اینکه در مورد آیت الله خامنه ای رهبر ایران چه آموخته، گفت: “درک او مشکل است. من مستقیما با او حرف نزده ام. در نامه هایی که ایشان می فرستد، معمولا اشاره زیادی به آنچه ایشان دادخواهی های گذشته علیه کشورش می داند هست. اما به نظر من آنچه خیلی گویاست این است که ایشان در این مذاکرات (اتمی)‌ به مذاکره کنندگانش آزادی عمل داد، این اختیار را داد که امتیازات مهمی بدهند، که امکان به ثمر رسیدن این چارچوب توافق را فراهم خواهد کرد.”

اوباما تاکید کرد که رهبر ایران به غرب “عمیقا” بدبین است.

باراک اوباما همچنین به توماس فریدمن گفته است که به عقیده او آمریکا به عنوان یک ابرقدرت در موقعیتی هست که بتواند در قبال کشوری مثل ایران، با ۳۰ میلیارد دلار بودجه نظامی، دست به ریسک بزند تا شاید درهای تازه ای گشوده شود.

او در این  مصاحبه همچنین گفته است که از تیم مذاکره کننده با ایران خواسته است متوجه تجارب ناگوار تاریخی ایران باشند؛ از جمله اینکه به نظر او ایران برنامه اتمی را وسیله ای لازم برای بقای ملی می داند.

اوباما گفت این فرض که نمی توان ایران را از برنامه اتمی اش منصرف کرد فرضی “نادرست” است و به علاوه حتی اگر ایران عوض هم نشود – اتفاقی که به عقیده او در پی موفقیت مذاکرات ممکن است – آمریکا از رویکرد تازه ضرر نکرده است:‌ “ما توانایی خود برای دفاع از خود یا متحدانمان را واگذار نکرده ایم. در این شرایط چرا (رویکرد دیپلماتیک فعلی) را محک نزنیم؟”

اوباما گفت که مذاکرات جاری با ایران در غالب پنج به علاوه یک، “فرصتی است که یک بار دست می دهد” و افزود:‌ “من به مردم اسرائیل می گویم… که برای جلوگیری از دستیابی ایران به یک سلاح اتمی هیچ فرمولی، هیچ گزینه ای، موثرتر از ابتکار عمل و چارچوب دیپلماتیکی که ما پیشنهاد کرده ایم وجود ندارد و می توان این را نشان داد.”

اوباما گفت شکی نیست که بی اعتمادی عمیقی میان ایران و آمریکا وجود دارد و فعالیت های حکومت ایران “مایه نگرانی عمیق” اوست اما ادعا کرد: “اما ما همچنین شاهد یک رگه عملگرایی در ایران بوده ایم. به نظرم آنها نگران بقای خود هستند. به نظرم آنها تا حدودی به افکار عمومی خود واکنش نشان می دهند.” و انتخاب حسن روحانی را نشانه ای بر این ادعا دانست.

او برای اثبات استدلال خود دایر بر اینکه گزینه فعلی موثرترین راه برای مهار ایران است به تامل در مورد عواقب احتمالی دو گزینه دیگر پرداخت: حمله نظامی و یا ادامه تحریم ها.

تهدید اصلی برای عربستان، نارضایتی داخلی است نه ایران
رئیس‌جمهور آمریکا در ادامه در پاسخ به سوالات «توماس فریدمن» در مورد حمایت واشنگتن از کشورهای عربی از جمله عربستان سعودی در برابر ایران، گفت این کشورها با وجود تهدیدات خارجی، با تهدیدات داخلی نیز مواجه هستند.

او تهدیدات داخلی در کشورهای عربی متحد آمریکا را اینطور برشمرد: «جمعیتی که در برخی موارد به حاشیه رانده شده، جوانانی که با بیکاری مواجه هستند، ایدئولوژی مخرب و پوچ‌گرایانه و گاهی این تصور که هیچ مجرای سیاسی‌ای برای ابراز نارضایتی وجود ندارد.»

اوباما افزود: «فکر می‌کنم بزرگترین تهدیدی که آن‌ها با آن مواجه هستند، از جانب تجاوز ایران نیست. بلکه ناشی از نارضایتی داخلی داخل کشورهایشان است… گفتن این حرف‌ها دشوار است، اما چیزی است که باید مطرح شود.»

مجله اینترنتی آسمانیها۹۰

کانال تلگرام آسمانیها۹۰

۲۸ نظر

  1. چون دارو ندار هسته ای وا دادند جایش سبدی به ما زکالا دادند

    آن حق مسلم که بجایی نرسید این حق سکوت است که حالا دادند

  2. تو هنوز در چشم آنها یک کاکاسیاهی

    هنوز هم نئونازی ها

    وسترن ها

    و شکم گنده های بور

    دنبال قتل تو اند

    با وجود آن که در تایمز اول شدی

    و در ای بی سی دوم

    در سی سی یو به انتظارت می نشینم تا سوم شوی

    تو هر شب به عقل های ما حمله می کنی

    به تأسیسات هسته ای احساس ما

    مثل بچه های تخس که با تفنگ بادی شان هی شلیک می کنند

    بچه های آتاری و لاتاری

    تو هم درست برنده شدی در یک قرعه کشی

    با شرط این که

    حمله کنی

    به اورانیوم غنی شدۀ اشعار ما

    تو هر روز عکس می گیری با مشاورانت

    دوش ادوکلن می گیری با سگت

    و فکر می کنی که دنیا

    چقدر منتظر است که تو زر بزنی

    و حق توست

    که یک جایزه نوبل هم بگیری برای سگت

    تو فکر می کنی

    ایران نشسته است منتظر نوروز

    و چشمش مانده به سفرۀ هفت سین

    نه آقای پلیسی دنت!

    اگر پیام نوروزی ات نیاید

    کسی تلف نمی شود از نبود دمکراسی

    تو در نظر من

    چیزی هستی در حد یک قوطی کنسرو خالی

    که دوست دارم شوتت کنم

    و بگویم هی یارو!

    تو چقدر به درد شوت کردن می خوری

    تو چقدر شوتی

    و من چقدر خوش خیال بودم

    که فکر می کردم تو یک غلطی خواهی کرد

    تو تنها می توانی به سگت شب بخیر بگویی

    و به زنت بگویی:

    آه عزیزم با برلوسکنی دست نده

    او یک عیاش است

    حتی کسی نیست که به تو بگوید

    کم کم گوشهایت رادار شدند

    دماغت مثل پینیکیو دراز شد

    وقتی رفته بودی به پایگاهی در بغداد

    چشمت تلفیقی از اورانیوم بیست درصد شد و کمی زرشک

    وقتی نطق می کردی در برابر حق مردم ایران

    حالا دندان هایت شبیه اف بیست و هشت شده است

    تو داری روز به روز پیشرفت می کنی

    آنقدر پیشرفت که دیگر

    مردم کنیا

    و مردم جزیره اوباما

    از پیروزی ات به خیابان نمی ریزند

    تو مثل یک آدامس قلقلی شده ای

    در دهان بچه های اورشلیم

    شاید حق با جرمایا رایت بود

    تو ایدز سیاسی مخفی داری

    حتی مردمی که عصرها در گراند پارک شیکاگو جمع می شوند

    می گویند:

    او یک هویج بود که رشد معکوس کرد

    یک کشتی گیر کچ و چپ دست

    که رقیبش یک زن بود

    با صندلی کوبید بر سر آن زن

    و بعد صندلی را گذاشت زیر جنازه اش

    و کمربند را قاپید و رفت

    تا نطق کند به نفع یونایتد استیش

    تو هر روز نمایش داری

    با اپرا وینفری و گروه راک طرفدارانت

    اورشلیم را دادی به فاحشه های پشت کاخ سفید

    ایران ولی فروشی نیست

    هی یارو!

    راهت را بکش و گم شو

    ای کاش

    مادر مردم شناست گفته بود برایت

    که ایرانیان با نی ساندیس

    ممکن است تو را کور کنند

    مادر بزرگت به توگفته بود کاش

    که در برابر پارسایان

    بی خود پارس نکنی

    آقای باراک حسین اوباما

    راستی تو از کدام خیمه

    این نام را دزدیدی؟

    این نام را

    از ثبت احوال کدام ابن سعد گرفتی؟

    اینجا انشای کودکان ایران این است:

    او با ما نیست

    او با شما نیست

    او با هیچ کسی نیست

    او اصلا کسی نیست

    او آبروی رنگ سیاه را هم برد

    او آبروی کاخ سفید را

    و آبروی کلبۀ عموتم را برد

    او به نلسون ماندلا هیچ شباهتی ندارد

    او از دوپینگ کاکائین برگشته است و سرش باد دارد

    از کمپ دیوید

    برای همین من فکر می کنم که تو

    شبیه یک کمپوت خالی قارچی

    که پرتت کرده اند

    آپاچی ها و چاپارلها

    گاوبازان دهه پنجاه و شصت

    تو از همانجایی

    که شاعر ما می گوید:

    ” او می مکد طراوت گل ها و بوته های افریقا را
    او می مکد تمام شهد گلهای آسیا را
    شهری که مثل لانه ی زنبور انگبین
    تا آسمان کشیده
    و شهد آن دلار
    یک روز
    در هرم آفتاب کدامین تموز
    موم تو آب خواهد گردید
    ای روسپی عجوز ؟”

    هی با توام!

    ای نوشیده از شیر کک و کراک غنی شده

    با تو چهل و چهارمین قصاب!

    پنجمین چپ دست احمق کاخ سفید…

    تو هم هیچ پخی نشدی

    آقای کراک اوباما!

    اردیبهشت ۱۳۸۹ ( علیرضا قزوه )

    * اشعار داخل گیومه از شاعر معاصر ایران دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی ست در شعری بر ضد آپارتاید امریکا و با نام نیویورک .

    • عااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااالی بود…
      نه عالی نبود، چیزی بود فراتر از عالی…

    • احسنت رهام ،واقعا احسنت ،هم به شما و هم به صاحب شعر،آقای علیرضا قزوه که چنین شعر پرغرور و حماسی سروده و جواب اون بی تربیت بازیچه را داده،حرفهای اون مردک را که خوندم دلم گرفت ،میخواستم با یک گلوله کله پر از بادش را بترکونم اما وقتی شعر تو را خوندم دیدم بدتر از گلوله توی مغز پوکش خالی کردی .
      همه با هم پشت ایران اسلامیمون هستیم به کوری اونایی که برق چار تا اسلحه و امکانات کورشون کرده و خبر ندارن وقتی خدا اراده کنه پرنده های کوچک با ریگهای ریز فیلهای تنومند را با ذلت به زمین میکوبند.

    • آقای رمضان عزیز،این که شعر باید با شعور همراه باشد که درش بحثی نیست اما لابد شنیده اید که اثبات شیء نفی ما عدا نمیکند.پس شعر هم جای خودش را داره و شعور هم جای خودش را .
      دوم این که گفتی ژاپن و کره و…..چیکار کردند و چیکار نکردند،اما حتما میدونی ما نه ژاپنیم نه کره و نه هیچ کجای دیگه ما ایرانیم با تاریخ خودمون با فرهنگ خودمون با دین خودمون و با خواسته های خودمون،پس نسخه ژاپن و کره و …..به درد خودشون میخوره ما اون نسخه را برای خودمون نمیپیچیم.ما نه جنگ کردنمون با هدف جنگهای اوناست نه صلحمون با هدف صلح اوناست .ضمن اینکه همون ژاپن و کره و …هم حالا مثلا کجا را گرفتن؟آمریکا یه لقمه نون بهشون پاس داده اون هم خودش کلی دقت میخاد که چرا داده و این لقمه تا کی ادامه داره ،ضمن اینکه برای همین یه لقمه هم باهاشون مثل اربابا رفتار میکنه. انصافا خود شما حاضری مثلا یه خونه و ماشین و نون مناسب داشته باشی توسط یه نفر توی محلتون که در قبال این چیزا همیشه از بالا بهت نگاه کنه و کوچیک ببینه تو را.الان همون ژاپن برای مثال اجازه نداره بدون رضایت آمریکا هیچ موضعگیری بکنه ،اگه اونا بگن شوره این باید بگه شوره اگه بگن شیرینه این هم باید بگه شیرینه.
      و گفتی گیریم که حالا ما هم ابرقدرت بشیم و جای آمریکا را بگیریم مثلا چه خواهد شد. باید بگم قدرت هم میتونه چیز بدی باشه هم چیز خوبی،اگه ازش درست استفاده کنی خیلی هم چیز خوبیه اگه ازش سوء استفاده کنی بده.اونها قدرت دارن از قدرتشون هم در طول این چند قرن بدترین استفاده را کردن(خودتون بهتر میدونید که با مردم جاهای مختلف دنیا از سیاهپوست و سرخپوست و….چه کردند و الان هم وضع بهتر نیست،همه مردم دنیا را اگر بتونن میچاپن و میکشن اگر هم نتونن اذیت میکنن و تحقیر.اما ما قدرت را برای این کارا نمیخایم اولا برای دفاع از حق خودمون میخایم و دوما برای دفاع و پس گرفتن حق همه مردمی که توی هر کجای دنیا قلدرها حقشون را خوردن و استثمارشون کردن. پس هر کسی و هر چیزی را نمیشود با هر چی مقایسه کرد.به قول معروف که: زین حسن تا آن حسن صد گز رسن.
      یا: کار پاکان را قیاس از خود نگیر-گر چه باشد در نوشتن شیر و شیر

  3. مرسی روهام مرسیییییی

  4. من فکر میکنم در بین رئیس جمهورهای ایالات متحده باراک اوباما نسبت به بقیه منطقی تر و متوازن تر و متعامل تر از بقیه عمل کرده و تو این مذاکرات اگر رئیس جمهور آمریکا غیر از اوباما و مسئول مذاکرات ما غیر از آقای ظریف بود مطمئنا الان یه جنگ تمام عیار پیش رو داشتیم اون وقت بود که نه هسته ای داشتیم و نه یک کشور واحد….تفسیر اون در مورد رهبر هم کاملا درسته( درک او مشکل است) … در باره عربستان هم کاملا درست گفته : مشکل عربستان ایران نیست ، مشکلش خفقان و فشاری هست که به مردمش وارد میکنه و این تهدید داخلی به مراتب از تهدید ایران و شیعه ها برای اون خطرناکتر هست …

    • سلام نازنین جان ، سرو ته یه کرباس . سرمایه داری آمریکا ، منطق ، توازن و تعادل رو تنها در چارچوب منافع خودش میپسنده و میخواد در صورتی که باب میلش نباشه همین باراک خودمون از همه درنده تر و حیوانی تر عمل خواهد کرد .

    • سلام رهام عزیز ! قبول دارم که این منافع هست که استراژی رو تعیین میکنه ولی بوش و قبلی ها حرف آخرو اول میزدند و سریع برای جنگ اقدام میکردن ، هر چند باراک همین الان هم در قبال سوریه و عراق روش موذیانه ای در پیش گرفته و بصورت مستقیم خودشو وارد جنگ نکرده ولی در این حد نمیتونه با ایران با رفتار کنه!

      • حرف آخر رو اول زدن نشان از صداقت داره . در هر صورت من معتقدم در چنین نظامی ، جمهوری خواه و سوسیال دموکرات هر دو از یک قماشند و فرقی نمیکنه کدام بر قدرت تکیه بزنند حداقل برای کشورهایی مثل ما ( جهان سوم ) تفاوت چندانی ندارد . شاید برای مردم آمریکا و یا هم پیمانانش تفاوت های آشکاری داشته باشه ولی برای ما هیچ فرقی نمیکنه . برای جامعه گوسفندی که فرقی میکنه که کی چوپان باشه و کی سگ گله ؟ برای جامعه گوسفنندی چه اهمیتی داره که گرگ در لباس میش باشه و یا صادقانه نقش گرگ رو بازی کنه ؟ گوسفند و تفکرات گوسفندی لایق دریده شدنه و چه بهتر که گرگ نمایان باشه . دندان تیز نشون بده تا حداقل بدونی با چه چیز میجنگی و از کجا صدمه میبینی . من ترجیح میدم دشمن رو در ظاهر خودش ببینم ، رو در رو ، پنجه در پنجه نه در پشت پرده سیاست هایی که تنها من رو نمیدره ، بلکه آیندگان رو هم به خاک و خون میکشه .

      • خوب شما کاملا درست میگی ولی گاهی باید زمان رو خرید نه برای در خواب خرگوشی فرو رفتن بلکه برای تجدید قوا فقط بخاطر آیندگان!

  5. حرف شما در مورد جوامع پیشرفته و در حال توسعه درسته ولی جامعه گوسفندی وقتی که چراگاهش پر از علف باشه و بدونه از تهدید گرگ در امانه سریع سایه ای رو پیدا میکنه و به خواب خرگوشی فرو میره و این اتفاق به وفور در تاریخ ما رخ داده و خوب آنهایی که سناریوی خواب رو برای ملت خواب آلود مینویسند ، به دنیال آسایش و آرامش ما نیستند بلکه به دنبال برنامه ریزی های نوینه و البته تجدید قوای خود در جهت استعمار و استثمارهایی با روش ها نوین و هزینه ای کمتر . شاید نیاز دیگه به حمله گرگ نباشه ، شاید چوپان هم به گرگ ها بپیونده و نقش گرگ رو بازی کنه .

    • امیدوارم این بار تاریخ تکرار نشه ( هر چند تاریخ نشون داده که همیشه تکرار شده) خوب ما به امید زنده ایم اگر توافق نمیکردیم چی پیش می اومد؟ یعنی اوضاع دگرگون میشد رو به بهبودی؟
      چقدر این شعر خانم پروین رو دوست دارم.
      ما را به رخت شبانی فریفته اند … این گرگ سالهاست که با گله آشناست

  6. من البته مثل شما اصلا امیدوار نیستم به خاطر دلایل زیادی که از حوصله این فضا و این بحث خارجه ولی در جواب سوالتون باید بگم که فکر میکنم اگر توافق نمیکردیم باید میجنگیدیم . و جنگیدن و مردن بهتر از خوابیدن و در خواب دریده شدن است . شعر بسیار زیبایی بود و من رو هم سر ذوق اورد تا شعری رو براتون بزارم و امیدوارم عین تلخی که درش هست و حس میشه به نتیجه زیباش فکر کنید .

    یکروز تاریخ بشر تکرار خواهد شد
    یعنی عصای کهنه ما ، مار خواهد شد!

    از بوی باروت شما لرزیده پاهامان
    تا کی صداقت در زمین انکار خواهد شد!

    در انزوای این قفس – این بوم تاریکی
    منصور احساسات من بر دار خواهد شد!

    وقتی پدر را جغد شب دزدید فهمیدم
    این خانه بر روی سرم آوار خواهد شد!

    عکس پدر را پاک کن – آخر همین فردا
    تصویر من بر دل دیوار خواهد شد!

    شلیک آخر را کبوتر خوب میداند
    با بال خونین سوی حق احضار خواهد شد!

  7. شعرت در مورد اوباما عالی بود .
    واقعا سروته یه کرباس …باز به بقیه حداقل مواضعشون در برابر ایران مشخص بوده وهست …

  8. روهان، نازنین، بنفشه،… عزیزان احساس پاکتان ستودنی و پاسداشتنی، من بقدر شما از سیاست و مسائل مربوط به آن چیزی نمی دانم و فهمم اندک است. لیکن این را میدانم که شعر شعار است و نه شعور! که معمولا از ضمیر افراد پاک نهاد می طراود. از این رو یکی دو سئوال می پرسم تا نه از روی احساس بل از روی تفکر و اندیشه بدان پاسخگو باشید: ۱- ژاپن، ویتنام، الجزایر، کره و… و دشمنی و جنگ و رشادتهای مردمانشان را در طول تاریخ با غرب و بویژه امپریالیزم، خوانده و شنیده اید و نتایج بعد از آن را هم حتما هم اکنون می بینید. چه وقت برنده بودند؟ زمانی که از احساساتشان بهره می بردند یا زمانی که با تعقل و تفکر و تعامل؟
    ۲- فرض کنید ما بجنگیم و نه ببازیم بلکه برنده شویم و ابرقدرت جهانی را بزانو در آوریم، آنگاه پا در جای که خواهیم گذاشت؟ ما خواهیم شد ابرقدرت؟ و بعد چه؟ و…
    از حضورتان حقیقتا پوزش میخواهم فقط خواستم تلنگری به خودم زده باشم. موفق باشید

    • آقای رمضان ! درسته که شعر یه جور شعاره ولی مطمئنا” شعور و نظر سرایندشو نشون میده ، حالا ممکنه با عقیده یا احساس ما جور درنیاد …
      در مورد سوال اولتون باید بگم که متاسفانه ملت ما نه رشادت ژاپنی ها رو در جنگ داره و نه وجدان کاری اونا رو در زمان صلح ! پس در هیچ زمینه ای با اونا قابل مقایسه نیستیم .ضمن اینکه ارزش ملتها و دولتها رو ارزش پولشون مشخص میکنه و نه تعصبات و غرور کورکورانه ….ژاپن آنقدر توان داشت که درگیر با جنگ شد و شاید اگر درگیر جنگ نمی شد بیشتر از این رشد اقتصادی داشت. همین رشد اقتصادیش هم علتش مربوط به نقش افراد به عنوان اجزای ساختار جامعه ژاپنی هست . بر خلاف ما که دین مان که جامعه گراست و اخلاق مان فرد گراست. در ژاپن جامعه اخلاق گرا است و فرد نمی تواند بر خلاف روند اخلاقی جامعه حرکت کند وگر نه انگشت نما می شوند .ولی در جامعه ما سیر اکثریت جامعه بر اساس رخوت و لاقیدی است و افراد متعهد خیلی کم هستند یا کمرنگ دیده میشن و همین اقلیت در مقابل اکثریت ناتوانه. چون منافع اکثریت ار راه لاقیدی و دلالی و رانت و ….در کل رخوت است و اجازه رشد به اقلیت نمی دهند.
      یک مشکل اساسی در کشور ما اینه که شایستگی بر اساس معیار های غیر قابل سنجشه و لی در ژاپن معیار ها کاملا کارا و مشخص هستن.اون چیزی که الان در دنیا غرور و افتخار محسوب میشه قدرت و ارزش پول اون کشور هست .کشور ژاپن با داشتن تولید ناخالص داخلی به میزان ۵ تریلیون دلار سومین قدرت اقتصادی دنیا (پس از آمریکا و چین) بوده این در حالیه که این کشور دارای منابع طبیعی خیلی محدودی است و اکثر جزایر و خاک آن کوهستانی و آتشفشانی است.
      ۳- در مورد سوال دومتون من نظرم اینه که بر فرض ما بجنگیم و برنده شیم ( البته این یه احتمال و آرزوی بعیده و امکانش نیست) و بقول شما ابر قدرت جهانی شیم … چی پیش میاد؟ … کشور ما دقیقا” کار امپریالیزم را به شکل و نحوه دیگری و در راستای اهداف یک دولت جهانی بظاهر شیعه ! انجام میده !همون دخالتهایی که الان در یمن و عراق انجام میشه منتها در ابعاد وسیع تر … سومالی ، ژاپن، آمریکا ، شرق دور و نزدیک و اروپا و آفریقا و آمریکای جنوبی و … خلاصه اینکه فقط دنیا رو به هم میریزه!
      حالا اگر ما به این توافق دست نمیافتیم و میجنگیدیم .همین میزان انرژی هسته ای هم که داریم از دست میدادیم و با یه مملکت ویران و با کلی تلفات جانی و مالی مواجه میشدیم ، در کل ویرانه ای با آینده نامعلوم به آیندگانمون تقدیم میکردیم ….اونوقت باید به این غرور متعصبانه خانمان برانداز باید افتخار میکردیم ؟ چقدر دیگه باید هزینه می کردیم که تازه سر جای اولمون برگردیم ؟
      اگر یه نگاه به کشورایی که دارای فناوری تولید سلاح هسته ای هستند بندازیم مثل پاکستان و هند! متوجه میشیم که این فناوری تا الان هیچ اثر مثبتی روی زندگی مردمش نداشته !و مردمش همچنان در فقر و بیکاری به سر میبرن !
      ضمنا” هر وقت لازم شد میتونیم کلاهکهای هسته ای رو با هزینه ارزون تر از اونا بخریم . مهم دانش هسته ای هست که ما الان با این توافق داریم و نگهش میداریم وگرنه تهیه سلاح هسته ای از جاهای دیگر و بصورت قاچاق راحتتر و کم هزینه تره!
      من خوشحالم که جدیدا سران نظام از تعصبات دوری میکنند و به روابط با کشورهای دیگر به شکل تجارت نگاه میکنند مهمترین قدم هم قبول اردوغان به کشور پس از توهین ها و موذی گریهاش نسبت به کشورمون و داد و بیداد نماینده ها در عدم پذیرشش بود و علیرغم همه این حاشیه ها به ایران اومد و رهبر هم پذیرفتش ….چون به همراهی ترکیه در مسائل منطقه ای آگاه هست!

    • سلام آقای رمضان نظر شما رو خوندم و متوجه منظور شما شدم . البته باید عرض کنم جوابهای خانم نازنین به سوالات شما خیلی معقول و با استدلال بود و من در اون رابطه بحثی ندارم ولی در مورد جنگ ……

      جنگ در قرن ۲۱ معنیش دیگه تنها و تاکید میکنم تنها سلاح به دست گرفتن و در خط مقدم جنگیدن نیست . این جنگ میتونه در زمینه های مختلفی صورت بپذیره که ابعاد وسیعی داره که تصور نمیکنم این جا بشه به تمامی اونها اشاره و در مورد همشون به طور کلی بحث کرد . و مسئله بعدی این که ما در صورت جنگ با ابر قدرتها در همون لحظات اول شکست خواهیم خورد و با خاک یکسان خواهیم شد . ابتدا باید مشخص کنیم که ابرقدرت در قرن ۲۱ یعنی چی ؟ و به چه فاکتورهایی نیازمنده ؟ در ذهن عموم اینطور تلقی میشه که هر کس زورش از لحاظ جنگ افروزی و سلاح بیشتره پس ابرقدرته در صورتی که این تنها یکی از اون ویژگی هاست . قدرت اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی ، سیاسی ، هنری و حتی محیط زیستی و انواع و اقسام روش های بشر دوستانه هم جزئی از این ویژگی هاست که ما نه تنها به خاطر تبدیل شدن به یک ابر قدرت ( که هدف کوچک و بچگانه ای ست ) بلکه برای رفع نیازها و از بین بردن مشکلات خودمون به عنوان بشر و زمینه سازی برای رشد و پیشرفت هرچه بهتر و راحت تر آیندگانمون این ویژگی ها رو کسب کنیم و یا ارتقا ببخشیم . و در این راه این رو باید باور داشته باشیم که دشمنان ما ( اسمش هر چی میخواد باشه ، شما بهش میگی امپریالیزم ) باعث افت ما نمیشن چون اونها هم به دنبال دستاوردهای خودشون در تمامی این زمینه ها و فراتر از اون هستند . غفلت و خواب زدگی و خواب آلودگی ما باعث عقب ماندگی ما در طول تاریخ شده و اگر ادامه پیدا بکنه خواهد شد .

  9. الله جل جلاله: فبشر عبادی الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه، خداوند همه شما عزیزان را برای ایران اسلامی حفظ و نگهبان باشد. دلم را با این همه شور و شعور شاد و گرم کردید. من به آنچه میخواستم رسیدم. باز هم از همه متشکر و سپاسگزارم. موفق و موید باشید

  10. مرسی نازنین خانوم مطالب و گفته هایتان را دنبال میکنم همیشه با علم و اگاهی و منطق همراه است

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*