آخرین خبرها
تعداد بازدید : 5,702

خانم جوانی که ناگهان ۵۰ سال پیر شد +عکس

“هو جوآن” یک خانم ۲۸ ساله است که دوفرزند دارد ولی از زندگی خود لذت زیادی نمی برد چرا که بیماری خاصی گرفته است که او را طی مدت کوتاهی پیر و چروکیده کرده و دیگر جوانی گذشته اش را ندارد.

این خانم اهل چین دچار بیماری بسیار نادر “ کوتیس لاکسا” شده است که پوست بدن را چروکیده می کند و سرعت پیر شدن آن را افزایش می دهد به طوری که طی شش ماه “هو جوآن” از ۲۸ ساله به سن ۷۰ ساله رسیده است.

خانم جوانی که ناگهان 50 سال پیر شد

او می گوید پس از به دنیا آمدن فرزند دومش این بیماری آغاز شد و طی مدت ۶ ماه اثرات خود را به جای گذاشت به طوری که دیگر قابل شناسایی نبود و از نگاه کردن به آینه نیز ترس داشت.

این خانم تنها نمونه از این بیماری است که در چین وجود دارد و یکی از ۱۰ موردی است که در سراسر دنیا تا به حال شناسایی شده است. او اعتقاد دارد پشتیبانی همسرش باعث شده تا از پس مشکلات این بیماری سخت برآید.

باشگاه خرنگاران

مجله اینترنتی آسمانیها۹۰

کانال تلگرام آسمانیها۹۰

۲۹ نظر

  1. خیلی ناراحت کننده بود….
    .
    .
    .
    بر مال و منال خویشتن غره مشو
    کان را به شبی برند و این را به تبی

    بس خون کسان که چرخ بی باک بریخت
    بس گل که برآمد از گل و پاک بریخت

    بــر حسـن و جـوانـی ای پسر غـره مشـو
    بس غنچه ناشکفته بــرخــاک بــریخت

  2. همه ما باید نسبت به جریانات زندگی مان آگاه وبیدار باشیم.
    یک اصل قورباغه ای:
    اگر یک قورباغه تیزهوش وشاد را بردارید وداخل یک ظرف آب جوش بیندازید قورباغه چه کار می کند؟
    بیرون می پرد!درواقع قورباغه فورا به این نتیجه می رسد که لذتی در کار نیست وباید برود!
    حالا اگر همین قورباغه را بردارید وداخل یک ظرف آب سرد بیندازید وبعد ظرف را روی اجاق بگذارید وبتدریج به آن حرارت بدهید قورباغه چه کار می کند؟
    استراحت میکند…چند دقیقه بعد به خودش می گوید:ظاهرا آب گرم شده است وتا چشم به هم بزنید یک قورباغه آب پز آماده است.
    زندگی به تدریج اتفاق می افتد.ماهم می توانیم مثل قورباغه داستانمان ابلهی کنیم وبه گرمای تدریجی آب عادت کنیم و وقت را از دست بدهیم وناگهان ببینیم که کار از کار گذشته است .

  3. سلام نازنین عزیزم. خوبی؟؟؟

  4. نازنین جان. نمی دونم صفحه بازار فروش زنان مسیحی رو خوندی یا نه. یه پیام برات گذاشتم
    .http://asemaniha90.com/?p=25213#comment-94816
    دوباره ازت می خوام ببخشی و امیدوارم منو بپذیری و ازم دلخور نباشی.

    • بله پیغام شما رو رهام و فهیمه عزیز به من دادند ولی فکر کنم اون کامنت من و سایه عزیز یه کامنت شخصی و خصوصی بود و بیشتر جنبه دلداری برای ایشان داشت و هیچ ارتباطی هم به سیاست و گفتگوی تمدنها نداشت … همون طور که بارها اعلام کردم مشکل من و خیلی از بچه ها قبل از اینکه ربطی به اعتقادات و یا دینش باشه به بی ادبی و بیحیایی ایشان ربط داشت … کما قبل از اینکه هم اعلام کنه که زرتشتیه همیشه خود درگیری داشت … شما بدون اطلاع از گذشته ها و اتفاقاتی که در صفخات پیش بین او و سایر بچه ها افتاده بود( تقریبا یک سال کامنت گذاشتن های متوالی بی ادبانه و گستاخانه ایشان) عجولانه قضاوت کردید…راستش من اصلا به هیچ وجه حتی دوست ندارم اسمشو بشنوم وای به اینکه بخوام دوباره در موردش حرف بزنم… اونجا هم اگر اومدم و وارد بحث شدم دو دلیل داشت اول اینکه اون شخص اسم منو آورد و توهین کرد( فقط نمیدونم شما با شنیدن اون توهینها چرا یه دوماهی دستتون به کیبورد نرفت؟) و دوم هم رهام خیلی اصرار داشت که توی بحث شرکت کنم وگرنه علاقه ای به بحث کردن ندارم … خلاصه کلام اینکه ما بعد از این همه مدت کامنت گذاشتن بچه ها میتونیم تشخیص بدیم کی آهوی بی دفاعه و کی گرگ درنده !… من جای شما بودم جای اینکه انقدر بی جهت ناراحت شم سوالات خانم سایه را توی دوتا صفحه مختلف جواب میدادم و منتظر نمیذاشتمش….
      موفق باشید

      • نازنین عزیز. من واقعا دلم می خواست اینجا توی این سایت آدمهای مختلف بودن. از اقشار مختلف، از ادیان و اقوام مختلف. می خوام بگم که واقعا اگه قرار باشه همه فقط هم رو تأئید کنیم فایده این ارتباطات چی هست؟ این جا فرصت خوبی برای کسب مهارته . برای اینکه ازادی بیان رو تمرین کنیم. برای اینکه اجازه بدیم که هرکس حرف خودش رو بزنه و همه با هم یاد بگیریم بدون توهین و تخریب با هم مخالفت کنیم. تسنیم مثال خوبیه اما در مورد اون شرایط فرق می کنه و اونهم اینه که اکثریت هم نظر با اون بودن و اون مطمئن بود که کسی باهاش دشمنی نداره و بهمین دلیل بقول معروف در برابر همه گارد نگرفت. اما اون دوست سابقمون واقعا شرایطش فرق می کرد. و واقعا لازم بود بیشتر درکش کنیم و بعد هم که رفت .واقعا رفت. دیگه نبود و دیگه چه لزومی داشت راجع به کسی که رفته حرف بزنیم. کسی که نیست. اون توی حرفهاش به من هم توهین کرد. البته می دونم توهینهایی که به من کرد در حد توهین هایی که به تو شد نبود . سایه اومد توی بحث و نظری داد که به ماهها پیش مربوط بود و خب می شد گفت تو حق داری ناراحت باشی و اون دیگه رفته…
        یادم نمی ره قناری حرفی به من زد که خیلی برام سنگین بود اما اگه جواب من هم مثل اون بود دیگه جایی برای گله باقی نمی موند. و من فکر می کنم گرچه اون آدم خیلی حرفهای بدی می زد ولی دیگران جای گله باقی نگذاشتند و بدجوری از خجالتش در اومدن . در نتیجه لزومی هم نداشت که من در جای خودم عکس العملی نشون بدم. خدوم هم متأسفم که جواب سایه رو ندادم. اما خب چرا کس دیگه ای نظری نداد و چرا فکر می کنی این بحث دوطرفه بود؟ من تقریبا جواب سایه رو توی جواب آخرم داده بودم و خب هر کس باید خودش هم کمی فکر و کنکاش و مطالعه بکنه.
        نازنین جان. همون زمان هم گفتم که به نظر میاد تمایلی به ادامه بحث نداری و خب در نتیجه اون بحث هم خاتمه پیدا کرد. برات آرزوی موفقیت و شادی می کنم و امیدوارم منظورم رو درک کرده باشی.

        • خانم گلابتون ، شما در جریان خیلی چیزها نیستید پس نمیتونید قضاوت کنید ، قضیه یک روز و یک ماه و چند ماه نبود ! قضیه مربوط به حدود یکسال و شاید هم بیشتر بود ….من هنوز نتونستم از خجالت ایشان دربیام چون همونطور که قبلا هم گفتم از نظر من موجود بی ارزشی بود … ایشان مشکل روحی روانی داشت وفقط در مدت دو هفته ای که من در سایت نبودم بیش از ۲۰ تا کامنت توهین آمیز در صفحات مختلف برای من گذاشته بود که حتی باعث دلخوری دوستانم هم شده بود ، نه فقط من بلکه تقریبا یه زخمی به دل همه بچه ها زده بود این اواخر بچه ها تصمیم گرفتند که مثل خودش رفتار کنند ولی همونطور که بقیه و خود شما هم شاهد بودید ماشا.. از بیحیایی کم نمیاورد و همه را یک تنه حریف بود … هنوز خیلی مونده تا بچه هااز خجالت حرفای خجالت آور او بر بیان …گفتم که اصلا دلم نمیخواست در موردش حرف بزنم و قضیه را نبش قبر کنم ولی انگار شما نمیزارید این اتفاق بیفته … شما از من ایراد میگیرید که چرا به سایه نوشتم حرفای چرند اون آهوی بی دفاعو فراموش کن و اینکه چرا به گذشته برگشتی؟ این دقیقا کاریه که شما کردید ، بعد از حدود دو ماه برگشتید و نبودنتونو میخواید توجیه کنید کامنت منو پیش میکشید در صورتی که همین کامنت شما باعث شد که دوباره یاد گذشته های نفرت انگیزش بیفتیم … بنظرم غیبت شما هیچ ربطی به اون کامنت من نداشته و دلایل دیگه داشته( و من اون دلایلو میتونم حدس بزنم ) از نظر من شما حساسیت زیادی به خرج دادید که قابل توجیه نیست دلیلش هم بهتون گفتم .و اما در مورد جواب دادن به سوال سایه ! هرچند مخاطبش من نبودم و از شما سوال پرسیده بود ولی ادب حکم میکرد که سوالش بی جواب نمونه به همین دلیل از طریق ایمیل باهاش در تماس بودم میتونید از خودش بپرسید …یه مطلب دیگه هم خواستم بنویسم ..من هیچ دلیلی نمیبینم برای اینکه به بقیه ثابت شه که من و قناری و امیر حسین و سایه و فهیمه و مریم و ….یک نفر نیستیم باید نظرات متفاوتی داشته باشیم ….اینو کسانی که مدتها مهمون سایت هستند به راحتی میتونند تشخیص بدن …و البته اون بهتر از هر کسی اینو میدونست ولی از اونجایی که سعی در تشتت آرا و تفرقه داشت مدام اینو متذکر میشد و ذهنها رو منحرف میکرد که آی مردم این یه نفر با اسمای مختلف میاد به من حمله میکنه ( نهایت رذالت و دروغگویی و پستی ، ضمنا این کاری بود که خودش میکرد و با اسمهای مختلف کامنت میذاشت ) …راستش نه من و نه سایر دوستان اصلا لزومی به درک ایشان نمیدیدیم …چرا که در طی این مدت بارها به ما ثابت کرد که خودش اینو نمیخواد …من هم دوست نداشتم که ایشان از سایت بره ولی بشرطی که اون موارد بالا که شما بهش اذهان دارید را رعایت کنه “آزادی بیان بدون تخریب و توهین”… اینجا خیلی از کاربرا هستند که در بسیاری از موارد با هم اختلاف نظر دارند ولی چون قصد توهین و تخریب ندارند نظراتشونو بیان میکنند.
          و اما در مورد بحثمون !!! من هیچ نشانی از خسته شدنم از ادامه بحثمون نمیبینم ، با وجودیکه تو اون مقطع بیشتر توی دانشگاه بودم و خیلی کار داشتم هیچ کدام از سوالای شما رو بی جواب نذاشتم ( یادمه حتی برای اینکه یکی از سوالات شما را جواب بدم لب تاب بدست دنبال نقطه ای بودم تا سیگنال وای فای مناسبی پیدا کنم ، چرا که خیلی مقیدم سوالی را بی پاسخ نذارم و کسی را منتظر!)…منظور من از مایل نبودنم در شرکت در بحث این بود که از ابتدای بحث شما و رهام در اون صفحه رهام اصرار داشت که شرکت کنم ولی من مایل نبودم تا زمانی که اون دختر اسم منو آورد و یه جورایی منو توی بحث کشید … به هر حال حرف برای گفتن زیاده ولی من حوصلشو ندارم … شما هم نگران ناراحتی من از کامنتتون نباشید ….چون به درستی عکس العمل و حرفام ایمان دارم و میدونم خطا و اشتباهی مرتکب نشدم پس ناراحت هم نیستم ..
          موفق باشید

          • بنام خدا. خدایی که عشق را آفرید.
            داستان بابل(babel) رو شنیدی؟ درقدیم می گفتن خدا به این دلیل انسانها رو با زبانهای مختلف در جهان پرداکنده کرد تا حرف هم رو نفهمن. چون اگه حرف هم رو بفهمن باید دائما با هم در جنگ باشن. حالا ما امروز یک زبان داریم اما….
            هدف من واقعا حمایت از هیچکس نبود. اما همینقدر که تو امروز حالت از پیش کشیدن گذشته بد میشه. من اون روز حالم بهم خورد. چیزی که خیلی بیشتر ناراحتم کرد این بود که همه اش می گفتیم که به بچه هامون درست فکر کردن یاد بدیم. تا با هم و با دنیا تعامل کنن. اول فکر کنن و بعد انتخاب کنن. تحت تاثیر هیچ طرز فکر القایی قرار نگیرن. اما آخرش دیدم برگشتیم به عقب و انگار فقط حرفهایی هست که زده میشه و هیچ اثری توش نیست و قرار نیست کسی فکر کنه. مثل یک گفتگوی خاله زنکی که برای وقت گذرانیه . بچه های ما مثال هستن و قبل از اونها خودمون (خودم اول) نیاز به آموزش داریم.
            خواستم توی صفحه بیماری بازیگر زن جواب سایه رو بدم اما دیدم واقعا چه اثری توی ادامه این بحث ها هست. ما نمی خوایم تغییر کنیم چون خودمون رو خیلی خیلی خیلی قبول داریم و هیچکدوم قصد تغییر نداریم.
            خواستم به سایه بگم امکان نداره آدم بدی کنه و خیر ببینه. امکان نداره. حتی اگه در جواب بدی باشه. مگه میشه گندم بکاری و جو درو کنی. این قانون طبیعته. به ما گفتن مسیح گفته اگه کسی به تو سیلی می زنه تو سمت دیگه صورتت رو جلو بیار و من واقعا در مرام و مسلک بزرگان دین خودمون هم غیر از این ندیدم. و نمی دونم چرا درست برامون نمی گن. چرا فکر می کنیم باید جواب هرکس رو مثل خودش بدیم. حتی اگه سالها گذشته باشه؟؟؟ حتی اگه سالها فحش داده باشن. داستانها در مورد گذشت و عفو بزرگان دینمون در برابر بی احترامی ها و فحاشی ها و … زیاده و خدا رو شکر شما اونها رو بیشتر از من بلدین.
            خواستم به سایه بگم طبیعت هر چیزی رو که به سمتش می فرستی منعکس می کنه. این قانون طبیعته.مگه میشه در برابر کوه فریاد بزنی مریم و بهت بگه نسرین؟؟ اگر بدی بفرستی . انرژی منفی صادر کنی همون رو دریافت می کنی. حالا خودت تصمیم بگیر که چی می خوای؟؟ خیر؟؟؟ خوبی؟؟؟ پس همون رو به سمت طبیعت، به سمت همه، به سمت حتی دشمنات بفرست. به بدیها فکر نکن. چون بدیها تو رو از خوبی بازمی دارن. و وقتی نمی تونی خوبی بفرستی، از اونها، کسانی که آزارت میدن دوری کن.
            خواستم به سایه بگم اما نتونستم. شاید تو توی ایمیل هایی که فرستادی اینها رو گفته باشی.
            هیچوقت از روی حدس و گمان قضاوت نکن. گاهی وقتها حس ششم رو با میل درونی خودمون اشتباه می گیریم . و نمی دونم منظورت از اینکه نیومدن من دلیل دیگه ای داشته چیه؟؟ اما من خودم می دونم دلیل نیومدنم چیه و هیچ لزومی هم نمی بینم که دروغ بگم. باقی بقایت.

          • سلام صبحتون بخیر ! مایلم بقول شما این بحثای خاله زنکی تموم شه ! لطفا دیگه ادامه ندید.شما درست میگید ما اول باید خودمون یه چیزایی رو یاد بگیریم تا بتونیم به فرزندانمون یاد بدیم .

      • ببخشید خانم گلابتون عزیز
        واقعا نمی خوام وارد بحث شما و نازنین جان بشم…اما شما یه چیزی گفتین که برام یه سوال پیش اومد… وقتی شما می گین: “گرچه اون آدم خیلی حرفهای بدی می زد ولی دیگران جای گله باقی نگذاشتند و بدجوری از خجالتش در اومدن ”
        ممکنه یه خورده واضح تر مساله رو بیان کنید؟؟؟
        چون تا جایی که یادم میاد یکی از کسانی که بهش خیلی توهین شد من بودم که بدترین الفاظ رو شنیدم، اما به خاطر ندارم جواب زشتی داده باشم…
        و بعد اینکه گفتگو بین تمدنها بله… اما کدوم تمدن؟؟؟؟ شما یک فرد فحاش و بی ادب رو می تونید به عنوان سنبل دین زرتشت بپذیرید؟؟؟

        • فهیمه جان. من کی گفتم سنبل دین زرتشت. سنبل دین زرتشت خود زرتشته. همون طور که من و تو سنبل شیعه نیستیم. و با همه فرق هایی که با هم داریم باز هم هر دو شیعه هستیم. من منظورم تو نبودی. منظورم هر کس که چیزی نگفت نبود.

        • شما نگفتید سنبل دین زرتشت، شما صحبت از گفتگوی تمدن ها کردید… در حالی که من تمدن و فرهنگی در این فرد ندیدم…
          کسی که در یک مکان عمومی (مجازی بودنش تاثیری در اصل عمومی بودنش نداره) و با آقایون به این وضع زننده فحاشی می کنه ، به نظرم حکایت همون سلیطه ای است که باید ازش دوری کرد…
          حق با شماست، ما هم سنبل تشیع نیستیم، و توی تفکرات خودمون بحث داریم، پس هنوز وقت گفتگوی تمدنها نرسیده…
          .
          .
          راستی در دین ما همیشه صحبت از ظلم ستیزی و مواجهه با متکبر بوده…. در دین ما گفتند : مومن هرگز خودش را در مظان اتهام قرار نمی ده…. صحبت از قصاص بوده…
          من نمی دونم شما به استناد چه آیه ای می گید اگر کسی این طرف صورتت زد، اون سمت صورتت رو جلو بیار؟؟؟؟
          مومنان، مصداق رحماء بینهم و اشداء علی الکفار” هستند…
          اون مواردی هم که شما ذکر کردید، اهداف تربیتی بوده و نتیجه مثبت داده؛ چون زمینه رشد و فهم در اون افراد بوده…مثل اون یهودی که ایمان آورد یا فردی که توسط مالک اشتر مسلمان شد…
          اما من در دوست شما هیچ اثری از امکان تربیت و رشد ندیدم…
          چون به حداقل های اخلاق هم پایبند نبود..

          • سلام فهیمه عزیز. دوست خوب و دانای من.
            قرآن کریم( فصلت/ آیه۱۴): هرگز نیکى و بدى یکسان نیست ، بدى را با نیکى دفع کن.
            یا در آیه دیگر( فرقان/آیه ۶۳): بندگان خداى رحمان کسانى ‏اند که هنگامی که جاهلان آنها را مخاطب سازند به آنها سلام می‏گویند.
            اسلام دین فطرته. و فطرت ما هم در گذشت و بخششه. با بخشش آرامش می گیریم. بخشش و عفو در اسلام فضیلته. گفتم که اون جمله از مسیح بوده اما واقعا در رفتار و سلوک بزرگانمون کی انتقام جویی دیدیم؟؟
            اشداء علی الکفار و رحماء بینهم. متأسفانه این چیزیه که غربیها حتی بهش استناد می کنن تا بگن اسلام دین خشونت نسبت به غیرمسلمونهاست اما:
            ۱٫ معنی اشداء چیه؟؟ اشداء بمعنی خشونت نیست چون اسلام دین خشونت نیست. اشدا بمعنی استوار، نفوذناپذیر، سرسخت و تاثیرناپذیره.
            ۲٫ کافران کیا هستن؟؟
            ۳٫ بینهم؟؟
            چطور باید کفار و بینهم رو دسته بندی کرد؟؟ از کجا بفهمیم کی کافره و کی مومن. از کجا بفهمیم خودمون کافریم و یا مومن؟؟؟ از کجا بفهمیم ایمانی که ازش دم می زنیم قبوله؟؟ وقتی قبوله که مرام اسلامی داشته باشیم و من واقعا احساس می کنم رهام مرامش از همه ما بیشتر مسلمونیه. مرام غربیها بیشتر از ما مرام مسلمونیه.
            فهیمه جان. من هم قبول دارم که هیچکدوم از ما سمبل فرهنگمون نیستیم. البته نظر من اینه که اینجا تمرین کنیم با فرهنگ و متمدن باشیم و با آدمهای مختلف تبادل فرهنگی داشته باشیم. شاید فکر کنیم چیزی نداشته باشن که ازشون بگیریم اما شاید بتونیم چیزهایی بهشون بدیم. چون داریم با اونها زندگی می کنیم و اونها هوطن ما هستن و به اندازه ما و به قدمت تعلق ما به این آب و خاک اونها هم به این اب و خاک تعلق دارن.
            می تونیم بهشون یاد بدیم که چطور با ما ارتباط برقرار کنن. حداقل اینکه بهشون بفهمونیم که در مورد مسلمونها اشتباه می کنن. اما آیا ما اینکار رو کردیم؟؟ بجای اینکه اون رو متوجه اشتباهش کنیم و بهش بفهمونیم که باید تلاش کنه در کنار ما باشه و نه اینکه روبروی ما بایسته، خودمون (نه تو، نه من، چند نفر از دوستان با تعصب بیجا و بی فایده شون – انگار دشمن به خاک ما حمله کرده و انگار اون با حرفاش می تونست چه تاثیر بزرگی بگذاره و چه انقلابی بوجود بیاره) تنبیهش کردیم. و حداقل اینکه بهش یک سند دادیم که فردا و پس فردا بیاد بگه که ایناهاش، ببینید اینها هموطنان خودم هستن که نگذاشتن نظرم رو بدم و تا خواستم نظرم رو بدم مسخره ام کردن و نیش و کنایه زدن و تحملم نکردن و بعد دادم رو در آوردن و بعد …
            و من امیدوارم که حداقل، حداقل ، تلاش کنیم اینجا تمرین کنیم با هم تفاهم داشته باشیم.
            بقول یه استادی : تفاهم یعنی ت ت ت
            یعنی توانایی تحمل تفاوتها
            حتی اگر این تفاوتها به نظر خیلی زشت و زننده بیان.
            ببخشید که وقتت رو میگیرم و از دوستانی هم که ادامه این بحث ناراحتشون میکنه عذر میخوام. ممنونم ازت

          • خانم گلابتون عزیز
            من آیه رو تفسیر نکردم، فقط خواستم بگم دین اسلام اون جور که شما معرفی کردین نیست، درباره غربیها هم که چطور به آیات ما استناد می کنن!!! نظرتون چیه؟؟؟ اون آیات رو دور بریزیم یا درستی اش رو بهشون نشون بدیم؟؟؟؟
            .
            .
            سندی هم که به قول شما بهش دادیم رو به هر کس نشون بده سند بی عفتی خودشه.
            .
            .
            نهایتا شما می خواهید اثبات کنید، آهویی بی پناه به ما پناه آورد؛ اما ما مثل گرگ هایی درنده خو ، یا مارهای سمی (به قول خودش) بهش حمله کردیم..
            .
            من به بدون هیچ منطق و دلیلی حرفتون رو می پذیرم؛ چون می خوام این بحث تموم بشه…

            و چون از شعار دادن بدم میاد…

            نمیتونم بپذیرم که چطور با اون فرد این طور برخورد می کنید و درباره اش قضاوت می کنید؛ اما راجع به قناری می گید:
            “یادم نمی ره قناری حرفی به من زد که خیلی برام سنگین بود اما اگه جواب من هم مثل اون بود دیگه جایی برای گله باقی نمی موند.”
            در حالی که من تمام کامنت های قناری رو خوندم و هرگز اثری از بی ادبی نسبت به شما در اونها ندیدم…
            .
            .
            از این همه یک طرفه قضاوت کردن ها قراره به کجا برسیم؟؟
            من از ابتدا نباید وارد این بحث می شدم، تنها دلیلش این بود در قضاوت شما به من ظلم شد، وقتی که گفتید:
            “من فکر می کنم گرچه اون آدم خیلی حرفهای بدی می زد ولی دیگران جای گله باقی نگذاشتند و بدجوری از خجالتش در اومدن . در نتیجه لزومی هم نداشت که من در جای خودم عکس العملی نشون بدم.”

            من برای تظلم اومدم اما ظاهرا قرار به اتهامات دیگری هم گرفتار شم….
            .
            .
            فقط به یاد داشته باشید حضرت علی(ع) در مقام قضاوت بین مسلمان و یهودی هم از مسیر عدالت در نگاه و کلام خارج نشدند…و به شیعه نگفتند یهودی هرکار کرد تو باید تحمل کنی و دم نزنی….
            .
            .
            اینجا هم صحبت از ادیان نبود، صحبت از انسانیت بود…
            البته من شما رو در جایگاه قضاوت نمی دونم، بلکه برای تصوری که خودتون از شرایط دارید گفتم تا این رو هم مد نظر قرار بدبد…

          • گلابتون عزیز
            یک نکته جا موند که لازم می دونم توضیح بدم؛
            درباره سوالی که پرسیدید…
            کافر کسی است که حقیقت رو کتمان کنه…یک معنای لغوی کلمه “کافر” کلمه “کشاورز” هست، چون دانه رو در خاک پنهان می کنه….
            و معنای عام تر اون به پنهان کننده حقیقت گفته می شه و معنای خیلی خاصش به کسی که وحدانیت خدا ( حقیقت مطلق) رو زیر سوال ببره اطلاق می شه….
            .
            .
            فکر می کنم با توجه به این تعاریف، کسانی که خاتمتیت اسلام رو زیر سوال ببرند، کافر خطاب می شن…
            .
            .
            در رابطه با مومن هم ، مومن به کسی گفته می شه که به حقیقتی ایمان داشته باشه…
            و به لحاظ اصلاحی هم به کسانی که به مذهبشون پایبند باشن…
            .
            نیاز به اون همه علامت سوال نبود…یقین داشته باشید من خودم رو مومن خطاب نکردم…
            .
            اصلا آیه ننوشتم (همونطور که دقت کردید خصایص رو جا به جا نوشتم) فقط دو تا خصوصیت مسلمان رو آوردم که در قرآن هم ذکر شده…

  5. فکر می کنم این بیماری بیشتر جنبه ی ارثی داره .
    اگه شخص به جراح پلاستیک مراجعه بکنه پوست های اضافی برداشته می شه وبهرحال مراجعه به جراح پلاستیکبرای این بیماران موثره

  6. آفرین به همسرش

  7. واقعا ادم چه چیزایی میبینه و میشنوه جا میخوره

  8. من شنیدم ازهمون اوایل کودکی این بیماری خودش رو نشون میده کودک از هم سن وسال های خودش بزرگتر به نظر میاد عجیبه اینجا گفته پس ازتولد فرزند دوم مشهود شده

  9. بیماری cutis Laxa نوعی بیماری ارثی است که میتونه بصورت غالب یا مغلوب ظاهر بشه البته این بیماری میتونه به صورت اکتسابی به دنبال تب شدید یا التهابات پوستی مثل کهیر نیز بروز کنه در این بیماری میزان رشته های الاستیک کم میشه
    بیشترین آسیب این بیماری از لحاظ زیبایی است و بنابراین با مراجعه به متخصص پوست یا جراح پلاستیک و زیبایی می‌توان این پوست اضافه را برداشته و منظره اولیه پوست را به فرد بازگرداند.

  10. اگه من بودم (خدای نکرده) میرفتم پشت سروم هم نگاه نمیکردم…بیکاری ؟!!!

  11. الهی بمیرم براش مریضیش بده

  12. خیلی عجیبه بیماریش. تحملشم سختتر

  13. سلام خانم گلابتون نمیخوام دوباره بحث گذشته ها رو به میون بیارم اهل غیبت هم پشت کسی نیستم فقط شما گفتین بعضیا از خجالتش در اومدن اره درست گفتین خود من کسی بودم که از خجالتش دراومدم چون ایشون چندین بار توهین کرد منم عین خودش رفتار کردم چون ادم تو سری خوری نیستم البته اگه دوباره بیاد توهین کنه دیگه جوابشم نمیدم چون حیف اعصاب خودم که بخوام خرابش کنم شما دارید به تفاوت نظرها اشاره میکنین من خودم اینجا با خیلی ها هم نظر نیستم ولی بهشون توهین نمیکنم

    اگر هم توهینی کردم اون طرف اول توهین کرده من جوابشو دادم وگرنه هیچوقت شروع کننده توهین من نبودم

    شما فقط یه طرفه قضاوت نکنین

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*