آخرین خبرها
تعداد بازدید : 10,685

بازیگر زن فیلم مسعود کیمیایی از تغییر جنسیت در ۴۰ سالگی و دنیای مردانه این روزهایش می گوید + تصاویر

سامان ارسطو (متولد ۱۵ خرداد ۱۳۴۶) بازیگر، کارگردان، نمایش‌نامه و فیلم‌نامه‌نویس، و مدرس تئاتر اهل ایران است.

بازیگر زن فیلم مسعود کیمیایی از تغییر جنسیت در 40 سالگی و دنیای مردانه این روزهایش می گوید

او کار بازیگری تئاتر خود را در سال ۱۳۶۴ آغاز کرد، و از آن پس پیوسته تا کنون به این حرفه مشغول بوده است.

در سال ۱۳۶۷ با نویسندگی و کارگردانی نمایش‌نامه‌ی «سلول هیجده» وارد حرفه‌ی کارگردانی تئاتر و نمایش‌نامه‌نویسی هم شد – که البته این نمایش‌نامه‌ی خاص بعد از یک شب اجرا توقیف گردید.

عضویت در هیأت مدیره‌ی انجمن نمایش شاهرود از دیگر فعالیت‌های وی در همان سال است.

بازیگر زن فیلم مسعود کیمیایی از تغییر جنسیت در 40 سالگی و دنیای مردانه این روزهایش می گوید

یازده سال بعد از شروع به کار در زمینه‌ی بازیگری حرفه‌ای در تئاتر، ارسطو با بازی در سریال «سفره‌ی عقد» پا به عرصه‌ی بازیگری در سینما و تلویزیون نیز گذاشت.

فیلم کوتاه «یک روز بالاخره ما رو از کافه می‌ندازن بیرون» در سال ۱۳۸۵ به کارگردانی وی ساخته شد، و این آغاز فعالیت او در زمینه‌ی فیلم‌سازی است. به علاوه او تا کنون ده فیلم‌نامه نوشته است.

بازیگر زن فیلم مسعود کیمیایی از تغییر جنسیت در 40 سالگی و دنیای مردانه این روزهایش می گوید

ارسطو در شهر شاهرود به دنیا آمد. او در سال ۱۳۸۷، در سن ۴۱ سالگی، تغییر جنسیت داد و از آن پس نام او از فرزانه به سامان تغییر کرد. وی در همان سال ازدواج کرد و در سال ۱۳٩۰ جدا شدند. سامان ارسطو دیپلم علوم انسانی دارد. او همچنین دارای گواهینامه‌ی درجه‌ دو هنری (معادل فوق لیسانس) در زمینه تئاتر است،

بازیگر زن فیلم مسعود کیمیایی از تغییر جنسیت در 40 سالگی و دنیای مردانه این روزهایش می گوید

 سامان ارسطو

بازیگر زن فیلم مسعود کیمیایی از تغییر جنسیت در 40 سالگی و دنیای مردانه این روزهایش می گوید

 سامان ارسطو

 بازیگر زن فیلم مسعود کیمیایی از تغییر جنسیت در 40 سالگی و دنیای مردانه این روزهایش می گوید

 سامان ارسطو

بازیگر زن فیلم مسعود کیمیایی از تغییر جنسیت در 40 سالگی و دنیای مردانه این روزهایش می گوید

کانال تلگرام آسمانیها۹۰

۱۶ نظر

  1. کار خوبی کرده که تغییر جنسیت داده. کاملا هیکل و قیافه مردونه داره.

  2. خیلی گولاخ بود من هی به خودم میگفتم خیلی گندس

  3. سلام نازنازی جونم چرا کاره خوبی کرده به خاطرهیکل مردانه اش ؟؟؟؟؟؟

    • سلام سایه جان، بخاطر اینکه افرادی که ترنس سکسوال یا دو جنسی هستند بخاطر هورمونهاشون دچار بحران هویت میشن. خوب سالها مثل یک زن رفتار کرده که خوشایندش نبوده، بنظرم کار خوبی کرده که به احساساتش توجه کرده و تغییر جنسیت داده، ضمن اینکه قیافه و هیکل مردونه ای داره. مرد بودن بیشتر بهش میاد.

  4. دلم برای این جور افراد می سوزه، طفلکی ها خیلی عذاب می کشن..جامعه هم نمی تونه درکشون کنه…

    • فهیمه دلت نسوزه دل سوختن نشان از بی ایمانیه چون همه موجودات جهان در چتر حمایت خدا هستند و ما از خدا بالاتر نیستیم

      • ببخشید من خیلی بی ایمانم چون وقتی یک یتیم می بینم، دلم براش می سوزه، وقتی یک مریض می بینم که داره درد می کشه، از ته قلبم براش غصه می خورم و پا به پاش درد می کشم؛ وقتی یکی می میره براش طلب مغفرت می کنم و دلم می سوزه از اینکه شاید به چند دقیقه فرصت بیشتر نیاز داشته؛ برای نگاه کردن به کسانی که عاشقشون بوده…
        .
        .
        همیشه برام سئوال بود اونهایی که همه غصه ها و دردهای بشریت رو می بینند و حتی یک لحظه ناراحت نمیشن با وجدانشون چطور کنار میان؟؟؟؟ واقعا فکر نمی کردم از سر ایمان قوی و محکمشون باشه…
        مثلا وقتی تو یه شب برفی ثروتمندی رو می دیدم که یتیمی رو به قهر از خودش دور می کرد، نمی دونستم اون به چتر حمایت خدا ایمان داره و به حساب سنگدل بودنش می ذاشتم…
        .
        .
        حتی نمیدونستم دل انسان نباید بسوزه و باید از سنگ خارا محکمتر و سیاه تر باشه، چون سوختنش نشانه بی ایمان بودن صاحبشه….
        الان که دقت می کنم آثار بی ایمانی رو در “وحشی بافقی” هم تشخیص می دم که شعر زیر رو سروده:

        “الهی سینه‌ای ده آتش افروز
        در آن سینه دلی وان دل همه سوز

        هر آن دل را که سوزی نیست، دل نیست
        دل افسرده غیر از آب و گل نیست

        دلم پر شعله گردان، سینه پردود
        زبانم کن به گفتن آتش آلود

        کرامت کن درونی درد پرورد
        دلی در وی درون درد و برون درد

        به سوزی ده کلامم را روایی
        کز آن گرمی کند آتش گدایی

        دلم را داغ عشقی بر جبین نه
        زبانم را بیانی آتشین ده

        سخن کز سوز دل تابی ندارد
        چکد گر آب ازو، آبی ندارد

        دلی افسرده دارم سخت بی نور
        چراغی زو به غایت روشنی دور

        بده گرمی دل افسرده‌ام را
        فروزان کن چراغ مرده‌ام را

        ندارد راه فکرم روشنایی
        ز لطفت پرتوی دارم گدایی

        اگر لطف تو نبود پرتو انداز
        کجا فکر و کجا گنجینهٔ راز

        ز گنج راز در هر کنج سینه
        نهاده خازن تو سد دفینه

        ولی لطف تو گر نبود، به سد رنج
        پشیزی کس نیابد ز آنهمه گنج

        چودر هر کنج، سد گنجینه داری
        نمی‌خواهم که نومیدم گذاری

        به راه این امید پیچ در پیچ
        مرا لطف تو می‌باید، دگر هیچ
        .
        .
        .
        .

        ممنون که منو از گمراهی در آوردین…….
        اما می ترسم باز هم بدبختی دیگران رو که می بینم دلم بسوزه و یادم بره که انسانهای دردمند زیر چتر حمایت خدا هستند….

        • فهیمه جان شعرت وتحلیلت خیلی زیبا بود
          من عاشق این شعر هستم وممنون که یاداوری کردی

        • فهیمه عزیزم من هم متاسفانه یا خوشبختانه همین طوریم
          دو روز پیش همسایه روبه رومون فوت کرد وقتی از جلوی خونشون تشییع جنازه میکردند چنان گریه میکردم که اگه کسی منو میدید فکر میکرد من از بستگان نزدیک فرد فوت شده هستم
          وقتی کسی از دوستام یا نزدیکانم بیمار میشن خیلی عذاب میکشم و این اصلا درست نیست
          به نظر من هر چیزی حدی داره حتی دل سوزوندن برای بقیه….
          فکر میکنم منظور صبا جون هم جنبه افراطی بودن این قضیه باشه…

      • لایک داری فهیمه جونم . شعر وحشی عالی و زیبا بود…جوابت هم سنگین و قشنگ بود
        فقط یه چیزی این آقا امیر چرا با اسم صبا کامنت داده؟ نظراتشون هم متفاوته!!!

      • مرسی دوستان گلم….
        لایک به هوش بالات نازی جون…. الکی که خانم دکتر نشدی… چقدر بعضی ها احساس زرنگی می کنن.!!!!!!!!!!

  5. چقدر دیر به فکر این کار افتاده .بهترین سال های عمرشو در شکل وشمایل زن بعد درشکل یک مرد ؟

  6. دوست منم این مشکل براش پیش اومد مجبور شد تغییر جنسیت بده….

  7. این آفرینش و خلقت پروردگاره و تصمیم با خود فرد به نظر من آدمها باید با توجه به خلقت شون رفتار کنند ایشونم به جبر جامعه و نگاه اطرافیان رُل زن بودن رو بازی می کرد تو خاطراتش گفت شب عروسی داماد فهمید صبح برای تلاق اقدام کرد داماد طبیعی ترین واکنش رو انجام داد این بنده خدا به جامعه ی زنان تعلق نداشته دست خودش نبوده خلقتش اینگونه بوده

  8. پناه بر خدا.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*