آخرین خبرها
تعداد بازدید : 4,651

بهاره رهنما از فرد هتاک شکایت کرد + عکس

بهاره رهنما اظهار امیدواری کرد با فرد هتاکی که به او و خانواده‌اش توهین کرده طبق قانون برخورد لازم انجام شود.

رهنما که طی روزهای گذشته به دلیل حضورش در برنامه مقتل‌خوانی مورد انتقاد و هتاکی قرار گرفته بود و در مراجع قانونی شکایت خود را نسبت به فرد هتاک مطرح کرده است، درباره وضعیت فعلی و روند این شکایت به خبرنگار مهر گفت: امیدوارم با کسی که این هتاکی‌های شخصی، خانوادگی و عقیدتی را برای من و همسرم ایجاد کرده، طبق قانون برخورد لازم انجام شود.

این بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون تصریح کرد: متأسفانه در این میان استفاده فرد مذکور از اسامی و پروفایل‌هایی جعلی ممکن است برای دیگران مشکلاتی ایجاد کند که امیدوارم این اتفاق رخ ندهد. من و همسرم از طریق قانون فقط از یک نفر شکایت کرده‌ایم و موضوع را به صورت قانونی پیگیر هستیم.

وی با اشاره به انتشار یادداشت‌هایی از پوریا عالمی، پوریا سوری و امیرمهدی ژوله در فضای سایبری، یادآور شد: این افراد در دفاع از حیثیت حرفه‌ای من و همسرم یادداشت نوشته‌اند و هیچ ارتباطی به هتاکی‌های انجام شده ندارند.

منبع: مهر

مجله ایترنتی آسمانیها۹۰

کانال تلگرام آسمانیها۹۰

۱۴ نظر

  1. بیکارن اینام………

  2. برای شما که هرروز از کوچکترین و جزئی ترین مسائل زندگیتون در شبکه های اجتماعی به اشتراک میزارید این انتقادها و هتاکی ها رو مدت زیادیست که به جان خریدید و بسیار شنیدید و خم به ابرو هم نیاوردید حالا چی شده و چه اتفاق جدیدی رخ داده ، شما که خودت در حفظ ارزش های خودت به عنوان یک زن و صدالبته به قول رسانه ها به عنوان یک هنرمند تلاشی نمیکنی و هر اراجیف و هر اتفاق صدتا یه غازی رو به اشتراک میزاری دنبال شکایت و شکایت کشی هستی ؟ بهتره به جای شکایت از دیگران از خودت و ارزشهای پوچ و واهی که مردم برات ساختن و نه هنرت رو به دادگاه ببری و از اونها شکایت کنی که در واقعیت این خود شما هستید که با رفتارهایی نابخردانه دیگران رو وادار به واکنش میکنید . اونهایی هم که در دفاع از حیثیت شما حرفی میزنند تنها حیثیت خودشون رو زیر سوال میبرند و گرنه شما با این حیثیت بر باد رفته کجا و مقتل‌خوانی کجا ……….

  3. البته باید با این جور افراد برخورد جدی بشه این نوع رفتارها خیلی زیاد شده هر روز به هر بهانه ای دارن به شخصی توهین می کنند خصوصا اگر مسأله ای مذهبی در میان باشه. حریم خصوصی در فضای مجازی خیلی از لحاظ قانونی خلع دارد باید رسیدگی بشه .
    البته در خوش قلب بودن خانم رهنما شکی نیست . اما بهتره ایشون در رعایت بقیه موازین شرعی هم کوشا باشن اهل بیت سلام الله علیها راضی نیستن یک خانم در یک تئاتر خیابانی با صدای زنانه برای ایشون بخوانند پس فرهنگ تعزیه که از سالیان سال در ایران وجود داره کجاست . ما در تعزیه در نقش موافق (حضرت زینب ، سکینه و…) خواننده زن نداشته ایم خوبه همین فرهنگ تعزیه رو حفظ کنن مقتل خوانی به این صورت پیشکش دوستان تئاتری البته اجرشون با حضرت رقیه. اما اسلام خیلی شئونات دیگه هم داره از این چیزها مهم تره سعی کنن در این ها الگو باشن برای جوانان.
    معلومه که دوستان آن ور آبی از این کارها خوششان نمی آید بهاره خانم

  4. سلام به دوستان خودم ، فهیمه ، ارغوان و آرمان عزیز ، ممنونم و خوشحالم که حرف دل شما دوستان عزیزم رو زدم و شما هم با من هم نظرید . لایک آرمان جان ، من این شاهکار خانم رهنما رو یادم نبود ، آفرین به هوشیاری شما که در ذهن داشتی و بیان کردی . جدی خانم رهنما با اون تبلیغ توله سگ چطوری به خودش اجازه میده …. ؟ حالا با چه استدلالی از دیگران شکایت میکنه ؟ جدا فضای شبکه های اجتماعی داره برای ما تبدیل میشه به یک باتلاق خانم فهیمه ، ما جدا نتونستیم از ابزارهایی که دیگران ساختند ( بدون هیچگونه غرض ورزی ) و در جهت رشد و پیشرفتشون استفاده میکنند بهره ببریم که هیچ باعث پسرفت ما هم شده است . البته تنها نکته مثبت این ابزار اینجاست که میتونیم زندگی افرادی که فکر میکنیم تافته جدا بافته هستند و خودمون اونها رو ساختیم رو لحظه به لحظه رصد کنیم و خوب ارزشیابی کنیم . این ابزار به ما در جهت رشد کمک نمیکنند ولی حقایق رو بدون هیچ سانسوری روشن میکنند . فکر کنید اگر این ابزار نبود ما از کجا میفهمیدیم که مثلا خانم بهاره رهنما به عنوان بازیگر تلویزیون چه تفکرات دوگانه و غیر قابل باوری داره . این ابزار به جای اینکه برای ما هدایت کننده باشند بیشتر روشن کننده حقایق تلخی هستند که همه ما ( نه تنها رهنماها و شاکردوستها و …. ) دچارش هستیم ، در تمام زمینه ها ، از شخصی و خانوادگی گرفته تا اجتماعی و فرهنگی و هنری و تا میرسه به مسائل کلان سیاسی مبتلا شدیم و این ابزار این رو به روشنی و شفافی داره به ما نشون میده و حتی خارج از حد تصور داره به ما خدمت میکنه ، تا خودمون رو بشناسیم و افراد و یا افرادی رو که ما با تمام ضعف هامون ساختیم و یکیشون به قول رسانه ها میشه هنرمند ، مثل خانم رهنما که امروز بهش میخندیم . همون قدر که این ابزار با داشتن کارایهای اصلیشون برای ما مضر هستند ، فوایدی رو هم دارند که نمیشه از اونها چشم پوشید . ما خنده امروزمون رو به خانم رهنما و البته انتخاب های خودمون فکر میکنم مدیون ابزاری هستیم که هیچ دخالتی در تولیدش نداشتیم .

    • آره روهام حرفتون کاملا درسته….
      اما به این نکته هم توجه کنید، الان چند نفر مثل ما به قضیه نگاه می کنن و به (هنرمندهای ارزشی شون !!!!!!!!) می خندن و چند نفر تو این صفحه ها دنبال زندگی اینها هستن تا سریعا ازشون تقلید کنن؟؟؟
      اگه جمعیت دانش آموزان دبیرستانی و راهنمایی رو نگاه کنید، می بینید که اونها نگاهشون با ما فرق داره؛ من از روزی می ترسم که نسل میان سال کشور ما افرادی باشن که کودکی و نوجوانی شون فقط به این مسائل گذشت… فقط به مدل مو و لباس فلان بازیگر توجه کردن، فقط به ….
      الان چند تا از همین نوجوونها رو از نزدیک دارم بررسی می کنم… تنها چیزی که براشون مهم نیست حقیقت است… حقیقتی که هر کسی با اسم و مدل خاصی دنبالش می ره… یکی می گه آخرت، یکی می گه نیروهای ماوراء الطبیعه و یکی می گه خدا و ……
      اینقدر که دخترهای امروز (سن حدود ۲۰ سال) علاقه مند شدن به اینکه مثل بازیگرها عکس بگیرن و توی صفحه های اجتماعی بذارن، در هیچ عصر و دوره ای سابقه نداشته(البته منظورم میزان خودنمایی کردن هست که در هیچ عصری سابقه نداشته)…
      گاهی با خودم میگم اینها قراره مادران نسل بعد باشن؟ و جامعه بعدی ما زیر دست اینها تربیت بشه؟؟؟
      حالا دستاوردهای علمی و فرهنگی متعددی هم از این رسانه ها می شه ولی آمارشون متاسفانه خیلی کمتره…

  5. سلام خانم فهیمه عزیز ، دقیقا حق با شماست و به خدای زیبایی ها قسم که دنبال موقعیتی بودم تا دلایل کارم رو بازگو کنم ، چه قدر خوب شد که به این نکته اشاره کردید تا حرفهای دلمو بتونم بازگو کنم و بابتش ازتون ممنون و سپاسگذارم و باید بگم خوش شانس بودم چون امروز برای دومین باره که این اتفاق برام میوفته تا بتونم دلایل حرفها و کارهام رو توضیح بدم بدون اینکه کسی ازم سوالی پرسیده باشه ، من رو بیشتر در صفحات سینمایی میبینید ، همیشه متهم شدم چرا اینگونه حرفها رو در این صفحات و در این مکان به زبون میارم و خوب همیشه از من پرسیدند و حتی خودم پرسیدم که فایده این کار چیست ؟ . من تمام قصدم و تمام هدفم از این همه تکرار و تخریب شخصیت های اینچنین در صفحه های سینمایی و هنری ، تنها به خاطر داشتن حساسیتیست که دارم نسبت به ارزشها و معیارهای نسل بعد از خودم ، چون عقیدم بر اینه که اونها بنای زندگی در آینده رو پایه گذاری خواهند کرد و ارزشهای جدیدی رو ترسیم خواهند کرد برای خودشون و حتی فرزندان و آیندگان ما . ولی جدا با این اتفاقات و این تبلیغات حاشیه ای و خوب رفتارها و اعمال نسل بعد از خودمون نمیشه آینده روشنی رو متصور شد . اینکه میگید دانش آموزان دبیرستانی و یا راهنمایی تنها به فکر مدل مو و لباس فلان بازیگر هستند من رو به شدت ناراحت و آزرده خاطر میکنه چون جدا یک بازیگر یا خواننده و یا حتی یک هنرمند تنها ظاهرش نیست که اون رو تبدیل به یک الگو میکنه و اصلا نباید اینچنین باشه ، ولی خوب اکثریت این هنرمندان ، به قول معروف ، تنها لباس و مدل مو و هزارتا کوفت و زهرمار دیگشونه که هنریه و در اصل در ذهن و در تفکرشون هنر و هنرمند که باید در اصل خالق اثری باشه هیچ جایگاهی نداره و همینگونه ست که دیگر مسائل زندگی در ذهن یک فرد کوچک و سطحی شکل میگیره ، حتی اعتقاداتش که نقدش تنها برای شماست و کسانی که مدعی حفظ ارزشهای مذهبی در جامعه هستند . من اینجا خودم و دیگران رو مسئول میدونم ، ما با کم کاری ها و ارزشیابی های بسیار غلط باعث شدیم این افراد به این جایگاه دست پیدا کنند و به راستی اونها از دل ما و فرهنگ ما به این جایگاه رسیدند . به طور احساسی با تشویق ها ، تعاریف و تمجیدهای بی منطق ما به این نقطه ای رسیدند که حتی نحوه پوشش اونها آینده ما و فرزندانمون رو نشونه رفته . اینها رو ما با دستها و ذهن های خودمون ساختیم و اعتقاد دارم که رسالتی بر دوش من و شما هست که باید به خاطر رهایی از سنگینیش ، این بت های تو خالی و پوشالی رو به هر نحوی که شده از بین ببرم ولو به قیمت بی اخلاقی و بی ادبی که نسبت به خودمون میشه و ممکنه اتفاق بیوفته . ما نتونستیم به نسل بعد از خودمون این رو انتقال بدیم که هنرمند تنها لباس و مو و قیافش نیست که اون رو از افراد دیگه جامعه متمایز میکنه . بلکه تفکر و ذهن زیبای یک مثلا هنرمنده که اون رو متفاوت میکنه از تمام جامعه ، تفکری که حاصل ریاکاری و فیلم بازی کردن نیست . اون موقعی ذهن و تفکرش زیباست که اثری خلق کنه ، جاودانی که در ذهن ها و قلب ها به یادگار بمونه . یکی از خصوصیات یک هنرمند ارزشمند اینه که هیچگاه جلوی چشم نیست و همیشه در خفا و در تنهایی و انزوا به دنبال خلق اثریست تا در زمان حیاتش اون رو دوباره متولد کنه و به دنیای اطرافش معرفی کنه . بازیگری که تو شبکه های اجتماعی رصدش میکنی و میبینی همون کارهایی رو میکنه در طول سال که ما هم انجام میدیم چه ارزشی میتونه داشته باشه . زیاد راه دور نریم ، هنرمندی که به قول معروف تنها فکر و ذکرش از عکس گرفتن و غم و غصه برای پاشایی پرکردن صفحات اجتماعیشه چه ارزش داره . هنرمندی که به قول معروف از سرطان پاشایی ناراحته ولی سال به سال به کودکان محک سر نمیزنه ؛ یک عکس منتشر نمیکنه برای دلخوشیشون چه ارزشی داره ؟ در آخر از شما و تمام دوستان خواهش میکنم اگر مثل من رسالت و مسئولیتی رو بر گردنتون احساس میکنید بیاید و یک صدا در هر جایی و در هر زمانی که بودید ، در مواجهه با هر کسی که قصد داشت به هر عنوانی ادای ارزشمند بودن رو بازی کنه و ارزشهای غلطی رو به عنوان یک مثلا هنرمند در جامعه باب کنه مبارزه و مقابله کنید و نه به خاطر دشمنی و کینه با این ناچیزان که خودمون ساختیم ، که تنها به خاطر مسئولیتی که نسبت به آیندگان و فرزندانمون داریم .

    • آقای روهام یه جوری دردهای منو به زبون آوردید که خودم قادر نبودم اینقدر دقیق اونها رو بیان کنم…
      حرفهاتون حرفهای دل منه، دردهایی که این روزها خریداری ندارن..
      به عنوان مثال یه جا تو یکی از صفحه های همین سایت که راجع به مراسم ختم پاشایی بود، من به اینهمه حجم عزاداری اعتراض کردم، اما یکی از کاربران کاملا گمنام سایت ( که اینجور وقتها یه دفعه ظاهر می شن) حرف منو مسخره کرد و گفت: این هنرمند محبوبی بوده و هر چقدر ازش بگن کم هست..
      نمی دونم همین هایی که دم از سلطان صدا و … می زنن، اگه این خدابیامرز سرطان نمی گرفت و این جوری نمی مرد باز هم می شناختنش؟؟؟
      خود من که اصلا اسمش رو هم نشنیده بودم، و اصلا طرفدارش حساب نمی شدم و حوصله عزاداری با این حجم و وسعت رو نداشتم اما جزء افرادی بودم که براش نماز وحشت (شب اول قبر) خوندم… هر بار اسمش میاد براش فاتحه می فرستم…
      ولی چون دنبال اخبار مراسم ختمش نیستم به بی اخلاقی متهم می شم….
      نمی دونم جامعه ما، تمدن بزرگ آریایی به کدام سمت می ره و چرا انقدر با سرعت به سمت انحطاط فرهنگی خیز برداشتیم…
      خوب می دونم این هنرپیشه ها ( که در سابق به مطرب معروف بودن) هر چیزی می تونن باشن به غیر از الگو…
      اما همه چیز داره وارونه می شه… جای تأسف داره و البته رسالتی که به دوش تک تک ماست…

  6. سلام خانم فهیمه عزیز ، ما به راستی ملت ریاکار و دروغگویی هستیم که زشتیهامون بر زیبایهامون چیره هستند و وارد پوست و گوشت و استخوان شدند . طوری که به مرور زمان تبدیل به واقعیت های زندگی ما شدند ؛ شدند غیرقابل تغییر و حتی غیر قابل تحلیل خانم فهیمه عزیز . ما جماعتی رو در کنار خودمون داریم که به هیچ چارچوبی معتقد نیستند ، از دین و مذهب حرف میزنند ولی سرسوزنی به آنچه از دهان خارج میشود فکر نکرده اند . از قیام حسین و آزادگی میگویند و هر محرم به خاطرش عزاداری میکنند ولی هیچ زمان در هیچ جایی از تاریخ آزادگی را نتونستند صرف کنند . که حتی اگر مفهوم رو هم درک کرده بودیم حال و روز امروز زندگی های شخصی و اجتماعی و سیاسی ما چنین نبود . ما حتی به ۳ اصل انسانی و کوچک زرتشت نتونستیم عمل کنیم و در ما نهادینه نشد با اون همه قدمت و عظمت که داشت . ما ملتی هستیم که در مورد حتی احساساتمون هم به خودمون و محیط اطرافمون دروغ میگیم و دروغ رو طوری تعریف میکنیم که شکل واقعیت و حقیقت به خودش بگیره و تا جایی پیش رفتیم که برای این دروغ ها هیچ نقدی رو بر نمی تابیم و حتی نقدکنندگان رو به بدترین حالت ممکن نوازش میکنیم و بی ارزش تلقی کردیم و میکنیم . امروز ولادت امام محمد باقر هستش ، این رو از رادیو شنیدم و جا داره به شما که مذهب رو سرلوحه زندگی خودتون قرار دادید ، تبریک بگم و خوب یک سخن از امام محمد باقر نقل شد به عنوان شاید یک حدیث ، و گوینده رادیو اون روخوند که خیلی به نظرم جالب اومد و تا رسیدم محل کارم اون رو در اینترنت سرچ کردم و پیدا کردم و براتون منتشر میکنم ، یه نظرم این تکمیل کننده تمامی حرفهای ماست .

    امام باقرعلیه السلام در مورد رعایت کنندگان حقّ تلاوت و به عبارتى تلاوت کنندگان حقیقى که مراحل سه گانه قرائت، تأمّل و عمل را شامل مى‏شود و در آیه «الذین آتینا هم الکتاب یتلونه حقّ تلاوته اولئک یؤمنون به» (بقره / ۱۲۱٫) ذکر شده است، مى‏فرماید:

    (تلاوت کنندگان واقعى) کسانى هستند که قرآن را تلاوت مى‏کنند و در آن تفقّه و تأمّل عمیق مى‏کنند و به احکام آن عمل مى‏کنند، به وعده‏هاى آن امیدوارند و از وعید آن مى‏ترسند و به وسیله قصّه‏هاى آن عبرت مى‏گیرند و از اوامر آن، فرمان مى‏برند و از نواهى آن نهى مى‏پذیرند. به خدا قسم! حقّ تلاوت، (تنها) حفظ کردن آیات و حروف آن و قرائت سوره‏ها و بخش‏هاى ده گانه و پنج گانه آن نیست تا حروف قرآن را حفظ کرده باشند و حدود آن را ضایع؛ بلکه حقّ تلاوت، همان تدبّر در آیات و عمل به احکام آن است. خداوند تعالى مى‏فرماید: «ما کتابى مبارک به سوى تو نازل کردیم تا در آیات آن تدبّر شود.»

  7. از تبریکتون و حدیثی که گفتید ممنونم…. حدیث فوق العاده ای بود که به عنوان یک هدیه گرانبها از شما می پذیرمش..
    .
    .
    من در جماعت متعصب مذهبی کمتر کسی رو مثل شما اهل تفکر دیدم با این حال شما اصرار دارید که مذهبی نیستید!!!! خیلی جالبه، من رو به یاد این بیت می اندازه:
    .
    .
    .
    .
    “واعظی پرسید از فرزند خویش / هیچ می دانی مسلمانی به چیست؟

    صدق و بی‌آزاری و خدمت به خلق، / هم عبادت، هم کلید زندگی‌است.

    گفت زین معیار اندر شهر ما / یک مسلمان هست؛ آن هم ارمنی‌است!

  8. سلام مجدد به خانم فهیمه عزیز ، خیلی ها این حرف رو به من زده اند و میزنند ولی دلیل اصلی اینکه من رو درکنار خودتون و حتی هم عقیده خودتون احساس میکنید ، هدفی ست که داریم به روشهای مختلف در جهتش قدم برمیداریم . وقتی حاشیه ها و روشها و حتی ابزارهامون رو کنار میزاریم به یک نتیجه واحد میرسیم ، نقاط مثبت و منفی خودمون و محیطمون رو با یک چشم و با یک گوش و با یک فکر میبینیمو ، میشنویمو و در آخر درکش میکنیم . و اون زمان از همه جهات به هم نزدیکتریم . من انسان مذهبی نیستم و هیچ اعتقادی هم بهش ندارم ، ولی ایا میتونم به اخلاق و حفظ اون اعتقادی نداشته باشم ؟ آیا میتونم به کمال انسانی فکر نکنم ؟ من مسلمان نیستم چون هیچ تلاشی در جهت اهدافش نکردم و خیلی ها رو میبینم که مثل من هستند ، اونها فقط رفع تکلیف میکنند و با خودشون تصور میکنند که مسلمون هستند ولی در واقع بیشتر از یک مقلد چیزی رو درک نکردند و نمیکنند . کسی میتونه مدعی باشه ، مسلمونه ، زرتشتیه ، مسیحیه ، بودایی و یا مارکسیسته که در جهت اهداف اونها قدم برداره ، تلاش بکنه تا چیزی فراتر از خودش که به این دنیا اومده ، خلق کنه . من هیچ انسانی رو در طول مدت زندگیم ندیدم که به خاطر باورها و یا عقایدش بخواد از خودش و منافعش رد بشه تا چیزی فراتر بیافرینه .
    چکیده ای از متن یک کتاب رو بهتون هدیه میکنم ، منزوی در اینجا تارک دنیا نیست ، منظور شخصی بی اراده و بیمار نیست . منزوی در این متن کسی ست که در اقلیت قرار میگیرد و خوب از خصوصیاتی برخورداره که در موردش صحبت کردم .

    احساساتی هست که در پی شخص منزوی ست . اگر این احساسات در کشتن شخص منزوی موفق نشوند ، خودشان راه فنا را در پیش خواهند گرفت . ولی آیا تو قدرت آن را داری که قاتل باشی ؟
    آیا تو می دانی تحقیر چیست ؟ چه غم انگیز است برای عدل تو که نسبت به کسی که تو را تحقیر می کند عادل باشد .
    تو بسیاری را وادار میکنی که تو را از نو بشناسند و آن ها به همین سبب تو را نمی بخشند . تو ، به آن ها نزدیک شده و با این وصف از کنار آن ها ناآشنا میگذری و آنان ، هرگز تو را برای آن نخواهند بخشید .
    ای منزوی ، تو در حالی که خود را دوست می داری ، خویشتن را آن سان که تنها عشاق می توانند ، حقیر می شماری و دشمن می داری . عاشق چون دشمن می دارد و حقیر می شمرد ، می تواند بیافریند ، آن کسی که در سرنوشتش دشمن داشتن ، معشوق نیست از عشق چه خبر دارد ؟
    به کنج انزوای خود ، با عشق خود و قدرت آفرینش خود پناه بر ! بعدها عدالت ، به دنبال تو خواهد آمد .
    به گوشه انزوای خود رو ! اشک های من نثارت باد ! من آن کس را دوست دارم که می خواهد چیزی فراتر از خود بیافریند و در این راه سر می دهد .
    چنین گفت زرتشت …..

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*