آخرین خبرها
تعداد بازدید : 14,662

۶۵ نظر

  1. عماد ( در گوش من سابق )

    دل دنیارو خون کردی که اینجوری تو رفتی …

  2. خدا رحمت کنه انشالله روحش شاد

    به سایت ما هم سر بزنید

    شارژ ارزان قیمت

    http://www.eshopsharj.ir

  3. علی بحرینی ترانه سرای آهنگهای مرتضی پاشایی میگه که :مهدی کُرد( مدیر برنامه های آقای پاشایی) دقایقی پس از فاجعه به من می گوید: “چهارشنبه رفتم بالای سر مرتضی تا از او حتی اگر شده به صورت شفاهی وصیت بگیرم . اما روم نشد . هر بار منو می دید می گفت کنسرت ها رو کنسل نکنی ، من زود از اینجا میام بیرون” …
    به هر حال بنا با اظهارات نزدیکانش من بعید میدونم این وصیت نامه صحت داشته باشه

  4. ما جدا این همه عاشق مرتضی پاشایی بودیم …..

    اويي که زودتر به آن دنيا فرستاديمش…

    سکانس اول – فرانسه (فابيالارن)
    فابيا لارن خواننده محبوب فرانسوي عاشق نامزدش بود. نامزدش فابيا را ترک مي‌کند و دختر با ترک او همه‌چيز خود را مي‌بازد و گوشه عزلت را انتخاب مي‌کند. يک تارک دنياي کامل مي‌شود و 12 سال از بهترين سال‌هاي عمرش را با افسردگي مي‌گذراند. خوانندگي را رها مي‌کند و حتي 6 سال حرف هم نمي‌زند و کارش به آسايشگاه رواني مي‌کشد. تمام معالجات و درمان‌ها انجام مي‌شود اما هيچ کدام جواب نمي‌دهد تا اينکه يک پزشک به عنوان آخرين راهکار اين پيشنهاد را مي‌دهد: يک کنسرت موسيقي برگزار مي‌شود. فراخوان مي‌دهند از مردم و هوادارانش مي‌خواهند براي کمک به سلامتي فابيا به کنسرتش بيايند و اگر نوازندگان نواختند و فابيا لارن نتواند خود مردم آن آهنگ معروفش را زمزمه کنند و بخوانند. فابيا از آسايشگاه رواني مستقيما به روي استيج (سن) کنسرت منتقل مي‌شود و آهنگ اجرا مي‌شود اما فابيا لارن فقط سکوت مي‌کند و آشفته و آرايش نکرده فقط روي سن مي‌نشيند.
    اما مردم آهنگ را زمزمه مي‌کنند با عشق و شور تا اينکه فابيا خودش را پيدا مي‌کند، از آن همه شور و شعف به هيجان مي‌آيد و مي‌خواند و دوباره زنده مي‌شود و به دنياي هنر برمي‌گردد. اين قطعه به عنوان يکي از احساسي‌ترين قطعات و صحنه‌هاي موسيقي جهان انتخاب مي‌شود و مردم فابيا را دوباره به اجتماع برمي‌گردانند.

    سکانس دوم – ايران (مرتضي پاشايي)
    مرتضي پاشايي خواننده 32 ساله پاپ به بيماري مهلک سرطان مبتلا و کارش به بيمارستان مي‌کشد. در روزهايي که او با اين بيماري مبارزه مي‌کند، در جايي که دلداري‌ها و دعاهاي مردم مي‌تواند عزم و اراده‌ و روحيه او را براي مبارزه با سرطان صدچندان کند شايعاتي بي‌اساس او را فرومي‌ريزد و از داخل از هم مي‌پاشاند. در حالي که مرتضي هنوز تا مرگ فاصله بسيار زيادي دارد خبر مرگ او و شايعات مربوط به نحوه مرگش با جزئيات کامل دهان به دهان، فيس بوک به فيس بوک، وايبر به وايبر، لاين به لاين، وبلاگ به وبلاگ و… مي‌چرخد و مرتضي که در اين مبارزه خود را نيازمند شديد دعا و دلداري‌ مردم مي‌داند بالاي سرش مردمي را مي‌بيند که خبر مرگش را با اشتياق دهان به دهان مي‌چرخانند در حالي که هنوز سالم است و راحت نفس مي‌کشد و بعد مظلومانه و در کمال يأس و نااميدي اين نامه را خطاب به مردم مي‌نويسد: چند روزي است که خبر مرگم را در فضاي مجازي مي‌بينم و مي‌شنوم. عزيزانم، من با صداي دستان شما بزرگ شدم و تمام شهرتم را مديون شما هستم. بهترين‌هاي من،‌امروز شما را چه شده است که اين گونه مرا زودتر از خداوند از جهان خود بيرون مي‌رانيد؟ شما را چه شده که به جاي ايجاد انگيزه زندگي و مبارزه با درد، اندک روحيه اين فرزند عاشقتان را به نابودي مي‌کشانيد؟ واي بر تو اي مرتضي اگر جاي کسي را تنگ کرده باشي. مردم خوبم! دلم سخت گرفته است از اين زنده‌به گورها!‌ اندکي صبر کنيد مرتضي هم خواهد رفت. اي‌کاش مي‌شد مهربان‌تر مي‌شديم، همزبان، همدل و برادر مي‌شديم. کاش در کوچه‌ها مي‌گشتيم، سرزميني از محبت داشتيم! آنکه به عشق شما و اذن خدا هنوز نفس مي‌کشد… (مرتضي پاشايي)

    سکانس سوم – ايران (آبان 93)
    دوباره کار مرتضي پاشايي به بيمارستان مي‌کشد و دوباره روز از روز،‌روزي از نو! شايعه خبر مرگ مرتضي با تمام جزئيات و حتي پخش اين خبر که والدين مرتضي قصد دارند اعضاي فرزندشان را به نيازمندان اهدا کنند اما پزشکان مي‌گويند تمام اعضاي مرتضي کاملا از بين رفته و سرطان زده هستند و به درد نيازمندان نمي‌خورد. حتي در اين باره مصاحبه‌هايي به نقل از مادر مرتضي دهان به دهان مي‌چرخد! مرتضي همچنان زنده اما درمانده و غمگين از اين همه بي‌مهري و دروغ درباره خودش روي تخت بيمارستان افتاده است.

    سکانس چهارم – ايران (آبان 93)
    چند هفته قبل يک معلم شريف لرستاني براي نجات شاگردانش به سيل مي‌زند تا شاگردانش را از چنگ آب بيرون بياورد اما خودش گرفتار مي‌شود. چند روز بعد جسد معلم از لابه‌لاي گل و لاي پيدا مي‌شود. هيچ‌کس در اين مورد حرفي نمي‌زند. هرجا که مي‌روي صحبت از زندان رفتن مايلي‌کهن است و اينکه حق با او بوده يا علي دايي.

    منبع ( سایت نود ورزشی ) نویسنده ( کامران احمدپور )

    • متن جالب و در خور توجهی بود. من کلیپ دوباره آواز خوندن فابیا لارن رو روی صحنه دیدم خیلی قشنگ و تاثر برانگیز بود و از همه تاثیر گذار تر همراهی و همدلی مردمی بود که با همخوانی اونو وادار به خوندن کردند.
      ولی متاسفانه تعدادی از مردم ما ( نمیتونم بگم اندک ! چون خیلی ها در دامن زدن به این شایعات نقش داشتند)هر جور که دوست داشتند با این قضیه برخورد کردند.از بیمارستانی که باید محرم اسرار بیمار باشه، همکاران و رقبای او، هنرپیشه ها و فوتبالیستها هر کدام تو این قضیه به تنها چیزی که فکر میکردند پله شدن اون مرحوم برای بالارفتن و خودنمایی شون بود!
      من نمیدونم این همه که داریم از فرهنگ دم میزنیم و به گذشتمون افتخار میکنیم این بی فرهنگیها از چه کسانی سر میزنه؟؟؟!!!

    • کاسه دوستی از رنگ و ریا لبریز است
      جرعه ای عشق بریزید که تا سر بکشیم

    • رهام خان کلا نظرات خوبى ميدى ميتونم بپرسم چند سالتونه؟

    • سلام رهام جان….
      متنت واقعا جالب بود واقعیت همینه که تو گفتی متاسفانه…

  5. حتما همون كساني كه در لحظات اخر زندگيش ازش عكس وفيلم تهيه كردن زحمت نوشتن وصيت نامه رو هم تقبل كردن .

    شايدم خانواده اش تائيد كردن اين وصيت نامه رو

  6. لایک به حاج روهام و ناز نازی

  7. اللهم ارزقنی شفاعه الحسین یوم الورود خدایابه حرمت بدن اربن اربای حضرت علی اکبر چون من شنیدم خانوادگی مداح اهل بیت بودن روحش رو قرین رحمت ومغفرت وبه خانوادش صبرعطاکن

  8. سلام و وقت بخیر خدمت دوستان خودم ، نازنین ، بنفشه و امیرحسین عزیز . این مقاله رو خونده بودم و خودم خیلی خوشم اومد ( البته اگر به مقالات آقای کامران احمدپور در روزنامه و یا سایت نود سری بزنید مطمئنم از قدرت قلم و تفکر ایشون خوشتون خواهد اومد ) و گفتم برای دوستان عزیز خودم منتشر کنم تا بخونند و قضاوت کنند . در مورد آقای احمدپور باید بگم که ایشون درسته که ورزشی نویسه ولی مقالاتش به غیر از بار ورزشی و فوتبالی که داره جنبه های اجتماعی ، فرهنگی و گاهی اوقات سیاسی به خودش میگیره که میشه گفت مخاطب رو به سمت خودش میکشونه و در نهایت هدایت میکنه . کار خیلی خوبی کردی نازنین جان ، من هم تا مقاله رو خوندم رفتم و کلیپ رو دیدم و جدا تحت تاثیر قرار گرفتم . تمامی دوستان میتونن اون کلیپ رو به صورت آنلاین در سایتهای مختلف ( مثلا یوتیوب ) ببینند و مقایسه ای داشته باشند و با خودشون فکر کنند که جدا ، آیا ما ( اعم از مردم عادی تا هنرمندان البته به قول معروف ) به اون اندازه که شایسته و در خور شان هنرمندی مثل آقای مرتضی پاشایی باشه ، چه قبل از فوت و چه بعد از فوت ایشون ، رفتار کردیم ؟ که الان تمامی صفحات اجتماعیمون پر شده از غم و غصه و گریه و ناله و …

    • لایک از این طرز تفکرت خوشم اومد روهام جان

      مقالش رو خوندم جالب بود و با این حرف شما که اخر زدی بسیار موافقم متاسفانه یه عده نهایت ضایع بازی رو در اوردن تو لحظات اخر عمر مرحوم پاشایی

      یه کلیپی تو وایبر برام از طرف یکی از هم دانشگاهیام ارسال شد که لحظات اخر عمر اقای پاشایی دو پرستار هنگام فوت شدن مرحوم پاشایی از ایشان فیلم گرفتن و به جای اینکه فکر اون مریض بد حال باشن مشغول فیلم گرفتن هستن که صفحه اجتماعیشون زیاد بازدید کننده باشه خب روهام جان شما که تحصیلکرده ای خودت قضاوت کن که یه انسان چقدر میتونه از یه حیوون پست تر باشه تازه خیر سرشون هر دو تاشون پرستار بودن ولی فقط مشغول فیلم گرفتن بودن و اصلا واکنشی به بد حال بودن مرحوم پاشایی نشون نمیدادن حالا میگن اون دو پرستار دستگیر شدن صحت یا کذب بودن خبر رو نمیدونم ولی بهت توصیه میکنم فیلمشو ببین

      متاسفانه همین حرکات ناشایست بود که خانواده مرحوم پاشایی اصلا رغبتی به حضور مردم و رسانه ها نداشتن وهمون شنبه کاملا بی سر و صدا ایشون رو خاک کردن

  9. من هم با تو کاملا هم عقیدم امیر حسین عزیز و اخباری رو که تو ازش صحبت کردی رو نشنیدم که اگر اینطور باشه جدا باعث تاسفه ، جدا باید تجدید نظری کلی در مورد عشق و علاقه و طرفداری تو ذهنها و افکارمون بکنیم ، چون با این اتفاقات چند روز اخیر اینطور بر میاد که ما جدا معنی عشق و علاقه رو به افرادی که به نوعی خودمون رو طرفدارشون میدونیم نمیدونیم و خوب هنوز معیارهای این علاقه معلوم نشده ، دست به ابراز احساسات میزنیم . تعداد زیادی از بازیگران بی هنرمون که اصلا بحثشون علاقه به پاشایی نیست و نبود و تنها برای جلب توجه عموم بازدیدکنندگان شبکه های اجتماعی سعی در عوام فریبی و خودنمایی داشتند . ولی بحث اصلی اینه که ، اکثریت طرفدارن ایشون رو مردم عادی تشکیل میدن ولی وقتی به رفتارها و اعمالشون یک نگاه کوچیک میندازی ، با رفتارها و اعمال مردم دیگر جهان در رابطه با هنرمند دوست داشتنیشون مقایسه میکنی میبینی این عشق ها و علاقه ها ، این غم و غصه ها و ناله ها رنگ دیگری به خودش میگیره که اصلا دوست ندارم در موردش صحبت کنم . ما این صحنه ها رو میبینیم و یا بعضا اخباری رو که تو ازش صحبت میکنی رو میشنویم و همه اینها مجموعش ، مهر تاییدیه بر زشتیهامون ، و جدا باید قبول کنیم ما همون ملتی هستیم که روز زنده باد گفتیمو شب مرده باد و هیچ تغییر رویه ای ندادیم و با این اوصاف نخواهیم داد ، ما ملتی پر از افکارهایی ریاکارانه هستیم که زشتن ، خیلی زشت و متاسفانه این زشتی شده جزئی از فرهنگمون ، فرهنگی که به جای تولید ، امید و علاقه ، برای فردی که مدعی هستیم طرفدارشیم ، که داره با بیماری سرطان دست و پنجه نرم میکنه ، تولید ناراحتی و نفرت و دلخوری و فراموشی میکنه .

  10. کارکنان يه بيمارستان انقدر از اين بيماريها ديدن که واسشون عادى بوده و اين اجازه رو به خودشون دادن که از ايشون فيلم بگيرن و اين نهايت بى شخصيت يک فرد رو ميرسونه، دوستان يا اين فيلمو نبينين يا اگه ديدين ديگه واسه کسى نفرستين چون پدرومادرش راضى نيستن

  11. اره ریحانه جان درست میگی منم سریع پاکش کردم وبه خودم میگفتم ای کاش نگاهش نمیکردم

    و اما شما روهام عزیز

    حرفاتون درسته فرهنگ سازی درست خیلی خوبه که تو هر ملت یا اقلیتی ساخته بشه

    درسته خیلیها هستن که هنوز فرق عشق و علاقه و انسان دوستی رو با دوستی خاله خرسه اشتباه میگیرن ولی مردم با فرهنگ و با شخصیت و کسانی که قصد خود نمایی و عوام فریبی نداشته باشن هم کم نداریم من به عینه دیدم خودم. در کل در همه جوامع در همه کشور ها اقلیتها و ملت ها خوب و بد زیاد داریم

    ما انسانهایی هستیم با طرز تفکرات متفاوت یا اندیشه ذهنی متفاوت باید به یکدیگر احترام بگذاریم و فقط نباید فکر منافع خودمون باشیم و این فرهنگ سازی خیلی خوبه که در کل دنیا جا بیفته و یه عده از مطبوعات یا :.7-دمهای عادی سعی در عوام فریبی و خود شیرینی تو این مراسم داشتن که به نظرم از مخربترین کارها بود و باعث زیر سوال بردن فرهنگ ما میشد

    روهام جان یه مقدار کار دارم وگرنه دوست داشتم بیشتر باهات تبادل فکری و نظری میکردم

    روزت خوش فعلا خدا نگهدارت

  12. یکی هست، که امشب یه ملت واسه اون میخونن ولی اون خوابه

    نمیخوایم بدونه واسه اونه که قلب ما این همه بی‌تابه

    یه تابوت، یه مشت خاک که الان شده همدم این دل دیوونه

    یه چشمی که خیسه پر از اشکه و کسی دیگه اونه نمی‌بینه

    یه روز همین‌جا، صبح یه جمعه، یه دفعه گفت داره میره

    چیزی نگفتیم، آخه نخواستیم روحشو غصه بگیره

    گریه می‌کردیم وقتی که می‌رفت، می‌دونستیم که آرومه

    چشاشو بسته، دیگه نمیشه واسه این دل بخونه

    یکی هست تو قلبم که امشب واسه اون می‌نویسم و اون خوابه

    یه قلبی که امشب زیر خرمنی از خاکه…..

  13. دوستان یه سوال داشتم هرکس در این زمینه اطلاعاتى داره جواب بده هدف خدا از افرینش جهان هستى و انسان چى بوده؟ وقتى فکر میکنم کار بیهوده اى هست اخرش که این دنیا تموم میشه و ما هم میریم اون دنیا پس این دنیایى که الان زندگى میکنیم خیلى بیهوده هست لطفا هرکس میدونه از نظر قرانى جواب بده

  14. سلام ریحانه خانم ، من جوابهای زیادی برای سوالتون دارم از کتابهایی که مربوط به تفکرات و عقاید مختلف در سرتاسر جهان از قبل از میلاد مسیح تا بعد از میلاد و چه در زمان معاصری که داریم زندگی میکنیم . ولی متاسفانه هیچ اشرافی به قرآن ندارم تا بتونم جواب شما رو از این طریقی که مایل هستید بدم . ولی نظر تمامی نویسندگان و یا اندیشمندانی که من کتب اونها رو در این مدت زندگیم در این مورد به خصوص خوندم به یک جا ختم میشه ، اون هم اینه که اونها همگی معتقدند انسان جدا موجودیست که باید تعالی پیدا کنه و هدف از آفرینش انسان همینه و بس ، و این تعالی پیدا کردن میسر نخواهد شد به غیر از این که انسان از عقل و شعوری که تنها به او داده شده ( و تفاوت انسان با تمام مخلوقات دیگه همینه و به همین دلیل اشرف مخلوقاته ) استفاده کنه و کمتر دچار هوای نفس و احساسات خودش بشه . و من شخصا عقیدم اینه که زمانی که قرار باشه برای رشد فکری خودم و محیط اطرافم تمام تلاشم رو بکنم پس هیچ چیز بیهوده نیست ، هیچگاه چیزی تموم نخواهد شد و من در هر جایی ، در هر موقعیتی و در هر زمان و مکانی ادامه خواهم داد ولی ، با افتخار و سربلند ، نه سرافکنده و بیهوده ، مثل انسانهایی که لحظه شماری میکنند برای رسیدن به پاداش کارهای خوب و جزای کارهای بدشون . به راستی تعالی پیدا کردن و به مختصات انسانی نزدیک شدن و در نهایت رسیدن ، خود پاداش خود است ( البته این نظر بنده است ، و حتما کمی و کاستی و اشتباهاتی داره ولی در مورد هدف اصلی هیچ شک و شبه ای وجود نداره و این هدف زیباست که این دنیا و هر دنیای دیگه ای رو از بیهوده گی دور میکنه ؛ مطمئنم که در کتاب آسمانی هم بسیار بهش اشاره شده و انسانها رو به سمت هدف انسانی تشویق کرده و هدایت کرده است )

    • ممنون رهام خان, پس یعنى ما باید واسه اون دنیا زندگى کنیم نه این دنیا اصلا نمیشه درکش کرد لطفا اگه کتابى در این مورد سراغ دارین معرفى کنین

      • سلام ریحانه خانم ، ما باید اینجا در همین دنیا به سمت کمال انسانیمون پیش بریم و نمیتونیم این دنیا رو بیهوده ببینیم ، تمام ابزار برای رسیدن و یا تلاش در راه رسیدن به این هدف در همین جا در همین دنیا در همین طبیعت اطرافمونه که برای ما مهیا شده ، پس این زندگی رو نمیتونیم با این شرایط نادیده بگیریم . نظر شخصی بنده اینه که حالا به هر صورتی و با هر تفکری ، زندگی در این دنیا تکمیل کننده زندگی ما در دنیاهای دیگه ست . البته فکر میکنم خانم فهیمه و البته خانم بنفشه ، خیلی خوب و قابل درک برای شما آنچه که باید رو توضیح دادن و خوب تمام توضیحاتشون هم از دیدگاه مذهب و قرآن بود . همون طوری که شما دوست داشتید و مایل بودید . ولی در مورد معرفی کتاب باید خدمتتون عرض کنم که کتبی که بنده در موردشون صحبت کردم هیچکدوم از دید مذهبی و یا قرآنی این موضوع رو بررسی نمیکنند و حتی در بیشتر مسائل مغایرت دارند با اون چه که شاید اکثریت بهش باور دارند و حتی مسائلی که شاید مذهب به عنوان روش ، پیش روی بشر گذاشته است ، به همین خاطر نمیخوام با مطالعه کتابی که روش هاش فرق دارند با اون چیزی که در جریانه ، یا اون چه که تا به حال دیدید و شنیدید و حس کردید . و ممکنه شما رو دچار دوگانگی و یا در مقام مقایسه قرار بده که من اصلا دوست ندارم این اتفاق بیوفته . چون درسته که روش ها فرق میکنه و شاید هرکدوم دیگری رو به هر دلیلی نفی کنند ولی مسئله مهم همون هدف اصلیست که همگیشون بهش معتقدند و نباید فراموش بشه . البته من نمیدونم مطالعات شما در مورد کتب مختلف در چه حدیه ولی باز با این توضیحات ، اگر میبینید که تمایل دارید کتب دیگری رو در این ارتباط بخونید و یا دیدگاه های دیگر رو ازشون با خبر باشید بهتون معرفی کنم . در غیر اینصورت تصورم اینه که دوستانی مثل فهمیه خانم و بنفشه خانم خیلی بهتر و شفاف تر میتونن در این مورد به شما توضیح بدن . فقط یک نکته که به نظرم خیلی مهمه ، هیچ وقت به تعالی رسیدن رو فراموش نکنید ، اینطوری هیچگاه چیزی رو بیهوده نخواهید یافت .

    • سلام ریحانه عزیزم
      در حد معلومات اندک خودم سعی می کنم جواب سوالتون رو بدم:
      البته قبل از جواب دو تا نکته رو یادآوری می کنم که اولا با مرگ هیچ چیز تموم نمی شه و ما نابود نمی شیم بلکه از جهانی به جهان دیگر منتقل می شیم…به قول مولوی ما بارها از جهانی به جهانی منتقل شدیم و در هر انتقال مراتب وجودی مون کمال بیشتری یافته:

      از جمادی مردم و نامی شدم………وز نما مردم به حیوان سرزدم

      مردم از حیوانی و آدم شدم………..پس چه ترسم کی ز مردن کم شدم

      حملهٔ دیگر بمیرم از بشر………….تا بر آرم از ملایک بال و پر

      وز ملک هم بایدم جستن ز جو…………..کل شیء هالک الا وجهه

      بار دیگر از ملک قربان شوم……………آنچ اندر وهم ناید آن شوم

      پس عدم گردم عدم چون ارغنون…………گویدم که انا الیه راجعون

      و این شعر اشاره به مراحل خلقت انسان داره که در قرآن هم این مراحل بارها آمده؛ آیه مناسبی که روند آفرینش انسان را به صورت خلاصه بیان میکند آیه ۵۵ سوره طه است: «شما را از خاک آفریدیم و به خاک بر میگردانیم و بار دیگر از خاک خارج میکنیم». مراحل آفرینش انسان و مواد به کار رفته در آفرینش او در سوره های متعدد قرآن از جمله انعام، حج، مومنون، مومن، روم، سجده، رحمان، مرسلات و طارق آمده است. در هر یک از این سوره ها به بخشی از این مراحل پرداخته شده و واژگان به کار رفته برای هر مرحله هم بعضاً متفاوت است. مثلا مراحل خاک (تراب)، اسپرم (نطفه)، لخته چسبنده (علقه) و تکه گوشت (مضغه) در سوره حج آیه ۵ آمده است. حال آن که در سوره مومنون آیه ۱۲، گل (طین) به جای خاک (تراب) به کار رفته است.
      .
      .
      .
      انسانی که خدا ابدی خلق کرده و قسمتی از روح خودش رو در وجودش دمیده هرگز با مرگ به اتمام نمی رسه بلکه بلندتر و زیباتر از قبل و در حالی که حجاب های بیشتری از جلوی چشم هاش برداشته می شن به خدا نزدیک تر می شه….
      مگه با تولد و پایان دوران جنینی همه چیز تموم شد؟؟؟ دنیای کوچکی که داشتیم وسعت یافت و علم و شناختمون به مراتب توسع بیشتری پیدا کرد…پس چرا باید رهایی از کالبدمون که مثل رحم مادر ما رو در خودش اسیر کرده پایان همه چیز باشه؟؟؟؟ در حالی جهانمون باز هم بزرگتر می شه…
      .
      .
      .
      و نکته بعد اینکه این دنیا اصلا جای بدی نیست…بلکه محل رشد و تعالی ماست…مزرعه آخرت ماست…جایی که باید بکاریم تا فردای قیامت درو کنیم….می شه گفت مثل دانشگاه می مونه و یه روز قراره فارغ التحصیل بشیم که تازه بعدش زندگی کنیم نه اینکه آخر خط باشه!!
      .
      .
      .
      .
      و حالا بعد از این مقدمه ها می رسیم به جواب سوال شما:

      .
      .
      خدای متعال در سوره ذاریات آیه ۵۶ می فرماید: « وَما خَلقْتُ الجن و الانس الا لیعبدون» و جن و انس را نیافریدیم جز برای آنکه مرا پرستند.

      حال این سوال پیش می آید که آیا هدف از عبادت و پرستش خدای متعال چرا ؟ خداوند چه نیازی به پرستش ما دارد که در آیه ۵۶ سوره ذاریات هدف از خلقت را عبادت و پرستش معرفی نموده است که می توان به این پرسش به دو صورت پاسخ داد : زمانی که هدف از عبادت این باشد که نیازمندی های خدای متعال را بر طرف نمائیم و از این طریق بهره ای به او برسانیم ، که این سؤال پیش می آید ، وجود خدای متعال که نا محدود پیراسته از هر گونه نقص و نیاز است چه احتیاجی به پرستش ما دارد که اگر اینطوری باشد با ذات واجب الوجودی خدای متعال که قائم بذات است منافات دارد. یا اینکه هدف از پرستش تکامل خود ما انسانها باشد و عبادت وسیله و پل ارتباطی بین بنده با خالق خود باشد و از این طریق بر اساس قاعده لطف خدای سبحان به خاطر اینکه بتواند ما را به کمال نهایی برساند دستور به پرستش داده است ، دوم اینکه عبادت و نیایش و هر کاری که برای رضای خدا و قرب الهی صورت پذیرد دارای آثار مثبت فردی و اجتماعی است که از جمله این آثار مثبت و ارزشمند تقدیر و شکر گذاری را در انسان زنده می کند و همچنین عبادت و پرستش خدا مایه وصول به کمال نهایی انسان یعنی نقطه ای از کمال که فراتر از آن برای انسان مقدور نیست و آخرین پله نردبان ترقی انسان است و همه تلاش و اوج گرفتن برای وصول به آن است ، قرآن مجید از این نقطه اوج با واژگان فوز ( کامیابی ) و سعادت و رستگاری یاد کرده است که خدای متعال در سوره احزاب آیه ۷۱ می فرماید: « وَمَنْ یُطِعَ اللهَ و رسولَهُ فقد فاز فوزاً عظیماً » هر کس از خداوند و رسولش فرمانبری کند حقیقتاً‌به کامیابی بزرگی دست یافته است .
      .
      .
      و یک جواب دیگه یا نگاه دیگه هم هست و اون اینکه اگر خدا انسان و جن ( که دارای اختیار و شعور هستند) رو نمی آفرید، ذات کبریایی و قدرتش رو چه کسی درک می کرد؟؟؟ کدام یک از آفریده هاش می تون مثل انسان به عظمت خدا پی ببرن؟؟
      البته این احتیاج خدا به شناخته شدن نبود بلکه لطف خدا بود که شامل حال ما شد و اجازه ورود به حریم خودش رو به ما عنایت کرد….

      • چون مطلب طولانی بود متاسفانه دو تا غلط املایی داشتم(چیزی که ازش خیلی بدم میاد!!)
        خط ۲۳: “توسعه” و خط چهارم از پایین: “می تونن” شکل صحیح کلمات هستند…

        و اما درباره معرفی کتاب، من بیشتر تفسیر، تدبر و خوندن آیات قرآن رو پیشنهاد می کنم…. و اگه کتاب دیگه ای بخواهید، می تونم “معاد اتر آیه الله جوادی آملی ” و “زیبایی مرگ در کلام عارفان اثر آیه الله بهجت” رو پیشنهاد کنم.

    • چقدر نظرتون پخته است آقای رهام…
      درسته که به قول خودتون از راه مذهب نرفتید اما به مقصد یکسانی رسیدید : کمال و تعالی…
      واقعا لذت بردم از این همه فهم و دانش…

      • سلام فهیمه خانم ، از شما ممنونم و میتونم بگم این نظر لطف شما به بنده ست . در قبل هم خدمتتون عرض کرده بودم که درسته شما طبق اعتقاداتتون ، کتب مذهبی رو مطالعه میفرمایید و من با توجه به باورهام ، کتبی ( در دیدگاه عام ) غیر مذهبی ، ولی با چندین بار صحبت با شما این رو فهمیدم که راه و هدفی ارزشمند در ذهن شماست ، که من هرروز به امید قدم برداشتن در این راهه که به آینده امیدوارم و خوشبین و جدا این راهی نیست که بخواد یک انسان به صورت شخصی و محدود دنبالش باشه . من نیاز دارم با افراد مذهبی مثل شما بحث کنم ، حتی جدل کنم تا به نتیجه ای که در ذهن دارم برسم . من این رو درک کردم و میتونم بگم مطمئنم شما هم این رو در ذهن دارید و براش دارید تلاش میکنید و این تولید چیزی با ارزش رو میکنه به نام امید به آینده ای ارمانی ، مهم نیست به چی عقیده داریم ، مهم اینه که میدونیم چرا و برای چی تلاش میکنیم و این جدا دوست داشتنی و غیر قابل انکاره ، با این که شاید روشهامون بی نهایت متفاوت باشند .

        تصویر همه از یک زندگى مطلوب و یک دنیاى ایده آل بیشک یکى نیست. اما با اینهمه ، مقولات و مفاهیم معینى در طول تاریخ چند هزار ساله جامعه بشرى ، دائما بعنوان شاخص هاى سعادت انسان و تعالى انسانی و پیشرفت یک جامعه به طرق مختلف برجسته و تکرار شده اند، تا حدى که دیگر بعنوان مفاهیمى مقدس در فرهنگ سیاسى توده مردم در سراسر جهان جاى گرفته اند. آزادى، برابرى، عدالت و رفاه در صدر این شاخص ها قرار دارند .

        دکتر علی شریعتی

  15. باسلام به رهام عزیز
    گفتم خدای راچگونه بشناسم گفت به قانون عمل وعکس العمل توجه کن قطعا درپشت پرده خبری هست که وقتی نواختی خواهند نواخت این را یقین بدانید .
    به نظر من انسانی که دنیای دیگر رو قبول داره نبض قانون عمل وعکس العمل رو دردست میگیره وبه گونه ای در راه تعالی روح وفکرش قدم بر می داره که پاداش خوبی های خودش رو همیشه درهر شرایط روئیت می کنه .هرچند که ممکنه در ظاهر پاداش کارهاش رو از مردم ودنیا نگیره اما یه فکر وروح همراه با آرامش ووجدان آسوده خودش یه نوع پاداشه که در پاسخ به عملش از دنیا گرفته وبه نظرم زندگی خودش رو بهشتی کرده .به نظر من کسانی که به اصطلاح نشستن تا قیامتی بیاد و نتیجه اعمالشون رو ببینن وبگیرن دقیقا همون انسان هائی هستن که در خسران هستن .و شاید هم نباید خرده گرفت چون وقتی واسه ی زندگی برنامه هدف ومسیر مشخص نداری عملکردی بهتر ازاین هم نخواهی داشت .

  16. در کل فکر می کنم انسان در این دنیاست که تلاش وسعی خودش رو برای بهتر شدن دنیا انجام بده وقطعا پس از مرگش هم نتیجه ی تلاش خودش رو خواهد دید.اما با عزلت وگوشه نشینی وکاهلی شخص نه این دنیا رو خواهد داشت ونه اون دنیا رو

  17. من شخصا نظر خانم بنفشه رو در این مورد میپسندم و تا حدود زیادی با ایشون و اون چه که بیان کردند هم عقیده هستم و خوب فکر میکنم تفکرات ایشون در این رابطه بیشتر ریشه در مذهب داشته باشه و به نظر من ایشون خیلی بیشتر و بهتر از من میتونند به دوست عزیز بنده ، خانم ریحانه کمک کنند و یا کتبی رو بهشون برای مطالعه معرفی کنند . تفکرات بنده خیلی با شما نزدیکه خانم بنفشه و خوب میشه گفت هدف یکی ست ولی روش ها و راه ها فرق میکنه . من روش هام ریشه در مذهب نداره و خوب اصلا هم مهم این نیست که روش چی باشه ، مهم اینه که اهداف ما یکی ست و مهمتر اینکه برای رسیدن به اونها تلاش و کوشش رو تنها راه رسیدن انتخاب خواهیم کرد .

    • دوستان ممنون از توضیحاتتون اگه میشه کتابای دیگه به غیر از کتابای دینی رو هم معرفی کنید چون میخوام با دیدگاه اونا هم اشنا بشم و اینکه اگه بخوای دین اسلامو کامل بشناسی از چه منابعی میشه استفاده کرد

      • ریحانه عزیزم من جدا به شما توصیه می کنم به دنبال راههای غیر مذهبی برای شناخت جهان نباشید….امکان گمراهی توی این راهها خیلی زیاده…
        منطقی به قضیه نگاه کنید…خداوند انسان و جهان رو خلق کرد، از آفرینش مخلوقات متعدد منظور و هدفی داشت و راه درست زندگی رو از مسیر سفیران خودش که همون پیامبران بودند به بشر ارائه کرد….
        همون طور که هر کارخونه سازنده کالا خودش بهتر از سایرین می تونه اشراف به محصولش داشته باشه و کاتالوگ استفاده از اون محصول، عیب یابی وتعمیرش رو بهتر و کاملتر از سایرین می دونه؛ خدا هم که آفریننده جهان هست بهتر از دیگران می تونه اونها رو هدایت کنه…
        تازه توی این مثال شما فرض کنید برای کالای شما (مثلا یخچال LG ) به نمایندگی و خود کارخونه سازنده اش مراجعه می کنید و نه به نمایندگی مثلا سامسونگ…
        حالا تصور کنید کالای شما خراب بشه و شما نه به سازنده خودش مراجعه کنید، نه به سازنده سایر برندها…. بلکه به محصولی دیگه از همین کارخونه (مثلا مایکروفر LG ) مراجعه کنید و براش دستورالعمل بخواهید…. می بینید خیلی خنده دار می شه…
        حالا مثال من خیلی ساده و ابتدایی بود و فقط برای رسوندن مفهوم ازش استفاده کردم… وگرنه خدای ما همتایی نداره و کسی معادل اون (مثل سایر برندها توی مثال من) وجود نداره و خیلی عجیبه که ما از آدمهایی که وحی بهشون نازل نمی شه و مثل خودمون هستن و هیچ معصومیتی ندارند بخواهیم که ما رو هدایت کنند…
        اونها هم مخلوقات همین خدا هستند و هیچ قدرتی برای هدایت ما ندارند و مطمئناً بارها از مسیر مستقیم خارج میشن و لغزش هاشون دیگران رو به نابودی می کشونه…
        و این در صورتی هست که اونها خیرخواه باشند وگرنه خیلی از افرادی که داعیه هدایت و روشنگری دارند تعمدا ما رو جذب حرفهای به ظاهر خوبشون می کنند و زمانی که ما اونها رو پذیرفتیم عقاید و ایمان ما رو ذره ذره و تدریجی نابود می کنن…
        یکی از کسانی که در سالهای اخیر تونست خیلی طرفدار جذب کنه “اشو” بود..نمی دونم اسمش رو شنیدید یا نه؟؟
        چند سال پیش من خیلی تعریفش رو شنیدم و چند تا از کتاب هاش رو خوندم، واقعا جملات زیبایی داشت که البته حالت شعار بود…
        تا اینکه توی مستند روشن تر از تاریکی که اشو و خیلی از نویسندگان معاصر رو نقد می کرد دیدم که این آقا در اصل شیطان پرسته و در سطح جهان طرفداران زیادی جذب کرده و همه کسانی که در ابتدا گول حرف های به ظاهر قشنگش رو خوردن حالا توی سطوح مختلف شیطان پرستی هستند و حتی یک کلیپ دیدم که طرفدارانش سجده اش می کردن و پاهاش رو می بوسیدن…
        انحراف از حقیقت همیشه تدریجی رخ می ده، طوری که آدم نمی فهمه چی شد اما بعد از چند سال که به خودش میاد می بینه حقیقت رو گم کرده…
        شما دوست عزیزم که روح بیدارتون با مرگ یک جوون این طور تلنگر خورده و به دنبال حقیقت می گردین حیفه که بخواهید بین مکاتب مختلف سردرگم بشین…
        بهتره تا می تونید از نص صریح آیات و روایات و تفسیر بهره بگیرید….
        به ریسمان محکم الهی چنگ بزنید تا راه رو گم نکنید، براتون آرزوی موفقیت و سربلندی می کنم…

        • من نظر شما رو خوندم و اضافه میکنم … تا زمانی که انسان از عقل و مغز و شعوری که بهش ارزانی شده استفاده نکنه ، آب که مایه حیات انسان به شمار میره هم ممکنه براش مضر و خطر آفرین باشه . در مورد محصولی که به عنوان مثال عنوان کردید کاملا مخالفم ، چون ما اگر عقاید و سلایق بومی و یا نزادی که هر قومی برای خودش داره کنار بزاریم ، باید قبول کنیم که ما داریم به نوعی در راه رسیدن به دهکده ای جهانی قدم بر میداریم . یکی از ویزگی های این جهانی شدن اینترنته که همگی داریم ازش بهره میبریم ، و ما میتونیم به راحتی جواب تمام سوالات خودمون رو از این طریق پیدا کنیم و کسی که از عقل و ابزار امروز استفاده کنه محال به نظر میرسه که حداقل گمراه بخواد بشه . دوست عزیز بنده ، شما در همین لحظه مذهب رو دارید از چه طریق برای دوست عزیز ما ریحانه تبلیغ میکنید ؟ آیا این ابزار رو شما و اعتقاداتتون ساختید و یا همون افرادی که معتقدید ( اونها هم مخلوقات همین خدا هستند و هیچ قدرتی برای هدایت ما ندارند و مطمئناً بارها از مسیر مستقیم خارج میشن و لغزش هاشون دیگران رو به نابودی می کشونه… ) شما خواسته یا ناخواسته تحت هدایت و فرمان این موج سهمگین هستید و حتی دارید از ابزارآلاتش برای رسوندن پیامهاتون به دیگران استفاده میکنید ، یک مقدار کم لطفی در حق افرادی ست که شما رو بدون هیچ منتی از بودن این ویزگی ها بهرمند میکنند تا شما بتونید بدون هیچ محدودیتی تبلیغ کننده و یا هدایت کننده افرادی باشید که به شما نزدیک هستند .

        • احساس می کنم شما مطلب منو دقیق نخوندین، من که نخواستم تکنولوژی رو زیر سوال ببرم، بلکه مثالی برای جهان آفرینش زدم…
          محصولات یک کارخونه رو به جای مخلوقات گرفتم و سازنده اونها رو (نعوذ باالله) به جای خدا…
          و گفتم سازنده به محصولاتش اشراف داره ولی سایر محصولات اشرافی به هم ندارن…
          مطمئنا خدای ما می دونه چه موجودی خلق کرده و اون موجود چه نیازهایی (روحی و جسمی) داره، اما سایر مخلوقات که مثل ما خودشون هم آفریده اند و نه آفریدگار توان هدایت ما رو ندارن…
          هیچ کس نمی تونه از عوالم غیر مادی به ما خبری بده و ما رو سعادتمند کنه ( غیر از پیامبران که معصوم بودند و به اونها وحی می شد)
          این که کسی نمیتونه از طرف خودش و بدون کمک خداوند انسانها رو هدایت کنه چه ربطی به تکنولوژی داره؟؟؟؟
          انسان در علوم تجربی پیشرفت های زیادی کرده، که البته همه اینها کشف قوانین طبیعت ( و آفریده خدا) هستند…
          حالا این تکنولوژی چطور می خواد مانع گمراهی ما بشه؟؟
          اتفاقا برعکس، وجود ابزارهای ارتباطی مثل ماهواره و اینترنت به رشد سریع تر فساد و گمراهی منجر شدند.

          • دوست دارم جواب شما رو بدم ولی خوب چون قرار شد که من و امثال من بشینیم پای نتایج و دستاوردهای شما ، ترجیح میدم در زمان دیگه ای و در شرایط دیگه ای با هم در این مورد بحث کنیم ، که من شخصا حرف واسه گفتن زیاد دارم . ولی من نظر شما رو خیلی دقیق خوندم و فکر میکنم متصل کردن موضوع اول یا همون مثالتون به تمامی افرادی که در چارچوب فکری شما قرار نمیگیرند ( چارچوب مذهبی ) اشتباه شما بود و من هم نسبت بهش واکنش نشون دادم . شما یک مثالی زدید و من منظور شما رو درک کردم ، و بعد از اون از افرادی صحبت کردید که هیچ قدرتی برای هدایت ما ندارند در صورتی که همین الان شما با تمام اعتقاداتتون تحت هدایت و فرمان مستقیم نیروی عظیمی هستید که ساخته و پرداخته تمامی اون افراد به شمار میره . بهتر بود نام افرادی رو که اونها رو ضعیف قلمداد میکنید در نظرتون میاوردید تا اینطور تعبیر نشه که شما با تمامی افرادی که در حوزه مذهبی قرار ندارند مشکل دارید ، اینطور من احساس کردم که شما با دانشمندان و کاشفان و مخترعان هم مشکل دارید . من فکر میکنم منظور شما فلاسفه بوده که اینطور نسبت بهشون واکنش نشون دادید . و باید خدمتتون عرض کنم فلاسفه کار خودشون رو انجام میدن هیچ دشمنی و کینه ای هم از مذهب و افراد مذهبی ندارند حالا شما معتقدی که نمیتونند ما رو هدایت کنند ؟ این نظر شخصی شماست نه نظر کل مردم دنیا ( و نه تنها ایران ) و این رو بهتره در سایت های مختلف و یا شبکه های اجتماعی سراسر دنیا جستجو کنید . هر ساله از کاربران و دانشگاهیان ، اساتید و دانشجو و از همه قشر انسانی در سرتاسر دنیا نظرسنجی میشه و خوب فلاسفه چه در قبل و چه در زمان حاضر سهم چشم گیری دارند و خوب چون وجه اشتراکی با شما ندارند نمیتونید اونها رو بیهوده ببینید . وگرنه در نظر افرادی مثل من هم نیرویی که شما ازش صحبت میکنید هدایت کننده و جهت دهنده نیست که خوب مدارک و مستنداتش امروز در بطن جامعه ما کاملا قابل لمس و درکه و خوب غیرقابل انکار ولی من چون از نیروی شما و ابعادش باخبر نیستم نمیتونم این اجازه رو به خودم بدم که اونها رو بیهوده و حتی منحرف کننده ببینم ولی خوب آثارش رو میبینیم و میتونم براتون انواع و اقسام مثالها رو بزنم ولی خوب اینجا بحث مواجهه یا مقابله دو یا چند تفکر و یا عقیده نیست . صحبت ما رسیدن و نزدیک شدن به هدفی واحد بود که فکر میکنم با این رویه ای که شما در پیش میگیرید به نتیجه نخواهد رسید . در مورد ابزارآلات ارتباطی مثل ماهواره و اینترنت هم اگر فکر میکنید باعث فساد و گمراهی میشه ازش استفاده نکنید ، خودتون رو قرنطینه کنید ، اون زمان شاید بهتر و عمیق تر شما و تفکراتتون رو درک کردم ولی تا زمانی که از ابزارآلات منحرف استفاده میکنید و بهشون وابسته هستید نمیتونید اونها رو بیهوده ببینید

          • شاید ایراد از نگارش من باشه یا شاید شما متوجه منظور من هستید اما می خواهید منو به چالش بکشید…
            در هر صورت من نیازی به قرنطینه شدن ندارم، استفاده از پیشرفت و تکنولوژی رو هم بد نمی دونم..
            بلکه گفتم این وسایل بیشتر در خدمت گمراهی هستن تا هدایت…
            بیشتر چه مطالبی در اینترنت جستجو می شه؟؟؟
            آیا مسائل علمی یا مسائل انحرافی؟؟؟
            بله از هر وسیله ای می شه در خدمت علم و تقوا استفاده کرد… اما به نظر شما همه افراد یکسان عمل می کنن؟؟؟ کاربران کدام گروه بیشتر هستن؟؟؟
            .
            .
            .
            و اما موضوع فلاسفه… من هیچ ضدیتی با فلسفه ندارم بلکه خیلی هم علاقه مند و مشتاق فلسفه اسلامی هستم و فلاسفه ای مثل ملاصدرا و آیه الله طباطبایی رو بسیار قبول دارم.. چون استدلال هاشون بر مبنای حکمت متعالیه است…
            در مورد فلاسفه غربی هم بعضی از آثار کانت و دیوید هیوم رو خوندم…
            نمی شه گفت صد در صد بر مبنای باطل هستند که اتفاقا کاش بودند…می دونید چرا؟ چون وقتی صف حق و باطل در هم آمیخته می شه پیدا کردن حقیقت بسیار دشوار می شه و برعکس وقتی حق و باطل از هم تفکیک می شه پیدا کردن حق به کار بسیار راحتی تبدیل می شه ..
            بهترین راه دعوت مردم به باطل آمیختن اون با حق و حقیقت است و این مربوط به دوران ما نیست..در همه قرون همین بوده…
            .
            .
            .
            و اگر شما نیرویی در خداوند برای هدایت بندگانش نمی بینید، من جداً بسیار متعجبم از اینکه خدایی رو قادر و آفریدگار بدونیم، اما نقش هدایت رو درباره اش نپذیریم و این چیزی نیست که هیچ مکتبی بپذیره مگر عرفان های بدون شریعت….که واقعا عجیب ترین مکاتب عرفانی هستند…
            عرفان بدون شریعت!!!!
            دستاورد جالبی هست برای قرن بیستم و بیست و یکم میلادی….

          • خانم فهیمه عزیز در مورد این مسئله که بیشتر چه مطالبی در اینترنت جستجو می شه؟؟؟
            آیا مسائل علمی یا مسائل انحرافی؟؟؟ بهتره از خانم نازنین بپرسید چون ایشون تحقیق کردند و خیلی شفاف میتون جواب شما رو در این مورد بدن ولی در مورد این موضوع که کاربران کدام گروه بیشتر هستند رو باید به نسبت جمعیت کل جهان تخمین بزنید نه مردم این مملکت که عشق و علاقه شون به هنرمند محبوبشون تنها در پر کردن صفحات اجتماعیشون خلاصه شده است . شما اگر آمار مطالب منحرف رو در اینترنت بدونید متوجه حرف الان من خواهید شد پس این رو از دوست عزیز و گرامی من و خودتون بپرسید و جواب سوالاتتون رو از ایشون طلب کنید . چون من اگر الان بخوام حرفی بزنم تنها حدسیات و فرضیات محسوب میشه . در مورد موضوع دوم فلسفه خوشحالم که اینطور فکر میکنید و با اظهارنظرتون در مورد فلسفه متوجه شدم که صددرصد نگارش شما اشتباهی بوده که من رو به واکنش وا داشته و اتفاقا تمامی افرادی که فقه خوندن و یا علوم حوزه به فلسفه چه شرق و چه غرب اشراف کامل دارند و خوب البته باز با این اظهارنظر شما که فرمودید ( نمی شه گفت صد در صد بر مبنای باطل هستند که اتفاقا کاش بودند…می دونید چرا؟ چون وقتی صف حق و باطل در هم آمیخته می شه پیدا کردن حقیقت بسیار دشوار می شه و برعکس وقتی حق و باطل از هم تفکیک می شه پیدا کردن حق به کار بسیار راحتی تبدیل می شه ) متوجه شدم نیاز دارید که دوباره فلسفه رو مطالعه بفرمایید چون فکر میکنم دچار سوتفاهم شدید در این مورد به خصوص و از شما که درس حوزه خوندید انتظار همچین اظهارنظرهایی نمیره . جالبه براتون بگم که من فلسفه رو از زبان افرادی که فقه و یا علوم حوزه خونده بودند بهتر و عمیق تر درک کردم و هیچکدوم از این افراد رو یاد ندارم که به بدی از فیلسوفی یاد کرده باشند و یا فلسفه رو زیر سوال برده باشند . فلسفه مادر تمام علوم به شمار میره ، اگر فلسفه نبود خانم فهیمه ، نیوتن جاذبه زمین رو کشف نمیکرد ، گالیله به اون دستاوردها نمیرسید ، تلفن و برق و اینترنت و تمام این ابزارای که به نوعی در خدمت شما هستند اختراع و یا کشف نمیشد و الان با این قدرت شما اونها رو نفی نمیکردید . در مورد بحث سوم شما هم باید عرض کنم ( شاید زیاد مرتبط نباشه چون ارتباطش رو با بحث خودمون درک نکردم ) خیلی ساده که خداوند خالق و ناظر مطالق و بی چون و چرای جهانیست که میبینیم و پیرامون ماست . در همین جهان پیرامون ما نشانه های زیادی وجود داره که چشم بینا میخواد و گوش شنوا ، که هدایت کننده هستند . حالا شما متصور هستید که ناظر داره در کار روزانه ما دخالت میکنه و به قول شما ما رو هدایت میکنه ؟ من این رو قبول ندارم چون در این صورت عقل و شعور و چشم و گوشی که به ما ارزانی شده است بیهوده به نظر خواهد رسید . اینطور من خودم رو با تمام داشته های انسانیم یک کودک احساس میکنم که دست چپ و راستش رو نمیتونه تشخیص بده و نیازمند مراقبت و هدایت نیروی فرا زمینی ست . اگر شما اینطور خداوند و نیروها رو تصور میکنید میتونم بپرسم پس در ذهن شما فایده داشتن عقل و شعور و قدرت تصمیم گیری و در کل اشرف مخلوقات بودنو و به خدا رسیدن یعنی چی ؟ ما اینطور که شما ترسیم میکنید خیلی ناتوان تر از این حرفها هستیم که حتی بتونیم از ابزارساخته دست خودمون مثل اینترنت درست استفاده کنیم چه برسه از اون ابزارهایی که طبیعت در اختیارمون قرار داده تا به عنوان انسانی آزاد زندگی کنیم

          • به عقیده من تفکرمون اونقدر از هم دور نیست که کلاممون از هم دوره….
            شما سعی کردید اهمیت فلسفه رو به من نشون بدین در حالی که من کاملا واقف به این مساله هستم و می تونم ساعتها درباره فواید و لزوم فلسفه صحبت کنم….پس این قسمت بحث نیاز به ادامه دادن نداره.. فقط می مونه این قسمت که گفتم : عرفان های بدون شریعت(فلسفه مبتنی بر جهان مادی و نه الهی) رو قبول ندارم… و ابدا اصل فلسفه رو زیر سوال نبردم؛ و به نظرم هیچ فرد خردمندی در دنیا وجود نداره که بتونه اصل فلسفه رو زیر سوال ببره…
            .
            .
            .
            و اما اینکه گفتید…..”بحث سوم شما هم باید عرض کنم ( شاید زیاد مرتبط نباشه چون ارتباطش رو با بحث خودمون درک نکردم )”
            دقیقا مرتبط هست به بخشی از کامنت قبلی تون که اونجا گفته بودید:”در نظر افرادی مثل من هم نیرویی که شما ازش صحبت میکنید هدایت کننده و جهت دهنده نیست”
            .
            .
            و اما در آخر شما صحبت از عقل و شعور و اراده می کنید، باید در جوابتون بگم: عقل و اراده انسان در طول اراده خداوند قرار می گیره و نه در عرض اون… خدا قدرت شعور و انتخاب داده، راه حق و باطل رو هم نشون داده و به ما توان انتخاب داده…
            این مبحث چیز جدیدی نیست و در طول تاریخ بارها و بارها تحت عنوان جبر و اختیار مطرح شده؛ بذارید براتون یه حدیث نقل کنم تا موضع تشیع رو درباره جبر و اختیار بدونید:
            “امام صادق علیه السلام :
            لا جبر و لا تفویض و لکن امر بین امرین .
            نه جبر است و نه تفویض ، بلکه چیزى میان این دو است . اصول کافى ، ج ۱، ص ۱۶۰”
            .
            .
            اگه در این باره سوالی دارید من می تونم بیشتر راجع بهش توضیح بدم..

          • سلام به دوستان خوبم فهیمه و رهام عزیز!راستش همونطور که فهیمه جان گفتند: انقدر که کلامتون از هم دوره همانقدر تفکراتتون هم به هم نزدیکه. راستش بنده در مورد فلسفه سر رشته ای ندارم ولی شاید از بحث رهام در رابطه با اینترنت اینطور برداشت کردم که منظورشون بحث من و خانم گلابتون در صفحه ” بازار مخصوص زنان مسیحی و ایزدی”بود که در مورد استفاده های اینترنت و ماهواره ،نوشته بودم . اینو هم میدونم که منظور فهیمه عزیز این نبوده که کلا مزایای اینترنت رو نفی کنه . ولی آمار نشون میده که حدود ۱۰ تا ۱۲ درصد از سایتهای اینترنتی غیر اخلاقی هستند.و اینکه چند درصد از کاربرهابه این بخش علاقمند هستند مسلما کم نیستند( چیزی که سرچ کردم یک سوم کاربرا رو آمار میداد) …ولی با تمام این معایب باز هم نمیشه که از مزایای ۸۸ درصدسایر سایتها چشم پوشی کنیم و این قضیه واقعا نیاز به فرهنگ سازی عمیق نه تنها در ایران بلکه در دنیا داره …خوب شاید در حال حاضر محور بحث شما این نباشه ولی چون نامی از من اومده بود لازم دیدم قضیه را به عنوان داخل پرانتز مطرح کردم.

          • سلام به دوست خوبم نازنین جان
            از کامنت توضیحی که گذاشتی ممنونم گلم…
            حالا که به این صفحه اومدی، چه خوبه از داخل پرانتز!! دربیای و وارد بحثمون بشی…
            مطمئنا حضور شما توی این بحث باعث خرسندی و مسرت من و آقای روهام می شه…

          • سلام به دوستان خودم خانمها نازنین و فهیمه عزیز ، من نظر خانم نازنین رو در ارتباط با آمار مسائل غیراخلاقی در شبکه در صفحه دیگه ای خوندم و بی ادبی دونستم که بخوام مطالب ایشون رو از زبون خودم بیان کنم و یا کپی کنم برای همین ترجیح دادم ایشون در این مورد صحبت کنند و همینجا جا داره از خانم نازنین تشکر کنم . موضوع بعدی اینکه خوشحالم که خانم فهیمه عرفان رو از فلسفه و نگاه مادی رو از الهی به قول خودشون تمیز کردند و فکر نمیکنم در این رابطه نقطه نظری وجود داشته باشه که بیان نشده باشه . در مورد مسئله آخر خیلی زیاد حرف برای گفتن دارم در مورد عقل و شعور و ازادی انسانی که من ازش حرف زدم و حتی در کتب الهی بهش زیاد اشاره شده و خوب شاید بشه گفت تا حدودی همون جبر و اختیاری که شما ازش صحبت کردید و فکر میکنم نحوه نگارشم مناسب نبوده که بتونه جان کلام رو انتقال بده و خوب البته که این بحث نیاز به زمان و حوصله بیشتری داره ، با این حال باید اضافه کنم ، من عقل و شعور رو در جایی از نظراتم به کار بردم که شما معتقد بودید که اینترنت و یا بعضی از ابزار باعث انحراف بشر شده و من هم در جواب شما پاسخ دادم که به انسان عقل و شعور ارزانی شده و اگر از این ها استفاده نشه حتی آب که مایه حیات انسان به شمار میره هم ممکنه براش خطرآفرین باشه چه برسه اینترنت که ساخته دست خود بشره و به نظر بنده تکنولوزی تونسته اون بی عقلی و حماقت رو تا حدودی با از بین بردن مرزها کمرنگ و محدود کنه ، و خوب شما بحث جبر و اختیار رو کردید که خیلی بحث پیچیده و البته جذابیه ولی این خودش نیاز به زمان و خوب البته محیطی مناسب داره برای بحث که در موردش قبلا صحبت کردیم و به نتیجه نرسیدیم ، ولی قرار بر این شد در قبل که من حرفی نزنم تو این صفحه ، و نظری تایید نکنم و بشینم پای صحبتها و تحلیل های شما و دوستانی که به شما از همه نظر نزدیک هستند پس خواهش میکنم برای رسیدن به اهدافی که ازش در قبل صحبت کردید بحث رو با دوستانتون به هر طریقی که میپسندید ادامه بدید که جدا من شخصا خیلی مشتاقم تا نتایج و دستاوردهای شما رو در این زمینه شاهد باشم .

            این که گویی این کنم یا آن کنم***این دلیل اختیار است ای صنم

          • سلام فهیمه عزیزم… با توجه به اینکه من و شما در مورد مطلبی که مورد بحث هست تقریبا نظرات مشابهی داریم پس در یک گروه قرار میگیریم و خوشبختانه شما انقدر در این مساله احاطه و مطالعه و تسلط داریی که حرفی برای گفتن من نمیمونه ولی خودم به شخصه نظرم اینه که باید نظرات و حرفهای جدید رو شنید و بهشون بها داد ،باید از تعصبات دوری کنیم ! ریحانه و امثال ریحانه حق دارند که از مکاتب دیگر هم اطلاع و دسترسی داشته باشند.خیلی خوبه که ما اطلاعاتمونو توی همه زمینه ها زیاد کنیم . چرا که همانطور که رهام گفت :خیلی از این مکاتب ضدیتی با دین یا سعادت بشر ندارند.چه خوبه که آدم با شناخت راهشو پیدا کنه ! به هر حال خداوند به ما عقل و شعور و درایت داده تا راه سعادتمون را پیدا کنیم تا انتخاب کنیم .البته تاکید افراطی بر عقل و خرد مسلما مارو با مشکلاتی مواجه میکنه چون بقول پاسکال : آخرین اقدام عقل، اقرار به این است که بی نهایت چیزها وجود دارد که از حیطه ی تصرف آن خارج است و ا گر چنین اقراری نکند ناشی از ضعف اوست. اگر امور طبیعی از حیطه ی تصرف عقل خارجه، پس در مورد امور فوق طبیعت! باید چی بگیم؟
            کافیه که خرد خودمون رو به داوری بنشانیم، تا روشن شه که خود عقل، فروتنانه معترفه که بسیاری از حقایق و واقعیات عالم از دسترس او به دورند و فقط با درک شهودی قادر به دستیابی به آنها هستند.

          • نازنین گلم و روهام عزیز
            من نظرات هر دوتون رو کاملا قبول دارم…
            تنها نظر من که شاید من بد گفتم و یا شاید شما بد برداشت کردین این هست که به خانم ریحانه توصیه کردم سراغ مکاتب غیر مذهبی نرن…
            علتش هم این بود که احساس کردم ایشون در ابتدای این راه هستن و برای شروع خوب نیست بین مکاتب مختلف سر در گم بشن..
            وگرنه مطمئنا هر عقیده و مکتب جدیدی حرفهایی برای گفتن داره که حداقل به یک بار خوندنش می ارزه…
            اصلا اگه خونده نشن چه جوری باید نقد بشن؟؟….
            اما نظر من این هست که خوندن مکاتب مختلف برای گامهای بعد مناسب تره، همونطور که خود خانم ریحانه هم بیشتر تمایل به مطالعات مذهبی و دیدگاه قرآنی داشتن…
            به هر صورت فکر می کنم بحثمون به نقطه مشترکی رسیده، فقط می مونه مطلب اختیار که به قول آقای روهام اینجا جای مناسبی برای این بحث نیست؛ به احترام ایشون من هم این مطلب رو همینجا می بندم و قبلش تنها یک توضیح کوچیک می دم که اختیار قطعا وجود داره، اما نه به صورت صد در صد، مثلا شما تصمیم می گیرید با ماشینتون به جایی برید(اختیار) اما می بینید که ماشینتون خرابه و فرصت درست کردنش رو ندارید، در نتیجه با تاکسی می رین(جبر)
            حالا هر اسم دیگه ای می تونید روش بذارید، مثل: تصادف، اراده خدا، مشیت الهی، تقدیر….
            فرقی نداره مهم اینه که اراده ای فوق اراده ما در هستی جریان داره که گاهی اوقات اختیار ما رو تحت الشعاع قرار می ده..

      • سلام ریحانه خانم ، در بین افرادی که در طول تاریخ در مورد این موضوع خاص آثار بیشتر و تاثیرگذارتری نسبت به دیگران منتشر کردند فلاسفه سهم بسیار چشم گیر و عمیقی داشتند . یکی از اون فلاسفه که خوب ضدیت چندانی هم با مذهب نداره نیچه ست . به شما پیشنهاد میکنم ، اگر تمایل به شناخت تفکرات دیگه ای دارید از کتب این فیلسوف بزرگ بسیار مطالعه کنید . من هم سعی کردم در این سایت به خاطر عدم ضدیت مستقیم و یا جبهه گیری نیچه با تفکرات مذهبی ازش مثال بزنم ، تا قابل درک تر و قابل پذیرش برای همه دوستان باشه . کتاب فراسوی نیک و بد و مخصوصا کتاب چنین گفت زرتشت رو بهتون معرفی میکنم . فراسوی نیک و بد – مترجم ( داریوش آشوری ) / چنین گفت زرتشت – مترجم ( مسعود انصاری )
        جدا باید اعتراف کنم که اگر الان خیلی راحت میتونم عقاید مختلف رو درک کنم و با وجود تمام اون باورها و جانب داری های اعتقادی که دارم ( برای هر فردی با هر اعتقادی وجود داره ) دوست دارم که با عقاید ضد باورهای خودم ارتباط برقرار کنم ، خوندن آثار نیچه ست . البته اونها رو در قبل هم میخوندم ، خیلی زیاد ، ولی هیچ وقت مثل امروز به این شفافی درکشون نکردم .

        یک سطر کوچک از کتاب چنین گفت زرتشت براتون میزارم و خوب از موضوع مورد بحث چندان فاصله ای نداره و امیدوارم که به دلتون بشینه و حس رضایت رو در ذهنو ، قلبتون روشن کنه .

        با عقل های تنبل و خواب آلود ، باید با صاعقه و برق آسمانی صحبت نمود ، ولی صدای زیبایی به نرمی سخن می گوید و تنها به ارواح کاملا هوشیار ، دزدانه سر میزند .
        امروز ، سپر من با خنده ملایمی تکان خورد و این تکان و خنده مقدس زیبایی بود که بر من وارد شد .
        امروز زیبایی من ، به شما ای پرهیزکاران ، می خندید و به من چنین می گفت : ( آن ها در پی پاداش اند ؟ )
        شما ای پرهیزکاران پاداش می خواهید ؟ شما در مقابل پرهیزکاری خود تقاضای پاداش می کنید و در ازای صرف نظر کردن از این جهان ، جهان دیگر و در ازای از دست دادن این عمر گذران ابدی را خواهانید .
        و البته ، شما نسبت به شریعت من که می گوید : هرگز پاداش دهنده و مکافات دهنده ای وجود ندارد ، خشمگین شده اید و به راستی من حتی نمی گویم که پرهیزکاری خود پاداش خود است .
        افسوس ! اشکال من در اینجاست . بشر برای خود افسانه پاداش و تنبیه را پایه و اساس همه چیز قرار داده و حتی در اعمال روح شما پرهیزکاران نیز این دروغ ریشه دوانیده است .
        کلمات من همانند دماغ خوک ، اعماق روح شما را شیار خواهد کرد و زمانی که شخم خورده و شیار شده در زیر خورشید دراز کشیدید آن گاه راست از دروغ و دوغ از دوشاب جدا خواهد شد . زیرا حقیقت شما این است ؛ شما بسیار تمیزتر از آن هستید که با کلماتی چون انتقام و تنبیه و پاداش و تلافی ، روح خویش را آلوده سازید .
        شما پرهیزکاری و فضیلت خود را مانند پدری که فرزند خود را دوست بدارد دوست می دارید ولی هرگز شنیده اید که مادری در ازای محبتی که به طفلش می کند طلب پاداش کند ؟
        فضیلت شما جان شیرین شماست . تشنگی ، حلقه در باطن شما است زیرا حلقه ، پیوسته می کوشد و می چرخد تا دوباره بتواند به خود برسد . و هر عمل ناشی از تقوای شما حالت ستاره ای را دارد که خاموش شود ولی نور او تا ابد به سوی جلو خواهد رفت و هیچ گاه از حرکت باز نخواهد ایستاد . ای پرهیزکاران ، حقیقتی که در اعماق روح شما وجود دارد گوید : همانا تقوا و فضیلت شما جز شماست نه چیزی خارجی ، مغز شماست نه پوست و استخوان شما .
        کسانی هستند که با سختی و صلابت چون گاری های حامل سنگ ، ناله کنان به سمت پایین تپه روان اند ؛ اینان از جلال و مرتبت و تقوا دم می زنند ولی آن چه تقوا می خوانند زنجیری است که آن ها را می کشد .
        کسانی هم هستند که مانند ساعت کوک شده اند و دمادم مشغول تیک تاک کردن اند و تقوا را تیک تاک کردن می دانند .
        به راستی که این دسته به خصوص بیش از دیگران موجب تفریح من هستند . هرکجا من به این ساعت ها بر خورم آنان را با استهزای خویش کوک می کنم . بگذارید آن ها در حال کوک شدن به صدا در آیند .
        بعضی ها مایل اند مورد احترام مردم باشند و به مقام های بالا برسند و آن را تقوای خود خوانند و برخی دیگر بالعکس طالب آن اند که در پستی غوطه خورند و آن را تقوای خود نامند .
        و بدین نحو ، همیشه تصور می کنند که متقی و پرهیزکارند و لااقل هرکس خورا در شناختن ( خوب ) و ( بد ) خبره می داند .
        ولی زرتشت نیامده است که به این دروغگویان و ابلهان بگوید که شما از تقوا چه میدانید ؟ و چه میتوانید راجع به تقوا بدانید ؟
        بلکه آمده است تا شاید شما ، ای دوستان ، از کلمات کهنه و مندرس که ابلهان و دروغگویان به شما آموخته اند به تنگ آیید و از گفتن الفاظ ( پاداش ) ( تلافی ) ( تنبیه ) ( انتقام عادلانه ) و از گفتن این جمله که هر عملی که از راه خیر خواهی و به نفع غیر باشد مجاز است ، خسته شوید .
        افسوس ای دوستان ! ای کاش شما در اعمال خویش مانند مادری نسبت به طفلش شوید ! خیلی خوشوقت می شدم اگر تعریف تقوا و فضیلت در نزد شما نیز چنین بود . و به راستی که شاید من همین الان ، صدگونه تعریف و بهترین بازیچه ها را از تقوای شما گرفته باشم و اکنون شما چون کودکانی که بازیچه های آنان را از ایشان گرفته باشند ، از من آزرده خاطر هستید .

  18. واقعا بهت افتخار می کنم فهیمه قشنگم هر چی خواستم در حدی جواب ریحانه جون رو بدم دیدم شما در حد مجال در این صفحات پاسخ ایشون رو دادید. بودن شما در این صفحات باعث امیدواری و مباحاته
    زنده و پاینده باشی دوست مهربونم

  19. به به ! سلام به دوستان خوبم جمعتون جمعه! فهیمه خانم شاهد تغییر رویه ای که گفتید هستم! و از بابتش خوشحالم!
    با ارغوان خانم هم خیلی موافقم.

    • سلاااااااااااااااااااااااااااااااام
      چه عجب!!!!!!!! از این ورا…….. راه گم کردین؟؟؟؟؟؟؟؟
      خوشحالم که خوشحالید و ممنونم از لطفتون…

      • ممنون فهیمه جان!من که راهو گم نکردم ، ما نمک خورده سایتیم! با وجود شما دوستان خوبم هرجا که باشم حتی اگر خیلی کار داشته باشم میام یه سر میزنم ،نظرات محکم و متین شما و سایر دوستان را که میخوانم بسیار امیدوار میشم.گاهی باید گذشت و گذاشت… چرا که از حد حوصله و وقت من خارج هست… من فقط یک سلام ساده و صمیمی داشتم و دگر هیچ! از شما هم ممنونم بخاطر…همه چیز…تا سلامی دیگر بدرود!

        • بدرود؟؟؟؟؟
          بعد از مدت ها تازه اومده بودید…. بد نیست کمی بیشتر بمونید…
          صمیمیت شما رو از عمق سادگی سلامتون حس کرده بودم…
          همیشه موفق باشید….

  20. سلام به ریحانه عزیز ، دوست داشتم در مورد این موضوع بیشتر بحث کنیم و حتی داشتم متنی رو براتون آماده میکردم و دوست داشتم قبل از تهیه و مطالعه اون کتب با هم بیشتر صحبت کنیم و در مورد کتابهایی که بهتون معرفی کردم بیشتر توضیح بهتون بدم ولی الان محیط و فضای این صفحه رو مناسب و در خور حال گفتن بعضی از حرفها و مطالب نمیبینم . دوباره احساس میشه یکسری موجودات ناشناخته به بعضی از صفحات این سایت وارد شدند و من ترجیح میدم برای عدم به وجود آمدن تنش در این محیط که تنها وقت و انرزی رو از ما خواهد گرفت ، در یک زمان دیگه و در یک موقعیت دیگه براتون در مورد مسائلی که در ذهن داشتم توضیح بدم . خوشحالم از این که علاقه مند بودید کتب های غیر مذهبی رو در این مورد مطالعه کنید و این نشان دهنده تفکر باز و با شهامت شماست .

    غم قفس به کنار ….

    آنچه عقاب را پیر و درمانده و ناکارآمد میکند ، پرواز زاغ های بی سروپاست ….

    • سلام آقای روهام…
      تصورش رو هم نمی کردم که با این لحن صحبت کنید…
      دلیلی برای توهین وجود نداشت…. از شما بعید بود.

  21. سلام خانم فهیمه ، من برای شما و تفکراتتون احترام زیادی قائل هستم و خوب الان تعجب میکنم ، من به شخص خاصی توهین نکردم ، تعجب میکنم که اینطور واکنش نشون دادید . تنها میخواستم یکسری مطالب برای ریحانه خانم بزارم در این صفحه و در ارتباط با ادامه بحثمون ، که خوب دیدم شرایطش فراهم نیست و ترجیح دادم در زمان بهتری و یا در محیط دیگری براشون توضیح بدم ، خواستم اطلاع داده باشم ، همین و بس . در مورد لحن صحبت کردنم هم باید بگم که من هیچ وقت طوری صحبت نمیکنم که کسی خوشش بیاد و در کل اغراق آمیز به نظر برسه ، چون به دنبال تایید و تعریف و تمجید و تشویق و … نیستم ، من حرفی رو میزنم و صحبتهایی رو تایید میکنم که به نظرم درست میان و قلبا بهشون باور دارم والا هیچ زمان تنها به خاطر رضایت کسی نظری ندادم و از نظرات کسانی حمایت نکرده ام . لحن صحبت من همینگونه بوده ، هست و در آینده خواهد بود و در نظرم اصلا لحن بنده توهین آمیز نبوده و نیست که کسی بخواد به خاطرش از بنده گله مند باشه . بازهم شرمندم اگر حرفی زدم که خارج از تصورات شما نسبت به بنده بوده ولی باید عرض کنم که این نوع ادبیات و این نوع تفکر خاصیت شخص بنده ست و هیچگاه به خاطر منافع و یا خوش آمدن کسانی در اون کوچکترین تغییری نخواهم داد .

    • روهام عزیز
      می دونم که به من توهین نکردید و می دونم مستقیما هم با کسی صحبت نکردید… اما خب اونقدر بچه نیستم که گارد گرفتن یهویی شما رو متوجه نشم…
      قرار ما بر تغییر نگرشمون به آدمها و ابراز عقاید و مباحثه در فضایی دوستانه بود، درسته؟؟
      خواهش می کنم جو دوستانه رو خراب نکنید…خواهش می کنم…می دونید که من هم مثل خودتون دنبال رسیدن به اهداف بالاتری هستم که برای رسیدن به اونها به آرامش فضا نیاز مبرمی دارم….
      خواهرانه تقاضا می کنم هیچ انسانی رو به مگس و زاغ تشبیه نکنید،چون در شأن شما نیست که دل دیگران رو بشکنید…
      بحث های ما داره نتایج پرباری می ده و من مشتاق به بار نشستن این نتایج هستم…
      می دونم که منظورم رو درک می کنید…پس منو ببخشید اگه از شما انتقاد کردم …
      من هم مثل ریحانه خانم در انتظار جوابی که آماده کرده بودین می نشینم چون که قلب و جان من همیشه آماده شنیدن حرف های نو و تفکرات سازنده است…

  22. بله حق کاملا با شماست ، من به تغییر نگرش نسبت به انسانها و عقایدشون و خوب بحث در یک محیط دوستانه کاملا معتقدم و با شما هم نظرم . من این تغییر رو نسبت به اکثریتی که شناختم ، در نوع تفکرم ایجاد کردم ولی خوب مطمئنا این روش در مورد همه انسانها نتیجه مطلوب رو در بر نخواهد داشت و این حاصل تجربه من بعد از سالها بحث و جدل در مورد این مسائل مطرح شده خاص محسوب میشه . من ترجیح میدم در مواجهه با این افراد تغییری در نوع روش و به قول شما نگرش خودم ایجاد نکنم چون علاوه بر اینکه سودمند نخواهد بود باعث اتلاف وقت و انرزیم هم خواهد شد و این رو در قبل شاهدش بودید و تصور میکنم نیازی به توضیحات بیشتری نیست . یک بحث خوب علاوه بر فضای دوستانه ای که باید برش حاکم باشه نیاز به انسانهایی داره که از آگاهی و ذهن های روشنی برخوردار هستند و خوب البته با وجود تمام اختلاف نظرها و تفاوت ها در رابطه با عقاید و نحوه تفکر و حتی زندگی روزمره بتونن بحث رو به سرانجام برسونند . من این خصوصیاتی که در موردش گفتیم رو در اکثریت افرادی که در این محیط باهاشون آشنا شدم دیدم و درک کردم برای همین دنبال برقراری ارتباط و تبادل نظر با تک تکشون بودم ، ولی خوب افرادی هم به طور طبیعی در همین محیط یافتم که از هیچکدوم از این خصوصیات برخوردار نبودند و خوب با اون اوضاع اسفناک امیدی هم بهشون نمیشد داشت . اگر شما دوست دارید این افراد رو هم تنها به خاطر نزدیکی عقاید و افکارتون به این بحث نزدیک کنید من با عرض شرمندگی باید خدمتتون بگم نمیتونم و اصلا مایل نیستم در این جمع دوستانه حاضر باشم . من منظور شما را خیلی شفاف درک کردم و به درخواست و خواهش شما در ارتباط با رعایت جو دوستانه احترام میزارم و بر خلاف میل باطنیم مجبورم این صفحه رو ترک کنم تا شما و دوستانتون در یک فضای امن و دوستانه به ادامه بحث بپردازید . من داوطلبانه به خاطر حفظ آرامش و فضای دوستانه و رسیدن به نتیجه ای دلخواه ، این صفحه از سایت رو نادیده میگیرم و هیچ اظهارنظری نخواهم کرد . در مورد متنی که برای ریحانه خانم آماده کردم هم باید عرض کنم که ترجیح میدم این متن رو به صورت خصوصی برای ایشون ارسال کنم تا ضدیتی با موضوع بحث شما پیدا نکنه و شما و نتیجه بحثتون رو تحت شعاع خودش قرار نده .

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*