آخرین خبرها
تعداد بازدید : 10,384

عکس و متن پراحساسی که نیکی مظفری به پدرش مجید مظفری تقدیم کرد + تصاویر جدید پدر و دختر بازیگر

نیکی مظفری با انتشار عکس و متن زیر خطاب به مجید مظفری، پدرش در صفحه شخصی اش نوشت :

 چشمهایم را که به دنیا گشودم،اولین مردى که دیدم تو بودى. مهربانى و محبت را به من آموختى..

 دستهاى پراز مهرت را میبوسم زیرا دستانم را که دراز کردم،تو بودى که دستهایم را گرفتى ومرااز زمین بلد کردى وراه رفتن را به من آموختى..

اشکهاى روى گونه ام را با عشق پاک کردى وصبورى و آرامش را به من آموختى.. تو زندگى را به من آموختى…

 خداوندمتعال را به خاطر تمام نعمتهایش شکر میکنم و هر لحظه سلامتى ،شادى و هر آنچه خوبى هست را برایت از خالق زیباییها خواستارم و بعد از خالق بى همتایم..

تنها به تو تکیه میکنم که حضورت به من اعتبار،امنیت و آرامش میده پدر نازنینم،دوستت دارم ” امیدوارم خداوندمهربان همه ى پدرهاومادرهارابراى فرزندانشون سلامت و شاد حفظ کنه ” آمین.

عکس و متن پراحساسی که نیکی مظفری به پدرش مجید مظفری تقدیم کرد

عکس های جدید نیکی مظفری و پدرش مجید مظفری:

عکس و متن پراحساسی که نیکی مظفری به پدرش مجید مظفری تقدیم کرد

نیکی مظفری و پدرش

عکس و متن پراحساسی که نیکی مظفری به پدرش مجید مظفری تقدیم کرد

نیکی مظفری و پدرش

عکس و متن پراحساسی که نیکی مظفری به پدرش مجید مظفری تقدیم کرد

نیکی مظفری و پدرش

مجله اینترنتی آسمانیها90

کانال تلگرام آسمانیها۹۰

۲۳ نظر

  1. منم مث عکس اولیاباپدرم دارم …
    واسه ی دخترهیچ عشقی مث پدر نمیشه……
    انشالاه همه ی پدراسالم وسلامت باشند…..آمین

  2. چه عکس زیبایی…
    بوسیدن دست پدر
    وبوسیدن سر دختر
    خیلی پراحساسه…انرژی مثبت داره

    • حالا تو هم حسّـــــــــــــاس!!!!!!!!!

      • آره والا …بدجور وارد ساسات میشوم…گاهی…منظورم همون احساساته
        آخه تو چی از احساسات میدونی…فهیمه
        حالا میرین واسه من شعر درست میکنن…ها….
        باشه بزار مونی جونم بیاد..هرچند اونم بی احساس شده
        دارم واستون

        • من کی شعر درست کردم؟ چرا تهمت می زنی؟؟
          من فقط یک کم پشت سرت غیبت کردم!!!! که اونم تو حلال می کنی، می دونم مهربونی….
          .
          .
          حالا دیگه من از احساسات چیزی نمی دونم؟؟؟؟؟؟
          بیا از اونی که تمام قلب و احساسمه بپرس……
          .
          .
          .
          میگم خیلی منتظرش نباش….
          اون که رفته دیگه هیچوقت نمیاد
          تا قیامت دل من گریه می خواد….

  3. پدرم عزیزتر از جانم تو را من دوست میدارم همه هنگام ……
    دوست دارم بابای گلم …….
    امیدوارم تمام پدران ومادران ایرانی سلامت باشن آمین ………

  4. من ندانم که کیم
    من فقط میدانم
    که تویی
    شاه بیت غزل زندگیم

  5. پدر تو هوز قهرمان منی چه تو کار چه تو زندگی تو رو الگوی خود میدانم

    شاید بعضی وقتها روابط پدر و پسری ما تیره و تار میشه اما تو پدر منی و من پسرت هیچی تغییر نمیکنه

    روزی تو به من گفتی تو پسر منی تو در قبال من مسئولیت داری همینطور که من برایت زحمت کشیدم تا تو بزرگ شدی

    من از این حرف واقعا عصبی شدم ولی یه چند روزی فکر کردم به این نتیجه رسیدم تو پدر منی تو منو به وجود اوردی

    اگه امروز به تو خدمت نکنم پس کی خدمت کنم؟ به کی خدمت کنم؟

    پدرم مرا ببخش اگر بعضی وقتها با خشم به تو جواب دادم و رو حساب خامیم بگذار

    درست است رابطه من و تو زیاد گرم و صمیمی نیست اما همیشه دوست دارم و بهت افتخار میکنم پدر

    تقدیم به پدرم

  6. ای کاش منم………………………………………………………………………………

  7. یادم میاد بچه که بودم:

    بعضی وقت ها یواشکی بابامو نگاه می کردم که ساعت ها، با دست مشغول جمع کردن آشغال های ریزی بود که روی فرش ریخته بود من حسابی به این کارش می خندیدم چون می گفتم ما هم جاو برقی داریم و هم جارو دستی.

    چند روز پیش که حسابی داشتم با خودم فکر می کردم که چه شکلی مشکلاتم رو حل کنم یهو به خودم اومدم دیدم که یه عالمه آشغال از روی فرش جلوی خودم جمع کردم…

  8. وقتی پشت سر پدرت از پله ها میای پایین و میبینی چقدر آهسته میره

    میفهمی پیر شده !
    وقتی داره صورتش رو اصلاح میکنه و دستش میلرزه ، میفهمی پیر شده !
    وقتی بعد غذا یه مشت دارو میخوره ، میفهمی چقدر درد داره اما هیچ چی نمیگه . . .
    و وقتی میفهمی نصف موهای سفیدش به خاطر غصه های تو هستش

    دلت میخواد بمیری . . .
    .

    .
    .
    .
    تو ۱۰ سالگی : ” مامان ، بابا عاشقتونم ”
    تو ۱۵ سالگی : ” ولم کنین ”
    تو ۲۰ سالگی : ” مامان و بابا همیشه میرن رو اعصابم ”
    تو ۲۵ سالگی : ” باید از این خونه بزنم بیرون ”
    تو ۳۰ سالگی : ” حق با شما بود ”
    تو ۳۵ سالگی : “ میخوام برم خونه پدر و مادرم ”
    تو ۴۰ سالگی : ” نمیخوام پدر و مادرم رو از دست بدم ! ”
    تو هفتاد سالگی : ” من حاضرم همه زندگیم رو بدم تا پدر و مادرم الان اینجا باشن . . .
    بیاید ازهمین حالا قدر پدرو مادرامونو بدونیم . . .
    از اعماق وجودم اعتقاد دارم که هر روز، روز توست . . .
    .
    .

  9. چشمهایم را که گشودم اولین مردی که دیدم تو بودی
    واقعا متن ریبایی بود قدر پدرتون بدونید ادم وقتی قدر ی چیزایی را میدونه که دیگه از دستشون داده

  10. در آغوشـم کـ ِ مۓ گیــرۓ

    آنقــَــَدر آرام مۓ شوم

    کـ ِ فـَـراموش مۓ کنم

    بـایـ ـد نفس بکشم …

  11. دست . . .
    همیشه به معنای آغوش نیست ، گاهی ؛ فقط امنیت است . . .
    فقط !!
    مثل « دست پدر »

    —————————————————
    —————————————————

    تکیه گاهی است که بهشت زیر پایش نیست . . .
    اما همیشه به جرم پدر بودن باید ایستادگی کند و با وجود همه مشکلات ، به تو لبخند زد تا تو دلگرم شوی . . .
    که اگر بدانی چه کسی کشتی زندگی را از میان موج های سهمگین روزگار به ساحل آرام رویاهایت رسانده است ؛ ” پدرت “را می پرستیدی . . .

    —————————————————
    —————————————————

    به سلامتی پدری که در کهنسالی با اینهمه درد و بیماری ، وقتی می بینه هیچکس دردشو باور نداره ، با خودش میگه ” حتمأ ” من خوبم ” و سعی میکنه با کمر خمیده و پای لنگش ادای آدمای سالمو در بیاره .
    قدرشونو بدونیم تا وقتی هستند . زمان خیلی زود ” دیر ” میشه !!!

    —————————————————
    —————————————————

    داشتم با پدرم جدول حل میکردم که گفتم : پدر نوشته دوست, عشق , محبت و چهار حرفیه . . .
    اتفاقا” دو حرف اولشم در اومده بود , یعنی ب و الف
    یه دفعه پدرم گفت فهمیدم عزیزم میشه بابا . . .
    با اینکه میدونستم بابا میشه ولی بهش گفتم نه اشتباهه . . .
    گفت ببین اگه بنویسی بابا عمودیشم در میاد . . .
    تو چشام اشک جمع شده بود و گفتم میدونم میشه بابا ولی . . .
    اینجا نوشته چهار حرفی . . .
    ولی تو که حرف نداری . . . !!!

    ————————————————

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*