آخرین خبرها
تعداد بازدید : 5,216

روایتی از اعتیاد خواننده معروف ایران

جام جم نوا: نهم شهریورماه سالروز درگذشت فرهاد مهراد بود.. فرهاد جزو معدود خوانندگان ایرانی بود که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ترجیح داد که در وطن بماند و در سالهای آخر عمرش هم مجوز فعالیت گرفته بود. تورج شعبانخانی از آهنگسازان همدوره فرهاد در گفتگویی که با “تماشاگران امروز” به بهانه سالمرگ این خواننده انجام شده نکات جالب و البته دردناکی را درباره اعتیاد این خواننده بیان کرده است.


اهل نماز و روزه بود اما…
شعبانخانی با بیان اینکه فرهاد اهل نماز و روزه هم بود و در عین حال اعتیاد داشت میگوید:«فرهاد آدم خاصی بود. به دلیل اینکه کمتر کسی را دیده ام وضو بگیرد و نماز بخواند و بعدش بیاید زرورق دستش بگیرد و خودش را نشئه کند. نمازت را بخوانی و دین ات میگوید این کار، بد است تو از اینکه این کار را میکنی چه چیز را میخواهی اثبات کنی؟» وی با تاکید بر تناقضات رفتاری فرهاد ادامه میدهد:«این همیشه برای من علامت سوال بود. همه کارهای فرهاد عجیب و غریب بود مثلا سه شبانه روز نمیخوابید، دو سه روز به بیابان میرفت. فرهاد برای خودش آرتیستی بود.»

فرهاد برای ترک به شیراز آمده بود اما…
تورج شعبانخانی درباره ترک اعتیاد فرهاد هم حرفهای جالبی را مطرح کرده است. وی میگوید:«من در کازابای شیراز برنامه داشتم و وقتی که داشتم روی سن میخواندم دیدم یکی روبروی من به شکل خاصی نشسته و سرش پایین است. خیلی خاص و ویژه نشسته بود. آنتراکت که دادیم رفتم جلو و سرش را که بلند کرد دیدم فرهاد است. گفتم فرهاد تویی؟ اینجا چه میکنی؟» شعبانخانی می افزاید:«برای دیدن خواهرش به شیراز آمده بود و گفت آمده ام که ترک کنم. دوستی داشتم که دربان کازابا بود؛ فرهاد را با او آشنا کردم و از فردا شب به من هم نگفتند و خودشان قرار گذاشتند و رفتند پیش کسی به اسم رضا که وضع مالی خیلی خوبی داشت.» شعبانخانی با بیان اینکه فرهاد نتوانست ترک کند و باز هم کارش را ادامه داد اظهار میدارد:«فرهاد با همین آقارضا دوست شد و هر شب آنجا بود. یک شب هم من رفتم و دیدم نشستند پای بساط. ماجرایش مفصل است و حالا دیگر بیش از این جای گفتن ندارد.»
فرهاد خیلی خاص بود اما…
گویا مشکلات فرهاد در عدم توانایی در ترک اعتیاد ریشه داشته در روحیات خاصش که شعبانخانی درباره آن میگوید:«فرهاد از من بزرگتر بود اما یکی از نزدیکترین دوستان من بود و همیشه میدیدمش. مهمترین نکته ای که درباره فرهاد میتوان گفت این است که فرهاد خاص بود. خیلی خاص.»

 

مجله اینترنتی آسمانیها90

کانال تلگرام آسمانیها۹۰

۱۱ نظر

  1. من تو سایتی خونده بودم داریوش و فرهاد با هم تریاک میکشیدن زمان شاه

    روحش شاد خواننده بزرگی بود بخصوص اهنگ یک شب مهتاب و رضا موتوریش و شبانه

  2. یه زمانی خیلی آهنگ های اون و دکلمه های فریدون فروغی رو گوش می دادم.
    چرا حالا به اعتیادش پرداخته انگار تازه فوت کرده. زندگی اون اینقدر مطلب برای نوشتن داره که این توش گمه

  3. کوچه‌ها باریک ان، دکونا بسته‌س
    خونه‌ها تاریک ان، طاقا شکسته‌س

    از صدا افتاده تار و کمونچه
    مرده می‌برن کوچه به کوچه؛

    ×

    نگا کن مرده‌ها به مرده نمیرن،
    حتی به شمع جون‌سپرده نمیرن،
    شکل فانوسی ان، که اگه خاموش ئه،
    واسه نف نیس، هنو یه عالم نف توش ئه؛

    ×

    جماعت! من دیگه حوصله ندارم،
    به خوب امید و از بد گله ندارم،
    گر چه از دیگرون فاصله ندارم،
    کاری با کار این قافله ندارم.

    ×

    کوچه‌ها باریک ان، دکونا بسته س،
    خونه‌ها تاریک ان، طاقا شکسته س…

  4. خدا هم فرهاد و هم فریدونو رحمت کنه .بنده خداها دق کردند.

  5. روحش شاد…ولی کسیکه اعتیاد ازنوع زرورقی داره شایدنمازبخونه ولی عمرن بتونه روزه بگیره..البته گردن من نباشه
    گردن شعبون خان
    .
    .
    آسمونی هم رفت گشت گشت اومد خبر ازشیرازگذاشت…چش بازارخبر رو درآورد.

  6. صداشم خیلی خاص بود…دقیقا مثل خودش…

  7. خدا رحمتش كنه خيلي ها قبولش دارن اما توروخدا گفتگو رو مي بينين طرف خيلي ايراني پرداخته به فرهاد …نماز وروزه مي خواند اما … مي خواست ترك كنه اما …..خاص بود اما …

  8. بوی عیدی، بوی توپ
    بوی کاغذ رنگی
    بوی تند ماهی دودی، وسط سفره نو
    بوی یاس جانماز ترمه مادر بزرگ
    با اینا زمستونو سر می کنم
    یا اینا خستگیمو در می کنم

    شادی شکستن قلک پول
    وحشت کم شدن سکه عیدی از شمردن زیاد
    بوی اسکناس تا نخرده لای کتاب
    با اینا زمستونو سر می کنم
    یا اینا خستگیمو در می کنم

    فکر قاشق زدن یه دختر چادر سیاه
    شوق یک خیز بلند از روی بته های نور
    برق کفش جفت شده تو گنجه ها
    با اینا زمستونو سر می کنم
    یا اینا خستگیمو در می کنم

    عشق یک ستاره ساختن با دولک
    ترس ناتموم گذاشتن جریمه های عید مدرسه
    بوی گل محمدی که خشک شده لای کتاب
    با اینا زمستونو سر می کنم
    یا اینا خستگیمو در می کنم

    بوی باغچه، بوی حوض
    عطر خوب نذری
    شب جمعه، پی فانوس، توی کوچه گم شدن
    توی جوی لاجوردی، هوس یه آب تنی
    با اینا زندگیمو سر می کنم
    با اینا خستگیمو در می کنم
    با اینا زمستونو سر می کنم
    یا اینا خستگیمو در می کنم

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*