آخرین خبرها
تعداد بازدید : 43,389

ناگفته‌های‌ آزاده ‌نامداری ‌درباره ‌اتفاق ‌تلخ زندگی‌اش ( آزاده نامداری از زندگی شخصی و کاری اش می گوید )

«آزاده نامداری» مجری تلویزیون، بالاخره پس از مدت‌ها دوری از فضای رسانه،، درگفت‌و گو با روزنامه «صبا» درباره زندگی شخصی، کاری و … صحبت کرده‌است. نامداری دراین گفت‌وگو درباره شایعه‌هایی که هفته‌هاست درمورد او شنیده می‌شود هم خیلی صریح حرف زده است.

گزیده حرف‌های نامداری در گفت‌وگو با روزنامه «صبا» را بخوانید.

من 7 سال اجرا کردم و 3 سال اجرا نکردم و نکات زیادی در زندگی من بود که می شد درباره اش حرف زد، اما مردم این کار را حداقل در قبال من نکردند و وقتی به من می رسند به من لطف دارند. واقعا در طول این سال ها باور کن یادم نمی آید کسی ری اکشن منفی به من داده باشد و حالم را بد کرده باشد. تنها چیزی که حال من را بد می کند، قضاوت کردن است. اصل دینی اش هم این است که ظن و گمان بد درباره کسی گناه محسوب می شود.

ممنوع التصویر نبودم. غیبتم برای این بود که فکر می کردم یک کار شیک تر انجام دهم و مستند بسازم. من تا سال 90 اجرای برنامه زنده داشتم و سال 90 تا 93 این تجربه مستندسازی در «خانومی که شما باشی» را داشتم و خیلی هم به من چسبید. دلم می خواست فاز دیگری را تجربه کنم.

من قبل از این که همسر کسی باشم مجری تلویزیون هستم. کارم را دوست دارم و دوست دارم که تجربیات خوبم را تکرار کنم. من سه سال مجری سال تحویل دوم با احسان علیخانی و سال سوم با فرزاد حسنی، حالا ممکن است حال ات خوب باشد و برنامه خوب شود، ممکن هم هست که حال ات بد باشد و برنامه بد شود.هیچ وقت. نه این کار که سر هیچ کاری به من اجبار نشد که برو این برنامه را اجرا کن.

راستش را می گویم. هر کسی از من سوال کند، تیتر راست آن اتفاق را می گویم، اما جزئیات زندگی ام به خودم مربوط است. این را هم بگویم که رابطه من با فضای مجازی بسیار کم است و اصلا آدم کامنت‎بخوانی نیستم!

مهم ترین نتیجه ای که این روزها گرفتم و می خواهم رعایتش کنم این است که به همه اعتماد نکنم.

عشق، شکست ندارد. مثل آب تصفیه نشده یکسری ناخالصی هایی باعث می شود رابطه ات به سرانجام نرسد. دو تا آدم با هم هماهنگ نبودند و به هر دلیلی، نشده که با هم بمانند. این اسمش شکست نیست. اگر عاشق کسی باشی هیچ وقت نمی توانی پرونده اش را ببندی.

آزاده نامداری که الان روبروی تو نشسته، قطعا زندگی اش آبستن یک اتفاق بوده و هر جوری هم که مدیریت کرده نتوانسته جلوی رخداد بیرونی این اتفاق را بگیرد، اما من اصلا سعی نمی کنم که بگویم این اتفاق نیفتاده یا مقصرش کس دیگری بوده است.

من می خواهم بگویم که این اتفاق می تواند در زندگی هر کسی بیفتد. آدم ها می توانند خیلی خوب باشند ولی برایشان اتفاقات تلخ بیفتد. عکسش هم صادق است. ولی در کل من معتقدم باید مسئولیت اتفاقی را که افتاده بپذیریم. من مسئولیتش را به عهده می گیرم و می گویم اصلا رخداد هولناکی نیست، من همانم، همان آزاده نامداری سابق. فقط کمی بزرگ تر شده ام و بیشتر می دانم و بیشتر می فهمم، اما این که دیگر عشق معنا ندارد و… نه، اصلا اینطور فکر نمی کنم. من همانم ولی کمی سختی کشیدم و حالا به نظرم خیلی خوب هستم. خودم را هم خیلی دوست دارم.

من اصلا قابل سرزنش نیستم. به دلایل شخصی اصلا خودم را سرزنش نمی کنم و اتفاقا حس می کنم خیلی هم با شهامت هستم. هر وقت احساس کنم کاری کنم که درست است آن را انجام می دهم و اگر احساس کنم غلط است انجام نمی دهم.

من اگر به سال 82 برمی گشتم مسیر زندگی ام را عوض می کردم. انتخاب دانشگاهم را عوض می‌کردم. هرگز وارد تلویزیون نمی شدم و یک زندگی دیگر را تجربه می کردم. اگر بخواهم خیلی دردناک فکر کنم این‌طوری به زندگی ام نگاه می کنم که کاش خدایا به من یک دهه فرصت می دادی تا دوباره بعضی از تصمیمات را بگیرم، مثلا دیگر مدیریت صنعتی نمی خواندم و روانشناسی بالینی می خواندم. هر چند که من این اشتباه را تصحیح کردم و در دوره ارشد بالینی می خوانم، اما می توانستم از این فرصت بهتر استفاده کنم. اگر زمان به عقب برمی گشت من هرگز به دانشکده صدا و سیما نمی رفتم تا تست بدهم و مجری تلویزیون بشوم، اما به معنای این نیست که اشتباه کردم، این شیوه ای بود که من آن زمان حس می کردم درست است، بنابراین انجام دادم
مجله مهر / روزنامه صبا

مجله اینترنتی آسمانیها90

کانال تلگرام آسمانیها۹۰

۱۳۲ نظر

  1. امیرحسین جوون اول سایت

    من قصد دخالت ندارم ولی خانم نامداری شما چون مذهبی هستین باید با یه مرد مذهبی ازدواج میکردین نه یه مرد امروزی

  2. به نظر مياد بعضي از مردم كشور ما توي خانواده خودشون چادري ندارن. چادري بودن يا نبودن. ريش داشتن يا نداشتن. هيچ برداشتي از طرز تفكر آدمها نمي تونه ارائه كنه. گاهي يه آدم غيرچادري و به عبارتي كمتر مقيد به حجاب، تفكرات مذهبي قوي تري نسبت به يه چادري داره. و برخي اصول براش پررنگ تر و مهمترن. اينها فقط يه انتخابه. نه لزوما يه طرز فكر. مهم طرز فكر آدمهاست. گاهي يه چادري، افكار روشنتر و بازتري نسبت به يه غيرچادري داره. پس بياييد قبل از قضاوت از روي ظاهر آدمها، طرز فكرشون رو بشناسيم.

  3. چادری بودن مستلزم مذهبی بودن نیست ولیکن اقای حسنی و خانوم نامداری طرز فکراشون با هم فرق میکرد من این و تو برنامه هایی که از این دو مجری دیدم میگم مثلا اقای حسنی با برنامه کوله پشتی وخانوم نامداری با اون برنامه که تو شبکه 1 و2 انجام میداد نظراشون زمین تا اسمون فرق میکرد…. .
    به هر حال متاسفم و براشون ارزوی موفقیت میکنم.

  4. امیرحسین جوون اول سایت

    البته من هیچ مخالفتی با خانومای چادری ندارم و بهشون احترام میذارم چون یکی از خاله های خودم چادری و مذهبیه

  5. دختر چادري چادرتو بردار…….
    سلام بچه ها من اومدم من اومدم…..
    قربون همتون برم كه دلم براتون يه ذره شده بود؟
    راستي نازنين جون كجاست؟؟؟؟؟؟؟؟
    امير حسن و آرمان و ريحان و فهيمه و قاسم و … ديدم ولي نازي جون و نديدم؟؟؟ كجاست؟؟؟
    ببخشيد كه كنار اسمتون خانوم و آقا نزاشتم آخه يكم عجله دارم….
    آرمان خان خوبي عزيزم؟؟ دوري ما كه شما رو اذيت نميكنه انشاا…. نه انگار خوبي خدارو شكر.
    امير حسين عزيزم چطوره؟ خوشحالم كه هنوزم اول سايت ميبينمت.
    مريم جون كجاست ؟؟ اونم انگار نيست…!!!
    واي بچه ها اصلا ذهنم ياري نميكنه ببخشيد اگر اسم بعضي هاتون رو الان به طور موقت فراموش كردم .
    ريحان جونI miss you
    واقعا دلم براي همتون تنگ شده بود.سارا كجاست؟؟؟فهيمه عزيزم خيلي خيلي دوستت دارم .

    • امیرحسین جوون اول سایت

      نوکرتیم.ناز نازی گفت درگیر پایان نامشه

    • سلام مونا جون فکر کنم تو ازون دخترهای سر زنده وشاد هستی کمی هم عجول ناراحت نشو شوخی کردم به هر حال خوشحالم که بعد از مدتی امدی

    • مووووووووووووووووووووووووووووووووووووووونا جوووووووووووووووووووووووووووونم
      تو کجا بودی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
      با خودم گفتم دیگه از سایتمون رفتی……..
      باورت می شه الان چقدر خوشحالم که برگشتی؟؟؟؟؟؟؟

    • مونا جان دلم خیلی از بعضی ادما گرفته بود ولی وقتی اسمت دیدم یدفعه دلم وا شد البته من ی جا دیگه سلام احوال پرسیاما کردما

      • سلام قربون مريم دل نازك خودم برم، فدايي داري در حد لاليگا، عزيزمي مرسي گلم خوندم ژيامتو گلم، انشاا.. هميشه شاد و سرحال باشي. بيخيال دنيا مريمي ، تو خودت اونقدر خانومي كه همه مسائل جانبي رو كم رنگ ميكني گلم . خيلي دوست دارم و به عشق دوستاي گلم دوباره اومدم .

  6. تنها دلیل جداییشون همکار بودنشونه,تو محیط کار منم از این اتفاقات زیاد میوفته

  7. برای هر دو شون متأسفم به خاطر تجربه عشق بی فرجام البته طلاق هم یک فرجامه دیگه . هرچند باهاش موافق نیستم اما گاهی دو نفر دین و دنیاشون با طلاق بهتر حفظ می شه تا موندن در کنار هم و قطعا در چنین مسائلی هیچ وقت یک طرف مقصر نیست هر دو طرف مسیر رو باهم به صورت موازی به این سمت می برن که طلاق می شه نتیجه این موازی کاری چون اگر یک طرف بخواد زندگی حفظ بشه حاضره هر کاری بکنه. اما از اولش معلوم بود این دو تا به درد هم نمی خورن و ما نمی تونیم در این مسائل اصلا قضاوت کنیم چون هیچی نمی دونیم . هر دو شون رک گو و بی پروا بودن اما آقاشون …… تر بود. آزاده جون غمت نباشه

  8. سلام به گلابتون وقتتون بخیر من برای نظر شما احترام زیادی قائل هستم ولی در کمال شرمندگی باید بگم اصلا با شما هم عقیده نیستم . به نظر شما ظاهر یک فرد یا نوع لباس پوشیدنش و یا روش زندگی کردنش هیچ ارتباطی با افکارش ندارند ؟ من کاملا با این موضوع مخالف هستم ، به نظر من این دو در یک جهت حرکت میکنند طوری که با انحراف یکیش اون یکی رو هم منحرف خواهد کرد و میشه گفت این طرز فکر آدمهاست که نحوه زندگی کردن و انتخاب لباس و پوشش رو به وجود میاره . و این تضادها چطور به وجود می آیند ؟ باید قبول کنیم اکثریت قریب به اتفاق مردم ( از جمله خود من و شما ) درگیر دوگانگی های بسیار عمیق و شدیدی هستیم . دوگانگی که در اصل در افکارمون وجود داره ولی خوب از اون جهتی که هیچ تلاشی برای خودشناسی و خودسازی نمیکنیم و اینقدر به این کار ادامه دادیم و اینقدر خودمون رو به خواب زدیم که دیگه این دوگانگی های فاحش به چشممون نمیاد . ( وقتی 50 میلیون نفر به یک چیز واهی و غیر واقعی معتقد باشند دیگه اون چیز غیر واقعی به نظر نخواهد رسید ) . مثال میزنید که فردی چادر سر میکنه ولی افکارش روشنتر و شفافتر ( آزادی طلب) از کسی که حجاب نداره این با اصل و ماهیتی که هر دو قبولش دارن متضاده و باعث به وجود آومدن دوگانگی میشه . مثلا کسی رو میبینیم که چادر سر میکنه پس یعنی اعتقاد به چیزی داره ، یعنی داره از راه و روشی درست یا غلط پیروی میکنه ، یعنی در ذهن و فکرش اینطوری مناسبتر به نظر میرسه و در کل به عنوان یک انسان احساس راحتی داره ولی در کمال تعجب میبینیم حرفهایی میزنه از مسائلی صحبت میکنه رویاها و آرزوهایی داره که مربوط به فردی که حجاب براش مسئله مهمی نیست و بالعکس فردی بدون حجاب میبینید نماز میخونه روزه هم میگیره ولی حجاب رو قبول نداره در صورتی که تمام ایدئولوزی که به دنبالش میره اینه که حجابش رو رعایت کنه کسی اون رو مجبور به خوندن نماز و روزه نکرده تنها از اون خواستن انسان باشه و انسانی رفتار کنه ( انسانی لباس بپوشه ) ولی اون دچار دوگانگی شده و همه چی رو وارونه میبینه ( اونطوری که تو ذهنش درسته ) و اینقدر این عمل رو مرتکب میشه تا تبدیل میشه به یک اصل نانوشته . فرد چادری به ظاهر دین رو قبول کرده ولی در درونش و ذهنش هنوز تردید داره ولی اون رو هیچگاه فاش نمیکنه و دچار دوگانگی میشه . این نحوه زندگی ، این روش تفکر در قدم اول در خود فرد در قدم دوم در درون خانواده در قدم سوم در بطن جامعه و در آخر در مسائل کلان سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی ، هنری ، سینمایی ، حکومتی و مملکتی نهادینه میشه و میشه اوضاع به هم ریخته ای که الان شاهد و درگیر اون هستیم . حرف میزنند ولی تنها از قوانینی پیروی میکنند که دوست دارند اونهایی رو که نمیپسندند رو میفرستند رو تاغچه خونه . دین رو قبول کردند کتاب رو پذیرفتند ولی یک بار هم شده از رو کتابی رو که بهش ایمان دارند رو نخوندند ( به زبان مادری ، فارسی نه عربی که چیزی متوجه نمیشن ) . در نقطه مقابل هم افرادی هستند که اصلا به حجاب اعتقادی ندارند ولی در مراسم عاشورای حسینی شرکت میکنند حتی با بعضی هاشون صحبت کردم نزدیک بود گردنمو از دست بدم ، اونها حجاب رو لازم نمیدونند ولی نماز میخونند روزه میگیرند در مراسم شرکت میکنند و بدنشون رو هم نشون میدن به دیگران به راحتی و مثل آب خوردن این کارو انجام میدن . اصلا فلسفه قیام امام حسین رو نخوندن فکر میکنند اون چه که در سر دارند درسته و عقیده ی دیگه رو نمیپذیرند . اینها همگی دچار دوگانگی شدن و خودشون خبر ندارند و چون نمیتوانند تحلیل کنند فکر میکنند کار درستی انجام میدهند . به خاطر همینه که با قسمت آخر نظرت کاملا موافقم چون نباید تنها بر روی ظاهر آدمها طرز فکرشون رو حدس زد و طبقه بندیشون کرد . البته این اتفاقات تنها برای ما میوفته و تنها ملت ما با اینچنین مسائلی درگیره که تبدیل به فرهنگ و تفکر غلطی شده که غلط هم به نظر نمیرسه البته از دید ما نه از دید دیگران مثل یک چینی یا یک لهستانی .
    دلم به حال این مردمان می سوزد . از آن ها نفرت دارم ولی اکنون که در بین آدمیان ام این امر چندان حائز اهمیت نیست . من رنج میبرم و با آن ها رنج برده ام . من آن ها را چون زندانیانی می یابم که بر همگی شان علامت زندان منقوش باشد ؛ کسی را که آن ها ناجی خود می خوانند در حقیقت ، زنجیرهای گران بر دست و پای آن ها افکنده است . زنجیرهای اسارت آنان ارزش های غلط و کلمات واهی است . ای کاش کسی ، آن ها را از شر ناجی شان نجات میداد . هنگامی که دریا آنان را ازین سو بدان سو میراند آنان تصور کردند به جزیره ای پناه بردند ولی درست نگاه کنید که مامن آنان چیزی جز پشت یک غول آبی خفته نبوده است . ارزش های غلط و کلمات پوچ و واهی برای ما فناشوندگان بدترین غول های دریایی است . در آن هاست که نیستی ، خفته و مدت درازی انتظار می کشد . اما سرانجام به خود می آید و بیدار می شود و هر آن چه را که بر روی او پناهگاه ساخته می بلعد و طعمه خود می سازد .
    چنین گفت زرتشت …. نیچه

    • سلام،من تازه به اين گروه پيوستم،واقعا با حرفهاي آقا رهام صددرصد موافقم،بلانسبت جمع مردم ما سرشونو مثل كبك كردن زير برف و نميخوان واقعيت ها رو بپذيرن چرا كه محدوديت رو قبول ندارن و جز گويا زدن خودشون با يك سري حرفهاي عامه كاري بلد نيستن،كسي كه خودشو ازنگاه هاي نامحرم(چه دختر چه پسر)ميپوشونه امل نيس،اين ديدگاه ها درجامعه امروز زياد شده و باعث مضحكه كردن همديگه شده!بيايد به عقايد و پوشش هم احترام بذاريم نه همديگرو مورد تمسخر قرار بديم،دين ما عفت دخترو پذيرفته نه بي بندوباري!
      بقول دكترشريعتي كه روحشون شاد باشه گفتن اگه بي بند وباري نشانه تمدن تست پس حيوانات متمدن ترين هستند!قصد جسارت به جمع رو ندارم،دختر افراطي هم نيستم فقط عقيدمو گفتم

    • آقا روهام با بعضی از حرفاتون موافقم ( اکثریت قریب به اتفاق مردم ( از جمله خود من و شما ) درگیر دوگانگی های بسیار عمیق و شدیدی هستیم . دوگانگی که در اصل در افکارمون وجود داره ولی خوب از اون جهتی که هیچ تلاشی برای خودشناسی و خودسازی نمیکنیم و اینقدر به این کار ادامه دادیم و اینقدر خودمون رو به خواب زدیم که دیگه این دوگانگی های فاحش به چشممون نمیاد ). این تقصیر کسانی است که بالا نشسته اند چه خانواده چه مسؤلین (خصوصا آموزش و پرورش) که اصلا به این فکر نمی کنن اگر قراره چیزی در جامعه یا در ذهن افراد نهادینه بشه باید پشتوانه داشته باشه و بر اساس همین پشتوانه ها برن جلو .این یک حقیقته که جامعه ما در مسائل فرهنگی واقعا ضعیفه و اصلا تو این مسأله حرفی برای گفتن ندارن چون فکر می کنن خوب این ها مسلمونن خودشون برن قرآن بخونن رساله بخونن…. هنوز شعورشون نمی رسه که خیلی از مردم ما هنوز همان عوام هستند که باید ساده ترین مسائل براشون گفته بشه واقعا مگه ما چقدر روشنفکر و متفکر داریم اونایی هم که داریم اونقدر بهشون انگ می چسبونن که کلا عطایش را به لقایش می بخشند و ترجیح می دن این جریان بی فرهنگی ادامه پیدا کنه خوب مردم ناآگاه تر ایمنی بیشتری دارند تا افراد بیدار و آگاه.

    • آقاي رهام. ببينيد به نظرمن اينها ناشي از عدم شناخت هست. منظور من اينه كه ما نمي دونيم هدف فرد از انتخاب چادر چيه. آيا از روي شناخت هست يا از روي اجبار. البته شما درست مي گين. فرهنگ ما جوري پيش رفته كه آدمها در مورد اعمال و رفتارشون درست فكر نمي كنن و به عبارتي درست تصميم نمي گيرن. منظور من از روشنفكر بودن يا بقول شما آزادي طلب بودن اينه كه هركس آزادباشه هرچيزي رو انتخاب كنه و با طرز فكرها و عقايد مخالف و متضاد با خودش ارتباط برقرار كنه. يعني ما هيچ آدم مذهبي روشنفكري نداريم.؟ منظور از روشنفكري روبه جلو بودن هستش و نه رو به عقب يا به عبارتي متحجر بودن. مذهب چيه؟؟ مذهب يه سري بايد و نبايدهاست براي خوشبختي آدمها. دروغ يه گناهه چون آسيب هاش هم به خود فرد و هم به ديگران بر مي كرده. و اين اصلي هست كه توي همه اديان هست و بي دين ها هم همين رو مي پذيرن چون آسيب هاش رو شناختن. به قول قرآن. در دين اجباري نيست. هدايت از گمراهي مشخص شده. يعني درست و نادرست اينها است. خودتون انتخاب كنيد. اينها ديگه به تلاش خود فرده. خدارو شكر ما كه مردم بي سوادي نيستيم اما خودمون مطالعه كمي داريم . به همين خاطر توان درست انتخاب كردن رو نداريم. و در انتخاب دچار دوگانگي مي شيم. حالا ممكنه يكي حجابش چادر نباشه چون فكر كرده و تصميم گرفته و آسيب ها رو مي دونه به كسي آسيب نمي زنه. و برعكس. كسي كه از روي عادت و اجبار چادر انتخاب كرده اما آسيب ها رو نمي دونه و …
      .. نمي دونم توضيحم چطور بود. در مورد آزاده نامداري هم منظورم اين بوده كه ما نمي دونيم بايد و نبايدهاي اون توي زندگيش چيه. درسته كه چادريه اما دين كه همه اش ريش و چادر و .. نيست. دين براي سعادت آدمها ست و كسي صرفا با ريش و چادر و حتي نماز و روزه صرف خوشبخت نميشه. خيلي چيزهاي ديگه اي هم هست كه … بايد ياد بگيريم

    • درود وهزاران درود به دوست فهمیده روهام عزیز ، واقعا شیرین وزیبا بیان کردی ، دستت سبز زنده باشی دوست من .

    • ماشالله نیشستی نوشتیااااا حوصلتو عشقه
      شما قصد ازدواح نداری؟؟هههههه

  9. در جواب رهام خانم بايد عرض كنم: اولا سلام ثانيا كاملا با شما مخالفم البته با كمال احترام. به شما توصيه مي كنم هيچ زمان از روي جزئيات قضاوت نكنيد و سعي كنيد مسائل را از ديد كلي نگاه كنيد. اينكه برخي از افراد با حجاب دچار دوگانگي شدند تكليفشان با خودشان مشخص نيست و يا تا به حال قرآن را به زبان فارسي نخوانده اند و يا افرادي كه بي حجابند ولي معتقد هستند نماز مي خوانند به قول شما زيارت عاشورا مي خوانند درست تمام اين حرفها درست ولي دقت كنيد من گفتم برخي افراد نگفتم همه افراد با حجاب و يا بي حجاب. با تعبير و نظري كه شما داريد يعني اينكه همه افراد بي حجاب انسانهاي خوبي هستند انسانهايي هستند كه دروغ نميگند تهمت نميزند چشمشان پاكه نماز ميخونند و… و درمقابل همه افراد باحجاب دروغ ميگند تهمت ميزنند نماز از روي عادت و يا ظاهرسازي ميخونند چشم پاك نيستند. واقعا نگاه شما بدين شكله. اتفاقا من با نظر گلابتون بيشتر(نه صد درصد)موافقم. من ميگم افراد با حجابي هستند كه همه اصول و شرايط يك انسان خوب و با ايمان و با تقوا و خوش اخلاق و… را رعايت ميكنند و بالعكس افراد با حجابي هستند كه به هيچ وجه افراد موجهي نيستند. در مقابل افراد بي حجابي هستند كه به بسياري از اصول احترام ميگذارند و بسيار انسانهاي با تقوا خوش برخورد و مردم داري هستندو… ولي بالعكس افراد بي حجابي هستند كه به هيچ وجه در قيد و بند اصول و حتي خارج از عرف و شرع حركت ميكنند. آيا مي دونيد بي حجابي چه اثراتي بر مردها و به خصوص پسرهاي مجرد داره. اگر ميدانستيد به اين راحتي حجاب رو از ايمان جدا نميكرديد.

  10. یادته روز اول بهت گفتم می خوام با یه دروغ بزرگ حرفامو شروع کنم؟
    تو اخم کردی ، گفتم : دوستت ندارم بعد هردو تامون زدیم زیر خنده
    اما دیروز گفتی که می خوای با یه دروغ بزرگ خداحافظی کنی
    و بعد فریاد زدی : دوستت دارم هر دومون بغض کردیم و تو رفتی برای همیشه

  11. گاهی دور از چشم ابرها هم میتوان عاشق شد
    میتوان بغض کرد ، میتوان بارید
    گاهی دور از چشم مداد رنگی ها هم میتوان نقاش شد
    میتوان آسمان داشت ، میتوان آبی شد
    اما گاهی دور از چشم گذشته
    نمی توان امروز را پشت هیچ فردایی پنهان کرد !

  12. کــآش فقـــط بودی
    وقتی بغـــض میکردم
    بغلــــم میکردی و میگفتی
    ببینــــم چِشــآتو
    منـــو نیگــــآ کُن
    اگه گریــــه کنی قهر میکنــــم میرم
    اگر می بینی هنوز تنهام
    بخاطر عشق تو نیست !
    من فقط می ترسم …
    می ترسم همه مثل تو باشند …

  13. لاببببببببببببببببببببببببک …
    نه نترس …….

  14. ﺍﮔﻪ ﺍﺯ زن ﺧﻮﺩ ﺭﺍﺿﻲ ﻧﻴﺴﺘﻴﺪ
    ﺍﮔﺮ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺭﻳﺪ
    ﺍﮔﺮ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﻛﻼﻓﻪ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ
    ﺍﮔﺮ ﺯﻧﺪﮔﻴﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺯﻫﺮ ﻣﺎﺭ ﻭﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﻧﺎﺑﻮﺩ ﺳﺎﺧﺘﻪ
    ﺍﮔﺮ ﻛﺎﺭﻱ ﻛﺮﺩﻩ ﻛﻪ ﺩﻟﺘﺎﻥ ﻣﻴﺨﻮﺍﻫﺪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺰﻧﻴﺪ !!!!….
    ﺍﺻﻼ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﻧﺒﺎﺷﻴﺪ !!!!!!!
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    مال ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﻫﻢ ﻫﻤﻴﻦ ﺍﺳﺖ
    ﻛﻼ ﺍﻳﻨﺎ ﻫﻤﻴﻨﻄﻮﺭﻳﻦ…فایده نداره درست بشو نیستن تن تاک بخر. فرار کن

    • خیلی جالب بود ندای عزیز الان باید بگم لاییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییک داری خانومی.
      البته اگه تن تاک هم بخرن نمتونن فرار کنن خودت که یه خانومی میدونی…………….. .

  15. کسی که ادعا میکنه عاشقه
    هیچوقت معشوقه اش براش تکراری نمیشه
    هیچوقت بهش خیانت نمیکنه
    هیچوقت اونو به دیگری نمیفروشه
    و گرنه اسمش عاشق نیست
    شایدم اون عاشقیه که یه شبه عاشقه و یه شبه فارغ
    ________________________________________
    محبت زیادی همیشه آدمها را خراب می کند، گاهی آدمها می روند نه برای اینکه دلیلی برای ماندن ندارند، بلکه آنقدر کوچکند که تحمل حجم بالای محبت تو رانــــــــــــــدارند.

  16. واقعا این رفتار شماها رو درک نمیکنم!!
    خبری منتشر میشه. همون اول، کوتاه و مختصر چند نفری نظر میدن. بعد یکی مثل جناب رهام، میاد نظری کاملا جامع، جذاب، خوندنی و راهگشا مطرح میکنه.

    بعد شما میاین اون پایین متن و شعر شمع گل پروانه میذارین و برای هم لایک میفرستین؟؟؟؟؟؟
    اخه خِرد و منطق هم خوب چیزیه بخدا!
    این حرفای بظاهر عاشقانه صدمن یه غاز که عین سرطان تو فیسبوک کپی و منتشر میشه، چه ربطی به بحث داره؟؟؟؟
    تا میای جان کلام رو درک کنی و نظرات رو بخونی و مشتاق میشی ادامه حرفای کسی مثل رهام رو دنبال کنی، یهو یکی میپره اون وسط میگه: آه! اشکهای لرزانم از قلب هراسانم جاری گشته است!!

    بخدا گند زدن به یه بحث سازنده، هیچ نشانی از شعور و عشق نیستش. اینو بفهمید. بخدا کار سختی نیست از مغز استفاده کردن!
    اگه خیلی احساستی تشریف دارین و میخواین توجه طرف مقابل رو جلب کنید، اینهمه برنامه و محیط مجازی هست، خب برید اونجا معاشقه کنید. بذارین اینجا یه بحث به سرانجام برسه و گند نزنین به موضوع.

  17. با سلام خدمت دوستان عزیزم گلابتون و ارغوان … روز خوش …. در ابتدا باید عرض کنم به خاطر نظراتی که گذاشتید ممنون و سپاسگزارم و معتقدم از جهاتی هم خانواده و از یک جنس بودن بنابراین جسارت میکنم و جواب هر دوی شما رو در یک نظر میدم . البته روش درست اینه که نظر هر دو عزیز خودمو جداگانه جواب بدم ولی خوب به دلیلی که عرض کردم تصمیم گرفتم در یک نظر حرفامو بزنم به همین خاطر امیدوارم عذرخواهی بنده رو بپذیرید . خدمت دوست عزیزم ارغوان باید عرض کنم که این کاملا درسته که خوب خانواده و آموزش و پرورش نقش بسیار پررنگی در این موضوع داره که خوب فرهنگ سازی خانواده بر دوش ملته نه دولت ، و خوب عدم وجود پشتوانه یا زیرساخت ها کاملا احساس میشه و با شما صددرصد موافقم ولی اینها نباید باعث بشن به عنوان یک ملت از وظایفی که بر گردنمون هست شونه خالی کنیم . هیچ وقت در هیچ زمانی حکومتها و دولتها نمیان برای ما فرهنگ سازی کنند چون اونها درگیر اهرمهای قدرت هستند و به اندازه کافی سرشون گرم مسائل دیگه ای هست و باید بپذیریم که ساختن فرهنگ درست جزیی از وظایف یک ملته . باید این رو قبول کنیم ما یکسری انسانیم و باید در جهت رسیدن به کمال انسانی قدم برداریم حال بعضی افراد برای رسیدن به هدف اصلی مذهب رو انتخاب میکنند بالاخره هرکس روشی تو زندگیش برای خودش داره ولی هدف همه ما یکیست . اگر این هدف که والاترین هدف انسانیست رو فراموش کنیم میشه گفت از بعد انسانی خارج شدیم . موضوع دیگه اینه که علاوه بر این ما مسئولیت انتقال اهدافمون رو به آیندگان و نسل بعدی خودمون رو هم داریم . باید قبول کنیم که انسانیم و باید انسانی زندگی کنیم هرچه قدر هم حکومت ها و دولت ها از خواسته هامون بی خبر و بی توجه باشن . شما معتقدی روشنفکرانی هستند که وقتی اوضاع رو به این شکل میبینند جا میزنند و ترجیح میدن این شرایط باقی بمونه من میگم اون روشنفکران از بعد انسانی خارج میشن و دیگه متفکر و روشنفکر نیستن . شما معتقدی هرچه قدر مردم ناآگاه تر باشن ایمنی بیشتری دارند من میگم اون مردم دیگه انسان نیستند تبدیل به گوسفند میشن ، ماهیت خودشون رو از دست میدن . ( جامعه گوسفندی لایق حکومت گرگ هاست ) …. من با خودم میشینم و حساب میکنم و به این نتیجه میرسم در هیچ شرایطی حاظر نیستم گوسفند باشم ولی ایمن زندگی کنم . حاظر نیستم ناآگاه باشم تا راحت تر به زندگیم ادامه بدم چون معتقدم ما تنها خلق نشدیم که بخوریم بخوابیم ما اومدیم خلق کنیم چیزی فراتر از خودمون بیافرینیم و این رو به نسل های بعدی تحویل بدیم تا اونها با اطلاعات و شرایطشون به روزش کنند و استفاده ببرند .

    در مورد نظر گلابتون هم باید عرض کنم که با کلیات مسائلی که گفتید کاملا موافقم و خوب بیشتر حرفهام رو در نظر قبلی خدمتتون عرض کردم تنها نکته ای که در موردش نگفتیم این مسئله هست که شما در موردش گفتی ( دین برای سعادت آدمها ست و کسی صرفا با ریش و چادر و حتی نماز و روزه صرف خوشبخت نمیشه. ) با این کاملا موافقم ولی یک سوال از شما دارم به نظر شما دین ( همون روش و نحوه انتخابی زندگی ) باعث بشه اون فرد از رسیدن به سعادت و کمال جا بمونه بشه گفت به خاطر عدم تفکر و تنها اعتقاد شخصی و ذهنی ( که ممکنه غیرواقعی باشه ) به همچین مسائلی گرایش داره . من نیمخوام بگم مذهب بده مذهب یعنی حفظ اخلاق ولی وقتی فردی مذهب رو میپذیره ولی اخلاق رو از دست میده فکر نمیکنه راه و روش خودش رو اشتباه انتخاب کرده ؟ قرار بوده نتیجه اخلاقی بگیره ولی در اصل بی اخلاقی رو در جسم و روح فرد پرورش داده ؟ اینجا مشکل از دین نیست مشکل از خود فرده از توانایی ها و خواسته هاش بی خبره از نقاط مثبت و منفی شخصیتیش ناآگاهه و چون نمیتونه خودش رو بدون اطلاعات تجزیه تحلیل کنه خوب معلومه دین رو نمیتونه با این پیچیدگیهاش هضم کنه و گمراه میشه . از دین میگه از اعتقاداتش میگه مدعی دین داریه ولی میبینی یکی از سنبل های واقعی بی اخلاقی در جامعه در خانواده و حتی با خودشه ولی به خاطر عدم آگاهی و شناختی که شما هم بهش اشاره داشتی به اینجا میرسه و وقتی تعداد اینها بیش از حد بالا میره میشه یک اصل که دیگه غیر واقعی به نظر نمیرسه . یک مثال دیگه برات میزنم شاید عمق حرفهام رو بیشتر درک کردی بعضی از افراد از لباسها از تزئینات و پوششهای بخصوصی استفاده میکنند که نشانه گروه و حزب و دسته ای به حساب میاد . در همه جای دنیا اگر کسی رو با اون تجهیزات ببینند اون فرد رو از اون گروه و حزب میبینند ولی ما در اینجا همچین اتفاقی برامون نمیوفته . ما از فلان شلوار یا فلان گردنبند یا دست بند یا پوشش خوشمون میاد و اصلا در مورد اینکه چی هست چرا بوجود اومده چرا من خوشم اومده فکر نمیشه تنها استفاده میشه و این حاصلش میشه حماقت محض . آقای x دستبند میبنده مربوط به گروه شیطان پرستان بعد که حرف باهاش میزنی میبینی ای بابا این از خودمونه اصلا نمیدنه شیلان چیه خدا کیه و این متاسفانه تفکری مفلوکانست اون هم تو قرنی که داریم زندگی میکنیم . خانم Y از شلوار ، ساپورت و ساق خوشش میاد اون هم رنگو وارنگ ، اینترنت داره ماهواره هم داره میبینه این لباس مال مهمونیهای بالماسکست ولی اون رو تو خیابون و کوچه بازار میپوشه . این مسائل کوچک به نظر میرسن ولی اون طرز تفکری که برات گفتم دیگه کوچیک نیست تو تمام ابعاد زندگی یک فرد رخنه میکنه در خانواده جایگاهش رو پیدا میکنه و در جامعه نمایان میشه . باید قبول کنیم اگر چادر رو انتخاب میکنند باید تفکری تحلیل پشتش داشته باشند نه از روی ترس و اجبار اگر ساپورت می پوشند باید تفکر نوینی رو ساخته باشن و پوشیدن اون شلوار تبدیل بشه به یک نماد برای اون تفکر نه مثل میمونها تقلید کردن نه مثل انسانهای بی مغز اطاعات کردن و مطیع بودن … پس این مغزی که در اختیار ماست چیه اگر قرار نبود به هیچکدوم از این ها فکر کنیم . امیدوارم روز خوب و خوشی رو داشته باشید دوستان یا حق

  18. سلام آقای اسی روز خوش فکر میکنم چارچوب فکری من رو عمیق درک نکردید البته خوب حقم دارید بحث در مورد این مسائل بسیار زیاد و طاقت فرساست اون هم به این شکلی که داریم انجامش میدیم . من این رو قبول دارم که هستند افرادی که بی حجابند ( مذهبی نیستند ) ولی اخلاق رو بیشتر بهش بها میدن ولی هستند افراد دین دار و مدعی که خودشون نماد بی اخلاقی میشن . بحث ما اینه که اگر کسی حجاب رو انتخاب میکنه باید با دلایل و مدارک و مستندات باشه ، میخواد مدعی اخلاق باشه پس باید حرفش با عملش همخوانی داشته باشه . کسی میخواد بی حجاب باشه میخواد مثل مدونا ( خواننده آمریکایی ) لخت بیاد تو کوچه خیابون باید این اتفاق حاصل تفکری باشه نه از سر جلب توجه کاذب توسط جنس مخالف . من برای هر عقیده ای ( تاکید میکنم ) هر عقیده ای هر تفکری هرچی که می خواد باشه که اجرایی بشه احترام زیادی قائلم . یکی از دین میگه مدعی اخلاقه بهش عمل میکنه برای من تبدیل میشه به یک پدیده ، شاید با ایدئولوزیش هم موافق نباشم یکی میگه دوست داره عریان نمایان بشه دوست نداره محدود باشه پوشش اجباری تفکرات فمینیستیشو به خطر میندازه من با از این فرد با این که مخالف پوشش هستم چیزهای زیادی خواهم آموخت . ولی اکثریت افرادی در کنارمان هستند که هیچگونه آگاهی نسبت به خودشون ندارند چه برسه به نحوه پوشش یا ایدئولوزی اینها رو نیچه در کتاب فراسوی نیک و بد زاید مردمی توصیف میکنه که هیچ اراده ی از خودشون ندارند هیچگاه چیزی رو خلق نمیکنند هیچگاه تحلیل نمیکنند و اینها به راستی از حیوانات و احشام پستر هستند . با شما هم عقیدم در کل ولی باید تفاوتها و خصوصیات رو از هم تمیز نگه داشت باید جزئی تر نگاه کرد کلی میشه همون ظاهر بینی . در جامعه ما نمیشه به ظاهر افراد تفکراتشون رو خوند کمتر انسانهای شفافی در میان ما هستند که حرف و عملشون یکی باشه .

  19. خودتو ناراحت نکن سقوط جان اینها نمونه های بارزی از همون زاید مردمانند . این رو با رفتارشون دارن فریاد میزنند و خدا رو شکر تعداد آگاهان در اینجا می چربه به این افراد و همه متوجه این اتفاقات میشن . حیف وقت و اعصابت نیست صرف اینها بشه ؟ از تمامی دوستان گلابتون ، اسی ، ارغوان و شما دوست عزیز ممنونم . ممنونم از این که نسبت به درک و شناخت خودتون و محیط اطرافتون وسواس به خرج میدید شاید هرکدوم اعتقادات خاص خودمون رو داشته باشیم ولی یک چیز در تمامی ما مشترکه اون هم میل به کسب آگاهی و دانایست . مطمئنم شما دوستان در جهت رسیدن بهش پیشروتر و عمیق تر از من هستید و خوشحالم دوستانی مثل شما دارم میتونم باهاتون تبادل فکری داشته باشم و چیزهایی یاد بگیرم . روز خوش و به شادی دوستان

  20. راستی اسم رها رو یادم رفت بیارم از همینجا ازن معذرت میخوام رها جان خوشحالم از این که من و حرفهام رو درک کردی و باهاشون موافق بودی باید بگم باعث افتخار بندست که دوستان نازنینی مثل شما دارم و از داشتنتون به خودم میبالم روزت خوش و به شادی

  21. بله رهام. كسايي هستن كه چون از سبك خاصي از لباس خوششون مياد لباسي رو مي پوشن كه نشونه گروهي خاصي هستش با طرز فكري خاص. در حاليكه اصلا طرز فكر اونها رو نمي شناسن. من هم منظورم همين بود. البته منظورمن اين نبود كه كسي كه چادر مي پوشه تمايلات غيرمذهبي داره اما به نظرم بايد مذهبي بودن رو درست تعريف كرد و بعد به كسي اطلاق كرد. و به همون دليلي كه شما خيلي خيلي عالي توضيح دادي چادر يا ريش!!! نشون دهنده سبك زندگي آدمها و همين طور طرز فكرشون نيست. به عبارتي دو تا چادري طرز فكراها و سبك زندگي مشابه ندارن لزوماً و برعكس.
    مشكل از خود ما ، تفكر ما و شيوه انتخاب ماست. اينكه مثلا دين رو يا طرز فكري رو چطور پذيرفتيم و چرا و اگه نپذيرفتيم با بهش عمل نمي كنيم چرا و روش خودمون چي هست. سوالي كه بالاخره هركس بايد خودش به خودش بده و متأسفانه شيوه اي كه توي جامعه ما مرسوم شده عموما بدون مطالعه و بدون شناخت هستش كه باعث ميشه سطحي نگرانه باشه و اثراتش ميشه وضع موجود. يعني دين براي خيلي ها شده مجموعه اي از آداب و رسوم نه يك ايدئولوژي. ممنونم.

  22. يه مبحثي هست به عنوان هوش فرهنگي. به معناي توانايي ارتباط برقرار كردن با فرهنگ هاي متفاوت. به نظر من واقعا مهم نيست مذهبي باشيم يا لامذهب. مسيحي يا يهودي. شرقي يا غربي. مهم اينه كه تلاش كنيم هوش فرهنگي خودمون رو بالا ببريم تا جايي كه بتونيم افكار مخالف رو درك كنيم و بعد حتي بهشون كمك كنيم اونها هم به خواسته هاشون برسن. دنياي امروز، دنياي ارتباطات هستش. فن آوري باعث شده ارتباطات آسون بشه. چندسال خيلي اتفاقي پيش كتابي به دستم رسيد شامل مجموعه اي از نامه هايي كه آمريكاييها در سفر رئيس جمهور سابق ايران به دانشگاه كاليفرنيا (كه رئيس آن به او توهين كرده بود) . واقعا چيزي كه باعث تحير من شد تلاش اونها براي درك چيزهايي بود كه رئيس جمهور سابق توي سخنراني گفته بود. ضمن اينكه اغلب توهين رئيس دانشگاه راه هم تأئيد نكرده بودن و يا عذر خواهي كرده بودن. تلاش اونها براي برقراري ارتباط و نيز درك يك تفكر مخالف و يا مبهم واقعا جالب و عجيب بود. چيزي كه ما ياد نگرفتيم و اين يكي از مهمترين چيزهايي هستش كه توي دنياي امروز بايد ياد بگيريم.

  23. سلام گلابتون من اگر مثال پوشش میزنم بیشتر میخوام به این موضوع اشاره داشته باشم که فردی از پوششی مربوط به ایدئولوزی و یا گروه یا حزب خاصی استفاده میکنه ولی میبینی یا از روی اجباره یا ترس یا عدم آگاهی که دو مورد دیگر رو شامل میشه یعنی عدم شناخت باعث میشه فردی از روی ترس یا اجبار پوششی و یا ایدئوولوزی رو انتخاب کنه . این رو بردار بیار تو مسائل بزرگتر جامع تر فرد ، خانواده و جامعه . ابعاد وسیعی پیدا میکنه . چادر رو نماد دین حساب میکنیم وقتی کسی ظاهرش مذهبیست یعنی کلامش هم همین گونه ست یعنی اعمالش هم به همین صورته یا یک شخص دیگه عریان بودن رو میپسنده اون فرد هیچگاه چارچوبی ذهنی برای خودش ترسیم نمیکنه که باعث بشه عریان بودنش زیر سوال بره ، دوست داره عریان ظاهر بشه دوست داره همونطوری بپذیریش و اصلا هم به مسائل مذهبی علاقه ای نداره چون این مسئله دقیقا نقطه مقابل اهداف یک مذهبه ولی خوب دوستان معتقدند و درست هم میگن که هستند افراد عریانی که انسانی تر رفتار میکنند نسبت به کسانی که پوشیده ترند . کاملا با حرفات موافقم گلابتون عزیز و این قسمت نظرت بسیار حکیمانه و ریزبینانست و البته خلاصه و مفید ( مشکل از خود ما ، تفکر ما و شیوه انتخاب ماست. اینکه مثلا دین رو یا طرز فکری رو چطور پذیرفتیم و چرا و اگه نپذیرفتیم با بهش عمل نمی کنیم چرا و روش خودمون چی هست. سوالی که بالاخره هرکس باید خودش به خودش بده و متأسفانه شیوه ای که توی جامعه ما مرسوم شده عموما بدون مطالعه و بدون شناخت هستش که باعث میشه سطحی نگرانه باشه و اثراتش میشه وضع موجود ) و با کمال پررویی به انتهاش اضافه میکنم اثرات ، لطمات و هزینه هاش اینقدر سنگین برای ما تموم شده که شاید فکرشم نکنید . ما حداقل از 100 سال پیش تا به الان هرچی داشتیم دستخوش تغییر بوده و هنوزم با سرعت بسیار بالایی هست و به راهش ادامه خواهد داد ولی در کمال تاسف ما به عنوان اشرف مخلوقات در این تغییرات هیچ سهمی نداریم و نخواهیم داشت . اگر تغییراتی در نحوه و روش زندگی ( اون هم نامحسوس نسبت به 100 سال پیش ) تا الان به خودمون میبینیم نتیجه جبر و زوره نه تعقل ، تفکر و ساختن . به نظر میاد باید از جایی شروع کنیم برای اثبات به خودمون محیط اطرافمون و مهمترین اینها برای اثبات خودمون برای نسل بعدیمون . تو فوق العاده هرچی که باید گفته میشد رو گفتی و من تنها جسارت کردم انتهاش مطلبی اضافه کردم . امیدوارم من رو ببخشید

  24. این رو من نمیدونستم خیلی برام جالب بود . یقینا اونها خیلی از ما جلوتر هستند و نمیتونیم ما حتی خودمون رو با 100 سال پیش خودمون مقایسه کنیم چه برسه با حال و روز و شرایط اونها در امروز ولی باید از جایی شروع کنیم . هوش فرهنگی مسئله جالبی بود برام خیلی جذاب و دوست داشتنیه تا به حال در موردش نمیدونستم این بحث باعث شد یک مطلب جدیدیم برای مطالعه پیدا کنم ازت ممنونم . من از این حرفها خیلی با دیگران و حتی در ذهنم با خودم زدم ولی همیشه به این فکر کردم باید از کجا شروع کرد چطور میشه سیستماتیک به پیش رفت ؟ شما نظری در این ارتباط داری ؟ فکر میکنی از کجا باید شروع کرد ؟ بهتر نیست همه فکرامون رو بریزیم رو هم و به این حرفهایی که میزنیم جامه عمل بپوشونیم ؟

  25. خواهش مي كنم. خيلي هم خوشحال شدم و خيلي ازت ممنونم . من هم اميدوارم همه ما حداقل براي توجيه و تربيت درست فرزندانمون سعي كنيم راه و روشي رو كه فكر ميكنيم درسته براساس مطالعه و تفكر و تعقل انتخاب كنيم تا بتونيم بهشون ياد بديم انتخاب آگاهانه و بدون «جوگيرشدن» داشته باشن و در نهايت نسل بعدي، ملتي آگاه و اهل تفكر و تعقل باشه.

  26. درود به همه دوستانی که در این صفحه بطور جدی نظر دادن .
    شاید نظری که الان من دارم بیان میکنم ربطی به موضوع نداشته باشه من قصد توهین به اکثریت ندارم ولی این یک حقیقته که هنوز این مسئله (پوشش اسلامی) چرا در کشور حل نشده زمان قبل از انقلاب شاه ایران مردم را از نظر پوشش آزار گذاشته بود حداقل این کارش باعث دوگانگی و بخطر افتادن موقعیت شغلی کسی نشده بود ولی الان میبینیم که کاملا برعکس شده چند سال پیش بانوان ایرانی تظاهرات کردند و خواهان برانداختن پوشش اجباری شدند.
    من خانوم نامداری رو بغیر از تلوزیون جای دیگری ملاقات نکردم شاید پوشش در بیرون از فضای کاری متغیر باشه !مثل همکارای خودم .

  27. سلام نازنین جان وقت بخیر امروز من لحاف تشکم رو پهن کردم تو این صفحه ، هی از بقه ایراد گرفتم واسه خودم هم این اتفاق افتاد البته امروز کارام یک مقدار سبک بودن تونستم در خدمت دوستان باشم . فکرت کاملا درسته ولی بحث اصلی من در مورد این موضوع اینه که ما هیچگاه نتونستیم تشخیص بدیم چی برامون خوبه چی بده و به خاطر همین هست که این اتفاقات میوفته مثال خوبی زدی شما ببین در دوران حکومت رضاخانی اومدن کشف حجاب کردن ملت اعتراض کردند تظاهرات کردند و … بعد از طی کمتر از 100 سال ( دقیق نمیدونم یک تاریخ خون یا مورخ میتونه به راحتی بگه چند سال گذشته ) انقلاب اسلامی شکل میگیره مردم 98% رای به جمهوری اسلامی میدن میان و موازین اسلامی رو طبق درخواست ملت پیاده کنند حجاب رو اجباری کردند باز ملت معترض شدند و تا به اینجایی رسیدیم که ایستادیم . من تاریخ رو به صورت کلی خوندم هیچگاه در هیچ جایی در هیچ جغرافیای ندیدم مردم یک جامعه در طی کمتر از 100 سال با همچین دوگانگی مضحکی روبرو بشن . یعنی در طی تنها 100 سال ناقابل ما نمیدونیم حجاب خوبه یا بده دوست داریم یا نداریم باشه یا نباشه می خوایم یا نمی خوایم . و این یک نمونه از این دوگانگی هاست که ما دچارش شدیم و هنوز که هنوزه با توجه به سرعت تکنولوزی و ابزارهایی به روز ( اینترنت ، ماهواره ، موبایل و …. ) نتونستیم خودمون با خودمون به نتیجه برسیم چه برسه بخوایم خانواده و جامعه رو به سرانجام برسونیم و خوب اوضاع و احوالات امروز ما در هر زمینه ای میشه گفت بسته به این ضعف بزرگه .

  28. سلام به رهام و نازنين. دليل اين تغيير ارزشها شايد اين بوده كه ما به قول رهام «در هيچ جغرافيايي» انقلاب ديني نداشتيم. در كشور ما وقتي انقلاب شد دين حاكميت پيدا كرد و بهمين دليل ارزشها دوباره تعريف شد. در طول 50 سال قبلش چند نسل پديدار شدند و بر اساس ارزشهاي قبل از انقلاب تربيت شدند و به اون خو گرفتند ، حجاب براي خيلي از اونها به معناي برگشت به 60 سال قبل و در نتيجه به معناي ارتجاع و يا تحجر بود. چه بسا خيلي ها هم استقبال كردند و علاقه مند بودند كه حجاب باشه. اين ديگه به خود كساني كه اون زمان زندگي مي كردن برمي گرده و سن و سال من هم قد نمي ده بيشتر از اين در مورد اينكه واقعا چه جوري فكر مي كردن نظر بدم. اما همين حالا ببينيد كه توي جوامع غربي، يه بي دين، براي حقوق يه مسلمان كه مي خواد حجاب داشته باشه تظاهرات مي كنه. اينها يعني آزاد انديشي. امام حسين مي گه اگه دين نداريد لااقل آزاده باشيد. يعني در قيد و بند هيچ تعصبي نباشيد. و ما… با ارزشهاي ديني مون خيلي فاصله داريم.

  29. رهام عزيز. در مورد سيستماتيك پيش رفتن، فكر نكنم توي جامعه ما شدني باشه. البته ميشه مثلا همين سايت ، يه صفحه اجتماعي هم داشته باشه. كه هر دفعه كسي توش تاپيكي رو شروع كنه و بقيه نظراتشون رو بدن. بالاخره ارتباطات اجتماعي و تبادل نظر هم باعث ميشه دريچه هاي مختلفي جلوي چشم آدم باز بشه. بيشتر از اون كار كساييه كه شغلشون و يا به عبارتي رسالتشونه. البته اين نظر منه.

  30. درود بر گلابتون عزیز ، عزیز من تا الان اسم شما رو ندیدم ! اگه اشتباه نکنم تازه به جمع ما اومدی ؟
    اگه تازه به جمع ما اضافه شدید خوش آمد میگم بهتون .
    سپاسگزارم بابت نظراتتون در این صفحه ، ولی به نظر من این سایت نمیتونه صفحه اجتماعی داشته باشه ! زیرا اکثر کاربران سایت زیر 15 سال هستند و قدرت درک پایینی دارن که البته این کمیه قدرت درک بخاطر سن کمشونه اگه کامنتهای بالا و بقیه صفحات رو ملاحظه کنید متوجه میشید .
    عزیز نظر شخصی من در رابطه با پوشش اینه که : اگه حجاب اجباری نباشه بهتره در حال حاظر عده کثیری از مردم اعم از زن ومرد خواهان این کارن (ازبین بردن پوشش اسلامی اجباری ) درسته که اکثریت مردم ایران مسلمانن ولی ما میبینیم که در تمامی کشورهای مسلمان پوشش اسلامی اجباری نیست . همین اجبار کردن پوشش خودش زمینه ایست برای بوجود آمدن مخالفین نظام ومتاسفانه این اجبار باعث شده که فساد در جامعه ما بیشتر از سایر کشورهای مسلمان بشه !دولت ما در این زمینه متاسفانه نتونسته با سیاست پیش بره وبه قول معروف بلد نیست با پنبه سر ببره !ی مثال میزنم : شهرهای مقدس ایران مثل قم مشهد بیشترین فساد رو دارن وخانومهایی که این کارهارو انجام میدن کاملا با پوشش اسلامی هستن خودم بارها وبارها شاهدخودفروشی خانومهایی بودم که پوشش کاملا اسلامی داشتند، بودم !
    نمیدونم شما به کشور عربستان سفر کردید یا نه ! ولی من سفر کردم ،واقعا عربستان خوب تونسته جلوی این بی بندوباری رو بگیره ، فقط باسیاست ، شهرهای مقدس مثل مکه ومدینه هیچ توریستی حق نداره به اونجا وارد بشه مگردر شرایط خاص (مسلمان و زائر ) ولی در شهر جده زائری که بقصد زیارت اومده حق نداره پاشو از این دوتا شهر بیرون بزاره و وارد جده بشه ! عربستان باسیاست یکی از شهرهای ساحلی و زیباشو برای این کار انتخاب کرده حتی مردم خود عربستان برای خوشگذانی به این شهرسفر میکنن وخودشونو از هرنظر ارضا میکنن البته عربستان نظارت خواصی هم به جده داره که این آزادیها از حدخودش نگذره ،یا کشور دبی به همین صورت ! حتی عربستان دبی و… کانالهای تلوزیونی مختلف دارن مثل کانالهای ورزشی که ورزش خانومها ی غربی رو نشون میده ! ومشاهده میکنیم که تمامی اعمال دینشونو انجام میدن وخیلی مقید هستندودر کشورشون این مسائل به خوبی حل شده. درسته که یک زمانی پیامبرشان سواربر اسب وشتر بوده ولی در این عصر کسی سوار بر اسب وشتر نمیشه ! ولی ما هنوز تو بحث حجاب گیر داریم هنور مسائل پیش پا افتاده (حجاب و… ) برای ما حل نشده وهر روز فساد در کشور ما رو به رشده ! چرا ؟!! واقعا چرا ؟! خیلی دوست دارم علتشو بگم ولی صد در صد در خطر جدی می افتم .تفت، گاز،آب ،خاک، خون بفروش میرسه ما بهترین پسته بهترین برنج بهترین زعفران رو در دنیا داریم ! پس کو ؟!! این همه ثروت، چرا باید یارانه هر نفر ایرانی حتی به اندازه یک دست لباس مرغوب نباشه ؟! چرا یک عرب با پول یارانش میتونه ماشین مدل بالا بخره ؟! اگه اونا فقط نقت و توریست وزائر دارن ، ماکه بیشتر از اونا داریم ؟!

  31. سلام به نازنین و گلابتون عزیز وقتتون بخیر نظرات هردوی شما رو خوندم باید بگم با نوع تفکر نازنین جان کاملا موافق هستم و به نظرم ما با این همه ثروت ( اعم از تمدن ، منابع و جاذبه های فوق العاده توریستی – گردشگری ) استحقاق اون رو داریم که خیلی بهتر زندگی کنیم و دلایل بسیار زیادی این امر رو برای ما ناممکن کرده و شرایطی پیچیده رو برامون رقم زده که شاید تغییرش برای ما کار دشواری به نظر برسه چون ابعاد بسیار زیادی داره . و این ناهماهنگی و اون دلایل هم در طول ده سال یا صد سال برای ما اتفاق نیوفته که بخوایم انتظار اون رو داشته باشیم که یک شبه به نتیجه ای فوق العاده دست پیدا کنیم . به نظر من درصد بسیار زیادی از این ناملایمات و ناهنجاری ها و دوگانگی ها که تمام زندگی فردی اجتماعی ما رو در بر گرفته به خاطر ضعف و کمبودهایی ست که ما به عنوان یک ملت به خودمون تحمیل کردیم . عدم شناخت و آگاهی از خود و محیط اطراف باعث بروز این اتفاقاته و میشه گفت مواردیست که ما خودمون بر خودمون تحمیل کردیم و میکنیم و خود هزینهش رو در طول تاریخ دادیم و داریم میدیم . من دولتها و حکومت ها رو مقصر اصلی نمیدونم ، استعمار خارجی رو هم همین طور . عقیدم بر اینه که دیگران از ضعف ها و قوت هامون باخبرند و از اونها استفاده و سواستفاده میکنند . این ما هستیم که شرایط حاظر رو ساختیم و باز هم تاکید میکنم این اتفاق در طول سالیان درازی افتاده و جبرانش در طی مدت کوتاهی غیر ممکن و غیر عقلانیه . ولی به نظرم باید از جایی شروع کرد . گلابتون معتقده که باید افرادی بیان و سیستماتیک برنامه ریزی کنند که شغلشون و رسالتشونه . من یه سوال دارم آیا فکر نمیکنید شما به عنوان یک انسان رسالتی بر گردنتون هست ؟ آیا برای خودشناسی و خودسازی باید حتما رواشناسی رو در دانشگاه خوند و به نظرت تنها کسانی که تخصص دارند میتونند تعالی پیدا کنند ؟ من اگر به دنبال راهکاری بودم تنها برای بالا بردن سطح آگاهی خودمون از خودمون و محیط اطرافمون بود که معتقدم اگر به سرانجام برسه توسط آیندگان ، اون موقع ست که میتونیم سرمون رو بالا بگیریم و برای اولین بار مدعی باشیم چیزی رو ساختیم . نه با فشار نه با زور نه با جنگ نه با انقلاب بلکه در کمال صلح و درکمال دوستی و احترام اون را ساختیم و تحویل نسل های بعد دادیم . ما به عنوان انسان رسالتی بر گردن هممون هست و اون رسیدن به کمال انسانیست ( حرکت در جهت کمال انسانی ) ، مسئولیت سنگینی بر دوشمون در مواجه با آیندگان هست ؛ فکر میکنم اینها دلایل محکمی برای شروع یک حرکت عظیم تو زندگی های شخصی و اجتماعیمونه . ما شغل اصلیمون همینه خلق شدیم که اینطور زندگی کنیم و ما به عنوان انسان رسالتی بر گردنمونه که باید در کنار زندگی روزمره بهش رنگ واقعیت بدیم و براش تلاش کنیم . شاید به نظرتون دارم شعار میدم یا اینقدر وضعیت اسفناک هست که شاید در نظرتون دارم خیالپردازی میکنم . و چون انسان بودن و انسانی زیستن تبدیل به یک خیال شده اینگونه حرفها هیچگاه جدی گرفته نمیشه بهش بهایی داده نمیشه . با خودم میگم ولش کن من که نمیتونم با خودمون میگیم ولش کن ما که نمیتونیم ، خیلی وقته داریم این حرف ها رو میزنیم و خوب خود به خود از مختصات انسانی دور شدیم . اونقدر دور شدیم که توانایهامون رو فراموش کردیم ، رسالتی که بر گردنوم هست رو از یاد بردیم و الان به چه کنم افتادیم . چه کنم … چه کنم …. چه کاری از من بر میاد …. من که تغییری نمیتونم بدم …. من که سواد و آگاهیش رو ندارم …. چه کنم …. من که وقت و سرمایشو ندارم ….. تا زمانی که نپذیریم برای چی اومدیم ، چی کار قراره بکنیم و به کجا خواهیم رفت جدا نمیتونیم کاری انجام بدیم ، قدم از قدم بر نخواهیم داشت و در دل تاریخ از بین خواهیم رفت . به نظرتون چه هدفی برای یک انسان بزرگتر از زندگی با افتخاره ؟ به نظر من افتخار اون چیزیست که باید هر انسانی کسبش کنه بعضی ها در طول حیاتشون بهش میرسن و بعضی ها با مرگشون اون رو به دست میارن . اون زندگی و اون مرگی که با افتخار و سربلندی نباشه چه ارزشی میتونه داشته باشه ؟ من فکر میکنم زمانی انسانیت ما ارزشش رو از دست خواهد داد که مسئولیت و رسالتی که بر دوشمون سنگینی میکنه رو نادیده بگیریم و تنها به موفقیت های مادی این جهان تمرکز کنیم که میدونیم همشون روزی از ما سلب خواهند شد و تنها چیزی که میمونه همونهایست که هیچ وقت در طول زندگیمون بهش حتی فکرم نکردیم . امیدوارم شب خوب و خوشی داشته باشید

  32. بسیاری کسان ، خیلی دیرتر از موعد ، و عده معدودی نیز قبل از وقت ، بدرود حیات می گویند و هنوز شریعتی که تعلیم دهد ( به موقع بمیر ! ) به نظر عجیب می نماید . زرتشت ، به شما به موقع مردن را تعلیم می دهد . اما نه ، آن کس که هرگز به موقع زندگی نکرده چگونه می تواند به هنگاه بمیرد ؟ ای کاش او هگز پا به عرصه وجود نمی نهاد ! این است تعلیم من به زاید مردمان . ولی حتی زاید مردمان هم خیلی به مردن خود اهمیت می دهند . حتی پوکترین بادام نیز میل دارد شکسته شود . همه مردم به مردن اهمیت می دهند ولی هنوز کسی برای مردن جشن نمی گیرد . هنوز مردم جشن مقدس مرگ را نیاموخته اند . من به شما مرگی را نشان می دهم که تکمیل می کند و محرک و وثیقه مقدسی نسبت به حیات است . شخص موفق چون یک فاتح بدرود حیات می گوید در حالی که اطافش را کسانی که با وی هم عهد شده و امیدوار به آینده اند احاطه کرده اند . بدین سان باید مرد . ولی اگر شخص محتضر ، عهدی را که با زندگی نموده مقدس نشمارد شایسته جشن نیست . این است بهترین طرز مردن ؛ ولی در مرتبه دوم آن ، مرگی قرار دارد که در حال جنگ و مبارزه پیش آید و با شهادت در میدان جنگ ، روح عظیمی را به جای گذارد . ولی در نظر فاتح و شهید ، هردوی ای مرگ های تدریجی که چون دزدی ، آهسته آهسته به سمت ما می خزد و بالاخره بر ما چیره می شود نفرت انگیز است . من مرگ آزاد را به شما تعلیم می دهم که هنگامی در می رسد که رای من بر آن قرار گیرد . چه وقت باید اراده مردن کرد ؟ آن کس که هدف و وارثی دارد در وقت درست ، نسبت به هدف یا وارث خویش ، مرگ خود را اراده خواهد کرد . چنین کسی به احترام هدف و وارث ، در محراب زندگانی ، دسته گل پلاسیده ای نخواهد آویخت و زیاد به زندگی خود وقعی نخواهد گذاشت . بدانید که من به طناب بافان ، شبیه نیستم . آنان هر قدر طناب را بیش تر می بافند عقب تر می روند . بسیارند کسانی که پس از درک حقایق و فتوحات خود بیش از اندازه به عمر خویش ادامه می دهند ولی دهان بی دندان حق درک هرگونه حقیقتی را ندارد . و آن کس که در پی شهرت و افتخار می گردد بایستی به موقع با افتخار خداحافظی کند و هنر مشکل به موقع مردن را بیاموزد . انسان بایستی آن گاه که هنوز نمرده خوشی زیر دندان ها باقی گذاشته ، نایاب شود . کسی این را درک می کند که بخواهد مدت درازی مورد علاقه قرار گیرد . البته سیب های ترشی هستند که سرنوشتشان این است که تا آخرین روزهای پاییز ، منتظر نوبت خود باشند و آن گاه ناگهان رسیده زرد و پلاسیده شوند . نزد بعضی اول دل و نزد برخی ابتدا روح ، پیر و پلاسیده شده اند ولی جوانی ای که دیر آید دوام می کند . برای بسیاری از مردم زندگی شکستی بیش نیست و دمادم موریانه ناامیدی قلب آنان را می جوید . بگذار اینان سعی کنند که لااقل در مرگ موفقیت یابند . بسیارند کسانی که هرگز شیرین نمی شوند و نرسیده در بحبوحه تابستان عمر می پلاسند ، تنها بزدلی است که این اشخاص را به شاخ زندگی شان محکم نگاه می دارد . بسیارند کسانی که بیش از اندازه بر شاخه های حیات می چسبند . ای کاش طوفنی بر می خاست و تمام ای میوه های کرم خورده و فاسد شده را از درخت به زیر می ریخت . ای کاش هرچه زودتر مبلغان مرگ ، بین مردم پیدا می شدند ! اینان حالت طوفان را برای میوه های فاسد درخت زندگی دارند ولی افسوس که تنها مبلغان ، مرگ تدریجی را تعلیم می دهند و مردم را به صبر و تحمل در مقابل آن چه مربوط به زمین است می خوانند ! ای مبلغان ، شما صبر را در مقابل آن چه مربوط به زمین است تعلیم می دهید ، در حالی که این جهان خاکی دیگر کاسه صبرش نسبت به شما مردمان کافر لبریز شده است . به درستی که آن یهودی که مبلغان مرگ تدریجی به او احترم می نهند قبل از موعد خود مرد و این مرگ نا به هنگام او ، برای بسیاری از مردم خطرناک و کشنده بود . موقعی که عیسی ، تنها اشک و تشویق یهودیان و دشمنی مردمان خوب و صالح را نسبت به غیر خود دیده بود ، میل به مرگ بر او چیره شد . ای کاش او مدتی در بیابان ، دور از مردم خوب و صالح می زیست و طرز زندگی کردن و داشتن زمین و خندیدن در آن را می آموخت ! ای برادران ، باور کنید که او زود مرد ، اگر وی عمر مرا می یافت پشت پا به شریعت خود می زد . ولی او هنوز نارس بود ، عشق شخص جوان و کینه اش نسبت به جهانیان زمین هنوز ناپخته است . هنوز روح او در بند زنجیرهای گران است . ولی در نزد مردان ، روح کودکی زیادتر و تشویش آنان کم تر از جوانان است . یک مرد عاقل ف با زندگی و مرگ مانوس تر از یک حیوان است . او در مرگ و برای مردن آزاد است و همین که زمان گفتن ( آری ) به سرآمد ( نه
    ) گوی مقدسی می شود و بدین نحو او با زندگی و مرگ مانوس است . برای این که مرگ شما ، کفر نسبت به زندگی و بشر نباشد ، ای دوستان من ، از عسل روح شما تقاضا دارم کاری کنید تا در هنگام مرگ تان ، روح و فضیلت شما حالت آخرین تابش خورشید را در هنگام غروب داشته باشد ! وگرنه مرگ شما با موفقیت انجام نشده است . من خود بدین سان می خواهم بمیرم تا شما دوستان من به خاطر من زمین را بیش تر دوست بدارید و من می خواهم که دوباره به خاک مبدل شوم تا بتوانم در دامان مادری که مرا به وجود آورده است استراحت کنم . به درستی که زرتشت را هدفی بود و تیر خود را به سمت هدف خود پرتاب کرد . اکنون ای دوستان ، وارث هدف من باشید . من تیر زرین را به شما می دهم . بیش از هر چیز آرزوی من آن است که شما تیر زرین را به سمت هدف پرتاب کنید ! از این روست که من ، هنوز مدتی در زمین باقی خواهم ماند و این را بر من ببخشایید .

  33. درود بر روها عزیزم عشقم ، زنده باشی، اجاقت پابرجا ،دستت سبز، عزیز به خداقابل ستایشی ار راه دور دستت را میبوسم
    لایک دوست من روهام

  34. سلام نازنین جان ممنون و سپاسگذارم از تو و محبت های بی دریغی که به من میکنی و امیدوارم شایسته این تعریف ها و تمجیدها باشم . البته در آخرین قسمت که منتشر کردم غلطهایی املایی و ادبی وجود داشت امیدوارم این کمی ها و کاستی ها رو بر من ببخشید ، ولی امیدوارم با تمام ضعف هاش که خوب تنها به خاطر اشتباهات تایپی بنده بود تونسته باشه جان کلام رو بیان کنه و امیدوارم تاثیری که باید میزاشته رو گذاشته باشه . باز هم از تو و مهربانیهات ممنونم و خوشحال و سرمستم از داشتن دوستی مثل تو ، آگاه و با انگیزه . چیزی بزرگتر از داشتن یک دوست دانا و مهربان در زندگی نیست که خوب من ازش بهرمندم و از بودنش به خودم افتخار میکنم . روز خوش و به شادی

  35. سلام دوستان عزيز. نازنين و رهام البته نازنين جان بايد بگم كه فكر كنم از همون اوايل عضو اين سايت شدم كه طرفداراي زيادي داشت و خب. موضوعات هم خيلي سطحشون پايين اومده. و همينطور كامنتهاي تقريبا بچگانه ي بعضي از دوستان باعث شد خيلي ها ازسايت جدا شن. من هم اهل كامنت گذاشتن نيستم. اما از بحثاي ايجوري خوشم مياد.
    عزيزم. اينكه بگي توي شهرهاي مذهبي خانمهاي محجبه رو ديدي كه دنبال خودفروشي بودن به اين دليله كه اصلا اون شهرها آدم بي حجاب توشون نيست و اگر هستن مسافرن يا مهاجر. حتي اگه به قسمت بالاي شهر هم بري مي بيني كه وضع حجاب تغيير زيادي نداشته. اصلا قابل مقايسه با شهرهاي ديگه خصوصا تهران نيستن. حالا اون بحث فقر و فحشا چيزيه كه همه جا هست و مختص به شهر خاصي نيست. حتي توي همون عربستان. من شناخت زيادي از عربستان ندارم اما كمي مطالعه داشته ام. حتما تو هم قبول داري كه عربستان هم يك كشور جهان سوميه. يعني يك كشور توسعه نيافته با تمام آسيبهاي يك كشور توسعه نيافته. فقر و فحشا توي عربستان هم هست و تا جايي كه من مي دونم اونجا اونقدر خفقان هست كه هيچ نويسنده اي اجازه نداره در اين مورد بنويسه. فرهنگ اونها بهيچوجه با ما قابل مقايسه نيست. چند وقت پيش مفتي اونها استفاده زن از كولر در غيبت شوهرش رو حرام اعلام كرد چون باعث ميشه همسايه ها بفهمن كه اون زن توي خونه تنهاس و به گناه بيفتن.!! اين احكام بي خود داده نميشه. اتفاقي مي افته و بعد حكمي صادر ميشه. حالا به درست و نادرستش كار ندارم. كشوري مثل امارات با جذب سرمايه گذاري خارجي (هر سرمايه اي و به هر قيمتي) باعث رشد اقتصادي خودش شده. درسته كه رشد اقتصادي زيادي داره اما رشد اقتصادي كه ملاك توسعه يافتگي نيست. چون اگه همون خارجي ها سرمايه شون رو از كشور اينها خارج كنن ديگه هيچي براشون نمي مونه. نمونه اش ركود شديد اقتصادي دبي بدليل مشكلات چندسال پيش اقتصادي دنيا. ولي اگه بگيم مثلا تركيه بله. تركيه داره سريعا به سمت توسعه يافتگي حركت مي كنه ولي ما بعنوان يك شهروند عادي در جايگاهي نيستيم كه بتونيم تصميمات كلان براي كشورمون بگيريم. ما فقط مي تونيم انتخاب درست كنيم. اگه بقول رهام مي خوايم بدون زور و فشار و … و در كمال صلح و آرامش به سمت خواسته ها مون بريم. من راه ديگه اي نمي بينم. اصلا دوست ندارم وارد بحث سياسي بشم اما انتخاب درست يه ملت هستش كه سرنوشت اون رو تعيين مي كنه. من تلاش دولت فعلي(در سطح كلان) رو در راستاي رشد كشور مي بينم. كشور ما، دولت و ملت هر دو در حال كسب تجربه هستن. بالاخره دولت فعلي تلاش مي كنه براساس اصول دموكراسي ( و البته جلوتر از اون اسلامي ) رفتار كنه. درسته كه ملت در جزء تصميم گيرنده نيستن اما حداقل در كل، راه و روش رو و خواسته هاي خودشون رو مشخص و بيان مي كنن و اين هم با توجه به كم تجربگي ما (كمبود سابقه تاريخي انتخاب و به عبارتي نداشتن الگوي تاريخي در انتخاب) خودش كم نيست.
    رهام عزيز. من به شدت معتقدم كه هر كاري در سطح عام و كلان بايد توسط متخصص انجام بشه. تا وقتي فرد داره براي خودش كار مي كنه مشكلي نيست. هركس مي تونه در هر زمينه اي مطالعه كنه و اين خيلي مثبت هستش اما وقتي كسي مي خواد روي جمع تأثير بذاره بايد بايد بايد تخصص داشته باشه وگرنه تبديل به يه آسيب جدي ميشه. مثل كسي كه خودش به تنهايي تمام كتابهاي پزشكي رو خونده امابدون آموزش توسط يه متخصص وكسب تجربه كافي زير درست اونها. پس علم نداره. اطلاعات عمومي داره و اين اطلاعاتش شايد براي درمان سرماخوردگي كمك كنه اما در درمان بيماريهاي ديگه قطعا كشنده خواهد بود.
    جسارتا! متني هم كه نوشتي به نظرم حاكي از اينه كه هنوز به نتيجه نرسيدي. شديدا حق طلبي . حتي حاضري بميري . ولي مردن عشق مي خواد نه نفرت. ازت مي خوام بيشتر مطالعه و كنكاش كني. هيچ انساني زايد نيست و تو لايق زندگي هستي. نه مردن.
    ببين. نمي دونم چقدر به قيام امام حسين اعتقاد داري. شريعتي در «حسين وارث آدم» تشبيهات جالبي از شهيد داره. شهادت مرحله اي هستش كه رسيدن به هدف از طريق ديگه اي ممكن نيست. اما شهادت حسيني، کشته شدن مردی است که خود برای کشته شدن خويش قيام کرده است:

    دكتر شريعتي: شهادت درجه رفيع و تكامل نهايي انساني است که با مرگ خويش به مطلق مي رسد، زيرا مرگ خويش را انتخاب کرده است، و نه همچون حادثه شومي است که حاکي از غلبه دشمن است، بلكه همچون سلاحي است که در دست دوست است و بر فرق دشمن.

    حسين در آن هنگام که هيچ نيرويي و هيچ سلاحي برای غلبه بر باطل و دفاع از حق نداشت، مرگ خويش را همچون تنها سلاحي که در دست دارد بر فرق خصم مهاجم فرو مي کوبد. شهادت اين چنان تشعشعي بي نظير دارد، نور و گرما در جهان و در دل ها و در روح های فسرده ايجاد مي کند. در اراده های فلج شده و انديشه های به رکود و تاريكي فرو رفته و يادهايي که همه حق ها و همه خاطره ها را فراموش کرده اند، حرکت مي آفريند، بينايي مي دهد و اميد ايجاد مي کند. اراده، رسالت، تعهد مي دهد. و موجب تبديل يأس به اميد وتبديل » مي توان کاری کرد « به » هيچ کاری نمي توان کرد « و حتي » بايد کاری کرد « مي شود. کشته شدني که به هر حال به کشتن خصم، اما نه به دست شهيد که به دست ساخته شدگان خون شهيد مي انجامد. شهيد با خون خويش نمي خواهد دشمن را سرنگون کند، اما مي خواهد سر به زير کند و مي کند. او با مرگ خويش فرار از فشار و سختي و ننگ را انتخاب نمي کند، بلكه با مرگ خويش، نه به يك فرار منفي بلكه به يك حمله مثبت دست مي يازد؛ زيرا با مرگ خويش، ظالم را محكوم مي سازد و مظلوم را متعهد مي کند و ظلم را افشاء مي نمايد و کتمان ها را برملا مي کند و آنچه را از يادها فراموش شده به يادها مي آورد و در دل های فسرده ايمان امتي، خون حيات و جوشش و حرکت مي بخشد. در اينجا خون شهيد، برای کساني که با اسارت خو نموده اند و به خلود اسارت باور کرده اند، کشتي نجات است و برای چشم هايي که در ظلمت سياه استبداد و استعمار ، خط حق را ديگر نمي خوانند و ديگر چهره حقيقت ها را باز نمي شناسند و آنچه مي بينند پليدی است و پليدکاران، پرتو شمعي است، که بينايي مي دهد، چراغ فروزان هدايت برای گمراهاني است که با کاروان سر در خويش فرو برده، آواره کوه ها و بيابان ها و بيراهه ها و گودال هايند .
    حرفهاي تو من رو ياد اينها انداخت. اما هدف اون فقط نشون دارن راه و طرز فكر امام حسين بود. منظورش اين بود كه امام حسين هدف داشت. به مظلوميت اون گريه نكنيد . به چرايي كشته شدنش فكر كنيد. بخاطر نجات همه مردم بود. چون نقش اون نقش يه رهبر بود.
    برادر من. به زنده بودن فكر كن. به اينكه چكار مي توني بكني براي رشد كشورت و ملتت. بقول يكي از دوستان. هر كدام از ما مثل يك كرم شب تاب باشيم. فكر هم رو روشن كنيم. مغز هم رو روشن كنيم. قلب ديگران رو با عشق زنده كنيم. مرگ حركت آخره. اما حركتهاي قبلي مهمترن. توي بازي شطرنج اگه ما مهره هامون رو خوب نچينيم. اگه خوب بازي نكنيم. با حركت آخر، بازنده خواهيم بود نه برنده. و حركت آخر بي ثمر خواهد بود.
    برادر عزيز من. نگاه تو كه سرشار از احساسات حق طلبانه هستش . اما اميدوارم احساس پوچي نكني. دنيارو يك دور باطل نبيني. به چيزي ، به خدا، به خوبي، به نيكي، به خير و شر، ايمان داشته باشي. چيزي كه باعث شده پيامبران احساس وظيفه و تعهد كنند و برانگيخته بشن كه دنيا رو تغيير بدن اين بوده كه بسياري از مردم زندگي انساني نداشتن. و تغيير زندگي آدمها، نياز به ازخودگذشتگي، فدا كردن لحظه لحظه عمر و زندگي داره. اونها هيچ وقت به حذف مردمي كه انگار انسان نبودن فكر نكردن بلكه با تلاششون اونها رو به جايگاه انساني رسوندن . و اين با زندگي ميسره نه با مرگ.

  36. با عرض سلام و خسته نباشید خدمت دوست عزیزم گلابتون ، نظرتون رو به دقت مطالعه کردم متوجه شدم با این که خیلی مایل هستید که تخصصی نگاه بشه به تمام مسائل با کمال تعجب دیدم با این موضوع خیلی سطحی و غیر تخصصی برخورد کردید البته فکر میکنم این به این دلیله که شما تخصص و مطالعه ای در رابطه با فلسفه ندارید و برای همینم هست که به طور شفاف نتونستید با اون چه که من منتشر میکنم ارتباط برقرار کنید . پس شاید بهتر باشه چارچوب همدیگر رو بهتر و شفافتر بشناسیم تا بتونیم در مورد نظرات بعدیمون بحثی منطقی و صدالبته جامع داشته باشیم . من به شخصه به هیچ مذهبی اعتقاد ندارم تاکید میکنم هیچ مذهبی …. ولی برای افرادی که مذهبی فکر میکنند ، مذهبی عمل میکنند احترام بسیار زیادی قائلم ، اونها رو یک پدیده میبینم و در بیشتر مواقع چیزهایی ازشون می آموزم . آنها مدعین و به ادعاهاشون رنگ واقعیت بخشیدند و تاثیرشون در زندگی بنده از افرادی که با من هم عقیده هستند ولی در اصل عالم بی عملند بیشتر و محسوس تر بوده . و از جهتی ، همین افراد باعث شدن تا در مورد مذهب و مخصوصا عرفان بیشتر مطالعه داشته باشم و خوب اطلاعاتی در مورد روش زندگی و نحوه تفکر در قالب مذهب رو دارم . بگذارید ابتدا از اینجا شروع کنیم که شما معتقدی هر نوع فرهنگ سازی در دل فرد ، خانواده و جامعه باید توسط متخصصین انجام بپذیره که به نظر من با این کار ، فرد از مسئولیتی که نسبت به خودش ، خانواده و جامعه داشته سرباز زده و چون نمیتونه شناخت و درک درستی از مسائل فردی و اجتماعی ( اعم از ضعف ها و قوت ها ) داشته باشه اون رو گردن متخصصینی میزاره که خودشون اگه به قول معروف بیل زن بودن باغچه کوچک خودشون رو بیل میزدند . این کار رو دقیقا ( من اسمش رو میزارم گاف بزرگ ) افرادی با تفکرات مذهبی به راحتی تمام انجامش میدن مثلا در مورد شخصی ترین مسائل فردی و خانوادگی که خوب روش برخورد و نحوه ساختن فرهنگش بر عهده خود فرد بوده و هستش رو از فردی سوال میکنند که تنها فقه خونده که تنها در یک مسئله تخصص داره نه ریاضی میدونه نه فیزیک خونده نه روانشناسی میدونه و نه به خودش حتی جرات این رو داده که در مورد فلاسفه غربی مطالعه ای داشته باشه ولی فرد عامه بدون درک و آگاهی از خودش و محیط اطرافش حتی نحوه استحمامش رو هم از این فردی میپرسه که تنها در فقه استاده نه در مسائل بهداشت فردی و شخصی ولی باز هم تاکید میکنم به خاطر عدم آگاهی و سواد لازم ، فرد توانایهاش رو از دست میده و یک فرد بی تخصص رو میکنه سرمشق خودش در مواجه با تمام مسائل از اقتصادی ، اجتماعی و خانوادگی بگیرید تا الا ماشااله . باید قبول کنیم مسئولیت و رسالتی به عنوان انسان بر گردنمون هست ؛ خوب حالا می خوایم بی توجه بهش باشیم ، باشه ولی دیگه شایسته نام انسان نیستیم ( مثل گوسفندی میشیم و شدیم که از همیشه از گزگ میترسه ، تمام عمر از سگ گله حساب میبره و چوپان رو به چشم ناجی و روزی دهنده خودش میبینه ) ولی همیشه این رو برای افراد مدعی ولی بی عمل و بی اراده فریاد زدم که توروبه خدایی که میپرسید کمبودها و ناتوانی های خودتون رو به شکلی نشون ندیدن که انگار نقاط قوت شماست . این که توانایی رفع مسائل شخصی و فردیتون رو ندارید رو بپذیرید بعد اگر دنبال متخصص میگردید دنبال ناجی میگردید هیچ گله نیست . ولی مذهبیان و مردم صالح با مذهبی که مدعیش هستند دنیا رو میخوان نجات بدن ولی هر جمعه منتظر ناجی هستند و اشک میریزند . من نوشته ای رو منتشر کردم که اصلا ربط زیادی به مرگ نداشت هرچه بود سعی و تلاش در راه رسیدن به کمال انسانی بود و در انتها نتیجش مرگی رو رقم میزد که شایسته جشن گرفتن بود و خوب انتظاری ندارم همه فلسفه رو متوجه بشن ولی خوب انتظار هم ندارم برای خودشون به اشتباه تفسیر کنند و اون رو منتشر کنند برای همین ازتون یک مقداری دلگیر شدم تو این مورد خاص و کاش در مورد مسائلی که براتون ایجاد سوال میکرد می پرسیدید و اگر جواب قانع کننده ای از من نمیشنیدید بعد یک ترفه به قاضی میرفتید . من حاظرم به شما دوست عزیز و گرامی ثابت کنم قیام حسین رو از مدعیانی که حرفشون رو زدم بهتر درک کردم . قیام حسین یک پیام مهم داره یک پیام فرا جغرافیایی اون هم اینه : هیچگاه ظلم نکن و هیچگاه مورد ظلم قرار نگیر و در این راه جونت رو هم بده که براستی سعادتی انسانی انتظار شما را خواهد کشید . می خوام بدونم این همه مسلمون مدعی تو این مملکت هست که تا میگی بالای چشم فلانی ابروه میخوان شکمت رو بدرند ، مدعی قیام و حرکت حسین هستند و براش عزاداری میکنند ولی چطور به دیگرانی اجازه میدن که ظلم کنند ، چطور خودشون رو مورد ظلم قرار میدن ، چطور ظلم میکنند و آب از آب تکون نمیخوره و با این همه رفتارهای اسفناک چطور متوجه تناقصات افکار و اعمال خود نمیشن ؟ آیا براستی آنان زنده اند یا نقش زندگان را بازی میکنند ( در حقیقت خیلی وقته اونها خودشون و عقایده پوشالیشون رو با دستهای خود به خاک سپرده اند ) این افراد مثل زنبورهایی بی عسلی هستند که تنها مدعین ، مدعی چیزی که نه شهامتش رو دارند و نه سواد و آگاهیش رو . از دکتر شریعتی مثال زدید : دکتر شریعتی میگه مذهب ما مذهب انتظار نیست ، مذهب سیاه نیست ، مذهب سرخه . شما منتظرید متخصصی از راه برسه شما و خانواده و جامعه تون رو نجات بده میل خودتونه فقط حواستون به مختصات انسانیتون باشه که فکر میکنم دارید باهاش فاصله میگیرید و عدم توانایتون رو انداختید به گردن متخصصین بی سواد و علمای بی عمل . شما مدعی دین و اخلاق و قیام حسینید و آیا شما منتظرید فردی از ماورا بیاد و شما رو نجات بده ، باز میل خودتونه فقط حواستون باشه حداقل در چارچوب اونها حرکت کنید که بهشون ایمان دارید حواستون باشه توسط ناجی ساخته ذهنتون ، به بیراه نروید و گمراه نشوید . برای بار دیگر این مطلب رو منتشر میکنم این چکیده ای از یک کتاب با ارزشه ( نه تنها برای من بلکه برای تمامی جهانیان با انواع و اقسام دیدگاه ها فرهنگ ها مذهبها نزادها و رنگ ها ) از زبان زرتشت انسانی بزرگ با تفکراتی بزرگ قبل از پیدایش تمامی ادیان قبل از پیدایش متخصصین و علمای دروغین ….

    دلم به حال این مردمان می سوزد . از آن ها نفرت دارم ولی اکنون که در بین آدمیان ام این امر چندان حائز اهمیت نیست . من رنج میبرم و با آن ها رنج برده ام . من آن ها را چون زندانیانی می یابم که بر همگی شان علامت زندان منقوش باشد ؛ کسی را که آن ها ناجی خود می خوانند در حقیقت ، زنجیرهای گران بر دست و پای آن ها افکنده است . زنجیرهای اسارت آنان ارزش های غلط و کلمات واهی است . ای کاش کسی ، آن ها را از شر ناجی شان نجات میداد . هنگامی که دریا آنان را ازین سو بدان سو میراند آنان تصور کردند به جزیره ای پناه بردند ولی درست نگاه کنید که مامن آنان چیزی جز پشت یک غول آبی خفته نبوده است . ارزش های غلط و کلمات پوچ و واهی برای ما فناشوندگان بدترین غول های دریایی است . در آن هاست که نیستی ، خفته و مدت درازی انتظار می کشد . اما سرانجام به خود می آید و بیدار می شود و هر آن چه را که بر روی او پناهگاه ساخته می بلعد و طعمه خود می سازد .

    چنین گفت زرتشت …. نیچه

  37. قناری عزیز لطف کن شما بی سوادی خودتو پشت افراد با سواد پنهان نکن ….. حرفی واسه گفتن داری بزن و اگر حرفی نداری ببند ، تا پارچه گلگلی رو نداختم رو قفست …. گلابتون دوست عزیز و مورد احترام بندست اگر با هم بحث میکنیم به خودمون مربوطه و از روی اطلاعات و حاصل مطالعه و تجربست ما اینجا نه از شما نظر خواستیم نه شما رو در حدی میبینیم که وارد بحث بشی پس لطف کن ببند و به کار خودت مشغول باش

    • آقای بیسواد من هم اصلا روی صحبتم با تو نبود من از حرفهای درست و بجای خانم گلابتون تعریف کردم تو چرا زورت گرفته و حرص میخوری… حالا که سوادشو نداری منظورتو برسونی چرا عقده هاتو سر من خالی میکنی. بعید میدونم از فلسفه سر در بیاری یا درسشو خونده باشی. اتفاقا تحلیلات در حد دیپلم و زیردیپلمه. من کاملا با خانم گلابتون موافقم که تصمیم گیری در حد کلان باید بابرنامه و فقط با نظر متخصصین همون رشته باید انجام بشه.
      ضمنا حاضر درسته نه حاظر علامه!!!

  38. گلابتون عزیز دیدی ازت گله کردم و دلیلش رو متوجه شدی ؟ افرادی بین ما هستند که سن کمی دارند یا از سواد کمی برخوردارند البته تعدادشون بسیار کم و ناچیزه . زمانی که شما مسئله ای رو متوجه نمیشی که شاید مقصر اصلیش من هم باشم ( براتون درست توضیح ندادم ) از من سوال کن اگر جواب قانع کننده ای نشنیدی بعد در موردش نظر خودتو عنوان کن . یکسری آماده و حاظر هستند که حماقت و نادانی خودشون رو پشت مسائلی که حتی سوادش رو ندارند پنهان کنند . ما نسبت به این افراد مسئولیم ، این دیگه تخصص و رسالتی آسمانی نیاز نداره . باید طوری بحث بشه تا دیگران ( اعم از کم سن و سال و بی سواد و نا آگاه ) چیزی بیاموزند نه بیشتر از قبل گمراهتر و نادان تر گردند . اینجا به نظر من و شماییم که داریم بحث میکنیم ولی دیگران نشستند و دارند قضاوت میکنند . بزار حداقل معیار سنجش اونها نسبت به ما عمیق و آگاهانه باشه ممنونم ازت و مطمئنم که حرفهام رو متوجه میشی و برات مهم خواهد بود . روز خوش و به شادی

  39. این هایی که من از زبان خودم و از برداشتها و تجربیات خودم دارم برای شما نقل میکنم آثاری بسیار ارزشمند و در عین حال پیچیده و سنگینه و به دور از منطق به نظر میرسه که بخوایم بدون شناخت اون ها رو تفسیر به رای خودمون کنیم . بهتره ابتدا در موردشون مطالعه بشه ، تمام ابعاد اون سنجیده بشه بعد اگر مخالف تفکرات ما بود باهاش مواجه بشیم . این صحیح و عادلانه نیست که تنها از روی تصورات ، اعتقادات و تخیلاتمون در مورد مسائل صحبت کنیم . باز هم تاکید میکنم مطلبی که من منتشر کردم معنیش مرگ بی حاصل ( که اغلب برای مدعیان بی عمل اتفاق میوفته ) نیست . زندگی در راه و جهت انسانی و تعالی پیدا کردنه که اگر براش تلاش نکنی اگر به قول زرتشت تیر رو به سمت هدف پرتاب نکنی علاوه بر اینکه زندگی موفقیت آمیزی رو نداشتی بلکه مرگی به حاصل رو هم برای خودت رقم زدی . مرگ با افتخار ، مرگی که مستحق جشن گرفتنه هیچ ارتباطی به پوچ گرایی نداره . آن کسی دچار پوچی ذهن و فکر میشه و مرگ رو زودتر از موعد طلب میکنه که ارزشهای غلطی رو برای خودش و زندگی فردی اجتماعیش رقم بزنه که رسالت و مسئولیت انسانیش رو از یاد ببره ، از حالت انسانی خارج بشه ، توانایی هاش رو از دست بده و تمام اراده تمام اون چه که خالق از خود در اون دمیده رو به دست دیگرانی بده که تنها شما رو از چاله به چاه می اندازند . اونها جز خواص هستند و من معتقدم ارزشهای غلطی که برای خودمون ساختیم اونها رو ساخته رشد داده و به جایی رسونده که حتی در مورد پوشش شما تصمیم میگیرند در مورد نشر کتابها و مقالات و ترجمشون به فارسی تصمیم میگرند و به نحوی ابزاری هستند که اراده ، شرف و مسئولیت انسانی رو از بشر سلب کنند . ای مدعیان بی عمل بیاید برای حداقل نحوه پوشش خودتون ، نحوه تفکر و روش زندگی ، فرهنگ ها و ساختارهایی نوین بسازید زیرا براستی تمدنی جدید در زنگی ما سر بر می آورد که کوردلان در همه جا سعی در سرکوب آن دارند . این تمدن جدید ، اشکال جدید خانواده و شیوه های دگرگون شده کار و عشق و امرار معاش و اقتصاد جدید و حتی تعارضات سیاسی جدید ، و فراتر از همه اینها ، آگاهی تتغییر شکل یافته ای نیز به همراه دارد . بشریت با جهشی کوانتومی به جلو مواجه است و عمیق ترین خیزش اجتماعی و خلاقانه ترین بازسازی همه اعصار را در مقابل خویش دارد . ما به راستی درگیر برپا کردن تمدنی جدید و استثنایی هستیم بی آنکه شناخت روشن و درستی از آن داشته باشیم . و براستی این تمدن جدید ، جهان بینی خاص و متمایز خود را دارد که باید با آن هماهنگ شد و با زمان و مکان و منطق و علیت و با شیوه ای خاص خودش با آن رفتار کرد . عده کثیری از مردم که به طور مداوم اخبار بد ، فیلمهای فجیع و سناریو های کابوس زای کوردلان صاحب نام را به خوردشان می دهند ، ظاهرا به این نتیجه رسیده اند که جامعه امروزی را نمیتوان به آینده برد زیرا اصلا آینده ای را متصور نمیشوند . به نظر آنان چیزی به آخر الزمان نمانده است . و زمین با سرعت به سوی زلزله مصیبت بار نهایی خود پیش می رود . آنان اینقدر در خواب فرو رفته اند که فکر میکنند تمامی این تغییراتی که به سرعت زندگی فردی اجتماعی شان را درمینوردد از کنار آنها به راحتی خواهد گذشت و آنها را دستخوش تغییر نخواهد کرد . فکر میکنند با ابزراها و تفکرات قدیمی و زوار دررفته میتوانند موعظه کنند و خود را نجات دهد در صورتی که نمدن جدید مثل موج های سنگین دریاها بر ما چیره خواهد شد . خوشا به حال آنانکه ارزشها و ابزارهایی نوین ساختند و طور یقین با روشهای جدید هماهنگ خواهند شد ولی آنان که هیچ تغییری را بر نمی تابند ، اتفاقات و تحولات جابه جایی تمدن کشاورزی به صنعتی برایشان رخ خواهد داد و ناگذیر از بین خواهند رفت .

  40. ( بعضیا فقط افکار صد من یه قاز و بدون مطالعه نداری! ) پس منظورت اینجا با خودت بود آقای باسواد ، درسته ؟ چرا اون چه واغعیت وجودی خودته اینطور بلند فریاد میزنی ؟ اینطوری اعتماد به نفستو پایین نیار غناری جان تو هیچی نباشی حداقل صدای زیبایی داری ، ازش استفاده کن عزیز . مسئله بعدی اینه که شما که اینغدر با کمالات و با سواد تشریف دارید چرا خودتون رو معرفی نمیکنی ؟ چرا از اسم های مستعار استفاده میکنی ؟ فکر میکنی اگر با اسم واغعی بیای و خوب افکار صد من یه غازی رو که مدعیش هستی برای دیگران بازگو کنی دیگران بهت میخندند ؟ نکنه به اون چیزی که می خونی ، هم اعتغادی نداری ؟ نکنه محض خالی نبودن عریضه بعضی وغتها موافغی بعضی اوغات مخالف ؟ خوب اگر حرفی واسه زدن داری میتونی بزنی همه اینجایم که از تفکرات خودمون بگیم ، تا حالا به غناری ها دقت کردی ؟ هر کدوم صدای مخصوص خودشون رو دارن جنساشون باهم فرق میکنه ، ولی با این حال همه با هم می خونن ، تو هم بیا تو بحث شرکت کن ، البته اگر فکر میکنی توانایش رو داری ، اگر واغعا معتغدی به تفکرات گلابتون نزدیکی ، اگر میخوای از سواد و آگاهیت استفاده کنی …. دوست عزیز من قلط های املایی گرفتن کار آسونیه ، شاید در نظر تو سواد تا همین حدش خوبه که قلط املایی نداشته باشی ، اون موقع در نظر خودت باسوادی و خوب افتخار هم میکنی با سوادی … ولی ازت ممنونم به خاطر قلطهای املایی که از من میگیری شاید به خاطر اینه که سرعت تایپم بالاست بعضی وغتها دستها خودشون میرن رو کیبورد و اشتباه تایپ میکنن . به نظرم خیلی هم خوبه این قلطهای املایی میگی چطور ؟ بهت میگم ؛ چون باعث میشن افراد با سواد و با پشتکاری مثل تو بیان حداقل محض بودن قلط های املایی هم شده متن رو تا انتها بخونن … به همین مناسبت و به خاطر انتخاب میمون از طرف شما قلط های املایی بسیاز زیادی رو تو متن آماده کردم امیدوارم ازشون لذت ببری و استمرار این اتفاق باعث این بشه که یک مقدار هم به محتوای متن فکر کنی و یغینا اون روز تو دیگه جزیی از افرادی هستی که میتونی با افتخار خودتو معرفی کنی و اسم واغعیت رو برای دیگران بگی ، دیگه به اسم مستعار نیازی نداری چون دیگه بزرگ میشی ، هم از لحاظ فکری هم از لحاظ روحی …. منتظرم از دل قلطهای املایم اون چه رو که خودمو پاره کردم تا الان تو مخت کنم بفهمی و درک کنی …. شبت بخیر و شادی

  41. خداوند تو رو شفا بده، انقدرگرفتار تئوری های ریز و درشتی که واقعیتها رو نمیبینی.گاهی هم کلا از مرحله پرتی و هذیان میگی…. بنده به هیچ عنوان علاقه‌ای به بحث کردن با شما ندارم. من فقط نظرات متین و محکم خانم گلابتون را تایید کردم هیچ تمایلی به خوندن هذیانات شما نداشته و ندارم حالا چرا خودت را این وسط انداختی بماند که از کجا آب میخوره. از روی غلطهات چند بار بنویس زشته واست. اونایی که باید من را بشناسند میشناسند، لزومی به معرفی خودم نمیبینم.

  42. بی چاره مفلوک اینهایی که من دارم میگم از تصورات و توهمات ذهنیم نیست مثل شما و دوستانتون ، از روی منابعیست که داره تو دانشگاه ها بهش استناد میشه . خود تو اینقدر بی سوادی که نمیتونی بیش از سه خط درباره اون چیزی که مدعی هستی و قبول داری دفاع کنی خوب معلومه افرادی هم که تو رو قبول دارند از تو و تفکرات تو جدا نیستند . نمیخوای بحث کنی ببند بشین ببین دیگران چی میگن ، تو میتونی نظر کسی رو تایید کنی تا اینجاش درست ولی بی جا میکنی حرفهای دیگران رو صد من یه غاز نام میبری تو کی هستی که به خودت اجازه میدی ؟ کتابهایی که من از روی اونها استدلال کردم شامل جابه جایی در قدر – تافلر / فراسوی نیک و بد – نیچه / موج سوم و تمدن جدید – تافلر / من مسیحی نیستم – راسل / وووو….. تو وقتی داری همه چیزی رو که اصلا سوادشو نداری از رو بخونیش صد من یه غاز میشماری خوب معلومه داری در اصل بی سوادی حماقت و ناآگاهیت رو فریاد میزنی بعد اومدی داری کمبودها و حماقت های خودت رو به دیگران نسبت میدی ؟ من غلطها رو مینویسم برای تو که شاید اون مغز در حد قناریت بتونه درک کنه بهتره تو چندین بار از روی متنهای من بنویسی شاید به جز غلط های املایی مغزت یه تکونی خورد و حداقل رفتی از روی منابع مطالعه کردی که فکر نمیکنم تو بتونی انجامش بدی . تو و دوستانی که تو رو تایید میکنند جز همون مدعیان بی همه چیزن ، مدعی هستین خانم یا آقای فلانی درست میگه ، میتونی تحلیل کنی چرا ؟ من اصلا مخالف نیستم به نظر من هم درست داره میگه ولی سوادت تا این حد هست بخوای ازش دفاع کنی ، مطلبی بهش اضافه کنی ؟ نه تو اینقدر تن پرور و بی مغز رشد کردی که به اینجا رسیدی دستاوردهای دیگران رو صد من یه غاز میبینی . تو اصلا در حدی نیستی بخوای از کسی دفاع کنیو حرف کسی رو تایید کنی که با این کار افکار و روش اون فرد رو هم زیر سوال میبری پس بهتره ببندی و با دوستانی که شما رو میشناسن بشینین کنار بحث تیله بازی کنین شاید بعدها فرزندانتون تونستد سری تو سرا در بیارن وگرنه شما در همون حد قناری باشی کفایت میکنه .

  43. واي. دعوا شد؟
    البته رهام . منظور قناري شما نبودي. اون و نازنين توي يه صفحه ديگه باهم درگير شدن.
    متأسفم واقعا.
    دوستان عزيز. بيايين سعي كنيم با هم كنار بيايم و اينقدر تفكرات هم رو زير سوال نبريم و وقتي اعتقادات كسي برخلاف اعتقادات ماست محكومش نكنيم.
    گرچه رهام حق داره كه بهش بربخوره. چون قناري مشخص نكرده بود كه مخاطبش اون نيست. ضمن اينكه حتي كنايه زدن به نازنين هم كار درستي نيست. هر چند روش نازنين رو هم قبول ندارم. ما داريم مي گيم به هم و به اعتقادات هم احترام بگذاريم اما نازنين جان. بد جور اعتقادات ديني هموطنانت رو تحقير مي كني. و مسلما اين كار نتيجه اي نداره. چند وقت پيش سايت،‌ايميلي به همه اعضا فرستاد . فيلمي از برتراند راسل فيلسوف ارزشمند انگليسي كه واقعا باعث شد عاشقش بشم. فيلمي كه هر از گاهي برمي گردم و مي بينم. حتما شما هم اونو ديديد. راسل دو تا پند ميده. مي گه:
    به دنبال واقعيت و حقيقت باشين. حتي اگه به ضرر بشريت باشه و اونو بپذيرين. و دوم اينكه در اين دنيا كه آدمها هرروز به هم نزديك و نزديكتر مي شن(بخاطر عصر ارتباطات) عشق ورزيدن عاقلانه و تنفر ورزيدن ابلهانه است.
    حالا خوبه ما در دوسوي اين كره خاكي نيستيم. ما همه هموطن و همزبانيم. نمي دونم چطور مي تونيم اينقدر از هم دور و از هم متنفر باشيم.

    • درود بر گلابتون .
      آیا من اعتقادات دینی هموطنان رو تحقیر کردم ! یا هموطنای من وشما اعتقادات دینی منو یتحقیر کردند ؟!
      آیا این همدینهای شما نبودند که بدون آگاهی به دینم وپیامبرم دروغ بستند؟!
      آیا این همدینهای شما نبودند که بدون اطلاع از دین مقدس زرتشت و اطلاعاتشونوبه دروغهای اینترنتی کردند و یک مشت دروغ در سایت نوشتندو باعث بوجودآمدن ذهنیت بد همدینهای شما شد؟!
      آیا مسلمانی یعنی این گونه صحبت کردن ؟! به مقدساتم قسم که اگر دوستان مسلمانی چون مهشید فاطمه روهام و… نداشتم باور داشتم که پیروان دین اسلام همگی وحشی مستبد وخونریزند،درست مثل اعراب که از ابتدای خاقتشون تا به امروز هیچ تغییری در رفتارشون نداشتند.
      آیا روسپیانی که خودشونو در این سایت شفاف معرفی کردند و خودشونو حامی یتیمان میبینند و دم از علی میزنندبه پیروانم تهمت آزار رساندن به پیامبر اسلام و ائمه را روانداشتند ؟!
      آیا اینان مسلمانند ؟!
      اگر همین الان من دین وپیامبر شمارو دروغ وتوهم معرفی کنم چه عکسلعملی نشون میدید ؟!
      اونایی که مگن گفتار نیک از آن پیروان زرتشت مقدسه کاملا درست گفتند ولی هر انسانی در برابر نا برابریهایی که بوجود میاد اگر با گفتارنیک نتوانست دشمنان دینشو اصلاح کنه پس باید با گفتار خودشون باهاشون صحبت کنه .
      آنهایی که میگن گفتار نیک درسته ولی آنهایی که ادعا دارن مسلمانان شیعه بر دیگر مسلمانان جهان برتری دارن چطور ؟!
      دزدی،رانتخواری، دروغ،تهمت،فساد مالی واخلاقی ،آدم ربایی ،قتل ،ربا، و…آیا این اعمال از آن کسانی که ادعای برتری میکنن نیست؟!آیا خداوند بهشت رو برای سی چهل ملیون شیعه آفریده؟!که ادعادارند :فقط شیعه های علی وارد بهشت میشوند؟!اونایی که ادعا میکنن شیعه های دنیا با شیعه های ایران برادرند آیا حرف شیعه های غیر ایرانی را شندند؟!آیا نشندند که آنها اصلا شیعه های ایران را قبول ندارن ! نبایی تبلیغ کنم ولی لازمه بگم : بد نیست شبکه های ماهواره ای هم نگاه کنید تا ببینید که شیعه و مسلمانان واقعی چه کسانی هستند و چطور منکر شیعه های ایران میشن.
      گلابتون عزیز در صفحه ای که در مورد اسارت زنان توسط مسلمانان گفتم قصد من بیحرمتی دین شما نبود من عضو این سایتم پس حق دارم نظر بدم وکسی نمیتونه این حق رو از من بگیره !
      اسلام تمامی رویدادها وقوانین خودشو چه بصورت کتاب چه بصورت فیلم به تصویر کشیده نمونش قیلم تاریخی وحقیقی (حریم سلطان ) که پادشاه عثمانی هرشب به حجله میره ودختران باکره ای که به اسارت گرفته رو به نکاح خودش وفرزندان پسرش درآورده .زیرا این اعمال جزو قوانین اسلامه که در آیه 24 سوره نساء هم بهش اشاره شده وحتی پیامبر هم از این قوانین اطاعت میکرده حتی من خودم از زبان مسلمانان شنیدم ، پس چرا چیزی که عین حقیقته شنیدنش برای همدینهای شماتلخه ولی انکار کردن ودروغ بستن به دین مقدس من گناه نیست ؟!
      آیا اسم پیامبرم در کتاب آسمانی شما نیست ؟!
      مگر خدا در قرآن نگفته که:هرکس منکر رسولان من شود کافراست ؟!
      آیا اینان مسلمانند که منکر رسول خدا شدند؟!
      مگر خدا در قرآن نگفته که: ما رسولانی برای هرقوم وبا زبان خودشان برایشان فرستادیم ، آیا یک سری افراد قلاش و روسپی که فقط شدن دستمال چرک مردها نباید با زبان خودشان حرفی رو بهشون فهموند؟!
      و در جواب کسی که زیر اسم حیوان پنهان شده و اینقدر برای جودش احترام قائل نبوده که ی اسم انسانی برای خودش بزاره و بسیار بزدل وترسوست بگم : اقلیت ها هم اکنون در کشور اجدادی خودشون دارن جزیه میدن واین دادن جزیه با ورو داعش به ایران شروع نمیشه ! وبلایی که داعشیان با ایزدیان عراق میکنه ، همین رو اعلام کرده که با شیعه های ایران خواهد کردولی ما زرتشتیان هرگز اجازه نمیدیم که تازیان عرب به کشوراجدادی ما یورش ببرن همانند جنگ ایران وعراق جلوی این تازیان سینه سپر میکنیم ،زمانی که صدام اعلام کرد با ایران نبرد قادسیه را تکرار خواهد کردبسیاری از زرتشتیان مقیم کشورهای خارج به ایران آمدند و مردانه جنگیدند وعده ای هم به شهادت رسیدند.
      بدرود.

      • ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست****** عرض خود میبری و زحمت ما میداری
        غیر از یک نگاه تحقیر آمیز درموردت نمیتونم چیز دیگه ای داشته باشم.

        ماده18ـ هر كس به قصد اضرار به غیر یا تشویش اذهان عمومی یا مقامات رسمی به وسیله سامانه رایانه‌ای یا مخابراتی اكاذیبی را منتشر نماید یا در دسترس دیگران قرار دهد یا با همان مقاصد اعمالی را بر خلاف حقیقت، رأساً یا به عنوان نقل قول، به شخص حقیقی یا حقوقی به طور صریح یا تلویحی نسبت دهد، اعم از اینكه از طریق یادشده به نحوی از انحاء ضرر مادی یا معنوی به دیگری وارد شود یا نشود، افزون بر اعاده حیثیت (در صورت امكان)، به حبس از نود و یك روز تا دو سال یا جزای نقدی از پنج میلیون (5.000.000) ریال تا چهل میلیون (40.000.000) ریال یا هر دو مجازات محكوم خواهدشد.

        • ای که از کاسه ی قرآن خدا داغتری …
          ازمحمدتومسلمان تر علی تر ز علی …!؟
          باتودانی و زنی خود به علی چپ کوچه…!
          یا از عقل زبنیاد ندانی خبری …!
          آیه روشن قرآن نشندی…،خبرت…؟!
          که چنین ساخته ای دین خدارا سپرت …
          روبه آیینه خودت را بنشین موعظه کن …!
          بلا خره بعد از کلی رنگ عوض کردن سرو کلت پیدا شد ؟!
          مگه نگفتم کاری بکارمن نداشته باش ؟!
          میبینم که دوباره به کپی کردن متوسل شدی …!
          ببین برو خودتو سیاه کن من هر روز از این داستانا زیاد سر کارم میبینم .
          تویی که ادعا داری من به دینت توهین کردم اگه آدم بودی همونجا از دینت دفاع میکردی …!
          حتی خودت با اسم امیر حسین بارها وبارها شهادت دادی که به دینم توهین شده ..
          هرچند حرفهای من برای تویی که شب و روز تو سایتی و کاری جز این نداری و یک شبه مثلا مدرک گرفتی مثل کوبیدن آب در هاونه …
          وبه قول استاد جوانمرد(روهام عزیز) کارمن مگس پروندن نیست ، من اهداف بزرگتری دارم…
          وهمون حرفی رو گه فبلا بهت زدم رو تکرار میکنم :اگر دروغ رنگ داشت هر روز شاید ده ها رنگین کمان در دهان امثال تو نطفه میبست و بیرنگی کمیاب ترین چیزها برای امثال تونود…!
          به قول یکی از دوستان فقط بلدی قمپز در کنی و لغاز بخونی مغلطه کنی و خودت به خودت لایک بدی و لا غیر.
          تویی که اینقدر حسد غرور و حس خودکم بینی چنان تمام وجودت رو فرا گرفته که وقتی در جواب کامنتت بهت گفتم برات احترام قائلم و دوست دارم! بلد نبودی جوابی بدی…!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
          وبا احترام زیادی سال نو رو بهت تبریک گفتم … ولی آیا تو بلدی کامنتی به زیبایی کامنت من بدی …؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
          بلد نستی ! ولی لغاز خوندن رو خوب بلدی.
          با احترام بهت میگم : لطف کن کاری به کامنتهای من نداشته باش .

          • واقعا برات متاسفم انگار عقده ها و مشکلاتت فراتر از تمام وجودت هست . قبلا هم گفتم مشکل تو دینت نیست . مشکل تو بی ادبی ، درنده خویی وتوهینهاییه که به دیگران ابراز میکنی . مشکل تو کم سوادی و بی تجربگیته . بعد از مدتها تو سایت اومدم و همونطور که دیدی در صفحات مختلف همه دوستان عزیزم از اومدن من خوشحال شدند. فهیمه ، ریحان ، آرمان، صبا، امیر، عادل ، امیر حسین ، ریحانه،قناری، سایه، ارغوان، نفس و.. این غیر از دوستانیه که همیشه از طریق ایمیل با من در ارتباطند… ندیدی یا خودتو به ندیدن زدی من به داشتن چنین دوستانی به خودم میبالم . دوستانی که لطیف تر از برگ گلندو متاسفانه بتعبیر بعضیا مگس خوانده شدند…ما اگر از نظر ایدئولوژی هم با هم اختلاف نظر داشته باشیم ولی باز هم همدیگرو دوست داریم و برای هم ارزش قائلیم و همیشه ادب و احترام رو نسبت به هم رعایت میکنیم .ولی وقتی برگشتم دیدم اونی که تو سایت پلاس بوده و توی هر صفحه نیش و زهر ریخته تو ئی و اون دوست خیالیت مهشید. حالا من به تو کار داشتم یا تو به من؟؟؟؟!!!! نشمردم ولی خدا میدونه چند تا کامنت مزخرف ازت دیدم قبلا هم گفتم من و بقیه دوستانم فقط یه نگاه تحقیر آمیز بهت داریم بازهم میگم نه بخاطر دینت( چون اصول همه ادیان یکی هست) بلکه بخاطر درک و شعور پایینت.
            اواسط فروردین که به سایت برگشتم اسم تورو جزو دوستانی نوشتم و عیدو بهت تبریک گفتم و شما هم جواب دادی و این موقعی بود که من کامنتهای شما رو تو صفحه مهدی رحمتی نخونده بودم مطمئن باش اگر خونده بودم شما در لیست دوستانم نبودی. متاسفانه بعد از دو سه روز متوجه شدم جوابتو ندادم چون دوستانم به بهترین وجه و بهتر از من جوابتو داده بودند.پس این مزخرفاتو تموم کن که من به اسم امیر حسین تورو تایید کردم. این فکرت هم خیلی احمقانست.
            ضمنا من یک شبه مدرک نگرفتم تا الان 16 ترم گذروندم و هنوز هم ادامه داره.

            شعر بالا رو خودت نوشتی ؟ یا از جایی کپی کردی.

            یه توصیه مهم دیگه هم بهت دارم بهتره به یک روانپزشک مجرب مراجعه کنی چون بد جور توهم توطئه داری یه جور بیماری از نوع اسکیزو فرنی!

    • نا مقدس خواهش میکنم با مظلوم نمایی اشک ما و دیگران را در نیار . خوبه خداراشکر من خودم شاهد توهینهات به پیامبر و قرآن کریم بودم و نقل و قول نشنیدم.قبلا هم گفتم توهین کردی توهین دیدی این در به اون در ولی برای من خیلی جالبه که خیلی پررو تشریف داری و هی به حرفات اصرار داری .لطفا به هم کیشانت بگو زحمت نکشن برای مقابله با داعش !!! ما خودمون هستیم همین که داریم با تو فک میزنیم کافیه . از صد تا دشمن بدتری تو!بیان تورو جمع کنن بسه!
      عاشق اسم قناری هستم تا کور شود هر آنکه نتواند دید .من صدای وجدان بیدار هستم تا حالا هم خیلی ها رو از خواب خرگوشی بیدار کردم ولی تو بدجوری خودتو به خواب زدی.
      بارها بهت تذکر دادم که مودب باش !بازم که بدزبونی کردی خجالت بکش زنیکه هرزه !

      خانم گلابتون بنظرت من نباید فحشای این خانم رو به خانمهای محترمه سایت جواب بدم؟اونا که نجابت به خرج میدن و این حرفارو جواب نمیدن! تا الان چیزی نگفتم ولی میخوام بهش بگم خودش روسپی و دستمال چرک آرش و قلاشه!!!!!؟؟؟ ( خخخخخ فک کنم منظورش کلاشه یا شایدم قلافه یا چه میدونم قماشه؟!!!)

      نا مقدس میخوای از این به بعد اسمتو همون روسپی صدا بزنم؟ یادمه یه بار تو سایت از اندامت تعریف میکردی که من خوش هیکلم و مربی شنا هستمو …این حرفت عرض اندام و خودفروشی نبود؟دنبال مشتری میگشتی درسته؟ ولی خوشم اومد کسی محل سگ هم بهت نذاشت چون آدمها رو از پشت کامنتشون میشه تشخیص داد. زیبایی ظاهری مهم نیست مهم اینه که گفتارت و رفتارت جذاب باشه که نیست.
      بازم میگم مودب باش اگه نباشی با همون اسمی که مثل نقل و نبات تو دهنت میچرخه صدات میزنم.

  44. سلام گلابتون عزیز صبحت بخیر ، بدون هیچ تردیدی شما مقصر به وجود اومدن این جو هستید . شما مطالبی رو که منتشر کردم از بالا تاپایین بخونی متوجه حرفم میشی . از جایی شروع کن که آخرین نظرت رو برامون گذاشتی . شما متنی رو که من گذاشتم و شما شاید به هر دلیلی به عمق موضوع اشراف نداشتید تفسیر به رای خودتون ، اعقایدتون کردید . دیگرانی نشستند تا از این بحث ها نتیجه بگیرند کی خوبه کی بده نباید با نظرات شخصی و تصورات ذهنی خودمون با مسائل برخورد کنیم که شما متاسفانه انجامش دادی من قبل از نظر قناری به شما تذکر دادم ولی خوب دیگه کار از کار گذشته بود . منظور قناری با هر کسی هست فرقی به حال من نمیکنه ، من و شما داریم در مورد مسائلی صحبت میکنیم بعد این آقا بدون هیچ زمینه ای میاد شروع میکنه به حرف زدن ، مثل بچه ای که از حرفهای بزرگترا خسته میشه شروع میکنه به خرابکاری تا جلب توجه کنه . در ضمن دوست عزیز و گرامی من نازنین از هر جهت به من نزدیکه پس اگر از این بعد در مورد نازنین جان انتقاد بشه عین این میمونه که از من اتقاد شده پس مثل یک مرد باید حرفی که میزنه رو تحلیل کنه نمیتونه محکومه که دهنش رو ببنده چون ما گوش و وقت اضافی نداریم به اراجیف ایشون و دوستانشون متمرکز بشیم . اگر هم با ایشون برخورد میکنم چون میدونم باز کسانی بین ما هستند دارن بحث رو دنبال میکنند و نمی خوام فردی مثل قناری بیاد و وسط بحث پارازیت بندازه . متاسفانه این بحث سوخت ، خیلی بحث جالب و جامعی بود ولی شما شاید به دلیل تجربه کمی که در مورد مسائل طرح شده توسط من داشتید سعی در اثبات حرفهاتون با نقض متن های من کردید که خوب نتیجش میشه همینی که میبینید . الان هم دیگه حرفی نمونده من تمام حرفهام رو زدم البته تمام استدلالهام مال افرادی که شما قبولشون دارید ( آقای راسل ) و نمیتونید نداشته باشید . چارچوب تفکرات شما رو هم درک کردم و برام بسیار قابل ستایش و احترامه ولی خوب زمان خواهد برد تا حرفها و تفکراتمون یک کاسه بشه . ازتون بابت این که من رو تحمل کردید و متن های بلند من و شاید خارج از حوصلتون رو مطالعه کردید ممنون و سپاسگذارم . منتظر شما در صفحه های جدید هستم و امیدوارم اونجا شما رو با صبر و شکیبایی بیشتری ببنیم تا بتونیم نتیجه ای از هر دو بدست بیاریم . روزتون خوش و به شادی

    • خدمت استاد عزیزوگرانقدرم روهام عزیز:
      کا آب اقیانوس هم نمیتواند یک قایق را غرق کند …
      همین گونه انسانهای منفی دنیا قادر نیستند شمارا تحقیر کنند…
      امیدوارم نورمقدس اهورا مزدا نگهدارشماباشد.
      بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدرود

  45. برادر عزيز. رهام.
    بله. من هيچ تخصصي در زمينه فلسفه و علوم انساني ندارم. البته علاقه دارم. من هم كتابهاي برخي از فلاسفه غرب از جمله راسل رو خوندم. خيلي ذهنيتم رو تغيير داد. چون نگاه ديگه اي داره و علامتهاي سوال زيادي جلوي خيلي از افكارم گذاشت. البته از هگل هيچي سر در نميارم. يعني حتي يك كلمه از حرفاش رو نمي فهمم. ولي مطمئنم كه كسي كه تخصصش اين هست اون رو كاملا درك مي كنه. متني كه فرستادي رو دوباره خوندم. عذر مي خوام ولي باز هم چيزي از فلسفه در اون نديدم. بيشتر يه متن ادبي بود شامل طرز نگاه نسبت به مردم. كه البته اين نوع نگاه، شبيه نگاه شريعتي هستش به بردگان مصر (در كتاب : آري اينچنين بود برادر) البته شما فقط گوشه اي از اون چيزي كه خودت خوندي رو آوردي و قطعا نگاه من با نگاه شما فرق خواهد كرد/
    البته من در رشته تخصصي خودم صاحب نظرم. به شغلم مسلط و در جايگاه شغلي ام تصميم ساز هستم. چرا؟ چون مشكلات ، نارسائيها، كمبودها و نيازها رو در اين زمينه تاحدي مي شناسم. اما باز نه در جايگاه يك تصميم گيرنده. حالا وقتي اون موضوع، يك موضوع كلان باشه. يعني در حد كلان جامعه . اونوقت نياز به هوش بالاتر و تخصص و علم بيشتري هست تا تصميمات راهگشا گرفته بشه و برنامه ريزي صحيح و هدفمند انجام بشه.
    ببين . منظور من اين هست.
    همه مي گيم كه فرانسه يك كشور آزاده. اما در فرانسه به دليل سكولار بودن حكومت، اجازه داشتن حجاب به مسلمونها داده نمي شه. در واقع در صورت حجاب داشتن محدوديت هاي شديدي براشون ايجاد ميشه. خب؟ اين موضوع رو اكثريت مردم اونجا خواستن. اما چطوره كه با اين شرايط ،‌مسلمانان زيادي اونجا هستن؟
    از طرفي توي كشوري مثل آمريكا كه به نظر من دموكراتيك ترين كشور دنياست. خريد و فروش و كاشت و مصرف ماري‌جوانا در بعضي ايالتها آزاد ميشه. چه جوري؟ چرا؟ چون اكثريت مردم مي خوان و اين در يك همه پرسي مشخص ميشه. وقتي چيزي كه جرمه همه گير بشه ديگه مردم مي خوان اون چيز جرم نباشه. جالبه. البته در ادامه كار دولت تغيير مي كنه. ديگه لازم نيست با خريد و فروش ماري جوانا مبارزه كنه اما بايد آسيب هاي مصرف رو به مردم آموزش بده. نوجوونها و بچه ها رو بيشتر كنترل كنه تا آلوده نشن و …. ضمن اينكه برگزاري انتخابات براي هرچيزي هم هزينه داره و خب اونها قبلا با چپاول كشورهاي ديگه، ثروتمند شدن. ولي معنيش اين نيست كه مخالفاني نداره.
    ما راه زيادي در پيش داريم. من فكر مي كنم ما اول بايد ضعفهاي فرهنگي مون رو پوشش بديم. بايد ياد بگيريم كه مخالف روبپذيريم. بايد ياد بگيريم كه اكثريت يعني چه؟ بايد خودمون رو بشناسيم. و اين خودشناسي هم يه كار تخصصي نيست. هر كسي مي تونه دنبال خودشناسي و رشد خودش و خونواده اش و اطرافيانش باشه. هر كسي مي تونه سعي كنه روي جمع تأثير بذاره. اما مي گم اگه مي خوايم در سطح كلان نتيجه اي داشته باشه بايد سيستماتيك باشه و اين كار يه متخصصه كه آسيب ها و راهكارها رو مي شناسه و مي دونه. حالا نه لزوما دولت. مثل NGO ها كه توي جامعه ما هم فعالن. اما همونهام بايد كار تخصصي كنن. من واقعا فكر مي كنم مشكل دخترهاي جامعه ما روسري نيست. مشكل اينه كه خودشون رو ، استعداد هاشون رو، هدفشون رو نشناختن. يكي از آشنايان ما همسر خارجي داره. وقتي همسرش به ايران اومد گفته بود اينها كه از من هم آزادترن. من عكسهاي اون با خانواده اش رو ديده بودم. و از تعجب شاخ در آورده بودم. شلوار جين با پيراهني شبيه پيراهن مردونه؟؟؟ حالا دخترهاي ما، حتما آنجلينا جولي يا جنيفرلوپز بايد باشن؟؟ خودمون رو گم كرديم.
    خب. وقتي كه ما هنوز نمي دونيم چي مي خوايم. چي خوبه. چي بده. دليلش اينه كه خودمون رو نشناختيم. براي خودمون سوال نساختيم و سعي نكرديم به سوالاتمون پاسخ بديم.
    از طرفي دنبال اين هم نباشيم كه اعتقادات هم رو تغيير بديم. دنبال اين باشيم كه هم رو بپذيريم. واقعا اين بحث عدم درك متقابل توي كشور ما ريشه دار شده. چون هركس فكر مي كنه حق با خودشه.
    توي كامنت قبلي ام راجع به فيلمي از راسل و دوتا پندش نوشتم. پند اولش رو خيلي دوست ندارم. گرچه درست مي گه اما من فكر مي كنم ما نمي تونيم فرض كن از مثلا يه مسيحي پير اعتقاداتش رو بگيريم و بالفرض بگيم بيا مسلمون شو. چون با اين كار نابودش مي كنيم. من فكر مي كنم بايد كمكش كنيم تا بر اساس اعتقاداتش زندگي انساني داشته باشه. هر كاري نياز داره كه يه سير رو طي كنه. مثلا توي صدر اسلام، ما هنوز بحث بردگي رو داشتيم. در حاليكه آزادكردن برده ها حتي كفاره گناهان محسوب ميشد. چرا؟؟ چون هم مردم نياز به برده ها( بعنوان نوكر و …) داشتن و هم اينكه برده ها بخاطر نوع زندگي شون توان اداره كردن زندگي خودشون رو نداشتن. ازادكردن برده ها هم شرايطي داشت نه اينكه برو به امان خدا. در مورد اعتقادات آدمها هم همينطور. مهم اينه كه در كنار هم باشيم. هم رو درك كنيم و كمك كنيم كه همه زندگي در خور انسان داشته باشن تا بتونن به مفهوم كمال انساني، لحظه اي، فكر كنن.

  46. راستی دوستانی که عاشق غلطهای ملایی هستند ، براتون از این به بعد تو متن هایی که منتشر می کنم از قلت های املایی زیادی استفاده خواهم کرد شاید این یک انگیزه ای شد تا متنها رو بخونید و به دنبال منابعش بگردید و مطالعه کنید و در نهایت اگر به هیچ چیز دست پیدا نکنید ، حداقل متوجه خواهید شد معنی واقعی سواد چیه ؟ تا به بعظی از دوثتان میگی بی سواد خودش رو تو کلاسهای نهضت سوادآموزی تثور میکنه ؟ برید مطالعه کنید ببینید به چه کسانی بی سواد اتلاق میشه اون هم تو غرق 21 که داریک توش زندگی میکنیم . بی صبرانه منتظرم قلطهای املایم رو تا آخر این متن بگیرید ، فقط از این به بعد نمره یادتون نره ، یک قانون هم میزاریم که هر قلط املایی 0/25 کم میشه ، این هم تنها به صورت نمادین برای یکی از دوستان و هم سنگراتون که عاشق 0/25 نمره های دوران ابتدایش بود و در پوست خودش نمیگنجید از این طریق ایجاد انگیزه و شادی و شعف میکنه براش و خوب بالاخره اینطوری دورهمیم و خوب هستیم و لذت میبریم .

  47. به نظر مياد من شما صبر و شكيبايي تون رو از دست داديد. من هم كلا اهل كامنت گذاشتن نيستم . و اميدوارم ديگه توي بحث با كسايي كه روحياتشون رو نمي شناسم شركت نكنم.

  48. فکر میکنم به من و تفکراتم داری نزدیک میشی گلابتون عزیز ، دوست دارم اثری رو برات میل کنم ، فایل صوتی کتابیست ارزشمند که تمامی این مسائل رو برات مشکافه ، راه حل میده و من و تفکراتم رو بیشتر و بهتر برات باز و روشن نگه میداره . من این فایل صوتی رو ، روی سیستم خونه دارم شما لطف کن آدرس ایمیلتو برام بزار تا برات میلش کنم . بهت قول میدم تمامی این ناهنجاری ها ناملایمات و دوگانگی ها رو دلایلش رو بفمی و شاید بعد از اون با من هم صدا هم بشی چون همین که راسل رو می پذیری یعنی ذهن زیبا و بکری داری که آماده مواجهه با هر چیزی هست . من منتظر آدرس میل شما هستم

  49. نه من صبرم رو از دست ندادم ، فکر کن الان یکی بیاد و حرفی که راسل زنده شما بهش علاقه داری و خوب تو چارچوب تفکراتت جاش دادی بیاد و بدون دلیل بدون استدلال صد من یه غاز بخونتش ؟ فکر نمی کنم احساس خوبی داشته باشی بعد از این اتفاق باز هم میل شماست من اگر حرفی زدم با استدلال و استناد به منابعی بود که دنیا قبولشون داره و دنیا هم راه خودش رو میره برای ما صبر نمیکنه تا بهش برسیم حالا هرطور مایلید . از آشنایی با شما خوشحال شدم امیدوارم موفق باشید . روز خوش و به شادی

  50. علاقه اي ندارم. عذرخواهي مي كنم.

  51. نه خواهش میکنم ، میدونم و این رو متوجه شدم و امیدوارم از این به بعد تو بحث هایی شرکت کنید ( همون طور که خودتون گفتید ) که در موردشون مطالعه داشتید ، نه در مورد مسائلی که نمی دونید و یا ضعفی رو احساس میکنید و بیاید اونها رو هم تفسیر کنید . مثل این میمونه که من بیام در مورد شغل تخصصی شما نظر بدم خوب یک مقدار نابخردانه به نظر میرسه . امیدوارم در مورد مسائلی که مورد علاقتون هست حداقل موفق باشید ، روز خوش

  52. اگه رشته تخصصي شما فلسفه يا جامعه شناسي بوده حق باشماست. البته من در مورد مسائل رشته تخصصي ام توي سايت تخصصي و با كسايي كه تخصصش رو دارن بحث مي كنم.

  53. البته حتما نباید رشته تحصیلی فردی فلسفه باشه تا فلسفه رو بدونه و بفهمه ، من رشته تحصیلیم فلسفه نبوده ولی از جهتی که پدرم استاد فلسفه در دانشگاه بود من هم علاقه مند شدم و شاید هم به قول اسپینوزای بزرگ جوهر وجودی من رو هم در برگرفته بود با من متولد شد و باهام رشد کرد با این که با شغلم و روابطم هیچ ارتباطی نداشت . فلسفه میشه گفت مادر تمام علومه وقتی شما بخوای فلسفه بدونی بیاد ریاضی ، فیزیک ، جامعه شناسی روانشناسی ووووو . بله کاملا حق با شماست شما مسائل تخصصیتون رو تو سایت تخصصی میبرید . از اون جایی که من معتقدم با فلسفه و تفکر من آشنا نیستید شاید اینجا رو برای این بحث هخا غیر تخصصی ببینید ولی اگر عمق موضوع رو درک کنید میبین موضوعیست فراجغرافیایی که به هر چیزی که باهاش درگیریم در طول روز مرتبطه و تاثیر گذار .

  54. دیگه فکر نمیکنم بتونیم براتون کامنتی بزارم ، باید به کارهای روزناه هم رسید بالاخره ولی به هر جهت امیدوارم موفق باشید اگر باز حرفی زدم چیزی گفتم باعث رنجش خاطر شما شد امیدوارم اون رو بر من ببخشید اگر معتقدید و یا میبینید که درش حقیقت هست . روزهاتون خوش و به شادی

  55. براي كسي كه فلسفه خونده يا بهش علاقه داره همه چيز بايد دوباره تعريف بشه. به عبارتي نگاه اون به همه چيز جديد ميشه. حتي اختلاف . اختلاف يه فرصت هست نه يه تهديد. نبايد تحت تأثير رفتارهاي احساساتي ديگران گرفت. تعجب كردم وقتي گفتين اگه از نازنين انتقاد بشه انگار از من انتقاد شده. نمي دونستم اينجا آدمها واسه خودشون دار و دسته دارن. و در اين مورد نگاه شما با بقيه مثل هم هستش. دلم ميخواست اون موضوع هوش فرهنگي جدي گرفته بشه. يه موضوع ديگه هم هست و اون هم هوش هيجانيه. اينكه وقتي هيجانزده مي شيم مثل وقتي كه عصباني ميشيم بتونيم هوشياري و آرامش خود رو حفظ كنيم و رفتار و گفتار كنترل شده اي داشته باشيم. به همه دوستان خصوصا نازنين و قناري توصيه مي كنم اينا رو جدي بگيرن. سعي كنن تونايي هاي ارتباطي خودشون رو افزايش بدن و فكر نكنن هركس مثل ما فكر نمي كنه آدم نادان و گمراهيه. به‌اميدديدار

    • سلام خانم گلابتون . خوشحالم که خیلی زود متوجه شدید که با بعضیا نمیشه بحث کرد . واقعا از این همه معلومات شما لذت بردم من هم مثل شما فلسفه نخوندم ولی در رشته خودم صاحب نظر و تاثیر گذارم ولی اینو میدونم که برای برون رفت از مشکلات جامعه ما فقط فلسفه و کپی کردن حرفهای فیلسوفهای خارجی که در یک جامعه ای جدا از جامعه ما رشد کردند کفایت نمیکنه قبل از همه اینها ما باید به جامعه شناسی ، دینشناسی و روانشناسی ملت خودمون بپردازیم … در مورد نازنین نا مقدس باید بگم اگر ایشون از دوستشون دفاع میکنند باعث تاسفه چون صرف اینکه یه نفر هی پشت هم بیاد قربون صدقت بره لایکت کنه چون در جبهه موافق تو هست نمیشه از رفتار و عملکرد کسی دفاع کرد . من و خیلی افراد دیگه قبلا هم با همین خانم خیلی بحث داشتیم و متاسفانه غیر از توهین به دینم، پیامبر (ص)و علی (ع) چیزی ندیدیم. چون فایده نداشت و ایشان با دوستشون آرش (بیژن که بگفته خودشون مرتد هست ) هی به کرات و مداوم حملات خودشون رو ادامه دادند.و از آنجایی که رهام خان هم به کرات با دوستان درگیر شدند صرف اینکه چرا از فلان هنرپیشه خوشتون میاد ولی از فلسفه نه !و به نوعی خواستار بیداری بچه ها بودند خانم نا مقدس پشت هم ایشان را لایک میکرد تا جبهشو از دو نفر به سه نفر ارتقا بده غافل از اینکه رهام فقط بازیچه دست این خانم هست.حقیقتش اینجا یه سایت تفریحی و سر گرمیه همه بچه هایی که اینجا میاند میخوان که شاد باشند و ارتباط سرزنده تری داشته باشن اینجا کسی برای بحثای فلسفی نمیاد البته چه اشکال داره که وجود داشته باشه ولی اینکه از بقیه ایراد بگیری که چرا مثل من فکر نمیکنی؟ جای تامل داره. چرا نظر منو قبول نداری ؟ یا چرا به بحث گند میزنید و در مورد مطلب آسمونی حرف میزنید و چون مثل من فکر نمیکنی پس من مجازم بهت انواع توهینها و تحقیر ها رو بکنم. یا مثل مطلب بالا که براحتی شما رو فاقد کفایت و اطلاعات لازم در مورد بحث میدونه چون نظرت با ایشان متفاوته ، صرف خوندن 4 تا کتاب که نمیشه فیلسوف شد. گیرم پدر تو بود فاضل ! از فضل پدر تورا چه حاصل!؟؟؟؟
      توی اون صفحه هم اگر با نا مقدس تند حرف زدم دلیل داشت بخاطر این بود که از سر عقده و حسادت به کرات به دوستان خوبم خانم دکتر نازنین فهیمه و مریم ( و جدیدا هم به سایه و نفس که اعضای جدید هستند) توهین کرد من میدونم که ایشان از سر نجابت و تعقل حرفهای زشتشو تحمل کردند و جواب ندادند طوری که مدتهاست خانم دکتر دیگه سایت نمیاد فقط خواستم بهش یادآوری کنم که خیلی بهتر از خودش میتونم با توهین و تحقیر به لجن بکشمش و بهش هشدار دادم که اراجیفش را تکرار نکنه وگرنه با اون روی من طرفه.
      من و امیر حسین و بقیه میتونیم یه کار کنیم تا معنی توهین رو خوب بفهمه. فقط امیدوارم گوش کنه و لجبازی نکنه وگرنه پشیمون میشه.
      خانم گلابتون من در حال نوشتن متن بودم که کامنتتون رو خوندم بازهم بهتون آفرین میگم . در مورد تفاوت و تهدید و گروه بندی و هوش هیجانی و هوش فرهنگی کاملا با شما موافقم ولی گاهی لازمه با بعضیا مثل خودشون رفتار کنی امیدوارم دلیل منو درک کرده باشید . فقط خواستم بهش درس بدم .

  56. من اصلا روش شما رو قبول ندارم و دوست هم نداشتم وارد بحث ما بشي. اصلا كار خوبي نكردي. هيچ خوشم نيومد و خيلي هم ناراحت شدم. لطف كن من بعد اگه نظر خاصي داري اون رو بيان كن و بحث ديگران رو خراب نكن.

    • باشه چشم این گوی و این میدان ! با نا مقدس و هذیانهای رهام خوش باش.
      ضمنا باید بگم که اینجا هرکس حق داره نظرشو بده( اگه میخواید پرده بکشیم کسی نیاد؟)اگر میخواهید یک صفحه اختصاصی با رهام داشته باشید میتونید توی چت رووم و بطور خصوصی با ایشان بحث کنید و از جملات نامربوط ایشان کاملا فیض ببرید.دیری نمیگذره که از کرده خود پشیمان خواهید شد.بنظرم ایمیلتونو بهش بدید بهتره.
      این جملش به شما خیلی با حال بود.
      “امیدوارم از این به بعد تو بحث هایی شرکت کنید ( همون طور که خودتون گفتید ) که در موردشون مطالعه داشتید ، نه در مورد مسائلی که نمی دونید و یا ضعفی رو احساس میکنید و بیاید اونها رو هم تفسیر کنید . مثل این میمونه که من بیام در مورد شغل تخصصی شما نظر بدم خوب یک مقدار نابخردانه به نظر میرسه” .
      ( خیلی جالبه شما دو نفر در مورد چیزی بحث میکنید که رشتتون نیست بعد همدیگرو به نابخردی متهم میکنید)

      • لطف كن يه بار ديگه چيزايي كه نوشتي بخون. به نظرت لحنت درسته؟؟؟ نظر خودت رو مي توني بدي اما نه اينكه پشت كسي بايستي و به مخاطب اون توهين كني. حالا هم كه داري به من توهين مي كني. فكر مي كني با اين طرز رفتارت مي توني كسي رو نسبت به دين و مذهبي كه ازش دم مي زني جذب كني. لطف كن از اسلام و تشيع دفاع نكن كه دفاع تو از هر تبليغات منفي،‌منفي تر هستش.
        آخرين باري بود كه توي اين سايت اومدم. واقعا براي خودم متأسفم. اميدوارم هم تو و هم نازنين يه روز بزرگ بشين.

        • گلابتون من بچه نیستم ! ولی از اینک متوجه شدید که همکامنت شدن با رنگارنگ باعث میشه به پوچی برسید خوشحالم .
          واقعا بچه ها از رنگهای مختلف خوششون میاد ولذت میبرن .
          مخصوصا از حیوانات.
          بدرود

    • خانم گلابتون حالا چرا مثل بچه ها قهر کردین؟ اگه ناراحت شدید عذر میخوام .من خواستم بدونید که دارید با کسی بحث میکنید که اصول اولیه بحث که همانا احترام به طرف مقابله را بلد نیست . کافیه به جملاتش دقت کنین . من واقعا برای شما ناراحت شدم که با این لحن با شما حرف زد. من پشت نظر اون نایستادم خواستم روشن شید . ایشان تحمل کوچکترین تخلف از عقایدشو نداره و به چالش کشیدن ایشان یعنی مصادف شدن با کلمات بد. شما خودتون شاهدید که من به ایشان چیزی نگفتم که منو با کلمات زشت زیر بار توهین گرفت . خوب عجیب نیست دوست نا مقدس و آرشه! واقعا بنظرتون این عکس العملش بعد از لایک من در مورد شما درست و منطقیه؟هرچند خودش اذعان داره که قبل از لایک من هم به شما تذکر داده ولی شما توجه نکردید و رو حرف خودتون پافشاری کردید در صورتی که باید خوشایند ایشان حرف میزدید.

      “سلام گلابتون عزیز صبحت بخیر ، بدون هیچ تردیدی شما مقصر به وجود اومدن این جو هستید . شما مطالبی رو که منتشر کردم از بالا تاپایین بخونی متوجه حرفم میشی . از جایی شروع کن که آخرین نظرت رو برامون گذاشتی . شما متنی رو که من گذاشتم و شما شاید به هر دلیلی به عمق موضوع اشراف نداشتید تفسیر به رای خودتون ، اعقایدتون کردید . دیگرانی نشستند تا از این بحث ها نتیجه بگیرند کی خوبه کی بده نباید با نظرات شخصی و تصورات ذهنی خودمون با مسائل برخورد کنیم که شما متاسفانه انجامش دادی من قبل از نظر قناری به شما تذکر دادم ولی خوب دیگه کار از کار گذشته بود .”

      لطفا اینو دقت کن اگر هم من شما را لایک کردم بخاطر نظرات متین شما بود نه دشمنی با رهام یا نامقدس ! که میگید بخاطر خوشایند من با رهام بحثو تموم نکردی. ادامه بحث شما ضرری به حال من نداشت اینو مطمئن باش . بیشتر به ضرر خودتون بود . من به شما توهین نکردم فقط خواستم بیدارتون کنم.ولی متاسفانه شما هم بسیار غیر منطقی جواب دادید.
      ضمنا من اصلا نمیخوام این نامقدسو به تشیع جذب کنم همچین افراد نامودب همون به که از تشیع نباشند. تشیع به تبلیغ احتیاج نداره به کسانی احتیاج داره که تو دهن یاوه گو بزنه( قابل توجه اینه که ما قبلا به عناوین مختلف با زبون خوش باهاش حرف زدیم ولی فایده نداشته). باور کن لازمه.من میدونم بخاطر حفظ ظاهر هم که شده باز آشتی میکنید ولی میدونم اینا همش ظواهره مگر اینکه شما هم اعتقاداتی مشابه رهام و نامقدس داشته باشید . من میدونم که باید منتظر توهینهای بیشماری از رهام باشم ولی اصلا ککم هم از این توهینها نمیگزه . توهین هر کس به خودش بر میگرده و بیشتر از همه خودشو زخمی میکنه.
      هرچه دوست داره خودش رو خالی کنه اصلا برام مهم نیست اتفاقا بیشتر با افکارش آشنا میشید. مهم اینه که من از خواب بیدارش کنم و بهش بگم دوست من دنیا تو اون 4 تا کتاب که خوندی خلاصه نمیشه .چند تا کتاب از همین دانشمندان و فیلسوفان کشور خودمون بخون .لازمه که حتما چند تا کتاب جامعه شناسی هم بخونه. ما که نمیخوایم مثل احمدی نژادمدیریت جهانی داشته باشیم .همون اینجا رو آباد کنیم بسه!
      شما هم بهتره قهر نکنید و از پیشداوری دست بردارید. اینجوری شنونده خوبی هستی ؟ که بذاری بری ؟خوبه که شاهد از غیب رسید و خودشو بیشتر معرفی کرد تا بدونید من بی جهت با کسی در نمیفتم .
      حالا برگردید و بحثتونو با رهام ادامه بدید من و سایر دوستانم فقط خواننده میشیم و قول میدم دیگه دخالتی نکنم.

  57. ضمنا قناري عزيز. ببين.در مورد رهام هم من براش احترام زيادي قايل هستم فقط از تصميم گيري اون ناراحت شدم و اون خودش خواست كه بحث رو تموم كنه.
    اون مواردي كه گفتم براي اين نبود كه شما خوشت بياد. براي اين بود كه همه از جمله خودم جدي بگيريم. ما واقعا توي مملكتمون مشكل برقراري ارتباط داريم. وقتي همه از يك تاريخ و يك زبان با فرهنگ مشابه هستيم و نمي تونيم با هم ارتباط برقرار كنيم چطور مي تونيم با دنيا ارتباط برقرار كنيم. همه چيز اونطور كه ما برداشت مي كنيم نيست.
    گام اول: گوش دادن
    – اينكه گوينده كيست؟
    – ديدگاه او نسبت به مسئله مطرح شده چيست؟
    – چه مسائلي او را نگران مي كند، احساساتش چگونه است و چه انتظاري از ما دارد؟
    به خاطر داشته باشيد تا زماني كه شما به جاي تمركز و دقت در سخنان ديگران به افكار دروني خود گوش مي دهيد، قادر نخواهيد بود شنونده خوبي باشيد.
    گام دوم: صريح و صادق بودن
    گام سوم: همدلي و همدردي
    گام چهارم: حفظ آرامش و احترام به طرف مقابل
    گام پنجم: مخالفت نمودن به شيوه مناسب
    گام ششم: خودشناسي و افزايش آگاهي
    گام هفتم: شناسايي افكار تحريف شده : سيستم شناختي ما نيز بعضا” دچار خطا و تحريف ميشود. تحريفهاي شناختي در ارتباطات انساني مشكلات فراواني ايجاد مي‌كنند، لذا بايد آنها را شناخت و در جهت تصحيح آنها گام برداشت.
    مثال: يكي از همكاران را در اداره مي‌بينيد و سلام مي كنيد، اما او جواب سلام شما را نمي دهد و بي تفاوت از كنار شما مي گذرد.
    در اين حادثه: ذهني كه دچار تحريف و خطاي شناختي است، امكان دارد به يكي از شيوه‌هاي زير اين رفتار را تعبير و تفسير نمايد.
    -او چقدر خودخواه و مغرور شده است ( پيش داوري )
    -حتما” من كاري كرده‌ام ( شخصي سازي )
    -هميشه ديگران را ناديده مي گيرد ( تعميم مبالغه آميز )
    همانطور كه مي بينيد، هر كدام از شيوه‌هاي مذكور به نوعي منجر به قطع يا مخدوش شدن ارتباط ما با ديگران ميشود، در حالي كه شايد مسئله اساسي، عدم توان ما در پردازش اطلاعات صحيح و مبتني بر واقعيت باشد.

    لطف كن جدي بگير و در اين مورد مطالعه و تلاش و تمرين كن. حتما موفق مي شي. مرسي .

    • گلابتون عزیز بنده بیشتر از دو ساله که تو این سایت هستم و تقریبا همه بچه ها رو میشناسم . حتی اگه بخاطر مشغله نتونم بیام حتما مطالب قبلی رو یه نگاه میندازم حتی میدونم کی کجا در مورد فلان مطلب چه نظری داشته و الان چی شده که نظرش تغییر کرده .ارتباط من با بچه های سایت دو طرفس .من اصلا معتقد به شخصی نگری نیستم ولی گاهی با بعضیا باید مثل خودشون رفتار کرد .
      بنظرم شما هم تا شناختی از بقیه ندارید نباید دچار پیش داوری بشید . چیزی که شما در مورد من داشتید .
      من هم مطالبی رو که کپی کردید و نوشتید به خودتون برمیگردونم و مهمترینش اینه که آرامش خودتونو حفظ کنید و شتابزده عمل نکنید . در این مورد مطالعه و تلاش و تمرین کن.حتما جدی بگیر

  58. با سلام خدمت دوستان عزیزم نازنین که خیلی بهش افتخار میکنم و گلابتون که احترام زیادی برای شخص من داره حتی اگر من از تفکراتش ندونم و چه اون از تفکرات و فلسفه تخصص نداشته باشه ، و ابتدا باید عرض کنم دوست عزیز و بزرگ من نازنین هر حرفی که میزنه هر استدلالی رو که داره مورد قبول بنده هم هست و خواهد بود و همینجا حمایتم رو ازش اعلام میکنم . توهین میکنه یعنی من توهین کردم ، به راستی شمایی که مدعی حفظ اخلاق و مذهبید ولی حتی در طول عمر بی ارزشتون یک لحظه در راه و هدف مذهب قرار نمیگیرید مستحق دریافت بدترین توهینها هستید این شمائید که اصل رو هدف اصلی رو زیر سوال میبرید . در ضمن خیلی منطقی و متین نازنین عزیز با شما بحث میکنه و اگر من بودم علاوه بر این که بدترین توهین ها رو به شما و عقایدتون می کردم و کردم و خواهم کرد ؛ تو گوشتون هم خواهم زد و نه به خاطر دشمنی که حتی لایق دشمنی هم نیستید ، که تنها به خاطر این که خوابید ، در حالت بیداری خواب میبینید و به جای تحلیل رفتار و اعمالتون ، با بی شرمی برای دیگران که مدعی نیستند ولی به راستی پدیده هستند و در راه و جهت مذهب حرکت میکنند موعظه می کنید . این بی شرمی شماست که باعث میشه برای دیگرانی که مذهب رو قبول ندارند ولی انسانی زندگی میکنند نسخه می پیچید . این شمایید مذهب و اصل و هدف رو همه با هم زیر سوال میبرید . همون طوری که سواد ندارید ولی حرفهای گلابتون رو تایید میکنید ، که به خدای بزرگ قسم اگر تجربه مقابله و مواجهه با انسانهای بی ارزشی مثل شما رو نداشتم به حرفهای گلابتون هم شک میکردم و برای همین عکس العمل نشون دادم چون بین ما کسانی هستند که به دنبال انتخاب ارزشهای جدیدی هستند و من خودم به شخصه دوست دارم اگر نگاه مذهبی دارند از افرادی نظیر گلابتون تبعیت کنند نه یکسری بی سواد ، یک عده مدعی بی همه چیز مثل شما . من مذهبی نیستم ولی ضد مذهب هم نیستم به اهدافش ایمان دارم و تنها شاید راهم از راهش جداست ، افرادی که مدعی مذهب هستند و در جهتش تلاش میکنند برای من از هم سنگران خودم که بی عملند با ارزشترند و بسیار ازشون آموختم و می آموزم . ولی روی حرفهام و توهین هام به روی کسانی که مدعیند ، ادعاشون گوشمون و شنوایمون رو آزار داده ولی اعمالشون از یک ( میخوام بگم سگ به خدا شرمم میاد ، اینان رو حتی با سگ هم نمیشه مقایسه کرد ، یک سگ ، یک سگ به دنیا میاد و یا افتخار مثل یک سگ میمیره ؛ نه اینان استحقاق مقایسه با سگان رو هم ندارید ) …. ولی اعمالشون از یک مگس پست تر و حقیرتره و به راستی اینها رو باید خار کرد کوچک کرد نه به خاطر اونها که به خاطر مسئولیتی که بر گردنوم هست . همیشه گفتم من مذهبی نیستم ولی احساس مسئولیت میکنم وقتی میبینم کسی در صدد خراب کردن مذهب قدم بر میداره چه آگاهانه چه از روی فقر فکری ، چون به راستی روشها و راه ها با هم فرق میکنند ولی هدف ها یکیست و نمیخوام آیندگان ، نسلهای بعد از ما هم از این انسانهای بی همه چیز پیروی کنند و اونها رو ملاک زندگیشون و تفکراتشون قرار بدن .

    چند خط برای آرامش دوست عزیزم نازنین

    این مردمان را بنگر ! بنیان روح آنان پلید است . دریغا ! کاش در این پلیدی و کثافت دماغ آنان ، عقلی هم یافت میشد . ای کاش لااقل اینان مانند وحوش کامل و تمام عیار بودند . ولی به راستی وحوش بی گناه و معصومند . بسیاری از مردمان پاکدامن ، واقعا پرهیزکارند ولی ماده سگ شهوت ، از کلیه حرکات و سکنات آنان سر در می آورد . این حیوان ناراحت ، بیش تر در تعقیب آنان است و در منتهای پرهیزکاری و خلود فکری هم ، دست از سر آنها بر نمیدارد . به راستی اشخاصی یافت میشوند که واقعا پاکدامن و منزه هستند . آنان را قلوبی رئوف و مهربان است و هم بیشتر و هم مهربان تر از دیگرانی می خندند ، اینان که حتی به عفت هم می خندند ، و از خود می پرسند عفت چیست ؟ آیا عفت و پاکدامنی نوعی جنون نیست ؟ ولی این جنونی ست که بر ما عارض شده است نه ما بر آن . ماییم که دل و روح خود را به او داده ایم و اکنون او با ما به سر میبرد . بگذار تا زمانی که می خواهد با ما بسر برد .

    • درود وهزاران درود بر شما وبر روشن فکری شما ، شما مایه مباهات وافتخار نتنها سایت آسمانی نه تنها خانواده بلکه کشورتی ، شما بینظیری شما واقعا یک استاد به تمام معنایی من همیشه دستتونو میبوسم وامیدوارم لایق باشم که شاگرد استاد بزرگی چون شما باشم البته اگه شما بنده نوازی کنی و منو قبول کنبد.
      استاد عزیزم روهام جان من یک انسانم ! خدا نیستم ! که صبرم زیاد باشه و در برابر توهینهای بی مغذهایی چون رنگارنگها ساکت بمانم وبه قول خودشان باید مثل خودشان رفتار کرد .
      ……………………………گـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاهــــــــــــــــــــــــــــــی می اندیشمـــــــــــــــــــــــــــ ……………………………چندان هم مهم نیست اگر هیچ از دنیا نداشته باشم……………………………………………
      همین مرا بس که … کوچه ای داشته باشم وباران … وانسانهایی در زندگیم باشند که …………………………………..
      ………………………..زلــــــــــــــالتــــــــــــــــــــــــــــــراز بــــــــــــــــــــــاران هستنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد !…………..

  59. خدمت دوست عزیزم گلابتون باید عرض کنم که من صبر و شکیبایم رو از دست ندادم ، برای بار اولم نیست با این انسانهای ناچیز بحث میکنم . من از این ناراحت شدم که به خاطر یک تفسیر اشتباه بحثی که داشت به سمت مسائل مهم و نهایی پیش میرفت خراب شد . وقتی بحث به اینجا کشیده میشه و یکسری بی همه چیز میان مدعی میشن دیگه نمیتونی فکرها رو جمع خودت کنی ، نمیتونی تمرکز دیگرانی که میبینند ولی حرفی نمیزنند رو حفظ کنی . رشته کلام و اصل مطلب تو دل اراجیف و متل ها گم میشه و هرچی بیشتر این کثافت رو هم بزنی بوش بیشتر خودمون رو اذیت میکنه برای همین ترجیح دادم برم و بعدا براتون دلیل کارم رو توضیح بدم .

    امیدوارم از این به بعد تو بحث هایی شرکت کنید ( همون طور که خودتون گفتید ) که در موردشون مطالعه داشتید ، نه در مورد مسائلی که نمی دونید و یا ضعفی رو احساس میکنید و بیاید اونها رو هم تفسیر کنید . مثل این میمونه که من بیام در مورد شغل تخصصی شما نظر بدم خوب یک مقدار نابخردانه به نظر میرسه” .
    ( خیلی جالبه شما دو نفر در مورد چیزی بحث میکنید که رشتتون نیست بعد همدیگرو به نابخردی متهم میکنید ) این احمق بی عقل رو می بینی ؟ چطور در عین بی سوادی ما رو نشونه میره ؟ چطور از آب گل آلود ماهی میگیره
    ؟ تصورات ، توهمات و تفسیرهای این فرد نسبت به حرفهایی که ممکنه به هم بگیم باعث گمراهی دیگرانی میشه که مورد توجه و بحث منه . به همین دلایل ترجیح دادم از بحث خارج بشم . ازت معذرت میخوام بازم و امیدوارم در صفحه های دیگه همو ببینیم و بیشتر آشنا بشیم با تفکرات و چارچوب همدیگه . فقط یک چیز تو ذهنت باشه ، هیچ وقت در مورد مسائلی که شاید من به خاطر ضعف هام نتونم برات به صورت درستی مطرح کنم زود قضاوت نکن ، اینطوری به این ناچیزان اجازه قدرت نمایی نخواهی داد و دهان های متعفنشون رو بسته خواهیم دید . روزت خوش و به شادی

  60. سلام نازنین عزیز ، وقت بخیر . به خدا نمیدونی چقدر ناراحت میشم وقتی میبینم وقت و اعصاب رو صرف این موجودات بی اساس و بنیان میکنی . تو به من محبت داری و قطعا شایسته این همه تعریف و تمجید نیستم و خودم رو در حدی نمی دونم که بخوام استاد کسی باشم ولی به عنوان یک دوست دلسوز عاجزانه ازت یک خواهشی دارم ، قبلش باید بگم حس تو رو میفهمم ، میدونم که چی میگی ، هر انسانی تا یک حدی صبر و تحمل میکنه و خوب هر انسان متفکری در جهت اثبات حرفها و عقایدش باید محکم و قوی و جدی باشه . تو وقتی حرفی میزنی با استدلال قوی با ذکر منبع بعد میبینی یکسری ناچیز بی عقل دارن نفی می کنند و ذهن ها رو خواب می کنند کنترل خودت رو از دست میدی و من حالتو میفهمم چون حالت و هزاران بار تجربه کردم ، باز کسانی مثل گلابتون و خیلی های دیگه در کنارت هستند و حمایتت میکنن ولی فکر کن من تو محیطی دست به این کار زدم که تنهای تنها بودم و همه چیز بر علیه من بود ، اینها رو گفتم تا ازت خواهش کنم تا دیگه خودتو و وقت خودتو صرف این بی همه چیزها نکنی نه این که باهاش مقابله و یا بحث نکنی چون بعضی هاشون واقعا بی شرمی رو تا به انتها رسوندن ولی مراقب خودت ، اعصابت و مهمتر از اینها مهربونیهات باش ، نکنه بحث با این ها روی تو اثرات منفیش رو بزاره چون اینها به نظر یک مگس بیشتر نیستند ولی بعضی از اونها بسیار سمی و خطرناک هستند و باعث اذیت و آزارت میشن و من اصلا دوست ندارم این اتفاق بیوفته چون به توانایهات و داشته هات ایمان دارم میدونم بزرگتر از اونی که بخوای رو این موجودات حقیر تمرکز کنی . دوست دارم نازنین جان مراقب خودت باش برات دوباره متن تکراری رو منتشر میکنم خارج از محدوده حرف هایی که زدم نیست البته اینجا به بازیگران بزرگ اشاره میشه و مگسهای سمی بازار ، بازیگران بزرگ همون اعتقادات پوشالی هستند که مگس های بی قابلیت و سمی برای خودشون می سازند و برای دیگران تجویز میکنند . روزت خوش و به شادی

    دوست من ، به کنج انزوای خود پناه بر ! زیرا میبینم که از غریو مردان بزرگ و از نیش مردان کوچک در عذابی . بیشه و صخره به خوبی می توانند شریک سکوت تو باشند . بیا و دوباره چون درختی که دوست می داری شو ! جایی که انزوا نباشد بازار است و بازار محل سر و صدای بازیگران بزرگ و وزوز مگس های سمی است . در جهان ، بهترین چیزها هم تا به معرض نمایش در نیامده اند اهمیتی نداشتند ؛ نمایش دهندگان را مردم ( مردان بزرگ ) می نامند . مردم ، کوچکترین آگاهی درباره آن چه بزرگی واقعی بدان وابسته است ؛ یعنی آن چه می آفریند ، ندارند . ولی چشم و گوش آن ها برای دیدن و شنیدن نمایش دهندگان و بازیگران چیزهای بزرگ آماده است . جهان به طور نا محسوسی به سمت کسانی می گرود که ارزش های جدیدی به وجود می آورند ولی روی مردم و شهرت به سوی بازیگران متوجه است و بدین نحو جهان می جنبد . بازیگر ، تیزهوش است ولی وجدان ندارد . او تنها به چیزی اعتقاد دارد که بین مردم بیش از همه چیز ایجاد اعتقاد کند و آن اعتماد به اعتقاد به نفس است . فردا او را عقیده ای نوین خواهد بود و روز دیگر باز هم عقیده جدیدی خواهد یافت . اخلاق او چون مردم تیزبین ، پیوسته در تغییر است . در نظر او وازگون ساختن ؛ یعنی ، اثبات و ویران کردن ؛ یعنی ، متقاعد کردن و در نظر او خون بهترین حجت هاست . حقیقتی را که تنها گوش های حساس درک تواند کرد برای او دروغ است و معنی و مفهومی ندارد . حقا که او تنها به خدایانی اعتقاد دارد که سر و صدای زیاد در جهان راه اندازند . از این نوع مقلدان جدی ، در بازار فراوان اند و توده ، به این مردان بزرگ خود تفاخر می کند . اینان ، صاحبان یک ساعته بازارند . و اما چون وقت آن ها محدود است و زمان بر آن ها فشار می آورد آن ها نیز بر تو فشار می آورند و از تو می خواهند که موافقت یا مخالفت خود را با آنان به سرعت ابراز کنی دریغا ! آیا تو جایگاه خود را در میان موافقت و مخالفت ، برپا می داری ؟ ای دوست داران حقیقت ، بدین اشخاص عجول و یک دنده ، حسادت مورزید . زیرا حقیقت ، هرگز با مطلق سروکار ندارد و طرف نمی گیرد ؛ تنها در بازار است که شخصی را به مناسبت رای موافق یا مخالفش تصریح می دهند . چاه های عمیق ، خیلی دیر چیزی را درک میکنند . مدتی طول می کشد تا دریابند که سنگی به اعماق آنها پرتاب شده است . تمام کارهای بزرگ ، دور از بازار و دور از شهرت ، واقع می شوند . مخترعان ارزش های جدید ، همواره خود را دور از بازار و دور از شهرت و نام نگاه می دارند . دوست من ، به کنج انزوای خود پناه بر ! میبینم که از سر تا پایت را مگس های زهرآلود گزیده اند . به جایی پناه بر که در آنجا بادهای قوی و خشن می وزد .وهیچگاه دست خود را علیه آنان بلند مکن ! آنان به راستی بیشمارند و کار تو مگس پراندن نیست .

    • درود بر استاد جوانمرد وفهیمم جناب روهام عزیز .
      عزیز نیاز نیست من بگم شما در چه رتبه ای هستید زیرا بر همگان راضح وآشکار است که این سخنان از آن یک فرد عادی نیست ! بلکه از آن کسی است که سالها وقت خود را صرف فراگیری علم و دانش کرده ، آفرین خداوند به مادرانی که فرزندانی چون روهام را در دامان سبزشان پرورش دادند تاروزی باعث افتخار وسر بلندی همه ما باشند شماشایسته ستایش واحترامی وفراترازنام استاد شایسته شماست.
      استاد عزیزم روهام جان به قول خودتون (آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا ؟! ) تمام حرفات طلا ومشت محکمی بود به دهان مگس صفتان وکسانی که تکیه به کپی کردن ، کرده اند و خودشونو خیلی دست بالا گرفتند، وواقعا بازیگران احمقی هستند. بارها رنگ عوض کردند ولی این کارشونو نقض کردند!
      روهام عزیز ،بیش از 90 درصد آدمها با توان جسمی ومغزی کم وبیش مشابه ای بدنیا میآید . واین شرائط اقتصادی و فرهنگی ومدریت خانوادگی واجتماعی است که بتدرج به اختلافات شخصیتی وطبقاتی دامن میزندونابرابری ها ونارسائیها را افزایش میدهد.
      کسانیکه از ناراحت شدن دیگران و انتقاد بطور کلی (بجا یا بیجا) وحشت دارند، بدین جهت اعمالی را که عقل برایشان مفید میداندو وجدانی واخلاقی هم هست را از ترس اینکه مبادا مورد انتقاد دیگران واقع شوند به انجام آن مبادرت نمی ورزند وفقط کارهایی را که عموم میپسندند انجام میدهند ودچار روز مرگی هستند.
      وکسانی که خود را معیارتشخیص نیک از بد میدانندوبه هیچوجه به انتقاد (حتی بجا) دیگران نیز توجه ندارندورفتاری دارند که حتی ممکنست عقل وعاطفه خودشان هم آنرا درست نداند ونپسنددولی برای اینکه برتری خودشانرا نشان دهند بی مهابا به آن عمل دست میزنند.
      استاد جوانمرد وفیمم روهام عزیز من شمارو قبول دارم وهرکاری که نتونم براتون انجام میدم.
      هرکسی نغمه خودخواندواز رود…
      خرم آن نغمه که مردم بسپارند بیاد…
      بدرود استاد جوانمرد وفهیم

  61. نمي خواستم ديگه به اين سايت بيام. نمي خواستم كامنتي بزارم . خيلي اون روز از من انرژي گرفته شد. اما متن فوق العاده اي بود.
    بله . حقيقت ، مطلقه. با تغيير زمان و مكان تغيير نمي كنه. اين ماييم كه بايد تغيير كنيم تا اون رو بشناسيم. اين ماييم كه بايد تغيير كنيم تا بازيچه بازيگران نشيم. اين ماييم كه بايد تغيير كنيم تا بازيگر رو از راهبر تشخيص بديم. هدف مهمه و ازاون مهمتر مسيري كه مي خواهيم طي كنيم تا به هدف برسيم. اينكه چه چيزهايي قرباني مي شوند. چه كساني، چه حس هايي. چه خواسته هايي.
    و اينگونه است كه امروز ، بقول استاد گرانقدر شريعتي چه بسا دروغ ها كه رنگ حقيقت يافته اند و چه بسا حقايقي كه ديگر دروغند. و اينگونه است كه حق ابزار باطل مي شود.
    چقدر از هم دوريم. چقدر انسان تنهاست. در دنيايي كه شيطانش سوگند فريب انسان را خورده است و ما همه فريب خوردگانيم كه …. اينگونه به هم مي تازيم و با هم دشمنيم.
    گمان مي كنيم كه به حقيم اما بر باطليم. ما همه فريب خوردگانيم. سرباز شيطانيم تا وقتي اسير نفسمانيم. راه محمد،‌ راه زرتشت،‌ راه عيسي راه حق و حقيقت بود. راه باطل نبود. ما حقيقت آن را درك نكرديم. و به روي هم شمشير كشيديم. حالا هم گرگ شديم و همديگر را مي دريم. چه فرقي مي كند. پيرو محمد باشي يا زرتشت. راهرو عيسي يا موسي. چه اهميت دارد اگر ديندار باشي يا بي دين. وقتي مرام و مسلك همه مان درندگي است. و حقيقت اين است كه ما قانون جنگل را، توحش را و درندگي را انتخاب كرده ايم و اين مرام و مسلك ماست.

  62. سلام گلابتون ، منم تصمیم نداشتم دیگه تو این سایت وقت و اعصابم رو به هدر بدم ولی نظر آخریت و که خوندم نتونستم ساکت باشم ، از یک جهت بسیار خوشحال شدم و از جهتی غمگین ولی خدا رو شکر که تو متنت نگفتی متخصصین و اونهایی که رسالتی بر گردنشونه بیان ما رو تغییر بدن 000 اونها بیان ما رو تغییر بدن تا بازیچه خودشون و امثال خودشون نشیم 000بیان ما رو تغییر بدن تا بد رو از خوب تمیز کنیم . چقدر خوب که میگی هدف مهمه و مسیری که به سمت هدف در پیش داریم ، که خیلی سخت و طاقت فرساست . چه قدر خوبه از دکتر حرف میزنی . چقدر خوبه که به تمامی این نتایج رسیدی ولی …. آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا ؟ این همه من فریاد زدم تغییراتی اینچنینی به عهده و بر گردن ملته ، شما دست به دامن متخصصین شدید ، جالب بود برام که به صورت خودجوش و خیلی اتفاقی به این نتایج رسیدید . و الان که اینجا هستم نمیدونم خوشحال باشم یا ناراحت ولی خوب فکر میکنم بحثمون بالاخره نتبجه داد و حرفها و تفکراتمون و حتی عقایدمون یه کاسه شد . فکر نمیکنم دیگه تو این محیط پامو بزارم و نظری بدم چون خیلی وقت بود به این نتیجه رسیده بودم اون قوانینی که ما برای خودمون ساختیم قابل تغییر نیست و نباید فکرم رو برای عام باز کنم . نمیدونم اینجا چه اتفاقی افتاد که دوباره همه چیز از یادم رفت . مثل آدم مستی بودم که دوباره هوشیار شده . به راستی نمیشه تغییراتی سیستماتیک داد و حق با شما بود ، بهتره من به انزوای خودم برم و اونطوری زندگی کنم و شما هم با امید به ناجی ( تولد متخصصین واقعی نه واهی ) زندگی رو سپری کنید . موفق و پیروز باشید ، روزهاتون خوش و به شادی

    • شايد دليلش اينه كه تازه منظورت رو فهميدم. خيلي تلخ حرف ميزني و اين آدم رو دچار سوء تفاهم مي كنه. اگه يه بار ديگه چيزهايي كه قبلا هم نوشتم بخوني. شايد حالا برداشت ديگه اي داشته باشي.
      رهام عزيز. واقعا دلم مي گيره وقتي مي بينم آدمهايي كه براي خودشون طرز تفكري دارن به انزوا فكر كنن. گفتي كه مذهبي نيستي. اما من راهت رو جدا از مذهب نمي بينم. شايد دوست نداري در قيد و بند ايدئولوژي خاصي باشي.
      حتما تو كه اينقدر آگاه و متفكري، قبول داري كه پيامبر اسلام مثل خيلي ديگه از پيامبران از شر اطرافيان نادانش به كوه و صحرا و غار پناه مي برد. اما اين انزوا، اون رو به سمت تعهدي بزرگ هدايت كرد. نمي خوام بگم كه الان پيروانش چقدر راه اون و تفكر اون رو درك كردن. من در اين مورد هيچ ادعايي ندارم . ما انسانها انقدر خودمون رو درگير روزمرگيها و تعلقات كرديم كه فرصتي نداريم و شايد بخاطر همين و بخاطر اينكه حاضر نيستيم بخاطر هيچ هدفي، هيچ كدوم از علاقه منديهامون رو قرباني كنيم و تنها به مسئوليتهايي كه خانواده و جامعه به عهده ما گذاشته فكر مي كنيم(اگر فكر هم كنيم ) شايد بخاطر اينهاست كه مي گيم كسايه ديگه اي كه رسالتشون هست و تخصصشون هست بيان تا بار از روي دوش خودمون برداشته بشه. از اينكه باعث شدي به اين موضوع بيشتر اهميت بدم و بعد از سالها ،‌ كمي به فكر بازسازي افكارم باشم ازت ممنونم. تو آدم پرتلاشي هستي اما از خدا مي خوام كه راهي رو پيش راهت بذاره و تو رو در مسيري قرار بده كه بيشترين تأثير رو بر ديگران بگذاري . هرچند هستند كساني كه نمي خوان گوش بدن اما كلام حق ،‌ ناخواسته، در دلها نفوذ مي كنه . اگه مذهبي هستيم يا لامذهب. يهودي و مسيحيو زرتشتي و مسلمان ، شيعه و سني و … ، يادمون نره انسانيت، فصل مشترك همه اونهاست و كاري نكنيم و جوري فكر نكنيم و جوري رفتار نكنيم كه شايسته نام انسان نباشيم. به اميد ديدار.

  63. سلام وقت بخیر گلابتون عزیز ، شاید حق با تو باشه و حرفهام و گله هام تلخ به نظر برسن ولی باور کن اون چه که بر ما عارض شده تلخه اونقدر تلخ که روحمون رو تسخیر خودش کرده ، اونقدر تلخ و غم انگیزه که نمیشه با شیرینی های سطحی و روزمره و البته زودگذر زندگی مادیمون اثرات و لطماتش رو خنثی کنیم . من به ایدئولوزی معتقدم که مذهب توش جایی نداره ، ولی راهش به هدف اصلی منتهی میشه . مهم این نیست به چی اعتقاد داری چون یک مسئله کاملا شخصیه ولی این مهمه هم برای خودت هم برای جامعه و مهمتر از اون برای آیندگان ، که چی می خوای بسازی ، چی می خوای بیافرینی ، انسان باید به راستی تعالی پیدا کنه تا بتونه خلق کنه و به نظر من وظیفه اصلی ما در این دنیا همینه که باید در کنار زندگی مادی بهش بها داده بشه ولی متاسفانه بشر امروز با کوچکترین موفقیتی در زندگی مادیش تصور میکنه به همه چی رسیده ، این فکر باعث میشه دنیاهای دیگر رو هم با معیارها و ارزشهاهای زندگی مادیش بسنجه . ولی خبر نداره تمام اون ارزشها رو خودش برای خودش ساخته و همون ها باعث عقب افتادگیش میشه . و متاسفانه این نوع تفکر بر ما قالب شده و ما بهش شکلی دادیم که دیگه حاضر به تغییرش نیستیم و میشه گفت اکثریت مردم اینگونه فکر میکنند و اینگونه زندگی میکنند و خوب من با وضعیت موجود در محدودیت قرار دارم راهی برام نمیمونه به جز اینکه خاموش باشم ، برم به انزوای خودم تا نبینم ، نشنوم و حرفی نزنم ف شاید به کسی بر بخوره . خوشحالم از این که من و ارزشهام رو شناختی و تونستی باهاش ارتباط برقرار کنی . حداقل الان وقتی میان تو این صفحه دیگه حس بدی ندارم ، خیالم راحته که حداقل یک نفر عمق حرفها و تفکراتم رو درک کرده و این برای من بسیار زیبا و ارزشمنده ، تمام هدفم از بیان تمام این حرفهای تلخ رسیدن به اینجاست . که قبول کنیم مسئولیتی بر گردنوم هست باید به سرانجام برسونیم ، باید تلاش کنیم و میتونم بگم اگر تو این راه قدم برداریم اکثر مشکلات ، دوگانگی ها و اختلالات و حتی ناهنجاری های موجود خود به خود حل خواهد شد . ما تاوان گردن نگرفتم مسئولیتهامون رو میدیم . تاوان نخوندن تاریخ رو میدیم ، ما تاوان ناآگاهی و بی سوادیمون رو میدیم ، زمانی که فکر میکنیم مسئولیت تنها رفتن به محل کاره ، مسئولیت تنها رسیدن به امور شخصی و خانوادگیه ، خوندن تاریخ تنها برای پر کردن وقت های اضافیمونه ، یا همین که خوندن و نوشتن رو یاد گرفتیم و یا تخصصی در رشته ای کسب کردیم یعنی دیگه باسواد و آگاهیم . اسمی که برای خودت انتخاب کردی من رو ناخودآگاه یاد این آهنگ میندازه ، گفتم متنش رو برات بزارم . امیدوارم روزهای خوب و خوشی داشته باشی و به شادی به سمت هدف ها و ارزشهات قدم برداری .

    نون و پنیر و هق هق سفره ی سرد عاشق
    نون و پنیر و فندق رخت عزا تو صندوق

    نون بیات و حلوا سوخته حریر دریا
    نون و پنیر و گردو قصه ی شهر جادو

    نون و پنیر و بادوم یه قصه ی ناتموم
    نون و پنیر و سبزی تو بیش از این می ارزی

    پای همه گلدسته ها دوباره اعدام صدا
    دو باره مرگ گل سرخ دوباره ها دوباره ها

    حریق سبز جنگلا به دست کبریت جنون
    از کاشی های آبیمون سر زده فواره ی خون

    نون و پنیر و بادوم یه قصه ی ناتموم
    نون و پنیر و سبزی تو بیش از این می ارزی

    قصه ی جادوگر بد که از کتابا میومد
    نشسته بر منبر خون عاشقا رو گردن میزد

    کنار شهر آینه جنگل سبز شیشه بود
    برای گیس گلابتون اون روز مث همیشه بود

    پونه می ریخت تو دامنش تا مادرش چادر کنه
    می رفت که از بوی علف تمام شهر و پر کنه

    غافل از اینکه راهش رو جادوگر دزدیده بود
    رو صورت خورشید خانوم خط سیاه کشیده بود

    آهای آهای یکی بیاد یک شعر تازه تر بگه
    برای گیس گلابتون از مرگ جادوگر بگه
    از مرگ جادوگر بد که از کتابها میومد

    چشمای گیس گلابتون چیزی به جز شب نمی دید
    هوا نبود، نفس نبود، قصه به آخر نرسید
    قصه های مادربزرگ، آیینه خود منه
    طلسم جادوگر باید با دستای تو بشکنه

    با دستای رفاقتت، تاریکی وحشت نداره
    نوری که حرفه آخره، به قصمون پا میذاره
    حیفه که شهر آینه سیاه بشه حروم بشه
    قصه ی تو، قصه ی من، اینجوری ناتموم بشه

    آهای آهای یکی بیاد یک شعر تازه تر بگه
    برای گیس گلابتون از مرگ جادوگر بگه
    از مرگ جادوگر بد که از کتابها میومد

    آهای آهای یکی بیاد یک شعر تازه تر بگه
    برای گیس گلابتون از مرگ جادوگر بگه

    تا شعر گیس گلابتون یه شعر پر امید باشه
    آیینه های توو به توو، هر کدومش خورشید باشه

    آهای آهای یکی بیاد یک شعر تازه تر بگه
    برای گیس گلابتون از مرگ جادوگر بگه

  64. من در مورد اتفاقی که برای حضرت رسول افتاده با تو کاملا هم عقیدم . اما نمیشه و نمیتونیم خودمون رو با بزرگان مقایسه کنیم ولی اگر معتقدیم راه درستی رو برامون ترسیم کردند باید تو راهشون قدم برداریم . جایی که پراز حرفها و تفکرات مادیه اسمش بازاره ، جایی که همه تنها برای زندگی مادی تلاش میکنند و خوب انسانهایی رو که برای خودشون ارزشها و معیارهایی نوین و جدید میسازند رو تردد میکنند ، تحقیر میکنند ، تهدید میکنند و نیش میزنند . در همچین شرایطی یا باید شرایط بازار رو پذیرفت و سازگار شد و یا فرار رو بر قرار ترجیح داد و به انزوا رفت . در انزوا دیگه دیگرانی نیستند که ارزشها و معیارهای فکریت رو هدف قرار بدند . در انزوا انسان تنهاست ، ولی از بازار و تهدیدهاش به دوره میتونه حداقل ارزشهای به حق خودش رو تو وجود خودش زنده نگه داره و اونها رو ارتقا ببخشه تا ببینه چی پیش میاد ، تو بازار و هیاهوی بازار این اجازه به تو داده نمیشه ، ازت به زور و تهدید هم که شده میگیرنش . در کمال تاسف باید به انزوا رفت نه به خاطر افسردگی یا سرخوردگی که به مرور زمان به وجود میان ؛ که به خاطر حفظ ارزشهایی که بزرگن و غیر قابل انکار . موفق باشی

  65. احساساتی هست که در پی کشتن شخص منزوی است . اگر این احساسات در کشتن شخص منزوی موفق نشوند خودشان راه فنا در پیش خواهند گرفت . ولی آیا تو قدرت آن را داری که قاتل باشی ؟
    ای برادر ، آیا تو می دانی تحقیر چیست ؟ چه غم انگیز است برای عدل تو که نسبت به کسی که تو را تحقیر می کند عادل باشد .
    تو بسیاری را وادار می کنی که تو را از نو بشناسند و آن ها به همین سبب تو را نمی بخشند . تو ، به آن ها نزدیک شده و با این وصف از کنار آن ها ناآشنا می گذری و آنان ، هرگز تو را برای آن نخواهند بخشید .
    تو فراتر از آن ها می روی ولی هرچه بالاتر می رسی به چشم حسد آنان ، کوچکتر می نمایی . آن کس بیش تر از همه مورد کینه و تنفر است که بال داشته باشد .
    می گویید : ( چگونه ما می توانیم نسبت به شما عادل باشیم ؟ ) من ستم شما را به عنوان قسمت خود انتخاب می کنم .
    بی عدالتی و کثافت را به سوی شخص منزوی پرتاب می کنند ولی ای برادر ، اگر تو می خواهی ستاره باشی باید با همه این احوال بر سر آنان بدرخشی !
    از مردمان خوب و صالح برحذر باش ! زیرا آنان با کمال میل ، کسی را که برای خود معیار سنجش خوب و بد نوینی آفریند به چلیپا می کشند و اشخاص منزوی را دشمن می دارند .
    از سادلوحان مقدس نیز بر حذر باش ! زیرا تنها آن چیزهایی را مقدس می شمارند که ساده باشد . آن ها از بازی با آتش لذت می برند به خصوص هنگامی که آن آتش برای سوختن مخالفان برپا شده باشد .
    و از حملات محبت خود نیز بر حذر باش ! خیلی زود شخص منزوی دست خود را به سوی کسی که به ملاقاتش آید دراز می کند . به سوی بسیاری از مردم تو ، به جای دست محبت خود ، باید پنجه خود را دراز کنی و ای کاش که پنجه تو را چنگال های تیز و برنده ای می بود !
    ولی بدترین دشمن تو همواره نفس تو است . نفس تو در مغازه ها و جنگل ها در کمین تو است .
    ای شخص منزوی ، تو به سوی نفس خویش روانی و راه تو از بین نفس تو و ابلیس های هفتگانه آن عبور می کند ، تو در نظر خود ، باید رافضی ، جادوگر ، دعانویس ، سفیه ، شکاک ، مردود و شریر باشی .
    تو باید حاضر باشی که خود را در شعله خویشتن بسوزانی تا خاکستر نشوی ، از نو ساختن تو ، چگونه ممکن است ؟
    ای منزوی ، تو در طریق یک آفریننده قدم بر می داری ، تو از هفت شیطان نفس برای خود خدایی خواهی ساخت .
    ای منزوی ، تو در طریق عاشقان قدم بر می داری ، در حالی که خود را دوست می داری ، خویشتن را آن سان که تنها عشاق می توانند ، حقیر می شمری و دشمن می داری . عاشق چون دشمن می دارد و حقیر می شمرد ، می تواند بیافریند ، آن کسی که در سرنوشتش دشمن داشتن ، معشوق نیست از عشق چه خبر دارد ؟
    ای برادر ، به کنج انزوای خود ، با عشق خود و قدرت آفرینش خود پناه بر ! بعدها عدالت ، به دنبال تو خواهد آمد .
    ای برادر ، به گوشه انزوای خود رو ! اشک های من نثارت باد ! من آن کس را دوست دارم که می خواهد چیزی فراتر از خود بیافریند و در این راه سر می دهد .

    چنین گفت زرتشت

  66. اشتباهم رو اصلاح میکنم طرد نه تردد

  67. سلام نازنین جان ازت ممنونم و سپاسگذار ، ابتدا باید بگم من به تو افتخار میکنم چون تو به راستی فراتر از همه اونهایی هستی که وقت و اعصابت رو صرف اونها میکنی . البته یک توصیه ای برات داشتم اون هم این که ، بین این موجوداتی که میگی ( مگسها ) انسانهایی هستند که به دلیل نزدیکی اعتقادات و شاید روحیات باهم یک جا جمع شدند و عاقلانه باید اونها رو از هم تمیز نگه داشت . افراد زیادی هستند که در مقابل تو قرار میگیرند ، اکثریتشون واقعا درخور توهین هستند ولی هستند کسانی بین اونها که در مقابل تو هستند ولی اگر بیشتر بهشون دقت کنی کنار مگسان هم قرار نمی گیرند . اونها همون افرادی هستند که فکر میکنم مدنظر تو و من نیستند و اگر سعی کنی یک مقدار لطیف تر باهاشون بحث کنی متوجه میشی اونها هم در کنار تو هستند و تنها به خاطر اعتقادات و ایدئولوزی در کنار ناچیزان قرار میگیرند . هردو گروه از یک چیز میگن ( مذهب ) ولی اکثریت بی عمل و سست عنصرند ولی افرادی هم هستند که تلاش و کوششی مثال زدنی رو برای رسیدن به کمال انسانی دارند که برای من که ضد ایدئولوزیشون هستم قابل احترام و حتی آموزنده و جذابه . یکی از اون افرادی که فکر میکنم در بین این افراد ناچیز گم شده و نمیشه به راحتی تشخیصش داد هم اسم خودته . من زیاد باهاش بحث کردم و متوجه این موضوع شدم . نمیدونم تو چند سالته که اصلا مهم نیست ( مهم فکرته که بزرگه ) حالا میخوای 20 سال داشته باش یا 50 سال فرقی نداره ، نمیدونم چقدر تجربه داری تو بحث در این موضوع و البته مطالعه ، ولی در اثر تلاش و کوشش این رو کسب خواهی کرد ، به جایگاهی خواهی رسید که وقتی مخاطبت دهنشون رو باز میکنه میتونه بفهمی چی تو سرش و فکرش میگذره ، اون زمان خیلی راحت تفاوت بین اینها رو میبینی و حس میکنی . در مورد انتقاد درست میگی ما کلا ملتی هستیم که نقد پذیر نیستیم و نبودیم و خوب تا سالیانی درازی نخواهیم بود . زمانی که تو بیای واقعیت های زندگی من رو بهم بگی برام تلخه ، اونها رو نخواهم پذیرفت و شاید عکس العمل نشون خواهم داد . ولی اگر دوست داری حرفات نتیجه بده باید با این حال پذیرای تمامی اهانت هاشون باشی ، باید درکشون کنی ، خودتو جاشون بزاری و میدونم که این کار رو میکنی که اگر نمیکردی هیچگاه با این همه مگس درگیر نمیشدی . بهت افتخار میکنم نازنین عزیز به خاطر اون چیزی که تو فکرته که ارزشهای جدیدی رو میسازه ، زمان لازمه تا بنیان پوچ و بی مغز اکثریت فروبریزه و تو با شادی فریاد بکشی و بر روی قله افتخار بایستی و نظاره گرشون باشی . روزت خوش و به شادی دوست عزیز من

  68. سلام. امروز نوبت منه كه توي لاك خودم فرو برم. تقصير ماست كه بعضي از دوستان اينقدر متنفر، منزجر و عصباني هستن. چاره چيه واقعا؟؟ راهي براي دوستي وجود نداره؟؟

  69. سلام گلابتون عزیز روزت خوش ، از کی گله میکنی ؟ از چی ناراحت و غمگینی ؟ ( البته به نظر میرسه ، شاید اینطوری هم نباشه که من میگم ) .

  70. . خيلي . كامنتهاي نازنين (مقدس) رو امروز خوندم. سرم درد گرفت. نمي تونم زياد بنويسم. از اين همه نفرت در عجبم. حتما تقصير ماست كه اون حالااينقدر فرياد مي زنه. شايد منم بايد چند روزي به انزوا برم.

  71. آدمهای بزرگ درباره ایده ها سخن می گویند.

    آدمهای متوسط درباره چیزها سخن می گویند.

    آدمهای کوچک پشت سر دیگران سخن می گویند

    آدمهای بزرگ درد دیگران را دارند.

    آدمهای متوسط درد خودشان را دارند.

    آدمهای کوچک بی دردند.

    آدمهای بزرگ عظمت دیگران را می بینند.

    آدمهای متوسط به دنبال عظمت خود هستند.

    آدمهای کوچک عظمت خود را در تحقیر دیگران می بینند.

    آدمهای بزرگ به دنبال کسب حکمت هستند.

    آدمهای متوسط به دنبال کسب دانش هستند.

    آدمهای کوچک می پندارند پاسخ همه پرسش ها را می دانند.

    آدمهای بزرگ به دنبال خلق مسئله هستند.

    آدمهای متوسط به دنبال حل مسئله هستند.

    آدمهای کوچک مسئله ندارند.

    آدمهای بزرگ سکوت را در سخن گفتن برمی گزینند.

    آدمهای متوسط گاه سکوت را بر سخن گفتن ترجیح می دهند.

    آدمهای کوچک با سخن گفتن بسیار فرصت سکوت را از خود می گیرند.

    امیدوارم همه ما انسانهای بزرگی باشیم یا حداقل اگه نیستم سعی کنیم که باشیم

  72. زاهد با خود می گوید : برای من ، تنهایی و یکتایی موجب زیادتی است . آن چه در ابتدا یکی است به تدریج دو تا می شود . من با خود همیشه در ستیزم . چگونه می توان بدون یک دوست به این زندگی ادامه داد ؟
    برای زاهد ، دوست ، شخص ثالث است ، این شخص ثالث چون زورقی است که مانع می گردد مجادله شخص با خودش موجب غرق هر دو گردد . افسوس که برای معتکفان و گوشه گیران ، تعداد این غرقاب ها بی شمار است و از این رو آنان با بی تابی جویای یک دوست هستند .
    اعتقاد ما به دیگران نشان می دهد که می خواهیم به خود اعتماد به نفس را تلقین کنیم . این تمایل ما به دوست گرفتن ، ما را رسوا می کند .
    احترام واقعی ، یارای آن را ندارد تا از کسی تمنای دوستی کند پس فریاد می کشد : لااقل دشمن من باش !
    کسی که در پی دوستی می گردد بایستی حاضر به مبارزه در راه آن دوست باشد و برای مبارزه در راه او ، ناچار است که دشمن کسی باشد . با قبول دوستی بایستی دشمنی را هم قبول نمود زیرا آیا ممکن است که به دوستی بپیوندیم ولی جانب او را نگیریم و از او پشتیبانی نکنیم . در وجود دوست خود باید عزیزترین دشمنان خود را جست و جو کنیم . آن زمان به او نزدیک تری که در مقابل او مقاومت و ایستادگی کنی .
    بگذار که همدردی تو نسبت به دوستت در زیر یک پوست ضخیم پنهان گردد . در این صورت است که در دید تو ظرافت و لطف خواهد یافت .
    آیا تو برای دوستت به منزله هوای آزاد ، کنج عزلت ، نان و یا دارو هستی ؟ بسیارند کسانی که با وجود آن که خود در بند اسارت اند دوست خود را از اسارت نجات داده اند .
    افسوس می خورم از این فقر و خست روحی شما مردم ! آن اندازه که شما به دوستان خود می دهید من نثار دشمنان خود می کنم و در اثر آن فقیرتر نمی گردم . رفاقت وجود دارد ، ای کاش دوستی نیز وجود داشت .

  73. اون چیزی رو فریاد میزنه که تولید حماقت کرده و میکنه ، میدونی چرا اینقدر به قول تو ، درش نفرت وجود داره ، محصول حماقت دیگران شده مصرف هرروزش ، دیگران با اعمالشون تولید حماقت میکنند از تولید به مصرف ، اصلا براشون مهم نیست چی میگن چی میخوان چی میشه ؟ ولی افرادی هستند که اعمالو رفتارشون و حتی تفکراتشون چیزهای دیگری تولید میکنه . اون از خودش می پرسه چرا باید محصول ، اعمال ، رفتار و تفکرات حماقت گونه اینان رو من هم مصرف کنم ، چرا باید هوای تعفن بر انگیز نفس های شرک آلود اینان رو تو ریه های پاکم جا بدم . چرا هزینه هایی که اینان در کمال ناآگاهی و نابخردی بر خود تحمیل میکنند رو من تحمل کنم . براستی اگر کسی در این موقعیت باشه ولی فریاد نزنه دیگه انسان نیست . برای همین من با اون موافقم و ازش حمایت میکنم …. شاید تندروی درش زیاد باشه ، اولش همینطوریه مثل انسانی که وسط دریا افتاده و داره غرق میشه ، دست به هر کاری میزنه تا نجات پیدا کنه ، فریاد میزنه یکی به دادش برسه ….. امان از این که همه غرق شدند و کسی نمونده نجاتش بده . به مرور زمان درد و رنجش تسکین پیدا میکنه و نقدها و حرفهاش ، حالت توهین آمیزش رو از دست میده . این رو بر اون ببخشید اگر در نقطه کور حرفهاش میبینید و یا معتقدید که درش حقیقت هست .

  74. سلام به دوستان عزيزم ، رهام، نازنين مقدس و نازنين.
    ديروز ذهنم خيلي آشفته شد. از تمام تلاشي كه نازنين (مقدس) براي شكست و تخريب و اعلام انزجار مي كنه. كه حكايت از سر درونش داره. دروني پرتلاطم. به قول رهام عزيز چرا اون بايد چيزي رو كه دوست نداره و بهش اعتقاد نداره مصرف كنه. مقصر خودمونيم. هميشه با خودم فكر مي كردم در كشور ما همه دارن دركنار هم با خوبي و خوشي زندگي مي كنن. موضوع كساني هستن كه جدا از اين آب و خاك نيستن و اين آب و خاك ريشه اونها و ماست. به قول نازنين(مقدس) توي تأمين امنيت كشور به اندازه بقيه سهيم بودن و جانفشاني كردن. موضوع اينه كه ما واقعا مشكلات فرهنگي داريم. مشكل فقط مذهب و … نيست. مشكل اينه كه مي خواهيم هركسي رو كه مثل ما نيست سركوب كنيم و اينه كه خيلي بده. ترك، لر، شمالي، عرب، فارس، گيلك. واقع ضعف فرهنگي داريم كه نمي تونيم ارزشهاي فرهنگي و مذهبي هم رو بپذيريم و در كنار هم باشيم. نازنين (مقدس) عزيز! من خيلي متأسفم كه جوري رفتار كرديم كه باعث شد تو احساس تحقير كني و امروز اينچنين بر سر ما فرياد بكشي. اين ناشي از عدم آگاهي و عدم شناخت ما بوده از مشكلاتي كه تو داري و داشتي. مي دونم اگه ما بخواهيم اين مسيري رو كه طي مي كنيم ادامه بديم حاصلش فقط از هم پاشيدگي يه ملته كه مي تونستن در كنار هم زندگي كنن اما خودخواهي و خودپسندي و خودبرتربيني شون باعث شكستشون شد.
    نمي خوام وارد بحثاي سياسي بشم اما اين موضوع بي ربط نيست. راستش رو بخواهي برام عجيب و جاي سوال بود كه چرا دولت جديد در شعارهاي انتخاباتي اش كه البته هنوز عملي نشده به ايجاد معاونت اقوام و اقليتهاي مذهبي تأكيد مي كرد. فكر مي كردم موضوع مهمي نيست. اما امروز فهميدم موضوع خيلي خيلي مهميه كه سالهاست فراموش شده. من واقعا متأسفم و به عنوان يه ايراني، دستت رو به گرمي مي فشارم . درسته كه ما عقايد ديني مشتركي نداريم. اما مي تونيم براي درك متقابل تلاش كنيم. كشور ما مثل يه كشور چند مليتيه. درسته كه همه از يه مليت هستيم اما فرهنگ و عقايد متفاوت داريم. مي تونيم با درك متقابل در كنار هم باشيم و بمونيم و براي هم تلاش كنيم.

  75. نازنين عزيز، اميدوارم دست دوستي من رو بپذيري.

  76. بيچاره انسان! كه شيطان اورا به يك سيب فريفت و تا حماقت حيواني فرود آورد.
    ما نسل همان آدميم كه شرف خود را به يك گاز سيب فروخت.نسل حوائيم كه با همدستي شيطان، آدم را مطرود ساخت.
    كاش گوسفندي بوديم كه در چراگاههاي بهشتي بي تكلف مي چريد. بي غم گوسفنداني كه گرگانشان مي درند. بي غم چراگاهي كه گاوان به تاراج مي برند. بي غم گوسفنداني كه چوپانان مي خورند. چه فرقي است.

  77. سلام گلابتون عزیز وقت بخیر ، نظرت رو خوندم و ازت ممنونم که سعی کردی نازنین و افکارش رو عمیق تر بشناسی . فقط یک موضوعی هست که حس میکنم بهش توجه نشده ( البته حس میکنم شاید هم اشتباه میکنم ، اگر اینطوره بهم بگو ) ؛ فکر میکنم هنوز اونطور که باید و شاید با فلسفه ی وجودیش ارتباط برقرار نکردی . شما جوری تو متنت صحبت میکنی که انگار در مورد فردی حرف میزنی که تحقیر شده ، در صورتی که نازنین خودش در جایگاهی قرار داره که داره تحقیر میکنه چیزی رو که حقیر و پسته . تفکرات پست و کوچکی که حتی باعث به وجود اومدن فاصله بین اقوام و به قول شما ملیتهای مختلف در این کشور شده . و به نظر من حقارت و کوچکی سزاوار تفکرات اکثریت این ملته نه افرادی مثل نازنین که جز خواص هستند و این رو به قول شما فریاد میکشند . نازنین و افرادی نظیر نازنین ، وجدان ناراحت همسایگان و مردم خودشونن . وجدانی که اکثریت ملت ، در طول عمر بی ارزششون ازش فرار میکنن ؛ معلومه نازنین ها رو به چشم دشمن و ضد ارزشهاشون میبینن . براستی نازنین حقیر میبینه چون از بالا داره نگاه میکنه و فریادی که میکشه در اثر مسئولیتی که بر گردنش افتاده و اون رو حس کرده ، اون با فریادش خیلی از ارزشهای افراد رو نشونه میره ، شاید احساس بشه که حالت تهاجمی داره ولی در حقیقت این فریادها همشون یک نوع خدمت به ملت به شمار میرن . خدمت در حق من و شمایی که مدعی هستیم ، ولی در اصل هیچی نیستیم ؛ فریاد نازنین ، مغزهامون رو که مدت هاست به خواب رفته بیدار میکنه ، گوشهامون رو که خیلی وقته نمیشنون تیز میکنه ، چشمامون رو که مدتهاست تا جلوی دماغمون رو بیشتر نمیدید تیزبین میکنه تا دوباره فکر کنی ؛ از نو فکر کنی ؛ از نو گوش کنی ؛ از نو ببینی و در آخر بتونی از نو بسازی ، چیزی رو که هیچ وقت سعی نکردی درست و اصولی بسازیش .

  78. بیدار شوید و گوش فرا دارید ! ای گروه تنهایان ، از آینده ، بادهایی بر روی کنگره های مخفی کوه ها می وزد و برای گوش های شنوا این بادها نوید خوشی در بردارند .
    ای تنهایان امروز ، ای شمایی که دور از دیگران می ایستید ، یک روز شما به صورت قومی متشکل در خواهید آمد . از بین شما که خود را برگزیده اید ، یک قوم برگزیده تر برخواهد خاست و از بین آن ها بالاخره تفکری عظیم ظهور خواهد نمود .
    به راستی که زمین محل شفا دادن خواهد شد و هم اکنون رایحه مطبوع نجات به مشامم می رسد و امید نوینی را در دل ها می دمد .
    اکنون ای دوستان من ، تنها ، راه خواهم پیمود . میل من این است که شما نیز تنها سفر کنید .
    به راستی که من ، به شما پند می دهم که از من دور شوید و از زرتشت بر حذر باشید و بهتر بگویم به خاطر وی شرمنده باشید ، مبادا او شما را فریب داده باشد .
    مرد دانا کسی است که علاوه بر توانایی دوست داشتن دشمنانش ، بتواند دوستانش را نیز دشمن دارد .
    بدترین پاداش یک استاد این است که شاگردانش تا ابد در حال شاگردی وی باقی بمانند . از این رو نباید خود را قانع به استفاده از درس های من کنید !
    شما نسبت به من احترام می گذارید ولی اگر روزی موضوع احترام شما هبوط کرد ، چه خواهد شد ؟ بر حذر باشید مبادا بنای یاد بود من ، شما را در زیر خود منهدم سازد !
    شما می گویید به زرتشت اعتقاد دارید ولی فایده زرتشت چیست ؟ شما معتقدان به من هستید ولی فایده اعتقاد چیست ؟
    شما هنوز خود را نیافته مرا یافتید . چنین است رسم و راه تمام معتقدان ، از این رو اعتقاد به طور کلی هیچگونه اهمیتی ندارد . اکنون به شما توصیه می کنم مرا گم کنید و خود را بیابید و بدانید تا همه شما مرا انکار نکنید ، من به سوی شما باز نخواهم گشت !
    آن زمان است که آن کسی که افول می کند به خود رحمت می فرستد زیرا فراتر رفته است و خورشید دانش او در وسط آسمان خواهد ایستاد .
    بگذار آخرین خواهش ما در آن زمان چنین باشد . همه خدایان مرده اند و اکنون ما امیدواریم که روح و خصلت انسانیمان جاودان باشد !

  79. سلام. بخشي از چيزيهايي كه اون قبلا نوشته رو اينجا كپي مي كنم:

    «آیا من اعتقادات دینی هموطنان رو تحقیر کردم ! یا هموطنای من وشما اعتقادات دینی منو یتحقیر کردند ؟!آیا این همدینهای شما نبودند که بدون آگاهی به دینم وپیامبرم دروغ بستند؟!آیا این همدینهای شما نبودند که بدون اطلاع از دین مقدس زرتشت و اطلاعاتشونوبه دروغهای اینترنتی کردند و یک مشت دروغ در سایت نوشتندو باعث بوجودآمدن ذهنیت بد همدینهای شما شد؟!آیا مسلمانی یعنی این گونه صحبت کردن ؟! به مقدساتم قسم که اگر دوستان مسلمانی چون مهشید فاطمه روهام و… نداشتم باور داشتم که پیروان دین اسلام همگی وحشی مستبد وخونریزند،درست مثل اعراب که از ابتدای خاقتشون تا به امروز هیچ تغییری در رفتارشون نداشتند….آیا اینان مسلمانند ؟!اگر همین الان من دین وپیامبر شمارو دروغ وتوهم معرفی کنم چه عکسلعملی نشون میدید ؟!اونایی که مگن گفتار نیک از آن پیروان زرتشت مقدسه کاملا درست گفتند ولی هر انسانی در برابر نا برابریهایی که بوجود میاد اگر با گفتارنیک نتوانست دشمنان دینشو اصلاح کنه پس باید با گفتار خودشون باهاشون صحبت کنه .آنهایی که میگن گفتار نیک درسته ولی آنهایی که ادعا دارن مسلمانان شیعه بر دیگر مسلمانان جهان برتری دارن چطور ؟! و ….»

    مي دونيد! من فكر مي كنم چون اون مسلمان نيست،‌آفتهاي دين ما رو بهتر شناخته. به عبارتي عيبها رو بهتر مي بينه چون اساس رو قبول نداره . خودت مي دوني كه اين جمله توي كشور ما زياد تكرار ميشه كه غربيها مسلمونتر از ما هستن. اونها آموزه هاي ديني ما رو دقيقا انجام مي دن كه ما اونها رو به باد فراموشي سپرديم. دروغ، تهمت،‌غيبت براي ما مثل آب و غذا شده. در حاليكه اصلا غيبت براي يه غربي كاملا بي معناست. صحبت كردن در مورد عيبهاي كسي كه حضور نداره اصلا در قاموس فرهنگي اونها جايي نداره.اما ما چون آدمهاي محافظه كاري بار اومديم( كه ريشه در تاريخ ما داره) جرأت و جسارت اين رو نداريم كه توي چشم طرف مقابل نگاه كنيم و ايراداتش رو بهش بگيم. و.. بقيه مشكلاتي كه توي جامعه داريم. درسته . همه ما به راحتي داريم با هم كنار ميايم و در كنار هم زندگي مي كنيم اما روز به روز بيشتر به سوي تباهي مي ريم و اين براي كسي كه اساسا با اعتقادات غالب در جامعه مخالفه بيشتر باعث انزجار ميشه. اينكه بعضي ها اسمن مسلمون هستن و در واقع و در عمل فرقي با يه شيطان نمي كنن. اعتياد، فحشا ، دزدي، قتل و … بقيه گناهاني كه نازنين به اونها اشاره مي‌كنه . من دارم سعي مي كنم اين رو درك كنم . اين مسأله براي همه ما دردناكه كه كشورمون به سمت زوال و تباهي بره. اما اين براي همه اديان هست. نه فقط مسلمونها. همين مسائل باعث شده كه گفتن دين افيون ملتهاست. ولي اين ايراد انسانهاست كه بجاي اينكه به رشد فكر كنن به يه عقديه مي چسبن و از بدو تولد تا مرگ شون اون اعتقاد هيچ تغييري نمي كنه. يادم هست شريعتي در يكي از كتابهاش خاطره اي از يكي از اساتيدش نقل مي كنه . وقتي توي كلاس مطلبي رو مي گه استادش شديدا اون روز زير سوال مي بره. بعد شريعتي مي گه استاد اين رو خودتون گفتيد . گفت كجا گفتم. گفت توي فلان كتاب. استاده فكر كرده و گفته: چاپ چه سالي بود. بعد ديدن مال چند سال پيش بوده و اون گفته من الان با .. من الان فرق مي كنه. تو چطور مي توني به چيزي كه من سالها پيش نوشتم استناد كني؟؟!!!!!!!!!
    اين حكايت ما آدمهاست. آدمهايي كه نه تنها الانمون با الانمون فرقي نمي كنه بلكه ده سال پيش هم با الان هيچ تغييري نداره و اينه كه خيلي بده.
    اما … آيا بايد براي تغيير رفتار و منش يه ملت، اساس اعتقادات اونها رو زير سوال برد.؟ آيا براي اينكه هوشيار بشن. بجاي اينكه بگيم. آهاي! رفتاري كه داري ، كاري كه تو مي كني، داره به به من، به همه آسيب مي زنه. بايد بگيم تو غلط مي‌كني؟؟
    درسته كه بايد راه درست رو نشون داد. پيامبر اسلام براي اينكه مردمش رو از چپاول عده اي كه بت پرستي سايران منبع درآمدشون شده بود نجات بده،‌ گفت خدا يكتاست و همه با هم برابرند. هيچ كس بر ديگري برتري ندارد. وحشت اشراف هم از اين بود كه ثروت شون و قدرتشون رو از دست بدن. اون چيزي رو زير سوال برد كه باعث فساد شده بود. بتهايي كه شفيع مردم بودند.
    الان هم توي دين ما مفسده هايي هست كه به دليل كج فهمي ما، و عدم شناخت و عدم آگاهي و عدم درك درست از چيزهاييه كه اساسشون درسته و مثال در اين مورد زياده و ….
    من هم البته معتقدم كسي تا شك نكنه، تا بعضي از اعتقاداتش نفي نشن، يقين پيدا نمي كنه. اين كاملا درسته. به عبارتي وقتي شك نكني. وقتي سوالي برات پيدا نشه. وقتي چيزهايي رو طوطي وار حفظ كني و تكرار كني، يقين پيدا نمي كني. اعتقاداتت مثل طنابي مي شن كه جلوي حركت و رشدت رو مي گيرن. اول بايد اونها رو ببري تا آزاد و رها بشي و رشد كني. چيزهايي هست كه هركس خودش بايد در اون مورد به دنبال سوال و كشف جوابي براي خودش باشه. و ما مي تونيم تنها تلنگري بزنيم بر ذهن هاي خفته تا دوباره فكر كنن بدون تعصب. و براي خودشون ارزشهاي جديد خلق كنن. اما مثل بمبي كه اگه سيم سبز و قرمزش اشتباه بريده بشه همه رو با هم مي سوزونه و نابود مي كنه. بايد مواظب باشيم تا سيم اشتباهي رو نبريم.

  80. سلام و صبح بخیر خدمت دوست عزیز و فهیم گلابتون ، واقعا از خوندن نظرت لذت بردم ، بسیار زیبا تحلیل کردی و جای تحسین و تشکر داره که اینقدر عمیق داری موشکافی میکنی ، این تفکر برای من بسیار ارزشمنده و قابل احترامه و به افتخارش از جا بلند میشم و کلاهم رو از سر بر می دارم ، باید باز هم بگم که از آشنایی با شما به خودم افتخار میکنم . در ابتدای نظرت به نکته زیبایی اشاره کردی که این حاصل دقت نظر و البته تفکره که به وجود میاد . حق کاملا با شماست افرادی مثل من و یا نازنین چون به مذهب اعتقادی نداریم ، آفت ها ، نقص ها ، دوگانگی ها ، ریاکاری ها و حتی تظاهر کردن ها رو مثل نور میتونیم ببینیم و حسش کنیم . ما به عقیده شما عیوب رو راحت تشخیص میدیم ، عیوبی که میشه گفت به اصل مذهب آنچنان محسوس وارد نیست ، ولی در رفتارو اعمال و سکنات مدعیان بی عمل به وضوح دیده میشه که تعدادشون اصلا کم نیست . میشه گفت در ابتدا نقص هاش کم بوده و به تدریج با شکوفایی تمدن جدید و البته نحوه زندگی نوین ، شکاف عمیقی پیدا کرده ، نتونسته خودش رو به قول معروف به روز کنه و خوب تبدیل شده به سنبلی که به قول زرتشت ، پیروان خودش رو در زیر خودش داره منهدم و مدفون میکنه . و در مورد اینکه غربی ها ادعاهای ما رو ندارن ولی در ظاهر تفکرات ، رفتار و اعمالشون از ما اسلامی تره کاملا موافقم و در آخر متنم مطلبی رو میذارم که خیلی خوب و جامع تر از من این مسئله رو باز میکنه . دین به راستی افیون ملتهاست و این رو شخصی بهش معتقد بود و شخصی این جمله رو به زبون آورد که انسان بسیار بزرگ و دوست داشتنیه که دنیا به وجودش افتخار میکنه و من عقاید امروزم ( چه بتونم درست پیاده کنم چه نه ، که به توانایی هام بستگی داره ) و نحوه و روش زندگیم رو مدیون اونم و به عنوان یک بزرگ دوست داشتنی ( مثل یک بابابزرگ مهربون ، یه شخصیتی مثل بابانوئل ) که به داشتننش و شناخت افکارش افتخار میکنم و ازش ممنونم به خاطر تمام زحمات ها و رنج هایی که کشید و در موقعیتی بود که میتونست نکشه . در مورد مورد بعدی که بهش اشاره کردی و به شکل سوال بود (اما … آیا باید برای تغییر رفتار و منش یه ملت، اساس اعتقادات اونها رو زیر سوال برد.؟ ) به نظر من آره باید اعتقاداتشون رو زیر سوال برد ، باید اونها رو به چالشی عظیم کشید ( نه جنگ ) که تو محیطی استبدادی شکل با افکار و اعمالشون بیشتر نزدیک بشن و بیشتر و عمیق تر بهش فکر کنند .( آیا برای اینکه هوشیار بشن. بجای اینکه بگیم. آهای! رفتاری که داری ، کاری که تو می کنی، داره به به من، به همه آسیب می زنه. باید بگیم تو غلط می‌کنی؟؟ ) آره گلابتون عزیز باید بهش بگی غلط میکنی از چیزی حرف میزنی که اصلا نمیدونی چیه …. غلط میکنی از کتابی صحبت میکنی که یک بار از رو فارسی نخوندیش و برای خودت تفسیر نکردی ….. غلط میکنی هیچ قدمی در جهت حفظ اهداف مذهب بر نمیداری ولی مدعی هستی …. غلط میکنی تو که قیام امام حسین رو درک نکردی سیاه براش میپوشی ….. غلط میکنی تو که عاشق علی هستی ، ولی علی رو نمیشناسی ….. که اگر به همین چهار مورد ایمان داشت و عمل میکرد الان اوضاع ما و شما و اونها اینچنین اسفناک نبود . نه از لحاظ سیاسی ، اقتصادی و حکومتی ، بلکه از نظر اعتقادی ، تفکر و نحوه و روش درست زندگی . ما به راستی چیزی رو زیر سوال میبریم که محصول حماقت و نادانی که تولید فساد میکنه ( در هر زمینه ای که فکرش رو بکنی ) . به راستی باید روش و نحوه تفکرمون رو به روز کنیم و این امکان پذیر نیست تا موقعی که خودشناسی و خودسازی رو شروع نکنی ، تا نتونی چیزی رو که بهش ایمان و اعتقاد داری با شرایط روز خودت سازگار و به روز کنی . در کل میشه گفت با تمام نظرات موافقم و حرفی ندارم ، و اگر چند خطی نوشتم تنها به خاطر تایید حرفات بوده ولی شاید روش هامون باهم فرق میکنند یک مقدار که اون رو هم مطمئنم با گفتگو به نتیجه دلخواهمون نزدیک خواهیم کرد . به درودی دوباره ، روزت خوش دوست عزیز و بزرگ من
    زرتشت بسیاری از کشورها و اقوام را دیده است . از این رو قادر به تشخیص خوب و بد بسیاری از ملت هاست . هیچ قدرتی را در جهان ، به بزرگی قدرت نیک و بد نیافته است .
    هیچ ملتی باقی نمی ماند مگر این که ابتدا برای خود ارزشهایی وضع کند ولی آن قومی که میل به بقا دارد نباید ارزش های خود را با ارزش های همسایگان خود یکی سازد .
    تجربه به من آموخته است که اغلب به آن چه در نظر قومی نیک است قومی دیگر با نظر استهزا و بی احترامی می نگرد . بسا چیزها که در نزد قومی مذموم است و قوم دیگر آن را جز سجایا و صفت های پسندیده می شمرد و فاعل آن را قرین افتخارات می سازد .
    هگز دو همسایه نمی توانند یکدیگر را درک کنند و همواره هرکس از بدی و گمراهی همسایه اش غرق در حیرت است .
    هر قومی را جدول ارزش های خاصی است که در حقیقت جدول پیروزی های اوست ، این جدول ، انعکاس خواست توانایی آن قوم است .
    برای هر قومی آن چه به دست آوردنش مشکل است موجب تحسین است . آن چیزی نیک خوانده می شود که لازم و در عین حال صعب الحصول باشد و آن چیزی مقدس نامیده می شود که در هنگام عسرت و تنگی موجب نجات و فلاح باشد .
    هرآن چه موجب تسلط و درخشش و فتح آن قوم ، به رغم ترس و حسد همسایگانش می شود ، مقامی شامخ در جدول ارزش های وی می یابد و مفهوم و معیار سنجش همه چیزها می شود .
    به راستی ای برادر ، اگر تو ، تنها نیازها ، سرزمین و آسمان و همسایگان یک ملت را به دقت بنگری ، قادر خواهی بود که قانون فتوحات او را کشف کنی و درک نمایی که چگونه آن ملت از نردبان فتوحات خود به سمت امیال و آرزوهای خود پیش می رود . یونانیان را فرمان زیر ، تکان داد و با این فرمان راه عظمت را طی کردند : تو ف همواره باید اول باشی و بر همه پیشی گیری . هیچ کس جز دوستانت نباید مورد علاقه روح حسود تو قرار گیرد ! و اما قومی که من خود را از آنان دارم ، گفته و دستور زیر را عزیز و محترم می شمردند : راست بگو و تیرانداز ماهری باش ! این دستور فتح و پیروزی نیز از آن قوم دیگری است که با آن ، عظمت و ابدیت یافت : به پدر و مادر خود احترام گذار و با رضا و رغبت مطیع فرمان های آنان باش !
    با شریعت و دستور زیر ، قوم دیگری بر خود فائق آمد و در اثر آن توانست انیدها و آمال بزرگی را عملی سازد : اعتقاد خود را نگه دار و در راه حفظ آن ، از ریختن خون و شرف خود حتی در امور سخت و خطرناک مضایقه مکن ! به راستی که مردم ، موجد نیک و بد خود هستند . بدانید که این نیک و بد از آسمان بر آن ها نازل نشده و آن را نیافته اند ! بلکه آن را خود با دستان خود ساخته اند .
    بشر ، برای اشیا ، ارزش هایی قائل شد تا بتواند خود را حفظ کند . او بود که از ابتدا به اشیا مفهومی بشری داد ؛ بنابراین او خود را مرد ، یعنی ، ارزیاب نامید .
    ای آفرینندگان بشنوید : ارزیابی ، یعنی آفرینش . ارزیابی ، خود گنجینه و گوهر همه چیزهاست . ارزیابی است که به اشیا ارزش می بخشد : بدون ارزیابی ، وجود ، چون بادام پوک بوده ؛ تغییر ارزش ها یعنی تغییر آفرینندگان ، آن کس که در سرنوشتش آفریدن است ، همواره خراب می کند . در ابتدای خلقت ، مردم آفریننده بودند و بعد از آن افرادی عادی شدند . به راستی که فرد ، آخرین آفریده است . در ادوار گذشته ، مردم برای خود جدول ارزشی به وجود آوردند . عشق فرمانروایی کردن و عشق به اطاعت با هم موجد این جدول ها بود . لذت جرگه ای ، قدیمی تر از لذت نفس است و در حالی که وجدان خوب را جرگه می نامند ، وجدان بد را نفس خوانند . به راستی که این نفس موذی و بی علاقه که نفع خود را در نفع جمع می جوید ، موسس جرگه نیست بلکه متلاشی کننده و مخرب آن است . آفرینندگان نیک و بد ، همواره اشخاص خلاق و مهربان بوده اند . در نام تمام فضایل ، آتش عشق و خشم نمایان است . زرتشت ، بسیاری از کشورها و اقوارم را دیده و هیچ قدرتی را در جهان بزرگتر از آثار عشاق نیافته است و همانا این آثار ، نیک و بد نام دارند . به راستی که این قدرت تحسین و تقبیح ، غولی سترگ است . بگویید ای برادران ، کیست که بتواند بر آن چیره شود و کیست که بر هزار گردن آن بتواند یوغ بندگی نهد ؟ تاکنون هزار هدف در جهان وجود داشت ، زیرا هزار قوم در جهان زندگی نموده است . ولی هنوز یوغی که بتواند بر این هزار گردن مستقر شود پیدا نشده و هدف مشترکی در جهان یافت نشده است . هنوز نوع بشر را هدفی نیست . ولی به من بگویید ای برادران : آیا وقتی بشر را هدفی نبود بشری وجود تواند داشت ؟

  81. از دوستان خودم نازنین و گلابتون می خوام برید و این صفحه رو ببینید

    http://asemaniha90.com/?p=25213

  82. سلام گلابتون عزیز ، صبحت بخیر . خواهش میکنم ، ولی هرچی گفتم در مورد شما ، خود واقعیت بود

    آیا برای اینکه هوشیار بشن. بجای اینکه بگیم. آهای! رفتاری که داری ، کاری که تو می کنی، داره به به من، به همه آسیب می زنه. باید بگیم تو غلط می‌کنی؟؟ ) آره گلابتون عزیز باید بهش بگی غلط میکنی از چیزی حرف میزنی که اصلا نمیدونی چیه …. غلط میکنی از کتابی صحبت میکنی که یک بار از رو فارسی نخوندیش و برای خودت تفسیر نکردی ….. غلط میکنی هیچ قدمی در جهت حفظ اهداف مذهب بر نمیداری ولی مدعی هستی …. غلط میکنی تو که قیام امام حسین رو درک نکردی سیاه براش میپوشی ….. غلط میکنی تو که عاشق علی هستی ، ولی علی رو نمیشناسی ….. که اگر به همین چهار مورد ایمان داشت و عمل میکرد الان اوضاع ما و شما و اونها اینچنین اسفناک نبود . نه از لحاظ سیاسی ، اقتصادی و حکومتی ، بلکه از نظر اعتقادی ، تفکر و نحوه و روش درست زندگی . ما به راستی چیزی رو زیر سوال میبریم که محصول حماقت و نادانی که تولید فساد میکنه ( در هر زمینه ای که فکرش رو بکنی ) فکر میکنم دلیل حرفام رو در صفحه ای که بهت گفتم بری از ابتدا تا انتهاش رو بخونی درک کردی …. من ناراحت نمیشم با این حرفها چون بار اولم نیست با انسانهای پست بحث میکنم ولی خواستم با این نمونه آشنا بشی تا دلیل کارم رو بهتر و عمیق تر درک کنی . و براستی این عکس العملیست که شما باید نسبت به اینان داشته باشید چون در حقیقت اونها شما رو زیرسوال میبرند و من از این موضوع خیلی ناراحت میشم چون شما و افکارتون و حتی عقایدتون ( که اصلا بهش نزدیک نیستم رو ) درک کردم و براش خیلی احترام قائلم .

    • بازم ازت ممنونم و منظورت رو درك كردم. مخصوصا از اينكه باعث شدي من هم دوباره به چيزهايي كه ديگه برام كمرنگ شده بود دوباره فكر كنم ازت خيلي ممنونم. اما به نظر من وقتي چيزي رو مي خواي بگيري بايد چيزي رو بجاش بگذاري و جايگزيني مناسب براش بياري. چون در غير اينصورت يا پذيرفته نميشه يا چيزي بجاش گذاشته مي شه كه شايد بدتر از قبلي باشه. و اين باز خودش تبديل به يه آسيب ميشه. و خودت هم آسيب زيادي مي بيني. چون انسان ناخودآگاه علاقه به محبوب بودن داره. همه ما نياز به اصلاح داريم و اين صبوري مي خواد. مثل يه معلم مهربون كه شايد انديشه هاش موافق نباشه اما همجهته ون ه يه معلم كه يه تركه دستشه كه باعث فراري دادن ميشه. باور كن اونجوري اثرگذارتر ميشي. مطمئنم تو نمي خواي انديشه خودت رو به كسي تحميل كني. فقط مي خواي فكرها رو تغيير بدي. بازم ازت ممنونم

  83. منم ازت ممنونم و خوشحالم از این که درک کردی . من سعی در تحمیل اندیشه هام ندارم چون اینان وقتی داشته های خودشون رو که از پدران ، پدر بزرگشان به ارث بردند ( تنها به ارث بردند ) نمیتوانند تحلیل کنند چگونه افکار و ارزشهای من رو میتونن متوجه بشن ؟ ولی در حقیقت همون طور که گفتی من سعی بر اصلاح تفکر اینان در چارچوب عقیده ای خودشون دارم . این رو فهمیدم اگر اینها دین رو ازشون بگیری دیگه هیچی نیستن و حتی خدا رو هم نفی خواهند کرد . پس دینشون یعنی خداشون ، من دنبال این نیستم خدا رو از اونها بگیرم دنبال اینم اونها با دستهای خودشون خداشون رو پیدا کنند . من حرفهای به ظاهر تلخی میزنم ، اعتقادات رو نشونه میرم و جایگزین مناسبی هم براشون دارم . از مارکس هیچگاه برای انان نمیگم و نخواهم گفت ، از زرتش میگم از زبان نیچه شاید قلبها و روح هاشون رو تسخیر کرد . شاید به این پی بردند که باید ابتدا انسان باشند نه معتقد به خداوند و مذهب . ازت ممنونم که حوصله به خرج دادی تا متوجه حرفام بشی . من تنها به دنبال تغییر تفکرات و ارزشهام همین و بس . هیچ دشمنی با مذهب ندارم ، بهترین دوستانم از بین مارکسیست ها نیستند از بین شمایی هستند که دوسشون دارم به خاطر تفکراتشون عقایدشونم برام زیبا و دلنشینه ، نمی خوام دیگرانی که نه سمت من هستند ( براشون هضمش سخته ) و نه سمت شما ( به خاطر عواطف و احساساستش پذیراشن ) از عقاید شما به خاطر اعمال اینان فراری باشند . نمونه بارزش فردیه به نام نازنین ( مقدس ) تفکرات دوست داشتنی و لطیف شما اون رو آروم تر از افکار خشن و پیچیده من میکنه ، اون چیزی که بهش احتیاج داری ارزشیست که در ذهن ها و قلب های شما هست و شاید خودتون نبینید . منم باز ازت ممنونم

  84. رهام عزيز. نظر من اينه كه اگر ما فكر مي كنيم تشيع به حقه آيا بايد در يك جامعه مثلا مسيحي مردم حتما به سمت تشيع برن يا اينكه نه.؟ يا اينكه بايد از تفكرات مسيحيتشون براي انسان بودن و انساني زندگي كردن استفاده كنن.؟ يااگر فكر مي كنيم مسيحيت حقه بايد مردم يك جامعه شيعه رو مجبور كنيم مسيحي فكر كنن يا اينكه اعتقاداتشون رو در راستاي انسانيت بكارببرن و هر چيز ضد انساني رو ازش حذف كنن كه دين براي بشره نه ضدبشر. بايد از حقيقتي كه توي اعتقاداتشون هست استفاده كنن. نه اينكه گرفتار آداب و رسوم و … شكيات و مبطلات نماز و…. بشن. انسان باشن و كمك كنن تا همه انساني زندگي كنن و ابعاد حيواني زندگي شون رو كنترل كنن. و اگر… اگر … فكر مي كنيم خدايي نيست ناگهان از مردم مذهبي يه جامعه خداشون رو بگيريم.؟ ايا نتيجه اين كارها جز مقاومت چيز ديگه ايه.؟ نه. حالا به هر قيمتي. چه بسا خونها كه به خاطر همين« اشتباه بريدن سيمها » ريخته شده.

  85. همونطوري هست كه گفتي. از آشنايي با شما خوشحالم .

  86. من چند روزي نمي تونم بيام. به اميد ديدار.

  87. سلام دوستان عزیز ( نازنین و گلابتون ) به این صفحه برید و سند حماقت و بی سوادی بعضی از دوستان رو مشاهده کنید .

    http://asemaniha90.com/?p=25213

  88. زندگي صحنه يكتاي هنرمندي ماست
    هركيس نغمه خود خواند و از صحنه رود
    صحنه پيوسته بجاست
    خرم آن نغمه كه مردم بسپارند به ياد

  89. درود بر گلابنون عزیز

  90. با عرض سلام و وقت بخیر … این آخرین نظر من در این سایته ، دارم این محیط بچهگانه و مضحک رو ترک میکنم . ابتدا که شروع کردم به نظر گذاشتن حس میکردم میشه راهی رو که همیشه ناتموم موند و البته آرزوش رو داشتم رو اینجا از ابتدا استارت بزنم . فکر میکردم میشه گوه خور رو به زور پلو خور کرد . میخواستم استارت حرکتی رو به خیال خودم بزنم که تنها باعث تحلیل انرزی و وقتم شد . این همه فریاد زدم بیاید یک کلمه حرف درست بزنید ، امروز رو سعی کنید از اراجیف هرروز خالی کنید ، توهین کردند و به قولی بیهوده و بی ثمر خوندند . بعد از مدتی افرادی پیدا شدند که فکر میکردم میتونم سکان هدایت افکارم رو به اونها بسپرم . که تازه متوجه شدم اونها حتی سکان افکار خودشون رو در دست ندارند و با کوچکترین بادی از هم فرومیپاشند . مدام فریاد زدم در حال توهین به هم دیگه سعی کنید چارچوب همدیگرو بهتر و عمیق تر درک کنید که زمان خیلی خوبیه وقتی کسی به شما حمله میکنه میتونی مقاومت خودت رو بسنجی میتونی نیرویی که بهت وارد میشه رو حساب کنی . الان بسیار غمگینم و متاسف نه از بابت شما که به خوبی همتون رو میشناسم ، بلکه از خودم که باز اشتباهی رو که در قبل انجامش دادم و تاوانش رو پس دادم تکرار کردم . باز رو انسانهایی حساب باز کردم که حتی سعی در شناخت خودشون و محیط اطرافشون نداشتند و تنها من رو بازیچه خودشون و افکارشون قرار دادند . تمام قصد من از این مدتی که در کنارتون بودم این بود که با هم بتونیم روشی ابداع کنیم برای زندگیه آینده خودمون و فرزندانمون . شما تمایلی نشون ندادید مثل اکثر انسانهایی که تا به الان باهاشون به هر صورتی برخورد داشتم . شما که نمیتونید با هم کنار بیاید و چارچوب همدیگر رو درک کنید چطور میتونید با دنیا ارتباط برقرار کنید . شما همدیگر رو که مال یک آب و خاک هستید حیوان میخونید چطور میتونید در کنار هم به نتیجه ای مشترک برسید . هدف شما تنها گذراندن وقته که به خوبی انجامش میدید بهتره به کارتون برسید و حتی تصور فراتر از اینی که هستید رو هم در ذهنتون نپرورونید . روزها و روزگارتون خوش و به شادی خدانگهدار

  91. عاقبت این ازدواج از همون اول معلوم بود

  92. واقعا که چقدر بیکار داریم تو این جامعه که همشونم نخبه و استعداد برتر هستن اگه اشتباه نکنم…

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*