آخرین خبرها
تعداد بازدید : 37,028

۱۶۷ نظر

  1. امیرحسین جوون اول سایت

    تو روح این داعشیا

  2. یعنی این رسم فروش کنیز برا چندصد سال پیش بوده؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    خدا لععععععععععععنت کنه این داعشی های از سگ کمتر را ……….

  3. خاک بر سر این داعشی ها

  4. دیگه این مدلیش و ندیده بودم که دیدم خدا جواب کاراتون و بده احمقاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا.
    به قول سایه جان داعشی از سگ کمتر

  5. من زنم …

    با دست هایی که دیگر دل خوش به النگو هایی نیست که زرق و برقش شخصیتم باشد.

    من زنم و به همان اندازه از هوا سهم می برم که ریه های تو

    میدانی ؟ درد آور است من آزاد نباشم که تو به گناه نیفتی .

    قوس های بدنم به چشم هایت بیشتر از تفکرم می آیند .

    دردم می آید باید لباسم را با میزان ایمان شما تنظیم کنم .

    دردم می آید ژست روشنفکریت تنها برای دختران غریبه است .

    به خواهر و مادرت که می رسی قیصر می شوی .

    دردم می آید در تختخواب با تمام عقیده هایم موافقی .

    و صبح ها از دنده دیگری از خواب پا می شوی .

    تمام حرف هایت عوض می شود .

    دردم می آید نمی فهمی .

    تفکر فروشی بدتر از تن فروشی است .

    حیف که ناموس برای تو نه تفکر

    حیف که فاحشه ی مغزی بودن بی اهمیت تر از فاحشه تنی است .

    من محتاج درک شدن نیستم .

    دردم می آید خر فرض شوم.

    دردم می آید آن قدر خوب سر وجدانت کلاه می گذاری

    و هر بار که آزادیم را محدود می کنی.

    می گویی من به تو اطمینان دارم اما اجتماع خراب است.

    نسل تو هم که اصلا مسئول خرابی هایش نبود .

    میدانی ؟

    دلم از مادر هایمان می گیرد .

    بدبخت هایی بودند که حتی می ترسیدند باور کنند حقشان پایمال شده

    خیانت نمی کردند نه برای اینکه از زندگی راضی بودند

    نه خیانت هم شهامت می خواست . نسل تو از مادر هایمان همه چیز را گرفت جایش النگو داد .

    مادرم از خدا می ترسد .

    از لقمه ی حرام می ترسد . ازهمه چیز می ترسد

    تو هم که خوب می دانی ترساندن بهترین ابزار کنترل است .

    دردم می آید این را هم بخوانی می گویی اغراق است .

    ببینم فردا که دختر مردم در بیرون به جرم موی بازش کتک می خورد . باز هم همین را می گویی .

    ببینم آنجا هم اندازه ی درون خانه ، غیرت داری ؟؟

    دردم می آید که به قول شما تمام زن های اطرافتان خرابند .

    و آنهایی هم که نیستند همه فامیل های خودتانند .

    دردم می آید از این همه بی کسی دردم می آید .

  6. دوستان همه ضربلمثل مدینه فاضله را زیاد شنیدیم،آیا میدونید از کجا آمده؟ بله ،بعد از حمله اعراب به مملکت عزیزمان و تازیها با گرفتن قدرت و سر زدن مردانمان ،زنان و دخترانمان را به مدینه بردند و در بازار مدینه میفروختند.زیبائی آنها باعث شّد تمام کشور از این بازار خبر دار بشوند و متاسفانه ما ایرانیها بجای تنفر از عملکرد گذشته تازیان، این ضربلمثل را با شوق هم می‌گوییم.

    • تو این چرت و پرت ها رو جدی جدی باور کردی؟؟؟؟؟؟؟؟
      ببین قصد توهین ندارم، اما می خوام بدونم تو واقعا احمقی یا خودت رو زدی به حماقت؟؟؟؟؟

      • خودشو زده به احمقی.به چیزایی مد شده جدیدا مبگا آقا میدونستی اینو برا چی میگفتن؟آره دلیلش این بوده و ماکثرا هم دین و اقوام و زیر سوال میبرن.بزارید کنار بابا جان….

    • دادا خیلی بیسوادی مدینه فاضله یعنی آرمانشهر ! معنیشو نمیدونی یه خورده جستجو کن انقد اراجیف خنده دار به هم نباف و عقل نداشتتو بیشتر از این زیر سوال نبر!

  7. به اسیری گرفتن وخریدوفروش زنان وکنیز…!!!
    شد دقیقا مثه زمان اعراب جاهلیت…

  8. آقا ارمان شما فکر میکنی که اعراب از جاهلیت بیرون اومدن و عاقل شدن؟؟؟؟؟؟؟

  9. کار داعش از نظر شرعی هیچ موردی نداره هرچند از نظر انسانی و اخلاقی خیلی کثیف و غیر قابل قبوله:
    وَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُواْ فِي الْيَتَامَى فَانكِحُواْ مَا طَابَ لَكُم مِّنَ النِّسَاء مَثْنَى وَثُلاَثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلاَّ تَعُولُواْ ﴿۳﴾ نساء
    و اگر در اجراى عدالت ميان دختران يتيم بيمناكيد هر چه از زنان [ديگر] كه شما را پسند افتاد دو دو سه سه چهار چهار به زنى گيريد پس اگر بيم داريد كه به عدالت رفتار نكنيد به يك [زن آزاد] يا به آنچه [از كنيزان] مالك شده‏ايد [اكتفا كنيد] اين [خوددارى] نزديكتر است تا به ستم گراييد [و بيهوده عيال‏وار گرديد] (۳)

    کنیز اینجا همونیه که برادران داعش دارن میفروشن.

  10. احساس میکنم یه جورایی داریم به اخرالزمان نزدیک میشیم طایفه ایزدی همون طایفه یزیدیان هستن

    • ايزديان هيچ ارتباطي با يزيديان ندارند اين اسميه كه اعراب روي انها گذاشته اند ايزديها طايفه اي هستند كه در اصل زرتشتي هستند و هيچ ارتباطي با بني اميه ندارند و بسيار مردم محجوب و با فرهنگي هستند لطفا بيشتر مطالعه بفرمائيد

    • متاسفم برات کدام یزیدی برو کمی مطالع کن

  11. تاریخ تبری را مطالعه فرمائید درست امروز داعشی ها همانند 1400 سال پیش کاری که اسلام گراهای عرب با زنان و مردان و کودکان ما انجام دادند هیچ فرقی ندارد .

    • شما چه جوری مطالعه کردی که رو جلدش ندیدی طبری رو با “ط” می نویسن نه با “ت”؟؟؟؟؟؟؟؟
      فقط اعتراض و چرت و پرت و اسم یه کتابی که همه شنیدن اما نخوندن….خیلی جالبه..!!!!!

  12. فرد در اسلام، چه راستين و چه غير آن، بى حقوق و بى حرمت است. زن در اسلام برده است. کودک در اسلام در رده احشام است. عقيده آزاد در اسلام معصيت است و مستوجب عقوبت است. موسيقى فساد است. سکس، بدون جواز و بدون داغ مذهب بر کپل مرتکبينش، گناه کبيره است. اين دين مرگ و خون و عبوديت است. راستش همه اديان همينند، اما بيشتر اديان را بشريت آزاد انديش و آزاديخواه در طول صدها سال در قفس کرده است. اين يکى را هرگز نگرفتند و مهار نکردند. چرخ مى زند و نکبت مى آفريند.

    • لایک روهام عزیز

    • با سلام خدمت همه دوستان عزیز. جناب رهام در زمان اعراب جاهلیت وقتی که حضرت محمد(ص) ظهور کرد مردم پس از مدتی به دین اسلام درامدند و اسلام واقعی با تلاش حضرت محمد(ص) و یارانشان به اجرا درامد و مردم طعم اسلام واقعی را چشیدند.قطعا شما هم اگر طعم اسلام واقعی(نه این اسلامی که در ایران است) را میچشیدی چنین حرف هایی نمیزدی و نظرت عوض میشد.

  13. نوشته یکی از دوستان با مضمومی فمینیستی رو بسیار پسندیدم و واقعا میشه گفت به قول معروف لایک داره

  14. اصلا جای تعجب نداره ! خود این گروه اسلامی قبلا اعلام کرده بودند که اسلام ناب محمدی را اجرا میکنیم وتمامی این کارها و این اعمال از ابتدا در دین اسلام بوده حتی پیامبر اسلام هم برای دخترش کنیزانی در اختیارش میگذاشت .
    داعش قبلا به مسیحیان ودیگراقلیتها تاکید کرده بود که یا به زور مسلمانتان میکنیم یا باید جزیه بدهید یا باید کشور عراق را ترک کنید وفقط با لباسی که در تن دارید بروید وتمامی اموال شما برای اسلام مصادره میشود !!!!!
    این کار داعش ،طالبان ، بوکوحرام و… تیشه هایی است بر ریشه اسلام چرا که کسانی که از دین اسلام چیزی نمیدانستند الان باامثال این کارهای خفت بارشون اسلام رومعرفی کردند.

  15. سلام و درود بر نازنین عزیز لایک

  16. این حیوانهای انسان نما که به داعش معروف شدن ساخته دست آمریکا و صهیونیستها هستن ، که طراحی شدن که اسم اسلام را لکه دار کنند.با توجه به موج اسلامگرائی که در کشورهای غربی به راه افتاده بود غربیها این گروههای وحشی را تربیت کردن که با قتل و قارت ، دین اسلام را دینی خشونت نشون بدن. اکثر غریب به اتقاق قربانیان این گروه حیوان صفت مسلمان هستند و اگر داعشی ها مسلمان بودن چه لزومی داشت که هم کیش های خودشون را مورد تعرض قرار بدن .به نظر شما مدرن ترین امکانات و تجهیزات نظامی و روز دنیا را داعشی ها از بقالی های سوریه میخرن یا از کمپانی های ساخت سلاح آمریکا تحویل میگیرن ؟به نظر شما یک عده عرب شتر سوار میتونن یه کشور را تسخیر کنن؟نه عزیزمن همه فرماندهان داعش تو کشور اسرائیل پیچیده ترین دوره های نظامی را دیدن و با برنامه دارن جنایت میکنند؟آقای روهام و بیجهن باید داعش و طالبان و بقیه با خرچ آمریگا و اسرائیل و انگلیس وجود داشته باشند که شما و امثال شما بتونید نکبتهای که تو ذهن پوسیده و عقده ای شما وجود داره به اسم اسلام بروز بدید و به اسلام منصوب کنید.
    آقای roham میشه لطف کنی منبع این اراجیفی را که گفتی بگی ؟ ( کودک در اسلام در رده احشام است ؟؟؟؟؟؟؟؟زن در اسلام برده است ؟؟؟؟؟؟؟) این اراجیف که شما گفتی مربوط به کدوم دین اسلامه؟اسلام واقعی یا اسلامی که ساخته افکار شما و داعشه ؟
    و اما شما نازنین خانوم مقدس من شما را یک زرتشتی معنقد می دونستم ولی واقعا برات متاسفم که از یک انسان لائیک و بی دین که همه ادیان را به سخره گرفتی حمایت کردی.

    • شما چه جوری مطالعه کردی که رو جلدش ندیدی طبری رو با “ط” می نویسن نه با “ت”؟؟؟؟؟؟؟؟
      فقط اعتراض و چرت و پرت و اسم یه کتابی که همه شنیدن اما نخوندن….خیلی جالبه..!!!!!

    • ببخشید سینا جان جواب من برای حسن بود نه برای شما، نمی دونم چه جوری اومد زیر کامنت شما!!!!!!!
      .
      .
      اما بد نیست به شما هم بگم این روهام کلا حرفاش دلیل نداره، به تجربه به ما ثابت شده هر وقت ازش دلیل و سند خواستیم چهار تا جمله چرت و پرت از نیچه و ادیسون (که بهش میگه مخترع لامپ و نمی دونه که ادیسون مخترع برق بود نه مخترع لامپ!!!!!!!!) میذاره و بعد هزار تا کامنت توهین و فحش و اینکه آخی تو بچه ای و حرف منو نمی فهمی و ………
      .
      .
      .
      خلاص برادر من ته ته ته حرفاش همینه، می تونی صفحه مشروبات الکلی رو نگاه کنی…..
      اونجا هم من ده بار خواستم یه دلیل بیاره، می تونی دلایلش رو ببینی دیگه……..!!!!!!!

  17. سلام فهیمه جان ممنون .من هم بی صبرانه منتظرم که روهام و این یارو بیجهن منبع اراجیفی را که اینجا نوشتن اعلام کنند.

  18. برای بی سوادان مثلی شما فردی مثل صادق هدایت زیاد آشنا نیست برای همین اسمش رو براتون منتشر نکردم . من یک انسان بی دینم آره ولی از روی منبع و اسناد حرف میزنم . کتابهای راچارد داوکینز رو خوندین اصلا اسمش رو شنیدین ؟، چه خیال باطلی ، شما کتابی رو که بهش معتقدید رو هم یک بار از رو نخوندید چه برسه به کتابهای داوکینز ودیگرانی که علمی حرفهاشون رو اثبات کردند . این جمله رو صادق هدایت میگه آقای سینا ، آره تو ذهن شما اراجیفه ؛ تو ذهن مریض و احماقانه شما هرچی به جز اون چیزی که نخوندید اراجیفه . بهتره با بقیه دوستانت بری یک مقدار مطالعه کنی اگر نمیخوای مطالعه کنی بشین کنار دست بزرگون به تیله بازی مشغول باش و ببند لطفا . اگر حرفی داشتی اگر تونستی کتابی که بهش معتقدی تحلیل کنی حرف بزن اگر نمیتونی ببند لطفا چون وقت اضافه ندارم برای احمقی مثل تو صرف کنم. با بزرگترات دارم هر روز بحث میکنم به اندازه کافی ، البته نه اینجا و افراد اینجا با اونهایی که میخونن و تحلیل میکنن و بعضیهاشون جای بابابزرگتن . آخه تو رو چه به غیرتی شدن گاگول ، تو مسائل سیاسی رو از مذهبی نمیتونی تمیز کنی بعد بی صبرانه منتظر منی ؟ ببینم تو این مدت عمر بیهودت چندتا کتاب خوندی ؟ اگر خونده بودی این جمله صادق هدایت رو به دنبال اسم نویسندش نمیگشتی ، اینجا معلوم میشه نه به چیزی که میگی اعتقاد داری و نه از چیزی که ضد اونه اطلاعات داری پس لطف کن به جای صبر کردن یک مقدار کتاب بخون …. همون کتابی که بهش معتقدی رو بخونی واسه تو بسه کوچولو …. دیگه به این صفحه نمیام چون خسته شدم از بس با آدمهایی سروکله زدم اینجا که داشتن ادای راستکیا رو در میاوردن . پس تا علف زیر پات سبز نشده برو یک مقدار زحمت بکش شاید به جایی رسیدی که آدم بخواد وقتش رو بزاره ببینه چی میگی .

    • سلام تو چرا فقط از این کتاب ها میخونی
      حدیثه که شما حق نداری به حیوان سیلی بزنی شما چطور این حرف ها رو میزنی شما خوبه زیاد مطالعه میکنی اما موضع رو یع کم بچرخون مثلا نهج البلاغه

  19. فرد در اسلام، چه راستین و چه غیر آن، بى حقوق و بى حرمت است. زن در اسلام برده است. کودک در اسلام در رده احشام است. عقیده آزاد در اسلام معصیت است و مستوجب عقوبت است. موسیقى فساد است. سکس، بدون جواز و بدون داغ مذهب بر کپل مرتکبینش، گناه کبیره است. این دین مرگ و خون و عبودیت است. راستش همه ادیان همینند، اما بیشتر ادیان را بشریت آزاد اندیش و آزادیخواه در طول صدها سال در قفس کرده است. این یکى را هرگز نگرفتند و مهار نکردند. چرخ مى زند و نکبت مى آفریند.

    صادق هدایت

  20. لطف کنین خانم فهیمه شما هم ببندید . حد و سواد شما رو که دیگه دوستان و هم سنگرانتونم تایید نمیکنند پس شما لطف کن بی سوادی خودتو پشت افراد دیگه پنهان نکن …

    • انتظار دیگه ای جز بی ادبی و فحاشی از امثال شما نمی ره….
      ما کتاب خودمون رو خوندیم؛ شما نگران مطالعه ما نباش، وقتمون رو برای خوندن اباطیل صرف نمی کنیم.
      شما به کپی کردن هات ادامه بده، از خودت که حرفی نداری؛ از اسمها بگو از کتابها بگو…..
      هستند کسانی که برات لایک بذارن، اما مهم اینه که خدا به چه کسی لایک می گه؟؟؟؟

  21. فقط چند مثال میارم براتون از تحولات به روز جهان ( اعم از اتفاقات و مسائل روز خاورمیانه ) برای اثبات نوشته ای که از آقای صادق هدایت منتشر کردم که وصف حال همین امروز ماست ، تنها به خاطر این که اثبات بشه به بعضی از دوستان خودم و مهر تاییدی باشه بر متنی که براتون گذاشتم . فکر نمی کنم نیازی باشه از کشتار مسلمانان در سطح جهان براتون بگم چون مطمئنم که اخبار رو رصد میکنید و میخونید ، تنها برای بعضی از کسانی که به خودشون این زحمت رو هم نمیدن لای روزنامه های خودمون رو باز کنند چند مثال میزنم …. کشتار مسلمانان در نیجریه به دست مسلمانان ، کشتار مردم مسلمان عراق به دست گروه مسلمان داعش ، و کشتار مسلمانان در غزه ….. که مدنظر من همین آخریه . اگر یه سری به سایت های خبری خودمون بزنید خیلی سریع متوجه این موضوع میشید که کودکان و زنان در کشتار غزه سهم %90 رو دارند . خیلی کم میشنوید که افراد نظامی یا مردان در غزه کشته شده باشند . این هم به دلیل اینه که اسرائیل قبل از هر نوع حمله ، هشدار رو به مردم غزه میده در مورد مکان و زمان مورد تهاجم . جالب اینجاست که حماس سلاحه های موشکی خودش رو در بیمارستانها و مساجدی علم کرده که اکثرا کودکان و زنان به دلیل جراحت یا بی خانمان شدن در اونها پناه داده شدند . و خوب طبیعیه که اگر بخواد اسرائیل حملات حماس رو جواب بده سلاح های موشکی اونها رو هدف قرار میده . اینجا یه نکته ای وجود داره … به نظر شما اگر بخوان تو مسجد و بیمارستان ( به هر دلیل استراتزیکی ) سلاح موشکی بزارن عادلانه ، عاقلانه و منطقی نیست این افراد بی گناه رو از اون محیط خارج کنن و خوب مثلا بیمارستانهای صحرایی یا خانگی بزنن تا مردم بی گناه در اثر این حملات تلف نشن ؟ ولی نه دوستان ، جنگ نیاز به قربانی داره ، جنگ بین دو دین نیاز به قربانی های معصوم داره تا ذهن ها و قلب ها رو تسخیر خودش بکنه و این رو حماس به خوبی میدونه و بهش دیکته شده . به عقیده آقای هدایت زن و کودک در رده احشام قرار میگیره تو این ایدئولوزی ( در ضمن وقتی این حرف رو میزنه که حتی این روزها رو ندیده ) و این در تاریخ کاملا ثبت شده و قابل استناده . و میشه گفت اتفاقی نیست که در طی 200 یا 300 سال افتاده باشه . این تفکر از ابتدا بوده تا به همین الان تنها کافیه کتب تاریخی رو ورق بزنید و همین طور که از عکسهاش لذت میبرید دوزارم گیرتون بیاد . به معنای ساده تر مسلمانان از کودکان و زنان خودشون استفاده ابزاری میکنند تا دل جهان رو ( البته به صورت صوری ) به درد بیارن و البته این تنها یک مثال به روزه که خوب در اثر گذشت زمان از یادها نرفته و هنوز نقل و نبات هر مجلسیه . و خوب دوستان به من اجازه بدن که در مورد عقاید آزاد ، موسیقی ، سکس و البته خبری که همین دیروز شنیدم در مورد آمار دورقمی شدن زنان معتاد در ایران دیگه حرفی نزنم که خوب داریم صدمات و لطماتش رو با پوست و گوشت خودمون احساس میکنیم و دیگه اصلا جای بحث نداره . من تنها در مورد زنان و کودکان که دوستان بحث داشتند الان حرف زدم و کاش یک مقداری با صبر و حوصله بیشتری به این موضوع می پرداختند بعضی از دوستان ، و خوب اخبار روز جهان رو که باز مطمئنم حتی اگر نخوندید ؛ شنیدید ، تکرار کردم که دلیل انتشار اون حرف آقای هدایت براتون روشن بشه . و در آخر یک توصیه برای دوستانی که به مذهب معتقدید ؛ لطفا از این به بعد به جای شتابزدگی و خوب قضاوت نابه جا که بسیار بهش اشاره میشه در دین ، یک مقدار ( البته میدونم برای شما سخت خواهد بود ) ، فقط یک مقدار صبر رو چاشنی زبان و کلامتون بکنید . از من به صورت مودبانه سوال میپرسیدید ، دلیل کارم رو سوال میکردید و خوب جواب میدادم نه این که با یکسری از الفاظ به دنبال پنهان کردن کمی اطلاعاتتون باشید و دیگران رو نشونه برید . بحث اصلی هم اسلام در سطح جهانه ، اسلام فقط مال شما و دوستانتون نیست که این همه براشفته شدید ، یک مقدار مطالعه به روز داشته باشید بین مقالات سیاسی روزنامه های فیگارو یا تایمز خواهید دید که این نقدیست که خود کشورهای اسلامی از این حرکت داشتند ولی خوب شما به دلیل کمی سواد و مطالعه تا یکی یه حرفی میزنه بدون فکر هرچی به مخیلتون میاد به دیگران و عقایدشون نسبت میدید و قضاوت میکنید و در اکثر موارد حرفها و نظرات دیگران رو تفسیر به رای خودتون میکنید . خواهش میکنم یک مقدار در مورد ادعاهاتون اطلاعات کسب کنید تا خیلی زود دیگران رو تخریب نکنید که این با اون چیزی که بهش اعتقاد دارید صددرصد مغایرت داره . شب همگی خوش و به شادی یا حق

  22. آقای روهام اولا شما که میگی دین نداری گوه میخوری نام مبارک حق را آخر اراجیفی که نوشتی به زبان میاری .
    دوما شما که به سکس آزاد اعتقاد داری و با افتخار این کار را نشانه روشنفکری خودت و همفکرات میدونی یک سری از دوستان هستن که تقاضا دارند با خواهر و مادرت رابطه برقرار کنند لطفا راهنمائی بفرمائید که چطور خدمت برسن.
    سوما را هم مثل همیشه نمی گم تو خماریش بمونی عزیزم

    • سینای عزیز نوع گفتار شما اصلا درست نیست هرچتد در مورد نظرتون در مورد دست پرورده بودن داعش توسط اسراییل کاملا موافقم و پهبادی هم که سقوط کرد از طرف داعش بمنظور جاسوسی برای اسراییل بود .
      و اما در مورد کامنتی که از هدایت نقل شده باید بگم همچین مهملاتی از دهان هیچ ابلهی خارج نمیشه جز صادق هدایت!

      واز آنجا که ! اثر هنري هر نويسنده اي به مثابه قطعه اي از روح اوست و نه مثل يك قطعه صنعتي كه بتوان بدون در نظر گرفتن افكار و روحيات نويسنده اش آن را نقد کرد….آری برادر نظرات هدایت که به اذعان دوستش صادق چوبک بزرگترین دشمن اسلام بوداینچنین است.

      باید پرسید که چگونه یک انسان مأیوس از زندگی و معتاد به مواد مخدر و گرفتار انحرافات جنسی و غرب زده و … می تواند انقد تمیز به اعتقادات ایرانیان توهین کنه . و ناراحت کننده تر از این مسئله ، این است که می بینم برخی از ایرانیهای خام هم ، تحت تأثیر این تبلیغات ، صادق هدایت را دارای تفکر عمیق!!! و نمایندهٔ فرهنگ ایرانی!!! می دانند . و وقتی این گونه مسائل را از زندگی صادق هدایت نقل می شود ، انگار برای اولین بار است که می شنوند او واقعاً چطور آدمی بوده.
      من متأسف و شرمگینم از اینکه چنین مطالبی را می نویسم ، اما چاره ای نمی بینم جز اینکه این واقعیات را از زندگی صادق هدایت ، به دوستانی که نشنیده و نمی دانند ، گوشزد کنم . در کتاب “اخلاقیات هدایت” ، در بخش نامه های استاد جمالزاده دربارهٔ صادق هدایت ، ص 155 و 448، چنین می خوانیم : “در سال 1342 کتابی به نام “راجع به صادق هدایت صحیح و دانسته قضاوت کنیم” چاپ و پخش شد . در آن کتاب آمده است : هدایت بعد از استمناء که جزو اعتیادات او بود ، منی خود را در شیشه می ریخته و با اندازه گیری روزانهٔ آن به عنوان تلف کردن نسل لذت می برده است .”( یه روانی مطلق و کامل )
      در همین کتاب به نقل از احمد فردید از دوستان صادق هدایت ، صفحهٔ 623 ، چنین می خوانیم : سر میز هدایت در کافه ، اگر دیگران هم نشسته بودند ، من خاموشی می گزیدم و تنها گوش بودم و از شما چه پنهان از دری وری‌ها و ولگوییها و هرزه سراییها و شوخیهای رکیک دور و بریهای هدایت که آمیزه ای از رکاکت شرقی با پورنوگرافی غربی بود ، بسیار بدم می آمد و از مسابقهٔ لیچارگویی و متلک پرانی آنان به هیچ وجه خوشم نمی آمد و حتی گاه بسیار احساس بیزاری و دل به هم زدگی می کردم .”
      در صفحهٔ 628 همین کتاب ،‌ فردید چنین ادامه می دهد : “هدایت سخت گرفتار پیچیدگیها و عقده های خانوادگی بود . در مسائل جنسی ، بیمار بود … در مجالسی که ما با هم داشتیم ، بیشتر گفتگوها در اطراف اسافل اعضا دور می زد . باور کنید در آن مواقع که با هدایت و جمع او معاشرت داشتیم ، هر وقت پای اقوال و اعمال جنسی و به تعبیر خودش “عیش و عشرت” به میان می آمد ، من و چند تن دیگر از آشنایان او ، بیگانه به شمار می آمدیم .”
      فرزانه دوست صمیمی هدایت ،‌ در صفحهٔ‌ 81 کتابش (آشنایی با صادق هدایت) ،‌ تصریح می کند که صادق هدایت ، آدم بد دهنی بود و در صحبتهایش از فحشهای رکیک ، زیاد استفاده می کرد . و به نقل از خود هدایت می گوید که او می گفت : آدم بدون فحش ، دق می کند . و در توجیه این مسئله می گفت که : “اگر کتابهای فروید را خوب خوانده باشی ، می دانی که فحش دادن از اصول تعادل آدمیزاد است . اگر فحش نباشد ، آدم دق می کند …

      اونوقت که رفیق شفیقتون خانم نا مقدس مثل هرزه ها به دوستان ما فحش رکیک و زشت میداد هی پشت هم تشویق و تاییدش میکردید . الان چرا تحمل نمیکنی و اعتراض میکنی…هرچند من کلا با حرفای زشت و رکیک مخالفمو درست نمیدونم که به همدیگه حرفای رکیک زد ولی خود کرده را تدبیر نیست. ما خودمون به دیگران اجازه میدیم که با ما چه برخوردی کنند….اگر شما در صفحات قبل نسبت به دوستانمان رعایت ادب را میکردید مطمئنا اینجا بی ادبی نمیدیدید.

      • کلمه “هرزه” رو کاملا به جا گفتی، اگه صفحه تولد الناز شاکردوست رو بخونی، متوجه عمق فاجعه می شی…….
        تنها و تنها به دلیل مخالفت با عقایدش به بدترین حرف ها و توهین ها متوسل شد….
        اما نمیتونم اون شبه انسان رو هرگز با روهام مقایسه کنم.
        من اکثر نظرات روهام رو قبول ندارم، از توهین ها و لحن بدش هم خوشم نمیاد اما نمی تونم منکر مطالعه و سوادش بشم، و مطمئنم چون اهل تفکر و مطالعه و تحقیق هست خدا راه رو براش باز می کنه و روزی که به حقیقت برسه، به تمامی حقیقت دست پیدا می کنه….
        .
        .
        .
        اگه کسانی پشت اسمش قایم می شن، می خوان آبروی رفته رو به دست بیارن که خب هرگز موفق نمی شن…

        • فهیمه خانم من اون صفحه رو خوندم تنها چیزی که میتونم بگم اینه که باید به چشم یک مریض روانی بهش نگاه کرد و نه چیز دیگه ! واقعا رذالت و دهن دریدگی را به اوج رسونده طوری که مناسب یک زن نیست.کارش هم اصلا قابل توجیه نیست که بیاییم و بگیم که چون در جامعه بصورت اقلیت زندگی کرده و مورد تبعیض و بی مهری قرار گرفته باید بیاد و هر چه از دهنش دراومد بگه…خیلی از ایرانیا هم در جوامع دیگه اقلیت هستند و مشکلات به مراتب زیادتری دارند ولی دلیل نمیشه که فحاشی کنند.اصلا به حرفاش توجه نکن هیچی بارش نیست فقط من میدونم چه مارمولک دروغگوییه!بنظرم در خانواده نا متعادلی رشد و تربیت ! گرفته.بقیه لاتها پیشش لنگ میندازند. چون حرفاش بدون دلیل محکم و توجیه عقلی هست ناچار به توهین و فحش رو میاره تا بقول هدایت به تعادل برسه . بعد میاد همه چیو به دین ما ربط میده و کجیها و ضعفهای منافقین و مسلمون نماهای ما رو داد میزنه. آخه یکی نیست بهش بگه ببند اون دهنتو

          • تو ، تو چه خنواده ای بزرگ شدی …؟!!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ وقتی اسم یک اسم حیوانه واب به حال والدینت !!!!!!!!!!! خانواده حیوانات خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ

          • میخوای بدونی اسم من چیه؟ اسمم محمده . افتخار میکنم که اسمم محمده . محمد همونیه که خاری در چشم تو وامثال توئه. همونیه وقتی که آمد ایرانیها از دست مغها و پندارپلید و رفتار زشت و گفتار زشت ( همه چیزهایی زشتی که هنوز هم بعد از قرنها نمونش در تو نهادینه شده)روحانیاشون به تنگ اومده بودند. همونیه که ایرانیها با روی باز هنوز هم بعد از 14 قرن به دینش افتخار میکنند. همون محمدی که هنوز هم روز به روز به پیروانش داره اضافه میشه.
            هرزه روسپی دهنتو ببند در مورد خانواده من درست صحبت کن وگرنه بد میبینی!
            مدتی خبر مرگت نبودی فکر کردم برای جهاد نکاح به داعشیها پیوستی . آخه مشکوک ازشون جانبداری میکردی.خوب اینجا چه میکنی؟ اعتراف کردی که همش با مردای متاهل و بچه جغله ها میلاسی و می پری؟.آخییییییییییییییییییییییییییییییی دلم برات میسوزه. فشار حیوانیت بدجور بالا زده.خخخخخخخخخ

          • متاسفم که اسم محمد رو به یک حیوان ترجیح دادی ! تو همون کافر بلفطره ای هستی که منکر رسول خدا شدی تو حیوان با افکار حیوانیت و رنگ عوض کردنت گند زدی به مذهبت با این طرز فکر وحرف زدنت !
            آخه احمق قلاس کفتارمنش گرگ صفت اینو بدون که جهاد نکاه رو مسلمونا بوجود آوردند نه غیر مسلمونا ! تو ناموست رو آماده کن و بفرست برای داعش و … چونتو مسلمانی نه من کور کن نیستی برو نحقیق کن که زنهایی که میرن جهاد نکاح از چه دینی هستند و کلاتونو بالاتر بندازیدبه قول خودتون( حضرت عباسی) خوب خودتونو به دنیامعرفی کردید ! همون بچه جغله ها امثال تویی هستند که از پیامبر ودین اسلام یک چیز رئ خوب بادگرفتند(زندگیهای پنهانی و زنهای زیاد ) آیا پیامبر اسلام همینگونه رفتار میکرد که شما الان دارید رفتار میکنید ؟! آیا بد دهنی وتهمت ناروا رو از حد رد کرده بود ؟!همون دوست نامحترمت دست از سرم برنمیداشت و هروقت ایمیلم رو شن بود بمباران چت و پیغام پسغاماش میشدم که اگه البته محاله که خودت نبوده باشی ! اگه چخت نمیکردم دست بردار نبودی ! لانم از ترس مزاحمتهات چراغ ایمیلمو چاموش کردم که از دست کفتارمنشی مثل تودر امان باشم ! شرم کن غیرت داشته باش حیاکن آبرو شرف داشته باش .
            امثال تو که سرو تهشون تو سایته که شدن آتیش بیار معرکه و امل فساد وگرگ صفتند بجای این کارا اعمال دینت رو درست انجام بده که زیر سوال نری اگه مسلمان واقعی هستی همین الان به یاری مسلمانان عراق برو ببینم چند مرده حلاجی !!! میدونم که ایران نیرو فرستاده ، کسانی رفتند که در خدمت نظام بودند ولی تو داو طلبانه برو همون روحانیونی که ازشون دم میزنی وضیفه هر مسلمان میدونن که امثال تو از ترس جونشون چشمان کور وگوشان کری در برابر این وظایف دارند !یکی از برگترین منتهایی که موبدان زرتشتی به سر تو گذاشتند این بود که زبان پارسی همچنان زندست واجازه ندادند زبان وکشور ایران عرب زبان شود مانند لیبی مصر و… دلم برای مادرت میسوزه که یک حیوانی چون تو را بزرگ کرده ! فلاش من کی به خانواده تو توهین کردم ! من سینا رو گفتم !پس این یک مدرک معتبر شد برای اثبط اینکه تو گرگ صفت همون سینایی.ننگ برتو تف برتو که باز هم با این کارت وجهه بدی از دینت دیدم

          • آدمی به گفتارش سنجیده میشود وبه رفتارش ارزیابی میگردد.
            چیزی بگو که کفه ی سخنت سنگین شود و کاری کن که قیمت رفتارت بالا رور .
            آین سخن پیامبرت بود ، صرفا جهت اطلاع به امثال تو گفتم که دهن کثیفشون که با هیچ کثافت خونه ای فرق نمیکنه باز میکنن و … شرم کن از خجالت باید بمیری که یک غیر مسلمان داره بهت یاد میده و سخنان پیامبرت رو برات گوشزد میکنه درد وبلای روهام گلابتون و عماد بخوره تو فرق سرت تومثل اون مگسی هستی که روهام عزیز داستانش روتعریف کرد ( که از اتاق بیرون نرفت و فکر میکرد دنیا همین اتاقیه که ازش دل نمیکنه و اونقدر موند تا عمرش سر اومد .
            تو هم اینقدر تو این سایتی که فضاشو مسموم کردی بمون تا سقط بشی درست مثل یک حیوان که خودتم اعتراف کردی که حیوانی ، من از فضای مسموم اینجا فرار کردم و به دنیایی که غیر مسلمانان اجازه ندادند مسموم باشه رفتم .
            یک نصیحت میکنم : از این فضا برو و باعث مرگ بقیه نشو بلکه فضا کمی شفاف تر بشه ولی به جمع ما هم نیا برو به یاری همدینات توکه میخوای چند روز دیگه تو رخت خواب بمیری پس برو با افتخار بمیر

          • هرگز با احمق ها بحث نکنید.
            آنها اول شما را تا سطح خودشان پایین می کشند،
            بعد با تجربه ی یک عمر زندگی در آن سطح، شما را شکست می دهند.هیچ بحثی با تو ندارم چون شعور و درکت خیلی پایینتر از این حرفهاست که درک کنی.

            خانواده حیوانات هم برازنده خانواده خودته!

            خیلی خودتو برام لوس کردی که برات ایمیل بدم. زهی خیال باطل ! عمرا من با تو تماسی داشته باشم مگر در خواب ببینی که به آرزوت برسی تو بدرد اون مردای هرزه ای میخوری که هر روز با یه نفرند درست مثل خودت!.درد همه دخترای خوب و تحصیلکرده و مودب سایتون تو سرت بخوره…اسمم همین که تورو کشته برام بسه.خفاش پلید!
            یه کلاس اکابر هم برو این غلطا زشته واست.

    • سینا جان کاش اینو نمی گفتی…
      چون خانواده آقای روهام هیچ نقشی در بحث ما ندارن؛ درست نبود به اونها توهین کنی…
      باید این طوری می پرسیدی: “کسانی که به سکس آزاد با نوامیس مردم اعتقاد دارن آیا همین رو برای خانواده و ناموس خودشون هم می پسندن؟”
      فکر می کنم این طوری بهتر بود؛ تا این که مطلب رو شخصی کنی.

    • سینا تویی که به قول خودت اسمت رضاست ولی مشخصه که کراهت میکنی با این اسم(رضا) کامنت بزاری
      در مورد کسی که هرگز نمیتونی به پاش برسی درست صحبت کن ودهن گالتو ببند تو خودت مدتی بودبا من چت میکردی و تا زنت میامد بالا سرت شلوارتو از ترس خیس میکردی که اگه دکت نمیکردم معلوم نبود قرربود به کجا ختم بشه !
      در مورد خانواده استادم رو هم درست صحبت کن و وقتی اسم مادرشو میاری دهن کثیفت رو آب بکش فهمیدی نفهم هرچی به خانواده روهام گفتی … خودتی ،خودت

  23. آقایون و خانمهای مدعی دین و مذهب بیاید ، مطلب موجودی از بین خودتان ، به نام سینا رو مطالعه کنید . هرکاری کردم به خودم جرات بدم حرفی بزنم با این که مذهبی هم نیستم به خداوند زیبایها نتونستم ، نمی تونم جواب در خور شان و شخصیت و خانواده این آقا رو بهش بدم کی ای کاش می تونستم . دیدید ای مدعیان مذهب ( حفظ اخلاق ) دیدید که دوستان و هم سنگرانتون هیچی به جز مگسهای رقصنده تعفن بر انگیز ، فضولات نیستند . دیدید این همه فریاد میکشیم تو رو به خدا دهان کثیفتون رو باز نکنید ، از چیزی حرف نزنید که حتی یک ارزن بهش اعتقاد ندارید . روی صحبتم با افرادی که مذهبین و قبولشون دارم ، آیا مسئولیت خرد کردن دندانهای این موجودات پست با شما نیست ؟ آیا اینان شما رو هم به گرداب کثافات خود نمیکشانند ؟ آیا اینان تفکرات و اعتقادات شما رو که من در راستی و درستیش هیچ شکی ندارم زیر سوال نمی برند ؟ دیدید افرادی مثل نازنین ( مقدس ) رو بی رحمانه نوازش میکنید ؟ میبینید چه افرادی در نزدیکیتان هستند ؟ وای بر شما وای ….. چطور بوی تعفن اینها رو حس نمیکنید ، چگونه بوی کثافات اینان رو تحمل میکنید و دم نمی زنید ، بعد حق و صداقت رو با بدترین الفاظ همراه میکنید . تا دیگرانی ، به پاکی و صداقت شما شک نبرده اند دندان های اینان را در دهانشان خورد کنید که به راستی تمامی هرچه دارید و کسب کردید رو در یک چشم بهم زدن نابود خواهند کرد . ( میبینید اینان ( گمراهان و بی سوادان ) خدا رو تنها در چارچوب دین و مذهب میبینند ، یعنی اگر روزی مذهب رو ازشون بگیری دیگر خدایی هم نخواهند داشت . دیدید نگرانی های من رو ، فهمیدید دوستان از جدا گله دارم از کجا می رنجم ؟ )

    به نام خداوند بخشنده و مهربان
    ستایش مخصوص پروردگار جهانیان است
    خداوند بخشنده و مهربان
    صاحب روز پاداش
    تنها تو را می پرستیم و تنها از تو یاری می خواهیم
    ما را به راه راست هدایت فرما
    راه آنان که به آنها نعمت دادی …. و نه آنها که بر آنان خشم شده است و نه گمراهان

    والسلام

  24. سلام. بخشي از كتاب «آري اين چنين بود برادر» از دكتر شريعتي كه در واقع نامه اي هست به بردگاني كه در حين ساخت و ساز اهرام مصر كشته شدند و مقايسه اي هست بين اونها و اونچه كه بعد از اسلام ، به نام اسلام بر سر مردم آمد:

    و برادر ! ناگهان ديدم كه ديگر بار معابد عظيم و پرشكوه بنام او سركشيد و شمشيرها بر رويشان آيات جهاد بسويمان آخته شد. و باز از ثمره غارت ما بدست جور، بيت المال ها سرشار شد. و نمايندگان اين مرد (پيامبر) نيز به روستاهامان ريختند، و جوانهامان را به بردگي نمايندگان و روساي قبايلشان بردند و مادرانمان را در بازارهاي دور فروختند و مردانمان را، به نام جهاد در راه خدا كشتند و همه هستيمان را بنام زكوه، غارت كردند .
    نا اميد شدم كه چه مي توانستم بكنم برادر؟
    قدرتي به وجود آمده بود كه در جامه توحيد، همان بتها را پنهان داشت و در معبد و محراب (الله) آن آتشهاي فريب را برافروخته بود . و باز همان چهره هاي قاروني و فرعوني كه تو خوب مي شناسي برادر و چهره هاي قدسين دروغ همدست و همدستان قارون و فرعون كه بنام خلافت الله و خلافت رسول الله، بر جان ما تازيانه شرع نواختند . ما باز به بردگي افتاديم تا مسجد بزرگ دمشق را بسازيم.
    ديگر بار مبازرات عظيم، محرابهاي پرشكوه و قصرهاي بزرگ و كاخ سبز دمشق و دارالخلافه هزارويكشب بغداد، به قيمت خون و زندگي ما سركشيد . و اين بار بنام “الله” .
    ديگر باور كرديم راه نجاتي نيست، و سرنوشت محتوممان بردگي و قرباني شدن است.

    آن مرد كه بود؟
    آيا در پيامش فريبمان را پنهان داشت؟ يا در اين نظامي كه اكنون در سياهچالهايش مي پوسيم، و همه برادران و مزرعه ها و هستي و سرنوشت ما غارت و قتل عام شده ، و من و او _ آن پيامبر _ هر دو قرباني شده ايم؟

    نمي دانم ، ديگر راهي ، فرا رويم نبود به كجا بايد مي رفتم؟ به موبدان خود چگونه مي توانستم؟ به معبدهايي بازگردم كه همواره همدست و همدستان قدرتها و فريبها بودند؟
    به رهبران و مدعيان آزادي و مليتم ؟ اينها همه كساني بودند كه در حكومت انقلاب جديد، قدرتهاي خانوادگيشان را در خراسان و سيستان و گرگان از دست داده بودند و اكنون براي به دست آوردن حكومت خانوادگي و احياء نظام جاهليشان مي جنگيدند.
    به مساجد ؟ چه تفاوتي بود، ميان اين مساجد و آن معابد؟
    ناگهان ديدم برادر ! كه شمشيرهايي كه به سينه شان آيات جهاد حك شده بود. و معابدي كه سرشار از سرود و نيايش ” الله ” بود، و ماءذنه هايي كه اذان توحيد مي گفت و چهره هاي مقدسي كه به نام خلافت و بنام امامت و ادامه سنت آن پيام آور دست اندركار بودند و ما را به بردگي و قتل عام گرفته بودند، پيش از من كسي ديگر را قرباني مظلوم اين شمشيرها و محرابها كردند ” علي ” !
    برادر . علي خويشاوند آن مرد پيام آور بود و در محراب عبادت ” الله” كشته شد. خود پيش از من و خانواده اش پيش از خانواده من و پيش از خانواده برده ها و ستمديده هاي تاريخ، نابود شدند و خانه اش پيش از خانه ما ، به نام سنت جهاد و زكوه غارت شد.
    و قرآن پيش از آنكه وسيله اي شود براي چاپيدن من، باز نابودي من باز بيگاري و بردگي من،بر سر نيزه شد و علي را شكست .
    عجبا ! اين بود كه بعد از پنجهزار سال مردي را يافتم كه از خدا سخن مي گفت اما نه براي خواجگان ، براي بردگان نيايش مي كرد، نه همچون بودا كه به ” نيروانا ” برسد يا نه همچون راهبان كه مردم را بفريبد ، يا نه همچون پارسايان كه خود را بخدا برساند ، نيايشي در آستان ” الله ” در آرزوي رستگاري ” ناس ” .
    مردي يافتم ، مرد جهاد ، مرد عدالت _ عدالتي كه اولين قرباني عدالت خشن و خشكش ، برادرش بود ، مردي كه همسرش كه همسر او بود و هم دختر آن پيام آور بزرگ همچون خواهر من، كار مي كرد و رنج مي برد و محروميت و گرسنگي را چون ما با پوست و جانش مي چشيد و مي چشيد . برادر ! مردي يافتم كه پسر و دخترش وارث پرچم سرخي بودند كه در طول تاريخ در دستان ما بود و پيشوايان ما . اين است كه بعد از پنجهزار سال ، از ترس آن معبدهايي كه تو مي شناسي و من ، از ترس آن بناهاي عظيمي كه تو قربانيش شدي و من ، و از ترس آن قدرتهاي هولناكي كه تو مي داني و من ، به كنار اين خانه گلين متروك و خاموش پناه آورده ام . ياران پيام آور از پيرامون خانه كنار رفته اند و تنهاست، همسرش تن به مرگ داده است ، و خود در نخلستانهاي بني نجار تمامي رنجها و دردهاي من و تو را، با خدايش مي گويد . و من از ترس آن معابد هولناك و قصرهاي هراس آور و آن گنجينه ها كه همه با خون و رنج ما فراهم شد، به اين خانه پناه مي آوريم و سر بر در اين خانه متروك مي گذارم و غم قرنها را زار مي گريم .
    برادر . او و همه كساني كه به او وفادار ماندند از تبار و نژاد ما رنجيده ها، بودند . او براي اولين بار، زيبائي سخن را نه براي توجيه محروميت ما و برخورداري قدرتها، بلكه براي نجات و آگاهي ما ، به كار گرفت ، او بهتر از ” دموستنس ” سخن مي گويد . اما نه براي احقاق حق خويش. او بهتر از ” بوسوئه خطيب ” سخن مي گويد، اما نه در دربار لوئي ، بلكه پيشاپيش ستم ديدگان ، بر سر قدرتمندان است كه فرياد مي كشد . او شمشيرش را نه براي دفاع از خود و خانواده و نژاد و ملت خود ، و نه براي دفاع از قدرتهاي بزرگ بلكه بهتر از ” اسپارتاكوس ” و صميمي تر از او براي نجات ما در همه صحنه هاست كه از نيام بيرون پرانده است .
    او بهتر از سقراط مي انديشد ، اما نه براي اثبات فضائل اخلاقي اشرافيتي كه بردگان از آن محرومند، بلكه براي اثبات ارزشهاي انساني يي كه در ما بيشتر است. زيرا او وارث قارونها و فرعونها و موبدان نيست . او خود ، نه محراب دارد و نه مسجد . او قرباني محراب است.
    او مظهر عدالت و مظهر تفكر است ، اما نه در گوشه كتابخانه ها و مدرسه ها و آكادميها، و نه در سلسله علماي تر و تميز در طاقچه نشسته كه از شدت تفكرات عميق ! از سرنوشت مردم و رنج خلق و گرسنگي توده بي خبرند او ، در همان حال كه در اوج آسمانها پرواز مي كند ، ناله كودك يتيمي تمام اندامش را مشتعل مي كند .
    او ، در همانحال كه در محراب عبادت ، رنج تن و نيش خنجر را فراموش مي كند ، به خاطر ظلمي كه بر يك زن يهودي رفته است ، فرياد ميزند كه : اگر كسي از اين ننگ بميرد قابل سرزنش نيست.
    مردي است در همه ابعاد انساني ، همچون يك كارگر، همچون من و تو كار مي كند ، و با همان پنجه هايي كه آن سطرهاي عظيم خدايي را بر كاغذ مي نويسد، در خاك فرو مي برد ، چاه مي كند قنات احداث مي كند و در شوره زار آب بر مي آورد.
    درست يك كارگر، اما نه در خدمت اين و آن و نه در خدمت خويش . در دل قنات ناگهان فرياد مي زند بالايم بكشيد.
    و چون به بالاي قناتش مي آورند سرورويش را گل پوشانده است آب فواره مي كشد و در آن بيابان سوزان پيرامون مدينه ، نهر جاري مي شود ، ” بني هاشم ” خوشحال مي شوند ، اما او در همان حال نفس نگردانده مي گويد : ” مژده بر وارثان من كه از اين آب يك قطره نصيب ندارند ” . كه بر من و تو وقف كرده است ، برادر .

    و اينه اسلام علي كه تفكر داعشي تاب تحمل آن را نداشت .

  25. آوردن ادامه همون كتاب هم شايد خالي از فايده نباشه:

    و اكنون برادر ، من در جامعه اي هستم ، كه در برابرم دشمن در يك نظام نيرومند بر بيش از نيمي از جهان و به عبارتي بر همه جهان حكومت مي كند و نسل مرا براي بردگي تازه از درون مي سازد. ما اكنون به ظاهر براي كسي بيگاري نمي كنيم ، آزاد شده ايم ، بردگي برافتاده است ، اما به بردگي يي بدتر از سرنوشت تو محكوم شده ايم . انديشه ما را برده كرده اند، دلمان را به بند كشيده اند و اراده مان را تسليم كرده ايم و ما را به عبوديتي آزادگونه پرورانده اند. و با قدرت علم ، جامعه شناسي ، فرهنگ و هنر ، آزاديهاي جنسي ، آزادي مصرف و عشق به برخورداري و فرد پرستي ، از درون و از دل ما ، ايمان به هدف ، مسئوليت انساني و اعتقاد به مكتب او را پاك برده اند.
    و اكنون برادر ما در برابر اين نظامهاي حاكم ، كوزه هاي خالي زيبايي شده ايم كه هر چه مي سازند ، مي بلعيم .
    اكنون به نام فرقه ، به نام خون ، به نام خاك و به نام خود او و مخالف او قطعه قطعه مي شويم ، تا هر قطعه اي لقمه اي راحت الحلقوم دهانشان باشيم تفرقه . تفرقه .
    پيروان او و مكتبش را به جان هم انداخته اند ، اين دشمن او است . چرا در چنين سرنوشتي كه بر جهان و بر ما حكومت مي كند ، با او دشمني مي كند؟ چون او با دست بسته نماز مي خواند و آن به اين كينه مي ورزد كه اين با دست باز نماز مي گذارد ؟اين دشمن او چون مهر ندارد و بر فرش سجده مي كند و او دشمن كينه توز اين كه پيشاني بر مهر مي گذارد .
    جنگها و خصومتها و جبهه ها را تا اين اندازه تنگ كرده اند ، و روشنفكران مان را به سرزمين هاي ديگري تارانده اند و خود هيات چوپانان گرفته اند .
    برادر ! تو اربابت را به سادگي مي شناختي و درد شلاقي را كه مي خوردي ، به سادگي احساس مي كردي ، و مي دانستي كه برده اي و چرا برده اي و كي برده شدي و چه كساني برده ات كرده اند. و ما اكنون با سرنوشتي هم رنگ سرنوشت تو بي آنكه بدانيم كي ما را به بردگي اين قرن كشانده است و از كجا غارت مي شويم و چگونه به تسليم ، به انحراف انديشه و به عبوديتهاي زميني دچار شده ايم .
    اكنون نيز ما را چون چهارپايان، نه تنها به بردگي مي كشند كه به بهره كشي گرفته اند . پيش از عصر تو و بيش از نسل تو ، بهره مي دهيم . همه اين قدرتها ، سرمايه ها ، نظامها ، ماشين ، كاخهاي بزرگ جهان ، و همه اين سرمايه هاي عظيم و غني و ثروت توليد را ، با پوست و گوشت و خون و رنج و پريشاني و محروميتمان مي چرخانيم ، و سهممان فقط تا اندازه اي كه كار فردا را بتوانيم .
    بيش از عصر تو ، محروميم و ظلم و تبعيض طبقاتي و ستم ، بيش از زمان تست ، اما با چهره تازه و پيرايه هاي تازه تر .
    و برادر ! علي تمامي عمرش را بر روي اين سه كلمه گذاشت :
    مظهر بيست و سه سال تلاش و جانبازي و جهاد براي ايجاد يك ايمان ، در درون وحشيهاي متفرق و بيست و پنج سال سكوت و تحمل براي حفظ و حدت مردم مسلمان در برابر امپراطوريهاي رم و ايران . و همچنين پنج سال كوشش و رنج براي استقرار عدالت و براي اينكه همه عقده ها و كينه هاي ما را با شمشير خويش بيرون كشد و آزادمان كند.
    نتوانست ! نتوانست ! اما توانست مذهب و پيشوائي و سيادتي را براي هميشه به من و ما ، برادر اعلام كند . مذهب عدل و مذهب رهبري خلق و سه شعار ، گذاشت كه همه هستي خود و خاندانش را فداي اين سه كرد :
    مكتب ، وحدت ، عدالت .

  26. سلام دوستان ، متنی رو منتشر کردم که بهش عقیده داشتم که اسنادش در کتب تاریخی ثبت شده و الان در بیشتر کشورهای مسلمان نمونه هاش دیده میشه ، یه مقدار باید چشم ها رو باز کرد و جور دیگه نگاه کرد ، این نوع تفکر و قضاوت بسار سطحی و غیرمنطقیست ، مثل میزنم : بگیم چون زیگموند فروید ( اون هم چون اسمش رو آوردید ) از لحاظ روحی مشکلات و اختلالاتی داشته ، هرچی که گفته و هر چه که اثبات کرده به صورت علمی رد و غیر قابل استناد چون ما اینطوری دوست داریم فکر کنیم ، که خوب این در ذهن شماست که اینطور شکل میگیره ولی در دنیا کاری به شخص ندارن با تفکر ، ایده و کشفیات و استدلالهاش و در نتیجه کتبش مورد ارزیابی قرار میگیره ( چون من از آقای ایکس خوشم نمیاد پس هرچی میگه اراجیفه ) این تفکر مفلوکانه و سطحیست پس سعی در تخریب شخصیت آقای هدایت نکنید ببینید میتونید حرفی که زده رو با دلیل و مدرک رد کنید ؟ شما همیشه تنها مو رو دیدید و می بینید و دیگران پیچش مو رو میبینند . من نه شخص آقای صادق هدایت رو از نزدیک دیدم که بخوام در مورد شخصیتش صحبت کنم ( بگم خوب بود یا نبود ) و نه باهاش هم کلام شدم که بدونم بد دهن بود یا نه که به من ربطی نداره و اصلا بحث ما سر این نیست . اصلا یک کاری میکنیم برای این که شما از این تفکر سیخکی خارج بشید ، شما که اصلا از ابتدا متوجه نشدید جمله مال کی بود ، فرض بگیرید اینها از ذهن من تراوش کرد و براتون به صورت نظر گذاشتم . بعد با اسنادی که در مجلات روز دنیا بود حرف و کلامم رو اثبات کردم . حالا شما می خوای قبول داشته باش یا نه ؟ من نظر کسی رو نخواستم . از من پرسیدند ( البته با الفاظی در خور خودشون و خانوادشون ) من جواب دادم . به همین خاطر هم هست اگر متنی رو از شخص خاصی منتشر میکنم اسمش رو نمینویسم . چون میدونم افراد میخ و دوگمی بین ما هستند ( که تعدادشون اصلا هم کم نیست ) که تنها به دنبال حاشیه ها هستند نه اصل مطلب ( همان گونه که مذهب و اعتقاداتشون رو میبینند و تحلیل می کنند ) ، خدا رو تنها در بعد دین و مذهب میتونن درک کنند ، حالا من انتظار اینو داشته بام که نکته باریک تر ز مو رو هضم کنند ؟

    باید پرسید که چگونه یک انسان مأیوس از زندگی و معتاد به مواد مخدر و گرفتار انحرافات جنسی و غرب زده و … می تواند انقد تمیز به اعتقادات ایرانیان توهین کنه …. میدونی چرا ؟ چون در واقعیت این آدمی که تنها ظاهرش رو میبینی و قضاوت میکنی ( اون هم به چشم ندیدی و شنیدید ) سگش می ارزد به شرف تمامی افرادی معتقد و مذهبی با رفتارها و اعمالی غیراخلاقی و خارج از بعد مذهب ، باز فردی مایوس و معتاد و منحرف که اعمالش هم یقینا هماهنگی داره با ظاهرش بسیار ارزشی تر از موجودیست که تنها خدا رو در باورهای مذهبی جستجو میکنه که اصلا نمیشناستشون و خوب اعتقادی هم نداره بهشون . بهتره با عوام فریبی و منتشر کردن مسائل حاشیه ای و کم اهمیت سعی در انحراف افکار دیگران نداشته باشید که راه به جایی نخواهد برد . من اون متن رو منتشر کردم ، اسناد و مدارکش رو میتونید در مجلات روز و کتب تاریخی جستجو کنید ، اگر نمی خواید به خودتون زحمت بدید لطف کنید کنار گود بشینید و در فکر این باشید چطور میتونید زبان و کلام همسنگرانتون رو که جزئی از شما هستند رو ببندید تا هرچه دارید و کسب کردید رو به باد فنا ندادند . واقعیتهای شما و دوستانتون به مراتب برای این دنیا زشت تر و پست تر از واقعیت های شخصی آقای هدایته پس به جای ورود به زندگی شخصی افراد و قضاوت از اون طریق ( که به نوعی اعلام ضعف در مقابل تفکره ) به زندگی و افکار خودتون ورود کنید … چرا باید دم از مذهب بزنید ولی از هدایت ها پستر عمل کنید ؟

    در جستجوی حقیقت نظاره کنید که چه میگویند … نه اینکه چه کسانی می گویند ( اسمش رو براتون نمیزارم با شما و عقایدتون بسیار نزدیکه ، شما فکر کنید این رو از زبان من میشنوید که باز دوباره حرف و حدیث و مسائلی حاشیه ای اصل مطلب رو ، جان کلام رو در خودش پنهان نکنه )

  27. سلام گلابتون عزیز ، مایلم از ابتدای نظرات این صفحه رو مطالعه کنی تا به آخر ، تنها به خاطر موضوعی ست که باهم در موردش بحث داریم . مطالعه کردید برگردیم به همون صفحه قبلی بهتره تا برات توضیح بدم .

  28. بهتره به اين مسئله از ديدگاه اسلام نگاه كنيم بايد گفت :در اسلام پیامبر اکیداً بر دینداری بدون آگاهی انتقاد می کند در قرآن در آیات متعددی بر همین نکته تاکید شده و خواسته است جرأتی درمردم ایجاد کند تا دین آبا اجادی را کنار بگذارند و مردم پیرو ستمگران و بت پرستی نباشند بعبارتی قرآن با دینداری مردم مخالفت نمی کند بلکه با باور های جاهلانه ای که کور کورانه از ابا و اجداد به ارث برده اند مخالف است و مدعی است که راه من (اسلام ) رهایی از ستمگران و یوغ اربابان است .بهرحال این درگیری فکری و ایدئو لوژیکی در تاریخ گذشته نیز وجود داشته و مختص الان نیست .
    اگر شما کتاب تبیین براهین اثبات خدا نوشته ی آیت الله جوادی آملی و یا علل گرایش به مادیگری شهید مطهری و یا هزاران کتاب دیگر درباره ی توحید که متفکران اسلامی نوشته اند را مطالعه فرمایید، متوجه خواهید شد که خیلی از ادله ای که داوکینز در کتاب خود برای اثبات خدا ذکر کرده و سپس آن ها را رد نموده به صورت کاملا علمی و منطقی و فلسفی ( و نه بازی با کلمات و به صورت معاندانه و متنفرانه از دین و دینداران) توسط متکلمین اسلامی تصفیه و یا رد شده اند. اگر کسی برهانی چون برهان زیبایی شناختی را جزو براهین اثبات خدا بداند حقیقتا باید به سلامت عقل وی شک کرد. این برهان عنوان میکند که آثار با شکوه و بی نظیر هنری توسط افراد دیندار خلق شده اند پس خدا وجود دارد! داوکینز هم با خوشحالی زاید الوصفی از پیروزی بر خداباوران، این برهان را رد میکند!!
    خواهش من از شما و همه ی کسانی که این مطلب را می خوانند این است که صرفا به خواندن کتاب همچین فردی که تخصصی در حوزه ی دین ندارد و به قول خودش( در مصاحبه ای که بن استین از وی به عمل آورده) ” من فقط یک بحثی را در کتابم راه انداخته ام!” .واقعیت این است که داوکینز بدون شک یک داروینیست به معنی اخص کلمه است. انسانیکه به وجود تنازع بقا در جامعه انسانی هم عقیده مند میشود, جه بخواهد و چه نخواهد از معیارهای اخلاقی دور خواهد شد. در قرون 18 و 19 میلادی در اروپا که تفکرات نتازع بقائی و قوانین مربوط به آن رشد بی سابقه کرده بودند و به جامعه بشری نیز گسترش داده شده بودند, انسان مدرن اروپا را به آنجا کشاند که با دوجنک بین المللی بیش از 90 میلیون نفر انسان بصورت بسیار وحشتناکی از بین رفتند, صد ها هزار انسان بیگناه را با گاز مشموم کردند و سوزاندند و سرزمینها ویران شدند.
    همین افرادی که با تصورات غلط خود پا به عرصه نهاده و با تحث تاثیر قرار گرفتن از پیشرفت صنعت خود, نژاد خود را هم بر تر از سایر ملل میدانست با رسیدن به قاره های آمریکا و استرارلیا در مدت کمتر از یکی دوقرن با بربرت بی نظیری (و شاید هم در جهت خدمت به تنازع بقا و قوانین آن) ملتها و مردمان بومی این دوقاره را وحشتناک یا به برداره داری گمارد و یا انسانها را در اشکال میلیونی آن مثل حیوانات وحشی با تیر تپانجه و تنفک مدرن خود بی محابا کشت و مجموعآ در دوقاره استرالیا و آمریکا بیش از 100 میلیون انسان بومی را تحت اعتقاد به همین قوانین (که شاید هم در عالم طبیعت کاملآ وارد و درست باشند و لی نباید آنها را به جامعه انسانی هم گسرش داد که نتیجه آن بسیار فاجعه آمیز بوده و خواهد بود) از بین بردند و کشتند و شب سرشان را هم بدون وجود وجدان ناراحت بر بالین نهادند و خفتند و در اعماق فکرشان حتی راحت و آسوده, چرا که در جهت قوانین طبیعت اقدام نموده و به قوانین تنازع بقا کمک کرده بودند.
    اینها همه فجایع وحشتناکی بودند که در کنار خدا ناباوری به انجام رسیدند.
    شما جنگ غزه را مثال میزنید؟ این هم از همان بربریت سر چشمه گرفته.و مقاومت مردمش روبخاطر اعتقاد قوی و محکم نسبت عقایدشون رو کاملا نادیده گرفتی. اونا حاضرند کشته بشن ولی مقاومتشون ادامه داشته باشه. این هم نوعی مقاومت از نوع خداباوریست.
    آیا راه سعادت انسان این نیست و نبود که ادیان خدائی به انسان نشان دادند؟ اسلام در 1400 سال پیش ریشه هر نوع نژاد پرستی را کند و به جهانیان اعلان نمود که “ان اکرمکم عند الله اتقیکم” ؟ که معیار برتری شما بر سایرین فقط از طریق پرهیز گاری شما حاصل میشود والا شما را بر هیج انسانی برتری نیست و همه یکسان هستید! کدام جهانبینی انسان را بیشتر به سعادت و تعالی میرساند؟ خداباوری یا بی خدائی؟

  29. بحث ما الان مقابله و یا مواجهه دو یا چند ایدئولوزی با هم نیست که اگر واقعا تحلیل درستی ازتون میدیدم در این زمینه با شما به بحث می پرداختم . شما بیشتر دوست داری بحث رو به سمتی ببری که از اصل غافل بشیم و متاسفانه من اجازه این کار رو نخواهم داد ، من میدونم در چه مورد دارم با شما بحث میکنم خارج از اون چارچوب توانایی های شما رو در حدی نمیبینم که خودم رو خسته کنم . شما کتب آقایان جوادی آملی و مطهری رو مطالعه کنید ، دنیا هم کتب داوکینز ها و تافلرها و غیره رو . در سطح دنیا هر ساله از کاربران و اقشار مختلف نظرسنجی میشه در مورد تفکر ، کتب و عقاید افراد در سرتاسر دنیا و خوب آقای داوکینز چند سالیست در صدر این عناوین قرار میگیره . حالا چون با شما وجه مشترک نداره که نیمتونی کل دنیا رو بگی اشتباه میکنند ( مردم دنیا و نه دولتها ) و فقط ما طبق نظریات آقایان مطهری و آملی اونها رو اشتباه میبینیم . شما بهتره کتابهای اولیه آقای داوکینز مثل ساعت ساز نابینا رو مطالعه بفرمایید اگر یک ( و ) حتی یک ( و ) استدلال و یا توجیه غیر علمی دیدی و پیدا کردی ( طبق نظریه و عقیده خودت و یا اقایان مورد نظر خودت ) اصلا نیازی نیست برای من و دوستان اینجا ثابت کنی ، سرتو بگیر بالا و ویزاتو بگیر برو هاروارد بزن تو گوش آقای داوکینز بگو داری حرف مفت میزنی ، ولی اگر نخوندید و مایل نیستید ، اینها دیگه واقعا تخریب دیگرانه تنها به خاطر ضعفهای خودتون . در کل دنیا راه خودش رو میره شما و دوستانتون هم راه خودتون رو برید اگه فکر میکنید درسته ، بحث ما این نیست و بحث سر اینه شما مدعی مذهب هستی ( حفظ اخلاق ) از شما انتظار میره مذهبی ( اخلاقی ) فکر کنی ، عمل کنی و زندگی کنی . جایی میبینی کسی در بین شما هست داره عقاید شما رو زیر سوال میبره به جای عوام فریبی به دنبال راهی باشید برای مقابله با اونها که براستی اونها تفکرات ، اعمال ( من میگم اخلاقی و مذهبی شما ) رو زیر سوال میبرند . همین و تمام …. حالا شما میتونی بشینی با تفکرات و تصورات مخصوص به خودت یا برگرفته از دیگرانی که دنیا قبول نداره نظریه داروین رو هم رد کنی ، هیچ تاثیری تو این راه نخواهی گذاشت و دنیا و آگاهان راه خودشون رو خواهند رفت . میخواید تاثیر گذار باشید ؟ از خودتون شروع کنید از اطرافیانتون شروع کنید و به جای رد مسائلی که خیلی وقته ثابت شده وقت خودتون و دیگران رو نگیرید و به بطالت سپری نکنید . موضوع آخرتون رو هم متوجه نشدم اینجا کسی بی خدا نیست ، چون من داوکینز رو میخونم دلیل نمیشه بی خدام ولی دلیل هم نمیشه طبق احساسات و تصوراتم بگم حرف زیادی میزنه . باید خوند و زحمت کشید و یک سویه قضاوت نکرد . در مورد جهانبینی انسان ، خداباوری یا بی خدائی ؟ ربطش رو نفهمیدم با حرفهای قبلیم نکنه شما هم فکر میکنی هرکی بی دینه یعنی بی خداست ؟ به خاطر این استدلال ها اصلا نمیتونم و دوست ندارم وقتم رو براش تلف کنم . تنها یک متن براتون منتشر میکنم فکر میکنم به موضوع مورد بحث مربوطه و جان کلام رو بهتر و زیباتر بیان میکنه . در هر صورت مراقب خودتون ، عقایدتون ، و دیگرانی که بی مغز در حال تخریب داشته هاتونن ، باشین که براستی همین نزدیکان گمراه شما ، از هر دشمنی به شما نزدیکترند ، داوکینزها و …. هیچ قدمی در راه تخریب اعتقادات شما بر نمیدارند و نخواهند داشت ( اونها کار علمی انجام میدن چه دوست داشته باشی و چه نداشته باشی ) چون وقت اضافه ندارند صرف دشمنی با شما و عقایدتون بکنند . اونها کار خودشون رو انجام میدم شما هم به کار خودتون برسید و مراقب دشمنان واقعی اعتقاداتتون باشید به جای دشمن تراشی و تخریب دیگران ……

    اکنون ای دوستان من ، تنها راه خواهم پیمود . میل من این است که شما نیز تنها سفر کنید .
    به راستی که من ، به شما پند می دهم که از من دور شوید و از زرتشت بر حذر باشید و بهتر بگویم به خاطر وی شرمنده باشید ، مبادا او شما را فریب داده باشد .
    مرد دانا کسی است که علاوه بر توانایی دوست داشتن دشمناننش بتواند دوستانش را نیز دشمن دارد .
    بدترین پاداش یک استاد این است که شاگردانش تا ابد در حال شاگردی وی باقی بمانند . از این رو نباید خود را قانع به استفاده از درس های من کنید !
    شما نسبت به من احترام می گذارید ولی اگر روزی موضوع احترام شما هبوط کرد ، چه خواهد شد ؟ بر حذر باشید مبادا بنای یاد بود من ، شما را در زیر خود منهدم سازد !
    شما می گویید به زرتشت ( هر دینی ) اعتقاد دارید ولی فایده زرتشت چیست ؟ شما معتقدان به من هستید ولی فایده اعتقاد چیست ؟
    شما هنوز خود را نیافته مرا یافتید . چنین است رسم و راه تمام معتقدان ، از این رو اعتقاد به طور کلی هیچگونه اهمیتی ندارد . اکنون به شما توصیه می کنم مرا گم کنید و خود را بیابید و بدانید تا همه شما مرا انکار نکنید ، من به سوی شما باز نخواهم گشت !
    آن گاه است که آن کسی که افول می کند به خود رحمت می فرستد زیرا فراتر رفته است و خورشید دانش او در وسط آسمان خواهد ایستاد .
    بگذار آخرین خواهش ما در آن روز چنین باشد . همه خدایان مرده اند و اکنون ما امیدواریم که روح و خصلت انسانیمان جاودان باشد !

  30. در جستجوی حقیقت نظاره کنید که چه میگویند … نه اینکه چه کسانی می گویند

  31. شما جمله ای از صادق هدایت نوشتی و بعدش هم برای توجیه حرفش از غزه مثال زدی و البته از نظر من یک توجیه بسیار سطحی و یک جهته بود چون نقش شهادت داوطلبانه را در پیشرفت اهداف یک ملت نادیده گرفتی !( شما که ادعا دارید مو نمیبینید بلکه پیچش مو را هم میبینید) سپس توجیه نامعقول تری را بکار بردی که ” در دنیا کاری به شخص ندارن!! با تفکر ، ایده و کشفیات و استدلالهاش و در نتیجه کتبش مورد ارزیابی قرار میگیره ( چون من از آقای ایکس خوشم نمیاد پس هرچی میگه اراجیفه ) این تفکر مفلوکانه و سطحیست ” میشه توضیح بدی که تفکر و ایده یک نویسنده و نه یک مخترع چطور از خود اون شخص متمایز هست؟ مگر هدایت غیر از یک داستانویس درجه 3 در ادبیات ما چیز دیگه ای بوده؟ چه اختراعی داشته که از منش و اخلاقش جدا بوده؟ قبلا هم گفتم باز هم میگم که اثر هنری هر نویسنده ای مثل قطعه ای از روحشه و نه مثل یک قطعه صنعتی که بشه بدون در نظر گرفتن افکار و روحیات نویسنده اش آن را نقد کرد…متاسفانه شما از کسی نقل قول کردید که ارزشش رو نداشت کسی که حتی از نظر روحی هم سلامت نبود و بالاخره خودکشی کرد.
    با توجه به اینکه شما گفتید مذهبی نیستید من حدس زدم که احتمالا به خدا اعتقادی ندارید مخصوصا با این همه ذوق زدگی که شما از داوکینز نوشتید حدسم بیشتر تقویت شد حالا که میگید به خدا اعتقاد دارید خیلی خوبه چون یه وجه مشترک بین خودمون پیدا کردم. هرچند که میتونم حدس بزنم که احتمالا خدای شما با خدای ما فرق داره یا چه میدونم همون طبیعت که بعضی از فلاسفه بهش معتقدن باشه.در مورد کتاب ساعت ساز نابینا گفتید اتفاقا اون کتاب رو خوندم …از یک استاد «رفتارشناسی حیوانات» دردانشگاه آکسفورد و نه هاروارد! چه انتظاری بیشتر از این میشه داشت ، کسی که نه در حوزه دین و نه در فلسفه هیچ سر رشته ای نداره و بقول خودش فقط خواسته شلوغش کنه و یه بحثی راه بندازه.
    توجیه داوکینز در کتاب ساعت ساز کور بر این اساسه که چون برای این احتمال بیولوژیک که «تمامی زندگی به واسطه فرآیند بی برنامه تکامل داروینی به وجود آمده است»، هیچ گونه انتقاد غیرقابل ردی نداریم وپس از تلاش برای رد انتقادات به واسطه مباحث بیولوژیک نتیجه می گیره که تمامی زندگی به واسطه فرآیند بی برنامه تکامل داروینی به وجود آمده است. استدلالش هم اینه که ؛ برای احتمال «x» هیچ گونه انتقاد غیرقابل ردی نداریم پس «x» صادق است. روشنه که نمیشه با رد انتقادات علیه یک چیز آن چیز را به عنوان امر واقع (fact) اثبات کرد.چه بسا به مرور زمان و با توسعه و پیشرفت علم این فرضیه هم به قهقرا کشیده خواهد شد.ما هنوز راه زیادی داریم تا این فرضیات ثابت بشن و روز به روز هم که میگذره فرضیه تکامل داره ضعیف تر میشه. مشکل اصلی داوکینز طبیعت باوری اونه. باور اینکه تکامل بدون برنامه است که از لحاظ عقلی حتی با نظریه تکامل در تضاده. افرادی مثل داوکینز فک میکنند که که میان علم و دین تعارضی وجود داره چون فکر می کنند که نزاع میان خداباوری و نظریه تکامل است. ولی در حقیقت تعارض بین علم و طبیعت باوری وجود داره نه بین علم و اعتقاد به خدا، اعتقادی که به عنوان یک اعتقاد پایه مطرح است.
    بهت اطمینان میدم ما کتابمونو خوندیم . بهتر نیست شما هم بجای نقد سطحی یه بار بخونیش ؟ شما جای اینکه اسلام رو زیر سوال ببری چند تا از کتب ما رو بخون بعد و اطلاعاتتو زیاد کن بعد بیا ادعا و اظهار نظر کن .( توجیهتون در مورد کتابهای مطهری و آملی خیلی مسخره بود) من میدونم انحراف در دین و مذهب ما زیادتر شده این عیب از اسلام نیست از مسلمونی ماست( ما به اینا مسلمون نمیگیم پیامبرمون تعبیر مناسب تری داشت : منافق!) با اینحال دلیل نمیشه که شما هر وقت دلت خواست بیای به عقاید دیگران توهین کنی و چون مخالف نظرت حرف میزنن به باد فحش و توهین بگیریشون . این اعتماد به نفس زیادیتون باعث دلخوری و فیدبک منفی در بقیه میشه . توجهتو به چند تا فاجعه تاریخی جلب میکنم.
    1-جنگ جهانی اول با 17میلیون کشته
    2-جنگ جهانی دوم با 50-55 میلیون کشته
    3-بمب اتمی ناکازاکی با 200هزار کشته
    4-جنگ ویتنام با 5 میلیون کشته
    5-جنگ در بوسنی با 500هزار کشته
    6- جنگ عراق و آمریکا با یک میلیون و 200 هزار کشته
    بازهم شما معتقدید که این همه قتل و کشتار زیر سر مذهبیون علی الخصوص مسلموناست؟؟ القاعده و النصره و جیش العدل وداعش و …. تماما گروههای تندروی اسلامی با حمایت غیر علنی آمریکا و اسراییل و … برای نسل کشی مسلمونا هستند .اینان دست پرورده هایی متمردند.منافقند!
    سخنانی از زرتشت نوشتی که من واقعا نمیتونم با این سخنان 8000 سال پیش ارتباط برقرار کنم (هر چند در زمان خودش حرفهایی برای گفتن بوده و نه الان) چون سخنانی به مراتب جدیدتر و گرانبهاترازآن از مولای متقیان علی (ع) شنیده ام.
    *هيچ عبادتى همانند تفكر و مطالعه در مصنوعات الهى نيست .
    *پنج خطر انسانهاى بزرگ را تهديد مى كند، و مستى آنها ممكن است انسان عاقل را ساقط نمايد، لذا سزاوار و شايسته است انسان عاقل خويشتن را از مستى ثروت ، مستى قدرت ، مستى علم ، از مستى تمجيد و تملق ، از مستى جوانى مصون نگاه دارد، زيرا هر يك از اين مستى ها بادهاى مسموم و پليدى دارد كه عقل را زايل و آدمى را كوچك و بى شخصيت مى كند. (و زمينه سقوط او را فراهم مى سازد)
    *مومن در مقام داورى ستم نمى كند، و در آنچه مى داند ظلم نمى نمايد؛ ايمان به خدا، اراده اش را آنچنان نيرومند نموده كه گويى از سنگ سخت ، محكمتر است . حجب و حياء ايمان ، شهوتش را مهار نموده ، و راه سركشى و تجاوز را بر او بسته است . مودت و محبت روحانى بر حسدش غلبه كرده ، و بر كسى رشك نمى برد، و سجيه عفو و اغماض اخلاقى حس كينه توزى و انتقام جويى را در مزاجش خاموش نموده است .
    *بالاترين معرفت خودشناسى است كه اگر خود را شناخت همه چيز را شناخته است . آن كس كه خود را نشناسد از راه سعادت و نجات دورافتاده و به بيراهه گمراهى و نادانى دچار شده است .
    *علم مايه زندگى و حيات است و ايمان باعث رستگارى و نجات .البته معرفت با علم فرق مى كند. معرفت بخشى از همان ايمان و يا ريشه ايمان است به خلاف علم كه گاهى از ايمان و معرفت فاصله مى گيرد.
    *با نفس خود مخالفت كن تا سالم و درست و مستقيم بمانى و با دانشمندان آميزش كن تا دانا گردى .
    *شرف و فضيلت آدمى ، به همتهاى بلند و اراده هاى نيرومند است ، نه به استخوانهاى پوسيده و اجساد متلاشى شده گذشتگان .
    *در هر حال به حق سخن بگوى ، پرهيزكاران را دوست بدار گناهكاران را ترك گوى ، با منافقين مياميز و با خيانتكاران رفاقت مكن .
    *(هرگز، اشخاص نمى توانند ملاك حق باشند و) دين خدا را نمى توان با اشخاص شناخت بلكه دين را با نشانه هاى حقيقى آن بايد شناخت . حق را كه شناختى ، آنگاه شناخت اهل حق آسان است .
    *ضرورت دارد كه شخص خردمند و عاقل بايد به سه مساله توجه داشته باشد يكى اين كه در فكر امور خود *باشد (دقت در امور داشته باشد). دوم اين كه زبان خود را نگه دارد و سوم مردم زمان خود را بشناسد.
    *سخن حق را از گمراهان و اهل باطل فرا گيريد، و سخن باطل را از اهل حق نياموزيد، و مانند صرافهاى پول شناس ، نقاد باشيد و سكه قلب را از سكه حقيقى تميز دهيد. سخن حق را از سخن باطل و حساب حق گو را از باطل گو جدا سازيد ….(فکر کنم منظور شما این حدیث بود)

  32. سلام دوست عزیز ، خدمت شما در نظر قبلی خودم عرض کردم ( بحث ما الان مقابله و یا مواجهه دو یا چند ایدئولوزی با هم نیست که اگر واقعا تحلیل درستی ازتون میدیدم در این زمینه با شما به بحث می پرداختم . شما بیشتر دوست داری بحث رو به سمتی ببری که از اصل غافل بشیم و متاسفانه من اجازه این کار رو نخواهم داد ، من میدونم در چه مورد دارم با شما بحث میکنم خارج از اون چارچوب توانایی های شما رو در حدی نمیبینم که خودم رو خسته کنم ) ….

    چون وقت زیادی ندارم صرف استدلالهای شما بکنم از مطالب خودتون استفاده کردم ، این رو بر من ببخشید : ( با اینحال دلیل نمیشه که شما هر وقت دلت خواست بیای به عقاید دیگران توهین کنی و چون مخالف نظرت حرف میزنن به باد فحش و توهین بگیریشون ) …. این شما هستید که با اعمال رفتار و عکس العمل ها تون عقاید خودتون رو در نگاه و نظر دیگران زیر سوال میبرید ، من وقت زیادی ندارم با شما دشمنی داشته باشم . این شمایید که مخالف افکار و عقایدخودتون هستید ، چون اعمالتون نتیجه ای از افکارتون نیست . من هم تنها اون چیزی که شما فریاد میزنی رو که حوصلمون رو سربرده دوباره بازگردان کردم به خودتون ، ناراحت کننده و تلخه ؟ نحوه و شیوه نگاه شما به خودتون افکار و عقایدتون اینگونه دیده میشه . مطمئن باشید اگر مانند افرادی همچون ( نازنین و گلابتون ) بود شیوه و نحوه تفکرتون ، حتما با هم بحث میکردیم ولی شما بیشتر به دنبال دور زدن مسائل با انتشار مطالبی هستی که از موضوع مورد بحث دور بشی ( فکر میکنم در مورد عقایدتون هم اینگونه حرکت میکنید و کمتر به سراغ اصل مطلب میرید ) . من کاری به عقاید شما ندارم دیگران هم وقت اضافه ندارند برای شما صرف کنند . بهتره به جای زیر سوال بردن دیگرانی که افکار و عقایدشون خیلی وقته ثابت شده به سطرهای آخر متن خودتون بیشتر تکیه کنید و متمرکز بشید مثل این یکی : ( بالاترین معرفت خودشناسى است که اگر خود را شناخت همه چیز را شناخته است . آن کس که خود را نشناسد از راه سعادت و نجات دورافتاده و به بیراهه گمراهى و نادانى دچار شده است ) …. شما اگر به این جمله ایمان داشته باشی هیچ وقت به دیگری ( نزدیک خودت ) اجازه نمیدی به خودت و عقایدت توهین کنه ( رفتاری انجام بده که همه چیز رو به باد فنا بده ) و اونها رو زیر سوال ببره فردی مثل ( سینا ) کسی که باید بیشتر از داوکینزها ازشون ترس داشته باشی .

    باز از متن خودت : متاسفانه شما از کسی نقل قول کردید که ارزشش رو نداشت کسی که حتی از نظر روحی هم سلامت نبود و بالاخره خودکشی کرد ( ارزش انسانها رو من و شما تعیین نمیکنیم ، کاش میتونستی خودت رو ببینی ؛ تو که دیگران رو بی ارزش قلمداد میکنی چقدر ارزشمندی ؟ و آیا تو باید ارزش انسانها رو ارزیابی کنی ؟ شما حتی به جملات با ارزش تفکرات خودتون عمل نمیکنید چطور دیگران رو بی ارزش یا با ارزش می نامید ؟ )

    شما می گویید به زرتشت ( هر دینی ) اعتقاد دارید ولی فایده زرتشت چیست ؟ شما معتقدان به من هستید ولی فایده اعتقاد چیست ؟
    شما هنوز خود را نیافته مرا یافتید . چنین است رسم و راه تمام معتقدان ، از این رو اعتقاد به طور کلی هیچگونه اهمیتی ندارد . اکنون به شما توصیه می کنم مرا گم کنید و خود را بیابید و بدانید تا همه شما مرا انکار نکنید ، من به سوی شما باز نخواهم گشت !
    آن گاه است که آن کسی که افول می کند به خود رحمت می فرستد زیرا فراتر رفته است و خورشید دانش او در وسط آسمان خواهد ایستاد .
    بگذار آخرین خواهش ما در آن روز چنین باشد . همه خدایان مرده اند و اکنون ما امیدواریم که روح و خصلت انسانیمان جاودان باشد !

    ( بهتره به جای بحث با بنده بردید با دوستان و نزدیکان خودتون ( اعتقادی ) بشینید و افکار و اعمالتون رو تجزیه تحلیل کنید و در صدد رفع نقص های بسیار خودتون باشید که کاملا مشهوده و غیر قابل انکاره ، وگرنه رد کردن شخصیت های بزرگی که دنیا قبول داره و یا مورد اهانت قرار دادن خودتون از طرف بنده راه چاره شما نیست و نخواهد بود )

  33. فکر کنم اونی که به حاشیه زده شمایید نه من!!!…چیزی برای گفتن نداشتید…. به زبان ساده تر باز هم کم آوردید… فقط خواستم دوستان متوجه باشند که شما چیزی جز طبل تو خالی نیستید.

    در نظربازی ما بی خبران حیرانند
    من چنینم که نمودم، دگر ایشان دانند
    عاقلان نقطه پرگار وجودند ولی
    عشق داند که در این دایره سرگردانند
    زاهد ار رندی حافظ نکند فهم چه شد
    دیو بگریزد از آن قوم که قرآن خوانند

  34. برای چی با شما در مورد این مسائل بحث نمیکنم ؟ من از تافلر ، از داوکینز ، از راسل ، از فروید ، از نیچه و …. داشتم با فرد دیگری ، جایی دیگه در یک صفحه دیگه بحث میکردم . شما یهو پریدی وسط بحث حرفهای طرف مقابل منو که درستم بود تایید کردی بعد سخنان این بزرگان رو که استدلالهای بنده هم از تفکرات و کتب آنهاست صدتا یه غاز خوندی . مثل این میمونه که شما با شخص سومی شروع کنی در مورد آقای مطهری و کتبش صحبت کنی من بپرم وسط بگم همه اینها اراجیفه به دلیل این که من خوشم نمیاد و نخوندم ….. چقدر زشت و حقیرانست ؟ این تفکر حقیرانه رو من در کمال تاسف در تار و پود اعتقاد شما یافتم ، سعی در بازسازی و ترمیم خودتون و افکارتون کنید مطمئنم اعتقادات و اعمال شما رو تحت تاثیر مثبت قرار خواهد داد . حداقل به جایی میرسید به خودتون این اجازه رو نخواهید داد تفکرات بزرگان رو زیر سوال ببرید . شما رو رها کنند میخوای نظریه داروین رو هم رد کنی ، هدایتم که به نظر شما منحرف بود ، مارکس و هگل و انگلسم که هیچ اصلا در موردشون حرف زدن در افکار و عقاید شما یعنی معصیت …. قبول دارم تفکرات اینان با شما جور نیست ولی دلیل نمیشه چون فصل مشترکی باهاشون پیدا نمیکنید اونها رو بی رحمانه و چشم بسته نوازش کنید . من به عنوان یک فرد غیر مذهبی به خودم همچین اجازه ای نمیدم نمیدونم شما با توجه به کدام ماده و تبصره در مذهبتون به خودتون اجازه میدید بدون آگاهی و خواندن کتب دیگران در موردشون نظریه صادر فرمایید ؟ من گفتم مذهبی نیستم ، شما فکر کردی خدا رو قبول ندارم ، واقعا باید تجدید نظر کنید رو عقایدتون ، مذهب برای شما یعنی خدا ؟ یا راهیست برای به خدا رسیدن ؟ مثل اینکه فراموش کردید به جز شما دیگرانی هم زندگی میکنند در جوامع دیگه ، مثل شما مدعی نیستند ولی اخلاقی تر و مهربان تر از شما فکر میکنند و زندگی میکنند . فکر میکنید بوداها و مسیحیان و یهودیان و هزاران هزار راه برای رسیدن به هدف اصلی در جهان ، چه چیز رو می پرستند ؟ شما فکر میکنید تنها شمایید که خداوند رو می پرستید ؟ یا هرکی که تو چارچوب مذهب نیست خدا رو باور نداره ؟ بهتره یک سری به خودت بزنی ، چشمهات رو ببندی و جور دیگه به روی این دنیا باز کنی . مطمئنم از یقینی که الان به صورت صوری داری به شک خواهی رسید و شک همانا قدر نهادن در راه رسیدن به هدف اصلیست ؟ هدف اصلی در نظر تو یعنی خداوند ؟ شاید ولی من میگم نه …. بگذار آخرین خواهش ما در آن روز چنین باشد . همه خدایان مرده اند و اکنون ما امیدواریم که روح و خصلت انسانیمان جاودان باشد ! به درود دوست عزیز من …. بهتره به جای بحث های اضافی به خودمون و اطرافیانمون یه سری بزنیم ( شما بیشتر به این کار نیاز داری ) . مطمئنم شما نه ولی اطرافیانتون بهتون بیشتر نیاز دارند ، ذهن و انرزی خودتون رو صرف رد نظریاتی که خیلی وقته اثبات شدن نکنید ، که به راستی عمر خیلی ، خیلی کوتاهه .

    پس از یک هفته که مگسی در خانه ام میگشت،
    جنازه اش را روی میز کارم پیدا کردم.
    یک هفته بود که با هم زندگی
    میکردیم. شبها که دیر میخوابیدم،
    تا آخرین دقیقه ها دور سرم
    میچرخید. صبح ها اگر دیر از خواب
    بیدار
    می شدم، خبری از او هم نبود .
    شاید او هم مانند من، سر بر کتابی
    گذاشته و خوابیده بود.
    در گشت و گذار اینترنتی، متوجه شدم
    که عمر بسیاری از مگس های خانگی در
    دمای معمولی حدود ۷ تا ۲۱ روز است .
    با خودم… شمردم. حدود ۷
    روز بود که این مگس را میدیدم. این
    مگس قسمت اصلی یا شاید تمام عمرش
    را در خانه ی من زندگی کرده بود .
    احساسم نسبت به او تغییر کرد. به
    جسدش که بیجان روی میز افتاده بود،
    خیره شده بودم.
    غصه خوردم. این مگس چه دنیای بزرگی
    را از دست داده است. لابد فکر میکرده
    «دنیا» یک خانه ی 100 متری
    است که روزها نور از «ماوراء» به
    درون آن می تابد و شبها، تاریکی
    تمام آن را فرا میگیرد. شاید هم مرا
    بلایی آسمانی میدیده که به مکافات
    خطاهایش، بر او نازل گشته ام !
    شاید نسبت آن مگس به خانه ی من،
    چندان با نسبت من به عالم، متفاوت نباشد.
    من مگس های دیگر خانه ام را با این
    دقت نگاه نکرده ام. شاید در میان
    آنها هم رقابت برای اینکه بر کدام
    طبقه کتابخانه بنشینند وجود
    داشته شاید در میان آنها هم مگس دانشمندی
    بوده است که به دیگران
    «تکامل» می آموخته و میگفته که ما قبل از
    اینکه «بال» در بیاوریم، شبیه این
    انسانهای بدبخت بوده ایم
    شاید به تناسخ هم اعتقاد داشته
    باشند و فکر کنند در زندگی قبلی
    انسانهایی بوده اند که در اثر کار
    نیک، به مقام «مگسی» نائل آمده اند.
    شاید برخی از آنها فیلسوف بوده
    باشند. شاید در باره فلسفه ی زندگی مگسی، حرف ها گفته و شنیده باشند.
    شاید برخی از آنها تمام عمر را با حسرت مهاجرت به خانه ی همسایه سر
    کرده باشند.
    مگسی را یادم میآید که تمام یک هفته ی عمرش را پشت شیشه نشسته بود
    به امید اینکه روزی درها باز شود و به خانه ی همسایه مهاجرت کند…
    مگس دیگری را یادم آمد که تمام هفت
    روز عمرش را بی حرکت بر سقف
    دستشویی نشسته بود. تو گویی که فکر
    میکرد با برخواستن از سقف، سقوط
    خواهد کرد. یا شاید از ترس اینکه
    بیرون این اتاق بسته ی محبوس،
    جهنمی برپاست…
    بالای سر مگس مرده نشستم و با او
    حرف زدم:
    کاش میدانستی که دنیا بسیار بزرگ
    تر از این خانه ی کوچک است.
    کاش جرأت امتحان کردن دنیاهای
    جدید را داشتی.
    کاش تمام
    عمر هفت روزه ی خود را بر
    نخستین دانه ی شیرینی که روی میز
    من دیدی، صرف نمیکردی .
    کاش لحظه ای از بال زدن خسته
    نمیشدی، وقتی که قرار بود برای
    همیشه اینجا روی این میز، متوقف شوی.
    آن مگس را روی میزم نگاه خواهم
    داشت تا با هر بار دیدنش به خاطر
    بیاورم که:
    عمر من در مقایسه با عمر جهان از
    عمر این مگس نیز کوتاه تر است. شاید
    در خاطرم بماند که دنیا، بزرگتر و
    پیچیده تر از چیزی است که می بینم و
    می فهمم. شاید در خاطرم بماند که بر
    روی نخستین شیرینی زندگی، ماندگار نشوم.
    نمیخواهم مگس گونه زندگی کنم. بر
    می خیزم. دنیا را میگردم و به خاطر
    خواهم سپرد که عمر کوتاه است و
    دنیا، بزرگ. بزرگتر و متنوع تر از چیزی که
    چشمانم، به من نشان میدهد

  35. دوستان شما از شما جدا نیستند همگیسروته یه کرباس . کاش منم حال تو رو داشتم و خواسته هام و ارزشها و هدفهام مثل تو اینقدر کودکانه و کوچک بود . این همه قصه بافتی به اینجا برسی ؟ آقای بیل زن یا بهتر بگم طبل زن یا همون شیپور باشی معروف پسر شجاع ( اینقدر افکارتون کودکانه هست که مجبور میکنید اینطوری باهاتون صحبت بشه ) ، بهتره یک سری به باغچه خودت بزنی خیلی وقته آفت بهش زده ولی خبر نداری . آدم عاقل از ابتدا میره و تمام نظرات رو میخونه بعد نظر میده در مورد این که کی به حاشیه زده ، کی بیسواده ولی داره تظاهر میکنه و کی نمی خواد وارد حاشیه بشه . بقیه هم که عاقل نیستند براستی همون دوستان و اطرافیان شما هستند . اینجا بهم اثبات شد که شما هم مثل دوست حقیرت ( سینا ) فکر میکنی ، راستی شنیدی مگس ها با هم به صورت اجتماعی پرواز میکنند ؟ تو هم افکارت مثل اونه کپی برابر اصل فقط سعی داری ادای آدم راستکیا رو دربیاری . نمیدونم چی بگم فقط میتونم بگم بچه ها ( نی نی ها ) سعی کنید کمتر خودتونو کثیف کنید ، بوی تعفنش خفمون کرده .

  36. متاسفم برای ادب و نزاکتت! هنوز هم در پیچ و خم کج فهمیها ت سرگردانی… انتظار دیگه ای نمیشه ازت داشت…. …سگ زرد برادرشغاله! این همه جفنگیات از دهنت خارج شد به قول هدایت به تعادل رسیدی؟ داشتم فکر میکردم سینا امثال تورا بهتر از من میشناسه!
    سینا جان عذر میخوام که از نوشتارت ایراد گرفتم. با بعضیا که توهین تو ذاتشونه باید مثل خودشون رفتار کرد.
    اصل بد نیکو نگردد چونکه بنیادش بد است!
    ضمنا بدجور کم آوردی بدجور!

  37. ولی در واقعیت این شما و دوست عزیزتون هستید که با این افکار مفلوکانه استحقاق توهین هایی که از زبان کثیفش در اومد هستید . هر چه گفت لایق خودتون ، شخصیتتون و عقایدتونه ، در خور شان تنها خودتون و خانوادتون ( این رو الان میگم چون بالاخره تونستی مرد باشی حرفتو بزنی ) . من به شما میگم احمق و ابله ؟ واقعیتی رو برات میگم که خودت فریاد میزنی . تو مسائلی که خیلی وقته ثابت شده رو میخوای رد کنی اونم با دلایل و استدلالهای مضحک ، دوستانتم با خودت همراه میدونی . آره من کم اوردم تو راست میگی ، توانم برای مقابله با حماقتی که دچارش هستید خیلی کمتر از اونیه که باید باشه . من جلوی تو و دوستات تو کج فهمی و جهالت کم اوردم . فرد آگاه نظرات رو میخونه و ارزیابی میکنه فرد ناآگاه هم که خوب از میان دوستان شما هستند . امثال تو و دوستانت رو خیلی خوب میشناسم اونقدر با افرادی مثل تو بحث کردم که گرگ آبدیده شدم ( افرادی که نه مثل تو دنبال فرصت میگردن بی سوادی خودشون رو در دل توهمات گنهان کنند ) … گرگ آبدیده شدم تو گذشت زمان هایی که بابتشون هدر دادم . افکار و اعمال و عقایدتون شرک الوده ، برای همین از توهین هایی آنچنانی که در خور خودتون هست ترسی در دل ندارید ، به همین دلیل هم هست فکر میکنید دیگران همیشه سعی در توهین به شما دارند . در صورتی که اونهایی که من به زبان میارم واقعیت محضند در مورد شما و دوستانتون . شما از ابتدا هم معلوم بود به چه قصدی وارد گود شدی ، مشخص بود مواضعت با دوست حقیرت مو نمیزنه ، ولی خوب بالاخره تونستی ، آره تو موفق شدی به خودت و دوستات ثابت کنی که میتونی خیلی راحت بر خلاف جهت آب شنا کنی و این واقعا جای تحسین و تشکر داره . تو تونستی نظریه داروین و تفکرات داوکینز رو زیر سوال ببری و رد کنی اون هم با علم خودت ( که معلوم نیست از کجا کسب کردی ) من سواد و توانم در حد شما نیست حق با شماست . آره قناری تو و دوستات بالاخره تونستید و من به راستی کم اوردم . ولی در آخر باید بگم که توهین های دوستت نوش جانت قناری عزیز که همانا تف سربالایی بود که با تمام وجود پذیراش شدی .

    در آخر باید بگم نمیخواستم این واقعیت تلخ رو هم برای تو و دوستانت بیان کنم . واقعا دوست ندارم طرف مقابلم رو از طریق نقطه ضعفش مورد آسیب قرار بدم که این عادلانه و به راستی رسم جوانمردی نیست ، ولی مجبورم کردی سندی رو کنم از واقعیتی دیگر ، که همانا بی سوادی شما رو تایید میکنه .

    آقای قناری فیلسوف : (توجیه داوکینز در کتاب ساعت ساز کور بر این اساسه که چون برای این احتمال بیولوژیک که «تمامی زندگی به واسطه فرآیند بی برنامه تکامل داروینی به وجود آمده است»، هیچ گونه انتقاد غیرقابل ردی نداریم وپس از تلاش برای رد انتقادات به واسطه مباحث بیولوژیک نتیجه می گیره که تمامی زندگی به واسطه فرآیند بی برنامه تکامل داروینی به وجود آمده است. استدلالش هم اینه که ؛ برای احتمال «x» هیچ گونه انتقاد غیرقابل ردی نداریم پس «x» صادق است. روشنه که نمیشه با رد انتقادات علیه یک چیز آن چیز را به عنوان امر واقع (fact) اثبات کرد.چه بسا به مرور زمان و با توسعه و پیشرفت علم این فرضیه هم به قهقرا کشیده خواهد شد.ما هنوز راه زیادی داریم تا این فرضیات ثابت بشن و روز به روز هم که میگذره فرضیه تکامل داره ضعیف تر میشه. مشکل اصلی داوکینز طبیعت باوری اونه. باور اینکه تکامل بدون برنامه است که از لحاظ عقلی حتی با نظریه تکامل در تضاده. افرادی مثل داوکینز فک میکنند که که میان علم و دین تعارضی وجود داره چون فکر می کنند که نزاع میان خداباوری و نظریه تکامل است. ولی در حقیقت تعارض بین علم و طبیعت باوری وجود داره نه بین علم و اعتقاد به خدا، اعتقادی که به عنوان یک اعتقاد پایه مطرح است. ) … این متن رو نمی خوای بگی از کجا کپی کردی ؟ نکنه میخوای بگی این متن رو خودت از زبون خودت و در تحلیل از کتاب ساعت ساز نابینا نوشتی ؟ خنده داره که تو حتی نمیتونی دو کلام از خودت و افکارت حرف بزنی . بعد دیگران رو نشونه میری ، اگر حرفی نزدم تنها به این خاطر بود که خوشم اومد رفتی و در موردش اطلاعات کسب کردی ولی چه فایده که هیچی ازش متوجه نشدی که به خای از خودت تحلیل کنی ، دقیقا برداشتی کپی کردی اون هم به حساب خودت . دیدی میگم لایق توهینید ولی زیر بار نمیرید ؟

    دوستان عزیز و گرامی من ، جناب قناری تمام متنهایی رو که به ظاهر علمی میرسه رو در کمال ناباوری کپی میکنه و بدون این که حتی بفهمه چی داره کپی میکنه . حتی نمیکنه چکیده ای از اونها رو برامون منتشر کنه که به شعور دیگران توهین نشه . بهتره به آدرس زیر یک سری بزنید و در کمال تعجب خواهی دید ، دقیقا اظهار فضل های دوست عزیزتون اونجا به صورت جامع تر وجود داره ولی ساخته فکر و ذهن دوستتون نیست . اون تنها اونها رو می دزده که بی سوادیش رو پشتش پنهان کنه . ( بهتره فیلترشکن رو روشن کنید فکر نمیکنم بدون فیلتر شکن وارد بشه ، سطری رو که ایشون عینا کپی کردن با تیتر درشت در این صفحه خواهید دید ) تنها کار خلاقانه ای که دوستتون انجام داده اینه که به جای نقطه پی ، ایکس تایپ کرده .

    نقد پلانتینگا بر کتاب ….

    http://www.aftabir.com/articles/view/art_culture/issue/c5c1181211433_book_p1.php/%d9%86%d9%82%d8%af-%d9%be%d9%84%d8%a7%d9%86%d8%aa%db%8c%d9%86%da%af%d8%a7-%d8%a8%d8%b1-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d9%85%d9%84%d8%ad%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%87-%d8%b1%db%8c%da%86%d8%a7%d8%b1%d8%af-%d8%af%d8%a7%d9%88%da%a9%db%8c%d9%86%d8%b2

    من جدا کم اوردم …. ما به معنای واقعی کلمه کم اوردم

  38. بهتره بیشتر از این خودتو خراب نکنی…. بوی تعفنت همه جا رو گرفته… کتاب 40 صفحه ای ساعت ساز نابینا توی همه سایتها برای دانلود هست. خوندنش فقط نیم ساعت طول میکشه . من داوکینزو بخاطر رشته ام میشناسم ونه بخاطر قصه هاش! من ادعایی نداشتم که نقد پلانتینگا از منه به خیال خودت مچ گرفتی؟ ههههه . خوبه حالا برو نقدش هم بخون. همیشه یادت باشه هر مطلبی رو میخونی بعدش نقدشو بخون.برای اینکه کورکورانه تسلیم نشی…. ببین من یه قدم از تو جلوترم. در جایی که نقد دانشمند بزرگی مثل پلانتینگا هست اظهار نظر من مطمئنا کمی و کاستی داره… نوشتم برات که اطلاعاتت زیاد شه. جای شکرش باقیه که رفتی دنبالش و پیداش کردی… حالا نظرت چیه؟ نکنه پلانتینگا هم از نظر تو مجنونه؟ یا بیسواده و ابله؟
    ضمنا جوجه هنوز خیلی مونده تا این فرضیه ها ثابت شن. هنوز بهش میگن تئوری ( البته اگه معناشو بدونی) روز به روز هم فرضیه تکامل داروین داره ضعیف تر میشه…خودتو درگیر مسائلی نکن که ازشون سر در نمیاری شما همون به کپی زرتشت و نیچه و هگل و. ارسطو و سقراط.. بچسب

  39. راستی یه چیز دیگه! اگر کپی اباطیل فلاسفه رو از حرفات حذف کنیم، میدونی چی باقی میمونه؟ فحش، ناسزا، توهین، تحقیر، دروغ!
    متاسفم بچه های سایت شما رو همینجوری شناختن.

  40. بهتره دیگه دهنتو ببندی ، دیگه ببند که اصلا حال و حوصله احمقی مثل تو رو ندارم . دوباره سعی در عوام فریبی داری ؟ چه رویی داری تو جدی ، خودت توجه کردی ؟ باز میخوای بی سوادیتو پنهان کنی ؟ کتاب ساعت ساز نابینا 40 صفحه ابتدایش تنها تو سایتها موجوده ، تو سایت کتابناک که مرجع اصلی کتب اینترنتیه تنها مقدمه کتاب رو برای دانلود گذاشته …. میخوای کتاب رو من دارم بهت بدم بری بخونی البته به درد بی سوادی مثل تو نمی خوره ، تو بهتره بری همون کتابی که ( به قول خودت ) بهش ایمان داری رو بخونی که مطمئنم اونم تنها کپی میکنی و حتی سوره های کوتاه رو هم فارسی از رو نخوندی . باز داری میزنی تو خاکی ولی دیگه فایده نداره ، افتادی تو باتلاق حماقت خودت ، هرچی بیشتر دست و پا بزنی بیشتر فرو میری . تمام هدفم از بحث با تو این بود به دوست عزیزم نازنین ( نه مقدس ) نازنینی که قبولش دارید ثابت کنم شما هیچی نیستید و لیاقتتون توهین و اهانته که من این کارو به خوبی انجام میدم . از این به بعد دیگه لطف کن ببند ، صداتو نشنوم که تو همین صفحه سند بی سوادیت رو امضاء کردی .

  41. آقای قناری فیلسوف : (توجیه داوکینز در کتاب ساعت ساز کور بر این اساسه که چون برای این احتمال بیولوژیک که «تمامی زندگی به واسطه فرآیند بی برنامه تکامل داروینی به وجود آمده است»، هیچ گونه انتقاد غیرقابل ردی نداریم وپس از تلاش برای رد انتقادات به واسطه مباحث بیولوژیک نتیجه می گیره که تمامی زندگی به واسطه فرآیند بی برنامه تکامل داروینی به وجود آمده است. استدلالش هم اینه که ؛ برای احتمال «x» هیچ گونه انتقاد غیرقابل ردی نداریم پس «x» صادق است. روشنه که نمیشه با رد انتقادات علیه یک چیز آن چیز را به عنوان امر واقع (fact) اثبات کرد.چه بسا به مرور زمان و با توسعه و پیشرفت علم این فرضیه هم به قهقرا کشیده خواهد شد.ما هنوز راه زیادی داریم تا این فرضیات ثابت بشن و روز به روز هم که میگذره فرضیه تکامل داره ضعیف تر میشه. مشکل اصلی داوکینز طبیعت باوری اونه. باور اینکه تکامل بدون برنامه است که از لحاظ عقلی حتی با نظریه تکامل در تضاده. افرادی مثل داوکینز فک میکنند که که میان علم و دین تعارضی وجود داره چون فکر می کنند که نزاع میان خداباوری و نظریه تکامل است. ولی در حقیقت تعارض بین علم و طبیعت باوری وجود داره نه بین علم و اعتقاد به خدا، اعتقادی که به عنوان یک اعتقاد پایه مطرح است. ) … این متن رو نمی خوای بگی از کجا کپی کردی ؟ نکنه میخوای بگی این متن رو خودت از زبون خودت و در تحلیل از کتاب ساعت ساز نابینا نوشتی ؟ خنده داره که تو حتی نمیتونی دو کلام از خودت و افکارت حرف بزنی . بعد دیگران رو نشونه میری ، اگر حرفی نزدم تنها به این خاطر بود که خوشم اومد رفتی و در موردش اطلاعات کسب کردی ولی چه فایده که هیچی ازش متوجه نشدی که به خای از خودت تحلیل کنی ، دقیقا برداشتی کپی کردی اون هم به حساب خودت . دیدی میگم لایق توهینید ولی زیر بار نمیرید ؟

    دوستان عزیز و گرامی من ، جناب قناری تمام متنهایی رو که به ظاهر علمی میرسه رو در کمال ناباوری کپی میکنه و بدون این که حتی بفهمه چی داره کپی میکنه . حتی نمیکنه چکیده ای از اونها رو برامون منتشر کنه که به شعور دیگران توهین نشه . بهتره به آدرس زیر یک سری بزنید و در کمال تعجب خواهی دید ، دقیقا اظهار فضل های دوست عزیزتون اونجا به صورت جامع تر وجود داره ولی ساخته فکر و ذهن دوستتون نیست . اون تنها اونها رو می دزده که بی سوادیش رو پشتش پنهان کنه . ( بهتره فیلترشکن رو روشن کنید فکر نمیکنم بدون فیلتر شکن وارد بشه ، سطری رو که ایشون عینا کپی کردن با تیتر درشت در این صفحه خواهید دید ) تنها کار خلاقانه ای که دوستتون انجام داده اینه که به جای نقطه پی ، ایکس تایپ کرده .

    نقد پلانتینگا بر کتاب ….

    http://www.aftabir.com/articles/view/art_culture/issue/c5c1181211433_book_p1.php/%d9%86%d9%82%d8%af-%d9%be%d9%84%d8%a7%d9%86%d8%aa%db%8c%d9%86%da%af%d8%a7-%d8%a8%d8%b1-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d9%85%d9%84%d8%ad%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%87-%d8%b1%db%8c%da%86%d8%a7%d8%b1%d8%af-%d8%af%d8%a7%d9%88%da%a9%db%8c%d9%86%d8%b2

    من جدا کم اوردم …. من به معنای واقعی کلمه کم اوردم

    ( کار بسیار زشت و کثیفیه که مقاله و نوشته کسی رو از خودت کپی کنی و حتی توش دخل و تصرف هم بکنی ) تو باید از خودت شرمسار باشی ولی باز هم مدعی هستی .

  42. وقت اینو ندارم صرف تو کنم از متن های خودت استفاده می کنم ….

    اصل بد نیکو نگردد چونکه بنیادش بد است!
    ضمنا بدجور کم آوردی بدجور!

    راستی یه چیز دیگه! اگر کپی اباطیل فلاسفه رو از حرفات حذف کنیم، میدونی چی باقی میمونه؟ فحش، ناسزا، توهین، تحقیر، دروغ!
    متاسفم بچه های سایت شما رو همینجوری شناختن. پ

    ادبیات من با شما و افرادی مثل شما ( همون دوستان شما ) همینگونه هست و خواهد بود . لطف کنید از این به بعد پشت دست بشینید شاید یه چیزایی رو درک کردید .

  43. دوستان عزیز و گرامی من ، جناب قناری تمام متنهایی رو که به ظاهر علمی میرسه رو در کمال ناباوری کپی میکنه و بدون این که حتی بفهمه چی داره کپی میکنه . حتی نمیکنه چکیده ای از اونها رو برامون منتشر کنه که به شعور دیگران توهین نشه . بهتره به آدرس زیر یک سری بزنید و در کمال تعجب خواهی دید ، دقیقا اظهار فضل های دوست عزیزتون اونجا به صورت جامع تر وجود داره ولی ساخته فکر و ذهن دوستتون نیست . اون تنها اونها رو می دزده که بی سوادیش رو پشتش پنهان کنه . ( بهتره فیلترشکن رو روشن کنید فکر نمیکنم بدون فیلتر شکن وارد بشه ، سطری رو که ایشون عینا کپی کردن با تیتر درشت در این صفحه خواهید دید ) تنها کار خلاقانه ای که دوستتون انجام داده اینه که به جای نقطه پی ، ایکس تایپ کرده .

    نقد پلانتینگا بر کتاب ….

    http://www.aftabir.com/articles/view/art_culture/issue/c5c1181211433_book_p1.php/%d9%86%d9%82%d8%af-%d9%be%d9%84%d8%a7%d9%86%d8%aa%db%8c%d9%86%da%af%d8%a7-%d8%a8%d8%b1-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d9%85%d9%84%d8%ad%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%87-%d8%b1%db%8c%da%86%d8%a7%d8%b1%d8%af-%d8%af%d8%a7%d9%88%da%a9%db%8c%d9%86%d8%b2

    من جدا کم اوردم …. من به معنای واقعی کلمه کم اوردم

  44. من اگر از دیگران مثال میزنم فلسفشون رو درک کردم و در افکار و عقایدم در رفتار و کردارم هست و به وضوح دیده میشه . اونهایی که من رو قبول دارند اون رو مثل نور میبینند و حس میکنند . افرادی مثل شما حتی خودشون و فلسفه وجودی خودشونم درک نکردند . داری واسه من موعظه میکنی ….. ولی بهتره دیگه ساکت بشی بری یه سری به خودت بزنی

  45. اوه اوه اوه ، ببین چه خبره ؟ معلومه خیلی زیاد بهت فشار اومده. حالا هر چقد دلت میخواد لینک نقد پلانتینگا رو بذار .حالا چرا ناباورانه به این قضیه نگاه میکنی ؟فکر کردی از نقطه ضعف منه ؟ اتفاقا این نشون میده که من حرفامو از روی دلیل و برهان آدمهای معتبر نوشتم . اگه من بخوام لینک حرفای صد من یه غازتو بذارم که تمام صفحه پر میشه .خیلی حماقت میخواد که فکر کنی من از این قضیه ناراحت شدم. اتفاقا خیلی خوبه چون بچه ها میرن میخونن و به حرفای صد من یه غاز تو یکی توجه نمیکنن ..من جان کلام پلانتینگا رو در یک پاراگراف برای دوستان نوشتم و البته چون کوتاهه شاید نتونند باهاش ارتباط برقرار کنند الان میتونن اون مقاله رو کامل بخونند تا بدونند که شما از چه ملحدانی جانبداری میکنی ..ضمنا من اصل کتاب ساعت ساز نابینا رو دارم احتیاجی نیست که واسم بفرستیش چون کاملا با رشته من مرتبطه فقط با یه نگاه گذرا نیم ساعته خوندمش کتاب 400 صفحس اشتباه تایپی بود که 40 ص نوشته شده بود با کتاب ژن خودخواه واسه نازنین خانم فرستادم . ضمنا خانم نازنین خیلی خوب منو میشناسه لازم نیست که تو منو بهش معرفی کنی بیشتر از یک ساله که با هم در تماسیم . اگه خواستی کتابارو ازش بگیر.قسم میخورم که حتی یک کلمشو نفهمیدی چون خیلی از مطالبش مخصوصا در حوزه ژنتیک و بیولوژی کاملا تخصصیه!اصلا در حد کسی که فلسفه خونده نیست !
    نمیدونم چقد درس خوندی اصلا دانشگاه رفتی ؟ ( شک دارم) ولی 2 واحد درسی هست به اسم اصول روش تحقیق و پژوهش که نه در مقطع لیسانس که در در مقاطع بالاتر تدریس میشه اونجا تمام روشهای تحقیق و جستجو در مورد یک مقاله رو یاد میگیری . در مورد اینکه شما باید از چه رفرنسایی و چطور استفاده کنید . همیشه باید برای حرفتون سند داشته باشید. استفاده از منابع دیگران آزاده و هر چه که شما منبع و ماخذتون پر بار تر باشه بهتره . همین کتابی که سنگشو به سینه میزنی فقط 90 تا رفرنس داره که بیشترشون از اشخاص تکراریه . این یعنی ضعف یک کتاب ! و البته همشون هم مال 1950 تا 1980 هستند !.و متاسفانه برای چاپ جدید کتابش در سال 2006 هم نتونسته رفرنس جدیدی اضافه کنه.در صورتی که پیشرفت علم در حوزه پزشکی و بیو لوژی و ژنتیک هر لحظه در حال تغییره.
    میدونی مقالاتی که من نوشتم اگر 20 صفحه هستند حداقل 50 تا رفرنس داره اون هم بعد از سال 2000! تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل! اینکه بخوای یه فرضیه بزرگو توجیه کنی فقط با 90 تا رفرنس از انگشت شمار افراد تکراری! دریک کتاب 400 صفحه ای .( خنده داره)
    شما نه تنها کم آوردید بلکه کم هم دارید..اونیکه حتی فلسفه وجودی خودشو درک نکرده شمایید شما که غایت و هدفی از خودتون متصور نیستید چون فکر میکنید دنیا از روی تصادف به وجود اومده و تمام کائنات از روی شانس و اقبال همینجوری بی هدف دارند پیش میرند…شما به آخرت ایمان ندارید به حق الناس بی توجه هستید فکر میکنید که دنیا همین چند صباحیه که توش غرق لذت و نفسانیات باشی و برای رسیدن به هر هدفی که دارید محق هستی که دیگران رو زیر پا له کنی ، توهین کنی ، فحش بدی ، بگذری چون دیگران فقط برای شما وسیله هستند. خوشحالم که باعث شدم بچه ها این طبل تو خالی را بهتر بشناسند . شما هم بهتره اون دهن کثیفتو ببندی و یه سر به خودت بزنی .ادبیاتت هم ارزونی خودت و هم گروهیات! برو زندگی مگسیتو بکن ! فلسفه شما همون فحش و ناسزاست که در رفتار و کردارت به وضوح دیده میشه.! همگروهیای من هم منو میشناسند نگران خودت باش!
    راستی این شعر مگسو خودت نوشتی؟ یا از جایی کپی کردی؟ پس رفرنسش کو؟

  46. کتاب ساعت ساز نابینا اصلا چند صفحه هست ؟ دوست عزیز و گرامی من قناری فقط 40 صفحه از اون رو خونده و خوب جالب اینجاست مدعیه که مربوط به رشته و تخصصش هم هست ولی تنها فکر میکنه این کتاب 40 صفحه بیشتر نیست و برای خوندن اون تنها نیم ساعت کافیه ( کتاب مورد نظر دیگه تجدید چاپ نشد به همین خاطر در مرجع کتب اینترنتی به نام کتابناک تنها 40 صفحه ابتدایی که مربوط به پیشگفتار میشه برای دانلود در سایت قرار گرفته ) …. اومدم خونه کتاب رو برداشتم تا یک موقع اطلاعات اشتباه بهتون نداده باشم . این کتاب 384 صفحه ست و به 11 فصل تقسیم شده که براتون سرفصل های این کتاب رو میزارم . جالبه فردی مدعیه که کتابی مربوط به رشته تخصصی خودشه ، ولی خبر نداره چند صفحه ست . بعد دیگران رو در کمال بی شرمی نشونه میره . این همه فریاد میزنم نازنین ( مقدس ) رو ناجوانمردانه نوازش میکنید بهتره به فکر دور و اطراف خودتون باشید که به راستی دشمنان اصلی شما در بین خودتون هستند ولی خوب کو گوش شنوا . این همه فریاد کشیدیم بابا تو رو خدا دهنتون رو ببندید کسی از شما نظری نخواسته ، چرا خودتون رو وارد بازی میکنید که هیچ سر رشته ای ازش ندارید ؟ چطور به خودتون این اجازه رو میدید که تفکرات دیگران رو به این سادگی کوچک بشمرید ؟ اینها مختصات افکار و اعمال و عقاید شماست ، اینقدر کوچک و ضعیف ساختینشون که دیگران رو هم مثل خودتون میبینید .

    من هم برای روشن شدن هرچه بهتر تفکرات و عقایدم گاهی اوقات از کتب و افکار نیچه ، تافلر ، راسل ، مارکس ، هگل ، داوکینز و این آخری از صادق هدایت براتون کپی میکنم ولی همیشه منبع و نویسنده رو برای مخاطبم منتشر می کنم . چرا از دیگران استفاده میکنم برای اثبات تفکراتم ؟ شما خودتون رو بزارید جای من ، دارید از منبع کپی میکنید که خوب استدلال های شما الهام گرفته از همون کتابهاست ، بعد میبینید اونها رو که از تفکرات بزرگان تراوش میکنه رو صدتا یه غاز میخونن خوب معلومه اگر من نظرات و تفکرات شخصیم رو منتشر کنم چه اتفاقی میوفته . از نیچه میگم میگن اراجیفه وقتی از خودم بگم که بر گرفته از نیچه ست که باید منتظر خیلی از واکنش هایی باشم که غیر منصفانه و غیر قابل باوره .

    فصل۱:توضیح بسیار نامحتمل ها

    فصل۲:طرح خوب

    فصل۳:انباشته شدن تغییر کوچک

    فصل۴:ردیابی فواصل حیوانی

    فصل۵:قدرت و سوابق

    فصل۶:منشاها و معجزه ها

    فصل۷:تکامل سازنده

    فصل۸:انفجارها و مارپیچ ها

    فصل۹:نگاهی دیگر به نقطه باوری

    فصل۱۰:یگانه درخت واقعی حیات

    فصل۱۱:رقیبان محکوم

  47. اولا متن مگس رو برای افکار مگسی شما منتشر کردم … باهاش ارتباط برقرار کردی درسته ؟ میدونستم برای همین برای تو و دوستات گذاشتم بخونی شاید این جرات رو پیدا کردی پاشی بری یه چرخی بزنی دو تا کتاب بخونی ، دوزار بیاد رو سوادت آقای تخصص …. دوما اسم نویسنده رو بهت نمیگم …. میگی چرا ؟ دوست دارم از ادبیات خودت و دوستت استفاده کنم ….. سوما ( سوما را هم مثل همیشه نمی گم تو خماریش بمونی عزیزم ) اظهارفضل جناب آقای سینا دوست بزرگ و دوست داشتنی شما بود این متن داخل پرانتز امیدوارم لذتش رو بده باشی . به راستی با شما باید مثل خودتون حرف زد و رفتار کرد …. کودکانه ( بدون شرح )

    دیگه بهتره تمومش کنیم ، گفتم هرچی بیشتر دست و پا بزنی بیشتر فرو میری و من این رو نمی خوام . جدا دوست ندارم کسی رو تخریب کنم به کسی توهین کنم ولو این که خودش استحقاق تخریب و توهین رو داشته باشه .
    ( خوشحالم که باعث شدم بچه ها این طبل تو خالی را بهتر بشناسند ) … خوشا به حال طبل های شما …. اون بچه هایی که ازشون داری دم میزنی کجا هستند که ببینن به چه روزی افتادی ؟ برای من همون تعداد افرادی که میبینند و درک میکنند کافیه نیاز به اکثریت نادان ندارم و نخواهم داشت . البته اون بچه هایی هم که میری پشتشون پنهان میشی خوب دوستان تو هستند ، بهت پیش تر هم توضیح دادم ، از شما و افکار و اعمالتون جدا نیستند . من هم این همه تایپ میکنم تنها به خاطر آگاهی بیشتر در مورد مسائلی که شما داری بدون سواد به نام خودت تموم میکنی . بهت از همون اول گفتم که میدونم دارم باهات در چه مورد بحث میکنم ، اگر توانایهات و تحلیلات رو در حد حتی متوسط هم میدیدم باهات بحث میکردم ولی خوب تو خیلی ضعیف تر از این حرفایی که بخوای مدعی باشی . بهتره بری ، سواد و تخصص رو پشت افرادی پنهان کنی ( نازنین و گلابتون ) که به راستی به اندازه تو مدعی نیستند ولی از تو و حتی همینجا اعتراف میکنم از من بالاتر و شکیبا تر و مهربانترند . من و تو در مقابل اونها چیزی نیستیم ، من اگر با اونها بحث میکنم تنها برای اثبات افکارم به خودمه نه به اونها ، اونها نیازی به موعظه من و تو ندارند نیازی به اثبات من و تو هم ندارند . ولی از نظر اعتقادی به تو نزدیکند ؛ بهتره بری پشت دست اونها بشینی تا عمیق تر درک کنی ، تو مال وسط گود نیستی عزیز دل من با این تفکرات کودکانه و معصومانت . از همین الان همه چیز رو فراموش کن ؛ تو قرار بود کاری کنی که دیگران بفهمن که من کم اوردم ….. نیازی به این همه متل بافی و عوام فریبی نبود . آقایون و خانمهای محترم من کم اوردم و دلیلش رو براتون توضیح دادم . من در مقابل جهالت و نادانی کم اوردم ، همیشه در تمام مدت زندگیم ، این اتفاق بر من افتاد . کسانی رو دیدم که دست راست و چپشون رو تشخیص نمیدادند ولی همیشه در حال تخریب و تضعیف نیروهای دیگر بودند تا خودشون رو به دیگران اثبات کنند واینطور بود که به اعتماد به نفس دست یافتند . اعتماد به نفسی که حتی واقعیتهایی که اثبات شدند رو نیز زیر سوال میبره . ازت خواهش میکنم دیگه حرفی نزنی ، فکر میکنم خیلی شیوا همه چیز رو بیان کردم . منم قصد دارم حرفی نزنم . بهتره بین من و شما دیگران قضاوت کنند ، هرآنچه که لازم بود خرج کردیم تا به اینجا رسیدیم ، دوستان شما و معدود دوستان من بهتر میتونن قضاوت کنند . خیالتم راحت ، تخت به راستی در این بازار مگس های زهرآلود فراوانند و کار من و امثال من مگس پراندن نیست . با امید دیداری دوباره قناری عزیز ، نمی تونم بگم از برخورد با شما خوشحالم ( دروغ محضه ) همیشه از دیدن افرادی مثل تو ناراحت و غمگین میشم . ولی از این خوشحالم که بحثمون باعث شد بری حداقل نقدها رو بخونی ، بری اطلاعات خودت رو بیشتر کنی ، که این خیلی خیلی باارزشه . من مدیون کسانی هستم تو زندگیم که به هر صورتی که شده باعث شدن بیشتر و عمیق تر فکر کنم ، اونها من رو ساختند حتی اگر افکار و اعمالشون مورد تایید من نبود . یا حق

  48. كاش اينقدر جدي دنبال شكست هم نباشيم.
    سلام. روستان. رهام عزيز و آقاي قناري. اولش خنده ام گرفت. اما بعد واقعا غمگين شدم. اشكال اين بحث كه مي تونست بحث خوبي باشه و ادامه پيدا كنه و نتايج جالبي هم داشته باشه اينه كه ما سعي مي كنيم خودمون و حقانيت خودمون رو ثابت كنيم. به هر قيمتي. چرا اينقدر سريع بايد به انتهاي مطلب برسيم. بهتر نيست سعي كنيم بيشتر به خودمون مسلط باشيم . بهتر نيست بجاي اينكه دنبال اختلافات باشيم. دنبال وجوه مشترك باشيم؟ يعني واقعا راهي براي درك هم نيست؟ بهتر نيست بجاي اينكه ثابت كنيم كي درست مي گه با هم تبادل نظر داشته باشيم.

    دوست عزيز. قناري.
    واقعا خوشحالم كه الان مي بينم شما هم بجاي تفريح و سرگرمي به بحث روي آوردي. ازت ممنونم كه به سينا بخاطر توهين هاي غلطش تذكر دادي. ما واقعا درك درست و كاملي از دين نداريم و بسياري از آموزه هاي ديني ما فراموش شدن. چه بسا گفته مي شه كه اسلام جدا از مسيحيت و يهوديت و … نيست. اسلام به معناي تسليم شدن در برابر حقيقته و ما واقعا راه زيادي داريم. پس بجاي اينكه روي عقايدمون تعصب داشته باشيم بايد سعي كنيم از تعصباتمون هرچي كه هست دست برداريم و بيان حق رو بپذيريم. گاهي وقتها حقيقت به زباني غير از اونچه كه باور داريم يا دوست داريم گفته ميشه. بايد حقيقت رو از لاي اون بيرون كشيد. در اين مورد شايد رهام عزيز، حرفاش تلخ باشه و باعث سوء تفاهم بشه اما من روح و ذهن اون رو بسيار پاك مي دونم. چون به دنبال حقيقته و وقتي كه ناراحتت مي كنه زمانيه كه احساس مي كنه دروغ روكشي از حقيقت برسرخود كشيده و ظاهر حقاني پيدا كرده و اين رو به هيچ وجه نمي پذيره و عكس العمل نشون ميده و اين شايد يكي از همون آموزه هاي ديني و خصوصا شيعي ما باشه كه فراموش كرديم. سختي كار در اينه كه بتونيم حقيقت رو ببينيم و بشناسيم و تشخيص بديم . يادمون نره اگه خود فلاسفه مي تونستن همو متقاعد كنن و به نقطه مشتركي برسن الان تمام فلاسفه بايد مثل هم فكر مي كردن. چه برسه به ما كه داريم از نظرياتشون بعنوان رفرنس استفاده مي كنيم. اميدوارم همه با هم بتونيم بحثهاي سازنده اي داشته باشيم و افكارمون رو بيشتر و بهتر شكل بديم. ازت خواهش مي كنم در صورتي كه تمايل داري جوابي بدي خودت رو كنترل كني و قبل از ارسال مطمئن شي كه مطلب ناراحت كننده اي ننوشتي. بازهم ازت ممنونم.

  49. رهام عزيز. سلام. . كاش اينطور تمام نمي شد. گاهي وقتها بايد سكان يك بحث رو به دست گرفت تا گردبادها اون رو به بيراهه نبرن. چون موقع نوشتن ذهن آدم به جاهاي مختلفي ميره. از اينكه قناري تصميم گرفت وارد بحث بشه خوشحال شدم. و اين يك نقطه مثبت خيلي بزرگ هستش. بعصي وقتها بايد مثل يك سانسورچي رفتار كرد. مطالبي كه دوست نداريم راجع بهش صحبتي بشه يا بحث در مورد اونها نياز به يه سري پيش زمينه هايي داره بايد كنار گذاشته بشن. مخصوصا وقتي طرف مقابل در نقطه مقابل فكري قرار داره و ذهن پراكنده اي داره كه ناخودآگاه از بحث دور ميشه.

    اما… در مورد صادق هدايت. تا حد زيادي درست ميگفته چون اون در مورد ايران اون زمان سخن مي گفته. ايراني كه همه اش عقب موندگي و جهل و ….. بود. كشور جهان سومي ما، خيلي عقب مونده تر از امروز بود. وقتي وزير فرهنگ كشور سواد درست و حسابي نداشت/ واقعا كجاي دنيا بوديم. همه كارامون احمقانه و ابلهانه بود. از روي ناآگاهي بود. هيچ حقي براي هيچ كس نبود. اين بخاطر دين نبود. بخاطر فرهنگ آشفته مسلمانان بود. بخاطر عقب ماندگي، فقر و فلاكت كشورهاي مسلمان بود/ هيچ آموزشي دركار نبود. دين ابزار بود. بودند مذهبي هاي مبارز اعدام مي شدند و بعضي هاي ديگر كه با قدرتمداران كنار اومدن و … اين باعث فساد بود. چون دين براي مردم نبود. و همون مطالبي كه بالاتر به نقل از كتاب آري اينچنين بود برادر از دكتر شريعتي آوردم. ابوسفيان خودش شايد مسلمان شد اما اين براي كسب قدرت بود چون اسلام قدرت پيدا كرد و بعد نوه او شد خليفه مسلمانان (البته به تاريخ اعراب علاقه اي ندارم اما قيام امام حسين درسي براي همه هست) و همون فساد ابوسفيان (چپاول مردم) رو به نام اسلام انجام داد. و آيا اسلام علي و اسلام يزيد و معاويه،‌يكي بود؟؟
    من هم بعنوان يك زن، عقيده دارم وقتي زني، نقش خود بعنوان يك زن را نپذيره. به عبارتي وقتي با عملكرد خودش، جايگاه انساني خودش رو توي جامعه از دست بده، نمي تونه انتظار حقي براي خودش داشته باشه و بطور اتوماتيك نقشش تا حد نقش يك كلفت تنزل مي كنه. اگرچه ما قبل از اسلام در ايران سرداران زن داشتيم در حاليكه در شبه جزيره عرب ، اسلام تلاش مي كرد به اونها بقبولونه دخترانشون رو زنده به گور نكنن. و متأسفانه اين فرهنگ در ايران غلبه پيدا كرد. و اين فرهنگ عربها بود نمي شه گفت فرهنگ اسلامي. ببينيد كه خود پيامبر چقدر بخاطر دخترداشتن تحقير ميشد. آيا خودش رو سرزنش مي كرد؟؟؟ چقدر به دخترش و دامادش بها ميداد. توي فرهنگي كه داشتن پسر بيشتر باعث افتخار بود و دختر اصلا فرزند محسوب نميشد. مشكل فرهنگي ايرانيها بود كه فرهنگ غلط عربها بر فرهنگشون غلبه كرد.

  50. سلام گلابتون عزیز ، وقت بخیر . ممنونم که نظرات رو خوندی و حالا به اینجا رسیدیم . اول از همه باید خدمتت عرض کنم ، من اصلا قصد این رو نداشتم تا با این دوستان وارد بحث بشم ، دلایلشم برای خودشون و البته شما چندین بار در نظراتم توضیح دادم . و از جهتی که در نظرم پتانسیل این رو داشتند تا تبدیل به یک پدیده عینی برای شما بشن ، داخل بحثهامون در صفحه قبلی . اونها میشه گفت دو عنصر غیرقابل انکار هستند برای اثبات نحوه و روش برخوردی که من داشتم و خوب تو بهش معتقد نبودی و من هم قبول کردم . ولی یک سوال دارم اینجا از شما : به نظر تو چطور میشه سکان هدایت بحث رو با وجود این روش بحث کردن ( دوستان ) در دست گرفت و به پیش برد ؟ میدونم تمامی نظرات رو خوندی ، برای همین دیگه توضیح بیشتر نمیدم . در مورد صادق هدایت درست میگی ، این حرف مال خیلی وقت پیشه ، ولی از جهتی که اوضاع امروز ، مهر تایید حرفهاش محسوب میشه به ذهنم رسید و به صورت نظر گذاشتم . و خوب از من دلیلش رو هم پرسیدند من هم جواب دادم که بعد اتفاقاتی که منتظرش بودم افتاد . بعد از ایشون ، ( قناری ) اومد سکان رو به دست بگیره ولی در واقعیت هر دو در افکار ، اعمال و رفتار … سروته یه کرباس بودند . البته تنها میشه گفت قناری ادبیات دوستش رو کپ نزد در مواجهه به این بحث و خوب شاید باید از جهتی خوشحال بود ، نمیدونم .

    ( چون به دنبال حقیقته و وقتی که ناراحتت می کنه زمانیه که احساس می کنه دروغ روکشی از حقیقت برسرخود کشیده و ظاهر حقانی پیدا کرده و این رو به هیچ وجه نمی پذیره و عکس العمل نشون میده و این شاید یکی از همون آموزه های دینی و خصوصا شیعی ما باشه که فراموش کردیم ) ازت ممنونم نه تنها به خاطر این که از روح و پاکی میگی ، از این ممنونم که واقعیت محض رو میگی بدون حتی جاافتادن یک ذره کوچک و به عقیده من این یک ذهن زیبا میخواد که تو داری . این دقیقا روشی ست که باید یک مذهبی معتقد داشته باشه در مورد هرچیزی که فکرش رو بکنی . ولی متاسفانه این اتفاق در زندگی شخصی فرد هم اتفاق نمیوفته چه برسه که به سمت مسائل کلان ، ارزشها و هدفها سوق داده بشه . خوشحالم که این موضوعات رو درک میکنی ، افرادی همانند تو جامعه رو می تونن بهتر و صحیح تر بیدار کنند ، چون با اکثریت اونها هم عقیده ای و میتونی با اتکا به همین موضوع درونشون نفوذ کنی و براشون تاثیر گذار باشی . از افرادی مثل من و یا حتی نازنین ( مقدس ) همیشه یا فرار میکنند و یا حمله ( به خاطر نوع تفکر یا عقیده ) …. ولی با شما میتونن سازگار بشن . میتونن از شما یاد بگیرند … چی رو ؟ درست فکر کردن در بعد مذهبی . کار سختی به نظر میرسه برای دیگران که تو داری انجامش میدی و میتونی به دیگران ( اکثریت ) منتقل کنی . این حرکتیه که من از شما انتظار دارم ، و اینجا دیگه بحث تخصص نیست . بحث مهارته که به نظر من تو و امثال تو که کم هم نیستید ازش بهرمندید .

    ( ازت خواهش می کنم در صورتی که تمایل داری جوابی بدی خودت رو کنترل کنی و قبل از ارسال مطمئن شی که مطلب ناراحت کننده ای ننوشتی ) درسته و حق با کاملا با تو . نمیدونم منظورت با کدوممون بود ولی من واقعا نیاز دارم بعضی اوقات برگردم و بعضی از جملات یا کلمات رو تغییر بدم . میشه خیلی زیبا تر و لطیف تر هم بعضی اوقات بحث کرد ، گاهی وقت ها هم نه ، که خوب نمیشه دیگه کاریش کرد .

    بازهم ازت ممنونم بابت دقت نظرت که باعث شد تحلیل خوبی داشته باشی از این بحثی که انجام شد . شبت خوش و به شادی … به درود

    من با هیچ کس سر آیین و باوری که دارد نمی جنگم
    چرا که خدای هرکس همانی ست که خرد او می گوید .

    کوروش کبیر

  51. ممنونم. خيلي خوشحالم كه منظورم رو دقيقا درك مي كني. واقعا خوشحالم كه اين شانس رو داشتم كه باهات آشنا بشم. و اميدوارم اين اجازه رو به بقيه هم بدي تا بهت نزديك بشن و روشني ذهنت رو از نزديك درك كنن و ازش بياموزن.

  52. جدا از داشتن دوستانی مثل شما به خودم افتخار میکنم و در واقعیت این منم که باید از شما ممنون باشم . شاید بگی چطور ؟به راستی شما میتونید اون چیزی که تو فکر و ذهن ماست رو بهش رنگ واقعیت بدید . این شمایید که با ذهن های زیباتون میتونید بسازید . وقتی در زندگیم با افرادی مثل شماها برخورد میکنم جدی احساس آرامشی بهم دست میده که واقعا قابل توضیح و قابل درک نیست . بدون شماها این محیطی که درش زندگی میکنیم از جهنم هم بدتر و زشت تر . جهنم جاییه که به نظر من البته ، این حس منه ؛ این اون تفکریه که بهم آرامش میده ( شاید حقیقت چیز دیگریه ) که هر فرد با افکار و اعمالش برای خودش میسازه ، همونطور که به واسته انجام کارهای نیک ، فردوس مجللش رو بنا میکنه . دنیای ما خیلی به داشتن افرادی مثل شما نیاز داره . شما به اعتقادات و نحوه و روش زندگی اکثریت نزدیکید ، شما در کنار اونها می خندین و میدونم هیچ زمان فراموش نمی کنید وظیفه و مسئولیتی که بر گردن دارید . و اما مشکل افرادی مثل من کجاست ؟ افرادی که با تفکرات من نزدیکند این شهامت رو ندارند که شما رو با اکثریت از هم تمیز نگه دارند . اونها شما رو هم با دیگران تنها به خاطر اعتقاداتتون یکی میدونند ، در صورتی که اشتباه اصلی و محلک ما اینجاست . اونها فراموش میکنند که قدرت و نیروی تغییر در درون شماست و ما تنها راه رو روشن میکنیم . همیشه این رو از زبان نیچه براشون میگم که : افسوس ای برادران شهوت ما چقدر برای رسیدن به مدارج عالی زیاد است و چقدر جاه طلبیم . افسوس میخورم از این فقر و خست روحی شما ، آن اندازه که شما به دوستان خود میدهید من نثار دشمنان خود می کنم و در اثر آن فقیرتر نمی گردم . من با شرح دادن تفکرات و عقایدم به صورت کاملا شفاف و روشن ، درهای دوستی رو برای همه باز کردم ، میدونستم خیلی ها بهم حمله خواهند کرد ولی با این حال این کار و انجام دادم و افرادی مثل تو رو یافتم . و این پاداش تلاشیست که در جهت تحققشون حرکت کردم و به خاطرشون دست به ریسک زدم . واقعا از داشتنتون به خودم افتخار میکنم و به زندگی فردا امیدوارم . فکرشو بکن تعداد زیادی به این موضوع برسن و برای تحققش قدم بردارند ، بیان خودشون رو از صافی بگذرونند تا بتونن شفافتر و روشن تر ببینند . شاید خنده دار باشه ولی امیدوارم اون روز رو به چشمم ببینم . شبت خوش و به شادی

  53. سلام. بله. و خب اكثر كساني هم كه اعتقادات مذهبي دارن با كساني كه اعتقاد ندارن مشكل دارن و نسبت به همه ديد يكساني دارن . و اينجاست كه دلم مي خواد برگردم به اون جمله اي كه اولين بار توي صفحه قبلي بيان كردم و اون اينكه قبل از قضاوت در مورد آدمها، اول طرز فكرشون رو بايد شناخت.

    و من فكر مي كنم فرق اصلي كشور جهان سومي ما با كشورهاي توسعه يافته هم همينه. ما كشور فقيري نيستيم. آدمهاي كوته نگري هستيم . ارتباطاتمون با قضاوت و ذهنيت قبلي هست. توي برقراري ارتباط با تفكرات و فرهنگهاي مختلف مشكل داريم. دوست نداريم كسي كه از نظر فكري، اعتقادي و يا هرزمينه ديگري با ما موافق نيست و يا به هر دليلي ازش خوشمون نمياد موفق باشه و اينه كه به همه ما آسيب مي زنه و جلوي رشد رو مي گيره.

    دوست عزيز. البته انتظاري كه از آدمهاي غير مذهبي يا بي دين و يا حتي بي خدا ميره ( اونها كه بطور غير اكتسابي اين طرز فكر رو دارن) اينه كه متعصب نباشن و با ديد بازي مسائل رو ببينن و حلاجي كنن و دنبال اصل باشن و نه فرع. منظورم اينه كه فارغ از اينكه كي درست ميگه و مذهب خوبه يا بد و خدا وجود داره يا نه، خيلي از آدمهاي بي دين بخاطر كنار گذاشتن تعصبات و موشكافي و مطالعه به اين نتيجه رسيدن . اصلا به نتيجه اي كه بهش رسيدن كار ندارم. كما اينكه خيلي از متدينين هم با مطالعه و موشكافي و تفكر دين رو برگزيدن. منظورم اينه كه يه بي دين چون سعي كرده عقلاني رفتار كنه و افكارش پايه و اساس عقلاني داشته باشه (حالا اين نتيجه اي بوده كه اون بهش رسيده) مي تونه توي متعادل كردن جامعه (كه داره از عقلاني رفتاركردن فاصله ميگيره) تاثير زيادي داشته باشه. جامعه اي كه داره به دست خودش خودش رو نابود مي كنه. مردمي كه دارن كم كم همو از بين مي برن. اما لازمه اش اينه كه اون هم تعصب نداشته باشه. مهم اينه كه ما از هر طرز فكري مي خوايم چه نتيجه اي بگيريم. فرض كن توي اين بحثها، يه نفر به اين نتيجه برسه كه مثلا دين بده يا خدا وجود نداره. نتيجه اخلاقي اين نتيجه گيري اون چيه؟. مخصوصا اگر كه تمام اعتقاداتش مبناي مذهبي يا خدايي داشتن. اونوقت هيچ چيزي نمي تونه اون رو از گناه بازداره. و به خودش و بقيه آسيب مي زنه.(حالا شايد اگه قبلش اخلاق براش تعريف بشه از آسيب اين بي اعتقادي كم بشه اما هيچ تضميني براي اينكه اون به كسي آسيب نزنه وجود نداره. درضمن در مورد يه بزهكار حرف نمي زنم)
    اگه كساني كه تعصب ندارن (چه ديندار و چه بي دين) بدون اينكه بخوان عقايدشون رو به كسي تحميل كنن براي گسترش انديشيدن و تعقل تلاش كنن و فرهنگ جامعه رو رشد بدن ، اونوقت مي تونيم بريم به سمت كشوري كه تمام اقوام و اديان در كنار هم با تفاهم زندگي كنن و اونوقت پا روي پلكان ترقي بگذاريم.

    دوست عزيز، واقعا اين جمله خيلي جالب و جذاب و تحسين برانگيزه
    «افسوس ميخورم از اين فقر و خست روحي شما، آن اندازه كه شما به دوستان خود ميدهيد من نثار دشمنان خود مي كنم»
    و حتما اين جمله رو الگوي خودم مي كنم. ازت ممنونم.

  54. سلام گلابتون عزیز روزت خوش ، نظرت رو خوندم و با اکثر اونها موافقم فقط یک سوال داشتم ازت اونم اینه که تو فکر میکنی چرا از جانب افراد مذهبی باید شاهد رفتارها و عکس العمل های غیر مذهبی و اخلاقی باشیم ؟ چرا افراد بی دین به قول معروف به نظر پرهیزکارترند ؟ و آیا به نظر تو مذهب و خدا دو مقوله جدا از هم هستند یا نه ؟ اینطور بگم شاید بهتر باشه …. آیا خداوند رو تنها میشه در چارچوب مذهب پیدا کرد ؟ چطور میشه از فردی معتقد ، مذهبش رو بگیری و بعد همه چیز رو نفی کنه و دست به اعمالی اسفناک بزنه ؟ یعنی مذهب برای اکثریت این جامعه بازدارندست ؟ برای من خیلی جالبه و بیشتر مواقع باعث تعجب بسیار من میشه زمانی که به فرد معتقدی میگم من دین رو قبول ندارم ، سریع میگه تو که خدا رو قبول نداری چطور در آخر مطالبت منتشر میکنی یا حق . به نظر تو یکتا پرستی از ارکان اصلی مذهبه یا نه بلعکس ، که همیچین اظهارنظرهایی رو میبینیم و میشنویم ؟ من سوالات بسیار زیادی برام پیش میاد زمانی که یک مذهبی رو میبینم ولی اون هیچ وقت جواب قانع کننده و منطقی برای سوالاتم نداشته و این من رو اذیت میکنه . چرا ؟ آیا میشه انسان از خودش در مورد افکار و رفتار و اعمال خودش از خودش نپرسه و خودش رو ارزیابی نکنه ؟ به نظر من اگر بخوایم به نقطه ای برسیم که تمام اقوام و اقشار این مملکت در کنار هم با تفاهم و درک متقابل زندگی کنند باید این سوالات مطرح بشه در تمام زمینه ها . برای این سولات باید جوابهایی منطقی و علمی پیدا کرد و اعتقادات و تفکرات کور و بسته رو که تنها ساخته و پرداخته خودمون هست نه مثلا مذهبمون رو دور انداخت . باید همه چیز رو از صافی گذروند باید شفاف و روشن با درونمون ارتباط برقرار کنیم …. ما همیشه از بیرون به درون نگریستیم ، فکر میکنم موقع اون رسیده از درون به بیرون بنگریم . واقعا دوست دارم استددلال های شما رو ببینم و بشنوم و برای همین بی صبرانه منتظر نظر بدی شما میمونم . در مورد متنی که پسندیدی خوشحالم ، خیلی خوشحال . این متن رو از کتاب بسیار ارزشمندی ( البته به عقیده من ) براتون منتشر کردم و گاه گاهی برای دوستانم در موردش تعریف میکنم . همین که این جمله رو الگو قرار میدی و درک میکنی یعنی ذهن زیبایی داری و براستی این ذهن زیبای شماست که تحسین برانگیزه و من رو سر ذوق میاره . این متن مربوط به کتاب چنین گفت زرتشت از نیچه ست . من خیلی دوستش دارم ، با این که کتاب فلسفیه احساس میکنم فلسفه وجودی من رو داره باز میکنه ، داره نقاط ضعف و قوتم رو بهم یادآوری میکنه و من رو به سمت رفع ضعفهام و پرورش قوت هام سوق میده . احساس میکنم باید در جهت هدفها و ارزشهای اصلی این کتاب گام بردارم که براستی همون ارزشها و هدفهای انسانی خودمونه که هممون ازش برخورداریم ولی فراموششون کردیم . فراموش کردیم باید ابتدا یک انسان باشیم ( خودمون رو پیدا کنیم ) تا بتونیم خدا رو مذهب رو و هرچی که در این دنیا هست که الهام بخشه ، رو درک کنیم ، بهتر درک کنیم ، بهتر درموردش فکر کنیم ، بهتر رفتار کنیم و بهتر عمل کنیم . به راستی انسان باید تعالی پیدا کنه و به نظر من قدم اول پیدا کردن خودمونه ، تا خودمون رو پیدا نکنیم ، چطور میتونیم مذهب ها و روشها و تفکرات رو عمیق بشناسیم و در جهت اهدافشون حرکت کنیم . به قول زرتشت ما معتقدیم ولی هنوز خود را نیافته او را یافته ایم و به همین خاطر هست که اون هیچ وقعی به اعتقاد نمیده تا زمانی که خودت رو پیدا نکنی و نتونی خودت رو تحلیل کنی .

  55. سلام.
    چيزي كه هست اينه كه معمولا كساني كه دين رو زير سوال مي برن ، به وجود خدا هم اعتقادي ندارن و به عبارتي اولين گام در نفي دين، رد خدا ست. تا ارزشها دوباره تعريف بشن . به عبارتي كساني كه دين رو نفي مي كنن معمولا دنبال اين هستن كه طرز فكر مشخصي رو تعريف كنن و ايدئولوژي خاصي براي خودشون دارن. و لازمه همه اينها اين هست كه خدا هم نفي بشه و اينكه يكي مثل شما، دين رو رد مي كنه اما خدا رو مي پذيره (اگر چه بقول قناري شايد خداي شما و خداي اون هم با هم فرق داشته باشه) شايد دليل خاص ديگه اي داشته باشه. نمي دونم. اما فكر مي كنم يكي از دلايل اينكه يكي دين رو رد مي كنه اما به خدا ايمان داره اينه كه از نظر دروني نتونسته خودش رو متقاعد كنه كه خدايي نيست. ضمن اينكه ممكنه تجربيات ماورايي (كه براشون نتونسته دليل مادي پيداكنه) هم داشته. نياز دروني به وجود خدا و حامي و يك قدرت ماورايي و مافوق بشر. و به عبارتي عدم ايمان به خدا براي اون احساس پوچي و انرژي منفي زيادي مياره. اما ايمان به خدا برعكس باعث آرامشه.. يا چه مي دونم حقيقت عظيمي كه در هستي درجريانه!
    براي رد دين، اولين گام، هدف قراردادن اصول اوليه ديني هست. وجه مشترك تمام اديان چيه؟؟؟ مطمئناً خدا.
    براي جايگزيني تفكر ديني با غيرديني، بايد، به مغزها ثابت كرد كه هرچيزي كه تا بحال فكر مي كردن درست بوده غلطه… همه…. از خدايي كه بهش ايمان داشتن … تا پيامبري كه دوستش داشتن … تا اماماني كه بهشون ارادت داشتن ….تا روح … تا بهشت و جهنم … تا وحي….. تا قرآن … همه دروغن…. و ..و.. اينجوري ميشه كه يه نفر با از دست دادن اعتقاداتش، آماده ميشه تا هرچيزي رو بعنوان ارزش هاي جديدش بپذيره و براي تعريف ارزشها، معيارهاي جديدي درنظر گرفته بشن و اينطوره كه معمولا يه آدم بي دين، به خدا به مفهوم عامش (نه مفهوم خاصي كه هر كس ممكنه براي خودش تعريف كنه به واسطه تجربيات يا نياز دروني) اعتقاد نداره.

  56. يك فيلسوف مادي مثل راسل ، براي اينكه ارزشها رو دوباره تعريف كنه، تمام موارد مربوط به اعتقاد به خدا و دين رو كاملا زيرسوال ميبره و بعد مثلا لذت رو مبنا و معيار براي تعيين بعضي از ارزش ها درنظر ميگيره. مثل همون مثالي كه از شكلات مي زنه و اينكه اگر يه نفر 10 تا شكلات بخوره مجموع لذتي كه برده ميشه كمتر از اينه كه ده نفر هركدوم يه شكلات بخورن. پس تقسيم شكلات بين 10نفر ارزش بيشتري از دادن ده شكلات به يه نفر داره. البته اين مساله پاسخگوي خيلي موارد هست. ولي خب ديدي كاملا ماديگرايانه هست و بدليل وجود اين ديد مادي هستش كه بحث تنازع بقا هم ، تبديل به اصلي اجتناب ناپذير ميشه. چون زندگي ما بر اساس و مبناي مادي و منافع اكثريت قرار ميگيره. و اينكه اكثريت ، اقليت رو هم مد نظر قرار بدن در كجاي يك نگاه مادي قرار مي گيره؟ چه چيزي مي تونه انسان مادي رو وادار به انتخاب عشق به جاي بي تفاوتي يا تنفر بكنه؟

    حالا.. فرض كنيم كه يه آدم خودشو مذهبي مي دونه و واسه خودش اعتقاداتي داره. اگه بيايم همين جوري با استناد به مواردي (كه شايد قابل استناد نباشن يعني به اصل دين ربطي نداشته باشن) دين اون رو زير سوال ببريم طوري كه باعث بشيم اعتقادش به دين رو از دست بده چند حالت داره:
    – اگر اون كسي باشه كه به دنبال اين بوده فلسفه كارايي رو كه مي كنه درك كنه، دين براش به معناي يه برنامه اس براي درست و انساني زندگي كردن. البته يه برنامه كلي. و نه يه هدف. مثلا دروغ بده به دليل آسيب هاي جبران ناپذيري كه مي زنه و بقيه موارد . يعني اگه شناخت ما، يه شناخت درست باشه . نداشتن دين آسيبهاي كمتري داره.

    – اما اگه اون شناخت كافي از دين نداشته باشه. به عبارتي اگر تنها به دليل اعتقاد به وجود تنبيه و تشويق (جهنم و بهشت) ، رفتارش و اعمالش رو كنترل مي كنه. اونوقت، زيرسوال بردن دين، به معناي زيرسوال بردن تمام اون چيزهاييه كه دين مي گه از جمله همون جهنم و بهشت . اين يعني براي كاري كه مي كني هيچ عاقبت خوب يا بدي در انتظارت نيست. و تو آزادي هر كاري دلت خواست يكني . در اين حالت اگر براش اخلاق رو توصيف كنيم و به يه درك از اخلاق برسونيم. شايد سعي كنه بعضي از ارزشهاي اخلاقي رو رعايت كنه اما اين تا جايي هست. به عبارتي چه تضميني وجود داره كه اون يه جايي، ارزشهاي اخلاقي رو زير پا نگذاره. و زيرسوال بردن اعتقادات چنين كسي خطرناكه. به عبارتي اگر هدف از اين زيرسوال بردن اين باشه كه به دنبال يقين بره اما نره. يعني شك كنه و به اين شك پاسخ نده و فقط به همين شك بچسبه و بعد اعتقاداتش رو از دست بده، اونوقت تبديل به يه آسيب ميشه. البته اينها ايراد خود آدمهاست. ما معمولا دنبال لقمه آماده مي گرديم. دوست داريم ديگران به جاي ما فكر كنن و تصميم بگيرن چي خوبه و چي بد و بعد به ما اعلام كنن و ما همونو انجام بديم.

  57. سلام گلابتون عزیز نظرات رو خوندم و فکر میکنم یک مقدار سخت باشه تا تفکرات خودم رو برات خیلی شفاف باز کنم . این مستلزم اینه که بتونیم به صورت آنلاین با هم گپ بزنیم . اگر مایل هستی ای دی یاهو ی خودم رو برات بزار تا بتونیم از اون طریق هم خصوصی تر و هم امن تر به بحثمون ادامه بدیم . من در مورد تفکر خودم خیلی چیزها رو باز نکردم که خوب واقعا در این محیط کار سخت و طاقت فرسایست . نه این که نشدنی باشه ولی خوب زمان زیادی طول خواهد کشید تا چارچوب من رو درک کنی و نقص ها و سولاتی که برات پیش میاد ( در مورد تفکر من ) رو بتونی جواب عاقلانه ای براشون پیدا کنی . و همین طور من بتونم بیشتر و بهتر با تفکرات شما آشنا بشم . اگر موافق بودید من براتون یاهوم رو برارم تا همدیگر رو عمیق درک کنیم بعد دوباره برمیگردیم تو همین صفحه به بحثمون ادامه میدیم . من منتظر نظر بعدی شما هستم . روزت خوش و به شادی

  58. ولی برای این که خیلی عمیق تر به اون چه که در فکر منه ارتباط برقرار کنی و بتونی درکش کنی متنی رو از خودم برات منتشر میکنم . این متن در وبلاگ شخصی بنده هم موجوده و تنها ساخته و پرداخته ذهن منه از خیلی از تفکرات بزرگان الهام گرفته شده ولی متنی که منتشر میکنم از مال خودمه و در هیچ منبع و یا مقاله ای نیست . امیدوارم با خوندن اون تفکرات من رو در مورد موضوع بحث بهتر و روشن تر درک کنی گلابتون عزیز .

    شما چی فکر میکنید ؟

    در قرن حاضر با وجود اطلاعات و دانش روز و البته تجربیات گذشته واقعا احمقانه به نظر میرسه که انسان , نیازی رو از خالق خودش طلب کنه . نیاز انسان جز طبیعتی که درش زندگی میکنه قابل برطرف شدن نیست به معنای ساده تر اینکه خداوند به بیان کلی , خالق کهکشانها , ستارگان , زمین , طبیعت , حیوانات و ما انسانهاست و این بحث کاملا قابل اثباته و در این هیچ شک و شبه ای وجود نداره ولی این تنها دلیل بر این نیست که بتونیم بگیم خداوند بر انجام کارها و اتفاقات روزانه ما دخیله و میتونه بر مبنای شرایط , تصمیماتی خارج از قوانین طبیعی بگیره که این نظریه کاملا رد شده چون طبق این گفته : قوانین طبیعی که به وسیله و خواست خداوند طراحی و اجرا شده و میشود دارای نقص های بسیاریست که قانون گذار رو مجبور به تغییر موضع و حتی تجدید نظر در مورد مواد قانون میکنه . حال آیا به نظر شما قوانین طبیعی که خداوند برای زندگی ما طراحی کرده است مشکلی و یا ضعفی دارد ؟ آیا قوانینی که هیچگونه ضعفی در آنها نیست باید توسط قانون گذار بر حثب مصالح انسانی ما تغییر پیدا کنند ؟ چیزی که اینجا فراموش میشه یا به خاطر ضعف فکری و درکی ما نسبت به طبیعت هوشمند اطرافمون به صورت غلطی برداشت میشه اینه که خالق ما در امور جاری ما دخالت میکنه و این مهلکترین و بچهگانه ترین فکری که انسان امروز در قرن 21 با وجود بالا بودن سرعت انتقال داده ها و تکنولوژی میتونه داشته باشه و این تنها و تنها به خاطر فقر شدید فکری و پایین بودن بیش از حد اطلاعات فردی ما نسبت به طبیعت اطرافمونه ولاغیر پس بهتره به جای دست و پا زدن در باتلاقی که ساخته دست خود بشر برای خودشه یه مقدار در مورد طبیعت اطرافمون تحقیق بشه . دلیل این همه گلایه هم همینه چون سرعت دادها و اطلاعات بالاست سرعت پیشرفت تکنولوژی بالاست ولی متاسفانه فهم و درک ما نسبت به خودمون حتی در حد یک … هم نیست ( الاغی را دیدم . یونجه ای که میخورد میفهمید – سهراب سپهری ) به زبان ساده تر میشود گفت که سیر تکاملی ما در حال انجامه ولی تکامل فکری انسان که در دستان خودشه و به صورت کاملا آزادانه صورت میپذیره سرعت لازم رو برای هماهنگی با تکنولوژی روز نداره . تکنولوژی و سرعت رشد آن فراتر از قرن بیست و یک ولی قوانین و نوع تفکر و زندگی بشر معادل قرن هفدهم و هجدهمه و تمام این حجمه ها و خواسته های غیر منطقی و غیر طبیعی انسان بازخورد همین طرز تفکره و مسبب این اتفاقات , جریانات سیاسی و اجتماعی که خودش دامنه بحث بسیار وسیع و زمانی رو طلب میکنه که در حال حاضر مدنظر ما نیست . اگر کسی دوست داره بیشتر در این مورد بحث بشه در قسمت نظرات همین کامنت موافقتشو اعلام کنه تا راهی پیدا کنیم تا با هم بحث کنیم و نه صد البته مشاجره . بحثی علمی اثباتی و نه تخیلی و خارج از مدار طبیعی انسانی ما . من مرتب نامه هایی از سوی مردم دریافت می کنم با این زمینه که “خدا همه کارها را رو به راه خواهد کرد.” ولی او هرگز در گذشته این کار را نکرده است،نمی دانم چرا آنان فکر می کنند در آینده چنین کاری انجام خواهد داد : راسل

  59. من مرتب نامه هایی از سوی مردم دریافت می کنم با این زمینه که “خدا همه کارها را رو به راه خواهد کرد.” ولی او هرگز در گذشته این کار را نکرده است،نمی دانم چرا آنان فکر می کنند در آینده چنین کاری انجام خواهد داد : راسل

  60. سلام. اول اينكه نه و نمي تونم.
    اما در مورد خدا، من فكر مي كنم راسل چون خودش در خانواده اي بزرگ شده كه اعتقاد به خدا وجود نداشته، شناخت درستي از اعتقادات معتقدان به خدا نداره. يعني ظاهر امر رو مي بينه . به عبارتي بعدي رو مي بينه كه خودش يه اسيبه كه بدليل عدم درك درست از دين بوجود اومده. البته من نمي خوام اينحا بحث فلسفي كنم و همون طور كه قبلا گفتم تخصصي در زمينه فلسفه ندارم. اما مي دونم اعتقاد به خدا، به معناي پذيرش جبر نيست و ما بحث اختيار رو داريم. قوانين طبيعي براي ما جبر رو مي سازن به عبارتي ما مختاريم انتخاب كنيم اما جبر طبيعي، نتايجي رو در اثر اين انتخاب براي ما رقم مي زنه. البته راسل، بحث خلقت جهان توسط خداوند رو هم كاملا زيرسوال مي بره . و درسته ما هميشه از خدا مي خواهيم كه اوضاع رو به راه بشه اما اگه قرار بود همه دست روي دست بگذارن و خدا خودش اينكار رو بكنه كه اصلا ظهور دين بي معنا بود چون دين براي بيداري مردم بود تا خودشون رو از زير يوغها بيرون بكشن.
    اما ، چيزي كه به نظر من در مورد خدا، در حال حاضر در جريانه، اينه كه ، خدا مثل منبع عظيم و لايناهي از انرژي مثبتيه كه كافيه رو به اون كني تا گرم بشي. و اگر ازش رو برگردوني سرد ميشي و نمي توني ازش بهره مند بشي. مثل خورشيد.
    دعا، نماز و هرچيزي كه ما رو به خدا متصل مي كنه كمك مي كنه تا انرژي مثبتي دريافت كنيم و انرژي منفي رو از خودمون دور كنيم و از آسيبهاي اون انرژيهاي منفي خودمون رو حفظ كنيم. و وقتي كه بد مي كنيم در واقع ازش رو گردونديم و خودمون رو ازش محروم كرديم …
    مايل نيستم بيشتر از اين در اين مورد بحث كنم. و نمي دونم فايده اش چيه. من هيچ اصراري ندارم كه بخوام به خودم يا كسي در مورد وجود يا عدم وجود خدا چيزي رو ثابت كنم و فكر مي كنم اين موضوع كاملا فردي هست و به دليل همون چيزي كه قبلا توضيح دادم و آسيبهاي نتيجه گيري زودهنگام در مورد دين و خدا براي كساني كه اهل تحقيق و مطالعه و تفكر نيستن . به همين دليل ديگه تمايل ندارم اين بحث رو ادامه بدم. اما در آخر يادآوري مي كنم من مسلمان هستم و به خدا به عنوان نور مطلق كه هستي مثل رودخانه اي به سمت اون در جريانه ايمان دارم. رودخانه اي كه اگر از مسير درست منحرف بشه، رو به زوال و نابودي ميره. والسلام. به اميد ديدار

  61. سلام گلابتون عزیز وقت بخیر ، میخوام خیلی رک حرف بزنم و امیدوارم ناراحت نشی . نظر من در مورد نظر شما : چون راسل تو یک خانواده بزرگ میشه که اعتقادی به خدا ندارند ، برای همین بی خداست ؟ یک مقدار سطحی نگریست . ابتدا باید با فلسفه و افکارش آشنا بشید بعد در مورد یک فرد صحبت بکنید و نظر بدید . اظهارنظر امروز شما میشه گفت مثل اظهارنظر بعضی از افرادی ست که چون احساس میکنن افکار و عقایدشون در معرض خطره ، دست به تخریب و تضعیف شخصیتی افراد میکنند . ( در جستجوی حقیقت ببینید که چه میگویند نه چه کسانی می گویند ) . راسل برای استدلالهاش دلایل کافی و منطقی داره که دنیا اون ها رو پذیرفته ….. با شما وجه مشترکی نداره ؟ درسته نداره ، ولی اون کار خودش رو انجام میده به دنبال دشمنی با افکار و عقاید شما نیست ( من عقاید شما رو قبول ندارم شما هم همینطور ولی من به دنبال دشمنی با شما نیستم ) . پس در نتیجه نیازی به ترس نیست ، کسی قرار نیست چیزی رو از شما بگیره . خدای ساخته ذهن شما مال خود شماست و کسی بهش کاری نداره . شما میتونی بگی با نماز و روزه ارتباط مثبتی برقرار میکنی و داری ولی نمیتونی حس خودت رو و نسخه مربوط به خودت رو برای دیگران بپبچی و تجویز کنی . خدا هم نه مال شماست نه مال مسلمانان ، شیطان پرستان هم برای خودشون خدایی دارن . شما فکر میکنی با عقایدت انرزی مثبت میگیری ، انرزی های منفی رو دفع میکنی درست ولی من همچین احساسی نمیکنم . مسیحیان و یهودیان و بودایان با شما و روش شما هم عقیده نیستند اونها برای رسیدن به اون چیزی که بیانش میکنید راه های دیگری دارند خانم گلابتون . حتی من هم که به اسم مسلمونم همچین اثری ندیدم و این اثر رو در طبیعت جستجو کردم . شما وقتی کار بد انجام میدی معنیش اینه که از دین و خدا دور شدی ؟ من استدلال و دلایل دیگری دارم که برای خودم و نزدیکانم منطقی و قابل قبوله . مایل نیستید در این مورد صحبت کنید باشه ، حق با شماست ولی من نگفتم در این باره شما اظهارنظر کنید ، من از طرح این موضوع فقط قصد داشتم با چارچوب تفکرات من آشنا بشید همین . حالا موافقید یا مخالف هستید فرقی نداره . دنیا راه خودش رو میره . شما مسیرت وقتی از مذهب خارج بشه به انحراف کشیده میشی این برای شماست که اتفاق میوفته . من نه دین رو قبول دارم و نه خیلی از اون عقاید دست و پا گیر عقاید شما رو ولی به خودم اجازه نمیدم منحرف بشم نیازی هم به این اعمال رفع تکلیفی ندارم . نگاه کنید اگر بخوایم در مورد عقاید هم نظر بدیم حرف برای گفتن بسیار زیاده هم من میتونم بگم و هم شما . من قصدم از طرح این موضوع تنها شناخت هرچه بهتر من بود . شما میگفتی تمام اونهایی که مذهب رو قبول ندارند خدا رو هم قبول ندارند . من میگم نه شما با اکثریت افراد بی دین آشنا نشدید و چارچوبشون رو نشناختید . من به مذهب و مسائل مربوط بهش وقعی نمیدم چون خدا رو طور دیگری پیدا کردم و شناختم . بزارید خیلی رک بهتون بگم شما از عقاید و تفکرات من ترسیدید برای همین هم تمایل ندارید ادامه بدید ولی برای رسیدن به هدف ها و ارزشهای دیگران باید شهامت به خرج داد . شما در نظرات قبلیت میگفتی چرا اقوام ما با هم نزدیک و هم دل نیستند . چون اونها عقاید و ارزشها و هدفهای خاصی برای خودشون دارند که بقیه قوم ها اونها رو مضحک و در بعضی اوقات گناهی نابخشوندنی میبینند . ولی اگر این شهامت رو همگی داشتیم که عقایدمون که مال خودمون بود و احساسات خودمون بود ( ساخته ذهن خودمون بود ) کنار میزاشتیم و در درک متقابل فرهنگها و عقاید بقیه تلاش میکردیم این چنین ترس بر ما چیره نمیشد و تمام وجود و افکارمون رو فرا نمیگرفت اون هم تنها با مواجهه با عقاید مخالف . شما راهی رو میری که من بهش اعتقادی ندارم بهش نیازی هم ندارم …. این راه مال شما و افکار شماست . چیزی که بین ما ماست که ما رو به هم میرسونه هدف اصلیست ، هدف اصلی همانا تعالی پیدا کردن انسانه . یکی میخواد از چقندرقند به تعالی برسه یکی میخواد از راه دیگری بره . هرکس راه خودش رو داره ، مهم اینه که اهدافمون مشترکه . من سعی در تخریب و تضعیف عقاید شما ندارم ولی شما رو جسور تر و محکم تر دیدم که خواستم چارچوب ذهنیم رو برایتون باز کنم . کاش این جرات رو به خودتون میدادید که عقایدتون رو برای خودتون در یک محیط دربسته و ایزوله نگه میداشتید و تلاش در شناخت من و عقایدم میکردید که اینگونه بود که راه رسیدن به هم دلی و همفکری رو طی می کردیم . متاسفم اگر یک مقدار رک صحبت کردم ولی فکر میکنم لازم بود خیلی شفاف در مورد طرح این موضوع و نظر شما صحبت کنم . باز اگر در چیزی گفتم حرفی زدم باعث رنجش خاطر شما شد ، اون رو بر من ببخشید اگر میبینید و یا معتقدید که در دلش حقایقی وجود داره . نظر من در مورد شما تغییری نکرده و نخواهد کرد ، احترام بسیار زیادی برای شما قائلم و مطمئنم از ذهن زیبایی برخوردارید ولی شهامت و جسارت رو هم باید چاشنی این همه فاکتورهای نیکو و پسندیدتون کنید . من قصدم تنها شناخت خودم و عقایدم به شما بود همین و بس . فکر میکردم پذیرای اون خواهید بود ولی خوب اشتباه تصور کردم بابتش ازت معذرت میخوام ولی این راه ، راهی نیست که فکرها و دل ها رو به هم نزدیک کنه . روزت خوش و به شادی گلابتون عزیز و به امید دیداری دوباره که بی صبرانه منتظرش خواهم بود

  62. اما در مورد خدا، من فکر می کنم راسل چون خودش در خانواده ای بزرگ شده که اعتقاد به خدا وجود نداشته، شناخت درستی از اعتقادات معتقدان به خدا نداره ( راسل مثل نازنین ( مقدس ) خیلی چیزها رو میبینه که خود فرد معتقد نمیبینه ) این اظهارنظر تو بهم امید زیادی داده بود . نمیدونم شاید امروز خسته بودی یا ذهنت مشغول بوده اینطور نظر دادی . راسل ها برای افراد معتقد بیشتر کاربرد دارند تا برای افرادی مثل من خانم گلابتون . راسل هم کار علمی انجام میده . اتفاقا راسل در یک خانواده مسیحی بزرگ شده و تا نوجوانی مسیحی بوده بعد متوجه میشه این افکار و اعمال به دردش نمیخوره . کتاب چرا مسیحی نیستم ؟ از راسل رو بخونید متوجه افکار و عقایدش خواهید شد اگر مایل باشید من فایل پی دی اف رو دارم براتون میل کنم البته اگر بخواید .

  63. یک سطر کوچک از مصاحبه خبرنگار سی بی سی با راسل

    گرند خبرنگار سی بی سی : لرد راسل ؛ شما در کجا آموزش دیدید ؟

    راسل : در خانه از معلمین سرخانه . من رهسپار مدرسه نشدم

    گرند : به گمان شما این شیوه آموزش ارجح است ؟

    راسل : بسته به خواست شماست . از نظر تحصیل دانش و معرفت ، مرجح است . بدون شک ، من بیش از انچه میتوانستم در مدرسه بیاموزم ، درخانه حاصل کردم . اما به طور قطع ، از نظر تمتع و برخورداری از روابط دوستانه با سایر افراد ارجح نیست .

    گرند : پس ، دوره کودکی شما دوره بسایر به قاعده و منظبطی بود ؟ شیوه ای که پرورش یافتید ؟

    راسل : بله ، من با انضباطی بسیار سخت و به دست مادربزرگی اسکاتلندی پرورش یافتم که پیرو کلیسای پرسبیتری و دارای اخلاقیات خشک و سخت آیین کلیسایی بود . برای مثال : تمام طعام ما بغایت ساده بود و اگر هم مختصر طعامی لذیذ یافت می شد ، صرفا مختص بزرگسالان بود . چون بر آن بودند که هرآنچه یک کودک بهر خوردن دوست بدارد ، بدون شک برای منش اخلاقی او زیان بار است .

    گرند : در این صورت ، در دوران کودکی مایه شادی و لذت شما چه بود ؟

    راسل : لذاتی وافر داشتم ، چون باغی بس وسیع و دل انگیز بود که در آن میتوانستم ، هر آنقدر که می خواستم ، به تنهایی بازی کنم .

    گرند : می گویند در باغ یکه و تنها بازی میکردید . کودکی تنها و منزوی بودید ؟

    راسل : بله . من هیچ هم بازی و دوستی نداشتم و تنهای تنها بودم که شاید این به نفع من هم بود تا به ضررم .

  64. متن نظر خودم رو خوندم دوباره و به این نتیجه رسیدم میتونستم خیلی لطیف تر و بهتر صحبت کنم . یک نظری داشتی که من هم بهش رسیدم و تاییدش کردم و اشکال خودم رو پذیرفتم اون هم این بود که : ( ازت خواهش می کنم در صورتی که تمایل داری جوابی بدی خودت رو کنترل کنی و قبل از ارسال مطمئن شی که مطلب ناراحت کننده ای ننوشتی. ) من الان فکر میکنم میتونستم خیلی بهتر از این بگم نظرم رو و اگر مطلبی نوشتم باعث ناراحتیت شد ؛ باید بگم شرمندم نه به خاطر این که تند حرف زدم به خاطر اینکه میخواستم این کارو انجام بدم ولی انجامش ندادم . یک مقدار کارهای شخصیم زیاده و از طرفی بسیار لذت میبرم از صحبت با شما برای همین اصلا مایل نیستم ، دل دوست گران قدری مثل شما به رنج بیارم با حرفام . من همین جا از شما عذرخواهی میکنم اگر در نظر اولم حرفی میزنم که ناراحت کننده ست . به حرفهایی که زدم ایمان کامل دارم ولی ادبیات و نحوه نوشتاریم میتونست خیلی لطیف تر و بهتر باشه . امیدوارم درک کنی . شبت بخیر و خوشی

    • درودبر روهام عزیز
      عزیز شما واقعا استادی وکسانی که سواد پایینی دارند متاسفانه در برابر گفته های شما مغذشون کاملا Eroor میده قناری که یک حیوان یشتر نیست و شما اصلا نباید باهاش همکامنت بشی اون اگه برای خودش ارزش قائل بود برای خودش اسم حیوانی انتخاب نمیکرد و حیوانی نمیاندیشید
      متاسفانه تو این سایت چندنفری هستند که با رنگهای مختلف واسمهای مختلف کامنت میزارن ولی خوب دهنشونو برای همیشه بستی آفرین خداوند و انسانهای نیکوکارش اول به مادرت که شمارو تربیت کرد بعد به شما استاد عزیزم که با این همه اطلاعات پشت افراطیهارو بخاک مالیدی لایک وهزاران لایک ومیلیونها لایک به شما استاد استادان

  65. سلام. واقعا مايل نيستم كه اين بحث ادامه پيدا كنه اما احساس كردم بايد راجع به نظراتم توضيح بدم.
    البته اول بايد بگم روندي كه در جامعه ما در حال طي شدنه خيلي با چيزي كه در جهان در جريانه فرق داره و دنيا پذيراي اون نيست. مهمترينش هم اينه كه پذيراي مخالفت با خودمون نيستيم. و اگر كسي با اعتقادات ما مخالفت كنه تا پرش رو نچينيم آروم نمي گيريم. و وقتي برخوردمون تند باشه كسايي كه دورمون هستن ناگهان پراكنده ميشن. .اين رو دنيا نمي پذيره و نمي پسنده. و طرد مي كنه. مگه اينكه بخوايم تنها زندگي كنيم. بهمين خاطر من فكر مي كنم بايد براي رشد هم تلاش كرد. نقاط اختلاف لازم نيست مطرح بشن. بايد به نقاط قوت و مشترك تكيه كرد و اونها رو پرورش داد. وگرنه به سمت فنا مي ريم. و قبلا هم گفتم عاشق راسلم به خاطر ديدگاههاي فوق العاده مثبتش . مخصوصا اين جمله اش كه مي گه در اين دنيا كه آدمها هر روز به هم بيشتر و بيشتر نزديك مي شن عشق ورزيدن خردمندانه و تنفر ورزيدن ابلهانه هست و اين تقريبا مترادف با اون جمله اي هست كه شما از نيچه گفتي – چيزي كه شما به دوستان خود مي ديد من به دشمنانم بيشتر ميدم. و واقعا اين اون چيزيه كه دنياي امروز ما بهش خيلي زياد نياز داره.
    بگذريم.
    من نگفتم راسل به خاطر اين به خدا اعتقاد نداره كه در خانواده بي دين بزرگ شده. بلكه گفتم اون جنبه اي كه تو بيان كردي بعدي هستش كه خودشون آسيبن. آسيب هايي كه در اثر عدم شناخت درست دين بوجود اومدن. به عبارتي اعتقادات عاميانه و جاهلانه. قرار نيست خدا بياد براي ما كاري بكنه و اين خود آدمها هستن كه بايد حركت كنن. ما در آموزه هاي ديني مون همچين چيزي نداريم. شناختي هم از مسيحيت ندارم. اما مطمئنم همه اديان با خرافاتي آميخته شدن كه بايد تفكيك بشن و مسيحيت هم كه سالها محبوس در كليساي قرون وسطايي بوده و خب…. بخاطر همينها بوده كه گفتن دين افيونه. دين افيون نيست اما در برابر آدمهاي جاهل و عوام، قابليت تبديل به افيون رو داره./
    من بهيچوجه قصد زيرسوال بردن و يا تخريب اون رو نداشتم.. در مورد مثالي كه شما آوردي «خدايي كه قبلا كاري نكرده چطور مي تونه در آينده بكنه» من مي گم اين يه اشكاله كه در اثر عدم شناخت دين در ذهن مردم ديندار بوجود اومده و ايراد به اصل موضوع دين و خدا نيست . اگه راسل زيرنظر مادر بزرگش، بزرگ شده ، طبق گفته هاي اون كه شما بيان كردي، مادربزرگش آدم خشكي بوده و به عبارتي اعتقاداتش عاميانه و جاهلانه بوده. و راسل اينجا اعتقادات كساني نظير مادربزرگش رو زيرسوال برده. البته شايد در واقع راسل با طرح اين موضوع مي خواسته اون ذهنيتي كه در ذهن عوام در مورد خدا وجود داره رو زيرسوال ببره. ذهنيتي كه در ذهن عوام در مورد خدا وجود داره. شايد اون با طرح اين موضوع مي خواد به عوام بگه اعتقاد شما غلطه .البته اين ها فقط بخش كوچكي از انتقادات اون به تفكرات ديني و خداشناسي هستش و اون خيلي موارد اصلي و ريشه اي رو هم خيلي خوب زيرسوال مي بره كه پاسخ به اونها كار هر كسي نيست. در ضمن پدر راسل هم يه آدم بي دين بوده. اما بحث من اين نيست كه اون چرا بي دينه. و اين بي ديني رو به ارث برده يا نه. چون يه فيلسوف بسيار ارزشمند و متفكر بزرگيه كه بجاي اينكه مثل بعضي از فلاسفه مادي بياد تلاش كنه ارزشهاي اخلاقي جامعه رو از بين ببره، شروع به فعاليتهاي جدي بشردوستانه مي كنه و قبلا هم گفتم كه واقعا دوستش دارم. من هم اصلا در حدي نيستم كه راجع به اون صحبت كنم و ديدگاههاي اون خيلي فراتر از ذهن و مغز منه. شايد براي شما خيلي ابتدايي باشه .!
    شما قبلا گفته بودي كه چرا مردم فكر مي كنن كسي كه به دين اعتقاد نداره به خدا هم اعتقاد نداره. نظر من هم راجع به خدايي بود كه آدمهاي ديندار بهش اعتقاد دارن. و گفتم خدا به مفهوم عام و گفتم نه به مفهوم خاص. خدا به مفهوم عام و نه به مفهوم خاص. نگفتم يه بي دين براي خودش خدايي نداره. گفتم يه بي دين خدا به مفهوم عام يعني به مفهوم چيزي كه عموم مردم به عنوان خدا مي شناسن نداره. درسته يه شيطان پرست هم براي خودش خدايي داره كه همون شيطانه. اما اين خدا، خدا به مفهوم عام نيست. گرچه در نوع خودش خداييه.
    و دليل اين كه من نخواستم بيشتر اين بحث رو ادامه بدم و الان هم نمي خوام اين بود كه اعتقادات ديگران رو فقط زيرسوال ببريم بدون اينكه پاسخ درستي به سوالاتي كه حتما توي ذهنها بوجود مياد بديم و فقط بازدارنده هاشون ازكار بيفته .

  66. درود بر گلابتون عزیز
    به خاطر کامنتهای اکثر کاربرا دوست نداشتم دیگه به این سایت بیام ! زیرا بعضی از کسانی که از کاسه ی قرآن خدا داغترن و دین اسلام رو سپر خودشون قراردادن فضای این سایت رو به طور فجیع مسموم کردندو به ناحق وحرف میزنندو متهم میکنند
    هرچند این افراد یک مشت بچه ریقوهستند که نمیتونن دماغشونو بکشن بالا چه برسه که بخوان درست نظر بدن واقعا بیسوادیسون دینشون ومذهبشونو وعقل شونو زیر سوال برده و گندی که زند رو نمیتونن جمع کنن ! خودشونو دکترو فارق التحصیل رشته حقوقق و… معرفی میکنن یکی نیست بگه آخه شمایی که حرف پیغمبرتون براتون ارزش نداره چرا عضو میشیدو نظر غیر معقول میدید ؟! گلابتون عزیز نمیخوام بگم که دین اسلام رو ازبرم ! نه ! ولی نسبت به دین اسلام بی اطلاع هم نیستم ! اینفدر که از اسلام میدونم شاید از دین خودم کمتر بدونم ! اکثر ادیان در کل دنیا اطلاعاتی در حد متوسط از دین اسلام دارن میدونیدچرا ؟!
    بخاطر اینکه شما ادعا میکنید دین اسلام به تمام ادیان برتری داره !
    ولی کاری که بوکوحرام ، القاعده ،گروه اسلامی (داعش) کردند چنان تبلیغ منفی از دین اسلام کردند که عده ای که در کشورهای غیر اسلامی مسلمان شده بودند از دین اسلام خارج شدندوجای تاسف داره که کار نکبت بار بوکوحرام رو هیچ مسلمانی در دنیا محکوم نکرد …!!!! این امر فقط وفقط باعث شده که دشمنان مسلمانان در دنیا روز بروز زیاد بشه وکشتن مسلمانان رو جایز بدونن ! نمونش دین بودا ! وتعداد مسلمانان رو به کاهش بره ! عزیز مدتی بود دوستان مسلمانم مرا به دین اسلام دعوت میکردند ولی وقتی میبینم که رفتار اخلاق وکردار خودم و دیگر بهدینان بسی بهتر از مسلمانان است ، هرگز دعوت رو قبول نکردم ونمیکنم ، چرا ؟!
    مگر دین اسلام شوخی وصحبت بیجا با نامحرمان رو حرام نکرده ؟! پس چرا تو همین سایت ودیگر سایتها مشاهده میشه ؟! مگر دین اسلام پوشش رواجبار نکرده ؟! پس کو ؟! چرا یکسری از طرز لباس پوشیدنشون که شبیه به مانکنهاست صحبت میکنن ونامحرمان رو جذب اندامشون میکنن ؟! مگر دین اسلام زور در هر کاری رو حرام نکرده ؟! پس چرا بوکوحرام وداعش والقاعده و…این رفتار رو انجام میدن ؟! واکثر مردم ایران که ادعای بهدینی میکنن این عمل رو انجام میدن ؟! مگرپیامبر اسلام نگفته که بهشت زریر پای مادران است …؟! پس چرا به مادرمن فوش دادند (ندا) وسینا در کامنت بالایی به مادر روهام عزیز ؟!مگر همین پیامبر شما نبود که به خاطر فوش به مادر از بهترین و صمیمیترین دوستش تا آخر عمر جدا شد ؟! حتما داستانش رو شنیدی …! پیامبراسلام به همراه یکی از بهترین وصمیمیترین دوستانش به بازار رفتند غلامی روی سر دوست پامبر اسلام سایه بانی گرفته بود لحظه ای غلام در گرفتن سایه بان غفلت میکند و نورخورشید به صورت این مرد عرب میتابد ، مرد عرب به غلامش میگوید : مادر فلان شده حواصت کجاست ؟!که یکباره پیامبر اسلام که از خشم صورتش سرخ شده بود به پیشانی دوستش میزندو اورا ترک میکند ، بارها این مرد برای عف میخواهد نزد پیامبر اسلام برود ولی پیامبر اسلام او را نمیپذیرد و میگوید هرگز نزد من وخدا حرفت قابل بخشش نیست وحتی لحظه مرگ در خواست میکند که پیامبر به بالینش برود ولی پیامبر اسلام بازهم قبول نمیکند.
    عزیز این یعنی اینکه مقام مادر اینقدر بالاست که از گل نازکتر به هر مادری بگیم خداوند هرگز بخشش نمیکنه در دین ماهم مقام زن ومادر جایگاه ویژه ای داره مادر هستی بخشه ، توخیابون راه میری همین مسلمونا تکه کلامشون فوش مادر ونوامیس همدیگره ! من هرگز مسلمان نمیشم که نکه خدایی نکرده خصلت مسلمونا نسیبم بشه .گلابتون عزیز روهام عزیز سوءتفاهم نشه ودلخور نشید.
    عزیز من هرگز تحقیر نشدم بلکه حقارت وکمی مسلمونارو با چشمانم هر روز میبینم توی دادگاه بیداد میکنه از خواهر وبرادرانی که روابط نامشروع باهم دارن ! از زنان شوهر داری که معشوقه دارن ! از یتیمی که اموالش رو غارت کردند ! از مسلمانانی که مست شدندو خلاف کردند آدم کشتندو…! از مسلمانان ربا خوارو… که اگه بخوام تمام این جرم و جنایات رو بنویسم حقارت بیشتری رو مشاهده میکنید.
    دیروز در فیسبوکم با انزان عزیز چت میکردم و از سایت و چند تن از کاربرا دل خور بودو ازم خواست سری به سایت بزنم و کامنتهای خفت بار بعضی از کاربرا رو بخونم که به قول شما ی عزیز ، سر درد گرفتم ، متاسفم ، متاسفم و دلم خیلی میسوزه برای کسانی که رفتار کبک دارن متاسفم برای اون مسلمانی که اینقدر حقیر ه که دیده نمیشه متاسم برای اون مسلمانی که گفتارنیک دینم رو به رخم میکشه ولی اعمال دین خودش شده دروغ ربا دزدی فحاشی زندگی پنهانی مستی خودفروشی و…ولی شما هر چقدر هم ماله کش خوبی باشی ، نمیتونی نقص بعضی از مسلمونارو صاف و پنهان کنی .
    عزیز از اینکه حرفامو درک کردی و متوجه شدی عیب از کجاست بسیار سپاسگذارم و از راه دور رست سبزت رو میبوسم واز داشتن دوست خوب وفهمیده ای مثل شما به خودم میبالمواگر حرفی زدم که باعث ناراحتی شما عزیز فهمیده شده معذرت میخواه و منو عف کنید شما و روهام عزیز سرور همه ی ماآسمونیها هستید.
    زنده باشی شب خوش

  67. سلام خانم گلابتون . گاهی بهتره بجای بحث کردن با افراد کم آگاه ، با تعصب نابجا، یکسو نگر ، بی جنبه ،بی ادب و فحاش همون به تفریح و سرگرمی روی بیاری چرا که نتیجه درستی عایدت نمیشه . من مدتهاست که تو این سایت با بعضی از افراد من جمله نامقدس به این نتیجه رسیدم. نمیدونم یه لایک دادن به شما چرا باید انقدر باعث آشفتگی بعضیا بشه!!!شما بسیار زیبا مسائل رو باز میکنید بسار زیبا و مودبانه با دلیل و منطق سوالات رو جواب میدید.اگر دیگران ناراحت نمیشند میخوام شما رو لایک باران کنم .دوست داشتم بحث را ادامه بدم ولی همونطور که میبینید نه تنها جواب منطقی نمیبینید بلکه یه سری توجیهات سطحی که آغشته با توهین و تحقیر و ناسزاست بمباران میشوید . البته من هم خیلی خوب بلدم که دقیقا مشابه خودشون رفتار کنم ولی تنها بخاطر گل روی یکی از دوستانم که از من خواست که از بحث خارج شم و بیشتر از این سطح خودمو پایین نیارم دنباله بحث را نگرفتم.چرا که بوی تعفنش باعث آزار دوستانم شده بود.دقیقا میدونستم که شما هم در آخر بحثتون به همین جایی که الان رسیدی میرسی. دوست دارم لینک زیر را بخونید تا بیشتر با ادبیات چاله میدانی و هرزه های خیابانگرد آشنا شید .اونجا لینکهای دیگری هم هستند .زحمت بکشید و بخونید.وقتی مطلب صفحه رحمتی رو بخونید میتونید بفهمید که چرا خون من بجوش اومده بود وقتی که دو تا هرزه با وقاحت به پیامبرمون و قرآنش و به علی (ع) با صراحت توهین میکنند.شما هر چقدر هم برای این اراذل دلیل و مدرک بیارید فایده نداره( با عرض شرمندگی) در آخر سر به ماله کشی متهم میشید.گاهی سکوت بهترین جواب یک مشت افراد روان پریشه که عقدهاشون ریشه در درونشان دارد تا عوامل بیرونی ! لطفا بی ادبیهای منو ببخشید .خداشاهده قلبا راضی به نوشتن آن کلمات نبودم وادارم کردند که خودم را تا سطح آنها تنزل بدم.یک جمله زیبا از مارک تواین به شما تقدیم میکنم.
    هرگز با احمق ها بحث نکنید.
    آنها اول شما را تا سطح خودشان پایین می کشند،
    بعد با تجربه ی یک عمر زندگی در آن سطح، شما را شکست می دهند.
    یا حق !

    http://asemaniha90.com/?p=24310

  68. سلام ؛ جناب قناری شما لطف کن ببند عزیزم ، قبل تر در بحث با بنده ، تو همین صفحه سند بی سوادیت رو امضا کردی . یادت رفته ؟ بی سوادی و نابخردی خودت رو گفتم هزاران بار تو گوش شما نرفت ، پشت افراد آگاه و دانا پنهان نکن که اونها رو هم زیر سوال میبری . احمق به معنای واقعی تویی هستی که کتاب تخصصیت رو نمیدونی چند صفحه هست فکر میکنی 40 صفحه بیشتر نیست . احمق واقعی تو هستی که مطالب دیگران رو کپی میکنی و باهاش قیافه هم میگیری و به اندازه یک ارزن به همون نقدی که کپی کردی اعتقادی نداری ( که اگر داشتی عینا کپی نمیکردی و چکیده ای از اون رو منتشر میکردی ) البته بی سوادی مثل شما اعتقادم داشته باشه فهم و درکش پایین تر از اون حدیه که بخواد تحلیل کنه . مارک تواین رو هم زیر سوال میبری توی بی سواد ، احمق به معنای واقعی کسی ست که نمیدونه مخاطب چه کسی قرار گرفته . مارک تواین مخاطبش دقیقا تو و امثال تو هستید ولی خوب شما اینقدر بی شرمید که حتی نمیزارید امضای سند حماقتتون خشک بشه تو همین صفحه ، اومدین تو همین صفحه دوباره مدعی شدید . هرزه واقعی تو هستی که مدعی هستی ولی بی همه چیز تر از تو در این سایت وجود نداره . هرزه به معنای واقعی کلمه مغزها و تفکرات و اعمال اسفناک شماست . هرزه کسی ست که فکر و عملش رو نمیتونه تحلیل کنه که تو این کار شما استاد همه دوستان مشابه خودت هستی .

    سلام به دوست عزیزم نازنین ( مقدس ) ؛ عزیزم ، خانم عزیز و محترم دوست گران قدر من آیا هزاران بار به شما تاکید نکردم که این راه مقابله و مواجه با این افراد نیست . این همه من رو مورد لطف خودتون قرار میدید ولی اصلا برای حرفهای بنده ارزشی قائل نیستید . من میدونم و ایمان دارم که نیت و قصد شما پاک و صادقانه ست . میدونم استدلال هایت زیبا و ارزشهات درست و غیرقابل انکاره . ولی آیا این همه فریاد نزدم ( از طریق متنهای بزرگان ) که در جایی که تنها مخالفت یا موافقت ابراز میکنند بازاره و بازار پر شده از مگسهای زهرآلود و سمی ؛ و بعد این همه از صفات نیک و پسندیده شما تعریف و تمجید کردم و نگفتم گه حیف وقت و انرزی شما که صرف اینان بشه ؟ نگفتم شما تفکرت بزرگ و دوست داشتنیه و البته که کار تو مگس پراندن نیست ؟ ازت دلخورم چون دوست داشتم حتی اگر به عنوان یک دوست قبولم کردی به حرفهام و توصیه هام توجه میکردی و اونها رو می پذیرفتی . من اگر با اینان بحث کردم تنها به خاطر اثبات روشم بود برای دیگرانی که از لحاظ عقیده در کنار اینان قرار میگیرند ولی در واقعیت از من بالاتر و آگاه ترند . دلیل کارم رو هم براشون توضیح دادم و بحث تموم شد . یک توصیه برات دارم نازنین جان : از همگی دوستان معذرت میخوام که از چارچوب و ادب و نزاکت خارج میشم . انسان گوه خورو ، هیچ وقت نمیتونی پلو خور کنی . بهتر اینکه حواست به ظرف گوهشون باشه یک موقع خالی نشه . ازت خواهش میکنم بیای در محیطی که من و دوستانم با هم بحث میکنیم اونجا حرفهای مهمتری هست که باید در موردش بحث کنیم . وگرنه رسوا کردن اینان ( کرکسان در لباس قناری ) به دست خودشون اتفاق افتاده و در آینده هم خواهد افتاد . سعی کن حرکت فکریت رو به جلو باشه ، در بحث با اینان حرکت معکوس پیدا میکنی و من جدا نگرانت هستم . امیدوارم روز خوب و خوشی داشته باشی .

    سلام گلابتون عزیز ، امروز وقت داشتم بیام جواب نظر شما رو بدم در کمال تعجب دیدم این دیالوگ ها بین افرادی دیگر بین بحث های ما ردوبدل شده . دوست ندارم دیگه تو این صفحه همو ببینیم . بهتره برگردیم به صفحه قبلی که داشتیم بحث میکردیم که کار به اینجا کشید . نمی دونم یادت هست آدرس اون صفحه رو یا نه ؟ اگر آدرس اون صفحه رو داری برام تو همون صفحه یک پیام بزار تا جواب نظر آخرت رو اونجا بتونم راحت بدم . ممنون و روزت خوش و به شادی

    در آخر باید از تمامی دوستان معذرت خواهی کنم اگر در این نظر اونطور که شایسته بود صحبت نکردم . از بعضی الفاظ که دیگران استفاده کردند و در خور شان و شخصیتشون بود استفاده کردم . از این که از چارچوب ادب خارج شدم شرمندم ولی بعضی وقتها کاریش نمیشه کرد . آیا میشود دوستی داشت و از اون دوست حمایت نکرد ؟ مطمئنم که من رو درک میکنید

  69. درود بر استاد جوانمردم روهام
    عزیز معذرت بابت این جمله ولی این حیوان گوه خور دوباره با رنگ عوض کردن واسم عوض کردن دوباره میخواد منکر دینم وپیامبرم بشه من فقط وفقط به احترام شماوچند تن از دوستان مسلمان احترام دینش رو دارم وگرنه چنان جوابی بهش میدم که تا عمر داره سرشو از کاسه گوهش بیرون نیاره وتا ابد حقیرو پست باقی بمونه ، وچطور کارهای ننگ بار امثال خودشو راحت گردن من انداخته البته جای تعارف نداره که از ابتدای خلفت این عرب زاده های تازی صفت خصلتشون اینه( درندگی مستبد وحشی خونریزو…)
    عزیز منو ببخش با همین کلمه ای که نوشتی (ازت دلخورم و برای حرفهای بنده ارزشی قائل نیستید ) بدجور روحم درد گرفت دستم بشکنه امروز حسابی کتک کاری شدم ولی چشم سعی میکنم با این کفتار منشها مقابله نکنم.
    عزیز من آدرس جمع شما رو نمیدونم ولی ایمیلمو که دارید برام بفرستید خوشحال میشم منو قابل بدونید وبه جمعتون اضافه بشم
    در آخرهم حرف حق را مینویسم
    گاتها کتاب مینوی زرتشتیان که از خود آشو زرتشت است نشان میدهد که زرتشت خود در آغازبه دنبال علتها میگردد ومیخواهدبه سرآغاز وسر انجام هستی پی ببرد ودر اندیشه ی شناخت حقیقت و واقعیت هستی به دریافتهای (الهامات )درونی و شناخت “اهورامزدا “میرسد وآنگاه طبق قانونی که خود آشو رزتشت آموزش میدهد (هرعلمی عکس العمل دارد )”اهورا مزدا” به تمامی پرسشهای زرتشت پاسخ میگوید وبا این دریافتهای درونی (دراندیشه )،”اهورامزدا”، زرتشت را برمیگذیندتا بقیه ی انسانها را هم از حقیقت هستی آگاه کند و میداند که آموزشهای آموزگاران دروغ ودکان داران دین چگونه جهان راستی را به تباهی ودروغ کشانده اند ، میگوید:(چون با این آموزشهای نادرست ، گزینش راه بهتر، روشن وآشکار نیست ،من،چونان آموزگاری که برگزیده ی “مزدا ” است به سوی شما می آیم ، تا هر دو گروه (نیک وبداندیشان) را بیاموزم چگونه برابرراستی زندگی کنند گاتها 2/31 ) آشوزرتشت در گاتها خود را “مانترن ” مینامد وکلامش را “مانترا”میداند که به چم (معنی) کلام اندیشه بر انگیز است ، یعنی آشوزرتشت پیامش را اندیشه برانگیز میداند ونه تنها مجموعه ای از دستورات وقوانین که چه بخواهید وچه نخواهید ، باید آنهارا گوش دهید و کور کورانه دنبال کنید ! بلکه او پیامش را برای اندیشیدن وانتخاب آزادانه به همه مردم جهان پیشکش میکند ، بنابراین آموزشهای راستین بود که ما ایرانیان دیر زمانی به راستگویی وراست کرداری وخرد گرایی در جهان مشهور بودیم وبرای بازگشت به دوران شکوهمند انسانیت به آموزشهای یگانه پیامبرخود باور داریم ودر زندگی به کار میبندیم .
    آشو زرتشت گرچه دیده از گیتی فرو بست واز دیده ها پنهان شد ،اما روان پاکش با اندرزها وآموزشهای جاودانه اش پیوسته و تا ابد پا برجاست ،بیگمان آشو رزتشت در مکان وزمان خود هرچه را که لازم وبایسته بوده پوشیده و خوراک خورده … ودانستن اینها دردی را از ما درمان نمیکند، اگر 7000 سال پیش بدنیا آمد ه یا 5000 هزارسال پیش یا حتی دیروز برای ما و دیگران چه فرقی میکرد ؟!برای ما پیام ، اندیشه و آموزشهای ور جاوند اوست که میتواند زندگی امروز ما را بسازد و آموزشهای لازم برای اخلاقیات وپیشرفت بشر امروز در پیام بجا مانده ی او در “گاتها”آمده است.
    وافتخار میکنیم به اینکه آشو زرتشت اولین پیامبر یکتا پرست جهان است و در سرزمین مقدس ایران چشم به جهان گشود وآموزشهای اندیشه برانگیز وی کسی همچون کورش بزرگ را به جهان پیشکش کرد.
    گفته هایم را با بخشی از شعر استاد مهدی اخوان ثالث به پایان میرسانم:
    گرنمایه زرتشت را من فزونتر
    زهرپیروپیغامبردوست دارم
    بشربهتر از او ندید و نبیند
    من آن بهترین از بشر دوست دارم
    سه نیکش بهین راهنمای جهانست
    مفیدی چنین مختصر دوست ندارم
    من آن راستین پیر را گر چه رفته است
    از افسانه آنسوی تر دوست دارم …

  70. استاد جوانمردم روهام جان فکر کنم آدرس اون صفحه این باشه(http://asemaniha90.com/?=25282) ناگفته های آزاده نامداری درباره اتفاق تلخ زندگی اش / البته ببخشید که به جای خانوم گلابتوم من جوابتونو دادم.

  71. سلام نازنین جان بله آدرس اون صفحه همینه و دوست دارم اگر تمایل داشتی به جای وقتی که برای این ناچیزان میزاری بیای با هم تو بحث های مهمتر شرکت کنیم . به دنبال راه حل باشیم همدیگر رو بهتر درک کنیم . شما زرتشتی هستی ؛ گلابتون و نازنین مسلمان و من رو هم چارچوبم رو میشناسید . بیاید با هم بشینیم و بحث کنیم تا این که وقتمون رو صرف افرادی کنیم که هیچی نیستند و نخواهند بود . من و تو و دو دوست عزیز بنده درسته راهمون از هم جداست ولی هدفی مشترک با هم داریم که بسیار زیبا و دوست داشتنیه . راه های ما یقینا با اشکالات و ضعف هایی آمیخته شده که خودمون ازش خبری نداریم ولی فکر میکنم در اثر هم دلی و همفکریمون بتونیم ضعفها و اشکالاتمون رو بهتر بشناسیم و شاید بتونیم در صدد رفع اونها هم گام برداریم . این کاریست که باید انجام بدیم وگرنه درگیر شدن با شغال ها تنها نیرو و انرزیت رو میگیره برای طی کردن راهی که داری توش قدم بر میداری . اونها ضخمی میکنند و بی رحمانه میدرند و باید از اونها دوری جست چون فکر نمیکنم کاری اصلی منو تو این باشه که با شغالها بجنگیم . کار ما اینه که شغالها رو هم به سمت اهداف خودمون جذب کنیم تا در نهایت همه کنار هم بهتر زندگی کنیم . واقعا این مهم نیست از چه ایدئولوزی پیروی میکنیم ، مهم اینه که هممون انسانیم و باید به سمت رشد و شکوفایی خصلت های انسانیمون در زمان حاضر ( قرن حاضر ) قدم برداریم . اکثریت معتقدینی که سراغ داریم هنوز طبق روش ها و معیارهای 1000 سال پیش فکر میکنند و عمل میکنند ، نگاه میکنی میبینی طرف فوق لیسانسه خیر سرش ولی جرات این رو پیدا نکرده بره مطالعه کنه اون چه رو که اعتقاداتش رو نفی میکنه ، که براستی همون چیزی که اونها رو نفی میکنه تکمیل کننده اعتقاداتشونه . همیشه نسبت به هرچیزی که ضد افکارشون باشه عکس العمل هایی منفی نشون میدن در صورتی که داریم در جهت دهکده جهانی حرکت میکنیم که این نوع تفکر درش جایی نداره . من خودم رو جزئی از این ملت میدونم ، اگر موفقیتی هست برای هممونه و اگر شکستی هست برای همه . من نمیخوام ار قبل شکست خورده باشم از صمیم قلب دوست دارم راهی پیدا کنم تا ناچیزان هم به خودشون بیان و حتی از ما عبور کنند . اون زمانه که هممون سرمون رو میگیریم بالا به آیندگان میگیم این ما بودیم که ساختیم با این همه تفاوت ها و اختلاف نظرها و عقاید . راه اصلاح ناچیزان به راستی با افکار ما روشن میشه ولی اون کسانی که باید اون رو پیاده کنند و به جلو ببرند ما نیستیم . گلابتون و نازنین و افرادی مثل اونها هستند که باید ناچیزان رو از خواب بیدار کنند ما وظیفه و مسئولیتمون اینه که اونها رو تشویق به انجام این کار کنیم و به راستی اون موقعست که کاری انجام دادیم وگرنه تنها حرف زدن و توهین کردن و جر و بحث دری رو بر روی ما و اهدافمون باز نخواهد کرد . امیدوارم در صفحه مورد نظر ببینمت ، شکیبا تر و صبور تر از همیشه . نه به خاطر راهمون که اصلا مهم نیست چیه …. به خاطر هدفمون که وجه مشترک تمام مردم این سرزمینه ولی یادشون رفته . بیا و کردار نیک ، گفتار نیک و پندار نیک رو به همه نشون بده طوری که همه رو متعجب و دست به دهان نگه داری . بیا و از راهت برامون بگو از سختی ها و شادی هاش بگو همونطور که مسلمانان میگن و تعریف میکنند . منتظر حضورت هستم و امیدوارم گلابتون هم به جمعمون اضافه بشه . قرار نیست دنیا رو عوض کنیم قراره دنیامونو عوض کنیم همین …. روزت خوش و به شادی

  72. درود بر روهام عزیز
    اولا : شما منظورتون از نازنین همون کسی نیست که با رنگها واسمهای مختلف کامنت میزاره و بارها وبارها به من ودینم فحاشی کرده و خودشو دکتر معرفی میکنه درحالی که کامنتهاش وجملاتش زمین تا آسمان با ادعایی که داره متفاوته ؟!

  73. فکر نمیکنیم نازنین جان ، اون نازنینی که مد نظر منه اسمش رو اینطور ثبت کرده nazanin

  74. اون به دین شما فحاشی میکنه ؟ حرف ها و اعمالش با هم متفاوت هستند ؟

  75. نازنین همونی که در صفحات قبل به اسمهای امیر حسین فهیمه سایه قناری مریم و… خودتون چندبار در صفحات فبل روئیت کردید یادتونه ؟! یکبارهم با اسم سایه داشت بد دهنی میکرد ؟! در صفحه ای دیگر هم شما اونوبه مگسان سمی تشبیه کردید ؟!تو این سایت من (نازنین مقدس )و اون (نازنین ) دوتا هستیم و کس دیگری نیست که با این نام اومده باشه !
    اگه منظورتون اون افعی باشه …! نمیدونم چی بگم …!!!

  76. خدا رو شکر اینقدر نازنین زیاده که آدم یک مقدار گیج میشه . ولی من نسبتا شناخت خوبی از این نازنینی که مد نظرمه دارم که البته اون هم از تو گله مند بود . ولی من اون رو خیلی آروم و متین شناختم نازنین جان و فکر نمیکنم از روحیاتی که ازش سراغ دارم بخواد با اسمهای دیگه نظراتش رو منتشر بکنه . اینجا اینقدر درهمه که اصلا معلوم نیست کی اصله کی فرعی ؟ خیلی ها شنیدیم با اسمهای مختلف میان و نظر میدن در صورتی که یک نفر بیشتر نیستند . برای همین ترجیح دادم زیاد خودمو اینجا مشغول نکنم چون صداقت و راستی کمیاب شده . نازنینی که من در موردش میگم هم از دست تو ناراحت بود اون هم مثل تو تعجب میکرد زمانی که من از تو حمایت می کردم . ولی فکر میکنم تو این اوضاع نابسامان سخت باشه که افراد رو از هم تمیز کنی و تمیز نگه داری . اکثریت با هم ، هم عقیده هستند ولی بین اینها افرادی پیدا میشن که حرفهای جالب و جذابی برای گفتن دارند و خیلی از تفکرات ما رو درک میکنند ، حتی اگر قبول نکنند و پیروی نکنند . اگر به من اطمینان داری و قبولم داری مطمئن باش دارم از کسی تعریف میکنم که ارزش این رو داره که با بقیه مقایسه نشه . شاید با هم بحث کرده باشین شاید به هم پریده باشید اون هم به خاطر جو خرابیست که دیگران درست میکنند ولی دلیل بر این نیست که دشمن ما هستند . حتی اونهایی که به عقاید ما توهین میکنند هم دشمن ما نیستند نازنین عزیز ، اونها تنها در مقابل تفکرات و عقاید ما از خودشون واکنش نشون میدن . اونا از آنچه که ما داریم میترسند و برای همین واکنش نشون میدن . به این جمله بیشتر فکر کن با افکار و عقایدت همخوانی داره .

    افسوس میخورم از این فقر و خست روحی شما ، آن اندازه که شما به دوستان خود میدهید من نثار دشمنان خود می کنم و در اثر آن فقیرتر نمی گردم . چنین گفت زرتشت
    ازت انتظار دارم روحیاتی اینچنین داشته باشی . از هیچ کس به اندازه تو در این سایت انتظار ندارم که پایبند این جمله باشه . اگر بخوای اینگونه باشی باید از خودت رد بشی . باید خصومت ها و شکافها رو کنار بزاری و بتونی به قدرتی برسی که بر سر همه بدرخشی . اکثریت تو رو نخواهند بخشید ولی با این حال باید پایبند و محکم باشی تا بتونی به نتیجه دلخواه برسی . امیدوارم عمق حرفهای من رو درک کرده باشی . شاید زمانی که با هم هم دل و همراه بشیم ، کدورت از بین ما رخت بکنه و تبدیل به دوستی و رفاقتی بشه که دنیامونو تغییر بده ، اونطوری که شایسته و در خور شان خاک این مملکته که در حقیقت همه ما جزئی از اون هستیم با هر عقیده و زبان و گویشی و در نهایت در همین جا به خاک سپرده خواهیم شد تا اجزای بدن هامون جزئی از خاک پاک و افتخار آمیزه این مملکت باشه . بزار چیزی فراتر از خودمون و دنیای خودمون برای آیندگان به ارث بزاریم . همون طور که کوروش کبیر انجامش می داد و برامون به ارث گذاشت .

  77. اولش فکر میکردم این مگس سمی رو میشناسی ! غافل نشو بهرحال از این مارخوش خط و خال ، این مار هفت خط طوری با کاربرا رفتار میکنه که انگار خدا داره با بندش حرف میزنه وعالم و آدم رو خاک زیر پای خودش میدونه ! چندین بار زیر کامنتهاش لایک دادم ولی با اون خوی درندگی که داشت چنان بهم حمله ور شد مانند کفتار گرسته به بچه
    اهوی بی دفاع ،اگه خصوصیاتی که ذکر کردید رو داشت مثل شما و گلابتون بامن رفتار میکرد ! در بحث من و امیر حسین ودر جای دیگر من و مریم مثل جسد متعفن وارد شدو بجای اینکه بحث رو آرام کنه و قضیه رو خطم به خیر کنه ، برعکس آتشی بپا کرد که دامن چندنفر رو گرفت اون امل فساد سایته ، من نمیدونم شما که اینقدر مطمئن صحبت میکنی در حالی که هرگز ندیدم با این کاربر هم کامنت باشی با اون با شما وهرگز اسمی از شما نبرده و شما اولین باریه که دارید اسمشو در کامنتتون میبرید !!!!!!!!! روهم عزیز پیشنهاد وکامنتتون به من یک پیام رو برای من داشت (دینت وپیامبرت دروغ و تحریف شده ) ای کاش فوشم میدادی ای کاش مثل بقیه بهم تهمت میزدی ولی این طرز فکرت رو هرگزازت انتظار نداشتم!!! ای کاش واضح بهم میگفتی از این سایت برم ولی حاشیه نمیرفتی .
    امروز درس خوبی گرفتم ،! اینکه این دنیا واقعا مجازیه ونباید دل بست اینجا تکیه گاهی وجود ندارد واگر تکیه کنم بیخبر رها میشم ،! دیرور عماد وامروز شما ! باحرفت چنان سیلی از شما نثارم شد که این کاربر نتونست بهم بزنه اینجاست که باید اعتراف کنم به جرات ، که بد جور تحقیرم کردی وباز هم بجرات اعتراف میکنم دوستان مسلمانم این خصلت رو زیاد دارن اینکه یکباره پشتت رو خالی کنند و…حتی از مهشید وفاطمه هم دیدم ولی علت اینکه هنوز در رفاقتم پایه هستم اینه که دیونه وار عاشقشونم حتی با تمام بی وفاییشون ونمیتونم من این خصلت رو داشته باشم و رها شون کنم ولی باخنده وشوخی حرفمو بارها بهشون گفتم .این خصلت در ترانه (هیلمای عزیز ) نبود شاید چون مسلمان نبود اینگونه هم نبود !!!
    تف به ریا اگه بخوام از خودم تعریف کنم ولی انسان باید خودشو تو آینه دیگران ببینه ، اینکه در دانشگاه بین اون همه دانشجوی دانشگاه بهشتی با رفتارت اساتید و رئیس دانشکاه رو تحت تاثیر قراربدی که هروقت منو میدید میگفت :ای کاش همه دانشجویان ما مثل شما بودند ) البته ایشون بسیاربزرگواربودند و خوبی ازخودشون بود ولی به مقدساتم قسم که از ترم اولیها تا ترمهای بالاتراکثرن منو میشناختند نمیخوام من از خودم بگم ولی حاظرم به صورت حضوری ثابت کنم حتی استاد خودم که ازم خواستگاری کرد ولی وقتی فهمید اقلیتم چیزی نگفت حتی الان هم با هم در ارتباط هستیم ولی نه خدایی نکرده نامشروع این عزیزالان ازدواج کرده ولی یک روحانی بود ،! یک روحانی واقعی ! و دوستان اجتماعی برای هم هستیم.
    روهام عزیز کورش کبیر در برابر نا برابریها هرگز سکوت نکرد بلکه مقابله میکرد.
    آنگاه از میان آن دو مردمان راهبری راستین برای خود برگزینندکه راستکردار وافزینده وگسترنده منش نیک باشد ،رهبری فریبکار هرچند که خود را پاک و راست وانمود کند ازپیام نیک بی بهره است هات 31 بند 10
    روهام عزیز اینو بدون که مطمئنم خوب میدونی در یکی از کامنتهایی که براش نوشتم بهش گفتم که برام عزیزی ونظرت برام ارزشمنده واین خانوم بجای اینکه نظری برام کامنت کنه کلی فوش و بدو بیراه جوابمو داد هنوز کانتش هست ولی آدرس صفحشو ندارم ، من که خدا نیستم که هر ثانیه در حال بخشش باشم ، شما با خصوصیات اخلاقی من آشنایی ندارید ولی آدمی هستم که اول میبخشم وبعد خیلی منت میکشم ولی وقتی ببینم طرف مقابلم خیلی خودشو دست بالا میگیره طوری ازش دل چرکین میشم که خدا هم نمیتونه کاری بکنه و تا ابدازش دور میشم طوری که از ارزن هم کوچکتر ه
    روهام عزیز اینجا هیچ مسلمانی غریبه نواز نیست وقبلا هم تصمیم گرفته بودم به فضای مسموم این سایت نیام ولی انزان کنجکاوم کرد و دوباره منه ساده فریب خوردم ،به همین خاطر خاطره خوبی از دوستان مسلمان مجازی واین سایت ندارم وهیچ کدام آسمانی ودلی بوسعت آسمان نداشتند برعکس اونقدر دلهایشان کوچک بود که حتی جای یک نیمکت برای من نداشت ،امیدوارم درکنار دوستان آرام و متینتون به آرامش برسید .وپیشاپیش جشن مهرگان را بهتون تبریک میگم اگر در باره این کامنت نظری داشتیدایمیلمو قبلا تو سایت گذاشتم میتوند بهم ایمیل بزنید.
    با آرزوی موفقیت روز افزون برای تمامی دوستانی که دلهای کوچکی داشتند میبوسم همگی شمارا با عشق وبدرودبرای همیشه
    Nazaninsadraey@yahoo.com

    • خیلی چیزا میخواستم بنویسم ولی الان بغض راه گلومو بسته و نمیتونم چیزی بگم. خیلی راحت میتونم تورو در یک لجنزار که لیاقتشو داری غرق کنم.قبلا هم بهت گفتم که از نظر من فرد حقیر و پستی هستی که ارزش هم کلامی نداری . من هیچوقت در بحثی که تو باشی شرکت نخواهم کرد و هرگز اعتبار و آبروی خودمو در گرو همکلامی با توئی که رذالتت رو به انحاء مختلف به دیگران ثابت کردی نمیگذارم. فقط برای آخرین بار بهت هشدار میدم که بخاطر عقده های حقارت و کمبودهای شخصی و حسادت در هیچ کامنتی با من هم کلام نشو. وقت من با ارزش تر ازاونیه که صرف تو کنم.چرا که از نظر من نه تنها آدم نیستی از حیوان هم پستتری!

  78. با عرض سلام و وقت بخیر … این آخرین نظر من در این سایته ، دارم این محیط بچهگانه و مضحک رو ترک میکنم . ابتدا که شروع کردم به نظر گذاشتن حس میکردم میشه راهی رو که همیشه ناتموم موند و البته آرزوش رو داشتم رو اینجا از ابتدا استارت بزنم . فکر میکردم میشه گوه خور رو به زور پلو خور کرد . میخواستم استارت حرکتی رو به خیال خودم بزنم که تنها باعث تحلیل انرزی و وقتم شد . این همه فریاد زدم بیاید یک کلمه حرف درست بزنید ، امروز رو سعی کنید از اراجیف هرروز خالی کنید ، توهین کردند و به قولی بیهوده و بی ثمر خوندند . بعد از مدتی افرادی پیدا شدند که فکر میکردم میتونم سکان هدایت افکارم رو به اونها بسپرم . که تازه متوجه شدم اونها حتی سکان افکار خودشون رو در دست ندارند و با کوچکترین بادی از هم فرومیپاشند . مدام فریاد زدم در حال توهین به هم دیگه سعی کنید چارچوب همدیگرو بهتر و عمیق تر درک کنید که زمان خیلی خوبیه وقتی کسی به شما حمله میکنه میتونی مقاومت خودت رو بسنجی میتونی نیرویی که بهت وارد میشه رو حساب کنی . الان بسیار غمگینم و متاسف نه از بابت شما که به خوبی همتون رو میشناسم ، بلکه از خودم که باز اشتباهی رو که در قبل انجامش دادم و تاوانش رو پس دادم تکرار کردم . باز رو انسانهایی حساب باز کردم که حتی سعی در شناخت خودشون و محیط اطرافشون نداشتند و تنها من رو بازیچه خودشون و افکارشون قرار دادند . تمام قصد من از این مدتی که در کنارتون بودم این بود که با هم بتونیم روشی ابداع کنیم برای زندگیه آینده خودمون و فرزندانمون . شما تمایلی نشون ندادید مثل اکثر انسانهایی که تا به الان باهاشون به هر صورتی برخورد داشتم . شما که نمیتونید با هم کنار بیاید و چارچوب همدیگر رو درک کنید چطور میتونید با دنیا ارتباط برقرار کنید . شما همدیگر رو که مال یک آب و خاک هستید حیوان میخونید چطور میتونید در کنار هم به نتیجه ای مشترک برسید . هدف شما تنها گذراندن وقته که به خوبی انجامش میدید بهتره به کارتون برسید و حتی تصور فراتر از اینی که هستید رو هم در ذهنتون نپرورونید . روزها و روزگارتون خوش و به شادی خدانگهدار

  79. افكار منفي كه از چند روز پيش به ذهن هجوم آوردن باعث شدن مغزم درگير امواج سهمناكي بشه كه داره تلاش مي كنه من رو به درون خودش بكشه. كاش روي لينكي كه قناري گذاشته بود كليك نكرده بودم. ذهنم خيلي آشفته و درگير شد. افكار منفي در مورد آدمهاي مختلف. .. من نمي دونم چه سودي توي اين جور ارتباطات هست. نمي دونم. چه سودي و چه حس آرامشي توي شكست هم يا به قول بعضي پوزه هم رو به خاك ماليدن، هست؟ واقعا ارزشش رو داره. آيا احساس نمي كنين در اون لحظه كه دارين همديگر رو اينطور مي درين، از خوي انساني تون دور شدين؟؟ آيا احساس نمي كنين كه توي اون لحظه اين همون شيطان نفس و خودخواهي تونه كه داره شما رو تشويق به توهين بيشتر در اين بازي بي برنده مي كنه؟؟؟ احساس مي كنين برنده شدين؟؟؟ فكر مي كنين توي جامعه واقعي با هيچ كس برخورد اين چنيني نخواهيد داشت؟؟؟ اونقوقت چطور بايد حذفش كنين؟؟؟‌با كيا بايد يكي شد كه شكستش داد.
    وقتي نتوني با اجتماعي ارتباط برقرار كني و تمام ارتباطهات به توهين و بي‌احترامي منجر ميشه، مجبور مي شي ازش مهاجرت كني. و در مورد يه جامعه مجازي ، ازش خارج بشي. مقصر ما نيستيم. مقصر خانواده و جامعه ماست .. من در تربيت فكري فرزندم مسئولم و اگر امروز چيز اشتباهي بهش ياد بدم نمي تونم انتظار داشته باشم اون با من رفتار درست داشته باشه. چون من هم از نسل ديگه اي هستم كه از نظر طرز فكر خيلي با اون فرق مي كنه. فقط يه راه هست و اون اينكه مهارتهاي ارتباطي مون رو بالا ببريم. چون هر كدوم از ما در طول عمر مون ممكنه در شرايطي بدتر از نازنين مقدس قرار بگيريم. ممكنه ناخواسته توي محيطي قرار بگيريم كه كه از نظر فكري، روحي ، اعتقادي و … هيچ سنخيتي باهاش نداريم. اگه نتونيم بشناسيمش و نتونيم باهاش ارتباط برقرار كنيم،محكوم به شكستيم و اين يه ارتباط دوسويه هست. يعني اگر تلاش كنيم براي برقراري ارتباط اما جامعه ما رو پس بزنه تحمل نمي كنيم. دنياي امروز دنياي ارتباطاته. بيايد سنتهامون رو براي خودمون نگه داريم و براي كسايي كه خارج از اين سنتها هستن يا به هر دليلي قبولش ندارن احترام قايل بشيم. اگه امروز نازنين مقدس مارو زيرسوال ميبره ، مطمئن باشين اوني كه فردا اصلا قبولمون نداره و مارو پس مي زنه (اگه اين شيوه رفتار رو ادامه بديم) فرزند خودمونه. پس بيايد حداقل به خاطر خودمون، براي اينكه فرزندانمون فردا ما رو بپذيرن، اگه مارو الگوي خودشون قرار ندادن حداقل تكذيبمون نكنن، تصميم بگيريم كمي خوددار باشيم و لحظه اي فكر توهين و بي احترامي رو به خودمون راه نديم اگه دم از خدا و دين و ايمان مي زنيم و اگه مي خوايم خودمون رو خالي كنيم و كينه ها و عقده ها مون رو برسرهم بريزيم بدونيم كه اين روش رو نفس شيطاني مون داره به ما پيشنهاد ميده و مي تونيم نپذيريمش اما اگه بپذيريمش اون رو توي دلمون جا داديم و ديگه نمي تونيم بيرونش كنيم.
    ما همه فریب خوردگانیم. سرباز شیطانیم تا وقتی اسیر نفسمانیم. راه محمد،‌ راه زرتشت،‌ راه عیسی راه حق و حقیقت بود. راه باطل نبود. ما حقیقت آن را درک نکردیم. و به روی هم شمشیر کشیدیم. حالا هم گرگ شدیم و همدیگر را می دریم. چه فرقی می کند. پیرو محمد باشی یا زرتشت. راهرو عیسی یا موسی. چه اهمیت دارد اگر دیندار باشی یا بی دین. وقتی مرام و مسلک همه مان درندگی است. و حقیقت این است که ما قانون جنگل را، توحش را و درندگی را انتخاب کرده ایم و این مرام و مسلک ماست.

  80. سلام خانم گلابتون عزیز ! من تقریبا هر روز کامنتهای شما رو میخوندم و واقعا از این همه معلومات و اگاهی شما هم لذت میبردم و هم استفاده. حرفهای شما برای من خیلی تاثیر گذار بود و خیلی دوست داشتم که بحث شما و رهام خان ادامه پیدا میکرد تا بیشتر استفاده میکردم با اینکه رهام چند بار از من خواسته بود توی بحث شرکت کنم ولی بنا به دلایلی که به ایشان ذکر کردم ترجیح دادم که شنونده و خواننده باشم.. در هر صورت با وضع اسفناکی که پیش اومددر حال حاضر انگار رهام رنجیده و حاضر نیست که برگرده . من با ایشان تماس گرفتم و ازش خواستم که برگرده . به شما سلام رسوند ولی هنوز تصمیمشو نمیدونم چیه! همونطور که رهام گفت درسته که راه من و شما از اون جداست ولی فکر میکنم هدف مشترکی داشته باشیم که مطمئنا پراز فراز و نشیب و ضعفها و ایراداتی باشه که واقعا تو این زمانه که بعد و فاصله ، مذهب و دین، نژاد و رنگ روز بروز داره تفاوتهاشو از دست میده بشه با همفکری به نقاط مشترک رسید .بقول شما ما باید به فکر بچه هامون باشیم…باید به فکر آینده اونا باشیم. ولی چطور؟ ما که هنوز خودمون نتونستیم خودمون رو بشناسیم . هنوز ابعاد وجودیمونو نشناختیم چون نتونستیم معرفت لازمو کسب کنیم..دقیقا مثل داستان فیل در تاریکی مولوی !

    پيل اندر خانه يي تاريک بود
    عرضه را آورده بودندش هنود
    از براي ديدنش مردم بسي
    اندر آن ظلمت همي شد هر کسي
    ديدنش با چشم چون ممکن نبود
    اندر آن تاريکي اش کف مي بسود
    آن يکي را کف به خرطوم اوفتاد
    گفت همچون ناودان است اين نهاد
    آن يکي را کف بر گوشش رسيد
    آن بر او چون بادبيزن شد پديد
    آن يکي را کف بر پايش بسود
    گفت شکل پيل ديدم چون عمود
    آن يکي بر پشت او بنهاد دست
    گفت خود اين پيل چون تختي بُدست
    هم چنين هر يک به جزوي که رسيد
    فهم آن مي کرد هر جا مي شنيد
    از نظرگه گفتشان شد مختلف
    آن يکي دالش لقب داد اين الف
    در کف هر کس اگر شمعي بدي
    اختلاف از گفتشان بيرون شدي
    چشم حس همچون کف دست است و بس
    نيست کف را بر همة او دسترس
    کف ديگر هست و دريای دگر
    کف رها کن از سر دريا نگر

  81. نازنين عزيزم. سلام.
    من هم باهات موافقم. وقتي خودمون هنوز حقيقت رو نمي شناسيم، چطور مي تونيم اون رو درست به فرزندانمون بشناسونيم. پس بايد تلاش كنيم آگاهي هامون و تواناييهامون رو افزايش بديم. نسل كودكان امروز ،‌نسل فوق العاده كنجكاو و باهوشي هستن. من اونها رو با كودكي خودم مقايسه مي كنم و تيزهوشي شون واقعا باعث تعجبم ميشه. من يه پسر خردسال دارم كه هميشه من رو به چالش مي‌كشه. سوالاتش باعث ميشه وادار بشم اشتباه نكنم چون اگه اشتباهي مي كنم بايد توجيهي براش داشته باشم.. و اگر براي اشتباهم توجيه عاقلانه اي نداشته باشم عذرخواهي رو نمي پذيره و ميگه: نميشه كه ، فكر نكني و بعد كار اشتباهي بكني و فكر كني با يه ببخشيد خودت رو راحت مي كني. رفتار اون الگوي منه به جاي اينكه من الگوي اون باشم. اون فقط 7 سالشه و من بايد از اون خجالت بكشم كه هميشه توي رفتارش به اين فكر مي كنه كه مبادا كسي رو ناراحت كنه. و من واقعا نمي دونم كه وقتي اون 14 سالش ميشه چه سوالاتي داره و شايد اون زمان من به نظرش يه آدم احمق و نادان باشم. پس فقط يه راه دارم اون هم اينكه مواظب رفتارم، حرفهام و كارام باشم و سعي كنم هر روز بهتر باشم.
    حالا ببين، اينها درمورد كسانيه كه عزيزترين كسان ما هستن و بايد براي حفظشون به فكر تغيير و حركت باشيم. و ببين براي اينكه ارتباطاتتمون در جامعه حفظ بمونه و يا بهبود پيدا كنه و بتونيم توي جامعه اي از آدمهاي مختلف با طرز فكرها و اعتقادات و روحيات مختلف ، به حيات اجتماعي مون ادامه بديم، چقدر بايد در حال تغيير باشيم. مدام بايد تغيير كنيم. دائم بايد رو به جلو باشيم. و اين كار خيلي سختيه.
    در مورد رهام، واقعا از دست دادن اين همه انرژي خيلي خيلي فداكاري مي خواد. و اميدوارم اون بعد از مدتي، تجديد قوا كنه و دوباره برگرده.

    به اميد ديدار

  82. سلام خانم گلابتون . ممنون که جواب دادید. نظرتون در مورد نسل جدید و بالا بردن قدرت و توانمون در رابطه با پاسخدهی به سوالاشونو کاملا درک میکنم . این مسئله یکی از ضروریات زندگی امروزه . حقیقت وجودی ما برای خیلی از انسانها هنوز لاینحله و عقاید مختلفی در موردش هست. این خودش میتونه یکی از تاپیک های خوب برای بحث های آتی باشه.از انجا که من و شما در یک گروهیم بحثمون وقتی بیشتر پویایی داره که رهام هم طرف دیگر بحث باشه.بقول شما رهام سرشار از انرژیه و بنظرم سکاندار خوبی برای این کشتی فعلا در گل نشسته هست. به من قول داده که برمیگرده و من از این نظر خوشحالم و منتظر حضور سبزش میمانم.

    کشتی شکستگانیم ای باد شرطه برخیز

    باشد که بازبینیم دیدار آشنا را

    ده روزه مهر گردون افسانه است و افسون

    نیکی به جای یاران فرصت شمار یارا

    آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است

    با دوستان مروت با دشمنان مدارا

  83. سلام به نازنین و گلابتون عزیز ، روزهاتون بخیر و شادی . در همین ابتدا باید بگم خوشحالم از این که انسانهایی مثل شما هنوز یافت میشن ، انسانهایی که تمایل و علاقه به رشد و پیشرفت ذهنی و روحی خودشون و فرزندانشون دارند و این واقعا ارزشمنده و قابل ستایش . بسیار خوشحال شدم از این که دیدم شما به تبادل نظر مشغول هستید و خوب موضوع بسیار مهم و سرنوشت سازی رو هم انتخاب کردید که میشه گفت جز مهمترین و اساسی ترین مسئولیت هایی ست که بر گردن همگی ماست . افرادی ارزشمند مانند شما میپذیرند و سعی در رفع نقاط ضعف و رشد نقاط قوت خودشون دارند و اکثریت اصلا بهش فکر نمیکنند و هیچگاه نیاز اون رو حس نخواهند کرد اگر انسانهایی نظیر شما در کنارشون نباشند . جدا ما باید به دنبال ابداع روش ها و حتی ارزشهای جدیدی برای زندگی شخصی و خانوادگی خودمون باشیم . روشها و ارزشهایی که امروز داریم طبق اونها حرکت میکنیم ساخته و پرداخته نسل های خیلی قبل تر از ماست که بر حسب نیازهاشون اونها رو ساختند و به جلو حرکت کردند . براستی انسان موجودیست که باید رو به جلو حرکت کنه ، میل در حرکت رو به جلو تو وجودش هست و غیر قابل انکاره . ما باید قبول کنیم به جایی رسیدیم که روشهای قبلی نیاز نسل خودمون رو نتونسته تامین کنه و صددرصد نیازهای نسل های بعد ما رو پوشش نخواهد داد . فرزندان ما طبق ابزارهای امروز سوالاتشون رو مطرح میکنند طبق روابط ، شرایط و ارزشهای امروز میسنجند و. سنجیده میشن . ما برای این که به عنوان پدر یا مادر بتونیم حداقل جوبگوی سوالات اونها باشیم باید خودمون رو به روز کنیم . باید روش ها و ارزشهای امروز رو طبق آداب و سنن و حتی عقاید خودمون به روز کنیم که اگر این اتفاق نیوفته به راستی هر آنچه که در قبل کسب شده و کسب کردیم رو از دست خواهیم داد . اگر نتونیم این کار رو به سرانجام برسونیم تک تک ارزشها ، سنت های زیبا و عقاید انکار نشدنی از بین خواهند رفت ، همونطور که الان ما اونها رو از دست رفته میبینیم . هرآنچه که داشتیم ، خاصیت هاشون رو در اثر زمان از دست دادند ، عقایدمون رنگ دروغ و ریا و تزویر به خودشون گرفتند و ما نتونستیم اونها رو حفظ و صدالبته به روز کنیم . سهل انگاری ما و نسل های قبلمون این آسیبها رو که هر روز باهاشون به نوعی درگیر هستیم رو تشدید کرده و ما رو در خودش داره متفون میکنه . زمان زیادی رو از دست دادیم و راه سخت و طاقت فرسائی رو در پیش داریم ولی بالاخره هر اتفاقی ، هر جرقه ای برای تغییری از یکجا شروع شده در تاریخ و من تصور میکنم این اتفاق باید در این زمان و به دست ما بیوفته ، شاید فردا دیگه دیر شده باشه چون دنیای ما داره به سرعت بسیار بالا دستخوش تغییراتی عمده میشه و ما رو تو خودش غرق میکنه. من معتقدم که نباید از این سرعت ترسید ، باید باهاش مواجه شد و باید از همین سرعت استفاده کرد برای جبران زمان های از دست رفته قبلیمون ، زمانهایی که به راحتی گذشتند و ما نتونستیم روش هایی نوین ابداع کنیم برای زندگی امروزمون . ما نمیتونیم بگیم دیگران نگذاشتند ، دیگران از میان ما بر ما چیره شدند . این دنیا رو ما ساختیم ، ما میسازیم برای خودمون و فرزندانمون و دقیقا زمانی که فکر میکنیم همه چیز جبر روزگاره و یا به قول معروف قسمته از ساختن ارزشهای جدید دست میکشیم ، از رسیدن به تغییر دست میکشیم . بهتره برای یک بار هم که شده قسمت رو خودمون انتخاب کنیم و بسازیم تا بتونیم سرمون رو بگیریم بالا ، با افتخار به آیندگان بگیم که ، این ما بودیم که با وجود تمام این ناملایمات و تمامی این اختلالات و دوگانگی ها ساختیم . در آخر باید بگم خیلی خوشحالم که باز در کنار دوستانی مثل شما هستم ، من با کمال میل به جمعتون اضافه میشم و جدا بهتون و به داشتنتون افتخار میکنم و با دیدن شماست که به فردا امیدوارم . شبهاتون ، و البته در کنار فرزندانتون ، پر از شادی

  84. سلام رهام خان . از اینکه میبینم برگشتی خوشحالم.
    همونطور که گفتی انسانها به هم نیاز دارند چه در مناسبات اجتماعي وچه در برخوردها ، طلب احتياجات، رفع نيازهاو حتی ساختن ارزشهای جدید. هممون میدونیم دنیا به سرعت در حال تغییره . تکنولوژی داره بصورت سر سام اوری ثانیه به ثانیه جلو میره در حالی که منتظر نمیمونه ما بهش برسیم. ما هم ناخودآگاه و بدون اینکه بخوایم توی این موج قرار گرفتیم در حالی که نمیدونیم مارو میخواد به کدوم ساحل برسونه.فکر کنم باید افکار و رفتارمونو طوری کنترل کنیم که از مسیر تعادل خارج نشیم.متأسفانه، بيشتر انسان‌ها و بعضی از جوامع فاقد اصل تعادل در حيات خود شون هستند؛ بنابراين، يا به دامن افراط افتاده‌ يا در دام تفريط غلطيدند و خلاصه اینکه از مسير درست و راه كمال و هدايت خارج شدند. مثالش هم در جامعه خود ما دیده میشه .چه بسیار مشكلاتي كه انسان دربارة خودش پيدا مي‌كنه و نمیتونه اونا را حل كنه، و چه بسیارمشكلاتي كه در خانواده و روابط خانوادگي یا …به دليل رعايت نكردن اين اصل مهم براش اتفاق میفته.الان وقتشه که ارزشهامونو دوباره باز بینی کنیم . در موردشون تجدید نظر کنیم و ببینیم توی این دنیای آشفته چه چیز اهمیتش بیشتر شده؟چه چیز اخلاقیاتو نشونه گرفته و چطور میتونیم طوری عمل کنیم که از مسیر درست خارج نشیم در عین حالی که داریم رو به جلو حرکت میکنیم؟من فکر میکنم که سیستم ارزشگذاری ما باید تغییراتی بهش داد. الان وقتشه که از تابوها و تعصبات خشک و عقاید خرافی گذشته دست بکشیم .دنیا داره تبدیل به یک دهکده میشه و ما باید به وحدت برسیم . در عین اینکه به عقاید و اصول ارزشمند خودمون پابندیم ،همزمان باید با دیگران همکاری و احترام متقابل داشته باشیم.
    من خیلی خوشحال میشم که دوستان دیگرم هم در این بحث شرکت کنند و نظر بذارند.یک دست صدا نداره این حلقه را باید تبدیل به یک زنجیره کرد. بالاخره باید از جایی شروع کرد تا به نتیجه رسید.

  85. سلام به رهام عزيز و نازنين خوبم.
    خيلي خيلي خوشحالم رهام كه دوباره برگشتي. بقول نازنين، تو سكاندار خوبي براي اين كشتي به گل نشسته هستي. اميدوارم بتونيم در كنار هم با حضور بقيه دوستان، گفتگوهاي ثمربخشي داشته باشيم.

  86. فقط دوستان. اگه ناراحت نشين مي خواستم چند نكته رو بگم. فقط براي اينه كه فكر مي كنم چيزهايي هست كه درد اصلي جامعه ماست و اينجا بايد رعايت بشن.
    من به همون اندازه كه از رفتن رهام ناراحت شدم از رفتن نازنين مقدس هم ناراحت شدم. در مورد رهام بخاطر اينكه مي دونستم تنها دليل اينكه آدمي با طرز فكر اون پا به اين محيط ميگذاره و نظر ميده اينه كه ميخواد تغيير بده و بهمين دليل اميدوار بودم كه برگرده. اما در مورد نازنين مقدس…
    من فكر مي كنم كاري كه واقعا بايد به عنوان يك ركن در نظر بگيريم اينه كه تحت هيچ شرايطي بهم توهين نكنيم و سعي كنيم با هر طرز فكري ارتباط برقرار كنيم. و به هر طرز فكري احترام بگذاريم و واقعا همون شعار تحسين برانگيز «زنده باد مخالف من». اينجا يه محيط مجازيه. تنها چيزي كه ما رو اينجا بيان مي كنه و شخصيت و طرز فكرمون رو نشون مي ده نوشته هامونه. حالا اگر كسي تخريب و توهين رو انتخاب مي كنه ما بايد كمكش كنيم و همراهيش كنيم تا نظرش رو عوض كنه و بجاي تخريب و توهين، حرف بزنه. و براي اينكار بايد سعي كنيم خودمون رو لحظه اي جاي اون تصور كنيم تا دركش كنيم.
    نمي دونم. شايد خيليها خارج از اين محيط هم باهم آشنا باشن . اما فقط مي خوام بگم موفقيت وقتيه كه بتونيم با كسي كه فكر مي كنيم مخالفمونه كنار بيايم. و اون رو دوست خودمون كنيم. به همين دليل هم آرزو مي كنم نازنين مقدس هم برگرده.
    نمي خوام وارد بحث سياسي بشم اما مي خوام مثال بزنم. ببينين بعد از انقلاب در ايران همه اش شعار مرگ بر آمريكا داده شد اما امروز گفته ميشه تاكي بايد دشمني كرد و براي اينكه به سمت جلو بريم و پيشرفت كنيم بايد با همه از جمله آمريكا ارتباط داشته باشيم. يعني رشد ما در گرو ارتباط داشتن با كل جهانه .
    حالا چطور مي شه اين بحثها نتيجه خوبي داشته باشن اكه بخواهيم مخاطبانمون رو انتخاب كنيم و نگذاريم كساني كه با ما مخالفن وارد بحث بشن.؟؟

  87. سلام به نازنین و گلابتون عزیز ، من هم خیلی خوشحالم از این که باز در کنار شما دوستان عزیزم هستم و ممنونم بابت لطفی که به من داشتید و دارید . شما و نازنین معتقدید که من سکاندار خوبی هستم برای این بحث ولی جدا خودم این توانایی رو در خودم نمیبینم مخصوصا در مواجه با شما که خوب میشه گفت به قول معروف دستی در آتش دارید و به صورت عملی با این جریان هرروز به نوعی درگیر هستید . شما صاحب فرزند هستید و از خواسته ها و توانای نسل جدید بهتر و عمیق تر از من شناخت دارید . میشه گفت مسائلی که من در این مورد خاص مطرح میکنم بیشتر به صورت تئوریه و خوب چون به صورت عملی باهاش برخورد ندارم خیلی از ابعاد اون رو نمیبینم و نمیتونم تحلیل درستی داشته باشم . این رو میدونم که باید ما به عنوان انسان امروز خودمون رو به روز کنیم ، هرآنچه که داریم و در قبل کسب کردیم . این رو میدونم که تغییر در نحوه و روش تفکر و زنگی ما به سود فرزندانمون خواهد بود و میشه گفت اونها هستند که ازش سود خواهند برد . اونها هستند که در آینده سوار بر ارزشهای جدید میتونند رو به جلو حرکت کنند و در عین حال ارزشهای واقعی رو از دست ندن که در قبل خیلی برای تولید و حفظش وقت و انرزی صرف شده . من نیاز به تغییر در تمام ابعاد زندگیمون رو احساس میکنم و خوب راه حل های زیادی هم در ذهن دارم ولی دوست دارم و البته منطقی هم به نظر میرسه که در مورد این موضوع که خوب شما بیشتر باهاش مواجه هستید سکاندار بحث باشید و بحث رو به سمتی سوق بدید که تبدیل به راهکارهایی بشه که بتونه اعمال بشه در زندگی شخصی و خانوادگیمون . من به شخصه راه حل های زیادی به ذهنم میرسه ولی دوست دارم این بحث به صورت کاملا اصولی آغاز بشه تا نتایجی که از دلش به وجود میاد سودمند و قابل اجرایی شدن باشه . امیدوارم عمق مطلبی رو که بیان کردم رو درک کرده باشید و این مسئولیت رو تنها در این مورد خاص به دوش بکشید و مطمئن باشید که من و نازنین در کنارتون هستیم و شما رو همراهی خواهیم کرد . به عنوان استارت موضوع بحث من یک سوال برام پیش اومده ، در نظرات قبلیتون خوندم که فرزندتون از شما سوالات متعددی میکنه که در برخی مواقع باعث تعجب و نگرانی شما میشه . من عقیدم بر اینه که این سوالات میشه گفت منشا تمامی خواسته ها ف ضعف ها ، قوت ها و کمبودهای یک کودک به شمار میره و باید نسبت به جواب دادن به اونه خیلی خیلی وسواس به خرج داد . میتونم چند تا از سوالات فرزندتون رو بدونم ، اونهایی که شما رو متعجب میکنه . قصدم از این کار اینه که همه دوستانی که فرزند دارن بیان و سوالات فرزندانشون رو مطرح کنند تا ببینیم چقدر اونها نزدیک به همه خواسته هاشون . بعد در مرحله بعد ببینیم ما چه جوابی به اون سوالات دادیم و جوابها رو طبق روحیات و عقاید شخصی خودمون آنالیز کنیم تا ببینیم ایا تونستیم جواب قانع کننده ای بدیم یا نه .من عقیدم بر اینه که بر حسب حسم این رو میگم ، اون سوالات اگر جواب درستی براشون نداده باشیم باز هم پرسیده خواهند شد ، فکر میکنم بهتره جواب های منطقی براشون پیدا کنیم . بهتره مهمترین و سخترین سوالات فرزندانمون رو در یکجا سیو کنیم مثل یک آرشیو و بعد از اول شروع کنیم به پیدا کردن جواب های صحیح ، میگید فایده این کار چیه ؟ شروع به فکر کردن در مورد خودمون و محیط اطرافمون قصد ما از این کاره . اون سوالات میشه گفت سوالاتی که شاید خودمون هم در بچهگی داشتیم حتی بعضی وقتا میشه گفت سوالاتیست که در همین سن ما نمیتونیم بهشون جوابهایی شفاف بدیم و هنوز که هنوزه جواب به اونها برامون کار سخت و دشواریه . بی صبرانه منتظر نظرات بعدی شما هستم . و البته دوست دارم که بقیه دوستان هم به این بحث اضافه بشن در صورتی که میدونند و یا میتونند مطلبی رو اضافه کنند و یا حتی راه حل هایی بهتر و صحیح تر بدن . روزتون خوش و به شادی

  88. من با نظر بعدی شما هم کاملا موافقم و فکر میکنم همه ما با هر عقیده و هر نوع تفکری باید در این بحث به نوعی شرکت کنیم ( در کمال آرامش و وسواس ) چون این یکی ، موضوعیست که امروز و فردای این مملکت رو میسازه ، فکر نمیکنم اینجا بین ما کسی باشه که نسبت به شرایط امروز و آینده ش بی تفاوت باشه . ولی نظرات باید در چارچوب اخلاق و صدالبته منطق باشه ، اگر کسی فکر میکنه حرفی نداره بزنه و یا اطلاعاتی در این مورد نداره بهترین کار اینه که بشینه و گوش بده . مطمئنم که از یک جایی به بعد حرفهای زیادی برای گفتن به ما خواهد داشت . ما اینجا قرار نیست کسی رو مورد حمله قرار بدیم ، قصدمون این نیست که از خودمون در مقابل حمله دیگران دفاع کنیم ، ما اینجا قرار نیست دنیا رو عوض کنیم ، ما اینجا میام که تنها دنیامونو عوض کنیم و راهی پیدا کنیم برای زندگی بهتر و صدالبته مسالمت آمیز که نتیجش هرچی که باشه حرکت در جهت رشد ماست .

  89. من توانايي ندارم حلقه ارتباطي اين جمع باشم . و عدم حضور شما به عنوان اون حلقه ارتباط، همه چيز رو بهم مي ريزه.

    اما در مورد پسرم. البته منظور من از مثال زدن اون اين بود كه به دوستان نشون بدم كه اگه به فكر بهتر شدن نباشيم و خودمون رو خيلي قبول داشته باشيم جامعه ما رو پس مي زنه. بايد خودمون رو رشد بديم. ما نمي تونيم همه رو حذف كنيم. . چون در غير اينصورت به مرور خودمون هم حذف مي شيم.
    خيلي وقتها بچه ها، پدر و مادرشون رو خدا مي دونن و اصلا فكر نمي كنن كه اونها اشتباه مي كنن. اما نسل كودكان امروز كمتر اينجورين. اونها براي خودشون حقوق زيادي قائل هستن. اونها محدوديت زياد رو دوست ندارن. اونها از ما چيزهاي زيادي مي خوان . بيشتر از همه شادي مي خوان. آزادي ميخوان و مي خوان كه به سوالاتشون جواب درستي داده بشه.
    اون ميگه:
    چرا وقتي اشتباه مي كنم دعوام مي كني بجاي اينكه به من بگي كه اينكار اشتباه بود؟
    چرا نمي گي چرا كارم اشتباهه؟
    اصلا چرا فكر مي كني كارهايي كه تو فكر مي كني درسته درستن؟؟؟؟

    و من هيچ جوابي براي اين حرفش ندارم.

  90. سلام.
    نمي خوام دنبال جوابي براي اين سوال باشم كه چرا كسي پاسخي نداده.
    مهم نيست كسي بدونه كه مثلا پسر من از من در مورد خدا سوال مي كنه و جواباي من اون رو قانع نمي كنن. اون ذهن خلاق و پويا، انقدر خوب ايراداي افكار اشتباه ديگران رو مي بينه كه سخته در برابرش خودت رو بي اشتباه جلوه بدي. مطمئن باشين اين، خاصيت نسل امروزه و بهمين خاطر هم هست كه گفتم بياين سعي كنيم خودمون رو پيدا كنيم چون اگه راه درست رو پيدا نكنيم خيلي خيلي زودتر از اونچه كه فكرش رو كنيم توسط فرزندانمون محكوم مي شيم. محكوم به اينكه تلاش كرديم به اونها چيزهاي غلط رو ياد بديم. محكوم به اينكه سعي كرديم زندگي شون رو به مسير دلخواهمون هدايت كنيم. محكوم به اينكه تلاش كرديم سكان زندگي اونها رو به دست بگيريم. كودكان امروز اينها رو نمي خوان. اونها اينها رو از ما نمي پذيرن. بهيچوجه. تنها چيزي كه بايد بهشون ياد بديم خوب ديدن و خوب فكر كردنه. اين چيزيه كه هنوز خودمون هم خوب بلد نيستيم .

    .به اميد ديدار
    .
    .

  91. سلام به خانم گلابتون و رهام خان و دوستان خوب آسمونی!
    خانم گلابتون من متوجه منظورتون شدم . من واقعا شرمنده ام که نتونستم کامنتی بذارم . این روزها خیلی سرم شلوغه و خدا میدونه نتونستم که بیام توی سایت سر بزنم. الان کامنت شمارو خوندم .واقعا باهاتون موافقم . ما هنوز هم خودمون نیاز به تعلم و یادگیری داریم . شاید تربیت ما برای این زمان قدیمی و دمده باشه .شاید به همین خاطره که ما نمیتونیم به بچه هامون کمک کنیم.من فکر میکنم درسته که اصول تربیتی و اخلاقی در همه زمانها یکسانه ولی فرعیات و شاخ و برگش با مقتضیات زمان باید هم پیشرفت کنه هم تغییر. میدونم در مواجهه با این فرعیات ممکنه ترمز کنیم .ولی ما ناگزیریم سنت شکنی کنیم بخاطر اینکه اصل رو ازدست ندیم.
    خوب نقش تربیت و تعلیم در زندگی انسان و حتی حیوان بر هیچکس پوشیده نیست و کسی تردیدی درش نداره حتی با وجودیکه حیوانات بصورت غریزی آگاهی ها و نیازهای خودشونو میدونند ولی باز هم تربیت پذیرند اما این پرورش اگر در مورد انسان اشتباه باشه میتونه باعث سقوط اون بشه.بنظرم نوع رابطه اعضای خانواده با هم روی شکل گیری شخصیت و رشد اجتماعی ، عاطفی و عقلانی بچه نقش زیادی داره. در خانواده هایی که نه محدودیت مطلق برای فرزند قائلند و نه آزادی مطلق، معمولا آزادیهایی بطور مشروط باید برای بچه ها در نظر گرفت تا حق دخالت در کارهای خونه و اظهار نظر در باره مسائل مختلفو داشته باشه چرا که بدور از کنترل بیش از حد و سختگیری از یک انضباط هدایت شده و متعادلی برخوردار میشن و قاعدتا از نظر عاطفی هم درسطح متعادل و خارج از افراط و تفریط قرار میگیرند.از انجایی که فرزندان ما امانت الهی هستند و ما نسبت به اونا مسئولیت داریم باید براش روشن کنیم که ما خیرخواه و بهترین کسی هستیم که میتونه بهش اعتماد کنه. در واقع باید از اول اعتمادشو جلب کنیم . اگر اینکارو کردیم مطمئنا به ما اعتماد پیدا میکنه و حرف ما براش حجته. بنظر من باید در مورد شیوه تربیتی بچه هم وقتی که به سن خاصی رسید باخودش در مورد شیوه تربیتیش مشورت کنیم . بنظرم باید بهش احترام گذاشت و نظرشو در مورد برخوردمون موقع خطا هاش بپرسیم. اینطوری میتونیم تاثیر بهتری روی بچه داشته باشیم .و از طرف دیگه ما باید خودمونو ملزم به یادگیری بیشتر کنیم . باید دنبال مهارتهای جدیدی باشیم که سوالاتشو پاسخگو باشیم.

  92. نازنين عزيزم. ممنونم ازت.
    نمي دونم تو فرزند داري يا نه؟ به نكته خيلي جالبي اشاره كردي . خيلي خوب بود. خيلي خوشم اومد. اينكه با فرزند مون در مورد شيوه تربيتش مشورت كنيم. اين دقيقا همون چيزيه كه پسرم از من ميخواد. البته خب جزئياتي هم هست. اونها مدام به دنبال آزادي بيشتر هستند. اونها ما رو آزمايش مي كنند. گاهي وقتها كاري رو كه مي دونند ما باهاش مخالفيم انجام مي دن تا ما رو بسنجن. البته اينها نكاتي هست كه همه بايد توجه داشته باشن. به عبارتي دادن آزاديها بايد متناسب با سن و سالشون باشه تا يه وقتي آسيب نبينن. چون هنوز نمي تونن از خودشون درست محافظت كنن و آسيب ها رو نمي شناسن. اما بايد در مورد دليل مخالفتمون براشون درست توضيح بديم. دائما بايد بهشون آگاهي بديم. به عبارتي اونها رو بايد براي سن نوجووني آماده كنيم چون اونموقع خيلي خيلي خيلي بيشتر از دوران كودكي به دنبال استقلالن و اگه بهشون ياد نديم كه خودشون درست ببينن و درست فكر كنن و درست انتخاب كنن جلوي دردسرها و آسيب ها و مشكلات ناشي از اون رو نمي تونيم بگيريم. اما بايد يادمون باشه كه انتخاب اونها ممكنه صددرصد باچيزي كه ما دوست داريم يا قبول داريم فرق كنه و خودمون رو براي اون آماده كنيم.

  93. گلابتون عزیزم سلام !در مورد مشورت با فرزندمون در زمینه شیوه تربیتیش باید بگم : من خودم تجربشو داشتم ،یادمه وقتی که بچه بودم دوست داشتم که پدر و مادرم در مورد خواسته ها و درخواستم نظر من رو هم بدونند. دوست داشتم حد و حدود کارهای خودمو و حد استقلالمو بدونم و خوشبختانه در این مورد به تعاملاتی رسیده بودیم. خوب من میدونستم که چه کارهایی رو مجازم انجام بدم و چه کارهایی رو نه!دقیقا میدونستم که اگه از خطوط قرمز رد بشم ممکنه چه عواقبی داشته باشه و ممکنه که بیشتر محدود شم. برای همین همیشه مواظب بودم که خودم و دیگران را به زحمت نندازم. از اونجایی که بچه سر بفرمانی بودم هر وقت که بخاطر محدودیتها ازشون میپرسیدم چرا؟ حتما دلیل قانع کننده ای می آوردند و اگر هم جوابشون به نظرم قانع کننده نبود ، با جواب: ما صلاح تورو بهتر میدونیم مواجه میشدم هر چند با نارضایتی ولی نهایتا قبول میکردم چون بهشون اعتماد داشتم. میدونم این روزها این سربراهی در بچه های جدید وجود نداره.الان هم که خودم مادرم این شیوه رو خیلی میپسندم چون باعث میشه که حرفهای من و فرزندم بصورت متقابل موثر تر باشه و اینجوری حس نزدیکی بیشتری با هم داشته باشیم.قبلا این جملات زیر را توی یک صفحه دیگه نوشته بودم . دوست دارم که شما هم بخونیدش.
    .
    .
    حس زیبای مادری آرام ومخفی در وجودم رخنه میکنه من مادری کردن را از آن جهت عاشقانه دوست دارم که منو از خانه امن “من” بودن بیرون میکشه و با عشق و فداکاری عجین میکنه و به من عشق بیشتری میبخشه،
    بیشتر آدما وقتی بچه ای را میبینن آهی میکشن و میگن :یادش به خیر بچگی! ای کاش دوباره برمیگشت و با فراغ بال بدون نگرانی از هزاران مساله آدم بزرگا لذت میبردیم!!!!هر چند این برگشت به نظرم غیر واقعی بوده و هست .الان که خودم بچه دارم ،به نظرم آرزوی بیخودی بوده .من لذت میبرم از مادر بودن،از دوباره لذت بردن از بچگی. الان میفهمم اگه مادری بخواد و اراده کنه که از بچه اش و بچگی لذت ببره،براحتی میتونه .فقط کافیه بکن نکن های الکی که نتیجه اش فقط خرد شدن اعصاب خودش و بچه اش است را حذف کنه .اگر تونستیم خودمون با بچه رو در دریای لذت بخش کودکی شناور کنیم هنرمندیم .نتیجش هم اینه که آرامش و شادی هر لحظه همراهمون خواهد بود.و شاید خیلی بیشتر از کودکیمون،از این دوران لذت ببریم چون هیچ کس نیست که امر ونهیمان کنه و خودمون هم اونقدر سرمون میشه که با هدف شاد باشیم .

  94. سلام دوستان عزيز و نازنين خوبم.
    چقدر خوبه كه خودت به اين نتيجه رسيدي كه فرزندت رو در درياي لذت بخش كودكي شناور كني. اين خيلي خوبه. براي سيراب شدن اونها از لذت كودكي شون اين واقعا لازمه و اين چيزي بود كه متأسفانه من بعد از اعتراض پسرم بهش رسيدم. و بقول تو خودم هم بايد از كودكي اون لذت ببرم.
    چيزي كه برام جالبه اينه كه برخلاف نسل ما كه خيلي نسل قالب پذيري بوديم. و هر چيزي كه بزرگترهامون مي گفتن بقول تو با اين جمله كه چون ما بزرگترتيم و صلاح تو رو مي دونيم به راحتي مي پذيرفتيم. نسل كودكان امروز دقيقا برعكس هستن. اونها اصلا قالب ها رو دوست ندارن. اونها مي خوان خودشون چارچوبهاشون رو تعيين كنن. مثل همين شيوه تربيت. بقول تو مثلا شيوه تربيتشون رو خودشون انتخاب كنن. و اين چيزيه كه خيلي منو تحت تأثير قرار ميده. ما اگه مي خوايم نسل آينده ما، نسلي باشه كه خودش سرنوشت خودش رو رقم بزنه، بايد همين چيزي رو كه اونها مي خوان انجام بديم. بايد اونها رو آزاد بار بياريم. و براي اينكار بايد بهشون اجازه بديم خودشون راهشون رو پيدا كنن. تنها كاري كه بايد بكنيم اينه كه حقايق رو براشون بگيم. دنياي امروز ، دنياي اونهاست. و من اگه بخوام پسرم رو وادار كنم راه من رو بره، مطمئناً آخرش گمراهي و تباهي هست. چون بدون شناخت و بدون آگاهي درست هست. نبايد به خودمون اجازه بديم كه اونهارو وادار كنيم دنياي رو از دريچه چشم ما ببينن. نمي دونم شايد درست نباشه كه اين رو بگم اما من خوشحال نميشم اگه پسرم توي اين سن بخواد مثلا نماز بخونه. چيزي كه منو خوشحال مي كنه اينه كه به من ميگه فكر نكن چيزي كه تو فكر مي كني درسته‌درسته. خوشحال ميشم وقتي مي بينم وقتي به فقيري كمك مي كنه چند روز بعد از ناراحتي اينكه ممكنه اون گرسنه باشه (بدون اينكه هيچ يادآوري از موضوع داشته باشيم) اشك مي ريزه . شايد كمي تلخ باشه اما خوشحال ميشم اون واقعيت هاي جامعه رو درك كنه و بفهمه همه حق دارن مثل يه انسان زندگي كنن. و اين كار ما رو خيلي سخت مي كنه.. ياد فيلمي افتادم كه چند كودك فقير مسيحي گرسنه، دعا مي كردن خدا براشون ناگهان طعامي بهشتي نازل كنه. واقعا براي اين بچه ها با دل كوچيك و شكستني شون وقتي طعامي نازل نمي شه ، خدا چقدر بي رحم و سنگدل بنظر مياد. بهمين خاطر بايد خيلي مواظب باشيم . نكنه چيزهايي رو بهشون ياد بديم كه بسرعت براشون نقض ميشن. بايد بگذاريم خودشون خداشون رو بشناسن و پيدا كنن. مخصوصا توي جامعه ما كه پر از دوگانگي ها ست، بايد بهشون ياد بديم كه چيزهاي زيادي براي انتخاب هست و ما بايد حواسمون باشه كه اون چيزي كه درسته رو پيدا و انتخاب كنيم.

  95. سلام خدمت دوستان خوبم و مخصوصا خانم گلابتون!با تمام نوشته هاتون موافقم .مخصوصا با دیدن مسائل از دریچه چشم بچه ها موافقم.پدر و مادر خوب بودن لازمش اینه که واقعاً اخلاق کودک خودمونو بشناسیم و شیوه پدر و مادر بودن خودمون را با آن سازگار کنیم . همانطور که خودتون میدونید ما در آموزه های دینیمون یه حدیث بسیار زیبا از پیامبر داریم که میفرمایند:فرزند در هفت سال اوّل زندگی، آقا (و سرور پدر و مادر) است، در هفت سال دوم، بنده فرمانبردار، و در هفت سال سوم، وزیر خانواده (و مشاور پدر و مادر)است.
    خوب هفت سال اول زندگی دوره سیادت و پادشاهی اونه به این معنی که نباید کاری خارج از توانش انتظار داشته باشیم. تو این دوره بچه ها به ازادی ، عطوفت و بازی بیشتری علاقمندند.این خودش باعث افزایش اعتماد و اعتبار والدین برای دوره های بعدیه. اگر در هفت سال اول شخصیت بچه تکریم بشه و مورد احترام قرار بگیره و برخورد منطقی با بچه داشته باشیم و همچنین به اندازه محبت کنیم بستر تربیت مناسب و اطاعت (در هفت سال دوم) رو برای سن نوجوانی آماده کردیم.هفت سال دوم زمان تربیته که باید هم وقت بذاری هم جدیت . چرا که در این هفت سال شخصیت اصلی بچه شکل میگیره. تو این دوره هر چه بکاری در آینده درو میکنی . هفت سال سوم هم دستیار و وزیرت میشه. اون آموزش و تربیت هفت سال قبل فرزندت در این مدت کامل می‌شه. در واقع این مرحله، مرحله کار آموزشی در زندگیه پس باید به نقش خودت و اون توجه کنی . باید بعضی از کارارو به اون بسپری و بهش اعتماد کنی اگر این دوره ها رو با مشارکت هم به خوبی گذرونده باشه حالا میتونیم بهش افتخار کنیم. البته ممکنه تو این زمانی که ما زندگی میکنیم طول دوره ها کم و بیش تغییر کرده باشه ولی توالی و اصل روش تربیتی همینه .
    این دوره ها دوران سختی هم برای ما هست و هم برای فرزندانمون ولی اگر درست عمل کنیم باعث افزایش اعتماد به نفس اون میشیم و بالطبع ثمراتشو میبینیم.اونوقته که خودش دوگانگی ها رو متوجه میشه خودش درست و غلطو تشخیص میده و ما هم با خیال راحتتری اونو به گرداب اجتماع بیرحم امروز میفرستیم.
    خیلی خوبه که ما میتونیم از تجارب شخصی هم استفاده کنیم . زمانی که من با مشکل لجبازی فرزندم مواجه و درمقابلش کاملا مستاصل بودم تجربه یک دوست خیلی به من کمک کرد تا فهمیدم که انتظار من از اون فراتر از توان فرزندم هست و باید بگذارم که اون در دنیای بچگیش شاد و خوشحال باشه.چرا که این دوره هرگز برای اون تکرار نمیشه. همینکه من خودمو با اون همراه و غرق در دنیای بچگی کردم با نتایج شگفت انگیزی مواجه شدم و واقعا لذت بچگی رو دوباره تجربه کردم.

  96. عزيزم. ميشه نظرت در مورد هفت سال دوم رو بيشتر توصيح بدي؟؟
    به نظرت روش پاسخ دادن ما به سوالات اونا بايد چه جوري باشه؟
    وقتي از تو سوال مي كنه كه چرا توي كشور ما اينهمه فقير وجود داره. چرا اون بچه دوساله توي خيابون چيزي نداشت كه بخوره و ازما خوراكي ميخواست؟ وقتي راجع به كشورهاي مختلف كنجكاو ميشه و سوال ميكنه كه چرا ايران با امريكا دوست نيست. چرا مردم فلسطين كشته ميشن. يا.. چرا مردم توي ماه رمضون دروغ ميگن.
    من نمي خوام اون نفرت رو ياد بگيره ، نمي خوام با فكر من به اين نتيجه برسه كه مثلا كي بده و كي خوب. كي داره كار درستي مي كنه و كي اشتباه. چون مطمئنم فردا به من ميگه تو به من همه حقيقت رو نگفتي. يا حتي ممكنه بگه تو به من دروغ گفتي. چون ممكنه من در اشتباه باشم. و اينجاي كاره كه خيلي سخته.
    بچه هاي امروز ، هرروز چيزهاي جديد خارق العاده اي كشف مي كنن. ذهنشون انقدر خلاقه كه تمام نكات ريز رو مي بينن. وقتي عصباني ميشي اونها ريشه اصلي عصبانيت رو درك مي كنن. چيزي كه ممكنه خودت متوجه نباشي. براي اين بچه ها نميشه فيلم بازي كرد. نميشه حقيقت رو از اونها پنهان كرد. نميشه براشون داستان ساخت. .

  97. سلام خانم گلابتون . امیدوارم خوب باشید سوالات فرزندتون برای من خیلی جالب بود.این روزها والدین در مراقبت از فرزندان خودشون تنهاتر از گذشته شدند قبلا همه اعضای خانواده در کنار هم زندگی میکردندو میشد که ازهمدیگه کمک گرفت اما حالا تغییرات اجتماعی باعث شده که اغلب فامیل دور از هم زندگی کنند. هر چند امروزه نوع تربیت فرزند با گذشته خیلی متفاوت شده و اون روش قدیمی خیلی کمک کننده نیست ولی معمولا برای جبران این کاستی کتابهای مختلف ، دوره های اموزشی و برنامه های تلویزیونی خاصی هست که بنظر من میتونه موثر باشه.ما برای افزایش مهارت هامون نیاز به باز بینی و تمرین دائم داریم باید براشون وقت بذاریم و صبور باشیم.والدین دوست دارند فرزندشون با اخلاقیاتی بار بیاد که در جامعه اونو حفظ کنه و مسئولیت پذیرش کنه.اما بیشتر پدر و مادرا سعی نکردند که ارزش های خودشونو برای خودشون روشن کنند . به زبون دیگه اینه که ما خودمون هنوز اول راهیم تنها در صورتی میتونیم به فرزندمون کمک کنیم که خودمونو برای پاسخ درست به اونا آماده کرده باشیم.درک ما از خوبی و بدی به مرور زمان با تاثیر گرفتن از خانواده ، دوستان، جامعه ، مذهب و حتی تلویزیون و ماهواره شکل میگیره خیلی از ما دوست داریم که فرزندمون همون ارزشهایی رو قبول داشته باشه که ما داریم ولی با بزرگتر شدن بچه ها توانایی های شناختی اونا هم افزایش پیدا میکنه و میتونند برای تشخیص و انتخاب رفتار اخلاقی و درست با تفکر و استدلال عمیق تری پیش برن.آموزش این ارزشهای اخلاقی با اموزش ریاضی و بهداشت و .. فرقی نداره باید در موقعیتهای مناسب با رفتار خودمون الگوی مناسبی رو در اختیار بچه ها بذاریم و اونا رو در موقعیتهای مکرر تکرار کنیم .بچه های پیش از دبستان معمولا خوب و بد را از رفتار دیگران و پاداشی که موقع خوشرفتاری دریافت می کنند یاد میگیرن. اما کودکان در دوره دوم به اطلاعات دقیق تری نیاز دارند تا پیچیدگی موقعیتهای مختلفی رو که باهاش روبرو هستند رو درک کنن تا موقع بروز مشکلات دست به انتخاب درست بزنن .در همه گروه های سنی بهتره که اطلاعات را مدتی پیش از آنکه فرزند در موقعیت تصمیم گیری قرار بگیره در اختیارش بگذاریم.ما میتونیم با رفتارمون پیامهای نا گفته و نیرومندی رو به بچه هامون منتقل کنیم مثلا وقتی برای انجام امور خیریه داوطلب میشیم یا دلسوزی و بخشندگیمونو با اهدای غذا و لباس و… به مردم فقیر یاد میدیم داریم بهش الگو میدیم. در مورد سوالات پسرتون بنظرم باید براشون توضیح بدی که اختلافات طبقاتی و فقر یا نتیجه مظالم اجتماعیه یا سهل انگاری خود شخص و ربطی به دستگاه آفرینش نداره. قسمتی از این تفاوتها طبیعی و لازمه افرینشه . حتی اگه در یک جامعه عدالت اجتماعی برقرار باشه منطقی نیست که همه یک جور آفریده شده باشند و مسلما جوابی هم که باید بعدها به افریننده پس بدند یکسان نیست .گاهی این ارزشها میتونه در قالب رسم و رسوم و یا حتی اعتقادات مذهبی خودشو نشون بده . اگر صداقت برای ما ارزشه باید مواردی رو براش بیان کنیم که صداقت و نتایج حاصل از اون نقش مهمی داره. البته به مرور بچه ها میفهمند که اگه همیشه صادق باشند به همه اون چیزایی که میخواند دست پیدا نمیکنند.اما صداقت برتره و انسان صادق از انسان دروغگو احساس بهتری داره خلاصه باید موقعیتهایی رو فراهم کنیم تا صداقت و ارزشهای دیگری رو تمرین کنند.باید از موقعیتهایی براشون بگیم که تصمیم گیری و پا بند بودن به اون ارزشها برای ما دشوار بوده که فکر نکنند تنها خودشون تو این موقعیتها بودند. به هر حال هیچ چیز به اندازه تایید و تحسین ما نمیتونه این ارزشها رو درش نهادینه کنه. هر چقدر ما خودمون به ارزشها پا بند باشیم و سعی کنیم که اونا این ارزشها رو بطور کامل درک کنند احتمال پایبندی اونا بیشتر و یواش یواش ارزشهای سالمو میپذیرن و ارزشهای ناسالمو کنار میزارن.

  98. http://asemaniha90.com/?p=26847

    سلام به دوستان عزیزم ، باید بگم تو این مدت تمامی نظراتتون رو میخوندم و جدا لذت بردم . از سوالات فرزند گلابتون سر ذوق اومدم و خیلی شگفت زده شدم . گفتم که تو این بحث شما صاحب نظرید چون به صورت عملی باهاش مواجه هستید . دارم متنی رو تهیه میکنم تا به صورت کلی من هم نظرم رو در مورد مطالبی که عنوان کردید بدم ولی خیلی از این موضوع خوشحالم که با هم تبادل نظر و اطلاعات دارید و این جدا فوق العاده ست . از دوست عزیزم گلابتون خواهش میکنم به صفحه بالا بیاد ، فکر میکنم این محیط پتانسیل این رو داره تا افراد بیشتری در این بحثها و خیلی بحث های دیگه مشارکت کنند .

  99. سلام دوستان . رهام عزيز و نازنين خوبم.
    نازنين جان. راستش رو بخواي ترسم از همينه. ترسم از اينه كه من، جامعه، تلويزيون و …. چيزهايي رو بهش بعنوان ارزش و حقيقت و … ياد بديم كه اون در آينده اونها رو نپذيره. ببين! توي همين سايت و همين صفحه چقدر اختلاف نظر هست و ما هنوز نمي تونيم با هم درست ارتباط برقرار كنيم و هم رو بپذيريم. و همين حالا برو مثلا توي صفحه ياهو و چند تا مطلب راجع به ايران رو بخون و كامنهاي مردم دنيارو هم ببين. به نظر تو من بايد بچه ام رو چطور آماده كنم تا با اين همه مخالفتها و ذهنيتهاي منفي كه توي دنيا در مورد ايران هست مواجه بشه. وقتي دنيا چيزهايي كه در كشور ما ارزش هست رو درك نمي كنه و راجع بهش اشتباها قضاوت مي كنه. اگه من آگاهي درست و كامل نداشته باشم و فقط يه چيزهايي رو بهش ياد بدم . مطمئنم فردا با برخورد با نظرات مخالف مردم دنيا علامت سوال بزرگي توي ذهنش بوجود مياد. براي همين بايد سعي كنم همه چيز رو موشكافي كنم و راجع به هر سوالي كه توي ذهنش هست بدون تعصب و آگاهانه جواب بدم تا فردا متهم به دروغگويي نشم.
    ممنون ميشم نظر خودت رو بگي.

  100. سلام خدمت خانم گلابتون و دوستان خوبم.
    من ترس شما رو از نسبی بودن یا پیچیدگی خیر و شر درک میکنم ولی باید بدونیم که نظام اخلاقی همه دنیا بر دو اصل استواره اول اینکه دنیا به گونه ای ساخته شده که نسبت به خوبی ها و بدیها وقوف داره و دوم اینکه جهان هستی نسبت به خوبی ها و بدی ها بی طرف نیست و به اونها پاداش و جزای مناسبی میده . بسیاری از اصول اخلاقی و ارزشها در تمام دنیا یکسان هستند . مثل صداقت ، عدالت، مهربانی ، ایثار، خدمت به انسانها و نیازمندان، صلح ، بخشش، علم و … و در تقابل با این ارزشها ضد ارزشهایی مثل ظلم ، جنگ ، تبعیض ، خشم ، و…..هم وجود دارندکه در همه فرهنگها منفورند.من فکر میکنم همین هارو بهشون تفهیم کنیم کفایت میکنه. به تدریج که خودشون بزرگتر شدند و آگاهیهاشون زیادتر شد بیشتر این ارزشها و ضد ارزشها رو میشناسند. در مورد فرهنگ هر کشور خودتون میدونید خاص همون کشوره شاید خیلی از کشورا ایرانو نشناسن یا اصلا ایرانیا براشون مهم نباشن .خوب این طبیعیه همچنان که ما خیلی از کشورهای دیگه و ارزشهاشونو نمیشناسیم.بنظرم این قضیه نمیتونه خیلی اهمیت داشته باشه چرا که مهمتر از همه اینها اون کاریه که ما برای عرضه به دنیا خواهیم داشت. خیلی از آمریکایی‌ها نمی‌دونن ایران کجاست؟ اکثر آمریکایی‌ها حتی کلمه‌ ایران را به اشتباه “آیرن” تلفظ می‌کنند که در انگلیسی به معنی آهن (Iron) است؛ بعضی‌ها اصلاً نمی‌دانند که ایران و عراق دو کشور متفاوت هستند! خیلی از آمریکایی‌ها فکر می‌کنند که ایرانی‌ها عرب هستند و به زبان عربی تکلم می‌کنند. خیلی از اونا فکر میکنند که زنان ایرانی همه بیسواد هستند در حالی که 60 درصد ظرفیت دانشگاههای مارو خانمها پر کردند.این سطح آشنایی از ایران مختص مردم عادی نیست، رقیب باراک اوباما در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در سال 2012، در مناظره‌های انتخاباتیش اعلام کرد که سوریه تنها راه دسترسی ایران به آب‌های بین‌المللی است!!!.درسته که یه مقدار از این نا آگاهیها بخاطر ضعف دستگاههای فرهنگی ما هست که ارزشهای مهم و پیشینه ارزشمند ایران و ایرانیها رو درست به دنیا معرفی نکردند ولی یه مقدار هم به خود مردم خارجی بر میگرده که بیشتر غرق کار یا تفریح هستند و مسائل دنیا براشون اهمیتی نداره.ما ایرانیهای خیلی زیادی داریم که در همه جنبه های علم از چند هزار سال پیش تا الان سرآمد جهانیان بودند. بهتره این افرادو به فرزندتون معرفی کنید تاعزت نفسشو افزایش بدید. هرچند بقول بیل گیتس “دنیا برای عزت نفس شما اهمیتی قایل نیست. در این دنیا از شما انتظار می‌رود که قبل از آن‌که نسبت به خودتان احساس خوبی داشته باشید، کار مثبتی انجام دهید “.امیدوارم فرزندتونو طوری تربیت کنید که کار مثبتی نه فقط برای ایران بلکه برای دنیا انجام بده.

  101. بله نازنين جان. به نكته خوبي اشاره كردي. اينكه مار مثبتي براي دنيا انحام بديم. ديشب پسرم حرفي زد كه باز منو متعجب كرد. اون به من گفت: من اول فكر مي كنم بعد تصميم مي گيرم و انتخاب مي كنم. تو چي مامان؟
    !!!!
    نمي دونستم بايد چي جوابشو بدم. يا بايد دروغ مي گفتم. يا اينكه بايد مي گفتم نه. من اول كاري رو انجام ميدم بعد مي فهمم كه اون اشتباهه و نبايد انجامش مي دادم. چيزي كه منو خيلي متعجب كرد اين بود كه اون با سن كمش به اين نتيجه رسيده بود كه بايد انتخاب كنه كه چه كاري انجام بده و من، هنوز خيلي از كارهام بدون فكر و انديشه اس. بهش گفتم. تو كار درستي مي كني و ديگه از جواب دادن طفره رفتم.
    مي دوني نازنين جان. كشوري كه ما داريم براي فرزندانمون مي سازيم چيزي نيست كه اونها دوستش داشته باشن. . بايد براي بچه هامون كشوري بسازيم كه در دنيا بهش افتخار كنن. تا بعدكار مثبتي براش بكنن.
    اونها مي بينن. مي شنون. تجزيه و تحليل مي كنن و بعد دنبال جواب سوالاتشون مي گردن. اونها در كوران اطلاعات قرار دارن. و نميشه و فرصت نيست تا بگذاريم خودشون نتيجه بگيرن چون در مواجهه با دنيا ناگهان ممكنه تحت تأثير جو شديد غير ايراني و غير اسلامي كه در دنيا هست قرار بگيرن. اونها فعلا از كارتونها و فيلمها و داستانها، اطلاعات اوليه شون رو مي گيرن اما قضاوت نهايي و استنتاج از مطالب با خودشون هست و همين افكاره كه منو مي ترسونه. چون مي بينم اون ها دارن با سرعت خيلي زيادي پيش ميرن . بزودي بزرگتر ميشن . وارد سايتهاي جهاني ميشن و ما بايد اونها رو براي اين مواجهه آماده كنيم. البته اگه به ما اجازه بدن.

  102. اصلاح مي كنم كار مثبتي (خط اول)

  103. در مورد ايرانيهاي موفق، چون خيلي هاشون خارج از ايران هستن اين مسأله باعث شده بود كه مدتي پيش فكر كنه خارج از ايران بودنه كه باعث موفقيت اونهاست و خيلي تمايل داشت كه در كشورهاي خارجي زندگي كنه‌!!!!!!!

  104. بگذار سوالم رو اينطور بگم، آيا ارزشهايي ك ما داريم براي بچه هامون تعريف مي كنيم همون ارزشهايي هست كه دنيا مي پذيره؟؟؟ كدومش درسته؟؟

  105. سلام گلابتون جان ! در مورد سوالت توی کامنت قبل توضیح دادم شاید من نتونستم درست بیان کنم. در مورد ارزشهایی که جهان شمولند مسلما دنیا اونها رو می پذیره ولی در مورد ارزشهایی که مختص فرهنگ و مذهب کشور ماست نمیشه با صراحت و اطمینان گفت که مورد پذیرش صد در صدی باشه همونطور که خودتون میدونید مثلا حجاب در کشور ما یه ارزشه ولی در بسیاری از کشورای دیگه اینطور نیست و گاهی به عنوان ضد ارزش بهش نگاه میکنندیا صداقت ، انفاق، ایثار ، وفاداری و …در همه جای دنیا ارزش محسوب میشه . خلاصه اینکه این ارزشها همه نسبی هستند ولی میشه گفت ارزشهای ما اگر پویا و زنده باشند به هیچ وجه تابع زمان و مکان نیستند و در همه مکانها و همه زمانها ارزش حساب میشه و تاریخ انقضا نخواهند داشت.درست مثل نسلی که از طفولیت به پیری میرسه تا تجربه های خودش رو به نسل بعد منتقل کنه اگر بازمانده های اون ارزشها در معرض تهاجم قرار نگیرندمیتونند خیلی ارزشمند باشندچرا که نه تنها فرزندان مارو از تجربه های تلخ بی نیاز میکنند میراثی آزموده شده هستند برای زندگی بهتر در هر زمان و هر مکان.فقط باید مواظب باشیم که بقول شما در این کوران اطلاعات این ارزشها مورد هجوم قرار نگیرند.ما باید در یک مقطعی مثل یه گل از اونا مواظبت کنیم تا بیشتر از حد توانشون با این هجمه ها مواجهه نشن. بنظرم تو سن فرزند شما باید اجازه دیدن هر نوع فیلم یا بازی های خشن رو بهش ندیم . تا کم کم اونو طوری آماده کنیم تادراین کوران اطلاعات درست قدم برداره و درست انتخاب کنه.

  106. سلام نازنين جان. خيلي توضيح خوبي بود. ممنونم ازت دوست خوبم.
    اينكه گفتي از اونها مثل گل محافظت كنيم خيلي جامع بود. به عبارتي ما بايد براي اونها يه همراه در تمام لحظات باشيم. و زماني كه هستيم بايد خلا لحظات نبودنمان رو پركنيم. به عبارتي در برابر تمام اطلاعاتي كه دريافت مي كنن يه توضيحاتي رو هم از طرف ما دريافت كنن تا دچار تعارض نشن. شايد در انتخاب بازي و فيلمهاشون بتونيم كنترلشون كنيم اما در برابر ساير اطلاعاتي كه ناخواسته به گوششون مي رسه و يا چشمشون مي بينه بايد مواظب پردازش اطلاعات توسط مغزشون باشيم. و لازمه اش هم اينه كه خودمون قبلا اين اطلاعات رو پردازش كرده باشيم. اونها بسرعت تناقض ها رو پيدا مي كنن. مثل يك كامپيوتر كه error ميده مغزشون ناگهان با پيام خطا مواجه ميشه و اينجاست كه از خودشون سوال مي كنن كدوم درسته.

    • خواهش میکنم عزیزم. شما کاملا درست میگید .این روزا فرزندان ما در دنیایی از پیامها و اطلاعات به سر می‌برند و در زمینه‌های گوناگون تشنه دانستن و شناختن هستند، بچه ها اعتقاد دارند كه اطرافیان مخصوصا والدین و مربیان منبع سرشاری از اطلاعات و علوم گوناگون هستند و همه چیز را می‌دانند و می‌توانند به همه پرسشهای آنان پاسخ مناسب داده و در مورد مسائل مختلف صحبت كنند.بی تردید اگر والدین صبورانه و با ملایمت و شكیبایی و سعه صدر به پرسشهای فرزندان خودشون پاسخ بدند و ذهن تشنه و كنجكاو اونا را سیراب كنند، متقابلا اونها هم با شادی و اطمینان خاطر در مسیر رشد و تعالی خودشون گام بر می‌دارند. اما اگر پدر و مادر با بی‌حوصلگی و پاسخهای نا مناسب، كودك را از خود برانند اعتماد كودك را نسبت به خود سلب کرده و سرانجام كودك یا نوجوان در پاسخهای مبهم، سر در گم شده و به منابع دیگری متوسل می‌شه كه شاید موجب انحراف ذهنی و فكری او بشه. خلاصه باید اطلاعاتمونو زیاد کنیم تا برای پیدا کردن سوالاتش به دنیای مجازی رو نیاره!
      در موردسوالات بچه ها در همه حال باید حقیقت را گفت. پاسخ‌ها باید در حد توانایی و درك كودك باشه ضمن اینکه
      كودكان را باید به تفكر و اندیشیدن وادار كنه پاسخگویی باید از روی محبت و صمیمت باشه.

  107. مرسي مرسي مرسي.
    نازنين جان. مي دوني چي نگرانم مي كنه. از اينكه دل كوچيكشون با مواجه شدن با حقيقت مي شكنه.
    اونها خيلي خوب همه چيز رو مي فهمن. ا. اونها خيلي جلوتر از ما از نظر درك و فهم هستن. چيز جالبي كه پسر من چند روز پيش در مورد فلسطين گفت اين بود كه فلسطينيها دشمن اسرائيل نيستن. اين اسرائييليها هستن كه دشمن فلسطينيهان. چون مي خوان خونه هاشون رو ازشون بگيرن. خب. اين خيلي خوبه و مثبت. تا اينجا. اون خيلي از اطلاعات اوليه اش رو از تلويزيون مي گيره. و بعد تجزيه و تحليلش مي كنه. اون مي گه چرا مردم دنيا كاري نمي كنن. چرا فلسطينيها رو نجات نمي‌دن؟
    نازنين جان. من نمي دونم فردا و پس فردا چه سوالات ديگه اي ممكنه به ذهن حساس و پوياي اون برسه كه من هيچ جوابي براش ندارم.
    اين ها كه مي گم نه فقط سوالات پسر من كه سوالات خيلي از هم سن و سالهاي اونه. سوالاتي كه ما بايد خودمون رو هر روز براي جواب دادن به سخت ترهاش آماده كنيم.
    واقعا چكار بايد بكنيم كه آسيب نبينن. آيا بايد كلا جلوي ورود اطلاعات به مغزشون رو بگيريم؟

  108. سلام خانم گلابتون در مورد نحوه جلوگیری از آسیب به فرزندانمون در مقابل این فوران اطلاعات باید بگم که راهش این نیست که از ورود این اطلاعات به مغزشون جلوگیری کنیم . فکر میکنم بجای مقابله باید اونا رو آگاه کنیم . البته من نظرم اینه که در هر سنی متناسب با اون سن باید آگاهیهایی رو بهش داد تا جایی که نیازها و سوالاتش جواب داده بشه. ولی به مرور که بزرگتر میشن باید به این قضیه بصورت جامع تر و کامل تری نگاه کرد. البته این قضیه فرهنگ سازی و آگاهی دادن به فرزندانمون فقط نمیتونه به عهده ما والدین باشه بنظرم برای این قضیه یه عزم ملی باید وجود داشته باشه . چرا که آسیبهای این فناوریها جزو آسیبهای نو پدیده و هنوز توی کشورمون برای مواجهه با اون کار زیادی صورت نگرفته. آگاه سازي و ارتقاي سطح فرهنگ جامعه و فرهنگ سازي خصوصا در زمينه استفاده از فناوري هاي نوين ارتباطاتي، برخوردهاي قانوني با خلافکارا از جمله راهكارهاي مهم براي مقابله با تبعات منفي این فناوریهاست كه لازمه دراين خصوص سرمايه گذاري و توجه بيش از پيش صورت بگیره. مثلا برای اینکه بچه های ما به فیلمهای غربی که با فرهنگ ما جور نیست خود صدا و سیما باید فیلمها و سریالهای خوب و جذاب بسازه که نمیسازه .تنها کار مثبت و قشنگی که تو این چند سال اخیر دیدم و بنظرم جذابیت داشته هم برای بچه ها و هم بزرگسالان همون انیمیشن شکرستان هست که واقعا حرفی برای گفتن داره و الباقی هیچ و فقط هیچ !همونطور که خودتون میدونید این فناوریها هم جنبه مثبت دارند و هم منفی ! آثار مثبت استفاده از اینترنت به‌روزكردن اطلاعات، استفاده از مطالب علمی، دسترسی به فناوری‌های روزه اما، به موازات اون ما شاهد گرایش نوجوانامون به چت‌روم‌ها، عشق‌های مجازی، كلاهبرداری و سوءاستفاده از دختراو پسرا با نشون دادن شخصیت‌های دروغین، ازدواج‌های اینترنتی، هرزنگاری، سرقت اطلاعات و اخاذی هستیم كه ازجمله تبعات منفی استفاده ناصحیح از فضای مجازی و فناوری‌های نوین است. این تکنولوژی هم فرصته هم تهدید .روش برخورد ما با اون تبعاتشو تعیین میکنه. مثلا تلفن همراه با وجود مزایای زیاد با اپلیکشنهای ساده و قابل دسترسش برای بچه هامون یه تهدیده بنظرم روی برنامه هایی که برای بچه ها استفاده میشه بایدحساسیت به خرج بدیم. همونطوری که با فرزندمون درباره مواد مخدر و مضراتش حرف میزنیم باید در مورد استفاده صحیح از این وسیله و تبعات استفاده غلطش هم بگیم. بنظرم برای استفاده از این وسایل مثل تلویزیون ، شبکه های ماهواره ای کارتونی ،پلی استیشن و …باید محدودیت وقت بذاریم و برنامه هاشو انتخابی کنیم.چون علاوه بر اتلاف وقت و آسیبهای پزشکی باعث پرخاشگری و خشم و بی اعتنایی به درساشون میشه.جان کلام اینکه نمیشه از ورود اطلاعات به بچه هامون جلوگیری کرد چون در هر صورت ممکنه که در جایی دیگه این اطلاعاتو بگیره ولی میتونیم نسبت به ورود این اطلاعات کنترل داشته باشیم و بهش آگاهی بدیم . ولی این مساله فراتر از خانواده هست و به کل جامعه بر میگرده و برای فرهنگ سازی عزم ملی میخواد.

  109. نازنين عزيزم. ممنونم ازت. درسته . واقعا اين موضوع يه عزم ملي مي خواد. تلاش هر كدوم از ما به تنهايي راهگشا نيست. دولت بايد به موضوع تربيت نسل آينده اهميت بده. متأسفانه اين همه تبليغاتي كه براي افزايش جمعيت ميشه اما براي حفظ و تربيت و پرورش اين بچه هايي كه داريم قدم جدي و اساسي نيست. اين همه نخبه هايي كه دارن از كشور ميرن سرمايه هاي مملكت هستن. وقتي عزم ملي وجود نداره، خونواده ها واقعا تنها هستن و كسي كه به اهميت اين موضوع فكر نكنه باعث آسيب بچه اش ميشه. البته الان در مورد آسيبهاي بازي فناوريهاي ديجيتال، حرفهاي زيادي هست و خونواده ها دارن كمي سعي مي كنن اين موارد رو كنترل كنن . اما خيلي مهمه كه اطلاعاتي كه وارد مغز فرزنمون ميشه رو كنترل كنيم . اون در برابر تلويزيون و كارتونهايي كه مي بينه ، خبرهايي كه مي شنوه و فيلمها و … و چيزهايي كه در جامعه وجود داره با تناقضهاي زيادي مواجه ميشه. بچه هاي ما تحت تأثير بمباران اطلاعاتي قرار مي گيرن . اطلاعاتي كه ممكنه تأثيرات بسيار مخربي روي مغزشون داشته باشه. و اين ها فقط در مورد ارتباط دختر و پسر نيست. راستش ما توي خونه ماهواره نداريم. كه بيشتر بخاطر فرزندمون هست. اما در مورد تلويزيون ايران هم خيلي موارد هست كه ممكنه خونواده دوست نداشته باشه فرزندش در اون مورد اطلاعاتي بگيره و با طرز فكر و ارزشهاي خونواده منطبق نباشه اين كار خونواده ها رو سخت تر مي كنه ..و خونواده ها در اين مورد تنها هستن. چه جوري ميشه خواسته هامون رو بيان كنيم. به عبارتي خونواده ها نه تنها در تربيت بچه ها تنها هستن بلكه بايد جلوي ضدارزشهايي كه داره تبديل به ارزش ميشه بايستن.
    فرهنگ ايراني اسلامي ميگه با مرگ سيمرغ ،جغد جاي سيمرغ رو نميگيره. اما ما داريم به سمتي مي ريم كه وقتي داشته هامون رو از دست مي ديم جاش رو با چيزهايي پر مي كنيم كه روزي برامون نفرت انگيز بود و اينه كه بي هويتيه .

    • سلام روزتون به خیر و شادی حساسیتهای شما رو نسبت به تربیت فرزندتون درک میکنم.در مورد اینکه بخاطر فرزندتون ماهواره ندارید موید همین مطلب هست . ولی شخصا با قضیه ماهواره نظرم با شما فرق میکنه. ما نمیتونیم بخاطر آسیبهایی که برای ما بسادگی قابل کنترله از مزایای کانالها و برنامه های مثبت و موثر دنیای اطرافمون خودمون رو محروم کنیم .من حساسیت شما را درک میکنم ولی میشه کانالها رو انتخابی و انگشت شمار جدا کرد و استفاده برد.چند تا سایت داخلی هم هست که بنظرم مطالب جالبی در مورد تربیت کودک و نوجوان دارند. از جمله بیتوته ، تبیان ، آکا ایران و..حتما میتونند کمک کننده باشند.

  110. نازنين عزيزم. البته من منظورم از بيان اين مطالب فقط اين نيست كه مشكلات خودم رو بيان كنم و به دنبال راه حلي براي خودم باشم. قطعا اين طور نيست. منظورم اينه كه دغدغه هايي كه دارم اينها هستن و قطعا من هم در كتابها و سايتهاي مختلف مطالعاتي دارم. هدف اينه كه شايد كسي يا كساني با خوندن مطالب ما زواياي ديد جديدي پيدا كنن.

    به نظر مي رسه اين بحث خسته ات كرده. در اينصورت بهتره بهش خاتمه بديم.

    فقط يه نكته هست و اينكه من كلا به تلويزيون اعتقاد ندارم و اون بخاطر اينه كه تلويزيون در حقيقت يك ابزار براي تبليغ تفكرات گروههاست. به عبارتي در كنار فيلمها و …. تفكرات خاصي هم به بينندگانش القا مي كنه و اين جلوي تربيت بچه ها رو مي گيره. بهمين خاطر من ترجيح مي دم به سينما برم. يا فيلم ها و كارتونها و … رو تهيه كنم . فرقي نمي كنه كه مال كجا باشه. من خيلي از فيلمهاي هاليوودي رو به فيلمهاي ايراني ترجيح مي دم چون اكثر اونها بار معنايي و محتوايي و آموزشي بالايي دارن.
    تلويزيون ما هم اخيرا كارتونهاي خوبي ميسازه پسرمن به كارتون شكرستان هيچ علاقه اي نداره. اما كارتونهايي كه در مورد پورياي ولي و آريوبرزن و همينطور شخصيتهاي ايراني مثل شهريار و ابوريحان و بوعلي سينا و …. ساخته شده رو خيلي دوست داره. شايد كيفيت كارشون پايين باشه. اما اون واقعا جذب داستانهاي اين كارتونها ميشه و بعدا راجع به اتفاقاتي كه افتاده سوالهاي جالبي مي پرسه. من فكر نمي كنم كه يه كودك آلماني، تلويزيون آمريكا رو نگاه كنه و علاقه اي ندارم پسرم به تلويزيون كشورهايي نگاه كنه كه فرهنگشون با ما فرق مي كنه. حداقل اينه كه مجري كه مي بينه باحجابه و نه يه زن بي حجاب كه ممكنه حركاتي داشته باشه كه من نمي خوان توي ذهن پسرم حك بشن.
    مي دوني. اگه ماتوي يه كشور ديگه زندگي مي كرديم اين مسائل براي اون بسيار طبيعي جلوه مي كرد. چون كل جامعه اين طوري بودن. اما وقتي جامعه ما جور ديگه ايه، فكر مي كنم ديدن تلويزيون يه كشور ديگه اون رو دچار تعارض مي كنه. چون هم تلويزيونها هم همينه كه مخاطب رو جذب فرهنگ موردنظر خودشون كنن.

    بيشتر از اين وقتتت رو نمي گيرم. به اميد ديدار در يه صفحه ديگه.

    • سلام عزیزم . من متوجه منظور شما از این بحثها بودم و مطمئنم شما خیلی بیشتر از من در این موضوع مورد بحث هم تجربه دارید هم اطلاعات! چون خودم از مطالب اون سایتها خوشم میومد معرفی کردم وگرنه قصد جسارت نداشته یا خسته نشدم. نگاه من به تلویزیون از دوجنبه اطلاعات و اوقات فراغت هست . البته چون توی خونه اوقات فراغت کمتری دارم بیشتر به جنبه اطلاعاتیش توجه دارم.با حرف شما در مورد تلویزیون های دولتی موافقم که فقط تفکر خاصی را تبلیغ میکنند . به همین دلیل غیر از چند برنامه خاص! تلویزیون خودمون را نگاه نمیکنم و ترجیح میدم اون اندک وقتمو صرف کانالهای بدرد بخور ماهواره کنم و نه سریالهای مزخرف و بی محتوای کانالهای ترکی یا کلمبیایی که متاسفانه این روزها خیلی از عوام بیننده پرو پا قرص اون هستند.( البته شاید خورده گرفتن من به عوام کار اشتباهی باشه چون اولا سلائق متفاوته و ثانیا ملت چیزی برای نگاه کردن و اوقات فراغتشون ندارند) وهمینطور منظور من این نبود که حتی کانالهای کارتونیش هم مناسب بچه ها هست.بنظرم فقط کسی میتونه پای این کانالها بشینه که به بلوغ جسمی ، فکری و عاطفی رسیده باشه در این صورته که میتونه برنامه ها رو درست انتخاب کنه.

  111. اصلاح مي كنم «هدف» تلويزيونها اينه كه مخاطب رو جذب فرهنگ مورد نظر خودشون كنن.

  112. نازنين جان سلام . دوست دارم در اين مورد كمي بيشتر حرف بزني. ممنون ميشم.

    • سلام صبحتون بخیر .اول اینکه عذر خواهی میکنم که دیر جواب دادم این روزها درگیر درس و کار و … هستم چون سوالتون کلی بود خواستم دقیقا مشخص کنید که منظورتون در مورد استفاده خودمون از ماهواره هست یا فرزندانمون؟یا مساله دیگری؟

  113. سلام نازنين جان. البته من هم شرايطم مثل تو هستش. نمي خوام اينجا بحث جديدي رو شروع كنم. وگرنه دوست داشتم در مورد وضعيت زنان ايراني بنويسيم. هرچند …. بگذريم
    منظورم كلا وجود ماهواره و همينطور تلويزيون و تاثير اون توي بچه ها و ذهن اونها و حتي بزرگترهاست. دوست دارم ديدگاههاي تو رو بهتر بدونم.

  114. سلام خسته نباشید . جا برای بحث کردن زیاده ولی شاید این صفحه بخاطر شرایط مشابهی ( کار ، درس، بچه و گرفتاریهای زندگی) که من و شما داریم مثل قبل نباشه و یه جورایی پویاییشو از دست داده باشه . بحث در مورد زنان بالاخص زنان ایرانی خیلی میتونه جذاب باشه ولی امیدوارم اگر در صفحه مناسب دیگر ی این بحث باز شد فقط من و شما درگیرش نباشیم . حقیقتا دوست دارم که همه بچه ها در موردش حرف بزنند.و اما در مورد ماهواره حرف خیلی زیاد هست و میتونم بگم که با در نظر گرفتن شرایط خاصی کاملا با این پدیده موافقم چرا که توصیه امام علی هم هست که فرزند زمان خویشتن باش !.همون طور که خودتون بهتر میدونید ماهواره هم مثل سایر رسانه ها جنبه های مثبت و منفی زیادی داره . به دلیل متنوع بودن برنامه های ماهواره ای همه افراد خانواده می تونن از این طریق موضوعات مورد علاقه خودشونو دنبال کنند . برای مثال می شه به شبکه های ورزشی، هنری، سیاسی، اجتماعی و خبری اشاره کرد با وجود اينكه برنامه هاي ماهواره اي محتواي علمي و آموزنده هم دارند، ولي بيشتر نوجوانان و جوانان و حتي بزرگسالان ما استفاده صحيح از آن رو نمیدونند.بنظرم یاید استفاده از ماهواره را در خونه برای بچه ها محدود كرد، البته بايد خود والدين برای خودشون پیشقدم شن و استفاده از ماهواره را فقط منحصر به برنامه هاي مفيد آن کنن وبنظرم باید دستورالعملي براي استفاده صحيح براي همه افراد خانواده تعريف بشه وهمه به آن مقيد باشند. همه چیز به خود انسان بر می گرده آدم تاثیرپذیر از همه چیز تاثیر می پذیره حتی کتاب، مجله، محیط ودوستان. باید دید هر کس برای چه انگیزه و هدفی به سراغ ماهواره می روه.درسته این برنامه ها پر زرق و برقند و باعث بالا رفتن توقع ما از زندگی میشند ولی بخاطر مضراتش نمیتونیم از منافعش چشم پوشی کنیم.از مزایای اون میشه گفت که با توجه به سرعت رشد علم و تکنولوژی در دنیا متخصصین هر رشته می تونند با دنبال کردن برنامه های شبکه های علمی ماهواره که با رشته تحصیلی و زمینه شغلی شون همخوانی داره، در کوتاه ترین زمان از جدیدترین اخبار و اطلاعات مربوط به تخصص شون مطلع شند و در کار و تحصیل شون از این اطلاعات جدید بهره بگیرند.یا میشه به آشنایی با فرهنگ ملل مختلف اشاره کرد خیلی از ما توانایی رفتن به مسافرتهای خارج از کشور را نداریم ولی با خیلی از کانالهایی که فقط کارشون سفر به کشورها و نشان دادن آداب و فرهنگ ملتهاست به راحتی و بدون رنج و هزینه سفر با این کشورها آشنا میشیم.ضمنا میتونیم ازجدیدترین خبرهای دنیا با خبر شیم هر چند بعضی از کانالها جهت گیری خاص سیاسی دارندولی خیلی از آنها هم جزو کانالهای آزاد هستند همینطور امکان دنبال کردن موضوعات سالم ومورد علاقه به دلیل تعداد زیاد شبکه های ماهواره ای و تنوع برنامه های آنها، وجود داره .هر قدر هم که موضوعات و سرگرمی های مورد علاقه ما خاص باشند، باز هم به احتمال زیاد شبکه ای رو پیدا میکنیم که دراون به موضوع مرود نظر ما می پردازه.بیشتر از یک دهه هست که مبارزه های تبلیغاتی و …علیه اینترنت و ماهواره نشون داده که روشهای محدودیت آمیز نه تنها موثر نبوده بلکه باعث شده طبق همون گفته امیر مومنان که فرمودند: الانسان حریص بما منع <>خیلی از مردم و جوانان بطور پنهانی یا دورزدن قانون امکان استفادشونو از اینترنت و ماهواره فراهم کنندحتی برخوردهای اداری و قانونی هم نتونسته این وضعو تغییر بده. شدت وابستگی مردم به حدیه که حتی مخالفانش هم دچار تردید شدند و حتی این روزا میبینیم که استفتاها از مراجع در مورد ماهواره و اینترنت تغییر موضع داده شده. اگربه جای تمامی این کارهای ممانعت آمیز در طی 20 سال گذشته از زمان تولید این دستگاه ها در ایران فرهنگ سازی می کردیم ، به دنبال آموزش نسل از پایه می بودیم ویا به دنبال کار سیاسی نبودیم واگر پیش بینی این زمانه را می کردیم الان اینطور نمیشد که مردم ما ناخواسته پای برنامه ها و سریالهای بی محتوا و دروغین کشورهای دیگه بشینن ، هنوز هم دیر نیست و باید به جای حرف عمل کنیم .دنیا به سمت شهر دیجیتالی شدن پیش می ره و روزی فرا خواهد رسید که به جای استفاده از دیش و دستگاه مربوط به اون، گوشیهای موبایل و تلویزیون های خانگی این شبکه ها را مستقیما دریافت می کنه همچنان که همین الان هم با اینترنت بیشتر این شبکه ها قابل دریافت هستند. ما باید برای نسل آینده و کنونی برنامه ریزی دقیق وفعال داشته باشیم و همونطور که قبلا گفتم یه عزم ملی ، دقیق و منسجم میخواد.

  115. سلام بر ناز نازی جونم وخانم گلابتون وسایردوستان …….
    نازی جونم نظرات شما وسایر دوستان را خوندم از شما تشکر ویژه دارم که این صفحه را به من معرفی کردید …….
    اما نازی جونم نظری در بالا بود که قلبه منا شکست ودلم را غمگین !!!!!چرا اون خانم فکر میکنه که من یا شما یا …..
    بقیه دوستان داریم بااسامی مختلف کامنت میزاریم اخه چه سودی دراین کار هست ؟؟؟نازی جونم چرا ایشون ندانسته
    ونشناخته هویت مارا زیزه سوال میبره ؟؟؟؟تاوقتی مهر هست چرا بغض وکینه ودشمنی ؟؟؟ وخب گفتن قلب ادم مثله قلکه اگر سکه محبته کسی توش افتاد نمیشه درش اورد مگر این که بشکنیش !!!!!!بگذریم موضوع خوبی را شروع کردید من هم با نظره شما موافقم در مورد ماهواره اما بیشتر دوست دارم شما وخانم گلابتون ودیگران صحبت ….
    کنید ومن سخصا شنونده باشم اما امیدوارم در اخر به نتایج خوبی برسین تا همه از این نتایج حداکثر استفاده راببرن….
    پس لطفا ادامه بدین در صفحه خانم بازیگر جوان هم سر زدم موضوع خوب داره پیش میره هر دوصفحه را پی گیری …….
    میکنم وامیدوارم به نتایج روشن وکاملی برسین …..ممنون از لطفتان ….

    • سلام دوست خوب من !سایه جان لازم نیست خودتو بخاطر حرفهای چرندیک آهوی بی دفاع ( این خنده دارترین جوکی بود که امسال شنیدم)ناراحت کنی.
      سنگ بدگوهر اگر کاسهٔ زرین شکند
      قیمت سنگ نیفزاید و زر کم نشود

  116. سلام دوستان. سلام نازنين عزيزم . سلام سايه جان.
    نازنين جان. حق با توست. البته من هم قبول دارم كه خيلي از شبكه هاي اون مفيد هست و در واقع اين كار رو بيشتر بخاطر فرزندم مي كنيم. چيز مهمي هست و اون هم بحث تقابل ارزشهاست. درسته كه ما درحال گذار به سمت جهاني شدن هستيم اما در همين جامعه جهاني، تنها يه فرهنگ حكومت نمي كنه. فرهنگهاي مختلفي در حال ارائه شدن هستن و اين من رو نگران مي كنه. راستش من با اينترنت بيشتر موافقم تا با تلويزيون. چون تلويزيون فقط در حال ايجادصحنه هاي جذاب و فريبنده و خيلي وقتها دروغه . اما اينترنت، مجبوره كه گاهي حقايق رو بگه. ببين . مثلا همين سايت ياهو . هميشه خبرهايي كه از ايران مي نويسه تلخ و زشته . تما اتفاقاي ايران بد هستن و تمام اتفاقاي كشورهاي غربي خوب؟ و حداقل اينه كه عده اي مي تونن بيان و اعلام كنن در برابر ديدگان تمام دنيا كه بابا همه اش كه اين نيست. اما تلويزيون؟ چه عكس العملي در برابر شبكه هاي ماهواره اي ميشه انجام داد؟؟؟ ارتباطات يك طرفه هستش. و تلويزيون (منظورم ماهواره هستش) داره بدون هيچ مانعي تمام قبحها رو ميشكنه. فقط از بديها مي گه. از زيبايي دنياي بيرون از ايران. از زشتي هاي ايران ميگه. از بي فرهنگي مردم ايران. فقط خبرهاي تلخ و بد و از ايران و جوري كه انگار دنياي بيرون از ايران ، پاك زيبا و پر از صلح و آزاديه!!!!!!!!…. و باعث ميشه ما نسبت به وطنمون و فرهنگمون بي تفاوت و بي علاقه بشيم. من واقعا متأسف ميشم وقتي مي بينم مثلا يه دختر ترك بدون آرايش، با يه لباس ساده (بلوز و شلوار ساده) موهاي ساده (دم اسبي) هستش و دختراي ما بايد مثل مانكن و جذاب تر از هنرپيشه هاي هاليوود باشن و اگر نباشن آزاد نيستن؟.
    خيانت ديگه داره عادي ميشه. آمار طلاق داره به شدت بالا ميره. چون جامعه در مورد ارزشهاش دچار تعارض شده و نمي دونه ارزشهايي كه قبلا پذيرفته درستن و يا ارزشهايي كه فيلمهاي ماهواره دارن ترويج مي كنن. و اينجاست كه مي گم ماهواره رو توي خونه ام راه نمي دم تا وقتي پسرم با خودش به نتيجه نرسيده و تا وقتي كه ياد نگيره ميشه ارزشهاي فرهنگي مختلف رو پذيرفت و باهاش ارتباط برقرار كرد بدون اينكه در اون حل شد و من اميدوارم ما كشوري بشيم كه گردشگران زيادي ار كشورهاي مختلف به ايران بيان و ما ببينيم كه اونها چقدر به ابعاد انساني زندگي شون (مثل وفاداري، صداقت، محبت و عشق و انسان دوستي) بها مي دن و زندگي واقعي شون خيلي با چيزي كه ما توي ماهواره مي بينيم فرق مي كنه.

  117. سلام ناز نازی جونم وخانم گلابتون وسایر دوستان …….
    لایییییییییییک نازی جونم به خاطره کامنت بالا …….خانم گلابتون حرفهاتون کاملا متین است……
    حساسیت ونگرانی شما در مورد اثرات نا هنجاریها بر فرزندتون کاملا به جا ومنطقی وطبیعی هست ….
    اما متاسفانه هرچه هم که کودکان ونوجوانان وجوانان را در خونه کنترل کنیم باز هم نا هنجاریهای زیادی در ……
    جامعه هست که بد جو رهمه را درگیر میکنه واثر بدی بر افکار وروح وروان همه میگذاره البته به خود فرد هم بستگی
    داره اگه فردی باشه که گرایش به بدی داشته باشه زودتر مغلوب میشه با وجودی که هیچ انسانی ذاتا ناپاک به دنیا نمیاد
    اما انسانهایی که در برابر ناهنجاری مقاومت میکنن کمتر گرایش به ناهنجاری دارن که خب البته به عوامل زیادی منجمله محیط اطراف محله زندگی دوستان واطرافیان داره هم بی اثر نیست امید وارم که همه با تلاش هم بتونیم نسلی را برای
    اینده تربیت کنیم که خود تشخیص بدن چی خوبه چی بده ؟؟؟؟؟نه با اجبار بلکه با اختیار خود راهشون را پیدا کنن

  118. سلام خانم گلابتون ، خبری ازتون نیست و جدا من و دوستان دیگه نگرانتون هستیم . شاید کوتاهی و کمی بی توجه ای من شما رو آزرده خاطر کرده باشه و بابتش جدا متاسف و ناراحتم ولی خوب دلایل خاصی هم وجود داره که امیدوارم بتونم براتون توضیح بدم و شما رو متقاعد کنم . من سعی میکنم که هر روز بیام و به این صفحه سر بزنم ، امیدوارم این کم لطفی رو به بزرگی خودتون بر من ببخشید . و جدا خوشحال میشیم شما رو در صفحات جدید سایت ببینیم ، بی صبرانه منتظر نظرات شما هستم . روز خوش و به شادی

  119. سلام خانم گلابتون گل خبری از تون نیست خیلی دوس داشتم …….
    بحث را با نازنازی جونم وسایر دوستا ن ادامه بدین تا در اخر به نتیجه کاملی برسیم ……
    ولی شما رفتین انشاء……هر جا ک هستین سلامت وشاد باشین

  120. سلام سایه جان. دوست عزیزم رهام و سایر دوستان خوبم. امیدوارم حال همه تون خوب باشه
    راستش کمی دلگیر شده بودم. انتظار بعضی کامنتها رو نداشتم و یکی از کامنتهای دوستان انقدر توی ذوقم زد که دیگه دستم روی کیبورد حرکت نمی کرد. امروز بعد از بیش از یک ماه به این سایت اومدم.
    کاش اینقدر دلهامون از هم دور نبود. خیلی متاسفم که الان که دنیا داره ما رو تخریب می کنه، خودمون بیشتر داریم هم رو تخریب می کنیم. کاش بتونیم با هم بحثهای حتی تند داشته باشیم بدون اینکه علیه هم موضع بگیریم.
    سایه جان . عذر می خوام از اینکه جوابت رو ندادم.
    دلم خیلی براتون تنگ شده بود. فعلا خداحافظتون

  121. سلام. سلام دوستان خوبم. نازنین عزیزم. سایه خوبم و رهام جان.
    نازنین عزیزم. امروز اومدم که ازت عذرخواهی کنم که نتونستم بحث رو ادامه بدم. راستش دلم می خواست به عقب برنگردیم و راجع به مسائلی که گذشته و تموم شده دوباره بحث نکینم. راستش کمی دردم گرفت. احساس کردم توی جامعه ای هستیم که هرکدوم از ما داره حلقوم دیگری رو فشار میده. می دونم که ادبیات کلام بعضی از آدمها انقدر تلخه که تحمل ناپذیره. بازم نمی خوانم وارد بحثهای سیاسی بشم اما من عاشق شعار گفتگوی تمدنها هستم. (و البته عاشق کسی که این ایده رو داد) اون روز لحنت ناراحتم کرد. البته می دونم خطابت چه کسی بود و خب بهت حق می دم که ازش ناراحت باشی. اما دوست داشتم جور دیگه ای بگی. من در مهربونی تو شک ندارم و بهمین خاطر هم وقتی مامهربون میشی ازت می رنجم.
    نازنین جان. این چند وقت پسر من هم هر روز بزرگ و بزرگتر شد و هر روز از من سوالات سخت تری کرد. سوالاتی که برای جواب دادن بهش باید مواطب باشم . باید مواظب باشم که جوابی که می دم هم دور از حقیقت نباشه و هم با آنچه که توی کتابها می خونه، توی مدرسه یادمی گیره و توی جامعه می بینه در تناقض نباشه تا دچار تضاد نشه.
    نازنین نازنینم. امیدوارم من رو ببخشی. امیدوارم باز هم بحثهای خوبی توی صفحات دیگه باهم داشته باشیم

  122. سلام بر خانم گلابتون وناز نازی جونم وسایر دوستان …….
    خانم گلابتون از اینکه تو اون صفحه جوابم را داده بودین ممنوم ولی خانم گلابتون چون اون روز من تازه به این صفحه اومدم وکامنت اون خانم را دیدم ناراحت شدم به ناز نازی جونم گفتم ایشون هم بدون اینکه بخان اهانت به کسی بکنن به من جواب دادن اخه چرا شما دلگیر شدین؟؟؟ میتونستین همون اول بگین که واسه چی دلخور شدین در هر حال اگه به خاطره کامنته من این سوء تفاهم پیش اومد شرمنده ام بویژه از ناز نازی جونم عذر میخام …….
    خانم گلابتون تو جوابی که برام گذاشته بودین گفته بودین چرا ما خودمون را صد در صد قبول داریم که خو بیم عزیز دل کجای سوال من این معنی را رسوند من هرگز این ادعا را ندارم که صد در صد خوبم بنده شناس خداست که از نهان همه اگاه است اگر من از شما سوالی پرسیدم فقط میخاستم در مورد جمله زیبایی که در مورد دعا گفتین وبه دلم نشست بیشتر بدونم همین حالا اگه شما هم اذیت شدین تو جواب دادن ببخشید …….
    با ارزوی سلامتی وشادی برای همه ……..

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*