آخرین خبرها
تعداد بازدید : 11,035

۲۲ نظر

  1. واقعا من از چادر پوشیدن مدینه خیلی خوشم می اومد هر چی تمرین کردم……….
    نتونستم مثل اون چادر بپوشم ………
    دخترش چقد تو پل ونازه ……….

  2. امروز توی برنامه زنده رود بودن

    • بله منم دیدم
      کارگردان بسیاربسیارمسخره وبی سلیقه ای داره….

      • منظورتون گارگردان تلویزیونیه یا کارگردان هنری

        • ای بابا آقاقاسم چه سوالای سخ سخ می پرسین ..

          • کارگردان تلویزیونی وظیفه سوئیچ کردن تصاویر رو داره
            کارگردان هنری وظیفه برنامه ریزی اتفاقات برنامه رو داره.من چون خیلی تلویزیون نگاه میکنم یه اطلاعاتی تو این زمینه دارم.
            فکر کنم شما کلا ازاین برنامه خوشتون نیومده

          • فهمیدم آقاقاسم ممنون ازتوضیحتون….
            بله کاملا درست گفتین اصلاازبرنامش خوشم نیومدفقط ازجایی که برنامه رواجرامیکردن خیلی خوشم اومدجای خیلی قشنگی بود……

          • خواهش میکنم
            کن یه دوسالی هست این برنامه رو نگاه میکنم که مجریش احسان کرمی بود که واقعا مجریه خوبیه.
            حالا نیما کرمی اومده که بدک نیست.
            در کل برنامه هاشونو دوس دارم
            خوشا شیراز رو هم همینطور

          • حوصله دارین آقاقاسم خیلی وقته میخوام این خوشاشیرازوببینم دوستم تعریف میکردولی به قول خودتون همتم نشد….

          • من کلا برای تلویزیون دیدن الی ماشاا.. حوصله دارم
            ولی برای بقیه کارا مثل شما همتم نمیشه
            خوشا شیرازو جمع ها ساعتای10 میذارن
            با زنده رود همزمانه

  3. واقعا بازیگر تواناییه خیلی خوشم میاد ازش

  4. دخترش بچه بوده عینه عروسک بوده، اما الان خیلی خوب نیست.

    • باهات موافقم منم میخواستم همینو بگم
      آسمونی مارو خفه کردی با این رنگ آمیزیت کلی دقت کردم ببینم این چیه زیر گردن مدینه خانوم؟

  5. این دلی که شکستی مال من نبود
    خیلی وقت پیش تقدیم به تو شد
    خوشحالم چون حالا میتونم جای دل سنگ بذارم تو ســ ــینه . . .

  6. دیدی آنرا که تو خواندی به جهان یار ترین
    سیـ ـنه را ساختی از عشقش سر شارترین
    آنکه می گفت منم بهر تو غمخوار ترین
    چه دل آزار شد آخر،چه دل آزار ترین . . .
    دیدی ای دل ؟

  7. این بار

    مینویسمت…

    ” تو ” را میان اصطحكاك مداد و كاغذ

    گیر خواهم انداخت

    شاید اینگونه بشود تو را

    ” تجربه ” كرد…!!!

  8. کتاب عاشقی را آرام باز می کنم
    و ورق می زنم صفحات دلدادگی را ،
    داستان خسرو و شیرین ..
    افسانه ی لیلی و مجنون
    روایت ویس و رامین ،
    قصه ی فرهاد و منیژه ،
    وامق و عذرا ، …
    ..
    باز هم ورقی دیگر ،
    و برگی دیگر ،
    و کهن عشقی دیگر …

    تو گویی لابلای هر برگ ،
    با ظرافتی خاص…
    دلی پیچیده شده ،
    و چشمی نگران..
    هنوز بر لب جاده عاشقی
    به انتظار نشسته ،
    یار را می جوید …

  9. صبا خانم گل سلام
    لایییییییییییییییییک
    عزیزم خوبی شعر اول ودومت از کیه ؟؟؟؟؟؟؟؟
    خیلی خیلی عالی بود ………
    حسابی به دلم نشست ……….

  10. چادر سر کردنش خیلی زشت بود مثه دخترش ……

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*