آخرین خبرها
تعداد بازدید : 15,743

محمدرضا شاه را من کفن کردم+ تصاویر

محمدرضا شاه پهلوی روز ۵ مرداد ۱۳۵۹ در سن ۶۱ سالگی در بیمارستان معادی قاهره بر اثر بیماری سرطان خون درگذشت‌؛ دو روز بعد پیکر وی در مسجد الرفاعی قاهره، پس از تشییع به خاک سپرده شد. آنکه بر جنازۀ شاه نماز خواند، سید طالب الرفاعی، روحانی شیعه عراقی بود.

محمدرضا شاه را من کفن کردم

الرفاعی، زادهٔ ۱۹۳۱ در روستای الرفاعی، در جنوب شهر ناصریهٔ عراق، از تحصیلکردگان حوزهٔ علمیهٔ نجف اشرف و از نزدیکان آیت‌الله شهید سید محمدباقر صدر است. او در روند فعالیت‌های سیاسی روحانیون شیعه‌ در نجف اشرف و تأسیس حزب الدعوه حضوری فعال و تأثیرگذار داشت. در ۱۹۶۹، به نمایندگی از مرحوم آیت‌الله سید محسن حکیم، مرجع وقت شیعیان، به قاهره رفت و سال‌ها در آن شهر رهبری شیعیان را بر عهده داشت. وی هم‌ اکنون در ایالات متحده زندگی می‌کند. او در کتاب «امالی السید طالب الرفاعی» خاطرات خود دربارهٔ فعالیت‌های سیاسی و روابطش با برخی بزرگان حوزه‌های علمیهٔ نجف اشرف و قم را برای رشید الخیون، نویسنده و روزنامه‌نگار مشهور عراقی، بازگو کرده که بخشی از آن که درباره اقامه نماز بر جنازه شاه ایران بود را نقل کرده است:

 محمدرضا شاه را من کفن کردم

از سید الرفاعی خواستم که دربارهٔ جزئیات نماز خواندنش بر جنازهٔ شاه توضیح دهد؛ اینکه چگونه از او خواسته شد که بر آن جنازهٔ غیرعادی نماز بخواند؟

گفت: وقتی شاه در قاهره فوت کرد، مهمان محمد انور سادات، رئیس‌جمهور مصر بود. ماه رمضان بود، نیمهٔ ماه، شاید چهاردهم، سال ۱۹۸۰ [۱۳۵۹]. آن روز مرا به دیدار وزیر اوقاف مصر، زکریا البری، فراخواندند که به من گفت: با هواپیمای رئیس‌جمهور آمده‌ام اینجا تا بگویم فردا نماز میت را شما می‌خوانید. برای اینکه از مسئولیت فرار کنم پرسیدم: این‌ را رئیس‌جمهور خواسته؟ گفت: بله، او مرا سراغ شما فرستاده و وقتی جوابت را بگیرم با هواپیمای او برخواهم گشت. ببینید چه می‌کنید.

گفتم: آقای شیخ زکریا، چه لزومی دارد طالب الرفاعی نماز را بخواند؟ شیخ الازهر و مفتی مصر هم هستند و می‌توانند بخوانند. چرا باید بین شیعه و سنی تفرقه بیندازیم؟ رو به من کرد و به عادت مصری‌ها که ما را شیخ می‌خوانند، گفت: یا شیخ! من یک پیغام از رئیس‌جمهور آورده‌ام و جوابش بله یا نه است. با من وارد بحث نشو. اینکه گفتی هیچ ربطی به پیغام من ندارد! گفتم: به آقای رئیس‌جمهور بگو سید طالب الرفاعی نماز را می‌خواند. چون دیدم جایی برای رد کردن درخواست رئیس‌جمهور نیست. او همچنین از من خواست که برایشان توضیح دهم که در مذهب شیعیان چه چیزهایی برای دفن میت لازم است.

به خانه رفتم و تا سحر بیدار ماندم. گفتم که ماه رمضان بود. سحری‌ام را خوردم و خواستم برای نماز صبح آماده شوم که دیدم ماشین‌ها جلوی خانه‌ام جمع شدند. خانمم صدا زد که آماده شو، آمدند. گروهی از کارمندان و افسران نظامی با لباس نظامی‌شان وارد خانه شدند. گفتم: خوش آمدید. نماز را بخوانیم و برویم. گفتند: نه، نماز را جای دیگر می‌خوانیم. آماده شو برویم. خلاصه بی‌آنکه خوابیده باشم، مستقیم به بیمارستان معادی رفتیم، وضو داشتم، داشت آفتاب طلوع می‌کرد و نمازم را در باغچهٔ بیمارستان خواندم.

بعد رفتم داخل و جنازهٔ شاه را گذاشتند روبه‌رویم. از عکس‌ها می‌شناختمش. جنازه کاملاً سالم بود و انگار خواب بود. بعد کلی پارچه آوردند، گفتم این همه لازم نیست و اندازهٔ کفن را برایشان توضیح دادم و همان جا ناظر بودم تا درست و بر اساس موازین شرعی کفنش کنند. همهٔ مراسم غسل و تکفین زیر نظر من انجام شد و او را در تابوت گذاشتند.

آن وقت گفتم: مأموریت من تمام شد. کار دیگری هم دارید؟ گفتند: بله. سوار شو. با ماشین ما را بردند به کاخ زین‌العابدین که کاخ رئیس‌جمهور بود و قبل‌تر ملک فاروق در آن سکونت داشت. آفتاب داشت می‌زد بالا و احساس کردم دستور دارند مرا نگه دارند و سادات به خانوادهٔ شاه وعده داده که نماز بر اساس فقه شیعه بر شاه خوانده شود. این درخواست خود خانوادهٔ او بود و فرح، همسر شاه، تأکید داشت که نماز بر اساس مذهب شیعه خوانده شود.

به شدت خوابم می‌آمد. شب را نخوابیده بودم و صبح زود رفته بودیم بیمارستان. آنجا شیخ اوس الانصاری را دیدم. او از تحصیلکرده‌های الازهر بود، اما آن روز لباس شخصی تنش بود. از قبل با هم آشنا بودیم. پرسید: اینجا چه می‌کنی؟ گفتم قصه از این قرار است. محمد تیمور، پسر تیمور پاشا، یکی از نویسندگان و ادبای مهم مصر، او را همراهی می‌کرد و از مسئولان برگزاری مراسم بود. گفتم به محمد تیمور بگو که مرا ببرد به جایی که قرار است نماز خوانده شود. از من خواسته شده که نماز بخوانم نه اینکه تشییع کنم. این را برای آن گفتم که از زیر بار تشییع در بروم، چون هم خسته بودم هم نمی‌خواستم همهٔ دوربین‌های شبکه‌هایی که مراسم را مستقیم پخش می‌کردند روی عمامه‌ام زوم شود!

او درخواستم را پذیرفت و دستور داد یک جیپ نظامی آماده کردند و مرا بردند به مسجد الرفاعی. مقبرهٔ سلطنتی آنجاست و قرار بود نماز میت آنجا خوانده و همان جا دفن شود. وقتی رسیدم نشستم روی یک مبل که با بقیه فرق داشت و از همه شیک‌تر بود. محمد تیمور، که رئیس تشریفات بود، یکی را فرستاد و گفت که روی یک مبل دیگر بنشین، این جای رئیس‌جمهور است. گفتم: هر وقت رئیس‌جمهور آمد بلند می‌شوم. دهانشان بسته شد و ولم کردند.

چند ساعتی گذشت و مدام خبرنگاران می‌آمدند و چیزهایی می‌پرسیدند و به هیچ کدامشان جواب نمی‌دادم، انگار لال شده باشم. ظهر بود که مارش تشییع نظامی را شنیدم. جنازه را آورده بودند و در رأس تشییع‌کنندگان شخص رئیس‌جمهور، انور سادات، بود. فوری از جایش بلند شدم. آمد و مرا بغل کرد. گفتم: من روزه‌ام و خیلی خسته شدم، می‌شود ۱۰ دقیقه استراحت کنم تا مراسم تشییع تمام شود؟ صدا زد: آقا را ببرید داخل مسجد. فوری آمدند و دورم را گرفتند و انگار روی دستشان بردند داخل مسجد.

هیات رسمی تشییع‌کنندگان وارد شبستان مسجد شد. انور سادات بود، نیکسون رئیس‌جمهور اسبق ایالات متحده بود، پادشاه سابق یونان بود. من یک گوشه به دیوار تکیه داده بودم و از جایم بلند نشدم. تعداد زیادی از مسئولان ایرانی زمان شاه هم بودند. دیدم انور سادات از اطرافیانش پرسید: نماز را چه کسی می‌خواند؟ مرا نشانش دادند. نگاهی به من انداخت و گفت: آقا بفرمایید برای نماز.

چند کلمه فارسی بلد بودم. رسم است که از خانوادهٔ متوفا برای نماز خواندن اجازه می‌گیرند. من از پسر بزرگترش اجازه گرفتم، اما انور سادات که کنار او ایستاده بود به خود گرفت و با چند کلمه فارسی که بلد بود، گفت: بفرمایید آقا. به پسر شاه تسلیت گفتم. گفتم: پسر فلان و بهمان و از‌‌ همان حرف‌هایی که در تسلیت معمول است.

ایستادم برای نماز. می‌دانید که نماز میت شیعیان پنج تکبیر دارد، تکبیر اول: شهادتین؛ تکبیر دوم: صلوات بر محمد و آل محمد؛ تکبیر سوم: دعا برای مؤمنان؛ تکبیر چهارم: دعا برای خود میت است، ماندم چه بگویم! بعد از کمی کلنجار رفتن با خودم این‌طور گفتم: خداوندا، اینکه در برابر توست بندهٔ تو و پسر بندهٔ تو و پسر کنیز توست. او از ملک و سلطنت خویش بیرون شد و اکنون نیازمند و اسیر توست. اگر با او چنان‌ کنی که شایستهٔ اوست، وی شایستهٔ آن است؛ و گر چنان کنی که شایستهٔ توست تو اهل بخشایش و مغفرتی. الله اکبر. و تکبیر پنجم هم که ساده است: یک فاتحه.

بعد وارد سرداب شدم تا بر روند دفن کردنش نظارت داشته باشم. دوربین به دست‌ها هم خواستند پایین بیایند، اما انور سادات به من لطف کرد و گفت که به احترام میت ورود خبرنگاران به داخل سرداب قبر ممنوع است. آنجا به شاه طبق فقه شیعه تلقین خواندم. بسیاری از عمامه به سرهای سنی هم در مراسم نماز حضور داشتند.

کار دفن تمام شد و آمدم بیرون. برخی از ایرانی‌ها آمدند و با من سلام و علیک کردند، هر چند احساس کردم بعضی‌شان از دعایی که در نماز خوانده‌ام خوششان نیامده است و چپ چپ نگاهم می‌کردند. شنیدم یکی‌شان گفت: «این را خمینی فرستاده است!»

پسر بزرگتر شاه، که در زمان سلطنت پدرش ولیعهد بود، هم آمد و به من سلام کرد، بعد هم زاهدی، پسر ژنرال زاهدی که داماد شاه بود، آمد. بعد از آن، خبر همه جا پخش شد و به خصوص واکنش شیعیان علیه من شدید بود؛ به ویژه آن‌هایی که هوادار انقلاب بودند مواضعی علیه من گرفتند، اما اعتنایی به آن‌ها نکردم چون به وظیفهٔ شرعی‌ام عمل کرده بودم.

شفاف

مجله اینترنتی آسمانیها90

کانال تلگرام آسمانیها۹۰

۲۰ نظر

  1. از پهلوی ها هیچی نگین که شهرام همایون ناراحت میشه چون روی اینا خیلی تعصب داره
    اینقدرم فحش میخوره سیر نمیشه با این شبکه مزخرفش

  2. داور نهایی خداوند است . آنهایی که رفته اند دستشان کوتاه است و توان پاسخگویی ندارند پس بهتر است از خدای بزرگ برای انها طلب امرزش کنیم

    • یعنی شما برای افرای مثل یزید و ابن ملجم هم دعا می کنی؟؟؟؟
      نه دیگه، آدم برای همه که دعا نمیکنه؛ اونهایی که یک ملت رو عذاب دادن هیچوقت روی آرامش رو نمی بینن…

    • شاد؟؟؟؟؟؟؟؟؟
      غرق در عذاب……

      • چرا در عذاب فهیمه خانم؟
        مگه چه گناهی کرده؟؟؟؟؟؟؟؟

      • از گناهانی که کرده بگم یا از گناهان نکرده اش؟؟؟؟؟
        البته من به گناهان شخصی اش اصلا کاری ندارم، ولی همین فرد بود که ایران رو تبدیل به یک بازار مصرف بدون تولید کرد..
        طوری که بلافاصله بعد از انقلاب و جنگ و با شروع تحریم اون وضعیت وانفسا توی کشورمون به وجود اومد چون هیچ تولیدی تو این کشور وجود نداشت و کمر مردم ایران شکست تا تونستن به خودکفایی برسن…. طوری پشتوانه علم و فرهنگ ایران رو ضعیف کرد که دوباره ساختن این کشور و تبدیل اون به یکی از قدرت های بزرگ جهان تبدیل به یک رویای دست نیافتنی شده…
        تو همین سایت آسمانی ها چند وقت پیش یه مطلب گذاشته بود به اسم “از معاشقه شاه با بازیگر فرانسوی تا قمار اشرف در سفر خارجی/ عصبانیت نمایندگان پارلمان سوئیس از رفتار شاه + تصاویر و اسناد”
        اگه این مطلب رو بخونی اطلاعات خوبی از انحرافات اخلاقی و مالی شاه و اشرف ارائه کرده بود.

        • اگر الان شاه بود فهیمه جانم ایران این وضعو نداشت با اون اتفاقات موسوی دیگه کسی به امامو…….. فکر نمی کنه ارههههه

  3. خداشاه روبیامرزه
    مردم تواون زمان وضعشون ازالان بهتربوده…..

    • صبا جان شما فقط یه چیزی شنیدی عزیزم……
      از زمان قاجار مردم ایران هیچوقت معنی آرامش واقعی رو نفهمیدن.

      • والانمیدونم فهیمه جون من تواون زمان زندگی نکردم ولی ازخیلیا شنیدم که میگن زمان شاه ازالان بهتربوده…..

      • خانم فهیمه. شما چی از قاجار میدونی، چی از بعد از قاجار میدونی، چی از قبل از قاجار میدونی، لابد منظورت از آرامش قبل از قاجار جنگ های زندیه هست یا حمله افغانها به ایران،یا جنگ های نادرشاه برای بیرون راندن افغانهای متجاوز. آهان شاید بیکفایتی صفویه منظورته که اون همه جنگ های دیگه مثلا عثمانی و …. ره به همین مردمی که تا قبل از رضاخان اصلا به حساب نمیومدن رو میگی حالا هجوم وحشیانه اعراب … مغول… تیمور …. رو چیزی نمیگم که هر کدوم از اونا عواقبی برای همون مردمی که هیچوقت هیچی نبودن رو نمیگم اصلا خودت چند سالته اینطور با اعتماد به نفس اظهار نظر میکنی. اگه کتاب های تاریخی پیشکش فقط این درس لعنتیو خونده بودی اینقد با اعتماد به نفس کاذب ادعا نمی کردی

      • آقای حمید من به شما توهینی کردم که انقدر بی ادبانه با من صحبت می کنی؟؟؟؟؟
        اگه کمی به تاریخی که ادعا میکنی خوندی مراجعه کنی میبینی که مردم ایران در همون دوره زمانی مثلا صفویه از کشورهای بزرگ امروز در همون زمان وضعشون بهتر بود. اونقدر قدرتمند بودیم که سفیر اتریش در ایران در زمان شاه سلیمان به صراحت اعلام کرد که میان ما و نابودی فقط ایرانیان قرار دارند. در هیچ جای جهان مردم رنگ آرامش و راحتی رو نمیدیدن برای مثال میتونی به کتابخونه شخصی ات مراجعه کنی و از کتب بیشماری که مطالعه کردی تاریخ اروپای پیش از رنسانس رو بخونی. یا تاریخ روسیه پیش از پطر کبیر و البته حتی در زمان خودش و یا ملکه کاترین که معاصر با همون کسانیه که ازشون نام بردی. میتونی به کتاب دزیره اثر خانم آنه ماری سلینکو که اونم حتما خوندی مراجعه کنی تا ببینی مردم فرانسه در همون برهه زمانی که قطعا میدونی و خوندی که معاصر با فتحعلی شاه قاجار بوده چی کشیدن و چقدر جنگ و بدبختی دیدن. یا مثلا اگه سرگذشت مردم جنوب شرق آسیا رو در قبل از جنگ جهانی دوم خونده باشی میبینی که تا کمی بیش از نیم قرن پیش هیچی نداشتن. در مجموع فقط میخوام اینو بگم که تمام مردم دنیا در رنج و سختی بودن تا اینکه طی یکی دو قرن اخیر کم کم وضع مردم دنیا در برخی جاها خوب شد. اما در تمام قرون پیش از اون وضع مردم ایران به نسبت بهتر از سایر دنیا بود. پیش از اسلام که نیازی به توضیح نداره. 4 سلسله قدرتمند و با شکوه که مردم ایران واقعا در تمام اون دوران به جز سالهای پایانی حکومت ساسانی در رفاه بیشتری نسبت به بقیه دنیا زندگی میکردن. کشوری که در اون از برده داری و بت پرستی هیچ خبری نبود. گلادیاتورها برای شادی مردم در میدانهای شهر به خاک و خون کشیده نمیشدن و… . بعد اسلام هم که قرون وسطی شروع شد و باز هم مردم ایران نسبت به اروپاییها و بقیه دنیا وضع بهتری داشتن. حمله مغول و البته تیمور هم مغول بود ولی حالا چون شما میگی جدا از مغول در نظرش میگیریم درسته که خیلی به مردم آسیب زد ولی وقتی با حملات هونها و وایکینگها و آفریقاییها به اروپا مقایسش کنی میبنی اونا هم در همین حد بودن. ولی مرتب و به تناوب تکرار میشدن. از بعد قاجار ایران نسبت به بقیه دنیا سرعت پیشرفتش کم شد و حتی میشه گفت متوقف شد در دوره ای. بیشتر از این مزاحم مطالعه ات نمیشم پسرجون. البته ظاهرا سنت خیلی زیاده و باید بگم پدر جان…..

    • پس امیدوارم با همون محشور بشی عزیزم………..

  4. محمدرضا شاه خیلی نامرده ـ؟؟؟؟؟؟
    مردم ها اذیت میکنند ؟

  5. لطفا راهنماییم کنید من خیلی نادونم

    اون اقا درمورد همون پسری که از بچگی رفت سوییس تا درس سیاست و اقتصاد و آداب کشور داری یاد بگیره صحبت میکنه؟
    پسر همون مردی که مدام در حال حرص خوردن برای آرامش و ثبات ایران بوده؟
    این همون مردیه که تسلیحات و ذخایر هشت ساله جنگ را توی انبارهای ایران ذخیره کرده بوده؟
    ایا اون مرد کسی بوده که هنوز بیمارستان ها و ورزشگاه ها و خیلی از زیر ساخت های طلایی کشور را بنیاد کرده بود؟
    دوستان جواب منو بدید من خیلی نادونم و هیچی نمیدونم خیلی میخوام یاد بگیرم و کمی دانا بشم لطفا بهم بگید ایا این مردی که اون اقا کارهای خاکسپاریش را کرده کسی بوده که میگفته معادن را استخراج نمیکنیم باشه برای آیندگان و باید به نفت و صنعت توریست توجه کنیم؟ اون کی بوده دوستان؟ چی شد که اون اتفاق ها افتاد؟ ما که کنار افغانستان و پاکستان و عراقیم چرا اینقد خوبیم که مثل اونها همو نمیکشیم؟
    لطفا راهنماییم کنید

  6. ها…آبراهام لینکلن هم من سنگش چسبوندم

  7. درود بر شاهن شاه اریا مهر محمد رضا شاه پهلوی…

    ای خدا چی بگم… پر عقده ام پر دلشکستگی پر زیر پا له شدن…

    ایران بعد از ورود عرب های سوسمار خور بیابون گرد دیگه رنگ خوشی واقعی رو ندید که ندید…

    اخ خدا چه کنم با آهی به بلندای تاریخ به بلندای 1400 سالو دو قرن سکوت…

    بعد از مدت ها بعد از دوران پست و مزخرف شاهان بی کفایت قاجار تازه ایران داشت دوباره رنگ ابادانی رنگ فرهنگ رنگ پیشرفت رنگ استقلال رنگ یک قدرت جهانی رو به خودش میگرفت که یه مشت از خدا بی خبر بی سواد نذاشتن.

    من نمیگم شاه بهترین بود چون هیکس کامل نیست و رژیم پهلوی بهترین نبود و نیست ولی از خیلیا بهتر بودو هست

    خیلی دلم میسوزه واسه خودمون…

    خیلی دلم میسوزه واسه شاهمون که باید توی یک کشور غریب بمیره و خاک بشه

  8. من به شرفم سوگند می خورم که امروز نظر بیشتر مردم…کاملا با نظرشان در سی و اندی سال قبل درباره محمدرضا شاه و مخصوصا پدرش(رضاشاه)متفاوت است.مخصوصا نسل جوان با وجود اینهمه منابع و کتابهای اینترنتی و تحقیقی.روحشان شااااد….

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*