آخرین خبرها
تعداد بازدید : 16,299

عروسی منحصر به فرد یک عروس زیبا در کانادا +تصاویر

 یک زوج جوان کانادایی تصاویری از مراسم عروسی خود منتشر کردند که باعث شد آنها به شهرت جهانی برسند. عکس عروسی این زوج در محیطی گرفته شده که یک تورنادوی بزرگ پشت سر آنها در حال حرکت است. در این عکس هیجان انگیز و جالب ، عروس و داماد در جاده ای که بی انتها به نظر میرسد بی توجه به وقوع یک طوفان بزرگ پشت سرشان شاد و خندان دست در دست هم قدم میزنند. این تصاویر به قدری جالب و منحصر به فرد است که اکثر روزنامه های امریکا و کانادا آن را منتشر کردند.

arosi1

 

arosi2

 

مجله اینترنتی آسمانیها90

کانال تلگرام آسمانیها۹۰

۲۱ نظر

  1. عکس اولیو.واااااااای

  2. اخییییییییییییی
    چه رمانتیکه عکس اول………..

  3. عشق من با تو میمونم عزیزم غصه نخور

    قدر تورو میدونم بزار دستاتو,تو دست بگیرم

    بگم عزیزم از عشقت دارم ممیرم

    یه حسی به تو من دارم هرشب از فکر تو بیدارم

    بدون که جات روی چشمامه

    تو وجودت همه ی دنیامه

    به تو رسیدم من عشق و دیدم

    بخدا عشقت رو از دست نمیدم

    چقدر قشنگه این حس دیدیار

    دست خودم نیست عاشق شدم انگار

    **************************

    عشق من بی تو میمیرم

    عزیزم بدون تو راهی را نمیرم

    به عشق تو من اسیرم

    عزیزم بزار تو رو تو آغوش بگیرم

    هر جا میرم به تو بر میگردم

    عزیزم خودم دورت میگردم

    بدون که به تو عادت کردم

    روی عشق تو حساب کردم

    به تو رسیدم من عشق و دیدم

    بخدا عشقت رو از دست نمیدم

    چقدر قشنگه این حس دیدیار

    دست خودم نیست عاشق شدم انگار

    به تو رسیدم من عشق و دیدم

    بخدا عشقت رو از دست نمیدم

    چقدر قشنگه این حس دیدیار

    دست خودم نیست عاشق شدم انگار

  4. دیدی آخر قلبم رو به تو دادم
    دست من نیست به دام تو افتادم
    واسه یه لحظه ام نمیری از یادم
    مردم آزار چی میخوای از جونم
    که تا تو میای محو تو میمونم
    این چه حسی که این روزا بهت دارم
    کاش بفهمی که چقدر تورو دوست دارم
    ——————————–
    خوب میدونی عشق منی و وقتی بهم زل میزنی
    قلبمو از جا میکنی و دیوونه تو میشم
    میدونی داری دل میبری و از خود من دیوونه تری
    ترسم اینه یه روزی بری و دیگه نباشی پیشم
    ——————————–
    توی چشمات یه حسی که انگار
    دلم میلرزه با دیدن تو صدبار
    دیوونه نگات میشم با دیدنت هر بار
    مردم آزار قلب من دیوونه
    زیر پاهاته باز پای تو میمونه
    تو اشاره کن زندگیم رو پات میریزم
    بودنت برای من عزیزه عزیزم
    ——————————–
    خوب میدونی عشق منی و وقتی بهم زل میزنی
    قلبمو از جا میکنی و دیوونه تو میشم
    میدونی داری دل میبری و از خود من دیوونه تری
    ترسم اینه یه روزی بری و دیگه نباشی پیشم

  5. ای که دوتاشون چشماشون چپه..!!1
    احتمالا بخاطرهمین طوفان به ای بزرگی روندیدن

  6. عکس اولی خیلی قشنگه امیرحسین مواظب باش خیلی نری تو حس واست خوب نیست

  7. ایـن روزهــا….
    دروغ گفتــــن را خــــــوب یـاد گرفتــــــــــه ام
    حــال مـ ــن خــــــــوب است
    خــوبِ خــوب
    فقـط زیــــاد تا قسمتــی هــــوای دلــ ــم طوفــــانی
    همــراه با غبـــارهـای خستگـــــــــــــی ست
    و فکـر مـی کنـــم
    ایـن روزهـــا…
    خــدا هـم از حـــرف هـای تکـــ ــراری مــ ــن خستـــه است
    چـه حــس مشتـرکـــی داریــم مــ ــن و خـــدا
    او…
    از حــرف هـای تکـــ ـــراری مــن خستـــه است
    و مـــن…
    از تکـــ ــرار غـــــم انگیــز روزهــــایم…

  8. کتاب سرنوشت برای هرکسی چیزی نوشت

    نوبت به ماکه رسیدقلم افتاد…

    دیگرهیچ ننوشت!

    خط تیره گذاشت وگفت:

    توباش اسیرسرنوشت……

  9. ترک میکنم و تنهایت میگذارم….

    تا بیش از این انرژی ات را صرف نکنی برای….

    صادقانه دروغ گفتن

    خالصانه خیانت کردن

    و عاشقانه بی وفایی کردن….

    و هر چه بیشتر خودت را از چشمم انداختن…!!!!

    و چه حس پوچی بود این که میپنداشتم… لایق اعتمادی

  10. اینجا زمــین است…

    بدبخت ها را مستند میکنند،

    خوشبختـی را سـریـال

    و از جدایـی ها فیلـم سینـمایــی مــی ســازند !

  11. غروبا میون هفته بر سر قبر یه عاشق
    یه جوون میاد میزاره گلای سرخ شقایق
    بی صدا میشکنه بغضش روی سنگ قبر دلدار
    اشک میریزه از دو چـشمش مثل بارون وقت دیدار
    زیر لب با گریه میگه : مهربونم بی وفایی
    رفتی و نیستی بدونی چه جگر سوزه جدایی !
    آخه من تو رو می خواستم ، اون نجیب خوب و پاک
    اون صدای مهربون ، نه سکوت سرد خاک
    تویی که نگاه پاکت مرهم زخم دلم بود
    دیدنت حتی یه لحظه راه حل مشکلم بود
    تو که ریشه کردی بـا من ، توی خاک بیقراری
    تو که گفتی با جدایی هیچ میونه ای نداری
    پس چرا تنهام گذاشتی توی این فصل سیاهی ؟
    تو عزیزترینی اما ، یه رفیق نیمه راهی
    داغ رفتنت عزیزم خط کشید رو بودن من
    رفتی و دیگه چه فایده ؟ ناله و ضجه و شیون ؟
    تو سفر کردی به خورشید ، رفتی اونور دقایق
    منو جا گذاشتی اینجا ، با دلی خسته و عاشق
    نمیخوام بی تو بمونم ، بی تو زندگی حرومه
    تو که پیش من نباشـی ، همه چی برام تمومه
    عاشق خـسته و تنها ، سر گذاشت رو خاک نمناک
    گفت جگر گوشه ی عشقو ، دادمش دست تو ای خاک !
    نزاری تنها بمونه ، همدم چشم سیاش باش
    شونه کن موهاشو آروم ، شبا قصه گو براش باش
    و غروب با اون غرورش نتونست دووم بیاره
    پا کشید از آسمون و جاشو داد به یک ستاره
    اون جوون داغ دیده ، با دلی شکسته از غم
    بوسه زد رو خاک یار و دور شد آهسته و کم ک
    ولی چند قدم که دور شد دوباره گریه رو سر داد
    روشو بر گردوند و داد زد : به خدا نمیری از یاد !!!

  12. لحظه ی شیرینی که به تو دل بستم
    از تو پرسیدم من : تو منی یا من تو ؟
    و تو گفتی هر دو ، و به تو پیوستم
    گفتم ای کاش پناهم باشی
    همه جا و همه وقت تکیه گاهم باشی …
    و تو گفتی هستم ؛ تا نفس هست کنارت هستم …

  13. تو که کنارم باشی،
    دستت که تو دستام باشه،
    یه جاده تا بی نهایت که رو به رومون باشه………
    .
    .
    .
    .
    بذار طوفان بیاد تمام دنیا رو ببره، من به بازوان مردانه ات تکیه می کنم……….

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*