آخرین خبرها
تعداد بازدید : 10,789

به عکس نگاه کنید ، اگر خارش بگیرد، بیمار هستید؟!

اگر نگاه کردن به این عکس باعث می شود که پوستتان خارش بگیرد، بدنتان مور مور شود و موهایتان درد بگیرد، ممکن است شما از بیماری ترایپوفوبیا رنج ببرید! ترایپوفوبیا ترس از سوراخ های کوچک و غیرمتقارنی است که ممکن است به طور طبیعی یا مصنوعی به وجود آمده باشند. ترایپفوبیا از ترکیب کلمه ی یونانی تراپیو به معنی سوراخ کردن و کلمه ی فوبیا به معنی ترس شدید و بیمار گونه ساخته شده است. ترایپوفوبیک ها می گویند هنگام دیدن سوراخ های کوچک دچار اضطراب می شوند، تهوع و بی خوابی می گیرند و بدنشان به خارش می افتد. هزاران نفر از سراسر دنیا ادعا می کنند که به این بیماری مبتلا هستند ولی تاکنون ترایپوفوبیا به طور رسمی به عنوان یک فوبیا شناخته نشده است.

به عکس نگاه کنید ، اگر خارش بگیرد، بیمار هستید؟!

فوبیا، ترس شدید و بیمارگونه ای است که در زندگی فرد ایجاد اختلال می کند. بر خلاف ترس معمولی که زودگذر است و هنگام مواجهه با خطر اتفاق می افتد، فوبیا بیشتر ترس از قرار گرفتن در یک موقعیت است. بسیاری از مردم حتی نام ترایپوفوبیا را هم نشنیده اند. خیلی از روانشناسان فکر می کنند که ترایپوفوبیا ساختگی است و وقتی کسی درباره ی این موضوع مطلبی می خواند و عکسی می بیند، به طور ناخودآگاه این ترس در ذهن او القا می شود. همانطور که شما هنگام دیدن فیلم کمدی با چند نفر دیگر نسبت به زمانی که تنهایی فیلم می بینید بیشتر می خندید، وقتی هم می بینید این همه آدم دچار این بیماری هستند و درباره ی تجربیاتشان چندین صفحه مطلب نوشته اند، به طور ناخودآگاه شما هم دچار ترایپوفوبیا می شوید. بیشتر کسانی که ادعا می کنند به این بیماری مبتلا هستند، می گویند قبل از این که وارد سایت های مربوطه بشوند و نظرات دیگران را بخوانند اصلا خبر نداشتند که این بیماری را داشته اند! اینترنت هم نقش بسیار زیادی در شیوع ترایپوفوبیا دارد. تعداد مبتلایان به ترایپوفوبیا بعد از ساخته شدن صفحه ی فیسبوک آن چندین برابر شده است. ماسای اندروز، کسی که صفحه ی فیسبوک و بسیاری از سایت های ترایپوفوبیا را ساخته است، می گوید نه تنها این بیماری واقعی است بلکه به اندازه ی ترس از ارتفاع و ترس از عنکبوت جدی هم هست! انگار مسئولان ویکی پدیا هم با نظر روانشناسان موافقند و نمی گذارند صفحه ای به نام تراپیوفوبیا در ویکی پدیا وجود داشته باشد. تاکنون هر صفحه ای که درباره ی این مسئله ساخته شده است، به دلایل مختلفی از ویکی پدیا حذف شده است. به گفته ی مسئولین ویکی پدیا ترایپوفوبیا یک بیماری ساختگی است و نیازی نیست ویکی پدیا به شیوع آن کمکی بکند. در جای دیگری هم گفته اند که ویکی پدیا جای چیزهایی که یک روزه ساخته شده اند نیست! مطمئنا صفحه ی کنونی هم چند وقت دیگر حذف خواهد شد. البته این هزاران هزار نفر زیاد با نظرات روانشناسان موافق نیستند. آن ها می گویند که ترایپوفوبیا واقعی است ولی جامعه ی علمی به دلایلی نمی خواهد وجود آن را تایید کند. خیلی از آن ها فکر می کنند که ترایپوفوبیا ریشه ی هایلوفوبیا یعنی ترس از اشیای چوبی و درختان است! ترایپوفوبیک ها خواستار انجام آزمایشات بیشتر در این زمینه و وارد شدن نام ترایپوفوبیا به دیکشنری های معتبر هستند ولی تاکنون کسی درخواست آن ها را جدی نگرفته است و به احتمال زیاد در آینده هم کسی درخواستشان را جدی نخواهد گرفت. تعداد تراپیوفوبیک ها هر روز در حال افزایش است. شما چطور؟ آیا شما هم ترایپوفوبیک هستید؟

ناقلا

مجله اینترنتی آسمانیها90

کانال تلگرام آسمانیها۹۰

۳۶ نظر

  1. منکه خارش نگرفتم

  2. البته این عکسو باید افرادی ببینند که حداقل یه هفته پیش حموم بودند و گرنه این افراد اگه به سوراخ اوزون هم نگاه کنند همین بیماری رو دارند چه برسه به ای سوراخا….

  3. دوباره آمده ای
    اینبار شیرین تر از قبل دروغ می بافی
    زیرکانه تر لبخند می زنی و دلبرانه تر ناز می کنی !
    اما نازنین بعد از رفتنت دلم مرد
    و خیلی وقت است که مغزم تصمیم می گیرد نه دلم !
    پس لوند و دلبرانه که هیچ عاشقانه و صادقانه هم که بیایی من دیگر نیستم

    • ای بابا قاسم تورو خدا اینکارو نکن من برگشتم فقط بخاطر تو!!!

      • باشه چشم فقط به خاطر تو

      • اي نازنين اي نازنين در آينه ما را ببين
        از شرم اين صد چهره ها در آينه افتاده چين

        از تندباد حادثه گفتي كه جان در برده ايم
        اما چه جان در بردني ديريست كه در خود مرده ايم
        اي نازنين اي نازنين در آينه ما را ببين
        از شرم اين صد چهره ها در آينه افتاده چين

        اينجا بجز درد و دروغ هم خانه اي با ما نبود
        در غربت من مثل من هرگز كسي تنها نبود
        عشق و شعور و اعتقاد كالاي بازار كساد
        سوداگران در شكل دوست بر نارفيقان شرم باد
        هجرت سرابي بود و بس خوابي كه تعبيري نداشت
        هر كس كه روزي يار بود اينجا مرا تنها گذاشت
        اينجا مرا تنها گذاشت
        اي نازنين اي نازنين در آينه ما را ببين
        از شرم اين صد چهره ها در آينه افتاده چين

        من با تو گريه كرده ام در سوگ همراهان خويش
        آنان كه عاشق مانده اند در خانه بر پيمان خويش
        اي مثل من در خود اسير ليلاي من با من بمير
        تنها به يمن مرگ ما اين قصه مي ماند به جا
        هجرت سرابي بود و بس خوابي كه تعبيري نداشت
        هر كس كه روزي يار بود اينجا مرا تنها گذاشت
        اينجا مرا تنها گذاشت
        اي نازنين اي نازنين در آينه ما را ببين
        از شرم اين صد چهره ها در آينه افتاده چين

        اي مثل من در خود اسير ليلاي من با من بمير
        تنها به يمن مرگ ما اين قصه مي ماند به جا
        اي نازنين اي نازنين در آينه ما را ببين
        از شرم اين صد چهره ها در آينه افتاده چين

        متن شعر نازنین از داریوش

  4. اسبها درشکه را کشیده اند ولی انعام را درشکه چی گرفته است
    به چشمان اسب چشم بند زده و بر دهانش پوزه بند تا کم ببیند و دم نزند
    چه آشناست زندگی درشکه چی و اسب هایش !!!

  5. دلم خوش نیست غمگینم . . .
    کسی شاید نمیفهمد کسی شاید نمیداند . . .
    کسی شاید نمیگیرد مرا از دست تنهایی
    تو میخوانی فقط شعری و زیر لب آهسته میگویی :
    عجب احساس زیبایی … ! تو هم شاید نمیدانی … !

  6. تنهایم…
    مثل همان مسجد بین راه…
    هر کس که می اید مسافر است
    می شکند…
    هم نمازش را هم دلم را…

  7. من این عکسو دیدم یاد دوش حمام افتادم
    فک کنم این یه بیماری من درآوردی باشه معمولا وقتی یه نفر میگه بدنم میخاره شما هم بطور نا خودآگاه حس میکنید یه جای بدنتون میخاره درست مثل خنده، گریه یا خمیازه که انعکاسی هست.

  8. به نظرمن همش
    چرته والکیه……..

  9. من که تو خودم چیزی ندیدم واقعا چقدر مزخرف بود

  10. وااااااااااااااااای من بدنم شروع کرد به خارش جدی میگم همیشه ازین چیزا بدم میومد. یادم یه بار یه عالمه تخم قورباغه رو کنار هم دیدم انقد حالم بد شد که نگو. پس من ترایپو فوبیا دارم:-( توروخدا دیگه از این تصویرا نذارین. هی گفتم نبینما. اه

  11. معنی لغوی عجیبی داره…ترس از سوراخ
    من الان حالت تنوع گرفتم
    .
    .
    نازنین الکی ذوق نکن حاج قاسم کلا طبع شاعرانه داره…کارش بیسته
    .
    .
    تنسیم خانوم لایک داری

    • آرمان خان ، چیکار کنم؟ از دیروز تا حالا از ذوق زدگی نخوابیدم حالا چیکارش داری شاید منظورش من بودم؟ تو که دیگه برام شعر نمینویسی …از بیست بودن کارش هم مطمئنم…

      • نه
        هوا سرد نیست…
        سرمای کلامت دیوانه ام میکند…!!!!
        .
        .
        .
        اولا تو خودت ماشالا غزلی..اونم یه دیوان
        دوما: حالا چی شده که ذوق زده شدی نخوابیدی…یا افطاری زیاد خوردی یا سحری
        خودت تعریف کن ببینم چه خبر بوده…هرچیه باس جالب باشه

      • ممنون نازنین خانم لطف دارین اینم تقدیم به شما

        در میان خاطرات یک شب پاییز و سرد
        آمدی و اشک دیدار وصال لبرزیز شد

        بر سر نور هویدایی آن چشمان آهو وار تو
        شمس پنهان گشته و چشمان تو لبریز شد

        مه که از دیدار تو اذن شیدایی تداشت
        روزها را ترک کرده شب ها سرریز شد

        جان تو ای نازنین از عرش چون بالاتر است
        با قدم بگذاشتنت بید خزان گل ریز شد

        آه این چرخ و فلک با ما وفاداری نکرد
        شادی جانم ربود و غم به من واریز شد

        با ندای رفتنت مرگ دلم تعجیل کرد
        عکس تن پوش سیاهم بر دری آویزشد

      • سلام ارمان خان مرسی ممنونم فقط خواهشا درست تایپ کنید تسنیم نه تنسیم عزیزم ….

  12. تیتر این عکس (به عکس نگاه کنید ، اگر خارش بگیرد، بیمار هستید؟!)یک جمله روانگراست که به انسان تلقین میکنه که یه جا از بدنش خارش بگیره.
    خود من سر تیتر عکسو که خوندم به ثانیه نکشید سر و کله شروع به خارش کرد ولی وقتی به یه نفر دیگه بدون اینکه تیتر عکسو ببینه خود عکسو نشون دادم فقط خندید!!!!!!!!!!
    پس اگه این جمله رو نمینوشت یک هفته هم که به این عکس نگاه کنی چیزیت نمیشه.

  13. مرسی قاسم جان، آهنگای داریوشو خیلی دوست دارم مخصوصا نازنینشو! شعرایی که مینویسی مثل خودت حرف نداره، من عاشق شعرم مثل خودت…
    .
    .
    .
    .
    آرمان خان بنظرت الان با این همه شعر و آهنگ قشنگ.باید امشب خوابم ببره؟ نه واقعا بگو بگو جای من بودی ذوق زده نمیشدی…
    امشب از خواب خوش گریزانم / که خیال تو خوشتر از خواب است…
    قضیه ربطی به زیاد و کم خوردن افطاری و سحری نداره…آهنگ بنام من

    داریوش رو به همه دوستان آسمونی علی الخصوص قاسم تقدیم میکنم
    دنیای این روزای من هم قد تن پوشم شده/ انقد دورم از تو که دنیا فراموشم شده/دنیای این روزای من درگیر تنهایی شده/ تنها مدارا میکنی دنیا عجب جایی شده….

    • ممنون نازنین خانم قابل شما رو نداشت داریوش که صداش عالیه این دنیا هم دیگه حرف نداره

      یه برنامه هم توشبکه itn داره و خیلی برای معتادان ایران تلاش میکنه و خیلی ها رو درمان کرده

      من اهنگ دیوار رو خیلی دوست دارم

      یه دیواره یه دیواره یه دیواره یه دیواره که پشتش هیچی نداره
      توکه دیوارو پوشیدن سیه ابرون نمیاد دیگه خورشید از توشون بیرون
      یه پرندست یه پرندست یه پرندست ، یه پرندست که از پرواز خود خستست

      بن بالشو بستن دست دیروزا نمیاد دیگه حتی به یادش فردا

      یه روز یه خونه ای بود که تابستونا روی پشتبونش ولو میشد خورشید
      درخت انجیر پیری که تو باغ بود همه ی کودکی های مرو میدید

      یه آوازه یه آوازه یه آوازه ، یه آوازه که تو سینم شده انبار
      یه اشکیه میچکه روی گیتار ، به این ها عاقبت کی گیرد این کار

      یه مردابه یه مردابه یه مردابه ، یه مردابه توی تن از فراموشییه چراغی
      که میره رو به خاموشی ، نگردد شعله ور بیهوده میکوشی

      یه روز یه خونه ای بود که تابستونا روی پشتبونش ولو میشد خورشید
      درخت انجیر پیری که تو باغ بود همه ی کودکی های مرو میدید

      یه دیواره یه دیواره یه دیواره ، یه دیواره که پشتش هیچی نداره
      توکه دیوارو پوشیدن سیه ابرون نمیاد دیگه خورشید از توشون بیرون
      یه پرندست یه پرندست یه پرندست ، یه پرندست که از پرواز خود خستست
      بن بالشو بستن دست دیروزا نمیاد دیگه حتی به یادش فردا

  14. چه جالب‏!‏
    ب حق چیزا ندیده‏!‏:-‏)‏

  15. سلام
    من دیروز حموم بودم عکسو دیدم لپ راستم خارید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    این عکسی که گذاشتی من حتی دستمم گرفتمش و حتی پستشم خوردم ولی اون موقع خارش نگرفتم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*