آخرین خبرها
تعداد بازدید : 5,720

شاهکار خجالت آور ما در شمال تاجیکستان

در یادداشت قبلی گفتم که این روزها تاجیکستان هستم و این مطالب را نیز از همانجا برایتان می‌نویسم. دیروز از «دوشنبه» [پایتخت تاجیکستان] رفتیم به سمت مدفن «رودکی» در شمال این کشور، به منطقه «پنج کنت» و از آنجا به شهر «خجنه».

تاجیکستان کشوری کوهستانی است. در طول مسیر از چندین تونل گذشتیم که دو تای آنها خیلی طویل بودند، هر دو بیش از 5 کیلومتر طول داشتند. یکی از تونلها به تونل ایران و دیگری به تونل ختای یا همان «چین» نزد مردم اینجا معروف است.
دردسرتان ندهم. تونلی که ایرانی‌ها – خدا می‌داند با چند صد میلیون دلار هزینه- ساخته‌اند، بشدت درب و داغان بود. کف آن مثل رودخانه آب جاری شده و آسفالت تکه تکه بود. دست اندازها و چاله‌ها چنان عمیق و کمرشکن بودند که به زحمت می‌شد با سرعتی بیش از 20-10 کیلومتر در ساعت رانندگی کرد. تهویه‌ها درست کار نمی‌کردند و همین باعث شده بود، دود چنان غلیظ شود که جدا از مشکلات تنفسی، دید را بشدت دچار مشکل می‌کرد. پیش همراهان تاجیکستان بشدت از این هنرنمایی هموطنانمان خجالت زده شدیم!
برعکس تونل ایران، تونلی که چینی‌ها ساخته بودند بسیار شیک و سالم و برقرار بود. من از مشکلات این پروژه و چگونگی انجام آن اطلاعی ندارم. اما خوب می‌دانم اغلب چنین پروژه‌هایی را در اینجا، ایران به نیت کمک و معمولاً با تقبل تمام هزینه‌های آن عملیاتی می‌کند. درد همینجاست که خدا می‌داند چند صد میلیون دلار اینجا هزینه کرده‌ایم. آن هم از جیب ملت، اما ثمره آن جز بدنامی و تحقیر کشورمان نیست. هر کس ازاینجا می‌گذرد، جز خاطره‌ای بشدت ناخوشایند و تردید به توانایی ایران و ایرانی، چیز دیگری در ذهنش نمی‌ماند. خاصه آنکه در مسیر اندکی بعد به تونل چینی‌ها می‌رسد و ناخواسته در ذهنش آنها را مقایسه می‌کند و… معلوم است چه نتیجه‌ای می‌گیرد.
باری با این احوال، چرا چنین خبط و خطایی را مرتکب شده‌ایم؟ فقط باید باشید و ببینید. تنها همین یک مورد هم نیست. مثلاً یک تلویزیون مشترک هم بنا بوده اینجا راه اندازی کنند و میلیونها دلار صرف مکان و تجهیزات آن شده و اکنون همه چیز را رها کرده و تمام این سرمایه کلان دارد خاک می‌خورد و به فنا می‌رود. پروژه عظیم دیگری با عنوان «خانه ایرانیان» پس از صرف میلیونها دلار و انجام بخشهای اصلی آن نیز در یکی از محلات شهر دوشنبه رها شده است… گویا قصه پروژه‌های ناتمام و سوزاندن دارایی ملت در سالهای اخیر، تنها به داخل کشور محدود نبوده و انبوهی از این هنرنمایی‌ها نیز در خارج کشور وجود دارد. تازه این فقط مربوط به تاجیکستان است که ما دیدیم و تازه آن مقدار که ما دیدیم. خدا می‌داند در دیگر کشورها و حتی در همینجا، چقدر از این دسته گلها به آب داده شده!

محمدحسین جعفریان-قدس

مجله اینترنتی آسمانیها90

کانال تلگرام آسمانیها۹۰

۲۸ نظر

  1. بله وقتی جنس بنجل استفاده میشه همینه

  2. واقعا باید تاسف خورد تو همه جای دنیا دارن با این دو دوزه باری ابرمون میبرن

  3. تو خوده ایران گند میزنن، اونجا که جای خود دارد.
    برین خدارو شکر کنین کشته ندادین و خون به جیگر نشدین.

  4. اونایی که رفتن اون تونلو دیدن و توش رانندگی کردن تا حالا توی خیابونای خود ایران رانندگی کردن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟با این نظراتی که درباره تونل اونجا دادن من شک دارم تا حالا پا توی خیابونای ایران گزاشته باشن…

  5. فقط میتونم اینو بگم ک ما ایرانیها خیلی بد شدیم .تکنولو ژی تو مملکت وارد شده ولی فرهنگ استفاده کردن از اونو نداریم .مس حمله کردن به پیج خصوصی دیگران .نداشتن فرهنگ رانندگی .دزیدن از کار دزیدن از وقت و چیزای دیگه فرهنگ نداشتن از موبایل ،فرهنگ نداشتن نشستن تو استادیوم با بدترین الفاظ به ناموس یکی دیگه توهین میکنیم .میری اداره دارایی .سیستمی ک میبینی بر پایه رشوه و غیره هستش،جرم ،جنایت ،خیانت ،همه چیز خیلی عادی شده .حق میدم ک باید خجالت بکشیم (.البته مطالبی ک گفتم بنا نسبت دوستان آسمانی و اونایی ک رعایت میکنن .برا همه کلیت نداره ولی اکثریت به این سمت میرن.)

  6. اميرخان لايک

  7. بل دیگ بل چغندر be la dig bla choghondar
    ازکوزه همان تراود که در اوست

    • حمیدخان دقیقا بگو این به چه زبونی بود
      اگه امکانش هست بگو بچه ی کجایی…آخه یکی از کلماتش ماله دوروبر ما بود….بل

    • به به آرمان خان ! چشممون به رنگ پروفایلت روشن شد. این آقا حمید ما همیشه حکایتهای جالبی داره ولی لو نمیده! یه مدت هم هی پشت هم میگفت که تعداد نگهبانا رو زیاد کنید…خلاصه اینکه این یه ضرب المثله و حکایتش هم برای شما و بقیه دوستان نوشتم .باشد که مورد استفاده قرار گیرد…ههههه

      اين مثل را وقتي مي‌آورند كه مي‌خواهند بگويند، «دو چيز عجيب با هم تناسب دارد» يا «نتيجة يك كاري همان است كه هست و تعجبي ندارد» يا «جواب لاف و گزاف متقابلا لاف و گزاف است».

      مثلا اگر كسي حيله‌اي به كار برده باشد و طرف با حيله‌اي آن را باطل كند مي‌گويند «حقش بود، بيله ديگ بيله چغندر» يا وقتي دو نفر لجباز با هم اختلاف پيدا مي‌كنند و هر دو به هم زور مي‌گويند ديگران اين مثل را دربارة آنها مي‌آورند. يا هرگاه كسي در موضوعي اغراق‌گويي كند و ديگري را شرمنده كند طرف هم جوابي درشت بدهد و اولي گله‌مند شود طرف جوابي مي‌دهد «بيله ديگ بيله چغندر» يعني اگر تو آن حرف را نمي‌گفتي من هم اين را نمي‌گفتم.
      شبيه اين مثل با قدري مسامحه اين است كه مي‌گويند: «كلوخ انداز را پاداش سنگ است» يا: «خدا نجار نيست ولي در و تخته را خوب به هم جفت مي‌كند».

      اين مثل، تركي فارسي مخلوط است ولي هميشه به همين صورت گفته مي‌شود، كلمة بيله همان «بئله» تركي است به معني «چنين»، يعني «چنين ديگ چنين چغندري مي‌خواهد»…و اما حکایت..
      مي‌گويند يك نفر كاشي و يك نفر اصفهاني همسفر بودند. در بين راه مرد اصفهاني به رفيق كاشي گفت: «امسال در اصفهان چغندركاري خيلي خوب بود. پدرم كه چغندر كاشته بود آنقدر خوب شده بود كه يك قافله، يك شب و يك روز طول مي‌كشيد تا از كنار يكي از آنها رد بشود.
      براي كندن هركدام هم چهارصد نفر بيل به دست دور يكيش را مي‌كندند تا آن را از زمين بيرون بياورند اما هيچكدام همديگر را نمي‌ديدند». رفيق كاشي گفت: «پدر من مسگر است و يك ديگ‌هاي مسي بزرگي درست مي‌كند كه سيصد نفر دور تا دور آن چكش‌كاري مي‌كنند ولي هيچكدامشان صداي چكش آن يكي را نمي‌شنود».
      اصفهاني پرسيد: «آن ديگ‌‌ها را براي چه مي‌سازند؟» كاشي گفت: «براي آن چغندرها. بيله ديگ بيله چغندر!».

  8. پول ما رو از مملکت خارج میکنن. به جای دیگه گند میزنن. ابروی ایران و ایرانی رو هم میبرن. من که راضی نیستم. این پولا رو تو خود ایران خرج کنن, لازم نیس برن جاهای دیگه رو اباد کنن.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*