آخرین خبرها
تعداد بازدید : 7,742

نقاشی پرچم ایران بر چهره الناز شاکردوست / عکس

الناز شاکردوست، بازیگر سینما قرار بود همراه با هنرمندان در قالب پروژه «یار دوازدهم» به برزیل اعزام شود. اما پس از چند روز از این سفر انصراف داد و تصمیم گرفت از داخل کشور از تیم ملی حمایت کند.

http://cms.jamejamonline.ir/Media/Image/1393/04/02/635391193957083408.jpg

او به تازگی بازی در فیلم «مبارک» را به اتمام رسانده است. فیلم سینمایی «مبارک» اولین رئال – انیمیشن سینمای ایران به کارگردانی محمد رضا نجفی امامی و تهیه کنندگی علی نجفی امامی است. (جام جم سیما)

 

مجله اینترنتی آسمانیها90

کانال تلگرام آسمانیها۹۰

۲۳ نظر

  1. بازم این پیرزن اومد

  2. جالبه خوب شده منم میخوام این کارو بکنم ولی به علت کمبود منابع مالی منصرف شدم

  3. شاخه ها شکستنو گلدونا خالی شدن
    لحظه های بی کسی پر تنهایی غم
    اومدن تو زندگیم اومدن توغربتم
    خستم از دست خزون خستم از غارت باد
    اومدم صدات کنم با همون عشق زیاد
    با یه مشت شعرو غزل قصه های گفتی
    اودمدم بهت بگم بهترین شعر منی
    نگاه بکن به اسمونوقت افتاب زدن
    وقت بیرون شدن شب غمگینمنه..
    هر چی باشه میگذرم لحظه ها از بد و خوب
    عاشق سحر بودم از همون بچگیام
    خستم از دست خزون خستم از غارت باد
    اومدم صدات کنم با همون عشق زیاد
    اومدم بگم تویی همدمو هم نفسم…
    اومدم بهت بگم یه غریبه بی کسم!

  4. قشنگ شده…

  5. من واقعا متوجه نشدم معني واقعي اين حمايت اون هم از جانب هنرمندان نسبت به تيم ملي فوتبال چي ميتونه باشه ؟ حالا فرقي نميكنه چه كساني كه به برزيل سفر كردند اون هم با هزينه خودشون چون دولت و خانه سينما هزينه ها رو گردن نگرفت ، چه كساني كه ترجيح دادند هزينه نكنند ( شايد فكر ميكردند پولشون رو دور ميريزند) مثل خانم شاكردوست . ولي موضوع اصلي اينه كه آيا حمايت كردن از تيم ملي كه تو بوق و كرنا كردنشو دارن براي شنوايمون ايجاد اشكال ميكنندتنها خلاصه ميشه در اين كه صورتمون رو به رنگ پرچم مقدس كشورمون نقاشي كنيم ؟ يا چون ما فقط هنرمنديم و شما نيستيد ( دلتون بسوزه ) ميتونيم از هركي دلمون خواست حمايت كنيم ( كور شود هرآنكه نتواند ديد ) ، و ايضا چون ما هنرمنديم و شما نيستيد ما بهتر از شما بلديم حمايت كنيم و شما نميتونيد … آيا حمايت ، يعني كارهايي كه اين افراد ( هنرمند در نظر خودشون ) انجام ميدن؟ كه خوب ما مردم ( ملت ) كه خيلي بهتر صورتمون رو ميتونيم رنگ بزنيم تازه بوقم ميزنيم پس آيا ما حمايت بيشتري ميتونيم بكنيم؟ حمايت از تيم ملي در نظر آقاي قاسمخاني يعني خوش گذروندن و شلوارك پوشيدن ؛ با افتخار … اين دقيقا حرفي بود كه خودش تو پيج خودش منتشر كرده بود … اون معتقد بود چون با پول خودش اومده برزيل پس دوست داره شلوارك بپوشه و هركاري دوست داره انجام بده …. وبي شك (كسي) نميتونه مثل آقاي قاسمخاني و ديگر هنرمندان عزيزمون اينگونه از تيم ملي حمايت كنند چون منظور از (كسي) ما مردميم كه خوب هشتمون گرو نهمونه و اگر خيلي بخوايم شاهكار كنيم يه بوقي بزنيمو يه صورتي رنگ كنيم … ما كه نميتونيم به برزيل سفر كنيم پس در نظر اونها سفر به برزيل وخوش گذراندن يعني حمايت از تيم ملي … به راستي معني حمايت چيه كه هنرمندان بي هنرمون اينقدر پزشو به ديگر اقشار جامعه ميدن ؟ در نظر هنرمندان ما حمايت يعني راست راست چرخيدن و كيف و حال كردنو و نهايتا اگر به حنجره مبارك فشار وارد نشه يه بوقي زدن … در نظر هنرمنداني كه به برزيل نرفتند هم تنها صورت نقاشي كردنو عكس گرفتنو به اشتراك گذاشتن ولي آيا در معني واقعي حمايت يعني اين ؟ به راستي از كجا شروع شد و معني واقعي حمايت از كجا رنگ باخت و دست به تغييراتي اينچنين بنيادي زد ؟ ميدونم هر انساني در هر سطحي و هر قشري حتي با سواد ناچيز معني كلمه حمايت رو ميدونه و درك ميكنه … نميخوام در مورد حمايت بيشتر از اين حرف بزنم ياد اون شعاري منو ميندازه كه هيچ وقت محقق نشد و در كمال تاسف معني واقعيه حمايت رو هم در ا ذعان عوض كردو مطمئنا اون شعار رو حتما خاطرتون هست ؛ توليد ملي … حمايت از كار و سرمايه ايراني … حمايت بي قيد و شرطي كه علاوه بر اين كه تحقق نيافت هيچ دماري از روزگاري ما درآورده كه به جايي رسيديم كه قاسم ميگه به خاطر كمبود منابع مالي نتونسه صورتش رو رنگ كنه و البته نتونه حمايت خودش رو از تيم كشورمون نشون بده … قاسم جان دردت رو ميفهمم چون از صدقه سري تمام اين حمايت هاي واهي من هم امروز با تو هم درد شدم .

  6. حالا درسته اینا هنرمندن ولی در درجه اول ایرانی اند و اگر هم اونجا رفته باشند فقط به دلیل حمایت نبوده قضیه میتونه هم فال باشه و هم تماشا …خوب بنظرم قضیه حمایت هنرمندا بیخودی اینقد بزرگ شده …خیلیای دیگه هم رفتن ولی صداش در نیومده آخه اینا هر لحظه یه عکس از خودشون تو اینستاگرام میذارن اینجوری شلوغش میکنن …ماشا.. کم هم نیستن هر روز و هر لحظه یه عکس جدیدتر…انتظار ندارین که اینا بیان فوتبالیستارو ماساژ بدن و جاشون بدوند و جای اونا تمرین کنن…ااین هنرمندا با اکثر فوتبالیستا دوست هستن و به نوعی از نظر روحی حمایتشون میکنن…درکش مشکل نیست.

  7. این الناز هم همیشه دوست داره خودشو متفاوت از دیگران نشون بده…..لوس

  8. خانم نازنين تا به حال جايي شنيدين كه مثلا هنرمندان كشوري ديگه براي حمايت از تيم ملي كشورشون دست به اقداماتي بزنند اينچنين ؟ زماني كه تيم هاي ملي به جام جهاني ميروند حتي تمريناتشون پشت درهاي بسته انجام ميپذيره ؟ حالا چطوري هنرمندان ما تونستند به بازيكنان تيم ملي روحيه بدن ؟ تمام تيمهاي بزرگ دنيا به جاي استفاده از هنرمندان ( دلغكهاشون ) براي رسيدن به روحيه از مشاوران و دكترهاي روانشناس استفاده ميكنند ولي در كل منظور من از نشر اين نظر اين بود كه معني حمايت مثل معني خيلي از عبارات ديگه كاملا تشريفاتي و ميشه گفت يك دروغ بزرگ محسوب ميشه … مثل حمايت هايي كه بايد قبل از جام جهاني ميشد ولي نشد ( يكي از مهمترينشون تمديد قرارداد كروش بود ) ولي الان همه مدعي حمايت از تيم ملي شدن بدون اين كه معني واقعي حمايت رو بدونن . بايد بپذيريد كه خوش گذروندن و عشق و حال هنرمندانمون تو برزيل و صورت رنگ زدن هنرمندانمون در داخل كشور معنيش حمايت نيست …. كه اگر اينطور بود تمام 31 كشور ديگه حاظر در جام جهاني تمامي هنرمندانشون رو ميفرستادند به استاديوم ها و بقيشون رو هم موظف ميكردند به نقاشي رو صورتاشون … ما كاري رو براي دلمون انجام ميديم كاري رو براي منافع شخصي خودمون ميكنيم تا اينجاش قبول ولي جاهلانه و غيرمنصفانه به نظر ميرسه بخوايم اون رو دستاوردي بزرگ تلقي كنيم و معنيش رو تغيير بديم و اسمش رو بزاريم حمايت … حمايت معني و خاصيتش اين نيست …. تيم ملي نياز به حمايت هنرمندان نداشت … تيم ملي تنها نياز به كروش داشت و داره اگر ميخوايم حمايتي كنيم بهتره به جاي نشر عكسهامون با شلوارك پيجي رو در حمايت از تمديد قرارداد كروش ترتيب بديم و مسئولان رو مجاب به تمديد قرارداد كنيم اين معني واقعيش ميشه حمايت وگرنه بوق زدنو ، نقاشي و عكس گرفتنو اينها اسمش حمايت نيست .

    • والا رهام خان تو این تاب و تب جام جهانی همه به یه طریقی از تیم ملی کشورشون حمایت میکنن حالا بعضیا از طریق خوندن آهنگ ، نوشتن شعر یا مقاله، نقاشی پرچم روی صورت یا روی بدن(توی کشورای دیگه خیلی هم مرسومه) وربطی به هنرمندبودن=دلقک( کاربرد این کلمه درست نبود) بودن و نبودن نداره و خیلی از افراد سرشناس دیگه هم توی صفحه توئیتر یا فیسبوک خودشون از تیم ملیشون حمایت میکنن . حالا بستگی داره که کلمه حمایت رو چجوری معنی کنیم بعضیا غیرت، بعضیا تعصب و بعضیا هوادار معنیش میکنن، در هر صورت بار معنوی داره ولی بنظرم نه تشریفاتیه و نه دروغ چون یه کار دلیه.مطمئن باش توی کشورهای دیگه هم که تب فوتبال داغه از این نوع حمایتها دیده میشه و فقط مختص کشور ما نیست این نوع خبرا توی اینترنت فراوانهو دیده میشه.این خبرا جزو خبرات زرده که تبش چند روزه و از بین میره چون اهمیتی نداره و بیخودی بزرگ شده.
      بعدش هم درسته تمرینات پشت در بسته هست ولی اینا موقع استراحت قرنطینه نیستند و همونطور هم که میبینی از طرق مختلف با مردم صحبت می کنند و فیلم وعکس و ویدئو بیرون میدن.پس با دوستاشون در ارتباطند. در مورد حمایت از کی روش هم الان صفحاتی در فیس بوک باز شده و لایک خورش هم زیاده و مطمئنا اونی که باید تصمیم بگیره خود کی روش و مسئولان هستند که اهمیتی به این لا یکها نمیدن و فقط به منافعش فکر میکنند.

    • اقا رهام نظرات خوبى ميدى هرچند يه کم تلخه ولى حقيقته

  9. امیر بیا که الناز جانت اینجاست ببین چقدر خوشگل شده ماشالله برم براش اسفند دود کنم الان امیر چشمش میزنه

    • دیدمش ،احتمالا شوهرش نزاشته بره ،از لج شوهره داره این کار رو کرده ،ببین چقدر غلیظ پرچمو نقاشی کرده (.اسقفبروبالا)

  10. آخه براى چى اسم اين نا لايق رو ميزارين بازيگر؟!!! اصلا بازى بلد نيست

  11. نازنين خانم نظرتون رو خوندم و بايد بگم كه حرفاتون رو قبول دارم ولي شما از يك ديد به قضيه نگاه ميكنيد و نتايجي احساسي ازش ميگيريد ولي من از ديد ديگه اي قضيه رو ميبينم … و براي اين كه نتيجه گيري درستي داشته باشيم بايد در موردش بحث كنيم و اين مستلزم اينه كه خيلي براش وقت بزاريم تا هم من بتونم جان كلام شما رو درك كنم و هم شما … اگر موافق بوديد ميتونم براتون ريشه اي بشكافم اون چه رو كه تو ذهنم هست و اگر موافق بوديد ميتونيم بحث رو همينجا تو همين صفحه بيشتر بهش بپردازيم و ديگر دوستان هم در موردش نظر بدن و حتي شايد حرفهاي تازه اي براي گفتن داشته باشند …. ولي يك نكته ظريف كه وجود داره ولي كمتر بهش دقت ميشه اينه كه آيا واقعا حمايتي كه شما براش ارزش قائليد در زمان شكست تيم ملي هم وجود داره ؟ يا اگر مثلا ايران تو همين مسابقات به نتايج بدي دست پيدا ميكرد آيا هنرمندان بازهم صورتاشون رو رنگ ميكردند ؟ عكس ميگرفتند ؟ عكس با شلوارك رو به اشتراك ميزاشتند ؟ سياستمداران و مسئولان ورزش كشور اينگونه حمايت ميكردند ؟ بايد قبول كنيم مشكلات فرهنگي عميقي در ملت ما وجود داره ما ملتي هستيم كه خيلي زود با يك تلنگر كوچك از كوره در ميريم ناراحت و مايوس ميشيم و با يك پيروزي كوچك خودمون رو در قله هاي افتخار تصور ميكنم اين فرهنگ در همه جا رخنه كرده و ديده ميشه؛ اين از آهنگهاي جام جهانيمونم در تلويزيون هم كاملا مشهوده ، با نيجريه مساوي ميكنيم بعد برامون آهنگ پخش ميكنند قهرمانان دلاوران نام آوران …. اگر اينگونه باشه كه خوب كشورهايي كه تيمهاشون قهرمان ميشن چي كار بايد بكنند ؟ يا به طور مثال ميگن بچه هاي ما خيلي با غيرت هستند … يعني در تيم آرژانتين يكسري بي غيرت وجود داره ؟ در زمان پخش سرودهاي ملي تنها و تنها سرود كشور ماست كه مقدس نام برده ميشه آيا سرود ملي تيم نيجريه براي اون ملت مقدس نيست ؟ اينها نكته هاي كوچكي هستند كه منشاء اصلي به وجود اومدنشون تنها و تنها يك فرهنگ يك طرز فكر اشتباست و جرج برنارد شاو ميگه : وقتي 50 ميليون نفر به يك چيز واهي معتقد باشند ديگه اون چيز واهي غيرمنطقي به نظر نخواهد رسيد … ميخوام بگم ما به رفتارهامون فكر نميكنيم و متاسفانه در كوچكترين برخوردهاي اجتماعيمون دچار افراط و تفريط ميشيم، اين اتفاقات برامون ميوفته و چون بهشون عادت كرديم ديگه براشون وقت نميزاريم و فكر ميكنيم كه همگيشون درستن در صورتي كه اين تنها و تنها فكر ماست . ما ملتي هستيم كه اگر از كسي خوشمون بياد به هر دليلي ( شخصي ) ازش حمايت ميكنيم از تمام كارهاش و رفتارهاش دفاع ميكنيم و خدا هم نكنه از كسي متنفر باشيم و بدمون بياد كه فاتحه طرف مقابل رو بايد خوند … اين رفتارها اين دوگانگي ها در زنگي فردي اجتماعي ما ( ملت ) تبديل شده به يك فرهنگ يك فرهنگ غلط … من ميخوام نتيجه بگيريم كه ما حمايت رو هم بصورت غلطي براي خودمون معني كرديم همين معاني و درك اشتباست كه حمايت از كار و سرمايه ايراني ميشه از بين رفتن كار و سرمايه ايراني چون معني حمايت چيزه ديگريست تنها به حرف نيست … حمايت فاكتوري اساسي با خودش به همراه مياره و اون همانا مسئوليته ، تا نسبت به چيزي مسئول نباشي نمي توني ادعا كني كه حمايتش ميكني چون در را رسيدن به مسئوليت پذيريست كه ميتوني اون چه رو كه مورد حمايت قرار ميدي بيشتر و بهتر بشناسيش… و ريحانه جان ممنونم كه اينطور فكر ميكني و خوشحالم ولي متاسفم كه يك مقدار تلخ به نظر ميرسه … براي خودمم تلخه ولي نميشه در موردش حرف نزد نميشه بي تفاوت بود

  12. سلام رهام خان من هم حرفای شما رو از اون جنبه ای که می بینید قبول دارم، شما خیلی جزیی نگر و حساس هستیدولی من به این قضیه از جنبه کلی نگاه کردم ( گاهی برای اینکه آرامش داشته باشی کلی نگری و خوش بینی بهتره مخصوصا جایی که کاری ازت بر نمیاد) . من هم این جزییات رو میبینم ولی میدونم آرمانگرایی توی مملکت ما ارزشی نداره چون زمینه رشد و شکوفاییش فراهم نیست چون فرهنگشو نداریم ، حرف برنارد شاو رو هم قبول دارم این چیزیه که در همه آداب و احوال و فرهنگ ما رسوخ کرده… بنظرم تا رسیدن به اون مدینه فاضله ما راه زیادی در پیش داریم

  13. سلام نازنین جان به نظر من آرمانگرایی فاکتوری که باید تو خون و فرهنگ یک ملت وجود داشته باشه … آرمانگرایی اونقدر ها که فکر میکنید بد نیست آرمانگرایی باعث به وجود اومدن اندیشه های جدید میشه ارزشهای جدید رو پایه گذاری میکنه و در نهایت نتیجش میشه خودسازی خودباوری … ارزش آرمانگرایی باید تو فرهنگ یک ملت جا خوش کنه و زمینه های رشد و شکوفایش تنها و تنها به دست همون ملت پایه گذاری میشه ؛ باید قبول کنیم که این ما هستیم که همه چیز رو میسازیم همه جای دنیا اگر میبینید فرهنگی به وجود اومده تفکری ارزشمند شده تنها به خاطر خواست ملتشون بوده ، خواستن ، تلاش کردند و بهش رسیدن … هیچگاه نسبت به محیط اطرافشون بی اهمیت نبودند برای چیزی که خواستارش بودند زحمت کشیدند و زمینه های رشد رو فراهم کردند … میخوام بگم آرمانگرایی یا شاید رویا پردازی اصلا بد نیست حتی میشه گفت سکوی پرتابی برای ماست که چندین دهه در حال درجا زدن بودیم … نمیدونم جان لنون رو میشناسی یا نه … اون مرد بزرگی بود مردی بود با رویاهای بزرگ به اون چه که استحقاقش رو داشت نرسید ولی از خودش ارزشی رو به یادگار گذاشت تا به افتخارش دنیا کلاهشو از سر برداره … تو تاریخ ماندگار شد تاثیرگذار بود میشه گفت به عنوان یک انسان مسئولیتی که پذیرفته بود که ساخته ذهنش هم بود رو فریاد زد و براش جونش رو از دست داد … نمیخوام بگم منو تو هم میتونیم یک جان لنون باشیم … بتونیم رو آینده جامعه تاثیر بزاریم ولی قبول کن میتونیم بر خودمون و محیط محدود اطرافمون تاثیرگذار باشیم … حالا فکر کن افراد زیادی در جامعه دست به این کار بزنند خوب به نظر میاد نتیجش رو آیندگان میبینند و مورد تحسین نسل های بعدی قرار خواهیم گرفت … فکر میکنی چیه چیز در زندگانی مادی ما ارزشی بیشتر از یک زندگی با افتخار و یک مرگ با افتخار وجود داره ؟در این صورت فرزندانمون و نسلهای بعدی ما که خودآگاه یا ناخودگاه نسبت بهشون مسئولیتی داریم ما رو به نیکی یاد میکنند … قبول دارم راه بسیار زیاد و سختی رو در پیش داریم ولی فکر نمیکنی باید از یه جایی شروع کرد و استارتشو زد … فکر نمیکنی ما میتونیم تنها آغاز کننده تفکرات جدید باشیم و زمینه های پیشرفتش رو برای نسل بعد فراهم کنیم … آره میتونیم بی تفاوت باشیم مثل نسلهای قبل ولی باور کن نسلهای بعد از ما انتظاراتی به مراتب بیشتر و سنگین تر از ما خواهند داشت و در آینده ای نزدیک باید پاسخگوی فرزندانمون باشیم و ای کاش اون زمان با افتخار و سربلندی براشون از آرمان ها و ارزشهایی بگیم که خودمون با دستها و فکرهای خودمون ساختیم و براش زحمت کشیدیم و نه سرافکنده و مغموم مثل نسلهای قبل در مواجهه با خواسته های خودمون … الان شاید فکر میکنی من خیالبافی میکنم تصور میکنم رویا پردازی میکنم … توهم زدم شایدم در نظرت چرت میگم ولی این تنها یک واقعیته یک واقعیت محض یک مسئولیت بزرگ که نباید نسبت بهش بی توجه بود … بی توجه ای به اون یعنی همه چیز رو از دست دادن یعنی انسانیت و شرف رو از کف دادن یعنی خنثا بودن یعنی در گورستان تاریخ دفن شدن … راسل میگه : حقا که جامعه گوسفندی لایق حکومت گرگ هاست … من نمیخوام یه گوسفند باشم شما رو نمیدونم … من نمیخام اون کبکه باشم که از تمام اتفاقات محیط اطرافش بی خبر و براش بی اهمیته … شما رو نمیدنم خانم نازنین ؛ تصمیمش با شماست

  14. رهام خان من با حرفهای شما بصورت کلی موافقم ولی بنظرم اول باید انسان واقع گرا باشه… واقع‌گرائى به معنائى كه در مقابل آرمان‌گرائى هست، منظورم نيست. ملاك اینه كه ما ميخواهيم به آن آرمانها برسيم؛ منتها در كنار اين، واقع‌بينى لازمه؛ نبايد دچار توهم شد. گاهى ممكنه انسان در تصميم‌گيرى، در آنچه كه بايد انجام بگيره دچار توهم بشه؛ خوب، اين هم غلطه. آرمانها را بايد در نظر داشت ولی پله‌ها را بايد مطابق با واقعيتهائى كه وجود داره، يكى پس از ديگرى چيد و به سمت اون آرمانها پيش رفت.بنظرم اعتقاد به آرمان گرايي محض و يا واقع گرايي محض هر دو اشتباه محضندكه جز به بيراهه نمی رسند . از طرفي هم نگرش آرمان گرايي محض ، به دليل در نظر نگرفتن واقعيات روزمره ، زندگی در خلأ و بر اساس توهماته كه تصميمات اون مطابق با شرايط امروزت نیست و در مجموع كارآمدنیست .به واسطه کارم نمونه این آرمانگرایی را من در دولت قبلی دیدم و هر روز حرص میخوردم همه اون آرمانها روی پی دروغ و دغل چیده شده بود که راه بجایی نبرد و نتیجه اون آمارهای کذایی فراوانی بود که ثمرشو الان میبینبم.یه ضرب المثل خوب داریم که میگه سنگ بزرگ علامت نزدنه.
    ما توی مملکتمون افرادی مثل جان لنون کم نداشتیم این افراد باعث شورو حرکت توی جامعه میشند ولی با این سیستم بسته و رعب و وحشت راه بجایی نبردند.یک دست صدا نداره با حرف شما موافقم باید فرهنگ سازی کنیم بچه هامونو درست تربیت کنیم باید خیلی چیزا یادشون بدیم ولی طوری نباشه که احساس سرخوردگی و نا امیدی کنند باید سختیها و مشکلات پیش رو هم بهشون نشون داد .اسم شما حس خوبی بهم میده چون همنام یکی از عزیزانم هستید…به امید اون روزی که هیچ گرگی توی این جامعه حکومت نکنه…گوسفندی هم نباشه

  15. نظرت رو خوندم و با بیشتر اونها موافقم ولی خوب به دلیل نزدیکیم به فلسفه باید اعتراف کنم که من شخصا یک انسان آرمان گرا هستم یک آرمان گرای محض … در نظر من فلسفه همون آرمان گرایست و اگر آرمان گرایی نباشه فلسفه ای هم وجود نخواهد داشت . ولی به شخصه معتقد نیستم که اون چه در ذهنم هست در چارچوب واقع گرائی شما رد شدنی باشه …من هم با شما در مورد دولت قبلی کاملا موافقم ولی نمیدونم کجای حرفهام شما رو به این سمت کشوند که یاد دولت آقای احمدی نزاد بیوفتید … به نظر من حقیقت اون چیزیست که میتونی تصورات ذهنی ثابت ازش داشته باشی و نه اون چیزی که حسش میکنی یا حتی تجربش میکنی که در اون صورت منم اسمش رو میزارم توهم … ایده های من ساخته و پرداخته تصوراتیست ذهنی و درست با غلط ( از نظر شما ) کاملا واقع گرایانه … به صورت خیلی ساده میتونم بگم چیزهایی که در ذهنم هست و به صورت کلی برات گفتم درکش زیاد سخت نیست انجامش و البته سعی در انجامش کار دشواری نیست اون چه که لنون در ذهن داشت رو انسانهای امروز هم به صورت توهم یا تصوراتی خیالی می پندارند چون فکر میکنند حقیقت اون چیزیست که تجربه میکنند و یا حسش میکنند به طور مثال اکثر مردم حتی اگر زحمت فکر کردن به آینده رو به خودشون بدن ، فکر می کنند جهانی که میشناسند تا ابد دوام خواهد داشت . برای اونها سخته که روشهای متفاوتی برای زندگی خود تجسم کنند ( تنها تجسم کنند ؛ قرار نیست کاری انجام بدن ) چه برسه که بخوان ارزشهای نوینی برای آینده بسازند . البته اونها میدونند که محیط و اشیا در حال تغییرند ولی حماقت اونجایی نمایان میشه و به چشم میاد که فکر میکنند این تغییر تنها برای محیط اتفاق خواهد افتاد و از کنار اونها به سادگی خواهد گذشت … همین تفکرات بسته و به قول شما توهماته که من باهاش مشکل اساسی دارم و سعی دارم باهاش مواجه بشم خودمو درگیرش کنم تا شاید بتونم بهتر و بیشتر بشناسمش تا بتونم در نهایت راه حلهایی کاربردی براش پیدا کنم … باید قبول کنیم سیستمی که بر ما حاکم میشه و باعث دردو رنج و صدالبته ناآگاهی ما میشه ساخته ذهن پریشان و اشتباه ماست اشتباه در فهم و درک صحیح واقعیتها … تا مادامی که واقعیت ها رو نشناختیم از واقعیتها فرار کردیم و از تغییرات محیط اطرافمون غافل شدیم نمیتونیم اینده ای آرمانی رو متصور بشیم … به راستی تمدنی جدید در راهه که به سرعت داره به سمتمون میاد … اگر نتونیم خودمون رو به قول معروف پیدا کنیم جایی در اون تمدن نخواهیم داشت ( ما اون روز رو شاید نبینیم ولی فرزندانمون اون روز رو خواهند دید ) تعلل و نآآگاهی ما تنها کار اونها رو سخت و سختر خواهد کرد … شاید هم به نابودیشان خواهد انجامید …. سوریه عراق آفریقا افغانستان پاکستان …. به مردمش نگاه کن … چه حالو روزی پیدا کردند … ما داشته هامون از اونها به مراتب بیشتره باعث ننگ و شرمساریست که حال و روز اونها رو پیدا کنیم با این امکانات با اون چیزهایی که داریم و قبلتر ها کسب کردیم … ما میتونیم در صورتی که بخوایم در صورتی که واقعیت ها رو شناسایی کنیم … پیروزی به دست نمیاد همیشه به سادگی هر شکست یه تجربست توی مسیر زندگی … شاید اشتباه میکنم ولی اشتباه کردن بهتر از کاری نکردنه … کاری نکنی … قدمی برنداری … رویا پردازی نکنی … گرگها رو تا دندون مسلح کردی .. خودت رو هم طعمه قرار دادی و دیگه راه فراری هم نداری … این من و تو هستیم که تصمیم میگیریم گوسفند باشیم گرگی باشه یا نه … امیدوارم تصمیم درستی بگیریم البته همگیمون … خوشحالم از این که باعث میشم حس خوبی داشته باشی … خیلی به اون ایده هایی که تو ذهنم هست امیدوار میشم وقتی انسانهایی مثل تو میبینم … شاید کمی اختلاف نظر داشته باشیم و مهم اینجاست که سعی در آگاهی و کسب دانایی داری … انسانهایی مثل تو منو به آینده امیدوار میکنند و باید بگم منم از این که هستی احساس خوبی دارم و در پوست خودم نمیگنجم … شب خوش

  16. حدیث از مطرب و می گو و راز دهر کمتر جو
    که کس نگشود و نگشاید به حکمت این معما را
    سلام صبح بخیر! رهام خان مطالبی رو که نوشتید خوندم و اون قسمتی که گفتید یه آرمانگرای محض هستید منو نگران کرد ( هرچند در سطور پایین حرف از شناخت واقعیتها زدید) ، نگران شخص خودتون! چون کسانی که آرمانگرا هستند واقعیتها رو در سایه میبینندو چشم و دل و ذهنشون در تسخیر آرمان‌هاشونه ودر رسیدن به اهداف‌شون نسبت به واقع‌گرایان ناکام‌تر هستند و البته علت این ناکامی را باید در عدم توجه به واقعیت‌های عصر خودشون جست‌وجو کرد.اگر به عمل آوردن این ایده ها سخت نبود تا حالا دنیا عوض شده بود.خوب آرمانگراها زندگیشون پر از انتقاده و البته با وضعیت موجود سخت میگذره ….گفت آسان گیر کارها برخود کز روی طبع …سخت میگیرد جهان بر مردمان سختگیر…
    اونطوری که شما به قضایا نگاه میکنید زندگی رو برای خودتون خیلی سخت میکنید( مگر اینکه از جان گذشته باشید که ایولا دارید)
    آدمی در عالم خاکی نمی‌آید به دست
    عالمی دیگر بباید ساخت و ز نو آدمی
    راستش من اصلا تا حالا یه کتاب فلسفی رو نخوندم ( شاید علاقمند نبودم)و فقط اینو میدونم که درک فلسفه برای من سخته چون آدم احساسی هستم.
    زندگی باید کرد ! گاه با یک گل سرخ
    گاه با یک دل تنگ ، گاه باید رویید در پس این باران،
    گاه باید خندید بر غمی بی پایان .
    و اما چی باعث شد که من یاد ا. ن. بیفتم در درجه اول گرگ بودنش نبود بلکه رویا پردازیها و آرمانهاش بود بنظرم کاملا در توهم سیر میکرد ( گاهی فک میکردم یه چیزایی میزنه هههه…شوخی بود)کارم بنوعی با طرحهها و برنامه هاش در رشته خودم مرتبط بود، همیشه مایه دردسر بود مافوقمون که باید به مافوقش گزارش میداد هر هفته درصد پیشرفت فیزیکی میخواست اما دریغ از پیشرفت مورد انتظار( خانه از پای بست ویران است، خواجه فکر نقش ایوان است )ناچار به داده سازی میشد چون ایشان دست به عوض کردنش عالی بود .خلاصه اینکه از وزیر گرفته و همینطوری بیا پایین که ما یه کارشناس ساده بودیم تحت فشار بودیم …خوب لازم نیست بگم که ثروتمند ترین دولت آخرش چی شد…
    کار مانیست شناسایی راز گل سرخ
    کار ما شاید این است
    که در افسون گل سرخ شناور باشیم

    کار ما شاید این است
    که میان گل نیلوفر و قرن
    پی آواز حقیقت بدویم

    موفق باشی

  17. سلام صبحت بخیر نازنین جان … آره من یک آرمان گرای محض به حساب میام خودم هم بعضی اوقات برای خودم نگران میشم چوت تفکراتم در چارچوب جامعه ما ارزنی ارزش نداره … خیلیها ( نزدیکان دوست آشنا ) بهم این حرفها رو زدن ولی فکر میکنم جوهر وجودی من اینه که باشم ولی نه ساکت بلکه پراز فریاد … من یه جورایی وجدان ناراحت همسایگان خودم هستم … همسایگانی که تمام عمر در حال فراررند از وجدان خودشون ، من رو دشمن خود میدونند … کاملا برداشتت نسبت به من درسته و قطعا با این که خودت همچین تفکری نداری ولی فردی یا افرادی مثل من کنارت بودند به هر عنوان که اینقدر دقیق میتونی حتی آسیبها رو بشناسی … این چیزی که حالا به عنوان آرمان گرایی در من میبینی چیزی نیست که تو 1 یا 6 یا 10 سال اخیر کسب کرده باشم … این تفکرات این چارچوب ذهنی من نسبت به محیط خیلی قبلتر ها شکل گرفته … بعضی اوقات فکر میکنم با من متولد شده و در طی سالهای زندگیم همون طور که جسم و روحم رشد کرده اون هم رشد پیدا کرده … زندگی من شده پر از انتقاد از خودم از محیطم از تمام اون چه که داخل چارچوب ؛ داخل فرمول به نتیجه مطلوب نمیرسه … و من نسبت به اونها بسیار سخت گیرم نسبت به خودم هم همینطور هستم و فکر میکنم استهلاکم بسیار بسیار بالاست خیلی از زمانها شرایط من رو هم از چارچوبم دور میکنند و سخت تر از این زمان ها در طول زندگیم سراغ ندارم … استهلاک بالا زیاد ناراحتم نمیکنه ولی اون چه که بیشتر عذابم میده اینه که شاید هیچ وقت نتونم اون روزی رو ببینم که بهم ثابت بشه راهم اشتباه نبوده … در سرزمین های دیگر هنوز ملت ها و قبیله ها باقی هستند ولی ای برادران در میان ما تنها دولت ها وجود دارند . دولت ؟ مقصود از این کلمه چیست ؟ گوش فرا دهید تا برایتان درباره مرگ مردم سخن گویم … دولت خونسردترین غولهاست ، دروغ های خود را با سردی تمام ادا میکند و این است دروغی که از دهان او بیرون می تراود : من همان مردمم . و این دروغ است . کسانی که ملت را آفریدند آفریدگار بودند و یک عقیده را بر ملت دمیدند و بدین نحو به زندگی خدمت کردند . نابودکننده اند کسانی که برای ملت دام میگسترند و نام خود را دولت میگذارند و بر ملت شمشیر و هزارها شهوت تحمیل میکنند . در جایی که هنوز ملت باقی ست دولت را نمی فهمد و آن را مانند چشم بد و زیر پاگذاشتن سنت ها دشمن می دارد . دولت به تمام مفاهیم نیک و بد دروغ می گوید . هرچه می گوید دروغ است و هرچه دارد از راه دزدی به دست آورده است . نشانه دولت مغالطه در مفاهیم نیک و بد است . حقا که این امر نشانه تصمیم به مرگ است .تعداد متولدان بیش از حد لزوم است . دولت را برای این زاید مردمان اختراع کردند . ببینید این زاید مردمان به سوی آن می گروند و به سمت آن جذب میشوند ؛ ببینید چگونه دولت آن ها را پاره کرده و می جود . این غول چنین میگوید : در زمین کسی بزرگتر از من نیست ؛ من انگشت آمر یزدان در این جهانم . و تنها کوتاه بینان و درازگوشان نیستند که در مقابل او به زانو در می آیند . افسوس ای ارواح بزرگ ، این غول حتی در ضمیر شما دروغ های لعنتی خود را تلقین می کند . افسوس که او آنهایی را که دارای قلبی بخشنده و حاظر به فدای نفس باشند نیز مسحور می کند . آری آن زمان است که نقشه مرگ عده بی شماری کشیده شد . منتها مرگی که خود را به صورت زندگی به مردم مینمود . تقاضا دارم این زاید مردمان را در نظر گیرید ؛ اینان نتیجه زحمت های مخترعان و گنجینه فاضلان را برای خود می دزدند و دزدی خود را فرهنگ نام می دهند و هر چه به دست آنان میرسد اسباب ناخوشی و مصیبت می گردد . تقاضا دارم این زاید مردمان را نظاره کنید ، اینان همه بیمارند و صفرای خود بیرون می دهند و نام آن را روزنامه می نهند . آن ها یکدیگر را میدرند لیکن نمی توانند تحلیل کنند . اینان ثروت می اندوزند و با آن فقیرتر می شوند . ای برادران آیا شما نیز خود را در شهوات اینان خفته خواهید کرد ؟ بهتر است پنجره ها را شکسته و خود را به بیرون از این قفس پرتاب کنید . از شما تقاضا دارم از این بوی گند و از این بت پرستی این مردمان زاید بپرهیزید . هنوز زمین برای روح های بزرگ آزاد است . حقا آن کس که کم تر مالک است کمتر مملوک دیگران است و درود بی پایان بر فقر متعادل باد ، آن جایی که دولت وجود ندارد و مردم غیر زاید یافت میشوند . و به راستی در آنجاست که آواز لازم مرد ، یعنی آوای مرد تنها شنیده میشود …. به نظرم شما بیشتر از این که اهل فلسفه باشید به مسائل عرفانی نزدیک هستید نمیدونم درست حدس زدم یا نه ولی باید باز هم اعتراف کنم و ابراز خرسندی که با شما آشنا شدم … امیدوارم روز خوبی داشته باشید … روز خوش

  18. «… نیک میدانیم که کینه بر ضد دنائت و پستی چهره ما را زشت میکند
    و خشم بر ضد بیدادگری نیز صدایمان را خشن میکند
    افسوس ، ما که میخواستیم زمین را آماده مهربانی کنیم
    خود نتوانستیم مهربان بشویم .
    اما شما، وقتی که زمانه فرزانه شد
    وقتی که آدمی یاور آدمی شد
    با گذشت از ما یاد کنید. »
    «برتولت برشت »
    سلام رهام خان متاسفم که به خاطر آرمانهاتون انقد دچار ناراحتی و غصه میشید .میدونم که با این شرایط که در محیط و اطراف ما هست آرمانگرایی غیر از رنج بردن چیز دیگه ای نیست ، باید بگم که من نه آدم فلسفی هستم و نه آدم عرفانی و توی هیچکدوم از این زمینه ها هم هیچ مطالعه ای نداشتم من یه آدم ساده و معمولی هستم که خیلی از اوقات بخاطر خیلی از مسائل چشمش را روی خواسته های واقعی و شخصیش بسته و کوتاه اومده ،کلا در مورد خودم بگم که انسان قانعی هستم و اصلا آرمانگرا نیستم چون همیشه ظرفیت محیط و آدمهای اطرافم رو در نظر میگیرم و چیزی فراتر از توان اطرافم انتظار ندارم وبخاطر همین همیشه در نظر دیگران آرام وملاحظه کار بنظر میام وهمه اینها بخاطر شرایط کنونی جامعه من هست بخاطر واقعیتهای اطرافم هست ، امیدوارم عمری طولانی داشته باشید که تحقق آرمانهاتونه ببینید هرچندتاریخ نشون داده که این تغییرات خیلی زمانبره ولی باز هم نباید ناامید شد دنیا هم نشون داده که همیشه آبستن تغییرات بزرگ و ناگهانیه….
    باز هم شعر قبلیمو تکرار میکنم امیدوارم بیشتر بهش فکر کنید بنظرم تجربه ا یه ازگذشتگان …شاید کمتر غمگین و پراز فریاد شید…بنظرم قصه دنیا همینجوری ادامه پیدا میکنه …چون ذات انسانها همینه و طی قرنها تغییری نکرده..
    آدمی در عالم خاکی نمی‌آید به دست
    عالمی دیگر بباید ساخت و ز نو آدمی

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*