آخرین خبرها
تعداد بازدید : 7,508

همسر فوتبالیست مشهور وارد دنیای بازیگری شد+تصاویر

 فیلم سینمایی اکشن، ماجرایی و تخیلی “هرکول” (Hercules) محصول استودیوهای MGM و Paramount Pictures، به کارگردانی برت راتنر و فیلمنامه نویسی رایان کاندال و اوان اسپیلیوتوپولوس، قرار است 25 جولای 2014 اکران شود.   دواین جانسون (راک) نقش هرکول را بازی می کند و یان مک شین، روفوس سیول، جوزف فاینز، پیتر مولان، جان هرت، ربکا فرگوسن، اینگرید بولسو بردال، اکسل هنی و ریس ریچی در این فیلم اکشن نقش آفرینی می کنند. ایرناشایک، نامزد کریستیانو رونالدو، فوتبالیست مشهور، در این فیلم نقش مگارا را بازی می کند.

fotbalist2

داستان “هرکول” بر اساس رمان مصور استودیوی Radical با عنوان “هرکول: جنگ های تراس” (Hercules: The Thracian Wars) ساخته شده که فیلمی تمام اکشن با نگاهی تازه به اسطوره ای کلاسیک در دنیای واقعی است.

fotbalist3

 پرداد

مجله اینترنتی آسمانیها90

کانال تلگرام آسمانیها۹۰

۲۹ نظر

  1. نامزدش خوشگله همه چی تو صورتش هم طبیعیه

  2. بعضی جاها خوشگله ولی بعضی وقتا زیاد جالب نیست

  3. نگاهت کافیست تا دوباره در هوای آمدنت بمیرم ، تو همیشه دعوتی ، راس ساعت دلتنگی…

  4. آتش به جانم افكَنَد؛ شوق لقايت كيميا
    عقل از سر من مي‌برد چشمان مستت كيميا

    تو ماه رخشان مني، خورشيد تابان مني
    اسرار پنهان مني، آرام جانم كيميا

    اي ماه تابانم چرا بر من نمي‌تابي! كنون
    در عزم ديدار رخت، جان بر لب آمد كيميا

    اين جانِ بر لب آمده خواهد كه ببيند روي تو
    زيرا ربود عقل و دلم، حسن جمالت كيميا

    چون عاشقي ديوانه‌ام بر روي تو اي ماه من
    در عشق تو باشد همي احساس و آهم كيميا

    اي سرِّ تو اسرار من، انديشه و افكار من
    اي كيمياي جانِ من، اي جان من را كيميا

    نورم تويي، يارم تويي، آتش زن جانم تويي
    وزهرچه دانم آن تويي، روح و روانم كيميا

    اي جلوه‌گاه نور حق، وزآنچه گفتم برتري
    زيرا چنين صورتگري، از آنِ حق است كيميا

    من خود نمي‌گويم سخن، حق دارد اين لطف و نظر
    جاري كند الفاظ من در وصف رويت كيميا

    مجنون و وامق مي‌شوم، تا كوه فرهادي كَنَم
    شيرين‌تر از عذراي من، ليلاي جانم كيميا

    با صوت داودي دمت، آتش بزن بر جان من
    برخوان بانگ زير و بم، اي بلبل من كيميا

    اي جان خوشرفتار من، اي دلبر و دلدار من
    اي منبع احساس من، اي راحتِ جان كيميا

    مست و پريشان توام، تسليم فرمان توام
    اسحق قربان توام، شوريده حالم كيميا

    • دلم درياي طوفاني است، طوفان
      هواي ديده باراني است، باران

      در اين طوفان و اين باران خدايا
      همي خواهم ببازم من سر و جان

      سر و جانم فداي «كيميا» باد
      كه هم روح من است وهم مرا جان

      از آن روزي كه مهرش بر دلم شد
      تجلي يافت بر من عشق جانان

      چو بينم روي مه سيماي او را
      برون ريزد همه غم از دل و جان

      مرا طاقت نباشد دوري او
      فراقش مي‌كند روحم پريشان

      الهي اين دلم آشفته‌ي اوست
      دل آشفته‌ام تسليم جانان

  5. هوا را هر چقدر نفس بکشی باز هم برای کشیدنش بال بال میزنی
    مثل تو
    هر چقدر که باشی ، باز هم باید باشی
    می فهمی چه میگویم ؟
    بودنت مهم است !

  6. با کیمیا دنیا گلستان می شود

    با کیمیا مشکل چه آسان می شود

    بی کیمیا ساز دل ما ساز نیست

    بی کیمیا اینجا کسی دمساز نیست

    بی کیمیا کنج دلم خون می شود

    بی کیمیا فکرم چه مغشوش می شود

    بی کیمیا دیگر دل من شاد نیست

    بی کیمیا این کلبه ام آباد نیست !!!

  7. لازم نيست دنياديده باشد
    همين که تو را خوب ببيند
    دنيايي را ديده است…

  8. صدایت را که شنیدم دلم لرزید کیمیا
    چشمهایت را که دیدم دین و ایمونمو باختم کیمیا
    قدو بالای رعنایت رو که دیدم به واژه عشق پی بردم کیمیا

  9. هر سو شتافتم
    در عمق بيشه هاي غم آلوده ي خموش
    بر اوج قله هاي دل انگيز برف پوش
    در جاده هاي مخملي ماهتاب ها
    بر سنگفرش نقره اي موج آبها

    هرسو شتافتم
    هرسو ولي دريغ
    هرگز وجود گمشده ام را نيافتم

    اينک تو مانده اي
    آيا
    در خويشتن وجود مرا حس نميکني ؟

  10. ای کیمیا دلدار من بنشسته ای درجان من

    از کفر زلف عنبرت خوش برده ای ایمان من

    من در سرای بیکسی با اینهمه دلواپسی

    با یاد تو سر می کنم ای یاد تو سامان من

    بیهوده می گوید سخن هرکس نمی خواهد تورا

    من گشته ام خواهان تو، توگشته ای خواهان من

    من بوده ام گریان چنین در هجر بی پایان او

    جانان چه می خواهد مگر از دیده ی گریان من

    یا رب چرا ابرو کمان خون در دل ما می کند

    با زلف وگیسو می زند بر قامت چوگان من

    شاهان اگر گاهی نظر بر زیر دستان می کنند

    او را شود فکری کند بر درد بی درمان من

    زاهد نمی فهمد که من اینگونه می گویم سخن

    دام کلام او چرا افتاده در دامان من

    جانا تو از ساقی بگو از باده و از می بگو

    ازفتنه ی صهبا بگو در شعر و در دیوان من

  11. فکر تو عايق سرماي من است
    فکر کردم به صميميت تو ، گرم شدم
    خنده کن خنده که با خنده ي تو
    آفتاب از ته دل مي خندد
    شرم در چهره من داشت شقايق مي کاشت
    سفره انداخته بوديم و کنارش باهم
    دوستي ميخورديم
    حرف تو سنگ بزرگي جلوي پاي زمستان انداخت
    باز هم حرف بزن

  12. آرام جان وامیرحسین
    لااااااااااااااااااااااک
    ولی امیرجدی جدی عاشق شدیاااااا

  13. ه نگاه تب دارت از جمعه شب مونده توی ذهنم

    عاشق شدم انگار آروم آروم کم کم

    چشمای قشنگت همش روبه رومه

    اگه باشی با من همه چی تمومه

    تیک و تیک ساعت رو دیوار خونه

    میگه وقت عاشق شدنه دیونه

    دلو بزن به دریا انقد نگو فردا

    آخه خیلی دیره دیر برسی میره

    تیک و تیک ساعت رو دیوار خونه

    میگه وقت عاشق شدنه دیونه

    دلو بزن به دریا انقد نگو فردا

    آخه خیلی دیره دیر برسی میره

    تو عزیز جونی بگو که می تونی

    واسه دل تنهام تا ابد بمونی

    آره تو همونی ماه آسمونی

    واسه تن خستم تو یه سایه بونی

    تو عزیز جونی نگو نمی تونی

    یه نگاه تب دار مونده توی ذهنم

    عاشق شدم انگار آروم آروم کم کم

    چشمای قشنگت همش روبه رومه

    اگه باشی با من همه چی تمومه

    تیک و تیک ساعت ملودی گیتار

    دو تا شمع روشن دو تا چشم بیدار

    سر یه دوراهی یه دل گرفتار

    بی قرار عشقو وسوسه دیدار

    تو عزیز جونی بگو که می تونی

    واسه دل تنهام تا ابد بمونی

    آره تو همونی ماه آسمونی

    واسه تن خستم تو یه سایه بونی

    تو عزیز جونی نگو نمی تونی

    یه نگاه تب دار مونده توی ذهنم

    عاشق شدم انگار آروم آروم کم کم

    چشمای قشنگت همش روبه رومه

    اگه باشی با من همه چی تمومه

    تو عزیز جونی بگو که می تونی

    واسه دل تنهام تا ابد بمونی

    آره تو همونی ماه آسمونی

    واسه تن خستم تو یه سایه بونی

    تو عزیز جونی نگو نمی تونی

    به خودم میگم همیشه که تو روزی بی خبر می ایی
    خوشگلم کیمیای نازم قد و بالات پر نازه دل من پر از نیازه

  14. چرا تو اين همه خوبي ؟ بيا کمي بد باش
    نمي تواني ، مي دانم ، نمي تواني ، اما
    بيا کمي بد باش

    تويي که سبزه و گل را به آب عادت دادي
    تويي که با لب خود ، اين غمين تنها را
    به مي بشارت دادي

    تو را که مي بينم
    خيال مي کنم انسان ، هميشه اين سان است

    چرا هميشه بهاري ؟ کمي زمستان باش
    مرا به سردي اين روزگار عادت ده
    چرا تو اين همه خوبي ؟ بيا کمي بد باش

  15. اميرحسين اگه واقعا عاشق شدى تبريک ميگم اميدوارم خوشگل باشه

  16. شعرهاى قشنگي هم واسش گفتى

  17. من از کریس رونالدو به خاطر دیوونه بازیاش خوشم میاد چون هم بازیش خوبه و خوش قیافه و خوشتیپه….

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*