آخرین خبرها
تعداد بازدید : 8,744

۴۷ نظر

  1. میخوره داداش باشن.شبیهن

  2. خدا یا شکرت بالاخره بنیامین به زندگی عادیش برگشت

  3. چشم هایم را به بیمارستان می برم

    نمی دانم چه مرگشان شده

    هرشب در خواب جایشان را خیس می کنند

    نمی دانم چرا ، کجا ، تا کی ، برای چه
    ولی رفتی بی آنکه به فکر غربت چشمان من باشی

    تو بگریزی از پیش یک شعله ی خام
    من ایستاده ام تا بسوزم تمام

    دارم از دوریت می میرم ، تا کنار من نسوزی
    از دلم نمیری عمرم ، نفسامی که هنوزی

    بی تو میشه زنده بود
    اما نمیشه زندگی کرد

    دلتنگم اما تو را طلب نمی کنم
    نه اینکه بی نیازم
    صبور شده ام …

    نمی دانم از دلتنگی عاشقترم یا از عاشقی دلتنگ تر
    فقط می دانم در آغوش منی بی آنکه باشی
    و رفتی ، بی آنکه نباشی

    وقتی دلتنگ می شوم تو را در میان اشک هایم می بینم
    ولی اشک هایم را پاک می کنم تا کسی تو را نبیند

    چه کسی گفته که من تنهایم ؟
    من ، سکـوت ، خاطرات ، بغض و اشک همیشه با همیم …
    بگذار تنهایی از حسودی بمیرد !

    دلم برایت تنگ شده !
    می خواهم آنقدر اشک بریزم
    تا غبار فاصله از قلبم تمیـــز شود
    ولی می ترسم

    نگاهت کافیست تا دوباره در هوای آمدنت بمیرم
    تو همیشه دعوتی راس ساعت دلتنگی !

    سخت است بغض داشته باشی و بغضت را
    هیچ آهنگی نشکند جز صدای کسی که دیگر نیست

  4. جالبه …..
    بین من واون هیچ وقت نه شمارهای ردوبدل شد
    ونه بوسه ای
    و…….
    ولی همون یه نگاهی که ردوبدل شد
    دلموزیروروکرد
    می فهمید؟
    فقط یه نگاه !!!!
    ومن چه ساده بودم که به آسونی
    به یک نگاه دل بستم ….
    حالامی فهمم که اشتباه کردم …..
    اشتباه کردم …..

  5. نه حوصله دوست داشتن
    نه می خواهم کسی دوستم داشته باشد
    این روزهاسردم ………
    مثل دی مثل بهمن مثل اسفند
    مثل زمستان
    احساسم یخ زره
    آرزوهایم قندیل بسته
    امیدم زیربهمن سرداحساساتم دفن شده ……
    نه به آمدنی دل خوشم ونه ازرفتنی غمگین
    این روزهاپرازسکوتم …..

  6. سرمیزشام یادت می افتم !
    بغض میکنم !
    اشک درچشمانم حلقه می زند
    همه باتعجب نگاهم می کنند
    لبخندمیزنم میگویم
    چقدرداغ بود……!!!!!

  7. چه کنم باهجوم گریه ها
    چه کنم باسیل خاطره ها…..
    چشمانم دیگرمیلی به بسته شدن ندارند
    دردهایم درخواب هم رهایم نمی کنند
    روزهایم تاریک شده وشب هایم تاریک تر…….
    خوابم هایم رنگ سیاه وآشفتگی وکابوس گرفته اند
    کودکی هایم رابه خاطرآوردم لحظه ای
    آغوش خواب فرارازدردهایم بود
    حال چه کنم که خواب زندان روح زخم خورده ام شده است
    خدایا…
    من ازآغوش کسی خیرندیده ام
    پایین بیاازعرش
    درآغوشت بکش مراآرامم کن
    زخم هایم رامرحم بزن
    وبرایم قصه بگوتابخوابم ببرد
    خدایا…
    ازاین جسم خاکی خسته وبیزارم
    دلم هوس پروازکرده است
    به سوی تو
    میهمان نمی خواهی ….؟؟؟؟

  8. به سلامتی پسری که وقتی پلیس جلو ماشینشو گرفت
    و گفت خانوم چه نسبتی باشما داره؟
    گفت عشقمه کجا باید برم!

  9. شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد
    فریبنده زاد و فریبا بمیرد
    شب مرگ تنها نشیند به موجی رود
    گوشه ای دور و تنها بمیرد
    درآن گوشه چندان غزل خواند آن شب
    که خود درمیان غزل ها بمیرد
    گروهی بر آنند کاین مرغ شیدا
    کجا عاشقی کرد آن جا بمیرد
    شب مرگ از بیم آن جا شتابد
    که از مرگ غافل شود تا بمیرد
    چو روزی ز آغوش دریا برآمد
    شبی هم در آغوش دریا بمیرد
    تو دریای من بودی آغوش وا کن
    که می خواهد این قوی زیبا بمیرد

    • چه زیبایندبعضی واژه ها
      دل
      عشق
      محبت
      سکوت
      غم
      درد
      بی کسی
      وتنهایی……….
      اما
      دریارفته میدانندمصیبت های توفان را….
      وتوخوب میدانی که این واژه های زیباودل فریب
      گاه می سوزانندتاژرفای وجودت را……
      وذوب میکنند
      حتی استخوان هایت را……
      لحظه هایت رابه تلخی میکشانند
      ولبخندت رامی گیرند
      وباخودت بیگانه ات میکنند….
      واحساست راخفه میکنند
      نفست رابندمی آورند
      تپش قلبت رابه کندی میکشانند
      وسکوت رابرصورت رنگ پریده ات فرمانروامیکنن…..
      و
      انگارقرن هاست که مرده ای
      دردراازهرطرف بخوانی درداست…….

      • عشق دق الباب نمیکند
        مودب نیست ، حرف شنو نیست
        درس خوانده نیست ، درویش نیست
        سربزیر نیست ،مطیع نیست
        عشق دیوار را باور نمیکند، کوه را باور نمیکند
        گرداب را باور نمیکند، مرگ را حتی باور ندارد
        پس بیخودی با عشق نجنگ تو برنده نمیشی

  10. دیگربی تفاوت شده ام
    سرد
    بی احساس
    لبریزازسکوت ……
    نه خنده ای نه گریه ای
    خالی ازعاطفاام …..
    نکندسنگ شده ام ؟؟؟؟؟؟
    غزل درسینه ام خشکیده است
    نمی آیدزمن نه بوی مهری نه عطرفروردینی ….

  11. سه چیز را با احتیاط بردار : قدم، قلم، قسم!
    سه چیز را پاک نگه دار : جسم، لباس،خیال!
    از سه چیز کار بگیر : عقل، همت، صبر!
    از سه چیز خود را دور نگهدار: افسوس، فریاد، نفرین!
    سه چیز را آلوده نکن : قلب، زبان، چشم!
    اما سه چیز را هیچ گاه فراموش نکن : خدا، مرگ و دوست …

  12. چی شد که سیگاری شدی؟

    یه شب بارون میومد .خیلی تنها بودم …….!

    چی شد که ترک کردی؟

    یه شب بارون میومد .دیگه تنها نبودم …….!

    چی شد الکلی شدی و سیگار رو دوباره شروع کردی؟

    یه شب بارون میومد .دوباره تنها شدم …….!

    چی شد اوردنت اینجا و بستری شدی؟

    یه شب بارون میومد.خیلی تنها بودم ………تو خیابون دیدمش ……ولی

    اون « تنها » نبود !!!!!!!!

  13. سر میز شام به یادت می افتم !

    بغض می کنم!

    اشک در چشمانم حلقه میزند !

    همه با تعجب نگاهم میکنند…….

    لبخند میزنم و میگویم ……….

    چقدر داغ بود !!!!!!!!

  14. دلت که تنگ یک نفر باشد ………
    خود خدا هم بیاید تا خوش بگذرد …..
    و لحظه ای فراموشش کنی ……….
    فایده ندارد …….
    تو دلت تنگ است …..
    دلت برای همان یک نفر تنگ است …..!

  15. باریکلا به این همه شعر و پند و اندرز.دمتون جیز

  16. دوستان همگی لایک به خاطر شعر های زیباتون .. امیر حسین تو هم لایک همین جوری عشقی

  17. سارا جون و صبا جون و قاسم جان
    همتون لايك دارين دمتون گرم
    اصلا فضا رو عوض مي كنين

  18. دوستان متناى همتون قشنگ بود به ياد ريحان شاخ دارين( لايک)

  19. دست گلتون درد نكنه همگى چه كامنتاى زيبايي،

    عكس هم بسيار زيبا بود…

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*