آخرین خبرها
تعداد بازدید : 9,821

اولین کنسرت بنیامین بهادری پس از پنج سال + تصاویری جالب از اینستاگرام بنیامین بهادری

بنیامین بهادری که چند هفته ای است با آلبوم جدیدش (بنیامین 92) و بعد از حدود پنج سال یک بار دیگر وارد بازار رسمی موسیقی پاپ شده به زودی کنسرت خود را در تهران برگزار خواهد کرد.

بنیامین که به دلیل فوت ناگهانی همسرش مجبور شد از ابتدی زمستان اجراهای خود در شهرهای مختلف کشور را لغو نماید، 7 و 8 اردیبهشت به سالن میلاد نمایشگاه بین المللی تهران خواهد آمد تا بعد از مدت ها با اجرای منتخبی از آهنگ های آلبوم جدید و همچنین دو آلبوم قبلی خود با مخاطبینش دیدار نماید.

پیش بینی می شود بنیامین برای این کنسرت سوپرایزهای زیادی را در نظر گرفته تا هم بعد از مدت ها به شکل جدیدی به دیدار هوادرانش برود و هم یاد و خاطره همسر مرحومه اش را روی استیج زنده کند.

 اولین کنسرت بنیامین بهادری در تهران پس ار فوت همسرش

 اولین کنسرت بنیامین بهادری در تهران پس ار فوت همسرش

 اولین کنسرت بنیامین بهادری در تهران پس ار فوت همسرش

  اولین کنسرت بنیامین بهادری در تهران پس ار فوت همسرش

 اولین کنسرت بنیامین بهادری در تهران پس ار فوت همسرش

 اولین کنسرت بنیامین بهادری در تهران پس ار فوت همسرش

مجله اینترنتی آسمانیها90

کانال تلگرام آسمانیها۹۰

۷۶ نظر

  1. دا رحمت کنه زنشو

  2. خدایاااااااااااااااااااااااا خیلی سخته

  3. خدا اموات همه رو بيامرزه.

  4. کاش میشد یه روز خدارو بکشم کنارو در گوشش بگم:همه زندگیمو میدم میشه یکیو برگردونی…………

  5. اونکه رفته دیگه هیچ وقت نمیاد ………….
    خدا رحمتش کنه…. و بچش رو حفظ کنه ……. نا مادری وحشتناکه ……

  6. هر روز صبح در آفریقا آهویی ازخواب بیدار میشودوبرای زندگی کردن و امرارمعاش درصحرامیچرد
    آهومیداندکه بایدازشیرسریعتربدود/درغیراینصورت طعمه شیرخواهدشد.
    شیرنیزبرای زندگی وامرارمعاش درصحرامیگردد/ که میداندبایدازآهوسریعتربدودتاگرسنه نماند…
    مهم این نیست که توشیرباشی یاآهو…
    مهم اینست که باطلوع آفتاب از خواب برخیزی برای زندگیت باتمام وجود شروع بدویدن کنی.
    برای آقای بنیامین خیلی ناراحتم که همسرشو از دست داد امیدوارم روح وروان همسرش در آن دنیا شاد باشه
    باوجوداینکه خوب میدونم خیلی سخته ولی خوب تحمل کرد وبرای بهتر شدن کنسرتش سوپرایزهای زیادی در نظرگرفته وبرای پیروز شدن به رقیباش واقعامثل آهو وشیر بایدبدوه.

  7. امیدوارم همه ی بچه ها زیر سایه بدرو مادراشون بزرگ بشن

  8. خیلی سخته خدا همسرش بیامرزه خیلی خوشحال شدم وقتی که دیدم روحیش به دست اورده و دوباره برگشته به عرصه

    • ولی فک نمیکنی یه خورده زیادی زود روحیش رو بدست آورده؟

      • نازنین جان احتما بیش فعاله بچمون

      • سلام نازنین جون
        به نظر من همه آدم ها یه مدت بعد از فوت عزیزانشون به روزمرگی هاشون برمی گردن. به خصوص به کارشون، اما این طفلک چون کارش خوانندگیه زیاد به چشم میاد.
        مثلا همین آلبومش که جدیدا بیرون داده قبل از این اتفاقات تمام آهنگ هاش رو خونده بوده و به یاد نسیم یه ترانه می خونه و بهش اضافه میکنه.
        منم خیلی دوست دارم اگه یه روزی مردم شوهرم زود فراموشم نکنه، ولی عزاداریش رو زود تموم کنه و به زندگی عادی برگرده. مخصوصاً اگه بچه داشته باشم و اگه اون بچه دختری تو سن بارانا باشه؛ اصلا نمیخوام بچه ام رو تو عزا نگه داره.

      • نازنین جان مردم فکر میکنن که وقتی ادمی به زندگی عادیش برگشته مرگ عزیزش فراموش کرده بخدا اصلا اینطور نیست فقط ادم میخواد یجوری خودش تو زندگی غرق کنه که یادش بره کی و کجاست و چه اتفاقی افتاده که متاسفانه هیچ وقت نمیشه فراموش کرد

        • حرفاتونو قبول دارم بعد از یه مدت سوگواری باید به زندگی عادی برگشت ولی حرمت نگه داشتن هم خیلی مهمه. بقول فهمیه جون خوب زندگی عادی این آدم خوانندگیه و کاریش نمیشه کرد.

      • ولی می بینمش عجیب یاد یوزارسیف می افتم، اسمش هم بنیامینه باعث میشه بیشتر برام تداعی بشه.

  9. پسر:ضعیفه دلمون برات تنگ شده بود. . .اومدیم زیارتت کنیم!

    دختر:تو باز گفتی ضعیفه؟؟؟

    پسر:خب. . .منزل بگم چطوره؟؟

    دختر:واااای. . .از دست تو!!

    …پسر:باشه. . .باشه. . .ویکتوریا خوبه؟

    دختر:اه. . .اصلا باهات قهرم!!

    پسر:باشه بابا. . .تو عزیز منی خوب شد؟. . .آشتی؟

    دختر:آشتی. . .راستی گفتی دلت چی شده؟؟

    پسر:دلم!؟. . .آها از دیشب تا حالا یکم پیچ میده!!

    دختر:واقعا که!

    پسر:خب چیه. . .نمیگم . . . مریضم اصلا. . .خوبه؟

    دختر:لوووووس!!

    پسر:ای بابا. . .ضعیفه. . .اگه اینبار قهر کنی نازکش نداری ها!!

    دختر:بازم گفت این کلمه رو. . .!!

    پسر:خب تقصیر خودته. . .میدونی اونایی رو که دوست دارم اذیت میکنم. . .هی نقطه ضعف میدی دستم.

    دختر:من از دست تو چیکار کنم؟؟

    پسر:شکر خدا. . .!دلم پیچ میخورد چون تو تب و تاب ملاقات تو بودم . . .لیلی قرن 21من

    دختر:چه دل قشنگی داری تو . . .چقد به سادگی دلت حسودیم میشه. . .

    پسر:صفای وجودت خانوم.

    دختر:میدونی. . .دلم تنگه. . .برای اون همه پیاده روی هامون. . .برای سرک

    کشیدن تو مغازه کتاب فروشی و ورق زدن کتابها. . .برای بوی کاغذ . . .برای

    شونه به شونه باهات راه رفتنو دیدن نگاه حسرت بار بقیه. . .آخه هیچ زنی مردی

    مثل من نداره.

    پسر:میدونم. . .میدونم. . .منم دلم تنگه. . .برای دیدن آسمون تو چشمای تو،برای

    بستنیهای شاتوپی که با هم میخوردیم. . .برای خونه ای که توی خیال ساخته

    بودیم و من مردش بودم . . .

    دختر:یادته همیشه به من میگفتی خاتون؟؟؟

    پسر:آره یادمه. . .آخه تو منو یاد دخترهای ابرو کمون قجری مینداختی!!

    دختر:ولی من که بور بودم . . .

    پسر:باشه. . .فرقی نمیکنه.

    دختر:آخ چه روزهایی بود. . .دلم برای دستای مردونت که تو دستام گره میخورد تنگ

    شده. . .مجنون من.

    پسر:. . .

    دختر:چت شد؟چرا چیزی نمیگی؟

    پسر:. . .

    دختر:نگاه کن ببینم. . .!منو نگاه کن.

    پسر:. . .

    دختر:الهی من بمیرم . . .چرا چشمات نمناک شده. . .الهی من فدات بشم . . .

    پسر:خدا ن. . .(هق هق گریه)

    دختر:چرا گریه میکنی؟؟؟

    پسر:چرا نکنم؟؟. . .ها؟؟

    دختر:من دوست ندارم مرد من گریه کنه. . .جلوی این همه آدم. . .بخند دیگه. .

    .بخند. . .زودباش بخند. . .

    پسر:وقتی دستاتو کم دارم چطوری بخندم. . .کی اشکامو کنار بزنه که گریه نکنم؟؟

    دختر:اگه گریه کنی منم گریه میکنما. . .

    پسر:باشه . . .باشه . . .تسلیم . . .ولی نمیتونم بخندما. . .

    دختر:آفرین.حالا بگو کادو ولنتاین برام چی خریدی؟؟

    پسر:تو که میدونی. . .من از این لوس بازیا خوشم نمیاد ولی امسال برات کادوی

    خوبی آوردم.

    دختر:چی؟ . . .زودباش بگو . . .آب از لب و لوچه ام آویزون شد. . .

    پسر:. . .

    دختر:باز دوباره ساکت شدی. . !؟؟؟

    پسر:برات کادوووو. . .(هق هق گریه).یک دسته گل گلایل!!

    یک شیشه گلاب!

    یک بغض طولانی آوردم!!

    تک عروس گورستان!!

    پنج شنبه ها دیگه خیابونها بدون تو صفایی نداره!!

    اینجا کنار خانه ی ابدییت مینشینم و فاتحه میخونم.

    نه. . .اشک و فاتحه

    نه. . .اشک و دلتنگی و فاتحه. . .

    نه. . .اشک و دلتنگی و فاتحه. . .خاطرات نه چندان دور. . .

    امان. . .خاتون من تو خیلی وقته که. . .

    آرام بخواب بانوی کوچ کرده من . . .

    دیگه نگران قرصهای نخوردم. . .لباسهای اتو نکشیده ام. . .صورت پف کرده ام از

    بیخوابیم نباش. . .!

    نگران خیره شدن مردم به اشکهای من نباش. . .!

    بعد از تو دیگه مرد نیستم اگر بخندم. . .!

    * * *

    اما . . .تو آرام بخواب. . .

  10. باران جان متنت قشنگ بود و خیلی فانتزی …تاریخ ثابت کرده که مردها بیشتر ازون چیزی که فکر میکنیم فراموشکارند( البته بصورت کلی)

    • مرسی نازنینم،به صورت کلی آره ،ولی هستند مردهایی که بعداز مرگ عشقشون دیگه به روی زندگی لبخند نزدن

      • باران جان این الان نمایشنامه هملت از شکسپیر بود…؟رفتیم داخل ساسات شدیم (منظورم همون احساسات بود)
        .
        درکل زیبا بود ومستحق بیگ لایک بود….شوخی رو داشته باش یه وقت بدل نگیری

  11. خدارو شکر که زنش باعث شد بعد از چند سال دوباره فعال بشه ……..افرین بنیامین …….زنت بهت افتخار میکنه ……..

  12. لایک برای باران و متن بسیار زیباش….واقعا عالی بود مرصی عزیزم

  13. دوستان سلام میخواستم یه چیزی بگم اگه بی ادبی نباشه به خدا اقایون اون هیولایی که شما خانوما فک میکنیین نیستن
    درسته بد توشون زیاده ولی خوبهاشون هم کم نیستن واقعا مردها برای ارامش خانوادشون شب و روز عرق میریزن و جون میکنن تا همسر و فرزندانشون تو رفاه باشن(یه نمونش پدر خودم)

  14. در خانومیت شکی نیست مگه گفتم اقایی؟خخخخخخخخخ

  15. انقدر سایت خلوته دارم توش دزدی میکنم.خخخخخخخخخخ

  16. سلااااااااااااااااام من امدم دوباره

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*