آخرین خبرها
تعداد بازدید : 8,563

الناز حبیبی از ازدواجش و زندگی کردن شوهرش در خارج از کشور می گوید + عکسی دو نفره با همسرش

وقتی حرف از ازدواج و شروع زندگی مشترک به میان می آید و افراد می خواهند از تجربه زندگی زیر یک سقف بگویند معمولا دچار کلیشه های رایج می شوند و دوست دارند در صحبت هایشان به شدت خود را خوشبخت و عاشق پیشه نشان دهند و تصویر یک زندگی رویایی و ایده آل را از خود به جای بگذارند در حالی که خیلی وقت ها این تصویر ارائه شده از جانب آنها چندان با واقعیت انطباق ندارد و اگر در زندگی برخی از آنها ریز شوید به مشکلاتی که کم و بیش با آن مواجه اند پی می برید.

در طول مدتی که مسئولیت گرفتن مصاحبه برای این صفحه با سوژه ازدواج را برعهده داشتم با زوج های مختلفی صحبت کردم که گفتگو با هر کدام از آنها برای من جذابیت های خاص خودش را داشت اما از ابن بین مصاحبه با الناز حبیبی برای من بسیار متفاوت بود چرا که او با صداقت و جسارت خاصی در مورد ازدواج اظهارنظر کرد و برای ما از آداب و رسوم خواستگاری و مراسم عقدش گفت و اینکه مسائل مالی آنقدرها که برخی می گویند در زندگی مشترک بی اهمیت نیست، چرا که ریشه بسیاری از مشکلات و اختلافات به این نوع مسائل بازمی گردد.

با ما همراه باشید تا با او و نقطه نظرهایش در مورد ازدواج بیشتر آشنا شوید. بازیگری که آخرین کارش در مجموعه دودکش بود…

سن ازدواج برای هر کسی متفاوت است

در مورد ازدواج نمی توان سن خاصی را در نظر گرفت و گفت، «مثلا وقتی افراد به این سن و سال رسیدند، باید ازدواج کنند» مثلا فردی به فراخور شراطی که در آن قرار دارد ممکن است برای ازدواج به لحاظ روحی و مالی احساس آمادگی کند، به همین خاطر دوست ندارم در این مورد برای کسی نسخه بپیچم و بگویم مثلا چون من در 24 سالگی ازدواج کردم دختران دیگر هم باید در این سن ازدواج کنند.

بهانه ای برای شروع زندگی

متاسفانه این روزها آمار طلاق به شدت در حال افزایش است، بخش زیادی از این مشکل هم به این برمی گردد که افراد به درک و شناخت کافی برای ازدواج نرسیده اند و اختلاف های کوچک را جدی نمی گیرند و یا اینکه از لحاظ مالی هنوز به استقلال کافی نرسیده اند، در هر حال به عقیده من، اگر درک و تفاهم وجود نداشته باشد، افراد خیلی زود از دست هم خسته می شوند و ترجیح می دهند از یکدیگر جدا شوند.

وجه مشترک من و همسرم برای ازدواج

 بیش از یک سالی است که من وهمسرم «مهدی صاحب الزمانی» با هم پیوند زناشویی بسته ایم آن چیزی که باعث شد من و مهدی در وهله اول به هم علاقمند بشویم و بخواهیم باقی زندگی مان را کنار هم بگذرانیم، خصوصیات مشترک بسیاری بود که بین ما وجود داشت، ما از نظر اخلاقی به شدت به هم شبیه هستیم و این شباهت به ما کمک می کند تا لحظاتی آرام را کنار هم سپری کنیم، از طرفی ما سعی کردیم نسبت به یکدیگر با گذشت و منعطف باشیم، این موضوع به ما کمک کرد تا از کنار هم بودن بیشتر لذت ببریم.

برگزاری مراسم به شیوه سنتی

با وجود اینکه خانواده من در خارج از کشور زندگی می کنند، اما همچنان به آداب و رسوم ایرانی اهمیت می دهند و حتی می توان گفت تا حد زیادی سنتی هستند، به همین خاطر مراسم خواستگاری ما به همان شیوه مرسوم سنتی برگزار شد و ما در منزل، میزبان خانواده داماد بودیم، خوشبختانه چون من و مهدی حرف هایمان را با هم زده بودیم، استرسی بابت خواستگاری نداشتیم.

خبری از عروسی تشریفاتی نیست

من وهمسرم هنوز دوران عقدمان را سپری می کنیم و به قول معروف زیر یک سقف نرفته ایم اما راستش را بخواهید با وجود اینکه چیزی به عروسی مان نمانده برنامه ریزی خاصی برای برگزاری عروسی و نوع تشریفات نکردیم، چون هر دوی ما به شدت آدم های شلوغی هستیم و نمی توانیم زمان چندانی را به این مسائل اختصاص دهیم به همین خاطر فکر کنم همه چیز در حدل معقول برگزار شود و احتمالا خبری از عروسی تشریفاتی نیست.

الناز حبیبی از ازدواجش و زندگی کردن شوهرش در خارج از کشور می گوید

پدرم میزان مهریه را تعیین کرد

راستش را بخواهید وقتی حرف مهریه و رسم و رسوم مربوط به عروسی به میان آمد. من و مهدی تصمیم گرفتیبم خودمان را کنار بکشیم و مسائل را به بزرگترها واگذار کنیم چون می دانستیم آنها به دلیل اشرافشان نسبت به این مسائل، زبان هم را به خوبی می دانند و به قول معروف می دانند چگونه با هم صحبت کنند. در هر حال میزان مهریه را پدر من تعیین کرد و من دخالتی در مورد آن نداشت. البته این صحبت ها بدون کمترین چالش و اختلاف نظری بیان شد چون خانواده های ما به لحاظ سطح به هم نزدیک بودند و ما مشکلی در این خصوص با هم نداشتیم.

 آقای داماد ایران زندگی نمی کند

همسرم سال هاست که در خارج از کشور اقامت دارد و چون شرایط کاری من هم به گونه ای است که نمی توانم به واسطه شغلم از ایران بروم به همین خاطر من و ایشان از وقت های بیکاری مان استفاده می کنیم و به همدیگر سر می زنیم هر چند که این دوری و جدایی سخت است اما در شرایط کنونی چاره ای جز تن دادن به آن نداریم.

 

مجله خانواده سبز

مجله اینترنتی آسمانیها90

کانال تلگرام آسمانیها۹۰

۴۷ نظر

  1. مگه مجبوری اینطوری ازدواج کنی؟؟؟
    این چه مدلشه
    وقتای بیکاری همو ببینیم

  2. بنظرم زن و شوهر نباید اصلا دور از هم زندگی کنند. کافیه که به دوری هم عادت کنند اونوقته که سردیها شروع میشه و خانواده مفهوم خودشو از دست میده ،اکثر مواقع هم بار زندگی رو دوش یه نفر میفته و بعدش هم معلومه چی میشه هرکی سی خودش میره .من کسانی را میشناسم که سر جمع سالی 3 ماه هم پیش هم نیستند و هر کدوم غرق کار خودشون هستند و فقط پول در میارند.تا چشم به هم بذارن عمر و جوو نیشون رفته و دیگه از پولشون هم نمیتونن استفاده کنن آخه اینم شد زندگی.

  3. این چه مدل زندگی کردنه
    تو اونجا و من اینجا امان ازدرد دوری
    من ماندم و رویاها …………..

    • امان از درد دوری امان از درد دورییییی
      دور از تو من نباشممممممممم

        • تو اونجاومن اینجا امان از درد دوری
          من ماندم و رویاها نه شوق ونه سروری
          امان ازدرد دوری امان ازدرد دوری
          دوراز تو من ندارم نه شورو نه غروری
          تاكی خدای عالم تاكی غم صبوری
          امان ازدرد دوری امان ازدرد دوری
          هجرت اجباری اگه از تو جدا كرده منو
          خیال نکن که لحظه ای عشقت رها کرده منو
          همش به خودامید میدم به طفل دل نویدمیدم
          می گم تموم شدحادثه فصل رهایی می رسه
          امان امان امان ازدرد دوری امان ازدرد دوری
          دورازتو نالة غمت در دل من شکفته
          اشکام غمامو به همه دونه به دونه گفته
          خدامی دونه بی تومن یک روزخوش ندیدم
          گریه کرده هر کسی که قصه امو شنفته
          امان امان امان ازدرد دوری امان ازدرد دوری

          • حالا عطرشکوفه داری مثل گل بهاری
            بقیش رو برو

          • عطر شکوفه داری مثل گل بهاری

            وقتی که از راه میای شادی و شور میاری

            مهربونیت قشنگه هم زبونیت قشنگه
            وقتی باهام قهر میکنی پشیمونیت قشنگه

            وقتی باهام قهر میکنی پشیمونیت قشنگه

            عطر شکوفه داری مثل گل بهاری

            وقتی که از راه میای راه میای راه میای ……

            مهربونیت قشنگه هم زبونیت قشنگه
            وقتی باهام قهر میکنی پشیمونیت قشنگه

            وقتی باهام قهر میکنی پشیمونیت قشنگه

            تو یار دل نوازی یه پارچه عشق و نازی

            حالا ببینم با دلم تا به کی میخوای بسازی
            تا به کی میخوای بسازی

            مهربونیت قشنگه هم زبونیت قشنگه
            وقتی باهام قهر میکنی پشیمونیت قشنگه
            وقتی باهام قهر میکنی پشیمونیت قشنگه

            تو یار دل نوازی یه پارچه عشق و نازی

            حالا ببینم با دلم تا به کی میخوای بسازی
            تا به کی میخوای بسازی

            مهربونیت قشنگه هم زبونیت قشنگه
            وقتی باهام قهر میکنی پشیمونیت قشنگه
            وقتی باهام قهر میکنی پشیمونیت قشنگه

          • حالا راست میگی اینرو برو
            پنجره دن داشگلیر آی بری باخ بری باخ

          • پنجردن داش گلیرآی بری با خ باخ بری باخ

            خومار گوزدن یاش گلور آی بری با خ بری باخ

            سنی منه ورسلر آی بری باخ بری باخ

            اللهده خوش گلرآی بری باخ بری باخ

            بری باخ آی بری باخ ۴ دفعه

            پنجرنین میللری آی بری باخ بری باخ

            آچدی قزل گوللری آی بری باخ بری باخ

            اوغلانی یولدان ایلر آی بری باخ بری باخ

            قیزن شیرین دیللری آی بری باخ بری باخ

            بری باخ آی بری باخ ۴ دفعه

            گوللی، گوللی تومانی

            بالام لای گولم لای سکینه دای قیزی نای نای

            اولم بویون قربونون ای نینن یار نی نین یار

            اوینیان بٍله اوینار

            بالام لای گولوم لای

            سکینه دای قیزی نای نای

            اولم بویون قربونون ای نینیم یار نی نیم یار

            ننمی یولا سالام

            آنام وای گولوم وای سکینه دای قیزی نای نای

            باشنا من دولانم ای نینیم یار نی نیم یار

            سنه بٍله دولانم ای نینیم یار نی نیم یار

        • عادل منم برم بقیشو
          بگو تو بگو تو بگو به من چرا واسه من ناز میکنی
          بگو تو بگو تو بگو به من چرا منو بیتاب میکنی
          با چش سیات دل میبری منو پریشون میکنی
          با اون لبات ناز و ادات منو افسون میکنی
          بگو تو چرا دختر بلا منو پریشون میکنی
          بگو تو چرا شیطون بلا چشمامو گریون میکنی

          • این از کی بود امیر

          • شهرامk میشناسی؟

          • من مثل روحَم هَــ – همه جا بودم پـَــ
            اَ بچگی بد شانس بودم مینداختم رو در نَعل

            بچه بودم زورم کم و زَرق و بَرقا کورم کرد
            انگار زندگی بازی بود منم همیشه خونم کَم

            نوجوونی پولم کم – تو زیر زمین جونم در
            اومد از هر کی خوشم – فرداش شوهر کرد

            همیشه بُغضم گرفت – اَ همچی اوقّم گرفت
            زمونه فرصتو گرفت بعد تهی یِهو جرات گرفت

            ——————-
            روحم بیماره به روح اعتقاد داری؟؟
            روحم میناله به روح اعتقاد داری؟؟

            روحم بیماره به روح اعتقاد داری؟؟
            روحم میناله به روح اعتقاد داری؟؟

          • واااااااااااااااااااااااای فرررررررررررراااااااااااااار اقا روحه اووووممممد

  4. زن وشوهر فقط باید کنار هم باشن.اونم اول زندگی مشترک.درغیر این صورت محبت بینشون کامل نخواهد شد

  5. این خودش ایرانه شوهرش امریکا زندگی میکنه جلل الخالق اونوقت چرا ازدواج کردن؟
    مثل این میمونه که هر 7 ماه یه بار بره یه ساعت همدیگرو ببینن بعد دوباره 7 ماه از هم دور باشن.

  6. منو همسرم هم دقیقا همین حالت و داشتیم منتها جفتمون تو تهران بودیم ولی ماهی یه بار همدیگرو میدیدیم و آخرش هم به لطف ایزد منان و پشتکار خودمون طلاق شدیم

    • یا خدااااااااااااا جدی میگی؟

      • آری عزیزم بنظرت این موضوعیه که آدم بخاطرش دروغ بگه البته دلایل متفاوت زیادی باید باشه تا آدم بخواد حتی به طلاق فکر کنه ولی یکی از اصلی تریناش بی تفاوتی نسبت بهم و سرد بودنه

        • ببخشید دوستم
          امیدوارم موفق باشی ازین به بعدش رو
          چرا اخه اینهمه دور از هم یعنی از اول هم همینطور بوده و تو قبول کردی شرایطو؟

  7. مانیــــــــــــا

    خیلی چهره نازی داره…..خوشبخت باشن!!!

  8. من خیلی موفقم اینو جدی میگم ولی یه جورایی احساسی تصمیم گرفته بودیم و سریع پشیمون شده بودیم واقعا الان از زندگیم راضیم چون شکستم مقدمه پیروزی بوده

  9. زن و شوهر باید در کنار هم باشن وگاهی دوری به مدت کوتاه هم براشون خوبه چون علاقشون رو به هم بیشتر میکنه و از حالت عادی شدن در میاد

  10. دوري و دوستي!

  11. واقعا مسخرس
    این دو تا زمان بیکاری همدیگرو می بینن
    خجالت نمی کشید از این حرفا

  12. بهم میخورن انشاالله خوشبخت بشن

  13. من الناز جون رو درک می کنم چون خودم تهران تنهاهستم و همسرم سرگردنیروی انتظامیه و کمترمی بینمش بیشتر ماموریته تا کار اداریش. الان هم سه ماهه ندیدمش برای ماموریت رفته اصفهان. حتما میگین چرا خودت نرفتی باهاش. خب می گم. به خاطر اینکه یه دختر بچه شش ساله دارم که میره پیش دبستانی و یه پسردبیرستانی هم دارم که پسرهام پیش درددل مادرشون نمیشینن و من یه جورایی تنهام.

  14. ما خوبیم مجرد، راحت. شما دیگه چرا با یه نظامی ازدواج کردی که تنها باشی؟ خانم الناز خانم کار شما هم اشتباهه عقدکرده باشین اونم دور ازهم پس کی وقت می ذارین برای آشنایی؟ دوران عقد، دوران شناخته.

  15. جینگ جینگ ساز میاد از بالای شیراز میاد
    شازداماد غم مخور که نامزدت با ناز میاد

    یارمبارک بادا
    اینشالله مبارک بادا

    درخونه بابای عروس آب رکنی رد میشه
    سنگ بیارین پل ببندین عروس خانم رد بشه

    یارمبارک بادا
    اینشالله مبارک بادا

    کی به حجله کی به حجله شازده داماد با زنش
    کی بگرده دور حجله خواهر کوچیکترش

    یارمبارک بادا
    اینشالله مبارک بادا

    یارمبارک بادا
    داماد سلامت بادا

    راه شیراز دوردور آب بوشهر شورشور
    ما میریم عروس بیاریم چشم حسود بشه کور

    ماشین اومد توی حیاط عروس خانم شدسوار
    ننه عروس گریه می کرد مثل بارون بهار

    شب یکی منزل هزارچشم داماد انتظار
    خیرببینی ننه عروس این گل از خونت درار

    اینم چند بیت به افتخار ما شیرازی ها.

    حتما سری به شیراز به شهرحافظ و سعدی و گل وبلبل بزنید.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*