آخرین خبرها
تعداد بازدید : 5,404

صحبت‌های زنانه ؛ گوش نکردن‌های مردانه!

ما زن‌ها نیاز داریم تا با همسرمان صحبت كنیم، از كمبود جا در خانه و مشكلات درسی بچه‌ها گرفته تا دل‌تنگی‌های بی دلیل. گاهی دوست داریم، درد دل كنیم و بدون آنكه قصدی داشته باشیم، برای خالی شدن از دل‌شوره ها و دغدغه ها، حرف بزنیم. اما گاهی اوقات می‌خواهیم كسی به كمك مان بیاید، تغییری در رفتارش و نحوه‌ تعاملش ایجاد كند و یا راه چاره ای به ما پیشنهاد دهد. نیاز به داشتن یك همدم و هم صحبت، مختص همه‌ انسان‌هاست اما ما خانم‌ها كمی بیشتر! دوستان، خواهر، مادر و هم صحبت‌های همجنس مان خیلی از مواقع به رفع این نیاز كمك می‌كنند، ولی آنچه در حقیقت به آن محتاجیم اما شاید خودمان هم نمی‌دانیم این است كه به مرد زندگی‌مان به بهانه‌ هم صحبت شدن، نزدیك‌تر شویم. برای رسیدن به این خواسته، لازم است بیاموزیم چگونه با همسرمان صحبت كنیم و هر حرفی را در چه شرایطی و با چه ادبیاتی بیان كنیم. در غیر این صورت همان قصه‌ تكراری می‌شود كه در خیلی از زندگی‌ها اتفاق می‌افتد.

در یک زمان مناسب گفتگو کنید
خانم‌هایی كه از آشپزخانه، پشت سر هم صحبت می‌كنند و می‌خواهند همه‌ موضوعات را كنار هم و به صورت معجونی به خورد همسرشان دهند و مردانی كه مقابل بازی فوتبال یا اخبار تلویزیون، ذهنشان جای دیگری است و چند وقت یك‌بار تنها سری تكان می‌دهند و خیلی زود هر دو از این شرایط خسته می‌شوند.

نتیجه این خواهد بود كه خانم به این نتیجه می‌رسد كه شوهرش شنونده‌ خوبی برای حرف‌های او نیست و به این ترتیب دیگر سعی نمی‌كند با او حرف بزند یا همیشه به جای گفتگو كارشان به دعوا می‌كشد و گله و شكایت كه : تو به حرف‌های من گوش نمی‌دهی و جواب كه : تو خیلی حرف می‌زنی. من خسته از سر كار می‌آیم و تازه باید اخبار تو را گوش دهم.

یادتان باشد وقتى مرد از شما فاصله مى ‏گیرد، وقت خوبى براى گفتگوى با او براى نزدیك‏تر شدن به وى نیست. بگذارید كناره بگیرد. بعد از مدتى بر مى‏ گردد. او باز هم عاشقانه و دلسوز خواهد بود و به گونه ‏اى عمل خواهد كرد كه گویى هیچ اتفاقى نیفتاده است. آن گاه وقت گفتگو با او خواهد بود.

پیشقدم گفتگو شوید
اگر زن منتظر بماند تا همسرش آغازگر گفتگو باشد ممكن است هرگز شانسى براى حرف ‏زدن بدست نیاورد زیرا مردان، خودبه ‏خود حرف زیادى براى گفتن ندارند. قوانین ناگفته مردان مى‏گوید: اگر حرفى براى گفتن دارى آن را بگو. آنها نمى ‏دانند كه باید منتظر بمانند تا از آنها سۆال شود، اگر بخواهد حرف بزند، می زند.

لذا، وقتى زن مى‏خواهد صحبت كند یا براى نزدیك شدن به همسر احساس نیاز مى‏كند، باید حرف بزند و انتظار نداشته باشد كه مرد گفتگو را آغاز كند براى آغاز گفتگو ابتدا زن باید احساساتش را در میان بگذارد حتى اگر شریكش حرف زیادى براى زدن نداشته باشد.

صحبت‌های زنانه, دلیلى براى صحبت

دلیلی برای حرف زدن با مریخی‌ها پیدا کنید
مرد براى گفتگو با زن مى‏تواند خیلى باز رفتار كند اما در ابتدا حرفى براى گفتن ندارد. چیزى كه زنان درباره مریخى ‏ها نمى ‏دانند، این است كه آنها باید دلیلى براى صحبت داشته باشند. آنها صرفا براى در میان گذاشتن احساساتشان صحبت نمى ‏كنند.اگر زن كمى حرف بزند، مرد كم كم درباره ارتباطش با او صحبت مى‏كند.مثلا اگر زن درباره بعضى از مشكلاتى كه در طول روز داشته، صحبت كند، مرد نیز ممكن است در این باره گفتگو كند و بنابراین آنها مى‏توانند یكدیگر را درك كنند. اگر زن درباره احساسش درباره بچه‏ ها حرف بزند، مرد نیز ممكن است در این مورد شروع به صحبت كند. اگر مرد هنگام صحبت كردن زن، احساس سرزش یا فشار نكند، به تدریج شروع به صحبت خواهد كرد.

با زبان مخصوص یکدیگر، صحبت کنید
درست است كه زن و شوهر باید با هم حرف بزنند اما با زبان مخصوص یكدیگر. ما زن‌ها می‌توانیم با یكدیگر در یك ساعت راجع به 10 موضوع كاملاً نامربوط حرف بزنیم و لذت ببریم اما مردها این‌گونه نیستند. آن‌ها از این شاخه به آن شاخه پریدن و طول و تفسیر زیاد راجع به یك موضوع را دوست ندارند. باید طرز حرف زدنمان را تغییر دهیم تا همسرمان قدم قدم بیاموزد به احساسات ما گوش دهد.

گوینده‌ای خوب، شنونده‌ای خوب دارد!
حتماً شما هم شنیده‌اید كه ما را محكوم به غر زدن می‌كنند ، اما اگر به همسرمان توضیح دهیم كه به حمایت و گوش شنوایش چقدر نیاز داریم و تا چه حد می‌تواند برای ما آرامش بخش باشد، در این صورت شاید او داوطلبانه شنونده‌ ما باشد .

البته انصاف هم چیز خوبی است. اینكه همسرمان بداند گوش دادن به حرف‌های ما، می‌تواند كمك بزرگی به رابطه مان كند، كافی نیست. ما باید گوینده‌ خوبی هم باشیم. حتی یك گوینده‌ خبر هم اگر هر روز اخبار بد و منفی بگوید و با قیافه‌ ناراحت یا عصبانی و لحن نامناسب حرف بزند باعث می‌شود مخاطبانش خسته شوند و كنترل را به دست بگیرند و كانال دیگری را انتخاب كنند.

گله و شکایت ممنوع!
ما زن‌ها هم باید بیاموزیم با لحنی دلنشین، جذاب و دوست داشتنی با همسرمان گفتگو كنیم و مدام گله و شكایت نداشته باشیم در غیر این صورت كنترل ذهن همسرمان خیلی سریع كانال را عوض می‌كند و دیگر حرف‌هایمان را نمی‌شنود حتی اگر سرش را به علامت تایید تكان دهد.

قدردانی کنید
وقتى زن پیشاپیش حس مى‏كند كه مرد قصد گوش‏كردن ندارد، مى‏تواند از روش‏هاى جدیدى استفاده كند، آنقدر كه مرد به راحتى مى‏تواند از گوش‏ دادن طفره برود و كناره‏گیرى كند.

مثلا، به همسرتان بگوئید، «ممنون كه اینجا به من كمك كردى، واقعا از تلاش تو براى طفره ‏رفتن از گوش‏ كردن به حرفهایم سپاسگزارى مى‏كنم. مى‏دانم كه گوش‏دادن باید كار سختى باشد.» این یك روش مهارتى كاملاً پیشرفته مى‏باشد، زیرا اكثر مواقع هنگامیكه از مرد براى انجام‏دادن كار سخت، تشكر مى‏شود او از پذیرفتن آن كار خوشحال مى‏شود.

بنابراین، وقتى زن به روشى متفاوت از مرد تشكر مى‏كند (مثل همان تشكر براى طفره‏رفتن) در نتیجه مرد براى انجام كارهایى كه باعث گوش‏دادن مى‏شود رغبت بیشترى پیدا مى‏كند. از سوی دیگر، وقتى زن از مرد براى گوش دادن به حرفهایش قدردانى مى‏كند به تدریج مرد نیز حرف بیشترى براى زدن خواهد داشت.
منابع: جام جم/عصر ایران همراه با تغییرات و اضافات/تبیان

مجله اینترنتی آسمانیها90

کانال تلگرام آسمانیها۹۰

۲۵ نظر

  1. مطلب خوبی بود مرسی اسمانی فهمیدم یه مرد باید با زن باز صحبت کنه.اسمانی حسابی چشمو و گوشمو باز کردیا دمت گرم.

  2. امشب به قصه ی دل من گوش می کنی /
    فردا مرا چو قصه فراموش می کنی
    این در همیشه در صدف روزگار نیست /
    می گویمت ولی توکجا گوش می کنی
    گر گوش می کنی سخنی خوش بگویمت /
    بهتر ز گوهری که تو در گوش می کنی
    جام جهان ز خون دل عاشقان پر است /
    حرمت نگاه دار اگرش نوش می کنی

    • ……نه فقط از تو اگر دل بکنم میمیرم
      ………سایه ات نیز بیفتد زتنم میمیرم.!

      …………برق چشمان تو از دور مرا میگیرد
      ……………من اگر دست به زلفت بزنم میمیرم..!


      یجورایی ادامه مشاعره ناتمام قبله …دوباره گل کرده

  3. آرمان خان باید “ی” میگفتی ، ادامه بده اگه حسش هست
    ——————–
    می روم بی خبر اینبار خیالت راحت
    «تو بمان و دگران» یار خیالت راحت
    بعد از این همنفس هر شب من خواهد شد
    فقط این پاکت سیگار خیالت راحت
    چند روزیست که تلخینگی تنهایی
    می شود بر سرم آوار، خیالت راحت
    سهم تو، پنجره هایی که تو را می خواهند
    سهم من اینهمه دیوار، خیالت راحت
    بعد از این یاد تو و بغض من و خاطره ها
    نه امیدی و نه دیدار، خیالت راحت

  4. چقدر ارتباط با این مریخی ها سخته!!! آسمانی هم که هر روز دستور العمل جدید میده. باید یه دفتر 100 برگ بگیرم اینا رو بنویسم که یادم نره.

  5. تراباغیر می بینم صدایم در نمی اید
    دلم میسوزدوکاری زدستم بر نمی اید

    نشستم باده خوردم خون گرستم کنجی افتادم
    تحمل میروداما شب غم سرنمی اید

    چه سود ازشرح این دیوانگیها بی قراریها
    که تو بی مهری وحرف منت باور نمی اید

    خدارا ای نصیحت گو حدیث از ساغرو می گو
    که حرفی درخیال من از ان خوشتر نمی اید..!


    نازنین جان ببخش که بعضی وقتا کار دارم یا حس وحالش نیست.خدا میدونه تو کتابخونه من پر از انواع کتابهای شعر شعرای مختلف وکتابهای حقوقی وتاریخی یعنی که علاقه دارم قصد سک سک ندارم

  6. دلم تنگ است و این شبها یقین دارم که میدانی
    صدای غربت غم را از احساسم تو میخوانی
    شدم از درد تنهایی گلی پژمرده و غمگین
    ببار ای ابر پاییزی که دردم را تو میدانی
    میان برزخ عشقت پریشان و گرفتارم
    چرا ای مرکب عشقم چنین آهسته میرانی؟

  7. یوسف به این رها شدن از چاه دل مبند#
    این بار میبرند که زندانیت کنند
    ایگل گمان مبر به شب جشن میروی
    شاید به خاک مرده ای ارزانیت کنند

    • ممنون که جواب دادید

      ————–
      دامن کشان زدیده من میروی به ناز
      اما به دوستی قسم از دل نمیروی
      باسرگرانی از برمن میروی ولی
      دانم زیار غمزده غافل نمیروی

      • با عرض معذرت که در مشاعره شما دخالت کردم چون دیدم دوست شما مشاعره را ادامه نداده بود خواستم شعر شما بی جواب نمانده باشد.

  8. اسمانى کلا مشاوره ازدواجى، نقاشى هم که گذاشتى باحال بود

  9. یک وقت‌هایی ، یک آدم‌هایی باید باشند که همان جور که تو داری زخم‌هات را لیس می‌زنی ، بیایند نوازش‌ات کنند . بغل‌ات کنند . ببوسندات . برایت شکلات تلخ بخرند . برایت قهوه‌ی تلخ ِ بدون شکر درست کنند . برایت آوازهای عاشقانه بخوانند . موهات را شانه کنند . بعد همان جور که دارند موهات را می‌بافند ، آرام – خیلی آرام – موهات را از پشت گردن‌ات بلند کنند ، گردن‌ات را ببوسند ، بعد بگویند “عزیزمی … ” . بعد تو ، اشک‌هات سُر بخورد روی گونه‌هات . هی دماغ‌ات را بالا بکشی . او بگوید ” گریه می‌کنی؟ ” … تو بگویی ” نه! … انگشت‌ام رفته تو چشم‌ام ” … بعد او دوباره پشت گردن‌ات را ببوسد .
    یک وقت‌هایی ، آدم یک هم‌چین آدمی می‌خواهد …
    (مارمولک)

  10. رزاجون کامنتت خيلى احساسى بود

  11. یک شب بیا وضامن من باش نازنین
    وقتی دخیل بسته به تو آهوان من
    دل برکن و به شهر دل من بیا عزیز
    زخم زبان مردم چشمت به جان من

    • شعرتون خیلی قشنگ بود ! اتفاقا خودم از دوستان خواستم که ادامه بدن ، این دوست ما که خودش مشاعره را شروع کرد ادامه نداد ، خوب شیرازیه دیگه ،احتمالا حسشو نداشته . باز هم ممنون

  12. آرمان جان و نازنین جان
    اشعار بداهه بود دیگه؟؟ نوشته خودتونه؟ خیلی زیباس…
    واگه اهل سرودن شعرید پیشنهاد میکنم به جمع شاعرا بپیوندید

    • الف عزیز! شعرهایی را که در بالا میبینید هیچکدومشو من نسرودم و از ساعت و تاریخها هم مشخصه که بداهه نبوده من شاعر نیستم ولی شعرو خیلی دوست دارم نوشتن اشعار بالا مشاعره نیست ولی تنوعی بود در ارتباط با دوستان.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*