آخرین خبرها
تعداد بازدید : 5,529

درمان شکستهای عاطفی چگونه است؟

همواره شادی و غم، سرخوشی و رنج با هم و در کنار هم است. پیوند دو انسان در امر مقدس ازدواج، بسیار میمون و مبارک است اما جدایی و قطع شدن رشته آشنایی هم به همان اندازه دشوار و دردناک است.

قطع آشنایی در دوران نامزدی یا وقوع طلاق پس از ازدواج، بدون شک سلامت روان دو طرف را به شدت به خطر می اندازد و لازم است زن و مرد مدت زمانی تحت حمایت عاطفی اطرافیان و حتی مشاور و روان شناس قرار بگیرند.

نکته بااهمیتی که در بسیاری از موارد مغفول می ماند این است که آنچه از رابطه در ذهن انسان باقی می ماند، چگونگی خاتمه یافتن آن است.

زیرا اتفاقاتی که در پایان یک رابطه می افتد، ممکن است کل خاطرات انسان از یک فرد را تحت تاثیر قرار دهد. بنابراین لازم است به هنگام خاتمه دادن یک رابطه نکات مهمی را مدنظر قرار داد.
جدایی و فقدان

جدا شدن از نامزد یا همسر در واقع شبیه مردن است. یعنی فرد با پدیده فقدان روبه رو می شود. وقتی فردی می خواهد به هر دلیلی یک رابطه را خاتمه دهد، گویی طرف مقابل مرده است و باید برای وی عزاداری کند و مراحل سوگواری را پشت سر بگذارد. یعنی در مرحله اول آن را انکار می کند. سپس چانه زنی می کند تا دچار فقدان نشود. سپس تسلیم می شود و فرد وارد مرحله افسردگی می شود. فرد در این مرحله به اوج عزاداری برای رابطه ای که تمام شده است می رسد و باید این مرحله را نیز طی کند تا به آرامش برسد.

بهترین درمان غم در دوره فقدان، عزاداری است و اگر این عزاداری انجام نشود، سلامت روان فرد دچار خدشه جدی خواهد شد.
علایم شکست عاطفی

علایم شکست عاطفی شباهت بسیاری با افسردگی دارد؛ ناتوانی در لذت بردن از زندگی، کاهش شدید انگیزه، اختلال در خواب و بیداری صبحگاهی و احساس خستگی و کوفتگی شدید در صبح ها از علایم شکست عاطفی است. کاهش یا افزایش شدید اشتها، گرایش به رفتارهای اشتباه مثل استعمال سیگار، افت شدید میل جنسی در مردان و برهم خوردن سیکل قاعدگی در زنان، بی هدف بودن و افزایش میل به خودکشی یا دیگرکشی از علایم بیماری محسوب می شود.

تفکر ممکن است آسیب ببیند، سعی کنید درمورد یک صحنه از رابطه تان که در آن لحظه عمیقاً ناراحت بودید فکر کنید. آن لحظه را بر روی یک کارد کاغذی بنویسید یا بر روی گوشی همراهتان ذخیره کنید و آن را همیشه و همه جا همراه خود داشته باشید. زمانهایی که از تصمیم خود در تمام کردن رابطه پشیمان شده اید، به این کارت نگاهی بیندازید

در درجه اول شما باید افكار خود را كنترل كنید. به عبارت علمی تر ، در روانشناسی افكار به دو دسته شناور و شناگر تبدیل می شود. شما زمانی می توانید ایشان را فراموش كنید كه افكار خود را از حالت شناور به حالت شناگر تبدیل نمایید.
افكار شناور چیست؟

بعضی افراد قدرت مدیریت افكار خود را از دست داده اند. به عبارت دیگر ذهنشان به هر جایی می رود و به هر چیزی فكر می كند . این افكار را افكار شناور می گویند.

افرادی وجود دارند كه افكار خود را مدیریت می كنند. یعنی تنها به چیزهایی فكر می كنند كه خودشان می خواهند . و اگر در طول شبانه روز ذهنشان ناخودآگاه خواست به چیزی فكر كند سریع آن را كنترل می كنند. به عبارت واضح تر این گونه افراد افكار خود را مدیریت می كنند. این افكار را اصطلاحا افكار شناگر می گویند.
تنهایی، شکست عاطفی

با این توضیحات وظیفه ی شما در چنین مواردی این است كه افكار خود را به حالت شناگر در اورده تا با مدیریت ذهن خود ، به محض فكر كردن به شکست عاطفی آن را كنترل كرده و نگذارید یاد و خاطره ی آن دوران برایتان زنده شود.

 

شما می توانید به خودتان یاد بدهید که چگونه الگوهای اشتباه فکر کردن را بشناسید، افکار خود را روی کاغذی بنویسید و برای اینکه بفهمید که چه عواملی شما را از لحاظ هیجانی تحریک می کند آنها را امتحان کنید.

اگر شما بتوانید این تفکرات اشتباه را، که شما را در یک باتلاق عاطفی قرار می دهد بشناسید ، می توانید با اطمینان و آگاهی از کنار آنها عبور کنید و در نتیجه به شما آسیبی نرسد.

 

**دفترچه ای را که برای خود درست کرده اید را چندین بار بخوانید و آن را بازخوانی کنید، . طوری مطالب را در آن بنویسید که انگار این دفتر متعلق به فرد دیگری است و شما در حال راهنمایی کردن آن فرد هستید. برای نمونه بنویسید که چگونه و چطور یک شکست عشقی رخ می دهد ؟ چه توصیه هایی به آن فرد می کنید ؟ آن فرد از چه چیزهایی باید دوری کند ؟

 

**دور کلمات و عباراتی که در دفترچه تان زیاد تکرار شده است، خط بکشید. زمانی که متوجه شدید نسبت به کلمه یا عبارت خاصی (ممکن است اسم فرد مزبور باشد، یا مکان خاصی باشد که با هم بوده اید ) زیاد فکر می کنید و حساس شده اید، فکرتان را قطع کنید. برای این کار شعری را که حفظ هستید بخوانید یا به آهنگی گوش دهید، این کارها به شما کمک می کند که فکر اشتباه تان را قطع کنید و در انتها اگر در این کار موفق شدید به خودتان پاداش دهید.

 

– به خودتان وقت دهید. گریه کردن و ماتم کردن در این حالت طبیعی است. به خودتان اجازه دهید که گریه کنید، و تجربیات خود را در این زمینه به یاد بیاورید، و این را بپذیرید که این اتفاق افتاده است:

**این زمان را به فکر کردن اختصاص دهید. احساسات خود را در یک دفترچه کوچک بنویسید و این مطالب را با اینکه چرا الان در این وضعیت هستید ارتباط دهید.

جدا شدن از نامزد یا همسر در واقع شبیه مردن است. یعنی فرد با پدیده فقدان روبه رو می شود. وقتی فردی می خواهد به هر دلیلی یک رابطه را خاتمه دهد، گویی طرف مقابل مرده است و باید برای وی عزاداری کند و مراحل سوگواری را پشت سر بگذارد

**به خودتان وقت دهید، این فرصت به شما کمک می کند تا سریعتر از این ارتباط احساسی خلاص شوید. بعضی از افراد برای این هدف زمانی را مشخص می کنند. البته این بدین معنی نیست که شما در تاریخ معینی از این ناراحتی فارغ می شوید – اما این نشان می دهد شما برای رسیدن به یک حالت هشیار منطقی حرکت رو به جلو را آغاز کرده اید.

 

– به خودتان یاد آوری کنید که چرا این رابطه تمام شده است. لذا:

**تفکر ممکن است آسیب ببیند، سعی کنید درمورد یک صحنه از رابطه تان که در آن لحظه عمیقاً ناراحت بودید فکر کنید. آن لحظه را بر روی یک کارد کاغذی بنویسید یا بر روی گوشی همراهتان ذخیره کنید و آن را همیشه و همه جا همراه خود داشته باشید. زمانهایی که از تصمیم خود در تمام کردن رابطه پشیمان شده اید، به این کارت نگاهی بیندازید.
منابع: روزنامه خراسان، مجله پزشکی دکتر سلام، پرسمان همراه با تغییرات و اضافات

مجله اینترنتی آسمانیها90

کانال تلگرام آسمانیها۹۰

۳۲ نظر

  1. اینا همش حرفه

  2. از روزی که تو رفتی
    پریده رنگ شادی اینبار خورشید میتابه
    مثل یه روز عادی.چطور هنوز پرنده داره هوای پرواز
    چطور هنوز قناری سرمیده بانگ اواز
    مگر خبر ندارن تو رفتی از روزگارم
    چرا بهت نگفتن بی تو چه حس و حالی دارم
    به چشم خسته ی من اسمون از سنگ شده
    لعنت به این تنهایی دلم واست تنگ شده
    عطر تنت پیچیده توی اتاق خوابم
    با تو چه جون میگیره شعر گفتنم
    شبها به یاد تو به قتل خود نشستم
    صد بار عزت بریدم صد بار عزت شکستم
    بی تو چقدر سرده این زمستون تنهایی
    به چشم خسته ی من اسمون از سنگ شده
    لعنت به این روزگار دلم واست تنگ شده.

  3. در رفتن جان ازبدن گوبند هرنوعی سخن
    من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود

    • ای ساربان آهسته رو کارام جانم می‌رود
      وان دل که با خود داشتم با دلستانم می‌رود
      من مانده‌ام مهجور از او بیچاره و رنجور از او
      گویی که نیشی دور از او در استخوانم می‌رود
      گفتم به نیرنگ و فسون پنهان کنم ریش درون
      پنهان نمی‌ماند که خون بر آستانم می‌رود
      محمل بدار ای ساروان تندی مکن با کاروان
      کز عشق آن سرو روان گویی روانم می‌رود
      او می‌رود دامن کشان من زهر تنهایی چشان
      دیگر مپرس از من نشان کز دل نشانم می‌رود
      برگشت یار سرکشم بگذاشت عیش ناخوشم
      چون مجمری پرآتشم کز سر دخانم می‌رود
      با آن همه بیداد او وین عهد بی‌بنیاد او
      در سینه دارم یاد او یا بر زبانم می‌رود
      بازآی و بر چشمم نشین ای دلستان نازنین
      کاشوب و فریاد از زمین بر آسمانم می‌رود
      شب تا سحر می‌نغنوم و اندرز کس می‌نشنوم
      وین ره نه قاصد می‌روم کز کف عنانم می‌رود
      صبر از وصال یار من برگشتن از دلدار من
      گر چه نباشد کار من هم کار از آنم می‌رود
      در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن
      من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می‌رود
      سعدی فغان از دست ما لایق نبود ای بی‌وفا
      طاقت نمیارم جفا کار از فغانم می‌رود

  4. زندگی سراسر دل بستن و دل بریدنه
    خوش بحال کسایی که دل نمیبندن و دلشون از سنگه وگرنه….

  5. حال كه رسوا شده ام مى روى
    حال که تنها شده ام می‌روی!
                                          واله و رسوا شده ام می‌روی…
    حال که غیر از تو ندارم کسی
                                          این‌همه تنها شده ام می‌روی!
    حال که چون پیکر سوزان شمع
                                          شعله سراپا شده ام می‌روی!!!
    حال که در بزم خراباتیان
                                          همدم صهبا شده‌ام می‌روی
    حال که در وادی عشق و جنون
                                          لاله‌ی صحرا شده ام می‌روی !!
    حال که نادیده خریدار آن
                                          گوهر یکتا شده‌ام می‌روی!
    حال که در بحر تماشای تو
                                         غرق تماشا شده‌ام می‌روی…
    این‌همه رسوا تو مرا خواستی
                                         حال که رسوا شده‌ام می‌روی…!!!
    علايمى كه گفته شده كاملا درسته …
    به نظر من درمان نداره آدم ميميره ديگه پس درمان نداره…

    • لایک داری خانوم مهندس -شعرت زیبابود

    • مرسى آرمان جان اونى كه لايك داره عماد خراسانيه اين شعر از عماد خراسانى هست يعنى من عاشق اين بشرم خدا رحمتش كنه زندگى نامه اش خيلى قشنگه هشت ماه بعد از ازدواجش همسرش فوت ميكنه و اين شاعر بزرگ ديگه هيچ وقت ازدواج نميكنه خداييش خيلى باوفا بوده من عاشق خودشو شعرهاشم…
      خب آرمان توام ى شعر برامون مينوشتى

  6. Delam kheili shekaste be kasi khobi kardam moteahed bodam dosesh dashtam tanham gozashti kheili delam shekaste man badi nakardam hagham in nabod doa konid arom sham!:-(((((((((

    • ماه من غصه نخور زندگی جزر و مد داره
      دنیامون یه عالمه؛ آدم خوب و بد داره
      مهسا جان از خدا خواستم به قلبت آرامش عطا کنه ،انشا.. روزهای خوش زندگیت نم نمک برسه ، این روزهای تلخ هم میگذره درست مثل روزهای زودگذر شیرین!
      آرام باش عزیز من
      حکایت دریاست زندگى
      گاهى درخشش آفتاب، برق و بوى نمک، ترشح شادمانى
      گاهى هم فرو مى‏رویم، چشم‏هاى‏مان را مى‏بندیم، همه جا تاریکى است،
      دوباره سر از آب بیرون مى‏آوریم
      و تلألوء آفتاب را مى‏بینیم
      زیر بوته‏آى از برف
      که این دفعه
      درست از جائى که تو دوست دارى طالع مى‏شود

  7. مهسا جان ایشالا خدا به دلت نگاه میکنه و یکی بهتر از اون رو سر راهت میذاره درکت میکنم خیلی سخته ولی به مرور زمان از یادت میره.

    • منم يكي از دوستام اين اتفاق براش افتاد.بنده خدا هنوز كه هنوز دپرسه.هروقت ميبينمش دلم كباب ميشه. مهساجون ازصميم قلبم برات دعاميكنم كه حالت روزبه روز بهتر شه و يكي بهتر ازاون بياد توي زندگيت كه اين روزهاي بد كلن رو فراموش كني.

  8. تقدیم به همه دوستای عزیزی که شکست عشقی وعاطفی داشتن.و اینو بدونید که این دنیا وآدماش ارزش غصه خوردن ندارن

    وقتی تنهایم گذاشت ورفت بهش گفتم خط زدن بر من پایان من نیست آغاز بی لیاقتی توست….
    همیشه بهترین برای من بوده وهست ،اگر مال من نشدی قطعا بهترین نبودی ونیستی….
    این تونیستی که مرا فراموش کردی .این منم که به یادم اجازه نمیدهم حتی از نزدیکی ذهن تو عبور کند .
    صحبت از فراموشی نیست صحبت از لیاقت است .
    محکم تر از آنم که برای نبودنم آنچه که اسمش را غرور گذاشته ام برایت به زمین بکوبم .
    احساس من قیمتی داشت که تو برای پرداخت آن فقیر بودی.

    • براي تنها نبودنم

      • like

        ——————-
        قـــهـــرها بـــهـــانــــه اســــت !!! کسی که دوستت دارد …
        برای ماندن در بين هزاران نقطه ی سياه شب حتی اگر یک نقطه ی سپید بیابد
        دلیلش می کند برای ماندن !!! و کسی که می خواهد برود …
        در سپيدی روز حتی اگر نقطه ای سياه را هم نيابد
        با انگشتش به گوشه ای اشاره می کند که انگار نقطه ای سياه يافته !!!
        کسی که رفتنی است بــــگــــذار بـــرود !
        —————————
        این هم یه جوک :

        تو چين اگه شكست عشقي بخوري چند برابر به فنا ميري !!
        لامصب هر طرفو كه نگاه ميكني قيافه عشقت مياد جلو صورتت

  9. نازنين جون جوکت باحال بود

  10. صداي پچ‌پچِ غم… خواب من به هم خورده است
    دو ساعت است که اعصاب من به هم خورده است

    صداي پچ‌پچِ غم… هيس! هيس! ساکت باش
    سکوت، در دلِ بي‌تاب من به هم خورده است

    تو قابِ عکس مرا ديده‌اي، نمي‌داني
    نشاطِ چهره‌ي در قابِ من به هم خورده است

    غم تو را نسرودم وگرنه مي‌ديدي
    که وزن، در غزلِ ناب من به هم خورده است

    هجاي چشم تو را وزن‌ها نمي‌فهمند
    دو ساعت است که اعصاب من به هم خورده است

    ………

  11. بهش بگو بهارمه سبزی سبزه زارمه
    بهش بگو تباه شدم سکه ی بی بها شدم
    بهش بگو دوسش دارم قلبمو دستش میزارم
    تو رو به قران اگه دیدیش بهش بگو دوسش دارم
    عزیزم عزیزم من هنوزم دوست دارم
    عزیزم عزیزم عشقمو در راهت میزارم
    تو که میدونی دلم کرده هواشو
    تو که میدونی چقدر میخام لباشو
    که میاد دوباره خونه دل براش قصه بخونه
    جای خالیش نمیزاره قلب من زنده بمونه.

  12. Merc aZ hamatoon ke be man aramesh midin

  13. آن نازنین کجاست که یادم نمیکند / صد غم به سینه دارم و شادم نمیکند
    یک لحظه آنکه بی من هرگز نمی نشست / امشب به یاد کیست که یادم نمیکند . . .
    در گوش من پس تو كجايى هيچ خبرى ازت نيست وقت كردى ى كامنت بذار از نگرانى در بيايم!!

  14. هوای خونه غمگینه صدایی جز سکوتم نیست/نبودنت حس تلخیه که توی لحظه هام جاریست
    چرا این قصه ی شیرین جدایی شد سرانجامش/چرا کابوس تنهایی نشسته بر سر راهش
    اگه از حسرت عشقت گره افتاده تو کارم/بدون معنیش فقط اینه هنوز خیلی دوست دارم
    اسیرم در غم عشقت سراسر تیره و تارم/همینه عشقو و احساسم فقط خیلی دوست دارم
    یه روزی دل به من دادی حالا میگی دلم سیره/کسی چیزیو میبخشه که اونو پس نمیگیره
    منم عاشق تب دارت یه عمریه دوست دارم/دلم پیش دلت گیره یه جورایی گرفتارم

  15. هر کسی تو چشم من خیره بشه/غم تنهاییمو باور میکنه
    ارزومه که یه روز چشمای من/تو رو با من اشناتر بکنه
    اگه تو یه روزی مال من بشی/میرسم به قله ارزوهام
    بخدا اگه تو مال من بشی/دیگه من از خدا هیچی نمیخوام
    چی میشد اگه میشد یه روزی عاشقم بشی/ارزوهام میمیرن اگه تو مال من نشی
    چی میشد اگه میشد یه روزی عاشقم بشی/بخدا من میمیرم اگه تو مال من نشی

  16. رفتم به خونه خونه اون اشیونه/دیدم درا بسته پنجره ها شکسته
    کوچه ها همه ساکت صدای بچه ها نیست/نگاها همه سرده دیگه اون خنده ها نیست
    دیدم یه پیر خسته کنج دیوار نشسته/گم شده تو خیالش ویسکی به دست و مسته

    میخونه
    اااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*