آخرین خبرها
تعداد بازدید : 3,316

چرا همسرتان دلسرد شده است؟

چهار رفتار اشتباهی که باعث دلسردی همسرتان از زندگی می شود را بشناسید:
سلطه‌گیری زیرکانه

به نظر من اگر اینگونه رفتار کنی موفق تر هستی! به نظر من با مادرت این گونه حرف بزنی بهتر است، به نظر من چنین کنی نتیجه بهتری عایدت می شود، به نظر من ، به نظر من، به نظر من و…

چنان به خودتان اعتماد دارید که گمان می کنید روش شما، بهترین روش است. احساس می کنید  تنها راه رسیدن به هدف و کسب موفقیت همانی است که شما می پندارید و تصور می کنید. به همین خاطر برای درست انجام شدن کارها آستین بالا می زنید و  متصدی در همه امور زندگی مشترک تان می شوید. همه چیز باید از زیر نظر شما  بگذرد و گرنه مورد تائید نیست. تصدی کوچکترین تا بزرگترین کارها و تصمیمات برعهده شماست… چنان در رفتار نظارت گرانه خود غرق می شوید که پیشرفت همسرتان را یا نادیده می گیرید و یا آن که حداقل قلمداد می کنید حتی گاها مغرور به خود می شوید و به طور غیر مستقیم موفقیت شخصی همسرتان را نیز به پیشنهادات و تلاش های ممتاز خود نسبت می دهید. در این حالت، علیرغم حسن نیت تان، شما متهم همیشه در ردیف اول هستید، گناهکار محسوب می شوید چون عملا زیرکانه سلطه گری می کنید. سلطه گری شما به نوعی با پنبه سر بریدن است و دیر یا زود صدای قربانیانتان را در می آورد. سلطه گری زیرکانه شما حاصلی ندارد جز آن که همسرتان را دلسرد می کند و در او احساس طرد شدن ایجاد می کند.
ترساندن

اگر خریدهای آخر هفته را اینگونه انجام دهد خوب می شود، اگر مثل همسر فلان دوستم ترفیع شغلی بگیرد، اگر این مدلی بتواند کارها را انجام دهد عالی می شود، گمان نمی کنم بتواند آن کار را انجام دهد، اگر بتواند، بتواند، بتواند و….

بسیار متوقع هستید و خواسته های بجا و نابجای بیشماری از همسرتان دارید انتظارتی که گویی هیچ وقت انتهایی برای آنها قابل تصور نیست. مدام می خواهید و می خواهید؛ خوب یا بد، مفید یاغیر مفید، بالاجبار یا آزادانه؛ فقط می خواهید… این خواستن های بسیار و انتظارت نامشخص و نامقبول، این حس را در همسرتان زنده می کند که هر مقدار هم برای خشنودی شما تلاش کند باز ناموفق است و هرگز نمی تواند به ملاک های ایده آل شما برسد و رضایت خاطر شما را جلب کند.

ترس عقب ماندن و نتوانستن ارمغان این رفتار شما به همسرتان است. حس نتوانستن همیشه برای همسرتان رعب آور و مشمئز کننده خواهد بود.حسی که نه تنها به احساس طرد شدن و دلسردی همسرتان دامن می زند بلکه ممکن است او را تا مرز افسردگی و یا احیانا انتهای مسیر زندگی مشترکتان یعنی طلاق پیش ببرد.

حساسیت های بسیار، میزان خطر پذیری رابطه را بالا می برد و سلامت زندگی مشترک را  در لبه تیغ قرار می دهد، چرا که هر لحظه ممکن است شما یا همسرتان، حرف های یکدیگر را  طوری دیگر بشنوید و یا برداشت ناصحیح داشته باشید
تصدیق نکردن

مدتی است مرا به حساب نمی آورد، دیگر چون سابق برای برای آماده و مهیا کردن ملزومات زندگی تلاش نمی کند، دیگر وظایف همسرانه اش را هم به خوبی انجام نمی دهد و… می گوید: می خواهد مثل من باشد تا بفهمم چه به روزش آورده ام. اما من هر چه فکر می کنم هیچ نکرده ام…

ندیدن موفقیت همسرتان و بی اهمیت جلوه دادن آن، ناسپاسی و قدردانی نکردن از زحمات او و از همه بدتر آن که محبت و یا پیشرفت همسرتان را جزیی از وظایف او  قلمداد کنید و … صورت دیگری از دلسردی به حساب می آیند. سکوت و یا واکنش های نامتناسب باعث می شود همسرتان بازخورد لازم را برای ادامه تلاش هایش نگیرد و با گذر زمان مستاصل شود و منفعل بودن و یا بی توجهی را بر تکاپو و کوشش های هدفمند ترجیح داد و یا آن که شما را تا سرحد سر سوزنی هم در تصمیمات و فعالیت های مهم خود دخالت ندهد و ارزشی برایتان قائل نشود. این عمل متقابل او نیز، می تواند  در خود شما احساس طرد شدگی ایجاد کند و دلسردتان نماید.
حساسیت بیش از حد

دیشب دیدم که چه جوری از غذای زری جون تعریف می کردی! مگه دست پخت من چطوریه که هیچ وقت تعریف نمی کنی که هیچ، تشکر هم نمی کنی! از سلیقه خونه اش گرفته تا آداب میزبانی ش برات خوشایند بوده، من هم این کارها را شایدم بیشتر و بهتر انجام می دهم اما چه شده بود که تعارفات معمول زری جون خیلی به چشت اومده، برام تعجبه…
دلسرد شدن همسران

اگر تفکر غالب شما این است که “من برترین هستم” و یا  آن که پیرو این  پیش فرض غلط “من وقتی کسی می شوم که از دیگران بیشتر باشم” ، در زندگی تان پیش روید؛ بی تردید با کوچکترین احساس تهدید و خطر برای این برتری خیالی، دست به دفاع  خواهد برید و حتی گاها مجبور به حمله خواهید شد. مثلا اگر همسرتان از سلیقه انتخاب زن یا مرد دیگری تعریف کند، یا محبت و علاقه زن یا مرد دیگری را بستاید و…. شما اظهارات او را حمل بر تحقیر و انتقاد علیه خودتان قلمداد خواهید کرد و عصبانی و دلخور خواهید شد. این حساسیت های بیش از حد  بر رابطه مشارکتی زن و شوهر تاثیر می گذارد. حساسیت های بسیار، میزان خطر پذیری رابطه را بالا می برد و سلامت زندگی مشترک را  در لبه تیغ قرار می دهد، چرا که هر لحظه ممکن است شما یا همسرتان، حرف های یکدیگر را  طوری دیگر بشنوید و یا برداشت ناصحیح داشته باشید.

و بالاخره آن که رابطه یک رابطه محتاطانه و در عین حال مخاطره آمیز است که دلسردی و دوری از یکدیگر پیامد دیر یا زود آن خواهد بود.

مجله اینترنتی آسمانیها90

کانال تلگرام آسمانیها۹۰

۱۱ نظر

  1. سفر نکن خورشیدکم ترک نکن منو نرو……………..نبودنت مرگ منه راهی این سفر نشو
    نذار که عشق من و تو اینجا به ته خط برسه…………………………..بری تو مرگ من از رفتن تو سر برسه

  2. لعنت به مردای اینجوری که باعث هرزه شدن یه زن میشن.

  3. مطلب خوبى بود ممنون

  4. نگاه سرد تو قلب مرا زمستان کرد …… کویر پهن دلم، پُر ز برف و بوران کرد

    سپس غمت به درونم وزید وحشی و سرد…….. و رفته رفته چو طوفان شد و چه ویران کرد

    دمی که نفرتت چو ارّه برقی شد……….امان نداد و گلستان دل، بیابان کرد

    عجب که جامه ی حوّا و ادم این ابلیس……… به وعده از تنشان کند و هر دو عریان کرد

  5. صباجان همیشه تقصیر مردا نیست من الان دارم میبینم دیگه همسایمونو مرده یه هفته شب کاره تا از خونه درمیاد زنه تیپ میزنه میره بیرون درصورتی که بیچاره مرده هیچی براش کم نذاشته هر روز از سرکار میاد واسه زنش گل میخره بهترین ماشینو براش خریده ولی اون فاحشه انقدر راحت بهش خیانت کرده وهرشب تو بغل یه نفره بعضی زنا خودشون از حیوون هم بی ارزشترن حیف اون روح پاکی که خدا تووجودشون دمیده.

  6. در كل جامعه پر شده از آدمايى كه يكى ديگرو دوست دارن اما با يكى ديگه زندگى ميكنن متأسفانه !

  7. Age dar hasrate eshghet gere oftade dar karam AMA hanoz kheili doset daram…:-(

  8. خيلي وقته محلم نمي گذاره نگاهش سرده نميگذاره با خانوادم رفت وآمد كنم تلفني هم شاكي ميشه از دوستانم بدش مياد مسخرشون مي كنه حرف بزنم دل تنگ خانواده ام شدم داد وبيداد مي كنه به جاش خودخواه خودش با خانواده رفت و آمد ميكنه تلفني با دوستاش حرف ميزنه نمگذاره سر كار برم خدا چي كار كنم اقدام براي جدايي كردم گريه ميكنه بارهه گفتم با هم بريم مشاوره ولي نمياد فقط ميگه باشه يه روز وقت مي گيرم خدايي بايد با اين مرد چي كار كنم نمي دونم با اين پسر دو ساله كه شاهد اين مشاجراته چي كار كنم كاشكي بچه دار نمي شدم كاشكي حداقل مادر نبودم

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*