آخرین خبرها
تعداد بازدید : 21,558

تصاویری شگفت انگیز از لحظه تولد انسان

خانم بوند ۲۲ ساله در یک زایمان سزارین نوزاد خود را به دنیا آورده که تصاویر این نوزاد تازه به دنیا آمده را در زیر می توانبد مشاهده کنید.

این تصاویر در بیمارستانی در کپنهاگ در دانمارک ضبط شده زمانی که عکاس دانمارکی اولین لحظات به دنیا آمدن یک نوزاد را به تصویر کشیده است.

 

تصاویری شگفت انگیز از لحظه تولد انسان

تصاویری شگفت انگیز از لحظه تولد انسان

تصاویری شگفت انگیز از لحظه تولد انسان

تصاویری شگفت انگیز از لحظه تولد انسان

تصاویری شگفت انگیز از لحظه تولد انسان

تصاویری شگفت انگیز از لحظه تولد انسان

تصاویری شگفت انگیز از لحظه تولد انسان

تصاویری شگفت انگیز از لحظه تولد انسان

تصاویری شگفت انگیز از لحظه تولد انسان

شفقنا

مجله اینترنتی آسمانیها90

کانال تلگرام آسمانیها۹۰

۳۲ نظر

  1. بچش دختره یا پسر؟

  2. خدای بزرگ قدرتت و عظمتت رو شکر. از چیزی مارو به وجود آوردی که فقط فقط با تدبیر و قدرت لایزال خودت انجام شدنیه.
    خدایا تنها چیزی که همیشه آرومم میکنه وقتیه که فکر میکنم تو از رگ گردن بهم نزدیک تری و هیچ چیزی از قدرتت خارج نیست.
    خدایا به مادرم که بعد از تو همه زندگیمه سلامتی و تندرستی بده که این همه رنج و سختی رو بخاطر من تحمل کرده و در مقابلش هیچ توقعی هم نداره.

  3. يک انسان تا 45 واحد درد را ميتونه تحمل کنه و يک زن در هنگام زايمان 57 واحد درد را تحمل ميکنه يعنى چيزى شبيه به شکسته شدن همزمان 20 استخوان چه زيباست جمله بهشت زير پاى مادران است

  4. اخی موهاشو ببین
    بچه پررو چه فوری دست به یخه شده 🙂

  5. وای دلم ریش ریش شد ولی قشنگ بود مرسی اسمانی ها

  6. دانمارك به روش سرارين كمتر اقدام مي كنند عجبي بود همه بچه ها سزاريني بودند

  7. به جهنم خوش اومدی.ریحان خانم شما زیاد دلتو به این جمله ها خوش نکن!!هر چند که با نظرت در باره سختی کشیدن بانوان موافقم! تا اونجایی هم که من میدونم تو بهشت بیشتر اقایون رو تحویل میگیرن ، اگه به مورد تازه ای بر خوردی بفرمایید تا ما هم بدونیم.

  8. ببخشید ریحانه خانم منظورم بود

  9. آره این نی نی ها چقد بزرگن!! شاید با رضا زاده نسبتی دارن!

  10. اقا ارش واقعا متاسفم که يه جمله قرانى رو اينجورى زيرسوال ميبرى ارزش مادر بيشتر از اين حرفاست ممکنه مادرايى باشن که به بچه هاشون اهميت ندن ولى تعدادشون کمه

  11. و خداوند چقدر بزرگ است و انسان چه ناسپاس

  12. هیچکی توجه نکرد که پوست مادر چطور چروکیده بنظر میرسه وگوشتش چگونه زده بیرون.خدایا عظمتت شکر.خدای من کار کن این بنده حقیر قدر مادرم را بیشتر بدانم و رنجانمش.خدا سایه هیچ پدر ومادری رو از سر فرزنداش نگیره .چون تو این زمونه فقط این 2تاست که هوای ماها رو ارند؟خدایا زمان پیری منو عصای دستشون باشم .همچنان که عصا سکوت می کند وپا به پایشان میاد من لحظه ای نگم اوف چقدر دیر راه میای.چرا

  13. ریحانه جون حرف شما کاملا درسته جمله بالا از پیامبر عظیم الشان است و اما بهشت مطاع ارزانی نیست که به این راحتی در اختیار هرکس قرار بگیره . بقولی بهشت را به بها میدهند نه به بهانه ! یک مادر به واقع باید مادر باشد، قطره ای از وجود نامتناهی ذات پروردگار ،پروردگاری که رب( پرورنده ) است.بهشت در برابر انجام كارهای باارزش و هدفهای متعالی كه قیمت و بهایی داشته باشند عطا میشه و از آن كسانی كه بهانه گیرند كارهای زشت خود را توجیه می كنند نیست.حالا فرقی نمیکنه زن باشه یا مرد. همانطور که مادر بودن لیاقت میخواد پدر بودن هم همینطوره . مادر هست که با تربیت و نظارت بچه هاش چه پسر و چه دختر سعادت اونا را تامین میکنه .حالا بذار بعضیا دل خودشونو خوش کنند وفکر کنند که توی بهشت مردها بیشتر لذت میبرن ، من فکر نمیکنم اون لذتی که مردها مد نظرشونه مثل حوریان زیبا روی خیلی مد نظر خانمهای بهشتی باشه ، احتمالا بزرگترین لذت اونا اینه که بچه ها و شوهرشون دور و برشون باشن.
    بشنو سخنی چو در وگوهر / از در وگهر گرانبهاتر / از قدرت کردگار داور
    (گویند مرا چوزاد مادر * پستان به دهن گرفتن آموخت)
    کردم چو به مهد آه وشیون / بنشاند مرا بروی دامن / از هر خطرم بداشت ایمن
    (شب ها بر گاهواره ی من * بیدار نشست وخفتن آموخت)
    بر رخ چو بریخت کوکب من / دانست زگریه مطلب من / بوسید زمهر غبغب من
    (لبخند نهاد بر لب من * بر غنچه ی گل شکفتن آموخت)
    چون دید ضعیف وناتوانم / بر سینه گرفت همچو جانم /بوسید رخ ولب ودهانم
    (یک حرف ودو حرف بر زبانم * الفاظ نهاد وگفتن آموخت)
    در تر بیتم چه رنجها برد / من راحت واو زمن جفا برد/ هنگام مرض زتن بلا برد
    (دستم بگرفت وپا به پابرد * تا شیوه ی راه رفتن آموخت)
    ———————————————————
    و اما یه شعر طنز هم هست که مختص بعضی از مادرهای امروزیه
    گوینــــــــد مرا چـــو زاد مـادر/ روی کاناپه، لمــــیدن آموخت
    شب ها بر ِ مـــاهــواره تا صبــح/ بنشست و کلیـپ دیدن آموخت
    برچهـــره، سبوس و ماست مالید / تا شیوه ی خوشگلیـدن آموخت
    بنــــمود «تتو» دو ابروی خویش / تا رســم کمان کشـیدن آموخت
    هر مــــاه برفـــت نزد جـــــراح / آیین ِ چروک چیـــــدن آموخت
    دستـــــــــم بگـــرفت و ُبرد بازار/ همـــــواره طلا خریدن آموخت
    با دایــــــی و عمّه های جعــــلی / پز دادن و قُمپُــــــزیدن آموخت
    با قوم خودش ، همیــــــشه پیوند / از قوم شــــوهر، بریدن آموخت
    آســــــوده نشست و با اس ام اس / جک های خفن، چتیدن آموخت
    چون سوخت غذای ما شب وروز/ از پیک، مدد رسیــــدن آموخت
    پای تلفــــن دو ساعت و نیــــــم / گل گفتن و گل شنیـــدن آموخت
    بابــــــام چــــو آمد از سر کـــار / بیماری و قد خمیـــــدن آموخت

  14. ریحانه جون حرف شما کاملا درسته جمله بالا از پیامبر عظیم الشان است و اما بهشت مطاع ارزانی نیست که به این راحتی در اختیار هرکس قرار بگیره . بقولی بهشت را به بها میدهند نه به بهانه ! یک مادر به واقع باید مادر باشد، قطره ای از وجود نامتناهی ذات پروردگار ،پروردگاری که رب( پرورنده ) است.بهشت در برابر انجام كارهای باارزش و هدفهای متعالی كه قیمت و بهایی داشته باشند عطا میشه و از آن كسانی كه بهانه گیرند كارهای زشت خود را توجیه می كنند نیست.حالا فرقی نمیکنه زن باشه یا مرد. همانطور که مادر بودن لیاقت میخواد پدر بودن هم همینطوره . مادر هست که با تربیت و نظارت بچه هاش چه پسر و چه دختر سعادت اونا را تامین میکنه .حالا بذار بعضیا دل خودشونو خوش کنند وفکر کنند که توی بهشت مردها بیشتر لذت میبرن ، من فکر نمیکنم اون لذتی که مردها مد نظرشونه مثل حوریان زیبا روی خیلی مد نظر خانمهای بهشتی باشه ، احتمالا بزرگترین لذت اونا اینه که بچه ها و شوهرشون دور و برشون باشن.
    بشنو سخنی چو در وگوهر / از در وگهر گرانبهاتر / از قدرت کردگار داور
    (گویند مرا چوزاد مادر * پستان به دهن گرفتن آموخت)
    کردم چو به مهد آه وشیون / بنشاند مرا بروی دامن / از هر خطرم بداشت ایمن
    (شب ها بر گاهواره ی من * بیدار نشست وخفتن آموخت)
    بر رخ چو بریخت کوکب من / دانست زگریه مطلب من / بوسید زمهر غبغب من
    (لبخند نهاد بر لب من * بر غنچه ی گل شکفتن آموخت)
    چون دید ضعیف وناتوانم / بر سینه گرفت همچو جانم /بوسید رخ ولب ودهانم
    (یک حرف ودو حرف بر زبانم * الفاظ نهاد وگفتن آموخت)
    در تر بیتم چه رنجها برد / من راحت واو زمن جفا برد/ هنگام مرض زتن بلا برد
    (دستم بگرفت وپا به پابرد * تا شیوه ی راه رفتن آموخت)
    ———————————————————
    و اما یه شعر طنز هم هست که مختص بعضی از مادرهای امروزیه
    گوینــــــــد مرا چـــو زاد مـادر/ روی کاناپه، لمــــیدن آموخت
    شب ها بر ِ مـــاهــواره تا صبــح/ بنشست و کلیـپ دیدن آموخت
    برچهـــره، سبوس و ماست مالید / تا شیوه ی خوشگلیـدن آموخت
    بنــــمود «تتو» دو ابروی خویش / تا رســم کمان کشـیدن آموخت
    هر مــــاه برفـــت نزد جـــــراح / آیین ِ چروک چیـــــدن آموخت
    دستـــــــــم بگـــرفت و ُبرد بازار/ همـــــواره طلا خریدن آموخت
    با دایــــــی و عمّه های جعــــلی / پز دادن و قُمپُــــــزیدن آموخت
    با قوم خودش ، همیــــــشه پیوند / از قوم شــــوهر، بریدن آموخت
    آســــــوده نشست و با اس ام اس / جک های خفن، چتیدن آموخت
    چون سوخت غذای ما شب وروز/ از پیک، مدد رسیــــدن آموخت
    پای تلفــــن دو ساعت و نیــــــم / گل گفتن و گل شنیـــدن آموخت
    بابــــــام چــــو آمد از سر کـــار / بیماری و قد خمیـــــدن آموخت

  15. ریحانه جون حرف شما کاملا درسته جمله بالا از پیامبر عظیم الشان است و اما بهشت مطاع ارزانی نیست که به این راحتی در اختیار هرکس قرار بگیره . بقولی بهشت را به بها میدهند نه به بهانه ! یک مادر به واقع باید مادر باشد، قطره ای از وجود نامتناهی ذات پروردگار ،پروردگاری که رب( پرورنده ) است.بهشت در برابر انجام كارهای باارزش و هدفهای متعالی كه قیمت و بهایی داشته باشند عطا میشه و از آن كسانی كه بهانه گیرند كارهای زشت خود را توجیه می كنند نیست.حالا فرقی نمیکنه زن باشه یا مرد. همانطور که مادر بودن لیاقت میخواد پدر بودن هم همینطوره . مادر هست که با تربیت و نظارت بچه هاش چه پسر و چه دختر سعادت اونا را تامین میکنه .حالا بذار بعضیا دل خودشونو خوش کنند وفکر کنند که توی بهشت مردها بیشتر لذت میبرن ، من فکر نمیکنم اون لذتی که مردها مد نظرشونه مثل حوریان زیبا روی خیلی مد نظر خانمهای بهشتی باشه ، احتمالا بزرگترین لذت اونا اینه که بچه ها و شوهرشون دور و برشون باشن.
    بشنو سخنی چو در وگوهر / از در وگهر گرانبهاتر / از قدرت کردگار داور
    (گویند مرا چوزاد مادر * پستان به دهن گرفتن آموخت)
    کردم چو به مهد آه وشیون / بنشاند مرا بروی دامن / از هر خطرم بداشت ایمن
    (شب ها بر گاهواره ی من * بیدار نشست وخفتن آموخت)
    بر رخ چو بریخت کوکب من / دانست زگریه مطلب من / بوسید زمهر غبغب من
    (لبخند نهاد بر لب من * بر غنچه ی گل شکفتن آموخت)
    چون دید ضعیف وناتوانم / بر سینه گرفت همچو جانم /بوسید رخ ولب ودهانم
    (یک حرف ودو حرف بر زبانم * الفاظ نهاد وگفتن آموخت)
    در تر بیتم چه رنجها برد / من راحت واو زمن جفا برد/ هنگام مرض زتن بلا برد
    (دستم بگرفت وپا به پابرد * تا شیوه ی راه رفتن آموخت)
    ———————————————————
    و اما یه شعر طنز هم هست که مختص بعضی از مادرهای امروزیه
    گوینــــــــد مرا چـــو زاد مـادر/ روی کاناپه، لمــــیدن آموخت
    شب ها بر ِ مـــاهــواره تا صبــح/ بنشست و کلیـپ دیدن آموخت
    برچهـــره، سبوس و ماست مالید / تا شیوه ی خوشگلیـدن آموخت
    بنــــمود «تتو» دو ابروی خویش / تا رســم کمان کشـیدن آموخت
    هر مــــاه برفـــت نزد جـــــراح / آیین ِ چروک چیـــــدن آموخت
    دستـــــــــم بگـــرفت و ُبرد بازار/ همـــــواره طلا خریدن آموخت
    با دایــــــی و عمّه های جعــــلی / پز دادن و قُمپُــــــزیدن آموخت
    با قوم خودش ، همیــــــشه پیوند / از قوم شــــوهر، بریدن آموخت
    آســــــوده نشست و با اس ام اس / جک های خفن، چتیدن آموخت
    چون سوخت غذای ما شب وروز/ از پیک، مدد رسیــــدن آموخت
    پای تلفــــن دو ساعت و نیــــــم / گل گفتن و گل شنیـــدن آموخت
    بابــــــام چــــو آمد از سر کـــار / بیماری و قد خمیـــــدن آموخت

  16. excuse me !
    فک کنم دچار time out شده ، چون متن طولانی شده.

  17. نازنين جون مرسى کامنتت واقعا قشنگ بود

  18. يه سوال ازت داشتم اگه خواستى جواب بده ازدواج کردى؟ منظور خاصى ندارم

  19. به سلامتى خوشبخت باشين، من 19 سالمه حالا حالاها وقت هست

    • درسته که حالا حالاها وقت داری ولی مورد خوب و مطمئن داشتی زودتر ازدواج کنی بهتره ، چون هرچه که سن بالاتر میره خواستگارات از خودت کوچکتر میشن و این خودش یه معضله.

  20. من کلى واسه ايندم برنامه دارم دوس ندارم زود ازدواج کنم

  21. خدایا تو چنانی که ما میخواهیم******چنان کن ما را که تو میخواهی

  22. اینا بزرگ بشن چی میشن……

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*