آخرین خبرها
تعداد بازدید : 9,364

آیا از نگاه های همسرتان به دیگران ،رنج می برید؟

آیا از نگاه های همسرتان به نامحرم ،رنج می برید؟ فکر می کنید او چشم چرانی می کند؟ اول این مقاله را بخوانید.
من نسبت به شوهرم كمی حساس هستم البته نه آن حساسیتی كه به او بگویم چه كار كن و چه كار نكن او در كارهایش كاملا آزاد است و مشكلی ندارد ولی بعضی وقتها در خیابان یا جایی كه می رویم نمی تواند به زنان نگاه نكند و یا اگر با خانمی بخواهد حرف بزند ارتباطش خیلی راحت است و من از این موضوع رنج می برم….
همه شنیده‌اند كه مردان از راه چشم عاشق می‌شوند و زنان از راه گوش. این تعبیر عوامانه‌ای است از یك عنوان، از فهرست بی‌پایان تفاوت‌های میان زنان و مردان. واقعیت اثبات شده و گریزناپذیر این است كه مردان در برابر جنس مخالف، ذاتا جست‌وجوگرند و چشم مهم‌ترین ابزار جست‌وجوست.
سنگ‌های‌تان را وا بكنید
اگر می‌خواهید زندگی مشترك موفقی داشته باشید، قبل از ازدواج نظرات خود را در مورد محدوده روابط زن و مرد (از جمله نگاه، صحبت كردن و…) با همسر آینده‌تان در میان بگذارید تا به نگاه مشتركی دست یابید. درصورتی كه شما محدوده‌هایی كه مورد نظرتان هست را توضیح داده‌اید و با خواستگار‌تان در مورد پایبند بودن به این مرزها توافق كرده‌اید، قضاوت در آینده برایتان راحت‌تر خواهد شد، زیرا شما با توجه به این قرارداد‌ها می‌توانید رفتار همسرتان را بررسی كرده و در موردش قضاوت كنید. شما می‌توانید بگویید كه آیا فلان رفتار همسرتان در چارچوبی كه قبلا در موردش توافق كرده بودید جا می‌گیرد یا طبق این چارچوب، رفتار انجام شده نادرست و سزاوار مجازات است.
این نگاه، همان نگاه است؟
اگر می‌خواهید همسرتان را به‌دلیل نگاهش متهم كنید، باید بتوانید رفتاری را متفاوت از رفتار‌های همیشگی‌اش ببینید و بعد مهر چشم‌ناپاكی را رویش بچسبانید. بعضی از افراد همین كه همسرشان چشم در چشم فرد نامحرمی بیندازد یا با او گفت‌وگو كند، او را متهم می‌كنند ولی آیا واقعا اینگونه است؟ آیا در پشت این نگاه سوء لذت وجود دارد؟ یا این فقط یك تصور است و هیچ راهی برای اثبات اینكه این نگاه ناشایست است وجود ندارد؟ اگر شما با هر رفتار همسرتان برانگیخته می‌شوید، بهتر است قبل از قضاوت در مورد او، خودتان را زیر ذره‌بین قرار دهید. اگر نتوانید ذهن‌تان را مدیریت كند، با گذشت زمان دامنه این سوء‌ظن‌ها بیشتر می‌شود و هر حركتی از طرف مقابل زیر ذره‌بین قرار می‌گیرد.
فكر‌تان را الك كنید
بعضی از افراد چون خودشان به‌صورت خودآگاه یا ناخودآگاه به این رفتار تمایل دارند، آن را به دیگران نسبت می‌دهند. درواقع آنها گاهی با یادآوری گذشته‌ای كه داشته‌اند و گاهی به‌دلیل تصوراتی كه هنوز در زندگی‌شان جریان دارد، همسرشان را متهم به رفتاری می‌كنند كه یا انجامش نداده یا مقصود نادرستی از انجام دادنش نداشته است. سعی كنید حساب گذشته را از امروز‌تان جدا كنید و نه برای آنچه پشت سر گذاشته‌اید كسی را متهم كنید و نه به‌‌دلیل گذشته او، روی رفتار‌های امروزش حساسیت به خرج دهید.
اگر شما با هر رفتار همسرتان برانگیخته می‌شوید، بهتر است قبل از قضاوت در مورد او، خودتان را زیر ذره‌بین قرار دهید. اگر نتوانید ذهن‌تان را مدیریت كند، با گذشت زمان دامنه این سوء‌ظن‌ها بیشتر می‌شود و هر حركتی از طرف مقابل زیر ذره‌بین قرار می‌گیرد.
منتظر آینده باشید
یك رفتار زمانی قابل بررسی و مجازات است كه تكرار شود. اگر تنها یك‌بار احساس كردید كه همسرتان با نگاهی كه از نظر شما ناپسند است به فرد دیگری چشم دوخته، در موردش قضاوت نكنید. اما ممكن است این توصیه شما را به دام دیگری بیندازد، پس مراقب باشید! افرادی كه برای نخستین بار با چنین رفتاری از سوی همسرشان روبه‌رو می‌شوند، ابتدا دچار تردید می‌شوند و برای اینكه تردید‌شان به یقین تبدیل شود، هر نگاه و رفتار همسرشان را زیر ذره‌بین قرار می‌دهند و نسبت به او حساس می‌شوند. باید بدانید این حساسیت‌ها به رفع مشكل كمك نخواهد كرد بلكه باعث اضطراب بیشتر و گاهی بیماری وسواس و بدبینی می‌شود. این رفتار‌ها نه‌تنها به‌خود شما آسیب می‌زند بلكه طرف مقابل‌تان را هم دچار تنش می‌كند و ممكن است كه در آینده این تنش به تكرار رفتار ناشایست تبدیل شود.
ببینید این فکر از علاقه ی زیاد نشات نگرفته؟
گاهی علاقه و عشق شدید زن و شوهر به همدیگر، عاملی می شود برای سوءظن. مثلاً چون زن همسرش را خیلی دوست دارد و او را تنها متعلق به خود می داند، از این كه با دیگری صحبت كند، عذاب می كشد و یا مانع فعالیت های اجتماعی او می شود. در واقع، به نوعی سركوب كردن حس اعتماد و استقلال در شخصیت مرد صورت می گیرد. اینجاست كه اگر مرد در نوع سلیقه، رفتار و گفتار در خانه و در اجتماع، مطابق خواسته همسرش عمل نكند، بدگمانی و سوءظن میان آن دو را در پی خواهد داشت.
آسمان و ریسمان نبافید
اگر واقعا یقین پیدا كردید كه همسرتان به شكلی متفاوت به زنان دیگر نگاه می‌كند، زیاده روی نكنید و این رفتار او را به دیگر جنبه‌های زندگی‌تان تعمیم ندهید، مثلا هرگز نگویید او به زنان دیگر نگاه می‌كند، پس مرا دوست ندارد یا اینكه او به دیگران نگاه می‌كند، پس حتما رفتار‌های نادرست دیگری را هم انجام می‌دهد كه من از آنها بی‌خبرم. درصورت مشاهده چنین رفتاری، سعی كنید بیشتر از قبل مدیریت زندگی‌تان را به دست بگیرید و نگذارید این رفتار همسرتان دیگر حوزه‌های زندگی‌تان را هم به‌خود درگیر كند.
اگر می‌خواهید همسرتان با شما همراه شود و بیشتر برای دوام زندگی مشترك‌تان تلاش كند، انتظارات‌تان را در محدوده شرع و عرف با او در میان بگذارید.
قانون‌های تازه وضع كنید
اگر می‌خواهید همسرتان با شما همراه شود و بیشتر برای دوام زندگی مشترك‌تان تلاش كند، انتظارات‌تان را در محدوده شرع و عرف با او در میان بگذارید و اگر بعد از آن رفتارش را انكار كرد، ابتدا این انكار را بپذیرید. حالا شما هم با او هم‌كلام شده‌اید، وقت آن است كه مجددا با كمك او چارچوب جدیدی را برای حدود روابطتان تعیین كنید و در مورد‌شان با او به توافق برسید. از او بخواهید در آینده به این تفاهمنامه پایبند باشد تا اگر این اصول مشترك را بار دیگر نادیده گرفت، بتوانید برخورد جدی‌تری را درنظر بگیرید.
عملیات انتحاری ممنوع!
احتمالا بعد از اینكه احساس كردید همسرتان به شكلی متفاوت به زنان دیگر نگاه می‌كند، دچار خشم زیادی خواهید شد یا احساس ناتوانی خواهید كرد. اما قبل از نشان دادن هر واكنشی، باید به‌خود فرصت دهید تا این خشم را مدیریت كنید و تا قبل از آنكه عنان ذهنتان را در دست بگیرید، نباید واكنشی نسبت به رفتار او نشان دهید. بعد از فروكش كردن هیجان و خشم‌تان، بار دیگر آن رفتار را بازبینی كنید؛اگر بعد از این بررسی دوباره به این نتیجه رسیدید كه رفتار همسرتان صحیح نبوده است، آن را صریحا با او درمیان بگذارید و نگرانی‌هایتان را به همسرتان بگویید.
بچه‌بازی نکنید!
هیچ وقت برای انتقام دست به عمل متقابل نزنید یا خشم خود را به‌صورت یك رفتار منفعلانه (مثلا قهر كردن بدون اینكه دلیلش را بههمسرتان بگویید) بیان نكنید. احتمالا این رفتار‌های كینه‌جویانه خشم فرد مقابل را برخواهد انگیخت و موجب رفتار نابخردانه دیگری خواهد شد. اگر بخواهید برای درس دادن به همسرتان، او را به این شیوه‌ها مجازات كنید، در نهایت زندگی‌تان درگیر یك سیكل معیوب عمل و عكس‌العمل خواهد شد كه هیچگاه پایان نمی‌یابد و تنها به شما و زندگی‌تان آسیب می‌زند.

جام روز،

مجله اینترنتی آسمانیها 90

کانال تلگرام آسمانیها۹۰

۷۹ نظر

  1. مطلب خوبی بود قول میدم قبل از ازدواج با همسر ایندم صحبت کنم.

  2. من نگاه تو را شعر می کنم و تو

    شعر مرا نگاه می کنی

    بازی عجیبی ست

    شعر نگاه تو

    روی قافیه های دلم می نشیند

    و زبانم

    این دیوانگی را می سراید

    تو را به این نگاه عاشقانه قسم

    به این تپش پر اضطراب که بر جانم می کوبد

    به این امید که در قلبم جوانه می زند

    تو را به تمامی عشق قسم

    شعر چشمانت را از من مگیر

    من با نگاه تو شاعر شدم

  3. تا تو نگاه می کنی کار من آه کردن است

    ای به فدای چشم تو این چه نگاه کردن است

    شب همه بی تو کار من، شکوه به ماه کردن است

    روز ستاره تا سحر، تیره به آه کردن است

    متن خبر که یک قلم ،بی تو سیاه شد جهان

    حاشیه رفتنم دگر ، نامه سیاه کردن است

    چون تو نه در مقابلی، عکس تو پیش رو نهم

    این هم از آب و آینه خواهش ماه کردن است

    ای گل نازنین من، تا تو نگاه می کنی

    لطف بهار عارفان، در تو نگاه کردن است

  4. صحبت شعر از نگاه شد منم يه بيت شعر طنز از ناصرالدين شاه براتون ميگم:

    نگاه كله پز من كه دل سراچه اوست

    تمام لذت دنيا ميان پاچه اوست
    -اق
    (البته ميگن ناصر الدين شاه علاقه عجيبي به كله پاچه داشتم ،البته اين شعر هم يه كوچولو ايهام داره ها)

  5. در منی و اینهمه زمن جدا
    با منی و دیده ات بسوی غیر
    بهر من نمانده راه گفتگو
    تو نشسته گرم گفتگوی غیر

    غرق غم دلم بسینه می طپد
    با تو بی قرار و بی تو بی قرار
    وای از آن دمی که بی خبر زمن
    برکشی تو رخت خویش ازین دیار

    گفتی از تو بگسلم … دریغ و درد
    رشته وفا مگر گسستنی است؟
    بگسلم ز خویش و از تو نگسلم
    عهد عاشقان مگر شکستنی است؟

    شعله می کشد به ظلمت شبم
    آتش کبود دیدگان تو
    ره مبند … بلکه ره برم بشوق.
    در سراچه غم نهان تو


    —-

    امیر خان شعرت خیلی ایهام داره نه یه کوچولو!

    • شعرت مس خودت حرف نداشت ولي، نگاه تو شعرت مستتر بود.درباره شعرم هم زياد ريز نشو .خدا بگم اين ناصر الدين شاه چيكار كنه .

      • ناصرالدین شاهو ول کن. من 8 ماه تبریز زندگی کردم ، یه روز تو بازار بودم که یه نفر دستفروش باصدای بلند،با لهجه ترکی داد می زد و تکرار میکرد : پاچت بذارم ،ماهه! من و دوستم زدیم زیر خنده ! حالا نخند کی بخند ، رفتیم جلو ببینیم کیه داد میزنه ، یهو دیدیم یه ماهی فروشه که داره ماهی میفروشه ولی بنده خدا منظورش این بود که پاکت بذارم ، ماهی را !!! شعرت منو یاد اون خاطره انداخت.

        • باغشلر عزیز سن ترکی بیلدی..؟…مه یاخچو بیلمیرم

          خاطرتت قشنگ بود..نازنیییییییییین…!

          • حالا به ترکی چی گفتی ؟ من ترکی بلد نیستم. اگه اشتباه نکنم پرسیدی ترکی بلدی؟ من یه کم بلدم.

        • ،خيلي بامزه بود .حالا ماهي ازش خريدي يانه ؟من بودم بهش ميگفتم پاچتو بدم بير ماهه توش بزارم .

          • نه بابا ماهی نخریدیم .عوضش تا مدتها میخندیدیم . باور کن از ته بازار تا سر بازار صداشو دنبال کردیم ببینیم کیه انقد از خود مچکره .

  6. ایلده ناصرالدین شاه چخ بی ادب.

    • ریحان جان ترک سن؟

      البته ترکی استان فارس با اذری تفاوت داره…ولی عاشق زبان ترکی هستم..زبان عربی رو تقریبا خوب بلدم.
      یه بار تو جزیره قشم با یه مغازه دار عرب عربی صحبت کردم بابام با تعجب نگام میکردمیگفت موندم این پسره این چیزارو کجا یادگرفته که اهل همه فرقه هست..

  7. امیر نمیگه نمیگه وقتیم که شعر میگه میزنه تو خال بعد میگه ایهام داشت.دمت گرم داش امیر هرچند ما نفهمیدیم ایهامشو

    • باريكلا ك ايهامشو نفهميدي.

      • نه امیرجان نیستم..ولی بارها گفتم به زیانهای مختلف علاقه دارم.عربی هم از دوستان واقوام که یه تعدادیشون تو کشورهای عربی بیزینس دارن یادگرفتم..یکم هم هندی
        اگه توفیلم یاکلیپ یااهنگی جمله یاکلمه ای بشنوم که معنیش روندونم سریعا ازطریق وات ساپ یا وی چت ازشون میپرسم..خط خارج هم که سرعتش عالیه درچندثانیه تیک میخوره ولی واسه داخل ایران جون میکنه یه فیلم کوتاه ارسال بشه.


        نازنین جان ایل قشقایی یه ایل بزرگ ترک زبان استان فارس هستن که بااصل ونسب وریشه دارهستن…شرکت نیسان ژاپن یه خودرو به همین اسم چندساله که تولید میکنه
        نیسان قشقایی

  8. چرا نیام، دوست گرامی آسمانی که هست، سیرابی که هست، منم هستم. فقط وایسا دم در تا منم بیام. منم یه شالگردن رنگی رنگی دارم.

    • همين بگو ،چرا نياي .منم چرا نرم امروز ك شكست عشقي خوردم ديگه واجب شد برا اينكه از اين شكست رها بشم، برم تو خط سيرابي .من شش اونجا هستما .راستي ، اين چه آدرسي ك از خودت ميدي؟ تموم كسايي ك شال ميندازن رنگي رنگيه .

  9. آخ آخ راست میگی، میترای نامرد و بی معرفت دل یه آریایی اصیل رو شکست. بیخیالش تیلیت سیرابی رو بچسب.
    خب شال سرمم سرمه ای و پالتوم هم سرمه ای. خوبه الان؟؟

  10. آخه ميدوني چيه، فقط دوستان ك كامنتا رو ميبينن شايد از اين جور تنها خوريا خوششون نياد وگرنه من خداييش حرفي ندارم .من ميرم داخل، سيرابي رو ميخورم بعدش ميام ،واست تعريف ميكنم.

    • میدونم چی میگی، منم بخاطر اینکه رسم و رسوم سایت رو رعایت کرده باشم پیشنهادت رو قبول کردم. آخه دیدم دوستان زیاد وعده ناهار و شام و جاهای تفریحی شهرشونو میدن، ما هم گفتیم بالاخره از یه جایی بایدشروع کرد و این وعده هارو تحقق داد. بلکه استارتی باشه برای بقیه آسمانی ها.
      ***** یاشاسین سیـــــــــــــــــــــــــــــــرابی *****

  11. آفرين ريحان .ولي خاستي بيا ،كل دوستان گروه هم خاستند مهمون خودم،تشريف بياريد.

  12. ريحان جون من از 6:10دقيقه تا 6:30اونجا به ياد شما و داداش عزيزم آرمان سيرابي ميزدم .اسمش هم طباخي آهو هسش .ولي خداييش عالي بود.نيومدي ك شيطون بلا؟؟؟؟؟..آرمان داداش خيلي بلايي، منم مس ناصرالدين شاه پاچه دوس دارم ..

    • ایییییی بابا، من از 5:45 تا 6:10 اونجا بودم خدایی مرد و مردونه، هرچی وایسادم نیومدی. سردم بود شدید، اهل تک خوریم نیستم گفتم شاید نمیخوای بیای منم رفتم.

      • خداييش اومدي ؟كجا ايستاده بودي؟

        • آره بخدا، من سرم بره قولم نمیره. یه ربعی کنار اون پله های مغازه خدمان کامپیوتری وایسادم. بعدشم رفتم نزدیک اون مغازه که وسایل دکوراسیون خونه داشت.
          زوم کرده بودم روی هرکی پالتو مشکی و کیف مشکی پوشیده بود!!! اما ندیدمت.

          • هههههههه البته كيف مشكي تو پاهام كرده بودم بود نپوشيده بودمش .اگه خاستي فردا ساعت 5بعدظهر همون جا .قبوله ؟

          • حالا هرچی منظورم اینه که خیلی منتظر بودم.
            فردا من 1 ساعت کاریم تموم میشه و یکمم کار و بار دارم خونه باید زود برم.
            امروز راحت تره برام. یا هفته بعد

      • من 5:20از محل كارم راه افتادم ،خيلي ترافيك بود ولي خداييش آدمي هستم ك سرم بره قولم نميره .ولي ميومدي نميزاشتم ك حساب كني بابا جون.

        • من اومدم، شما دیر رسیدی!

          • ريحان جون من فردا پنجشنبه ساعت پنج اونجا هستم از دوستان هم خاهش ك هر كسي از دوس داره تشريف بياره مهمون خودم .دوس دارم يه جمع شاد و سالم هم داخل فضاي مجازي هم تو محيط اجتماعي داشته باشيم.ولي خداييش خيلي تميز بود.

          • فرقي نميكنه دوس داري بزار هفته بعد ساعتشم با خود خودت.

  13. متاسفانه من فردا نمی تونم. عرض کردم تا 1 سرکارم بعدم باید سریع برم خونه چون ناهار مهمون داریم.

    • باشه شنبه تا چهارشنبه هفته بعد من درسيرابي فروشي درخدمت دوستان هستم .ريحان جون چه خوبه اولين ديدار تو كله پزي باشه. شنيدم خيلي خوش يومنه.

    • ناراحت نشو ریحان جان امیر پسر خوب وخوش قول وبامعرفته ….بقول خودش سرش بره ……زیر قولش نمیزنه
      از پول وخرج هم ترس نداره-

      امیرجان ریحان خانم گقتن کاردارن.فعلا برو همون سر پیچ شمرون یه لیوان اب زرشک تگری بزن میچسبه

      • چشم آرمان جان. درسته امیر خوش قوله، قبول دارم، یکم اختلاف زمانی و سوتقاوت پیش اومده بود که با صحبت حل شد. پیش میاد……..

  14. باشه توی هفته بعد فیکس می کنیم.

  15. تق تق تق تق تق…
    کسی خونه نیست؟
    یالله؟
    یالله
    نمیدونم اجازه هست یا نه؟

    • وااااای نازنین جونم صفا آوردی.
      شما هم تشریف میاری؟

      • ریحان جون ، دیدم مطلب جز محبوبترینها شد گفتم ببینم چرا انقد محبوب شده.بعد دیدم نمیشه سر زده بیام تو .گفتم اول اجازه بگیرم.
        خواستم بگم منم میام. البته میخوام نقش انجمن اسلامی را بازی کنم. که یه وقت گشت ارشاد گیر نده.

        • البته اگه قراري هم گذاشته بشه ،سربازان گمنام زودتر تو كله پزي تشريف بيارن .همه مارو هم خوشحال كنن وهم سورپرايز.

    • بفرما داخل ، شما ك از خودمون هستين .ولي اگه نازنين نزديك هستي شماهم من شخصا دعوت ميكنم . بيا فك كنم قضيه جالب بشه..

      • خیلی عالیه من اینجوری خیلی دوست دارم. حتما حتما بیا یکم ارشادمون کن خیلی لازم داریم.
        آدرس طباخی آهو هم که خداروشکر International شد.

  16. کاش اینجا یه تالار گفتگویی چیزی داشت!!!!

  17. متاسفانه من هفته آینده کلا درگیرم . به هرحال خوش باشید .نوش جونتون .فقط مواظب سربازان گمنام باشید. ببین گفته بودم قبلا ، فقط برزیل گشت ارشاد و سرباز گمنام نداره.

    • اااااا چرا آخه نازنین جون؟؟ یه روز فیکس میکنیم بیا، یه ساعت بیشتر که نمیشه.
      ونک که سرتاسر گشت ارشاده، چاره ای نیست.

    • آره نازنين بيا اتفاقا.يه ميز خونوداه رزرو ميكنيم بچه ها گشت ارشاد هم شنيدم بچه هاي باحالين.

      • اوهـــــوم امیر راست میگه، کلا اکیپمون برای یچه های باحاله، حالا گشت ارشاد، سرباز گمنام، بچه های آسمانی و ….. فرقی نداره.
        بیـــــــــــــا ^__^

  18. ريحان و نازنين جون فعلا برم ك آلانه مديرم با تيپا بيرونم ميكنه .يكمكي كار كنم حقوق امروزم حلال باشه .

  19. ببینم چی میشه؟ قسمت. امیر خان باید یاد بگیری همزمان هم کار کنی هم به نت برسی . ببین این یکی از فرقهای خانمها و آقایونه.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*