آخرین خبرها
تعداد بازدید : 4,036

وسایل فشن ویکتوریا بکهام واسطه خیر شد+عکس

ویکتوریا و دیوید بکهام برای کمک به بازماندگان توفان هایان، درهای کمدهایشان را باز کرده اند تا بهترین لباس ها و کیف و کفش های خود را برای حمایت از قربانیان فیلیپینی، در فروشگاه هلال احمر انگلستان به فروش بگذارند.

به گزارش نامه نیوز به نقل از برترین ها: اینکه ویکتوریا و دیوید بکهام عاشق فشن و لباس های مد روز هستند بر کسی پوشیده نیست. این دو از همان ابتدای زندگی مشترکشان دوست داشتند لباس ها مد روز و شبیه به هم بپوشند و لباس هایشان با هم ست باشد.

به گزارش برترین ها به نقل از دیلی میل؛ حالا این دو برای کمک به بازماندگان توفان هایان، درهای کمدهایشان را باز کرده اند تا بهترین لباس ها و کیف و کفش های خود را برای حمایت از قربانیان فیلیپینی، در فروشگاه هلال احمر انگلستان به فروش بگذارند.

لباس هایی که ویکتوریا در مراسم مختلف پوشیده، 100 جفت کفش پاشنه بلند، کلاه های بیسبال دیوید و کت و شلوارهای برند دی اند جی، عطر و ادکلن و آیتم های دیگری از برندهای دی اند جی، جیمی چو و روبرتو کاوالی در چندین جعبه به فروشگاه هلال احمر منتقل شده تا به فروش برسد و پول آنها برای قربانیان فیلیپینی خرج شود.

 

  • وسایل فشن ویکتوریا بکهام واسطه خیر شد+عکس
کانال تلگرام آسمانیها۹۰

۱۱ نظر

  1. چقدر عالی.اما چقدر بهتر میشد اگه بجای حراج لباس های ووسایل استفاده شده شان کمک مالی میکردن.منم حاضرم در کمد لباسمو باز کنم ها….

    • عذر میخوام خانوم محترم لطفا یه باردیگه متن رو بخون.همون کمک مالیه
      نمیدونم چراشما واسم اشنا بنظرمیای..! ………..البته همچنین سوتیهاتون

  2. بابا ایول ،خدا خیرتون بده

  3. آقا آرمان این همون گیتا خانم عشقتونه که. یعنی فکر میکنی یکی به اسم گیتا داره پیام میده؟

  4. دستی نیست تا نگاهِ خسته ام را نوازش کند
    اینجا باران نمیبارد!

    فانوسهای شهرخاموش ومرده اند
    دستهای مهربانی فقیرتر از من اند

    نامردانِ عاشق ندیده
    خنجر کشیده اند برتنِ برهنه و بی هویتم !

    دلم میخواهد آنقدربنویسم
    تا نفسهایم تمام شودو
    آنقدر دفترهایِ کهنه راسیاه کنم
    تا سرم فریاد بزنند…

    میخواهم امشب شاعرنونویسِ کوچه ها شوم
    بویِ غربت کوچه ها امان بریده است

    میخواستم واژه هائی پیدا کنم تا
    دلتنگیِ کهنه وبی خاصیتم را عرضه کند

    ولی واژه هاهم باز غریبی میکنند
    میخواستم کاغذی بیابم منت نگذارد

    تنش را بدستم بسپارد
    تا نوازشش کنم اما…….
    اعتمادی نیست

    این لحظه های لعنتی بازهم
    مرا عذاب میدهند

    این دقیقه های بی وفا!
    بی وجدان ترینِ عالمند

    دستی نیست
    تا دستهایِ خسته ام را گرم کند و
    نوازش دهد!!! نگاهی نیست
    تا مرا امیدی دهد و
    نفسی نمانده که بدان تکیه کنم

    اینجا
    آخرین ایستگاهِ من است …!

  5. آرمان واقعا قشنگ بود ريحان جون راست ميگه اشك آدمو در مياره…
    آرمان ؟؟؟؟؟؟؟ تو آرمان خودمونى؟؟ همون پسر مهربونه خودمونى؟؟؟ پس چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!
    دعا ميكنم هميشه حالت خوب باشه و هميشه سالم باشى

  6. واقعا چه زن و شوهر ماهی هستند آدم خوب بئدن به سجاده و جا نماز و حجاب ظاهر نیست این یعنی انسانیت

  7. اينا که مسلمون نيستن بهتر از ما به کشورهاى ديگه کمک ميکنن

  8. شعر قشنگى بود ممنون

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*