آخرین خبرها
تعداد بازدید : 1,404

درخواست آمریکا از ایران درمورد مذاکرات ژنو

به گزارش سرویس سیاسی جام نیوز به نقل از خبرگزاری رویترز (reuters)، جان کری، وزیر خارجه آمریکا، تاکید کرد، تهران باید کاملا روشن و شفاف نشان دهد که فعالیت‌های هسته ایش صلح آمیز است.

 

 

رویترز نوشت: جان کری از ایران خواست، توافقی را که می تواند صلح آمیز بودن برنامه هسته ای ایران را به جهان ثابت کند، به سرانجام رساند.

وی در عین حال، درباره دور بعدی مذاکرات ژنو که این هفته بین ایران و قدرت های جهانی برگزار می شود، اظهار نظر قطعی نکرده و گفته “انتظار ویژه ای” از این مذاکرات ندارد.

کری در کنفرانس خبری با احمد داود اغلو، وزیر خارجه ترکیه، گفت: من هیچ انتظار خاصی نسبت به مذاکرات ژنو ندارم، جز اینکه ما با حسن نیت مذاکره خواهیم کرد و تلاش می کنیم به توافقی اولیه دست یابیم.

در ادامه این گزارش می خوانیم: کاخ سفید اعلام کرده، اوباما روز سه شنبه در دیدار با رهبران سنا، تاکید خواهد کرد که قانون گذران نباید تحریم های اقتصادی جدیدی را علیه ایران وضع کنند. اوباما از سناتورها می خواهد، شانس موفقیت را به مذاکرات بین المللی بدهند.

رویترز افزود: هفته پیش، یک مقام برجسته آمریکایی گفت، شش قدرت جهانی و ایران به توافق اولیه نزدیک تر شده اند اما به نظر می رسد اظهارات جان کری، انتظارات را از رسیدن به توافق پایین بیاورد.

 

 

 

 

 

کانال تلگرام آسمانیها۹۰

۱۱ نظر

  1. انتظار ویژ ه ای ندارم یعنی چشمم آب نمیخوره به توافقی برسیم.آرمان خان بیا یه نظر کارشناسی بده. جات خالیه.نکنه قهر کردی؟به قول خودت شیرازیا بزرگتر از این هستن که قهر کنن.همه چی درست میشه انشا…

    • نازنین خانوم نظر کارشناسی نیاز به وقت داره…ببخشیدکه الان میخوام لایحه بینویسم اینکه وقت ندارم…رییس مثله شمر بالا سرم ایستاده.

  2. الان چندساله که این مذاکرات مسخره انجام میشه ولی هیچ حاصلی نداشته.اخه توافق بر سر چی؟
    اولا ایران عضو ان پی تی شده باید مقررات اژانس رو بپذیره که دورزدن معنی نمیده
    بازرسیهاباید نشون بده که ایا ایران داره اورانیوم با غنای بالا تولیدمیکنه یاخیرکه بعیدمیدونم بدون کمک خارجی همچین کاری بتونن انجام بدن.اخه یه دسته بیل نمیتونن درست کنن.
    وراه دیگه اینه که ایران اورانیوم غنی شده موردنیازشو از خودشون بگیره و به این قائله خاتمه بده.حالا تو این جلسات طولانی چندساله بر سر چی توافق ندارن الله اعلم.


    جالب اینجاست که چندکشور اکبیری مثله هند وپاکستان وقتی صاحب این تکنولوژی شدن اصلا دنیا خبردارنشد.دانشمندان اونا لقب پدر هسته ای گرفتن ولی ماله ما چند بیگناه کشته شدن تا به دنیا ثابت بشه ما تو این راه هم مثله همیشه خون دادیم وداریم زجر میکشیم….شاید این هم یک شیوه جدید در اداره مستعمرات هستش.

    • ای ول آرمان ،با داد و بیداد کردن چند نفر و شهید کردن که مثلا بگن ما خون دادیم. خوب اون شهدا زنده بودنشون برای مملکت مفیدتر بود. چرا ایران به خاطر غرورش اینقدر نخبه رو باید به کشتن بده.
      به نظر من تمام کشورهای دنیا باید بترسن که ایران به انرژی هسته ای دست پیدا کنه .اگه سوادشو داشت آلودگی و برطرف میکرد. نه با یه تحریم صنعت ماشین به صفر برسه .تو پالایشگاه از پیچهای آمریگایی استفاده میشه که بعد از 34 سال زنگ نمی زنه (ایران هنوز به این صنعت دست پیدا نکرده ) وای به روزی که اورانیم به 20 و بالاتر برسه .با اورانیوم 5 نمی تونه کاری کنه اونوقت میخوان به 20 برسن.
      شاید باورتون نشه یه داروی گیاهی که داخل ایران رشد میکنه با تحریم ها ،ایران نتونسته قرصشو بسازه دیگه تا آخرشو خودتون دریابید.

  3. سلام نظر کارشناسیت روخوندم .ممنون که هستی.خسته نباشی از لایحه نوشتن.کار حقوقی خیلی جالبه . من یک سال در قسمت حقوقی یکی از بزرگترین شرکتهای بیمه کار میکردم .کارمون خیلی زیاد بود وخیلی چیزا یاد گرفتم و دوستان خوبی از وکلا دارم.البته اصلا با رشته من همخوانی نداشت و بواسطه یکی از اقوام که مدیر مالی اونجا بود رفتم.الان همه صداشون در میاد که با بند پ رفتی.ولی وقتی رفتم واقعا دیدم اونجا یک مافیای فامیلی حاکمه . همه با هم نسبت داشتند.تازه پیوندها محکمتر هم میشد ، چون هر روز عروسی دعوت داشتیم.اولین تجربه کاری من بود ولی خوشبختانه من از طریق آزمون و گزینش و کاملا پاک و استرلیزه توی رشته خودم در جای دیگه پذیرفته شدم.

    • مرسی که دقت داری..حالا نمیخوای بگی چی خوندی ؟دلمون اب شد…ترک خوردیم از دست شما.کم مونده بشکنیم !
      ازاینکه قانونمند وپاک هستی خرسندم.

      یه خاطره جالب واست بگم:یه شب عروسی دخترخاله یکی از دوستان دعوت بودیم و دامادغریبه واز شهردیگه ای بود.
      من ازبچه ها جدا شدم و توی راهرو بین درب ورودی وسالن پذیرایی منتظر یکی ازدوستان بودم.بعدازگذشت حدود 10دقیقه دیدم هرکی میره ومیاد بمن تبریک میگه.پیش خودم گفتم چون اینجا ایستادم حتماخیال میکنن من از میزبانهای عروسی هستم.یکم بعد چندنفر بادسته گل اومدم سراغم یکیشون که مسن بود گفت ماشاله به این داماد پسرعموم.خلاصه امون ندادن همشون دست انداختن گردن من شروع کردن به روبوسی وتبریک گفتن ماهم هاج واج مونده بودیم تو این شرایط چه خاکی برزیم توسرمون..حالا داماد هم رفته بود ارایشگاه دنبال عروس وحضور نداشت.توهمون حال هپروت یواش یواش شک کردم باخودم گفتم این نمیشه که بشه حتمایه خبری هست.رفتم دم در دیدم این وحید کره خر(پسرخاله عروس)هرکی که میاد داخل وازش میپرسه داماد کیه داره از روی شیطنت منو نشون میده.منم جلومردم تاسرکوچه گذاشتم دنبالش.پدسگ رفته بود میون بچه هاتعریف میکردو رو زمین ازخنده غلت میخورد.یعنی هرجا میریم منتظریم یه اوضاعی برامون درست کنه خیلی شیطونه.

  4. رشته من فیزیولوژی وسم شناسیه .خاطره ات جالب بود. حالا من یه خاطره از شیراز بگم.با خواهرم به یه همایش شیراز رفتیم. دوستش مارو دعوت کرد خونشون.عجب خونه ای بیشتر از 1000 متر بود .خیلی مهمون نواز ی کردن دستشون درد نکنه.بعد مارو برد بیرون بستنی بگیره .یادم نیست اسمش چی بودولی ما تو ماشین منتظر بودیم که بیاد .دوتا ماشین سر سبقت گرفتن و پیچیدن دعواشون شد.راننده یکیشون یه پسره با موهای بلند بود که تا کمرش میرسید و اونو بسته بود.زانتیا داشت حالا شاید هم بشناسیش.چون خیلی تابلو بود.یه دفعه رفت تو ماشینش یه قمه بلند یا نمیدونم یه چیز شمشیر مانندی بیرون آوردو خواست اون یکیو بزنه . من هم همه اش جیغ میکشیدمو حسابی ترسیده بودم.گفتم الان اون یکیو که خیلی ظریف و کوچیکه شقه میکنه.ولی شانس با این یکی بود که اول موهای حریفشو باز کرد و حسابی افشان شد و انقد زبل بود قمه را از دست اون یکی قاپید.گیس قشنگه چون دید از پسش برنمیاد پرید تو ماشینش و فرار کرد.همه این اتفاقا توی 1 متری ما اتفاق افتاد . من انقد ترسیده بودم که حالم بد شد و کنار جوب بالا آوردم .گفتم امکان نداره ما تو این دعوا قصر در بریم ولی بخیر گذشت خلاصه اصلا نتونستم ازون بستنی معروفتون بخورم. بدجور گلاویز شده بودند.اخه هی میافتادن رو ماشین دوستمون و دوباره دور میشدن.الان برام یه خاطره جالب شده.ولی خوب کلا شهر خیلی زیباییه.مخصوصا به خاطر شعراش.خوشا شیراز و وضع بی مثالش ، خداوندا نگهدار از زوالش.

  5. ممنون ازاینکه شهر مارو قابل دونستین..معمولا همایشهای علمی تو سالن جهاددانشگاهی برگزارمیشه.
    خوش بحال دوستات که دوست خوبی مثله شما دارن.احتمالا سر خیابون بعثت بودین(بستنی نعمت)
    این یارو رو نمیشناسم ولی اکثر مو بلندا قمپز و اوا خواهرهستن ماله این حرفا نیستن ولی باید وضعیت بدی گذرونده باشین.
    من از همین جا از طرف شیرازیا از شما عذر میخوام…بازم تشریف بیارین

    • اره یادم اومد اسمش برام جالب بود.چون اون لحظه که اسمشو شنیدم داشتم فکر میکردم چرا نعمت؟بعد گفتم لابد اسم صاحبشه.لزومی به عذر خواهی نیست.این اتفاقا همه جای ایران اسلامی میفته.از شمال تا جنوب از شرق تا غرب.ولی هیچ وقت تو بطن ماجرا نبودم همیشه شنیده بودم. بعد ازون ماجرا دوبار دیگه شیراز اومدم ولی برای گردش.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*