آخرین خبرها
تعداد بازدید : 7,268

دوست شدن دختر با پسر در ایران

 

دختر و پسر,دوست شدن دختر و پسر ,روابط دختران و پسران

ایران جزو جوانترین کشورهای دنیاست. بیش از 20 درصد جمعیت این سرزمیندر گروه سنی 25-15 سال قرار دارند. عده دانشجویان ما نزدیک چهار و نیم میلیون نفر است. بیشتر افراد مجرد هستند و در دانشگاه های مختلف در کنار هم به تحصیل می پردازند.

 

آنان که می دانند هیچ کاری برای آگاهی و آموزش دیگران نمی کنند و آنان که نادانند هیچ کوششی در آموختن ندارند، چنان که گویی واقعیت بیش از اوهام آنان را می ترساند. (آلندی)

ایران جزو جوانترین کشورهای دنیاست. بیش از 20 درصد جمعیت این سرزمیندر گروه سنی 25-15 سال قرار دارند. عده دانشجویان ما نزدیک چهار و نیم میلیون نفر است. بیشتر افراد مجرد هستند و در دانشگاه های مختلف در کنار هم به تحصیل می پردازند. در متن دگرگونی های جسمی و روانی و با آمیزه شورمندانه جوانی و عشق است که دوستی با جنس مخالف و پیوند با او پیدا می شود و نخست شعله های خود را در وجود جوان برمی افروزد و پس از آن آتش به خرمن آرامش خانواده و سنت های جامعه می زند پیشینه دراز آهنگ این دلدادگی که یافته های استوار روان شناسی مهر تایید بر آن می زند، می رساند که هیچ زمان و مکانی را نمی توان نشان داد که از گرمی عشق و زمزمه عشاق خالی باشد!

با این بیان چون دوستی جوانان با جنس مخالف ریشه در طبیعت انسانی آنها دارد و واقعیتی است که با جلوه گری های مثبت و منفی خود را بر ما می نمایاند و تحمیل می کند، نه می توان با این کشش تند و بهنجار مبارزه کرد و نه درست است که عنان این میل سرکش را در اختیار خود جوانان قرار داد.

جوانی با همه زیبایی و شکوه، دوران نابخردی و بی پروایی است و جوان به فرموده علی (ع): «آرزومند بیش از توان»، «سوداگر غرور» و «به خاک افتاده شهوت ها» است. از سوی دیگر غریزه جنسی، نیرومندترین کششی است که خداوند در وجود انسان قرار داده است، به گونه ای که بعضی از مفسرانقرآن کریمی یکی از مصداق های بارز کریمه «خلق الانسان ضعیفا» (نساء، 28) را ناتوانی آدمی در برابر سرکشی های این میل دانسته و نیایش «پروردگارا چیزی که در توان ما نیست بر گرده ما منه» (بقره، 286) را درباره آن ذکر کرده اند.

بررسی دوستی های دختران و پسران

عالمان دین وش اعران و نویسندگان حکیم نیز در این زمینه نکات نغز گفته اند و هشدارها داده اند: «شهوت اگر غالب شود و قوت تقوی آن را مقاومت نکند و مخدافعت ننماید، به ارتکاب کبیره کشد و به اقتحام فاحشه انجام.» (غزالی)

پسر چون ز ده بر گذشتش سنین
ز نامحرمان گو فراتر نشین
بر پنبه آتش نباید فروخت
که تا چشم بر هم زنی خانه سوخت
(سعدی)

و این تنها شعر و اندرز گذشتگان نیست، بلکه تجربه های گران و تلخ انسان مدرن فریاد می زند: «در 1970، 29 درصد دختران 15 ساله تا 19 ساله آمریکایی رابطه جنسی داشته اند، این میزان در 1980 به 42 درصد و در سال 1988 به 52 درصد رسیده است. در سال 1992، 70 درصد پسران 18 ساله و 56 درصد دختران همین سن، نزدیکی جنسی را تجربه کرده بودند. این میزان در 19 سلالگی برای هر دو جنس به 76 درصد رسیده است.»

شاید گمان کنیم که این فعالیت گسترده جنسی نوجوانان و جوانان آمریکایی به آنها لذت و سرزندگی جوانی می بخشد و توان و بازدهی علمی و کاریشان را افزایش می دهد. هوفمان و همکارانش یادآور می شوند: «نمره های پایین درسی و آرزوهای پایین تحصیلی، رابطه نزدیکی با فعالیت زودهنگام جنسی دارند چون اغلب نوجوانان و جوانان به طریق سالم ارتباط جنسی برقرار نمی کنند، خطر ابتلا به ایدز در کمین آنهاست، خطری که تا سال های بعد به شدت آن پی نمی برند.»

ترک تحصیل، درگیری های خانوادگی، بیکاری و مشکلات اقتصادی، ضربه های عاطفی و نیز نوعی طرد نامحسوس اجتماعی، مادران و فرزندان بی گناه آنها را به سوی بیماری های جسمی و روانی متعدد می برد و گاه دختران را به خودکشی وامی دارد … مشکلات پسران جوان گرچه به شدت گرفتاری های دختران نیست اما آنها نیز از نظر تحصیلی، شغلی و عاطفی آسیب های فراوانی می بینند. به گفته سعدی وقتی «نفس طالب و شهوت غالب» آید، امیدی به رهایی و سلامت نماند.

برای دوستی ها و قرارهای عاشقانه این همه جوان شاداب و پرشور که وجودشان پر از کشش و التهاب به جنس مخالف است چگونه می اندیشیم و چه طرح و برنامه ای داریم؟ به نظر می رسد چهار گرایش بین مسئولان سیاسی و اجتماعی و کارشناسان فرهنگی و علمی وجود دارد:

دختر و پسر,دوست شدن دختر و پسر ,روابط دختران و پسران

گروه اول
چشم را بر واقعیت نمایان و رو به گسترش این پدیده، با همه آسیب هایی که از نظر فردی، خانوادگی و اجتماعی در پی می آورد می بندند و آن را رفتاری شخصی و خصوصی می دانند که هر کس به نحوی با آن برخورد می کند و سرانجام خود راهی را برای برون رفت از گرفتاری های مقطعی آن می گشاید.

گروه دوم
روابط آزاد دختران و پسران را نشانی از مدرنیته و دموکراسی به حساب می آورند و از عقب ماندگی های بزرگترها و تنگ نظری های برنامه ریزان حکومتی به شدت انتقاد می کنند که جلوی آزادی و شادی جوانان را می گیرند و آنها را از قافله تمدن دور نگاه می دارند.

گروه سوم
هر نوع ارتباط میان دختر و پسر و زن و مرد را جز در صورت اضطرار، ممنوع می دانند زیرا رابطه میان این دو، رابطه آتش و پنبه است و برای دوری از خطر، عقل حکم می کند که این دو، هر چه بیشتر از همدیگر دور نگه داشته شوند. بر این مبنا هر نوع ارتباطی میان دو جنس مخالف، ممکن است باعث جرقه ای شود که کنترل آن در اختیار هیچ یک از طرفین نباشد. از این گذشته، تاثیرات منفی شنیدن صدای نامحرم و هر نوع مصاحبت با جنس مخالف در روح انسان قابل انکار نیست.

گروه چهارم
هم دیدگاه سهل گرایانه گروه دوم را ناسازگار با علم و تجربه می دانند و هم دیدگاه گروه سوم را تا حدود زیادی بی انصافی و افراط گرایی به حساب می آورد و با استناد به نظر شهید مطهری، روایاتی را که بر منع زنان در جامعه دلالت دارد، توصیه های اخلاقی و نه فتواهای فقهی معرفی می کنند.

این دیدگاه بر این باور است که روابط زن و مرد نباید به گونه ای باشد که تمتعات جنسی در آن سهمی داشته باشد زیرا متعات جنسی منحصرا در چهارچوب زندگی زناشویی مجاز است و کشاندن آن از محیط خانه به اجتماع، موجب تضعیف فعالیت های اجتماعی می شود و در کنار عوامل دیگر،در کاهش آمار ازدواج تاثیر مستقیم و بسزایی دارد.

رها کردن دختران و پسران جوان، در منجلاب عشق های آزاد را اگر معدودی خودباخته غرب زده بپذیرند، دیگر مورد قبول دانشمندان و برنامه ریزان اجتماعی نیست. روانشناسان معاصر، در آ؛از هزاره سوم میلادی با طرح مباحث همچون روانشاسی مثبت گرا، هوش هیجانی، روانشناسی دینی، روانشناسی شادکامی این مطلب را مدلل کرده اند که انسان سالم، خوشبخت و مثبت گرا کسی است که بتواند بر تکانه ها و وسوسه های نفسانی خود مهار بزند، لذت های آنی را به تاخیر بیندازد، رابطه جنسی را تا زمان ازدواج برقرار نسازد، خویشتن دار باشد و به جای پرداختن به منافع شخصی خود با دیگران همدردی کند و به حمایت آنها بپردازد.

سخت گیری و اعمال محدودیت های زیاد – که مانع آزادی و خلاقیت افراد است – نیز مانع تربیت و رشد انسان های مثبت و خودنگهدار می شود. اینجاست که ناگزیریم میانه روی را پیشه کنیم و در این موضوع یعنی برخورد با مسئله روابط دختران و پسران گرایشی اعتدالی را برگزینیم.

اما نکته مهم این است که مدافعان دیدگاه اعتدالی، جز نقد و رد سایر نظرها، طرح روشنی برای جهت دادن روابط دختران و پسران، همسو با ارزش های فرهنگی و دینی جامعه ندارند!

راستی چه تعداد از دختران و پسران نوجوان و جوان با جنس مخالف رابطه دارند؟ انواع رابطه ها کدام است؟ اولین ارتباط های عاشقانه از چه سنی شروع می شود؟ زمینه های فردی، خانوادگی و اجتماعی این رابطه ها چیست؟

ویژگی های روانشناختی کسانی که با جنس مخالف رابطه دارند، با کسانی که رابطه ندارند چه تفاوت هایی دارد؟ و ده ها سؤال اساسی و راهگشای دیگر، را تنها از طریق پژوهش های میدانی و با به کار گرفتن ابزارهای دقیق سنجش، می توان پاسخ داد و تبیین کرد.

امید است سازمان های دولتی مسئول، به کمک صاحبنظران و پژوهشگران زمان آگاه، پس از ترسیمی واقع بینانه از رفتار نوجوانان و جوانان ایرانی در این زمینه، برنامه روشنی را برای سبک زندگی جوانان ما – مطابق با الگوی اسلامی ایرانی ارائه دهند.
منبع:مجله سپید دانایی

کانال تلگرام آسمانیها۹۰

۲۴ نظر

  1. نظرات گروه دوم وسوم مورد قبول نیستن چون هردو به نوعی افراطی هستند. و همانطور که گفته شده هیچ راهکاری هم برای جهت دادن روابط پسرها ودخترها در جامعه ارائه نشده ،

    جلوی ارتباط یا روبه رویی باجنس مخالف را نمیشه گرفت چون به هر حال همه جا از جمله دانشگاه ،محیط کار و…. با هم در ارتباطن پس هر فردی باید آگاهیهای لازم را در رابطه با روابط با جنس مخالف داشته باشه به خصوص سنین بین 14 تا 19،که متاسفانه به دلیل عدم آگاهی امروزه در جامعه شاهد حوادث و ماجراهای جبران ناپذیری هستیم من جمله ماجرای دختر 14 ساله ای که فریب دوست فیس بوکیش خورده بود .
    به امید روزی که دیگه شاهد اینگونه مسائل نباشیم

  2. قبلا هم نظرمو در این باره گفتم.به نظر شخصی من دوستی سالم بین یک دختر و پسر هیچ مشکلی نداره تازه باعث به راه اومدن و ایجاد انگیزه و هدفمند سازی زندگی طرفین هم میشه اما بشرطی که ازخط قرمزها رد نشن و حرمت ها و ارزش ها همیشه حفظ بشه.درسته که شهوات و لذت های جنسی بیشترین کشش رو در جوونها ایجاد میکنن اما در سایه ایمان و اعتقادات درست براحتی میشه این کشش رو کنترل کرد.جوون باید جوونی کنه باید از این چند سال نعمت جوونی که خدا بهش هدیه داده و غیر قابل بازگشته استفاده کنه تفریح گردش های دسته جمعی خوش و بش مهمونی.ووو اما باید همیشه مواظب افراط و تفریط هم باشه

  3. راست میگه بچه ها خیلی مواظب این دخترا باشین اکثرا شیطون شدن و استاد مخ زنی هستن تا بیای بجنبی گیرت انداختن.
    اول به بهانه های مختلف خودشون رو نزدیک میکنن بعدیا شماره میدن یاشماره میگیرن بعد ازچندجلسه واسه اینکه پسر بیچاره رو هل کنن میگن خواستگار داریم زود تکلیفمون رو روشن کن که مامان وبابام عجله دارن.
    تو دانشگاه واسه یکی از دوستام دقیقا همین مثله پیش اومده بود دختره با دوستش تهدیدش میکردن بیچاره ترسیده بود بزور امارشونو ازش گرفتم رفتم تو کریدور بخش حقوق دعواشون کردم که نفهمیدن چطوری در رفتن.از ترسشون تا یک هفته دانشگاه نیومدن…طفلی سهیل عزیزم خیلی ملوسه …دلم واسش تنگ شده الان تهرانه.


    فقط اراده اهنین خودم روزی 10 تاش به بهانه جزوه ودرس و امتحان می اومدن جلو یا شماره میخواستن جان خودم محل نمیدادم….حالا هرچی میخواین من قسم بخورم شما که دین و ایمان ندارید …باور نمیکنید.

    • برادر آرمان داشتیم .!!!!!!!!!!!!!!!!!!
      مگه میشه تا حالا دوست دختر نداشته باشی .(اونم با چهره ای که از خودت گفتی )همین جا مخ گیتا رو ندید زدی. دیگه وای به حال اینکه ببینییییییییییییی.
      امیر کجایی بیایی لو بدی .هممون قول میدیم به کسی نگیم. والاااااااااااااااااااااااااااا
      حالا بزار پای دین و ایمونمون

      • بهارخانوم حالا حالاها جرات نداشتم دور و برت پیدام بشه ولی خداییش اون موقع گروه ما همش تو فکر درس وامتحان بودیم…بچه ها زیاد تونخ هم بودن حتی یه تعدادیشون که افراط میکردن سروکارشون به حراست و حاج اقا رسیدولی ما عاقلتر از این حاشیه ها بودیم.اخه یه دانشجوی حقوق به فرض که واسه قضاوت قبول بشه اول میان پرونده زمان دانشجویی اونو بررسی میکنن اگه کوچکترین موردی داشته باشه ردش میکنن.وهمینطور واسه پستهای دولتی دیگه.
        یکی ازبچه ها قبول شداومده بودن درموردکل فامیل دور ونزدیکش تحقیق کرده بودن.


        بعدشم گیتا جون مخ منو زده نه من…….
        گیتا فقط جیغ نزن…..

        • آرمان خان شما حقوق خوندی؟ نمیدونم چرا من فکر میکردم شما ادبیات خوندی. شاید به خاط شعر هایی که میگی بوده

          • من بعد ازدیپلم هم به تاریخ خیلی علاقه داشتم هم به ادبیات ولی تحت تاثیر چندتا از دبیرهای خوبم رفتم سراغ ادبیات وچندسال بعدازسربازی که شامل این چندسال اخیرمیشه حقوق خوندم.

  4. الان من دوست پسرندارم از جامعه عقبم کی مسئوله؟

  5. آقا آرمان یه کم خودتو تحویل بگیر

    ندا جون هنوز دیر نشده ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازست،این رو من باب شوخی گفتم ولی دوست پسر نداشتن به معنی عقب موندگی نیست البته این نظر منه

  6. آرمان جون تو شماره 10 تاشونو بگیر بده بمن باقیشو کاریت نباشه.باشه عزیزم؟خودم میدونم چجوری پدرشو نو دربیارم….

  7. ندا جون غصه نخور عزیزم. منم دوست پسر ندارم. هیچ کس هم پاسخ گو نیست. راستی این دوست پسر چه جور موجودی هست حالا؟ شنیدم میگن موجودیه که زنگ میزنه زنگ میزنی اس میده جواب اسشو میدی… شارژت تموم میشه آخرش هم نمیاد بگیردت!!! پس کلا مایه دردسره، بی خیالش ندا جون والا….

    • مريم جون به اون پسره ك گفتم فكر كن .حيف ها، دير بجنبي همون هم از دست ميره ها.

      • واقعا که امیر آقا …. اون پسره ی مجنون باشه واسه همون خانوم دکتره. اگه من بخوام دنبال دوست پسر باشم سه سوته مخ ده تاشونو زدم . آره عزیزم. نمیدونی بدون! 😀

  8. آره دیگه کلا زنگ میزنیمو میپوسیم

  9. بهار جون به تو قول ميدم ك الان سينگل سينگلم .

  10. سلام عزیزان دلبندم .

    آقا آرمان . میگم آ این( امیر خان + شیشه خورده )می بینی بعضی وقتها یهو جیم میشه ؟؟؟؟ دیگه ازش خبری نمیشه ؟ فکر میکنی کجا میره !!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    .
    .
    .
    امیر خان میشه بفرمایی دوست دختر یا صیغه ای یعنی چی؟؟؟ شاید ما هم به فیضی برسیم البته آرمان جون هم میتونه کمک کنه

    • یه بار چندروز پیش در این مورد بصورت رمزی واسه امیر کامنت دادم فکر کنم یا نگرفت یا خودشو زدبه اون یکی راه.


      دوست دختر که نیاز به شرح نداره وهمسر صیغه ای یا نکاح موقت هم تکلیفش روشنه که باید مدت عقدومقدار صداق (مهریه) حتما مشخص باشه والا عقدباطله چون از شرایط لازم واسه صحت عقده.قانونگذارمیگه دختر باکره رو بدون اذن پدریاجدپدری نمیشه به عقدموقت در اورد(صیغه کرد)ولی درعمل دفاتر ازدواج باوجودچندشاهدعاقل وبالغ مبادرت به ثبت ازدواج میکنن.


      حالا میخوای چکارکنی میخوای صیغه کنی یا به همون دوست دختر راضی هستی؟

      • سلام استاد آرمان این مطالبی که نوشتی خیلی خوب بود من فکر کنم صیغه بهتر از همه باشه چون آدم قدرت مانور بهتری داره.

        هر چند گیتا خانم دستور فرمودن که همینجا تمومش کنیم.

        در ضمن ما هنوز یادمون نرفته که شما قرار یه شام یا ناهار بدی.استاد

        گیتا خانم خوش به حالت با این استاد

  11. زشته این چه حرفایی ایه.لطفا همینجا تمومش کنین

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*