آخرین خبرها
تعداد بازدید : 2,829

اعترافات مردانه

مساله خیانت در همه دنیا هست و بیشتر میان مردان عمومیت دارد. در جامعه ما نیز این مساله هر روز بیشتر می شود. در میان آشنایان، دو نفری که تصور می کنیم خوشبختانه در کنار هم زندگی می کنند، ناگهان از هم جدا می شوند. یا دچار مشکلات بسیار می شوند و همه آن علاقه یک شبه از بین می رود. اما واقعا دلیل خیانت مردها چیست؟ چه می خواهند که ندارد؟ به دنبال چه هستند که در زن های دیگر پیدا می کنند؟
در ازدواج وقتی یکی از دو طرف خیانت می کند، طرف دیگر نابود می شود. همیشه روحش پریشان و ذهنش مشغول است که چرا؟ چه کم گذاشتم؟ چه کار کردم؟ چه نکردم؟ و … اما این سوال ها بیهوده هستند. نتیجه ای جز تراشیدن روح آدمی ندارند.
در این مطلب 8 اعتراف مردان خیانت کار و دلیل آنها برای خیانت را آورده ایم شاید تا با مغز و طرز فکر این مردان بیشتر آشنا شویم.
اعتراف اول: انتقام جویی
«من زمانی به همسر خود خیانت کردم که متوجه شدم او همچنان با نامزد سابق خود ارتباط پیامکی دارد. البته پیام های آنها حاوی هیچ نوع صحبتی که باعث نگرانی باشد، نبود اما تصور اینکه او قبلا با این مرد در ارتباط بوده است و حالا هم این دوستی را ادامه می دهد مرا عصبانی می کرد. صمیمیت همسرم با نامزد سابقش برای من قابل درک نبود. با همین عصبانیت از خانه بیرون زدم و یک لحظه تصمیم گرفتم برای درآوردن حرص او، دختر جدیدی را بیابم و شماره اش را بگیرم و همین کار را هم کردم. به نظر من این کار دقیقا همان کاری بود که او انجام می داد و من هم تلافی کرده بودم. ما از هم جدا شدیم. البته همسرم هرگز نفهمید من دوست دختر دارم. دلیل جدایی ما این بود که مناسب هم نبودیم و به درد هم نمی خوردیم. البته اعتراف می کنم آن کار من در عصبانیت درست و اخلاقی نبود اما در آن لحظه احساس خوبی به من داد.»
اعتراف دوم: نبودن جاذبه عاطفی متقابل
«تا جایی که به خاطر دارم من همیشه عاشق زنانی بودم که از هر نظر کامل باشند. همسر سابق من از خیلی نظرها خوب بود اما با سلیقه من خیلی جور نبود. او بسیار منطقی به نظر می رسید که هیچ نوع ارزشی برای من نداشت و باعث جذب من نمی شد. خیلی تلاش کردم به این مساله توجه نکنم اما نمی توانستم. پس از چند ماه، روزی با گروهی از دوستانم بیرون رفتم و در فروشگاهی که خرید می کردیم دختری را دیدم که بسیار عالی به نظر می رسید.
از او شماره گرفتم و او به من گفت هر وقت بخواهم می توانم با او تماس بگیرم و قرار بگذارم. من هم همین کار را کردم. پس از چند جلسه متوجه شدم باید رابطه خود با  همسرم را پایان بدهم زیرا دیگر هیچ جذابیتی برای من نداشت و دوست داشتم در کنار کسی باشم که دیوانه وار دوستش دارم و برای من فقط یک دوست ساده نیست.»
اعتراف سوم: وقت نگذاشتن برای یکدیگر
«من زمانی از همسر سابق خود جدا شدم که او بسیار مسافرت می رفت و ما خیلی کم در کنار هم بودیم. من بیشتر مواقع تنها بودم. این تنهایی به ویژه در روزهای تعطیل آخر هفته بسیار مرا آزار می داد. دوست داشتم کسی در کنارم باشد و با هم حرف بزنیم، بیرون برویم و … . به همین دلیل، دفعه آخری که به مسافرت رفت من سراغ زن دیگری رفتم و پس از بازگشت همه چیز را به او گفتم و از هم جدا شدیم. این جدایی برای هر دوی ما خوب بود. البته می دانم کار من به هیچ وجه اخلاقی نبود اما در تنهایی هایم تنها چیزی که می توانست به من آرامش دهد یک همزبان بود.»
اعتراف چهارم: رابطه اشتباه
من با نامزدم در دانشگاه آشنا شدم . ما از همان ترم اول با یکدگیر دوست شدیم. پس از فارغ التحصیلی، هر کدام از ما به شهر خودش برگشت اما پیش از آن با هم نامزد کردیم. من تقریبا همه آخر هفته ها به شهر او مسافرت می کردم.
اما فقط آخر هفته ها در کنار هم بودیم و در طول هفته با دوستان خود خوشگذرانی داشتیم.  پس از چند ماه از این روند خسته شدم و با خودم تصور کردم در شهر خودم هم دختران زیبا و خوب زیادی هستند و من چرا همه روزهای تعطیل خود را در جاده و رفت و آمد می گذرانم؟ این مساله را با او در میان گذاشتم و چند باری او به شهر من می آمد اما پس ا مدتی او نیز خسته شد و با هم تصمیم گرفتیم این رابطه دشوار را پایان ببخشیم.»
اعتراف پنجم: مغایرت احساسی و سبک زندگی
«من همسر سابق خود را در گردهمایی کاهش وزن ملاقات کردم. با هم دوست شدیم و هنگامی که با هم قرار می گذاشتیم و بیرون می رفتیم، هر دو حدود 20 کیلوگرم اضافه وزن داشتیم. من همه رژیم ها و برنامه های ورزشی خود را به دقت و با جدیت فراوان انجام می دادم و به سرعت وزن کم می کردم. اما او به ورزش و رژیم اهمیت نمی داد و در نتیجه کاهش وزنی هم نداشت. پس از اینکه اضافه وزن خود را از بین بردم، اعتماد به نفس بیشتری پیدا کردم.
 زن هایی که قبلا حتی به من نگاه هم نمی کردند مشتاق صحبت با من بودند و این حس خیلی خوبی به من می داد. همسر سابق من از چاقی خود در عذاب بود و به زن های اطراف من حسودی می کرد. یکی از روزهای آخر هفته که او خانه نبود، ما با یکی از این زن ها قرار گذاشتم و با هم بیرون رفتیم. من هرگز این مساله را به همسرم نگفتم اما چند هفته بعد با بهانه های مختلف از او جدا شدم. من تصور می کنم باید با زنی باشم که شبیه من است و ارزش های زندگی او ارزش های من هستند. فردی که طرز فکر و اراده مان شبیه هم باشد.»
اعتراف ششم: نداشتن رابطه عاشقانه
«من و همسرم همیشه خدا با هم جنگ و دعوا داشتیم. برای همه چیز با هم بحث می کردیم این همه تنش اعصاب مرا خورد کرده بود. درست برعکس همسرم، دختری در شرکت ما بود که همه چیز را خیلی راحت می گرفت و رفتار دوستانه ای با همه داشت و شاد بود. یک شب که هر دو تا دیر وقت در شرکت مشغول کار بودیم، تصمیم گرفتیم برای شام با هم بیرون برویم.
همه چیز خیلی عالی بود. او بسیار خوب و پر احساس بود و شبی رویایی با عشقی پاک را با او پشت سر گذاشتم. این اتفاق جراتی در دل من به وجود آورد تا از رابطه ای که همیشه مرا آزار می داد جدا شوم. یک هفته خانه نرفتم و پس از آن از همسر سابقم جدا شدم و اکنون با همکارم در ارتباط هستم.»
اعتراف هفتم: رویاپردازی
«من هنگامی به همسر خود خیانت کردم که با دختری آشنا شدم که ابتدا قصدم تسلی دادن به او بود. او تازه از یک رابطه طولانی جدا شده بود و روحیه خوبی نداشت. ما زمان زیادی را با هم سپری می کردیم تا اینکه به هم علاقه مند شدیم. من تصور می کردم او بهترین زن روی زمین است و من با او خوشبخت خواهم بود. به همین دلیل، از همسرم جدا شدم و سراغ آن دختر رفتم. اما رابطه ما دوامی نداشت و متوجه شدم رویاپردازی بسیار بهتر از واقعیت است.»
اعتراف هشتم: پیدا کردن اعتماد به نفس
«من همیشه خجالتی بودم و به هیچ وجه با جنس زن راحت نبودم. نامزدم نیز مثل من بسیار خجالتی بود رابطه ما مشکلی نداشت اما هیچ هیجان و چیز جالبی هم نداشت. روزی برای کار خود در همایشی شرکت کردم. هنگام شام، خانمی رو به روی من نشسته بود که بسیار جذاب و باهوش به نظر می رسید و من واقعا جذب او شده بودم. از این مساله بسیار تعجب کردم زیرا قبلا چنین تجربه ای نداشتم.
 حس خوبی بود و احساس می کردم در اوج آسمان ها هستم. سعی کردم اعتماد به نفس داشته باشم و با او سر صحبت را باز کردم. در طول همایش و کنفرانس های دیگر نیز با هم صحبت می کردیم و وقتمان را با هم می گذراندیم. من هرگز از این رابطه به نامزدم چیزی نگفتم اما چند ماه بعد از او جدا شدم. پس از جدایی من آن زن جذابی که در کنفرانس ها می دیدم را دیگر هرگز ملاقات نکردم. اما همان رابطه کوتاه، اعتماد به نفس خاصی به من داده بود و متوجه شدم اگر اراده کنم می توانم بیرون بروم و زن دلخواه خود را پیدا و با او ازدواج کنم.»
منبع: برترین ها
کانال تلگرام آسمانیها۹۰

۱۴ نظر

  1. نادیده گرفتن همین مساعل درهنگام ازدواجه که باعث شده از هر5 ازدواج 4 تاش به طلاق بکشه.اما همه اینها دلیل کافی و لازم بر خیانت آقایون یا خانم هانمیشه

  2. این دلایل درسته ولی اگ از خانم ها هم همین سوالاتو بپرسی دلایل خاص خودشونو دارن پس دلیل خیانت نمیشه خیانت اصلا قابل بخشش نیست.

  3. آدم اگه واقعا یکیو دوس داشته باشه به خاطر همچین دلیلایی طرفو ول نمیکنه.فقط زن گرفته بودن که بگن ما هم زن داریم

  4. سلام. همش بخاطر اينكه ما يك كتاب قانون زندگي داريم بنام قران كه ب اون عمل نمي كنيم در اون تمام اينارو شرح داده

  5. دلیل طلاق تو ایران اینه که چیزیو که میخوان و توی دلشونرو یا بخاطر خجالت یا ضعف نمی گن بعد یکی اتفاقی پیدا میشه و اون نقطه ضعف و پیدا می کنه و طرف فکر میکنه عاشقش شده دیگه نمیدونه که اون طرفم از یه جای دیگه ضربه خورده و اعتماد به نفس پیدا کرده و راحت حرف دلشو بیان میکنه .مشکل همه ما اعتماد به نفس که باعث میشه در برابر عشق و رفتار دیگران ضعیف باشیم و نتونیم حرف بزنیم . به نظر من باید قبل از ازدواج به زوجین یاد بدن که چه طوری در مورد احساسات قلبی و جنسی خودشون صحبت کنند . راحت صحبت کردن باعث مشه که انسانها در کنار هم به آرامش و اطمینان برسند. کاش این آموزش برقرار بشه.

  6. با سلام
    هیج کودوم از مسایلی که مطرح شد به خودی خود نمیتونه باعث جدایی شه
    این آدما یه سری انسان بی تعهد و بی مسئولیت و دمدمی مزاج بودن که اصلا نمی دونستن برا چی دارن ازدواج می کنند
    حاضرم باهاتون شرط ببندم که اگه 2 نفر برا ازدواجشون وقت گذاشته باشن و واقعا همدیگرو دوست داشته باشن و متعهد باشن هیچ مشکلی نمیتونه اونارو از هم جدا کنه و میتونن همه مشکلات رو با هم حل کنن.

    • عسل خانم گل گلاب. این اومده یک سری تراوشات ذهنشو با عنوان اعترافات مردانه در سایت درج کرده ،این متن (اعترافات )واقعی نیست ممکنه یه مقدارش واقعیت داشته باشه!! .
      حرفای شما هم کاملا متین و منطقیه که فرمودین:اگر بین دو نفر عشق و علاقه باشه هیچ مشکلی نمی تونه اونارو از هم جدا کنه .
      ولی واقعیت یه چیز دیگه است مطمئنا در اکثر ازدواج ها اول عشق و علاقه هست، چون بدون عشق و علاقه ازدواج کردن بی معنی و پوچه و هستند کسانی که به زور و اجبار خانواده ها شون تن به ازدواج میدن و این افراد هیچ عشق و علاقه ای نمیتونه بینشون حاکم باشه .اما انهایی که به میل و علاقه خودشون تن به ازدواج میدن، حتما عشق و علاقه هم هست که چنین تصمیمی می گیرن.
      اما چرا کار اینها به طلاق و جدایی ختم میشه ؟این برمیگرده به رفتار و کردار و عمکرد دو طرف در طول زندگیشون .حالا میتونه مقصر مرد باشه هم میتونه مقصر زن باشه یا هر دو مقصر باشن، ولی تشخیص این موضوع یا باید بدست قاضی صورت بگیره و یا کسی که به همه مسائل این دو زوج اشراف کامل داشته باشه .والا با بر خورد احساسی نمیشه الکی و بدون اطلاع کسی را متهم کرد

  7. با سلام
    هیج کودوم از مسایلی که مطرح شد به خودی خود نمیتونه باعث جدایی شه
    این آدما یه سری انسان بی تعهد و بی مسئولیت و دمدمی مزاج بودن که اصلا نمی دونستن برا چی دارن ازدواج می کنند
    حاضرم باهاتون شرط ببندم که اگه ۲ نفر برا ازدواجشون وقت گذاشته باشن و واقعا همدیگرو دوست داشته باشن و متعهد باشن هیچ مشکلی نمیتونه اونارو از هم جدا کنه و میتونن همه مشکلات رو با هم حل کنن.

  8. slm..yeki az rahash inke ma dokhtara havaye hamo dashte bashim vaghti kasaei hastan k bf hamo bormizanan mitonan b rahati khiyanat konan…dokhtar pesaraye alan nmidonan donbale chian..cut kardan vasashon adi shode b khatere hamin ham rahat talagh migiran..hamon tor k rahat delmibandan..man khodam tame khiyanato cheshidam…faramosh kardanesh sakhte va az on roz hanoz natonestam b kasi etemad konam

  9. تمام آنچه تحت عنوان اعترافات مردان برای خیانت عنوان شد بی اساس است . علت اصلی خیانت آقایون تنوع طلبی وآزادی عمل داشتن و فرار از یکنواختی بودن زندگی ومقید نبودن نسبت به همسر ( بر عکس خانمهای گل که بسیار متعهد و مقید ن ) میباشد . وگرنه یه خانم هم اگر حس تعهد و مقید بودن نداشت حتما به زندگی با شریک نامناسب خود پایان میداد .
    بفول شاعر که میگفت:
    من نه بتوانم لبی را بارها با شوق بوسیدن
    من تن تازه ، لب تازه ، خدای تازه میخواهم
    ………

  10. اگه همه ی این دلایلی که اقایون واسه جدایی از همسرشون عنوان کردن عکس میبود ایا زنی به همین راحتی خیانت میکرد؟مثلا اگه خانمی خیلی هیکل خوبی داشته باشه و همسرش خیلی چاق باشه اون خانم بیخیال شوهرش میشه میره با یکی دیگه رابطه برقرار میکنه؟نخییییییییر اصلا این طور نیست پس این دلایل خیلی مسخرس واسه جدایی اینا فقط توجیه کاراشونه اگه نه هیچ دلیل منطقیی محسوب نمیشه مخصوصا اون که میگه راهمون دور بود از مسافت خسته شدم!!!!!!!!!!!!

  11. به نظر من اگر هر انسانی بدونه و بفهمه برای چی نیاز به ازدواج داره هیچ وقت دچار مشکل نمیشه بسیاری از انسانها بر طبق آداب و رسوم و خیلی چیزهای مسخره ازدواج می کنند. مثلا سنت به ازدواج رسیده این دختره خوبیه. این خوشگله. این پولدار. این با فرهنگه. این تحصیل کردس …. خیلی ها نمیدونن ازدواج برای چی هست و چه مسولیت و ویژگی های داره.خیلی ها هنوز تکامل پیدا نکردند که بتونند تکمیل کننده همسرشون بشن.برعکس میخان کمبوداشونو با ازدواج ح کنن.

  12. سلام.
    من با رزیتا خانم مبنی بر اینکه آقایون تنوع طلبند موافقم .ولی خدا کنه که این احساس ناگهانی در قلب کسی شکل نگیره چون روح مرد را مخصوصا میخوره.گمانم اگر عارض بشه مثل یک خوره روح شخص رو میخوره.اگر طرف او کمی هم عشوهگر باشه دیگه رهایی از اون کار آسونی نخواهد بود و باید قید دلدادگی را با مشقت زد.
    ولی با آقا رضا اصلا موافق نیستم اینها هیچ ربطی بذارند و با دین و قرآن حل نمیشه.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*